شب قدر

شب قدر

  • إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ

    ما بی‌گمان این (قرآن) را در شب قدر نازل کردیم.
  • وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ

    و چه فهمانیدت (که) شب قدر چیست‌؟
  • لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ

    شب قدر از هزار ماه بهتر است.
  • تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ

    در آن (شب) فرشتگان، با روح ]: سرپرست فرشتگان[ به فرمان پروردگارشان، از هر فرمانی، چیزی و کاری (که مقرر شده) فرود آیند.
  • سَلَامٌ هِيَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ

    آن (شب) تا درخشش شکاف صبحگاهان، صلح و سلام است.

سوره قدر قدرش در ميان ساير سور در نزد اكثر مجهول است، آيات پنجگانه اين سوره نخست اهميت وحى قرآنى را به ميان آورده، سپس فرودگاه اين وحى را، و بعد از اين منزلت شب قدر و در آخر كار استمرار فرود آمدن ملائكه و روح را در فرودگاههاى مستمر نزولهاى قرآنى و غير قرآنى به ميان آورده كه تا طلوع فجر آخرين رسالت يعنى قيام جهان شمول حضرت مهدى عليه السلام ادامه دارد.
اين قدر تمامى منزلتها و قدرهاى وحيانى، فرودگاه هايش، شبهايش و ... در بر دارد.
در نخستين قدر وحيانى قرآن كه مشتمل بر قرن محكم و مختصر است، «ليلة» يك شب است كه تائش تاى وحدت است. شبى مبارك (۴۴:۳۵) در رمضان (۲:۱۸۵) كه يكجا اين قرآن با چهره فروزان اجماليش بر قلب حضرتش نازل گشته، و اين دو «نا» در «انِا» و «انزلنا» اشاره اى است به جمعيت صفات رحيمى ويژه و مطلق ربانى در اين نخستين تنزيل قرآنى.
ليلة القدر داراى دو بعد نازل: قرآنى، و منزل قلب محمدى صلى الله عليه و آله و شباهنگام اين فرود آمدن مجيد است. اين شب يگانه از هزار شب بهتر است، كه در بعد عمومى مبالغه اش منظور كل شبهاى تاريخ وحيانى است كه تمامى رسالتهاى ربانى متسلسل را شامل است، و نيز تمامى شبها را در بردارد، كه اين «خير» برابرش تمامى خيرات و شرور كل زمانهاى تكليف است.
ودر بعد خصوصى شر هزار شبه سلطه اموى است كه ۹۲ سال به طول انجاميد، ونيز هر گونه شر اموى در مثلث تاريخ.
در جمع برتريش از كل شرور روشن است كه بالاخره بر تمامى اينها در زمان آخرين به گونه اى مطلق، و در ساير زمانها از نظر حجت و واقعيت، و نسبت به كل خيرات تاريخى هم بهتر است. تا اينجا بخش نخستين و برترين اين فرود آمدن فرشتگان و روح است، سپس استمرارش كه اينجا (تاء) ليله به معنى جنس است در دو بخش، نخست بخش تتمه رسالت محمدى تا هنگام رحلتش، كه در قرآن مفصل و وحى سنتى بر حضرتش نازل مى آمده، و پس از رحلتش بر خلفاى معصومش كه همچنان منزلگاه و پايگاه منزل فرشتگان و روح بوده است و مى باشد، كه اكنون ولى امر است، آغازش على عليه السلام و در اين ميان ساير معصومان عليهم السلام كه از جمله حضرت صديقه كبرى عليهاالسلام است، و اين نزول دومين رسالتى نيست كه خليفه و موقعيت عصمت است.
بر نزول دو بعدى قرآن آياتى مانند آيه قدر، بقره و حم و نيز آيات (۱۳:۳۹)، (۴۳:۲)، (۴۱:۲)، (۱۱:۱) و (۷۵:۱۶:۱۹) گواه است، كه نخست قرآن يك شبه بر حضرتش نازل گرديد، و سپس در طول رسالتش نزول قرآن سه مرحله اى است.
۱ـ بخشى از قرآن مفصل تا شب قدر نخستين كه حدود پنجاه شب از آغاز وحى است ۲ـ شب قدر در نزول محكمش و ۳ـ نزول مفصل بقيه قرآن تا پايان عمر شريفش.
وسائل كل اين نزولهاى دو گانه برحضرتش و نزول يگانه بر خلقاى معصومش "الملائكه و الروح"اند.
«الملائكه» كه جمعى با (لام) است به اصطلاغ اشتغراق و شمولى است كه حتى جبرائيل و عزرائيل را شامل است، و «الروح» كه در برابرشان به عنوانى شاخص آمده طبعا از فرشتگان نيست، بلكه برتر از همه آنان است. آياتى هم مانند (۷۸:۳۸) و (۷۰:۴) اين گونه تقابلى رادر بردارد، گرچه "روح القدس" (۲:۸۷) (۲۵۳ و ۵:۱۱۰) و "روح منه" (۴:۱۷۱) و الروح من امره (۴۰:۱۵ـ۱۶) و الروح الامين (۶:۱۹۳) و روحا من امرنا (۴۲:۵۲) نيز موجود است، ولى روح مطلق پس از الملائكه در همان سه آيه پيش بيش نيست، كه قدرش در بزرگترين قدر در دنيا، و قيام عروجيش بزرگترين قيام ها و عروجها است.
كل امر كه اعم است از امور و اوامر كل امرى است كه نزولش بر اين بزرگواران امكان دارد. كه اولاً در انحصار مقام ربوبيت نيست و در ثانى لازمه رسالت آخرين و خلافتش مى باشد كه گرچه مشتمل بر كل احكام است ولى شامل تمامى موضوعات نيست، مگر آنچه به صلاح اين مقام و مصلحت امت اسلامى است. و با مراجعه هاى مجدد بايد گفت در مهمترين شب سال مهمترين وحى كه روح وحى است بر روح رسالت توسط روح فرشتگان به همراهى تمامى آنان نازل گشته، چنانكه در تورات است كه در كوه فاران (:حرى) به وسيله هزاران نفر از فرشتگان وحى قرآنى بر حضرت اقدس محمدى نازل كردند.