عاشورای قرآن

عاشورای قرآن

عاشورای قرآن

عاشورای قرآن

.

عاشورای قرآن

«فَجَعَلَهُمْ جُذاذاً إِلاَّ کَبیراً لَهُمْ».

«إِلَى اللَّهِ الْمُشْتَکَى»

خدایا تو ما را زنده کردی و تو ما را می‌میرانی و به ما توفیق دادی که بتوانیم نسبت به این کتاب مقدس که چهارده قرن است مظلوم است و مسلمان‌ها بیشتر به آن ظلم کرده‌اند.

سنی‌ها ظلم کردند، شیعه‌ها ظلم کردند، حوزه‌ها ظلم کردند، روضه‌ها ظلم کردند، منبرها ظلم کردند، فتواها ظلم کردند، کتاب‌ها ظلم کردند، مفسرین ظلم کردند.

آنچه که خدا می‌خواهد از ترس بیان نکردند.

این توفیق بزرگی است.

همان‌طور که تو نخواستی اسماعیل کشته شود، چون بنا بر کشته شدن او نبود،

فقط امتحان ابراهیم بود و جلوی ذبح امام‌حسین (ع) را نگرفتی و حسین، حسین‌تر شد.

مقام بالاتری را با این شهادت در راه تو یافت. خداوندا این لطف را به ما هم بکن.

شیخ عذری درباره شهادت امام‌حسین (ع) می‌گوید اینها کور خوانده بودند، اشتباه کردند.
«قد غیّر الطعن منهم کل جارحه سوى المکارم فی أمن من الغیر»
این نیزه‌ها و تیرها و شمشیرها فقط اعضای بدن امام‌حسین را قطعه قطعه کرد،

روحش را نه.

امام‌حسین ثقل اصغر است.

روحش که روح قرآن است ثقل اکبر است.

معارضین آمدند ثقل اکبر را نابود کنند، بدن او را تکه تکه کردند.

بر بدن او اسب تازاندند، انگشت و انگشتر را بریدند.

پیراهنی را که با خون به بدن چسبیده بود کندند.

آنها بسیار کار بدی کردند که عاشورا باید در تاریخ زنده بماند. عاشورا باید در تاریخ زنده بماند که کسانی که به ثقل اصغر ظلم کردند، به حسین نازنین، به علی نازنین، به حسن نازنین که محور شهادت، امام‌حسین است. این بماند.

ایام عاشورا گریه کنیم. چرا؟ به چند جهت: یک جهت اینکه روح مبارزه علیه ظلم نسبت به ثقل اصغر روشن گردد. این یک عاشورا است. ثقل اکبر که بالاتر است. آیا بدن امام‌حسین مهم‌تر است یا روحش؟ روح را که نتوانستند بکشند.
«قد غیّر الطعن منهم کل جارحه سوى المکارم فی أمن من الغیر»
روح را نتوانستند کاری بکنند. نتوانستند این مطلب را در بین مردم با گفتن، با نوشتن، با بحث کردن، با پخش کردن، تبلیغ کردن، روح امام‌حسین را نتوانستند بگویند این روح اسلامی نیست، قرآنی نیست، الهی نیست، ربانی نیست، نیست و نیست… بدن را تکه تکه کردند. اما عاشورای قرآن مهم‌تر است.