جلسه صد و چهل و یکم درس خارج فقه

نماز (قبله)

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العاملین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین

اللهم صل علی محمد و آل محمد

بحث دیروز مقدماتی مستدل راجع به قبله اول بود و تتمه بحث را بر مبنای آیاتی دیگر نظر می کنیم. البته دیروز هم بر محور یک آیه که از جمله ادله قوّیه لفظیه قرآنی ما بود، در ضمن ادله دیگر به عنوان محوری، به این آیه استدلال کردیم که (علیکم السلام) (إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِينَ) [آل عمران: آیه ۹۶].

امروز آیه صد و پونزده سوره بقره فعلاً مورد بحث است. اصولاً آیا اتجاهات عابدین، عبادت کنندگان مخصوصاً، در صلاة لازم است اتجاه خاصی باشد که قبله معینه است یا نخیر، در عمق کل اتجاهات قبول است؟

آیه صد و پونزده میفرماید که (وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ وَاسِعٌ عَلِيمٌ) [بقره: آیه ۱۱۵] اگر بدون تأمل به آیات گذشته و آیاتی دیگر این آیه مورد بحث قرار بگیرد، این خیال پیش میاد که (فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) هر جا انسان رو کند همونجا (وَجْهُ اللَّهِ) است و (وَجْهُ اللَّهِ) هم قبله است از برای اتجاهات عبودیتی، نمونه اول و بارز و نمونه برتر از (تُوَلُّوا)، تولی صلاتی ست.

چون یا تولی انسان، تولی خاص است چنانکه در کل عبادات انسان توجه به حق دارد و به نیت قربت و نیت امر الهی کار رو انجام می دهد. مخصوصاً در صلاة که روز قبل عرض کردیم عبادتی ست خالص که غیر عبادت در صلاة نیست و حتی اگر فعل حرامی در حین صلاة انجام بشود، مبطل صلاة است که آیش رو بعداً بحث خواهیم کرد (إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ) [عنکبوت: آیه ۴۵].

حالا اینجا (وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ) [بقره: آیه ۱۱۵] اولاً دو جهت از چهار، (قطع صدا)

و مقصود هر چهار جهت است چنانچه عرض کردیم، دست راست، دست چپ، جلو، پشت، میشه شش جهت. و شش جهت کونی امکانی، تمام عالم امکان را شامل است، این رو بعد بحث می کنیم.

(فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا) [بقره: آیه ۱۱۵] به هرجا رو کنی، روی دل، روی باطن یا روی ظاهر، چه ظاهر، چه باطن، به هر طرف رو کنی (فَثَمَّ وَجْهُ اللَّه) [بقره: آیه ۱۱۵]، (وَجْهُ اللَّهِ) توجه الله است، نه ذات الله، چون ذات الله (ثَمَّ) ندارد، ذات الله مکان ندارد، لا مکان است و خدا در لا مکان توجه قدرت مطلقه و علم مطلق و رحمت رحمانیه و رحمت رحیمیه به کل ممکنات به درجاتشون دارد.

حالا (فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا) [بقره: آیه ۱۱۵] عرض کردیم تولی، هم تولی ظاهر رو می گیرد، هم تولی باطن رو می گیرد. درست است که تولی باطن اقواست و محور است، اما تولی انسان در ظاهر و باطن أکمل است و أجمع است.

اگر انسان در باطن تولی کند، در ظاهر تولی سجده یا تولی رکوع یا تولی قیام یا تولی جسمانی و لفظی نکند، این تولی ناقص است. تولی در سه بُعد است، یک بُعد تولی لفظی، بُعد دوم تولی عملی و مواجهه بدنی و بُعد سوم تولی معنوی و باطنی.

حالا (فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) [بقره: آیه ۱۱۵] به هر جا، (أَيْنَ) هم زمان است، هم مکان است، اگر زمان بود أنّی بود و اگر مکان بود حیثُ بود، ولکن (فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا) هم زمان است و هم مکان.

