جلسه دویست و شصت و پنجم درس خارج فقه

نماز (نماز جمعه)

بِسْمِ اَللَّهِ اَلرَّحْمَانِ اَلرَّحِيم

الْحَمْدُ اللَّهُ رَبُّ العالَمِينَ وَ صَلَّي اللَّهُ عَليَّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍ آلِهِ اَلطَّاهِرِين

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَيَّ مُحَمَّدٌ وَ آلُ مُحَمَّد

بحث ما در نماز جمعه بود. راجع به نماز جمعه ما دو بحث داریم یا سه بحث داریم. بحث اول اهمیت نمازجمعه است، و اینکه این اهمیت مربوط به خطبتین است، مخصوصاً در روز جمعه که روز تعطیلی است.

بحث دوم، از نظر چند آیه ای ست که در سوره مبارک جمعه راجبه صلاة جمعه بحث شده. اصل صلاة جمعه، حد وجوب صلاة جمعه از نظر امتداد زمانی و از نظر سعه نسبت به کل مکلفین.

بحث درون روایات و اقوالی ست که در این دیدگاه هست. ما قبل از اینکه شروع به بحث آیات بکنیم، اولاً یه گله ای داریم از فقهای عزیز خودمون. از جمله مرحوم صاحب عروۀ الوثقی، سید یزدی (رِضْوَانُ اَللَّهِ عَلَيْهِ). به ایشون عرض می کنیم که شما در بحث صلاة اصلاً از نماز جمعه صحبت نکردید که هیچ.

در عروۀ الوثقی از صفحه صد و هفتاد، تا صفحه سیصد و چهل و شیش یعنی صد و هفتاد و شیش صفحه، و صفحاتی بعد. راجع به نماز های واجب، و مستحب، و خصوصیات، و شرایط، و چه، و چه، بحث کردید.

خوب صد و هفتاد و شیش صفحه یعنی این صفحه بزرگ، که تقریباً سه صفحه عرض می شود که معمولی خواهد شد. بعد اضافه بر نماز های واجب (صَلاَةِ لَيلَة اَلْقَبْرِ صَلاَةِ جَعْفَرٍ صَلاَةَ اَلْقَتْبِيْهِ صَلاَةً وَ اَولِ شَهْرِ صَلاَةِ اوصِيهِ صَلاَةَ يَوْمِ اَلْغَدِير) عرض می شود که (صَلاَةٌ قَضَا اَلْحَاجَاتِ صَلاَةُ اَلرُّيُوهِ) همه اینارو به بحث کرده، اما راجع به صلاة جمعه بحث نکرده.

ما عرض می کنیم سید بزرگوار، کسانی که از شما تقلید می کردند باید بفهمند که این نماز جمعه حکمش چیه، یا نباید بفهمن؟ اگر حکم صلاة غفیله، صلاة جعفر، صلاة که، صلاة که، صلاة موسی بن رو ندونن، خوب ندونن. اما راجع به واجبات و محرمات نباید بدانند که این نماز جمعه واجب است یا حرام.

کما اینکه بعضی واجب می دونن بعضی حرام. و اگر واجب است نباید بدونن شرایطش چیه، خصوصیاتش چیه؟ این همه خصوصیات و شرایطی که راجع به نماز جمعه هست و این همه بحث هست، چطوره ذکر نفرمودید؟

یعنی موقعیت نجف اجازه نمیداد شما بحث کنید؟ چون در نجف نمازجمعه را حرام می دونستن عملاً، چرا که ما خوندیم و انقدر اذیت کردن؟ مطلب چیه، ما این گله بزرگ را از این سید بزرگوار، سید یزدی صاحب عروه داریم.

بعد ما در تبصرۀ الفقها که متن را، متنی که موجود داریم، تبصره علامه هلی قرار دادیم و بعد متن المَزجی از خود ماست. مقداری از عبارات که در تبصرۀ الفقها هنوز چاپ نشده، من دست خطی براتون میخونم به عنوان معرفی و موقعیت و اهمیت نماز جمعه

علامه هلی می فرماید، (اَلْبَابِ اَلثَّالِثُ فِي وَفيۀ اَلصَّلَوَاتِ وَ فِيهِ كَسُوْر اَلْفَصْلُ الاَولُ بِاجُمُعَه). این عبارت ایشون.

