مسئله ۱۷

مسئله ۱۷

در تشخيص تقواى بيشتر احياناً خود مكلف مى تواند موفق تر از ديگران باشد، و يا از هر راه صحيح شرعى ديگرى به دست آورد، مثلًا احتمال نمى دهد كه اين مرجع حقيقت را فداى مصلحت! كند، و يا اين احتمال در اين شخص كم تر از ديگران است، ولى در تشخيص اعلم بودن يا گواهى دو عادل از اهل خبره ى قرآنى كه معارض برابر يا برترى نداشته باشند، و يا شهرت و شياع سالم و بى دوز و كَلَك كه براساس حقيقت نگرى باشد، و يا مكلفى كه خود اهل خبره و تشخيص در مسائل فقهيه است بتواند با بررسى نظرات مجتهدان نظر برتر را در اين ميان يا به طور اطمينان و يا- لااقل- احتمال عرفى و عقلايى تشخيص دهد، كه در هر صورت تقليد از اين شخص واجب است، ولى اگر به هيچ وسيله ى ممكنى نه اطمينان به اعلميت يافت و نه احتمال، اين جا مخير است، از هر كدام بخواهد پيروى كند، و يا تقليدش را ميان آنان پخش نمايد، و
مسأله ی رجوع به اهل خبره اصلى است وجدانى و فطرى و شرعى كه اگر خودت از اهل خبره در مسائل شرعيه نيستى به خبرگان در اين سامان مراجعه كنى، تا بر پايه ى خبره بودنشان شخص مورد اعتمادِ برترِ از نظر علم و تقوى را به شما معرفى كنند و اين خبره گى و شهرت در انحصار پژوهشگران قرآنى است و بس و نه غيرقرآنى كه بيانگر احسن القول نيست بنابراين چون مايقين داريم كه حوزه هاى علميّه ما متأسفانه مبناى صد در صد قرآنى ندارند، بنابراين نوعاً نمى توانند در اين مسائل مورد مشورت قرار گيرند.