البته قدر متیقن و ثابتش زمان است، ولکن زمان شامل مکان است. (فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) [بقره: آیه ۱۱۵]

(سلام و علیک حضار)

اگر (أَيْنَ) بود، منحصر در مکان بود، اگر متاع بود منحصر در زمان بود، ولکن (أَيْنَ) اعم است از زمان و مکان و در زمان أظهر است. بنابراین گذشته از اینکه در زمان أظهر است، اگر خاص زمان هم بود، کلیت زمان، کلیت مکان رو هم شامل است.

خب (فَأَيْنَمَا) هر زمانی و به هر مکانی، در هر زمانی و در هر مکانی توجه کنید، چه متوجه باشید، چه متوجه نباشید، چه توجه به خدا داشته باشید، چه نداشته باش،د (فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) [بقره: آیه ۱۱۵]. این (تُوَلُّوا) خاصش مومنین است، عامش کل مکلفین است، در بُعد خاصش تولی به الله است با توجه، به عنوان عبودیت، به عنوان توجه عبودیت.

ولکن عامش، هر مکلفی بلکه هر غیر مکلف، حالا مکلف مقصوده، هر مکلفی به هر جا توجه کند ولو منکر خدا باشد، مشرک باشد، ملحد باشد، موحد باشد، (وَجْهُ اللَّهِ) است، چه توجه به (وَجْهُ اللَّهِ) داشته باشد و چه توجه (وَجْهُ اللَّهِ) نداشته باشد.

ولکن اینجا محور (تُوَلُّوا) در این آیه و آیات، مومنین هستند. مومنین هستند که میخوان به مساجد برن و نماز بخوانند.

حالا برگردیم. استدلال بشه این آیه که (فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) [بقره: آیه ۱۱۵] پس قبله شرط نیست، اگر آیات قبله قبله مقرری، مقرر کردن، باید تبیین کرد چرا قبله مقرر شده؟ پس قبله شرط نیست، جواب از چند جهته.

یک جهت این است که آیه قبلی (وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُه)[بقره: آیه ۱۱۴] البته سجده و عبادت برای خدا در مساجد که مکان های مقرر است برای صلاة، أفضل است از غیر مساجد.

خب ولکن گروهی کافر، گروه مشرک، معاند، گروهی کافر کتابی هم بودند که مساجد الله رو منع میکردند، نمیذاشتند مسلمون ها در مسجد نماز بخوانن، خراب می‌کردند یا مانع میشدند، این باعث میشد که مسلمون ها ناراحت بشند که اگر ما در مسجد نماز نخوانیم، اجباراً در غیر مسجد نماز بخوانیم، پس طرف خدا در اون جای دیگر نیست یا کم است، میفرماید که (وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَسَاجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ وَسَعَى فِي خَرَابِهَا أُولَئِكَ مَا كَانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوهَا إِلَّا خَائِفِينَ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ) [بقره: آیه ۱۱۴] این نفی تخریب مساجد الله است به وسیله معارضین، ولکن این جهت نفیی،

جهت اثباتی، این جهت نفیی مربوط است به کسانی که مانع ذکر الله اند، در مساجد الله (وَسَعَى فِي خَرَابِهَا) [بقره: آیه ۱۱۴] یا بنیادش خراب می کنند یا حضور موحدین رو خراب می کنند، بالاخره مانع میشن.

مسلمون ها در اینجا که علاقه داشتن و دارند که نمازشون در مسجد الله انجام بدن، این ناراحت میشن دیگه، این (وَلِلَّهِ) جواب (وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ) [بقره: آیه ۱۱۵].

این توجه خدا در انحصار مساجد که نیست، بلکه در غیر مساجد هم اگر نماز بخوانید و رو به قبله مقرر کنید، قبله خدا و توجه خدا در انحصار مساجد نیست، اینطور نیست که نماز در مسجد رو به قبله خوب، ولی نماز در غیر مسجد رو به قبله خوب نیست، اینطور نیست که اصولاً نماز در مسجد مورد توجه خداست و نماز در غیر مسجد مورد توجه خدا نیست، بلکه نماز چه در مسجد و چه در غیر مسجد مورد توجه خداست (فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) [بقره: آیه ۱۱۵].

