پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر آیت الله‌العظمی دکتر محمد صادقی تهرانی

مسئله ۸۶۷

«دروغ» به‌‌معنى گفتن يا نشان دادن خلاف واقع است، و حدود سيصد بار در قرآن با مذمت فراوان و با الفاظ و صيغه‌‌هاى گوناگونش آمده، و داراى چند بعد است، كه گاه در تمامى ابعاد عقيدتى و در عالم واقع دروغ است كه نه به‌‌آن‌‌چه گفته معتقد است، و نه گفته‌‌هايش واقعيتى دارد، و گاه اين دروغش يك بعدى است كه آن‌‌چه گفته واقعيت دارد ولى به‌‌آن واقعيت معتقد نيست، يا بالعكس به‌‌آن معتقد است ولى واقعيتى ندارد، و اين هر سه با اختلاف كيفيت و كميّت ابعادش تماما دروغ است و راستا بودن مكلفان در تمامى ابعاد واجب است گرچه داراى درجاتى چند است. و خلافش نيز داراى دركاتى است.
گاهى هم از نظر اعتقاد و نيت و واقعيت راست است ولى چهره‌‌ى دروغ دارد كه «توريه»اش مى‌‌نامند، و اگر از اين چهار ضلع بيرون باشد راست به‌‌تمامى معنى است.

مسئله ۸۶۸

دروغ در انحصار خبر دادن به‌‌خلاف واقع در هر بعدش نيست، كه به‌‌اصطلاح انشايى هم كه خبرى دروغ را دربر گيرد نيز دروغ است، كه اگر به‌‌كسى بگويند بفرماييد سر سفره غذا ولى نه سفره‌‌اى در كار است و نه غذايى، و يا يكى از اين دو هست و ديگرى نيست و يا آمادگى پذيرايى را نداريد، اين نيز با هر سه واژه‌‌اش دروغ است كه گزارشى ضمنى از خلاف واقع است.

مسئله ۸۶۹

قاعده‌‌ى هميشگى و همگانى دروغ در هر چهار چهره‌‌اش، و دو گونه‌‌ى اخبار و انشاءش حرام و ناهنجارى است، مگر در مواردى كه در كتاب يا سنت مستثنى شده، و يا براساس دلالتى روشن از كتاب و سنت برخوردى با مهم‌‌تر از دروغ كند كه اين دروغ واجب است، و يا با مهمى ديگر كه هم‌‌آهنگ او است كه اين دروغ نه واجب است و نه حرام، كه اگر شما به‌‌اضطرارى ناخواسته دچار يكى از چند نوع دروغ همسان شدى هر يك از آن‌‌ها براى شما حلال است و نه همه‌‌ى آن‌‌ها، و اگر دچار دروغى براى حفظ جان يا مال يا عرض يا ناموس و يا هر چيز مهم‌‌تر از حرمت دروغ شدى، در اين‌‌گونه موارد كه شايسته و صلاح باشد، چنان دروغى چون مصلحتش بيشتر است يا حرام نيست و يا واجب است، چنان‌‌كه در زمينه‌‌ى تقيّه نيز چنان است، البته با رعايت اهم در برابر مهم، كه دروغ گفتن از راست گفتن خطر و ضررش كم‌‌تر باشد*. و در موارد حفظ اهم چنان كه دروغ گفتن واجب است راست گفتن هم حرام است، و اين خود از مهم‌‌ترين زمينه‌‌هاى توريه در حد امكان است.