بعد مطالبی که راجع به جمعه ما داریم اینو توجه بفرمایید. (اَلْجَامِعُهُ لِشَتَاتِ الْمُسْلِمِينَ وَ مُتَفَرِّقاتِ اَفَكارِينَ وَ مُتَخَلِّفَاتِ اَحْوَالَيْنِ تَوْحِيدِ عَلِيٍ شقعۀ اَللَّهِ وَ تَوْفِيقٌ بِالْحَيَّاتِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ تَاكِيداً لِاَقَامَتِ اِلاِسْتِقَامَتْ ذَوْقۀ اَلرَّبَّانِيَّۀ اَلَّتِي تُجِيرُ شُعُورَ اَلْمُسْلِمِينَ عَلَيَّ وَجْهُ تَعَالَي وَ اِنَ آيَتِ اَلْجَمْعُهُ اَلْمُخْتَصُّ بِنَفْسِهَا سورۀ الجُمُعَه و احاديثهَا جَمِيعَ عَلِيٍ دُورَهَا يَجْعَلُهَا فِي ضَلَّتِ عَالِيهِ قَالِيهِ مَرْمُوزۀ بَيْنَ فَرَائِضِنَا كُلِّهَا).

از کل صلوات واجبه، اهمیت نماز جمعه بالاتر است، چرا که دیروز عرض کردیم بعد از حج. (اَلْهَمَّ عَنِ اَلْحَجِّ مُعْتَمِراً سَنَوِيَه وَ عَنِ اَلْجُمُعَهِ مُعْتَمِرٌ اُسْبُوعِيُ لَحَيٌ ضَرِيفاً ضَعِيفاً كَذَالِكَ اَلْمُعتَراً عَالَمِيّاً اِسْلاَمِي وَ لَيْسَتِ اِهْمِيَتُهَا حَائِذاً لاَنَّهَا صَلاَةُ مِنْ صَلَوَاتٍ).

خوب دو رکعته، در دو رکعت صبح مطلب دیگری دارد. به عنوان وقت است، به عنوان حالت است که انقد اهمیت داره و از صلوات استاد.

اما نماز ظهر جمعه به عنوان نماز جمعه که دو رکعت خوانده می شه، آیا چون دو رکعت است اهمیت دارد بر نماز ظهر سایر روز های چهار رکعته، اینکه نمیشه که دو که از چهار بیشتر نیست. پس مهم خطبتینه.

می دونید خطبتین بر روی لفظ جمعه از نظر لغوی ما بحث می کنیم که ارتباط کامل و تنگاتنگ با خطبین دارد.

(فَلَيْسَت اَهَميَتُ الحائِزا لَانَّهَا صَلَاةُ مِنَ اَلصَّلَوَاتِ بَلْ وَ لاَنهَا صِراطٌ بَيْنَ خَلْقِ اَللَّهِ كَمَا هِيَ صِلاَتٌ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ اَللَّهِ). مگر صلاة از صلاح نبود، مگر صلاح به معنی وقود نبود. یک وقود النار داریم، یک وقود النور.

یک پیرانه آتش است، یک پیرانه نور. و نماز چنانکه بحث کردیم قبل ها، این از صلاح به معنای وقودالنور است.

یعنی نوری که ما به وسیله نماز روشن می کنیم تا ظلماتی که بین ما و خدا، و بین ما و مردم است، و بین ما و افکار غلط ماست، و بین ما و بین حق است، این ظلمات برطرف بشه تا برسیم به صلاة عرض می شود که این نورانیت برای ما حاصل شه.

حالا

برای جمعه از صلوات اوسط، که صلاة اوسطی عرض می شود که نماز صبح صلاة الاوسطاس، نماز ظهرم همچنین ولی نماز جمعه از هر دو مهم تر است چنانکه بحثش شد باز اشاره می کنیم.

