مسئله ۴۳۱

مسئله ۴۳۱

كفاره‌‌ى روزه در صورتى است كه بدون عذر روزه‌‌ى واجب را تعمدا ترك كند و يا عمدا موجب حرام شدن روزه شود، كه اكنون يكى از سه كفاره: سير كردن شصت تهى‌‌دست گرسنه، يا روزه داشتن شصت روز پياپى و يا آزاد كردن مؤمنى كه دربند است.
و اگر تعمدا افطار به‌‌حرام كند علاوه بر قضا كفاره‌‌ى جمع نيز واجب مى‌‌شود، كه اين هر سه را بايستى انجام دهد، و اين‌‌جا بدل از آزاد كردن يك بنده بايستى بهاى يك انسان زرخريد را هم با ارزش آن زمان و با محاسبه قيمتش در اين زمان به‌‌مستمندان بپردازد، و يا مؤمنى درگير و دار بدهى را از اين گير و دار نجات بخشد، چه با پرداختن بدهيش و يا با وسيله‌‌اى ديگر كه اين‌‌هم آزاد كردن مؤمن دربند است.
و اگر بيمار، بيماريش تا رمضان ديگر ادامه يابد قضاى روزه از او ساقط نمى‌‌شود خصوصا در صورتى كه در عدم بهبوديش مقصر باشد. زيرا «فَعِدَّةٌ مِنْ ايّامٍ أخَرَ» با اطلاقش زمان‌‌هاى سلامتى او را تا پايان عمر دربر دارد و روايات هم در نفى و اثبات متضاد است، و احتياطا كفاره‌‌ى اطعام هم اضافه‌‌ى بر قضا واجب است*.