بنابراین به این آیه نمی شود استدلال کرد که قبله شرق نیست. قبله شرق است منتهی سه بُعد دارد. بُعد اول اینکه در مسجد متوجه به قبله نماز باشه. بُعد دوم این است که در غیر مسجد رو به قبله نماز بخونه، بُعد سوش این است که قبله رو ندانند. اگر انسان در بیابانی هست جهت قبله رو اصلاً نمی داند و تا آخر وقت هر چه کوشش و کاوش کند قبله را پیدا نمی کند، باز اینجا (وَجْهُ اللَّهِ) است.

پس(وَجْهُ اللَّهِ) دارای سه بُعده. یک (وَجْهُ اللَّهِ) توجه الله به مصلی در مسجد، این أخصه. یک توجه الله به مصلی در غیر مسجد با قبله، این بُعد وسطه. یک (وَجْهُ اللَّهِ) عرض می شود که در بُعد عام که قبله را نیافتید، مسجد هم نیستید، نه در مسجد هستید که توجه أخص باشد، نه در غیر مسجد متوجه قبله هستید که توجه متوسط باشد، بلکه در جایی هستی که اصلاً قبله رو نمی تونید پیدا کنید، اگر نتونید قبله رو پیدا کنید (فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) [بقره: آیه ۱۱۵]

(صحبت حضار) یعنی یک بار به یک سمت بخونی کافیه؟

بله؟

(صحبت حضار)

بحث سر احتماله، اگه همین بحث رو بکنیم، بحثم که احتمالی نباشد کافیه، و اگر وقت گذشت و سمت قبله پیدا نشد، نماز درسته، اما اگر هنوز وقت باقیه و سمت قبله پیدا شد نماز تکرار میشه. این بحث بعدیه

خب روی این اصل این (وَجْهُ اللَّهِ) وجه سه بُعدی است در هر سه بُعد، صلاة مقبول است و به این آیه نمیشه استدلال کرد که چون همه جا (وَجْهُ اللَّهِ) است، وجه قدرت، وجه علم، وجه رحمت، وجه توجه به وجهنا، همه جا هست بنابراین نماز را عمداً به غیر طرف قبله بخونی درسته.

حالا می رسیم به آیات قبله، صفحه بیست و نه. با توجه به آنچه که دیروز عرض شد بر مبنای این آیات بحث میشه. (سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ) [بقره: آیه ۱۴۲] (سَيَقُولُ) کی؟ اولاً سوره بقره سوره مدنی ست و (سَيَقُولُ) آینده ای از زمان مدنی ست، متوجه مکه نیست و اگر مکه بود (قال سبحان) می فرمود (سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ) یعنی در آینده ای دور یا نزدیک (سُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ) [بقره: آیه ۱۴۲] خواهند این مطلب رو گفت.

حالا (سُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ) [بقره: آیه ۱۴۲] چند دسته اند. یک ملحدین، دو مشرکین، سه یهود و نصاری، چهار جهالی از مسلمین. مسلمینی که جاهل هستند، از روی جهالت و نادانی، قصور یا از روی تقصیر، این حرف را خواهند زد، که چی؟(مَا وَلَّاهُمْ) [بقره: آیه ۱۴۲]. (هُمْ) کیه؟ (هُمْ) مسلمونا هستند.

در آینده ای خواهند گفت (مَا وَلَّاهُمْ) یعنی هو الله به کعبه شده، برای تولیت، اینجا جایی ست که خدا امر کرد و در روایت دارد جبرئیل پیغمبر رو از قبله ای به قبله دیگر توجه داد، حالا اینکه میگیم قبله دیگر چون بحثه.

آیا این از قبله به قبله توجه دادن، از قبله کعبه است به قبله قدس یا از قبله قدس است به کعبه؟ نوعاً، شهرت، بلکه ضرورت احتمال این است که نخیر اینجا از قبله قدس است به کعبه. یعنی پیغمبر بزرگوار در سیزده سال مکی و مقداری هم در مدینه، به قبله قدس نماز میخونده، بعد جبرئیل آمد و پیغمبر را از قبله قدس به قبله کعبه برگردوند.