داره می گه (عَلِمْتُمْ بَيْنَهَا رَحمَ صَانِعاً عَنِ اَلظُّهْرِ رَكَعَتْ بِمَكَانٍ قُوَّتٍ لَهُمَا اَنْفُسِهِمَا لَاَنَهُمَا تَوْجِيهَاتَانِ سَيَاسِيَّتَانِ كَيَاسِيَتَانِ تُودِيرَانِ وَ هَلْ مُسْتَمِعَاتٌ الاِسلامِيهَ عَلَيَّ مُحَوْرِ تَوْحِيدِ الْحَقِّ وَ حَقِّ التَّوْحِيدِ وَ تَوْحِيدِ لاركَانِ سيادت وَ اَلْقِيَادَتِ الاسلاميۀ اَلثَّانِيه).

عرض کردیم عبارت تذکرۀ الفقهاس که می خونیم برای اینکه در جبر صلاة جمعه ببینیم که جبر برای چیه.

(فَاِمامَ الجُمْعَيْة وَ اَنْ تَكُونَ شُجَاعاً سَالِماً صَامِداً قَوِيّاً فِي دِينِ اَللَّهِ لاَ تَاكَدُوا فِيَّ لَاَحَوْلَ وَ اِلاّ بِهِ وَ لاَ قَومَة اَلْغَائِبُ). هر قیامی که بر ضد مصلحت اسلامی به شود این براشون اهمیت ندارد، انقدر قوت دارد خطبه جمعه با اون شرایطی که ما در اسلام داریم. (طَوِيلاً، عَارِفاً، مُطَّلِعاً، مُتَضَلِّعاً لاَمَا يُجْلِي لِلْمُسْلِمِينَ وَ عَلَيْهِمْ).

نکته سیاسیت و منافات با (ذِكْرُاللُه) نداره که در آیه بحث دیگ می کنیم.

(ذَالِكَ الاِمامُ الاِمامُ الْخَطِيب الرَّغِيبُ اَلْعَجِيب دُونَ اَلْمُوَفَّقِينَ وَ هَذَا اَلصَّلاَطِين اَلَّذِينَ يَسْتَقِدُونَ تِلْكَ التَّرسُّلَ الْمَجِيدَةً اَلتَّوْفِيقَ الاَركانَ عُرُوشَ سَلاَطِينِ اَلظَّالِمِين وَ سَائِلٍ مُسْتَقِلِّينَ وَ الْمُسْتَكْبِرِينَ عَلَيَّ الشُّرُوع بِهِ صَيْدٌ وَ النَّارِ وَ الدَّمار وَ النَّباتُ جَهَنَّمُ يَصُوننها وَ لَيْسَ الْقَرار). خطبای جمعه خود آقای صلاتی.

(وَ دُونَ اَلْخُطَبَايِ اَلضَّعْفَا اَلَّذِينَ اَلتَّحَسَّنُوا اَلْجُمُعَةً لِبُكَاي متعال رَبِّ عَنْهَا لِلْبُكَاءِ عَلَيَّ حَالَتِ اَلْمُسْلِمِينَ اَلرَّبِيعِ اَلْمُتَخَلِّفِ امشعۀ اَللَّهَ وَ اَلاتِّكا مَنْ يَتَدَخَّلُ فِي شُعُورِهِمُ الْحَيَويهِ مُسْتَعْمِراً عَلَيْهِمْ مُسْتَحْمِراً اِيَّاهُم بِهِ كُلُّ زُورٍ وَ غُرُورٍ، فَلَفْظُ اَلْبِتَنِ وَ اشغا اَكفام بِخَطِيبِ اَلْجَمْعِهْ لَيْسَ الاّ غَمْزاً وَ اسْتَمَاتَتْ فِي سَبِيلِ اَللَّهِ كَمِ اِتَّكَا عَلَيَّ الصَّلاح، عَلَيَّ صَلاَحِ رَمْزٍ لامَاتة اَعْداءَاللَّهِ كَما وَ وَ يَجِبُ لِمُسْلِمِنَ اَنْ يَعِيشَ وَ مُمِيتاً مُسْتَمِيتاً وَ لِكَيْفَتَونِ فِطْرْتَ اَللَّهُ فِي اَلدُّنْيَا وَ كَلَّمَ ذَوَالِذَيْنِ كُفْرَ اَلسَّفِي ذَالِكَ وَ هِيَ مَغْرُورۀ بِه نَصَّ كِتَابٍ وَ سُنَّتٌ دُونَ شَرْطٍ بِهِ حُضُورٌ مَعْصُومٌ وَ فِيهَتَ) الی آخر. بعد بحث های دیگری داریم که این عرض می شود که جلسه بعد صحبت خواهیم کرد.

