مسئله ۵۷۴

مسئله ۵۷۴

تمامى كلاه‌‌هاى ـ به‌‌اصطلاح ـ شرعى! در ربا و غير ربا شرعا ممنوع است، و شرعى كه هرگونه كلاه‌‌گذارى و كلاه‌‌بردارى را ممنوع كرده چگونه ممكن است خودش در باب ربا ـ كه بدترين مفت‌‌خوارى ظالمانه‌‌ى ناهنجار است ـ با كلاه شرعى! آن را اجازه دهد، و آيا اين كلاه‌‌هاى شرعى خطر خانمان‌‌سوز ربا را از بين مى‌‌برد؟ و آيا شارع مقدس عاجز است كه بدون كلاه ربا را در بعضى موارد تجويز كند كه متوسل به‌‌كلاه شرعى نگردد؟ و اين‌‌جا رواياتى هم كه درباره‌‌ى كلاه شرعى در رباخوارى به‌‌ما رسيده، از جعليات و كلاه‌‌هاى شرعى رباخواران غدّار و مكّار است، و شما كه مثلاً مبلغ يكصد هزار تومان را به‌‌ضميمه‌‌ى يك قوطى كبريت يك‌‌ساله به‌‌مبلغ يكصد و چند هزار تومان به‌‌ديگرى مى‌‌فروشيد، آيا در حقيقت فروش كرده‌‌ايد و يا قرض داده‌‌ايد؟ اگر قرض است كه همان را كه قرض داده‌‌ايد بايد به‌‌شما برگردد كه مبلغ مزبور و قوطى كبريت است، و اگر فروش است بايد ديد كدام عاقل و حتى ديوانه‌‌اى يك قوطى كبريت را چند هزار تومان خريدارى مى‌‌كند، كه اگر هم كسى چنان معامله‌‌اى را بكند به‌‌حكم بدترين سفاهت و سبك مغزى معامله‌‌اش باطل است.
و در خبر است از رسول خدا صلى‌‌الله‌‌عليه‌‌و‌‌آله كه «إنَّ الْقَوْمَ سَيُفْتَنُونَ بَأمْوالِهِمْ…وَ يَسْتَحِلُّون حَرامَهُ بالشُّبَهاتِ الكاذِبَةِ وَ الأهْواءِ السّاهِيَةِ فَيَستَحِلُّونَ الْخَمْرَ بِالنَّبيذِ وَ السُّحْتَ بِالْهَديَّةِ وَ الرِّبا بِالْبَيْعِ»* «مردم به‌‌وسيله‌‌ى اموالشان مبتلا مى‌‌شوند…حرام خدا را با شبهات دروغ و هواهاى خطا حلال مى‌‌پندارند…و ربا را به‌‌وسيله‌‌ى بيع حلال مى‌‌شمارند».
اين‌‌جا پر روشن است كه اين چند هزار تومان در برابر مدت يك‌‌سال است گرچه مثلاً چند تومانش هم در مقابل قوطى كبريت باشد بيعى سفيهانه و حرام است.
و چنان‌‌كه مى‌‌بينيم حضرت امام رضا عليه‌‌السلام نسبت به‌‌چنان كلاه‌‌گذارى سرزنش شديد كرده مى‌‌فرمايد: «لأنَّ الاِنسانَ إذا اشْترى الدِّرْهَمَ بِالدِّرهَمَيْنِ كانَ ثَمَنُ الدِّرهَمِ دِرهَما وَ ثَمَنُ الآخَرِ باطلاً فَبَيْعَ الرِّبا وَ شِراءُه وَكْسٌ عَلى كُلِّ حالٍ عَلَى الْمُشْتَرى وَ عَلَى الْبايِعِ» زيرا انسان هنگامى كه درهمى را به‌‌دو درهم بخرد بهاى يك درهم يك درهم است و بهاى درهم ديگرى باطل ـ و مفت‌‌خوارى است، پس فروش ربوى و خريدش در هر حال بر هر دوى خريدار و فروشنده نحس و نارواست.
آيه‌‌ى (۱۶۳) اعراف اين كلاه شرعى را در قصه‌‌ى حرمت صيد ماهى در روز شنبه به‌‌عنوان «إذيَعْدُونَ فى السَّبْتِ» ياد كرده كه چون ماهى‌‌ها دانسته بودند روز شنبه صيدشان ممنوع است گروه گروه در برابر ديدگان يهوديان خودنمايى و خوش‌‌رقصى مى‌‌كردند، و در روزهاى ديگر ناپديد مى‌‌شدند، ولى اين يهودى‌‌ها روزهاى شنبه راه برگشتنشان را مى‌‌بستند و روزهاى يك‌‌شنبه به‌‌بعد صيدشان مى‌‌كردند، كه خدا مرتكبين اين كلاه شرعى! را به‌‌بوزينه تبديل كرد و كسانى را هم كه نهى از اين منكر نكردند يا چه بدتر كه نهى‌‌كنندگانى را نيز از نهيشان نهى كردند، به‌‌عذابى ديگر مبتلا ساخت، و تنها نهى‌‌كنندگان از اين كلاه شرعى در اين معركه نجات يافتند! و آيا كلاه شرعى يهودى اين‌‌گونه حرام است، ولى كلاه شرعى مسلمان نوش جان و حلال است؟!!!