مسئله ۹۸

مسئله ۹۸

اگر آب تنها به‌‌دست كسى است كه آن را مجانا ولى با منت به‌‌شما مى‌‌دهد، اين‌‌جا وضو با اين آب مجانى واجب نيست بلكه حرام هم هست كه پذيرش ذلت به‌‌هرحال حرام است، زيرا به‌‌دست آوردن چنين آب مجانى با منت از موارد يافتن شرعى آب نيست و برخلاف عزّت مؤمن است چنان‌‌كه خداى تعالى همواره براى بندگان مؤمنش عزت خواسته و مى‌‌فرمايد:«وَ لِلّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنينَ»(سوره‌‌ى منافقون، آيه‌‌ى ۸)، و اگر بدون منت ولى با پولى است كه پرداختنش به‌‌دور از اسراف و تبذير است و در توانِ او است، وضو واجب است، ولى اگر پول اين آب از توانِ او خارج است، و يا مى‌‌تواند بپردازد ولى قيمت آن از حد معمول به‌‌حدى زيادتر است كه اسراف و مفت خوراندن است، در اين صورت بالطبع وضو واجب بلكه جايز هم نيست.
بلى اگر در جايى گذرش افتاده كه براساس قحطى آب اصولاً بهاى آن گران است و هرگز به‌‌حساب مفت‌‌خوارى و فرصت‌‌طلبى نيست، مانند راه ميان مكه و مدينه كه مثلاً يك ليوان آب يك ريال و به‌‌حساب ارز ايرانى بيش از دويست تومان يا بيشتر مى‌‌باشد اين‌‌جا اگر توانايى دارد بايستى با خريد اين آب وضو يا غسلش را انجام دهد، و در صورت ناتوانى و يا سنگينى و حرج در خريد آن طهارت با آب در آن‌‌جا نيز بر او واجب نخواهد بود.
ولكن اگر همين يك ليوان آب دويست تومانى، در جايى كه آب فراوان است و قيمت چندانى هم ندارد ولكن برحسب تصادف اكنون آبى در دسترس شما نيست مگر اين‌‌كه يك ليوان آب را مثلاً دويست تومان خريدارى كنيد اين‌‌جا نيز پرداختن اين مبلغ در دو بعدِ اسراف و مفت خواراندن حرام است، و اين وضو نيز حرام و يا لااقل باطل است.
و بالاخره «فَلَمْ تَجِدُوا» آن گونه آب يافتنى را زمينه‌‌ى اين واجب دانسته كه از نظر شرعى جايز باشد، بنابراين پرداخت پولى براى آب وضو در چنان مواردى كه بيشتر از قيمت معمولى آن است هم اسراف و هم مفت خوراندن است نتيجا در اين فرض نيز حرمتش دو بعدى است، و آب مجانى با منت نيز مورد وجدان و يافتن آب نيست، كه چنان تكليفى نسبت به‌‌مؤمن خلاف احترام ايمانى و از موارد نيافتن آب است كه «وَلِلّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنينَ» هميشه براى مؤمن عزت خواسته است، و تكليف گرفتن آب وضو يا غسل با منت، هم برخلاف عزت مؤمن است، و هم برمبناى شرافت ايمانى او باعث عسر و يا حرج نيز هست.
و بالاخره يافتن و نيافتن آب براى وضو يا غسل تنها در حدود امكان عقلى و عرفى و شرعى است كه همه‌‌اش امكان شرعى است، و شما با داشتن آب مباح اگر محظورى ديگر براى طهارت دارى وضو نه براى شما واجب است و نه مباح، كه اگر در اين صورت وضو گرفتى چون اين وضو شرعى نيست بايستى تيمم نيز بكنى تا عبادتى كه مشروط به‌‌طهارت است از تو پذيرفته شود.
و از جمله دلايل ما براين‌‌كه وجدان و يافتن آب تنها دسترسى به‌‌آن نيست بلكه دسترسى شرعى به‌‌استعمال آن است خود آيه‌‌ى مربوطه است كه «وَ إنْ كُنْتُمْ مَرْضى أوْ عَلى سَفَرٍ أوْ جاءَ أحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائطِ أوْ لا مَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعيدا طَيِّبا»(سوره‌‌ى مائده، آيه‌‌ى ۶) «اگر بيمار بوديد و يا در حال سفر… پس آبى نيافتيد…» و پر روشن است كه نيافتن آب در زمينه‌‌ى بيمارى تنها نيافتن بهداشتى يا مباح نبودن آب است ـ و نه نبودن آب ـ و تنها همين بيمارى كه آب را براى طهارت نابود شمرده كافى است، و هر عذر شرعى ديگرى هم كه باشد زير پوشش «لم تجدوا»: آبى نيافتيد، تكليف را به‌‌تيمم انتقال مى‌‌دهد.