حالا

ما قدم اولی را که در بحث نماز جمعه داریم، نماز جمعه که از مهم ترین فرایض اسلامی است بعد از حج، بلکه می شود گفت از حج به یک معنا مهم تر است، چون حج سالی یک مرتبه است، شاید در عمر یک مرتبه. اما صلاة جمعه حضوری ست در هر جمعه صلاة جمعه باید انجام بشه.

و این خطبتین نماز جمعه به حساب اصل الخطبه نیست، خطبه انحصار به نماز جمعه که ندارد. منبر، ایستادن، نشستن، عرض می شود که رو منبر، زمین خطبه زیاده. خصوصیاتی در خطبتین نماز جمعه است که می فرماید برای اداره امور و شعور کشور اسلامی ست.

اینجور نیست که فقط برای یه مقداری حرف زدن، و قصه گفتن، و مطلب، مطالب مکرر گفتن برای مردمه، نه. برای تنظیم افکار مسلمون ها و تنظیم شعور اخلاقی و عقیدتی و علمی و اقتصادی و سیاسی و معرفتی و فردی و اجتماعی کل مسلمینه.

فَلِذا رو حساب باید باشد. باید خطیب جمعه کسی باشد که افضل افراد اون منطقه ای ست که نماز جمعه خونده میشه، کما اینکه قضاوت همینطوره.

در باب قضاوت کسی می تواند قاضی و حاکم شرع باشد که، (اَقْضِي اَلْقُضَاتِ) اون منطقه باشد. و همچنین خطیب جمعه که این مسئولیت بزرگ خطبه عبادی سیاسی، اجتماعی، همه جهتی، همگانی جمعه رو اداره می کند، این باید پر از معارف کتاب و سنت باشد.

و منظم کرده مطالب را القا کند و ظروف را، ظروف داخلی را، ظروف و زمینه ها و موقعیت های خارجی را در نظر بگیره، بعد برای تنظیم مستمری هفتگی امور مسلمین چه داخلاً، چه خارجاً عرض می شود که بحث کند.

و روی همین حساب هاست که قرآن شریف برای نماز جمعه اهمیت بسیار قائل شده، یک سوره به نامه جمعه داریم. کما اینکه یه سوره به نام حج داریم، دیروز عرض کردیم.

و روایات ما اونقدر زیاد است، و اونقدر تأکید دارد نسبت به نماز جمعه که بعضی از نمونه هاش رو خوندیم و یکی خطبه رسول الله (صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ) بود که اضافه بر اهمیتی که برای نماز جمعه بیان فرموده، این مطلب و فرموده که (إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ) [نساء: آیه ۸۷].

(إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ) [نساء: آیه ۸۷] یعنی نماز جمعه ادامه دارد. حالا در بین فقها چنان که د یروز اشاره کردیم، بحث هایی بر اصل وجوب، کیفیت وجوب، یا حرمت، یا شرط وجوب، یا چه، و چه. ما حالا از آیه ببینیم چی استفاده می کنیم.

در سوره مبارکه جمعه که به عنوان نماز جمعه تسمیه شده است این سوره، اولین آیه این (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ) [جمعه: آیه ۹]. (الْجُمُعَةِ) چیه؟

از نظر لغت سه احتمال برای جمعه است. جُمُعَه قرآن، اَفصَحَ. جُمعَه، جَمعَهَ، هر سه در لغت وارده. الجُمُعَه، الجُمعَه، جَمعَه. معانی شم، قریب الوصوله یا مثل همه.