ما به عکس میگیم. ما میگیم که (قِبْلَتِهِمُ) [بقره: آیه ۱۴۲] همون کعبه است، سیزده سال مکی به طرف کعبه توجه میکردن یا در بُعد اول یا در بُعد دوم همونطور عرض کردیم و بعداً در مدینه، در مسجدالقبلتین که آقایون شاید تشریف برده باشین، در مسجدالقبلتین درست یک زاویه قائمه بین دو قبله فرقه، یعنی پیغمبر بزرگوار به طرف کعبه نماز میخوند، بعد جبرئیل آمد در بین نماز شانه پیغمبر رو برگردوند به طرف قدس. کدام منادی داره اینجا؟

سوال، آیا (قِبْلَتِهِمُ) کدامه؟ (هُمْ) کین؟ هم مسلمونان. آیا قبله مسلمون ها کعبه است یا قدس است؟ اگر قدس بوده است قبله موقت بوده و اگر کعبه است قبله مسلمینه. آیا قبله مستمر مسلمون ها قبلتین هست یا قبله قدس که موقت بوده؟ چه این موقت سیزده سال بشه، به خیال اینکه در مکه بوده، چه قبله موقت در مدینه باشه که پنج ماه یا هیفده ماهه، پس (قِبْلَتِهِمُ)، خود (قِبْلَتِهِمُ) خود (هُمْ) که مسلموناست (قِبْلَتِهِمُ) هم این است که این قبله قبله مخصوص مسلمون ها بوده.

بنابراین از خود این قبله استفاده می شود که این تولی در مدینه، در مسجد که پیغمبر نماز میخوند، به طرف کعبه نماز میخوند جبرئیل آمد، پیغمبر رو از کعبه برگردوند به طرف بیت المقدس و این برگردوندن به طرف بیت المقدس، سفاهت سفیهان رو آشکار کرد.

(مَا وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ) [بقره: آیه ۱۴۲] مشرکین خب چرا از قبله اسلامی که قبله ما هم هست، اطراف ما هم هست، کعبه، متاف مشرک و موحدین بود و عرض می شود که نماز نمیخوندن، ولی متاف مشرکین هر دو بود، بنابراین محور کار بین موحدین و مشرکین بود که (قِبْلَتِهِمُ) مسلمون ها، مسلمون ها چند بُعدی قبلشون کعبه است. مشرکین یک بَعدی که متاعنا، مسلمون ها هم قبله صلاته، هم قبله طوافه، هم قبله دفنه، ولکن مشرکین فقط قبله طوافه که طواف میکردن دور بیت، البته طواف به حساب الله بود، در فرع، در ضمن عرض می شود که طواف دور بت هایی که دور خانه کعبه بود.

حالا ما رفتیم دونه دونه مطالب آیه این مطلب رو تصحیح کنیم. اولاً (قِبْلَتِهِمُ). ثانیاً این (سَيَقُولُ سُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ) [بقره: آیه ۱۴۲] چی میگن؟ (مَا وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا) [بقره: آیه ۱۴۲] یهود و نصاری میگن برای اینکه قبلشون قدس بوده، حالا قبله فرعی بوده چون عرض کردیم قبله اصلی کعبه است.

یهود و نصاری میگن که قبله عرض می شود که این ها، قبله مسلمون ها کعبه بوده، چرا از قبله خودشون به قبله ما توجه کردن؟ نکنه ما حقیم و شاید اینا باطلن، اینی که تولیه شدن و گردونده شدن از قبلشون که کعبه است به بیت المقدس، کعبه قبله اون ها بوده، بیت المقدس قبله ماست، چرا از قبله خودشون به قبله دیگر بر می ایستند؟ این اعتراضه.

