مسئله ۷۴۹

مسئله ۷۴۹

«وصيت معنى عموميش سفارش، و به‌‌اصطلاح شرعى خصوصيش سفارش به‌‌انجام كارهايى است كه براى پس از مرگ بايستى انجام گردد، و چون حالت پس از مرگ استمرار حالت زندگى است مسئوليت‌‌هايى كه شخص مسلمان در زندگى نسبت به‌‌كسانى شايسته از نظر كمك مالى دارد حتى‌‌الامكان بايستى براى پس از مرگش زير پوشش وصيتش انجام گيرد، كه اگر مالى بر جا گذاشت چنان‌‌كه در زندگيش واجباتى مالى نسبت به پدر و مادر و فرزندان و نواده‌‌گان و نزديكتران و نزديكان و يا شايستگان ديگر داشته بايستى در وصيتش نيز آن‌‌ها را نسبت به زمان پس از مرگش منظور دارد، كه از يك سوم مالش حفره هايى را كه با سهميه‌‌ى ارث پر نمى‌‌شود پر كند، و كسانى را هم كه از نظر طبقه‌‌ى ميراث ارث‌‌بر نيستند در اين وصيت منظور دارد.
روى همين اصل آيه‌‌ى وصيت آن را تكليفى بس واجب برشمرده* كه «كُتِبَ عَلَيْكُمْ إذا حَضَرَ أحَدَكُمُ الْمَوْتُ إنْ تَرَكَ خَيْرا الْوَصِيَّةُ لِلْوالِدَيْنِ وَ الأقْرَبينَ بِالْمَعْرُوفِ حِقّا عَلَى الْمُتَّقينَ» (سوره‌‌ى بقره، آيه‌‌ى ۱۸۰) «بر شما نوشته شده هنگامى كه مرگ يكى از شما را فرا رسيد اگر خيرى (مال و يا حق مالى افزون بر نياز وارثان) بر جاى گذاشت براى پدر و مادر و ـ ساير ـ نزديك‌‌تران وصيت كند و اين خود به شايستگى حقى است برعهده‌‌ى
پرهيزكاران».
اين‌‌جا طبقه‌‌ى اول ارث منظور شده‌‌اند زيرا برطرف ساختن نياز اينان بر ديگران مقدم است، و اگر اينان چندان نيازى ندارند و سهميه‌‌ى ارث برايشان كافى است نوبت به ديگران مى‌‌رسد، و اين «خيرا» نه «مالاً» مال و يا حقى مالى است كه گنجايش وصيتى را دارد، كه اگر وصيتى مالى نسبت به وارثان زيان بار باشد «خيرا» نيست بلكه ـ شرا ـ است كه چنان وصيتى هرگز درست نيست و باطل است بنابراين وصيتى «خيرا» است كه در جهت خير و صلاح و ضرورت زندگى وارث باشد ، كه كاستى از آن برايش زيان‌‌بار و شرا است.
آرى! «خير» اعم از مال است و مالى خير است كه راه‌‌گشا و مؤنه‌‌ى خير ديگرى شود و داراى گنجايش وصيت ثلث نيز باشد.
سپس مى‌‌بينيم نسبت به‌‌ساير نزديكان كه طبقات بعدى ارثند، و نيز ديگرانى هم كه از جمله‌‌ى ارث‌‌بران نيستند، مقرر شده كه وارثان در حدود امكانشان چيزى به‌‌آنان بدهند كه «وَ إذا حَضَرَ الْقِسْمَةَ أولُوا الْقُربى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينُ فَارْزُقُوهُمْ مِنْهُ وَ قُولُوا لَهُمْ قَولاً مَعْرُوفا» (سوره‌‌ى نساء، آيه‌‌ى ۹) «و هنگامى كه در قسمت ميراث خويشاوندان و يتيمان و مستمندان حضور يافتند از اين ميراث به‌‌آن‌‌ها نيز روزى دهيد و به‌‌آنان سخنى نيكو و شايسته گوييد».
و اين‌‌جا آيه‌‌ى وصيت حدودى را مشخص نكرده، لكن برمبناى رواياتى قطعى محدود به‌‌يك‌‌سوم اموال شده، و اين هم با چهره‌‌ى آيات وصيت سازگار است، زيرا ميراث اصل است و وصيت هم در صورت خير و صلاح فرع آن است.
و در آيات ارث (در سوره‌‌ى نساء، آيات ۱۱ و ۱۲) چهاربار وصيت با دين از «ماترك» استثنا شده است، با اين فرق كه دين تنها داراى حتميت مؤكّد است ولى وصيت اضافه بر ميراث اصلى حتميتى فرعى دارد كه در سوره‌‌ى نساء، آيات ۱۱ و ۱۲ «مِنْ بَعْدِ وَصِيَّةٍ يُوصى بِها أوْ دَيْنٍ…يُوصينَ بِها أوْ دَيْنٍ…توصونَ بِها اَودَينْ…يوصى بِها اَودَيْن .» دراين آيات شريفه وصيتى از ماترك قابل توجه قرار گرفته‌‌كه «خيرا» را يكى از واجبات آن دانسته است.