مثلاً اگر بگیم (جُمُعه با فُعِلَةُ لَحَیئَۀٌ) مگه اینطور نیست، یا (فُعِلَةُ لِمَرَّۀٍ وَ فُعِلَةُ لَحَیئَۀٌ) مگه اینطور نیست؟ بخونیم دیگه. پس جُمعَه یعنی یک کیفیت مخصوص اجتماع.

آخه اجتماعات فرق می کنه. اجتماع تو حسینه هست، اجتماع برای روضه است، اجتماع برای درسه، اجتماع برای چیه. اجتماعات مسلمین روی اقرار و هدف های گوناگون است. اجتماعاتی که به مصلحت اسلام است، به مصلحت افراد است، به مصلحت جمع است، مختلفه.

ولکن اگر که روز جمعه روهم گفتن (يَوْمِ الْجُمُعَةِ) به این حسابه. و لذا قرآن می فرماید (إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ) [جمعه: آیه ۹] نفرمود (إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ، مِنْ اليَوْمِ الْجُمُعَةِ) [جمعه: آیه ۹] خود این روز اسمش جمعه نیست، در این روز جمعه ست

در این روز که بعد از پنجشنبه ست و قبل از شنبه ست، در این روز، در این حد زمانی، اَلجُمُعَه ست، اَلجُمعَه ست، اَلجَمعَه ست. حالا جُمعَه رو معنی می کنیم. جُمعَه فُعلَه است، عبارت است از هیئت خاصه. هیئت خاصه و ممتازه ای از اجتماعه. اجتماع چی؟

اجتماع افکار، روزهای دیگری که مردم مسلمان مشغول شغل های دیگر هستن، افکارشون متفرق است. یکی زراعت است، یکی تجارت است، یکی دلالی است، یکی چنین است، یکی درس است، یکی کفایه است، یکی مکاسب است، یکی فلان است، یکی بهمان است.

این افکار متفرقه ولی (يَوْمِ الْجُمُعَةِ) افکار باید متوحد بشه، وحدت پیدا کند، و جمع به شود افکار، افکار هر شخصی که نسبت به وظیفه حَیَوی اسلامی خودش فکر کند، ارتباط با الله بیشتر بگیرد، ارتباط با احدالله بیشتر بگیرد، چون تمام اسلام و تمام دین عبارت است از دو ارتباط.

یکی ارتباط با الله بیشتر، ارتباط تنگاتنگ، یکی ارتباط با احدالله. پس اَلجُمعَه. حالا جُمعَه رو بگیم، الجُمعَه فُعلَةٌ هیئت خاصه ای از برای جمعِ. جمع درونی، جمع گروهی. جمع درونی، جمع افکار، جمع قوا، جمع مطالبی که انسان در نظر داشته، جمع ساده ای که از تفرق و از تمسق و از تشدد و از تبصر بیرون بیاد. این مرحله اولا

که نمونه بسیار عالیش در خطیب جمع ست. خطیب جمعه هر فکری، در هر روز، بر هر چیزی، در هر کاری، داشته باید بره کنار. روز جمعه باید جمع کند افکارش را به جوری که این دو خطبه سیاسی، اسلامی، اجتماعی، را که به نفع مسلمون هاست، و صد در صد به نفع مسلمون هاست اینو انجام بده. نه اینکه از بحر یه چیزی رو بخونه، خوب بنویسه، خوب از رو کتاب بگه، ترتیب بده.

