مسئله ۴۲

مسئله ۴۲

اگر آبى متنجس آثار نجاستش به هر وسيله اى از بين برود پاك خواهد شد، چه در اثر كارهايى شيميايى و يا در تصفيه ى طبيعى زمين، زيرا شرط تنجس همان فعليت تغيير آب با اوصاف نجاست است، و آيا آب هاى صافى كه از زمين مى جوشند، و اصل و منشأشان- احياناً- آب هاى آلوده است هم چنان متنجس اند؟ تا آب تصفيه شده با وسائل فيزيكى و يا شيميايى هم چنان ناپاك باشد! اين جا جاى قاعده استصحاب هم نيست، زيرا اولًا موضوع عوض شده، و در ثانى چنان آبى مشمول دليل طهارت است. بنابراين «متنجس»- و نه عين نجس- به هر شكلى با چيز ديگرى- جز در حالت رطوبت- ملاقات كند- گرچه يكى از اوصاف متنجس را به خود گيرد- هرگز آن را محكوم به حكم خود نخواهد كرد، چه در برخورد اول و چه در برخوردهاى تَسلسُلِى ديگر، و روى اين اصل تنها نجس و آن چه به وسيله ى برخورد با نجس تأثر يافته حكم نجس و متنجّس را دارد و بس مگر با انتقال خود متنجس به جايى پاك چنان كه گذشت. آب مضاف هم در صورتى نجاست بردار است كه هم چون آب مطلق با تغيير به نجاست محكوم به ناپاكى گردد، كه در غير اين صورت پاك است مثلًا اگر نجاستى در چاه نفتى ريخته شود هرگز اين نفت نجاست بردار نيست، «۱» زيرا هرگز از نظر شرعى دليلى بر اين نداريم، و تنها امتيازى كه آب مطلق بر آب مضاف دارد اين است كه برطرف كردن حدث اكبر و اصغر تنها به وسيله ى آب مطلق است.