مسئله ۸۷۰

در مواردى كه دروغ جايز و يا واجب است حتى‌‌الامكان بايستى توريه كرد، كه از كلام دروغين نيت معنايى‌‌درست و صحيح كنى، تا در حد امكان از خلاف واقع دور شوى، چنان‌‌كه حضرت ابراهيم عليه‌‌السلام در پاسخ نمروديان درباره‌‌ى شكستن بتان فرمود: «بَلْ فَعَلَهُ كَبيرُهُمْ هذا فَاسْألُوهُمْ إنْ كانُوا يَنْطِقُونَ» (سوره‌‌ى انبيا، آيه‌‌ى 63) «بلكه اين شكستن بت‌‌ها كار بزرگ بتان است پس از آن‌‌ها بپرسيد اگر كننده‌‌اند» و اين‌‌جا «اگر…» در نيت ابراهيم در رابطه‌‌ى با كار بت بزرگ است كه اگر اين بتان سخن بگويند اين كار كار بزرگ‌‌ترينشان است، ولى چون توان سخن گفتن ندارندپس كار او نيست، و اين‌‌جا حضرتش با اين توريه هم دروغ نگفته و هم شعور بت‌‌پرستان را به‌‌حركت آورده كه «ثُمَّ نُكِسُوا على رُئوسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ ما هولآءِ يَنْطِقُونَ»(سوره‌‌ى انبياء، آيه‌‌ى 65) «سپس سرافكنده شدند و گفتند به‌‌راستى دانسته‌‌اى كه اينان سخن نمى‌‌گويند».
و نيز به‌‌هنگامى كه نمروديان براى پيش‌‌گيرى از چنان حادثه‌‌اى حضرتش را براى روز عيدى دعوت كردند كه با آنان به‌‌بيرون شهر برود اين‌‌گونه عذر آورد كه «إنّى سَقيمٌ»: من به‌‌شدت بيمارم، كه قصدش از اين بيمارى، بيمارى روحى و وجدانى بود كه چرا اين گروه انبوه سر به‌‌آستان بتان بى جان مى‌‌سايند، و بالاخره تا امكان توريه است دروغ رسمى هرگز حلال نيست زيرا تنها اضطرار ناخواسته است كه در ابعاد گوناگونش دروغى را حلال مى‌‌كند، و كسى كه مى‌‌تواند توريه كند و يا آن را ياد گيرد تا در اين‌‌رقم مهلكه‌‌ها خود را از آسيب بى‌‌دينان برهاند هرگز اضطرارى به‌‌دروغ رسمى ندارد، وانگهى از باب قاعده‌‌ى «الْضرواتُ تُقَدَّرُ بِقَدَرِها»دروغ ـ هم ـ تنها به‌‌قدر ضرورت ـ ناخواسته ـ حلال مى‌‌شود، و در صورتى كه بتوان با توريه كه دروغى كم رنگ و ظاهرى است ضرورت را برطرف كرد نوبت به‌‌دروغ رسمى واقعى نمى‌‌رسد.

مسئله ۸۷۱

از نظر اين‌‌كه توريه خود نيز بخشى از دروغ است، تنها در موارد استثنايى جايز و يا واجب مى‌‌شود، زيرا سخنى كه شنونده را به‌‌خلاف واقع مى‌‌كشاند، از اين نظر كه بخش مهم دروغ است حرام بوده، و در حال عادى و بدون عذر محكوم به‌‌حكم دروغ است، و شرع اقدس الهى از مؤمنان چنان خواسته كه حتى‌‌الامكان به‌‌راستى گرايند و راستا زندگى كنند. و از هرگونه گزاف‌‌گويى و خلاف واقع بپرهيزند، و اين چهار گونه دروغ كه برشمرديم با اختلاف ابعاد گناهشان، جملگى در زير پوشش واژه‌‌ى «دروغ» حرامند، و هيچ‌‌گاه سه بعد نخستشان هم حلال نيست، زيرا در حال ضرورت نيز بايستى توريه كرد، مگراين‌‌كه امكان توريه نيز از دست برود و يا مكلف نداند يا نتواند توريه كند كه «لا يُكَلِّفُ اللّه‌‌ نَفْسا إلاّ وُسْعَها»، «خدا هرگز كسى را به‌‌جز اندازه‌‌ى كشش و كوشش و توانش به‌‌چيزى مكلف نمى‌‌كند».

مسئله ۸۷۲

دروغ برحسب ابعاد و محتوايش از نظر حرمت يكسان نيست، و هر اندازه ابعاد و محتواى دروغ بيشتر و ناهنجارتر باشد گناه دروغ نيز بيشتر است، كه حكمى را به‌‌دروغ به‌‌خداى تعالى بستن يا سخنى به‌‌دروغ از كسى در امور عادى نقل كردن هرگز يكسان نيست، كه آن دروغ كفر و يا در مرز كفر است و اين دومى فسق و گناهى عادى است و ميانگينش دروغى ميانه است.