اینجور نیست که، بله بسیار اهمیت دارد که بنده از حفظ بخوانم. حافظش خیلی خوب است مطلبی نیست. اما از حفظ بخواند آیات غلط، روایات غلط، مطلب غلط، تاریخ غلط، غلط اندر غلط، غلط اندر غلط.، آبروی ما میره؟

نخیر. اگر قدرت حفظت اون طور نیست، خوب یاد داشت کن، یاد داشت طوری نیست. انسان یاد داشتت کند مطالب، و ترتیب بدهد، دقت کند. شما اگر ده هزار، صد هزار، یک میلیون نفر در یک ساعت جمع میشن و خطبتین جلوی شما گوش میدن،

یعنی یک میلیون ساعت، شما یک میلیون ساعت رو ضایع می کنید، برای یکساعت مسلمون ها باید شما احترام قائل باشید. برای یک میلیون ساعت باید فکر کنید.

طول هفته را از بعد از نماز جمعه تا نماز جمعه دیگر، خطیب جمعه فکر کند، فکر بهش بدن، مشورت کنه، دقت کند، تدبر کند، تفکر کند، تا بتواند یک خطبه ای که اداره شئون اجتماعی مسلمون ها را از هر نظری، از نظر های شایسته و بایسته عرض می شود که انجام بده.

این جُمعَه اولی

جُمعَه ثانیه، اجتماع مسلمین. اجتماعات مسلمین فرق می کند؛ اول، دوم، سوم و بعد. اجتماع اول اجتماع عالمی ست، حج. اجتماع حج، اجتماع عالمی ست که (لِلَّهِ عَلَى مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا) [آل عمران: آیه۹۷].

در یک میلیارد مسلمان، چند نفر مستطیع اند؟ اونم اون استطاعتی که ما می فهمیم از کتاب و سنت، نه استطاعتی انقد بهش عیب زدن که مستطیع تمام می شود، نخیر.

کسی که بتواند برود و برگردد و ضرر نباشد، حرج نباشد، مرض نباشد، چه نباشد. از یک میلیاد مسلمان فرض کنید یک میلیون، دو میلیون، سه میلیون، پنج میلیون، ده میلیون. خوب این عده زیادی که برن یک اجتماع خاصی ست که قرآن شریف و سنت (18:20) قرآن روش حساب کرده.

(وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا) [آل عمران: آیه۹۷] و الی آخر. وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْنًا) [بقرة: آیه۱۲۵]. این یک مثابه ای ست، یک مرجعی ست سیاسیون مسلمون ها، اقتصادیون مسلمون ها، علمای مسلمان، علمای علوم دین، علمای علوم دنیا، و، و، و، علمای سیاست با هم مشورت کنن، با هم تبادل نظر کنن، با هم شورا کنن، در حقیقت هر چی مملکتی که در بحث خود است، خواهد آمد.

مملکت الحج باید گفت. کشور حج است، کشوری که سالی یک مرتبه تأسیس میشه، و در این کشور از کل مغز های متفکر عالم اسلامی، در کل ابعاد و شعور اسلامی این باید که استفاده بشه. این اجتماع اوله.

(اَلْجُمُعَةِ الاُوْلِيُّ) نمی خوایم اسم بذاریم. این اجتماع خاص اولی. اجتماع خاص دوم عبارت است از، اجتماع در خطبتین نماز جمعه، اجتماع خاص دوم. اجتماع خاص سوم، اجتماع در نمازهای جماعت است، بر اثر اینکه واجب باشه یا مستحب اکیداً باشه ما می گیم واجبه، اجتماع این سوم.

و اجتماع چهارم، و باقی اجتماعات، کل اجتماعاتی ست که مسلمون ها در محور اسلام و روی مصلحت اسلامی فردی یا اجتماعی یا هر دو انجام میدن. اجتماعات درس است، اجتماعات عرض می شود که منبر است، اجتماعات خطابه است، اجتماعات چه است، هر چه اجتماع باشه.

چهار اجتماع دارد اسلام، که اول حج است، بعد جمعه است، بعد جماعت است، بعد کل عرض می شود که اجتماعات. اما صلاة الجمعه در میان این اجتماعات یک اهمیت بالخصوص دارد، چون صلاة جمعه هفته ای یه مرتبه ست. و اونم در یک قطری که شعاع دایره اش حداقل، اقل که دو فرسخ و بیشتره.