این اعتراض کی میکنه؟ مشرکین میکنن روی همون حساب که عرض کردیم که (هُمْ) دو بُعدی است و مشرکین یک بُعدی است. یهود و نصاری می کنند برای اینکه قبله عرض می شود که این ها قدس بوده، مسلمان هایی هم که ایمانشون قوی نیست، اینو میگن ای بابا ما در مکه سیزده سال طرف به کعبه نماز خوندیم حالا که اومدیم مدینه طرف قدس نماز بخوانیم چرا؟ (مَا وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا) [بقره: آیه ۱۴۲] این (كَانُوا عَلَيْهَا) استمرار قبله مکی را ثابت می کند در جهاد.

(قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ) [بقره: آیه ۱۴۲] میگد که مشرق و مغرب مال خداست کعبه باشد، قدس باشد، غیر کعبه و قدس باشد (فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) [بقره: آیه ۱۱۵] این مسیر خدا مقرر کنه، خدا مقرر کرد مدتی کعبه، بعد مدتی قدس، بعد الی الآخر عرض می شود که کعبه، به هر جا شما توجه کنید اونجا (وَجْهُ اللَّهِ)، مورد توجه الله است، منتهی برحسب دستور.

اگر ما هیچ دستوری نمیداشتیم راجب به قبله به هرجا نماز بخونیم درسته. حالا که دستور داریم بُعد اول دستور و بُعد آخر دستور کعبه است، بُعد دستور به حساب امتحان که برمیاد، عرض می شود که بیت المقدس است.

بنابراین این اشکال برطرف میشه، (قِبْلَتِهِمُ) [بقره: آیه ۱۴۲] چیه؟ برای اینکه شما موحدین، ما موحدیم، شما به حساب خودتون کعبتون بیت المقدس است، ما به حسابمون کعبمون عرض می شود که کعبه مکرمه است، بنابراین هر دو به وظیفه خودمون عمل کردیم. (قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ) [بقره: آیه ۱۴۲].

حالا (وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ عَلَى النَّاسِ وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا) [بقره: آیه ۱۴۳] و ما این قبله ای که بر اون قبله بودیم که یعنی بعد از تعویض قبله، (كُنْتَ) به چی برمیگرده؟ (كُنْتَ) دو بُعده، یک بُعد أبعد، یک بُعد أقرب، یک بُعد قریب.

بُعد أقربش بیت المقدس است، بُعد أقربش بیت المقدس است، بُعد قریبش کعبه است، ببینید (كُنْتَ عَلَيْهَا) علیها دو کونه. یک کون در قبله کعبه، یک کون در قبله قدس، اینجا کجا مناته؟ اینجا قبله قدس مناته. چرا؟ برای اینکه (مَا وَلَّاهُمْ) تولیه شدیم.

مسلمون ها از قبله خودشون کعبه است برگشت شده اند، پس کون قبلی قبله، کون کعبه است، کون دوم قبله عرض می شود که در پنج یا ده بود، این عرض می شود که کون بیت المقدس است. پس (كُنْتَ عَلَيْهَا) این قبله قدس است به عنوان امتحان آمده، خود آیه هم تبیین میکنه.

(وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ) [بقره: آیه ۱۴۳] (لِنَعْلَمَ) از عَلمه، از عِلم نیست. چون خدا که علمش مطلقه. این قبله قدس رو برای چی گذاشتیم؟ (إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ) [بقره: آیه ۱۴۳] خب این دو بُعده داره.

یک بُعد محوری، نشانه گذاشتن بر کسانی است که پیغمبر که برگشت از کعبه به قدس و از قدس به کعبه، این کسانی که تبعیت کردن معلوم میشد که اینا ایمان کامل دارن (وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِنْ كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ) [بقره: آیه ۱۴۳].

حالا (وَمَا كَانَ اللَّهُ) [بقره: آیه ۱۴۳]

(صحبت حضار) حاج آقا معذرت میخوام از همین آیه هم میشه استفاده کرد که قبلاً قبله اول همون مکه بوده

بله

(صحبت حضار) برای اینکه این ها که در مکه و مدینه بودن، به مکه بیشتر توجه داشتن

عرض کردم، دیروز عرض کردم که در مکه جای تغییر قبله یهود و نصاری نبوده، ولکن در مدینه این تغییر قبله دو بُعد داشت. تحول قبله از کعبه به قدس، کتابی تقریب و توجه دادن و متمایل کردن یهود و نصاراست به اسلام که ببینید ما به قبله شما هم توجه داریم، بُعد اول.