مسئله ۸۷۳

آيا تنها دروغى حرام است كه زيان آور است، كه اگر هرگز زيانى نداشته باشد گناه نيست؟ آيات و رواياتى كه دروغ را مورد مذمت قرار داده در اختصاص دروغ زيانبار نيست، وانگهى زيان دروغ هم در انحصار زيان به‌‌ديگرى كه به‌‌او دروغ گفته‌‌اى نيست، بلكه زيانش نخست به‌‌خود شما است كه خود را به‌‌گزاف گويى و حقايق را وارونه جلوه دادن آلوده كرده‌‌اى.
آرى! راست گفتن هم‌‌چون راست انديشيدن و راست معتقد بودن و راست عمل كردن، در راستاى ايمان به‌‌خداى متعال از صفات راست مؤمنان است كه هرگز به‌‌كجى نمى‌‌گرايند، و حتى‌‌الامكان به‌‌كژى و دروغ آلوده نمى‌‌شوند.

مسئله ۸۷۴

گناه دروغ هرگز ويژه‌‌ى سخن دروغ نيست كه كارى دروغ و نوشته‌‌اى دروغ و سكوتى دروغين و هرگونه نمايشى كه حقايق را وارونه جلوه دهد نيز دروغ و گناه است، و اگر هم چيزى به‌‌گزاف بنويسى، و يا امضا يا تصديق نوشته‌‌اى دروغين را بكنى، و يا با اشاره يا عملى چيزى را برخلاف واقع نمايش دهى، يا در برابرش سكوت كنى همه‌‌ى اين‌‌ها دروغ است، و گناه دروغ هم ـ چنان‌‌كه گذشت ـ برحسب ابعاد و محتوايش نيز داراى مراحلى است و نه آن‌‌كه همه‌‌ى دروغ‌‌ها با يك چوب رانده شوند.

مسئله ۸۷۵

دروغ و يا توريه كه دروغى كمرنگ است در صورتى به‌‌اضطرار و تقيه حلال مى‌‌شود كه دروغگو خودش سبب اين اضطرار يا تقيه نباشد، زيرا «الاّ مَا اضْطُرِرتُمْ» تنها اضطرارى را موجب حلال شدن حرامى مى‌‌كند كه ناخواسته و بدون اختيار پيش آيد، زيرا به‌‌اصطلاح ادبى به‌‌صيغه مجهول است كه «اگر مضطر و ناچار شديد» و نه معلوم، كه اگر اضطرارى پيش آيد چه خواسته‌‌ى شما و چه ناخواسته، بنابراين دروغ يا توريه در زمينه‌‌ى اضطرار يا تقيه و يا هر عذرى ديگر در صورتى حلال است كه شما خودت اين اضطرار را نخواسته‌‌اى، و موجب آن نشده‌‌اى بلكه تنها اضطرارى ناخواسته پيش آمده كه دروغ و يا هر حرامى برابر يا سبك‌‌تر از دروغ را در حالت اضطرار حلال مى‌‌كند، وگرنه اين حرام در حالت اضطرارهاى ديگر هم همچنان حرام است، گرچه از نظر حفظ مال يا جان و يا هر مهم ديگرى واجب باشد، كه اين‌‌جا به‌‌اصطلاح اصولى، اجتماع امر و نهى بوده كه هم واجب و هم حرام است، زيرا خود موجب آن شده‌‌اى كه هم فعلش حرام است و هم تركش، فعلش چون در اصل حرام بوده‌‌و اين اضطرار خود خواسته حلالش نمى‌‌كند، و تركش نيز حرام است زيرا حفظ جان و مال و مانند اين‌‌ها واجب‌‌تر است.

مسئله ۸۷۶

دروغ در زمينه‌‌ى اصلاح ذات‌‌البين ضرورتى است اخلاقى كه مؤمن بايستى به‌‌هر وسيله‌‌اى كه در امكانش هست اختلاف فى مابين را برطرف كند كه «فَاتَّقُوا اللّه‌‌ وَ اَصْلِحُوا ذاتَ بَيْنِكُمْ» (سوره‌‌ى انفال، آيه‌‌ى 1) و «إنَّما الْمؤمنونَ إخْوَةٌ فَأصْلِحُوا بَيْنَ أخَوَيْكُمْ» (سوره‌‌ى حجرات، آيه‌‌ى 10) اصلاح ذات البين را از واجبات اجتماعى مقرر كرده، و اين‌‌جا دروغى كه فسادى ندارد و يا فسادش كم‌‌تر از اصلاح است، و يا تنها مصلح است اين دروغ‌‌ها واجب است، چنان‌‌كه در رواياتى بدين معنى تصريح شده است *.

محتوای بیشتری برای نمایش وجود ندارد.