مسئله ۸۷۰

مسئله ۸۷۰

در مواردى كه دروغ جايز و يا واجب است حتى‌‌الامكان بايستى توريه كرد، كه از كلام دروغين نيت معنايى‌‌درست و صحيح كنى، تا در حد امكان از خلاف واقع دور شوى، چنان‌‌كه حضرت ابراهيم عليه‌‌السلام در پاسخ نمروديان درباره‌‌ى شكستن بتان فرمود: «بَلْ فَعَلَهُ كَبيرُهُمْ هذا فَاسْألُوهُمْ إنْ كانُوا يَنْطِقُونَ» (سوره‌‌ى انبيا، آيه‌‌ى ۶۳) «بلكه اين شكستن بت‌‌ها كار بزرگ بتان است پس از آن‌‌ها بپرسيد اگر كننده‌‌اند» و اين‌‌جا «اگر…» در نيت ابراهيم در رابطه‌‌ى با كار بت بزرگ است كه اگر اين بتان سخن بگويند اين كار كار بزرگ‌‌ترينشان است، ولى چون توان سخن گفتن ندارندپس كار او نيست، و اين‌‌جا حضرتش با اين توريه هم دروغ نگفته و هم شعور بت‌‌پرستان را به‌‌حركت آورده كه «ثُمَّ نُكِسُوا على رُئوسِهِمْ لَقَدْ عَلِمْتَ ما هولآءِ يَنْطِقُونَ»(سوره‌‌ى انبياء، آيه‌‌ى ۶۵) «سپس سرافكنده شدند و گفتند به‌‌راستى دانسته‌‌اى كه اينان سخن نمى‌‌گويند».
و نيز به‌‌هنگامى كه نمروديان براى پيش‌‌گيرى از چنان حادثه‌‌اى حضرتش را براى روز عيدى دعوت كردند كه با آنان به‌‌بيرون شهر برود اين‌‌گونه عذر آورد كه «إنّى سَقيمٌ»: من به‌‌شدت بيمارم، كه قصدش از اين بيمارى، بيمارى روحى و وجدانى بود كه چرا اين گروه انبوه سر به‌‌آستان بتان بى جان مى‌‌سايند، و بالاخره تا امكان توريه است دروغ رسمى هرگز حلال نيست زيرا تنها اضطرار ناخواسته است كه در ابعاد گوناگونش دروغى را حلال مى‌‌كند، و كسى كه مى‌‌تواند توريه كند و يا آن را ياد گيرد تا در اين‌‌رقم مهلكه‌‌ها خود را از آسيب بى‌‌دينان برهاند هرگز اضطرارى به‌‌دروغ رسمى ندارد، وانگهى از باب قاعده‌‌ى «الْضرواتُ تُقَدَّرُ بِقَدَرِها»دروغ ـ هم ـ تنها به‌‌قدر ضرورت ـ ناخواسته ـ حلال مى‌‌شود، و در صورتى كه بتوان با توريه كه دروغى كم رنگ و ظاهرى است ضرورت را برطرف كرد نوبت به‌‌دروغ رسمى واقعى نمى‌‌رسد.