حداقل، اقل شیش کیلومتری، پنج کیلومتری شعاع این دایره ای ست که در مرکزش نماز جمعه انجام میشه، این اجتماع چقدره؟ این اجتماع البته از حج کمتره ولی از هر نماز جماعتی بیشتره. از هر اجتماعی بیشترست.

درست است که اجتماع حج بسیار بیشتر است از اجتماع نماز جمعه، ولی اجتماع حج سالی یک مرتبه است، ولی اجتماع نماز جمعه هفته ای یه مرتبه است. سالی یک مرتبه بررسی عمیق و بررسی وسیع در شئون اسلامی کردن بسیار مهمه.

اما پنجاه و چهار مرتبه در مقابل یه مرتبه، درست است که اون یک مرتبه اجتماعش بسیار، بسیار عظیم و اساسیه. اما اون بر محور است، و بر محور این اجتماع اساسی اجتماعیه عرض می شود که هم پیام می گیرد از اجتماعات حج با اون شرایطی که اسلام مقرر کرده، و هم پیام میدهد به حج.

یعنی تبلور پیدا می کند پنجاه و چهار هفته نماز جمعه در هزار ها محور نماز جمعه در کل عالم اسلامی، و اینها پیام می دهد، پیام می دهد، پیام می دهد، از برای مغز های متفکری که می خواد اجتماع کند در حج بیت الله الحرام و اداره شئون مسلمین را بتونه اینها تبلور کنه. و لذا از کل نمازهای جماعت این عرض می شود که اهمیتش بیشتر است، و از حج هم

سوره مبارکه جمعه که راجع به آیه جمعه میخوایم بحث کنیم.

باید ببینم آقایون به آیه نمیخوان برسن به آیه هم میرسن درب و داغون و پاره و پایین گفتم چطونه؟ شما راجع به تأمل کفایی چار ساعت رو حصیر میوفتید فکر می کنید بعد فردا، پس فردا. ولی به آیه که می رسید

مثل این که فرض کنید که موی شما رو آتیش زدن، یا عباتونو آتیش زدن، کلنگ زده. برید یک مقداری آدم بشید آخه. آیه مبارکه جمعه خوب یا سه. یا، یا، یا، ها، و ها، و ها، مثلثی ست در هندسه تحلیل.

یعنی می خواد در این مثلث، در این سه بر، و در این سه زاویه تأیید کند کیا رو؟ (الَّذِينَ آمَنُوا) [نساء: آیه ۱۳۶] رو. (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) [نساء: آیه ۱۳۶] ما نسبت به جاهایی داریم که خیلی قضیه مهم است. و از جمله مهام قضایای ما، اقامه و شرکت در نماز جمعه ست.

(يَا أَيُّهَا) که این سه مرحله است. کی؟ (الَّذِينَ آمَنُوا) نفرماید (يَا اَيُّهَا اَلنَّاسُ) چون همه (نَّاس) که فروع رو قبول ندارن، این خودش بحثی ست در جای خودش، این درسته.

کفار مکلف به فروع است، چرا اینکه مکلف به اصول است. اما قبول است که کفارم مکلف به نماز جمعه اند، ولی اینا اسلام و قبول نکردن تا (يَا أَيُّهَا) براشون بیاد، مثل وضو.

عرض می شود (يا ايُّها الَّذِين آمَنُوا اِذا اِقَامَتْ عَلَيَّ اَلصِّلاَتُ اَلَّذِينَ آمَنُوا) آمده ولی مخصوص (الَّذِين آمَنُوا) نیست مقصود اونها. اما، کل مکلفین واجب است ایمان بیارند، بعد که ایمان آوردن، ایمان اسلامی باشد، بعد خوب نماز واجب، بعد وضو واجب، بعد چه.

حالا

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) [نساء: آیه ۱۳۶] در نطاق فعلیه است، نه در نطاق شأنیه. در زمینه فعلیت وجوب که اینو تنوع بدید خوب طبعاً، بر محور ایمان باید انجام بده یا (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) [نساء: آیه ۱۳۶]

خوب نه توش مرد خوابیده، نه توش زن خوابیده، نه عبده، نه حرّه، نه مسافره، نه غیر مسافره، نه مریض، نه شل، نه کور، نه جوان، نه پیر، اینا نیس، (أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) [نساء: آیه ۱۳۶] محور است.