بُعد دوم امتحان مسلمون هاست که مسلمون ها آیا چنده مرد حلاجن؟ آیا از قبله اصلی اول و اخیر حتی در بین مشرکین و مسلمین، آیا از اون قبله به امر خدا برمیگردند به قبله قدس یا برنمی گردند. پس کسانی که برگشتند ایمانشون کامله. (إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِنْ كَانَتْ لَكَبِيرَةً) تا اینکه (لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ) [بقره: آیه ۱۴۳].

مسلمون ها فکر کردن که خب ما مدت پنج ماه یا هیفده ماه، عرض می شود که به قبله بیت المقدس توجه کردیم، پس نمازمون باطله، نمازمون ضعیفه، مثل اینکه به ما گفتن در مسجد نماز نخونیم، عرض می شود که وجه الله ضعیفه، اینجا هم نماز ضعیفه.

(وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ) [بقره: آیه ۱۴۳] خدا ایمان رو ضعیف نمیکنه، برای اینکه ایمان تبعیت از امر اله است، اگر کعبه است ایمانه، بیت المقدس است ایمانه، دائم است ایمانه، فرع است ایمانه (وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ) [بقره: آیه ۱۴۳].

حالا اینجا تبیین این است که پیغمبر بزرگوار هنوز به طرف بیت المقدس نماز میخونه ولیکن در آخر کار (قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ) [بقره: آیه ۱۴۴] ما میبینیم (تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ) که چی؟ که از این قبله که قبله امتحانی ست به قبله اصلی برگردید.

حالا سوال، آیا پیغمبر بزرگوار علاقه اصلی به قبله کعبه داشت یا به قبله قدس داشت؟ به کعبه. تازه مسلمون هایی که در مکه مسلمون شدن، حتی مشرکین، علاقه اصلیشون به کعبه است یا به قدسه؟ به کعبه است.

بنابراین این (تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ) [بقره: آیه ۱۴۴] برای اینکه به آسمان نظر میکند که جبرئیل بیاد و این قبله قدس را عوض کند، قبله امتحانی عوض شه و قبله اصلی کعبه باشد. چنانکه پیغمبر این علاقه رو دارد، مسلمونا این علاقه رو دارند.

حالا می شود که خدا برخلاف علاقه پیغمبر، بر خلاف علاقه مسلمان ها، از آغاز رسالت مکی، قبله رو قدس قرار بده؟ برخلاف علاقه پیغمبر و برخلاف علاقه مسلمون ها در ابعاد چند، می شود برخلاف کل علاقات رسولی و رسالی و اسلامی، حتی مشرکین که به اسلام توجه می کنند، می شود این قبله قدس باشه؟ نخیر.

(تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا) [بقره: آیه ۱۴۴] اون چیه؟ قبله ای که خدا برگردوند چیه؟ کعبه است. اگر قبله قدس بود، اگر مسلمون ها به عرض می شود که کعبه رو رها می کنند، به قدس آخر سر، کعبه مکرمه نبود که (فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا) [بقره: آیه ۱۴۴] چیه؟ (فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ) [بقره: آیه ۱۴۴] پس سه بُعد دارد این قبله.

بُعد اول قبله مکی، کعبه. بُعد دوم قبله عرض می شود که مقداری از مدنی که پنج ماه تا هفده ماه باشه قدس. بُعد سوم عرض می شود که مسجدالحرام.

(فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَحَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ وَإِنَّ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ لَيَعْلَمُونَ أَنَّهُ الْحَقُّ) [بقره: آیه ۱۴۴].

