مسئله ۸۰۵

مسئله ۸۰۵

در كشتن حيوان كافى است كه تتمه‌‌اى از زندگيش باقى مانده باشد كه «إلاّما ذَكَّيْتُمْ» هم اصولاً در همين زمينه است كه اگر حيوانى را به‌‌غير وسيله‌‌ى شرعى زخمى كنند و يا به‌‌هر وسيله‌‌اى در شرف مردن باشد، اگر شما در آستانه‌‌ى مرگش فرارسى و تتمه‌‌ى جانش را به‌‌وسيله‌‌اى شرعى بگيرى اين خود تذكيه و مورد آيه‌‌ى تذكيه است زيرا «الا ماذكيتم» پس از عواملى كشنده ياد شده كه اگر با كشتن شرعى شما، تتمه‌‌ى جانش گرفته شود حلال است و علامت زنده بودنش هم اين است كه چشمى بر هم زند ويا دمى يا پايى بجنباند، و اگر هم چنان نكرد در صورتى كه شما تتمه‌‌ى جانش را گرفته‌‌اى اين خود تذكيه است كه به‌‌معنى فرارسيدن آستانه مرگ حيوان است، و بالاخره اين تتمه‌‌ى جان اگر به‌‌وسيله‌‌ى كار شما بيرون رفت خود تذكيه است، ولى اگر اين كشتن شما اثر اضافه‌‌اى نداشت تذكيه هم كه تتمه‌‌ى جان را گرفتن است انجام نشده و گوشتش حرام است.
و «تم» در «ذكيتم» گرچه خطاب به‌‌مسلمانان است، ولى هرگز ويژگى كشتن حيوان را به‌‌مسلمان نمى‌‌رساند، زيرا نخست كشته‌‌ى هر مسلمانى براى ساير مسلمانان كه اين حيوان را نكشته‌‌اند بى‌‌شك حلال است، زيرا اكثريت مطلق‌‌اند در ثانى اين مسلمان است كه برمبناى اسلام كشتنش نيز اسلامى است، و اگر به‌‌جاى «ذكيتم» «ذُكِّىَ» بود شرائط اسلامى هم در كار نبود بنابراين ما از «تُم» در «ذَكَيْتُم» كه خطاب به‌‌مسلمين است فقط شروط اسلامى ذبح را استفاده مى‌‌كنيم و نه مسلمانى ذبح كننده را كه اگر فردى مسيحى يا هر دين غيرالحادى ديگر حيوانى را رو به‌‌قبله، و بابسم‌‌اللّه‌‌ درست سرش را ببرد اين حيوان حلال است و هيچ دليلى بر حرمتش نيست.