ببینید کسانی که اهل کتاب اند، میذارن تمام حق این است که، خدا فرموده، قبله قدس حق باشه، ولی قبله کعبه تمام حق است از برای تمام مسلمون ها که هیچ، از برای تمام اهل کتاب که دیروز عرض کردم، اینا می دانند برای اینکه در خود تورات هم آیاتی براین مبنا هست که کعبه مکرمه مورد احترام است، قبله است در صلاة، در طواف، در دفن، اینا می دونند (وَمَا اللَّهُ بِغَافِلٍ عَمَّا يَعْمَلُونَ) [بقره: آیه ۱۴۴].

(وَلَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتَابَ بِكُلِّ آيَةٍ مَا تَبِعُوا قِبْلَتَكَ) [بقره: آیه ۱۴۵] (قِبْلَتَكَ) چیه؟ کعبه است (وَمَا أَنْتَ بِتَابِعٍ قِبْلَتَهُمْ) [بقره: آیه ۱۴۵] که قدسه (وَمَا بَعْضُهُمْ بِتَابِعٍ) [بقره: آیه ۱۴۵] قبله یهود جوری، قبله نصارا جوری (وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ إِنَّكَ إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ) [بقره: آیه ۱۴۵] تا آخر.

روی این اصولی که عرض کردیم دیروز و امروز، قدس اولی القبلتین نیست، اولی القبلتین کعبه است. اخره القبلتین هم کعبه است، وسط القبلتین قدس است به حساب عرض می شود که ترغیب یهود و نصارا و به حساب امتحان عرض می شود که مسلمون ها.

اینجا بحث های دیگری در عرض می شود که این هست که اصولاً با اینکه (فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) [بقره: آیه ۱۱۵] پس چرا کعبه فقط قبله نماز شده، چرا؟

ما به هر طرف توجه کنیم، توجه خدا در هر زمانی، در هر مکانی، به کیفیتی، به هر وضعیتی، توجه به خداست و نماز هم که برای توجه به خداست، این مکان خاص نباید داشته باشه. بله زمان های خاص داره، ولی مکان خاص برای چیه؟زمان خاص برای تقسیم فریضه صلاة است به پنج وقت، که پنج وقت محورهای اوقات اشتغالی به عرض می شود که مکلفین.

ولکن مکان چرا؟ چرا از نظر مکان فقط کعبه قبله بشه؟ دو جهت داره. جهت اول که جهت محوری ست که (فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) [بقره: آیه ۱۱۵] ولیکن قبله یک جهت اصلی دارد، یک جهت فرعی.

جهت اصلی استقبال به وجه الله است که در هر مکانی درسته، ولی قبله بعدی این است که باید قبله توحیدی در دو بُعد باشد. قبله توحیدی اللهی، قبله توحیدی عابدی، قبله توحیدی معبود (أَيْنَمَا تُوَلُّوا) قبله توحیدی که از یک جهت باید توجه کند.

اگر از جهات مختلف توجه کند، این خودش اختلافی ست در صورت تولی، همونطور که توجه موحدین به الله باید که توجه واحد باشد، در سیرت، در سیرت توجه واحد بلا واحد باشد، در صورت هم وحدت داشته باشند. توجه باطنی با توجه ظاهری یکسان باشد.

و لذا کل عالم تکلیف قبلشون همین کعبه است. همین که دیروز عرض کردیم استوانه نور است که عرض می شود که صدر و ذیل کائنات رو بهم میدوزه و این استوانه نور چه حجر باشد، چه زمین باشد، چه فضا باشد، این استوانه نور تماماً قبله است از برای کل عابدین و کل مکلفین در قعر سماوات و در قعر عرض می شود که ارضین.

بنابراین مصلحت جعل قبله که باید کعبه باشد فقط و غیر کعبه باشد به طور مستمر، برای کل ادیان و دین اسلام مخصوصاً، مسئله این که این توحید دارای دو بُعد باشد. یک توحید معبودی یک توحید عبادی و عابدی.

توحید معبودی که فقط برای خدا نماز خواندن و توحید عبادی یعنی در ظاهر هم، توجه صورت، توجه وجه، توجه صلاة در قیام، در رکوع، در سجود برای (قطع صدا)