مگر (الَّذِينَ آمَنُوا) [نساء: آیه ۱۳۶] نص در موضوعیت ایمان نیست؟ پس موضوعیت ایمان در اینجا، موضوعیت یگانه است. اصولاً اگر گفتن اکرم العالم، اکرام رفت روی علم، قیدم نزد. پس دیگه نباید سوال کرد که چه علمی، گفت علم. خوب یکی از بازیایی که یهودیا در آوردن همین بود دیگه.

جناب موسی درهمون اقتدا به رأی الهی فرمود که (اِضْحَوْا بَقَرٍة) هی گفتن بقره، چه بقره ای. بابا، اونی که گفت (اِضْحَوْا بَقَرٍَ) خدا ست. خدا بهتر می فهمد و بهتر تکالیف و متوجه مکلفین می کند، در نظر دارد، یا یهودیا؟ هی قید، قید، قید، قیدا رو خدا چرا زد؟ برای تبدیل اینها.

اگر خداوند مقید بیاره، نص در تقییده. اگر مخصص بیاره، نص در تخصیصه. اگر عام بیاره، نص در عمومه. مدت بیاره، نص در اطلاقه. مطلق نص در اطلاق، و عام نص در عموم، یا ظاهر رضا یا، بله. اگر مهمل باشد مطلب دیگریه. ولی در مهملشم چرا اینکه قبلاً ما بحث کردیم، مثل (اَحَلَ اَللَّهُ (24:58).

(اَحَلَ اَللَّهُ (24:59) در اینکه اطلاق دارد، نص است. اما یه نص دوم است. و نص در این است این اتلاق در انتظار تغییراتی ست. و اما قَرَّبَ رَبا اینطور نیست. (وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ) [نساء: آیه ۲۳] در عموم فرض کنید که اینطور نیست (25:14)

حالا در اینجا (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) [نساء: آیه ۱۳۶] در نماز بیانه است، خوب بله. اگر مرحوم آخوندایی که میگن باید احراز شه به قول معروف، میگیم خدا این احراز و اول فرموده (هَذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ) [آل عمران: آیه۱۳۸]. قرآن همش در مقام احرازه. اونجام که اهماله در مقام بیان ظابطه است.

در اینجا در مقام بیان فوق البیان (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) [نساء: آیه ۱۳۶]. آیا محور و موضوع وجوب حضور صلاة جمعه چه اقامتاً، و چه اعتماماً، چه امامتاً، و چه مأموماً، چیه؟ (الَّذِينَ آمَنُوا) [نساء: آیه ۱۳۶]. پس شرط دیگه یعنی چه؟

شما مسافرین. خوب (الَّذِينَ آمَنُوا) [نساء: آیه ۱۳۶] هستید؟ بله. کسی زنه، جزو (الَّذِينَ آمَنُوا) هست؟ خوب بله. خوب زن و مرد که فرق می کند. زن و مرد در خطاب (الَّذِينَ آمَنُوا) مشمول اند دیگه.

بله. اگر خطاباتی باشد که اختصاص به امور خاصی داشته باشد، مثل (وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ. مَنِ اسْتَطَاعَ) [آل عمران: آیه ۹۷]، (بِسْمِ اَللَّهِ). یا خطاباتی که مخصوص به رسول الله (صَلَوَاتُ عَلَيْهِ). (لَا يَحِلُّ لَكَ النِّسَاءُ مِنْ بَعْدُ وَلَا. أَعْجَبَكَ حُسْنُهُنَّ) [احزاب: آیه ۵۲] (بِسْمِ اَللَّهِ).

اما خطابات قرآن به طبیعة الحال مربوط است به کل مسلمین در طول زمان و عرض مکان، خطابات استراقی. وقتی خطبه آمد (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) [نساء: آیه ۱۳۶] یعنی همه زمان ها، و همه مکان ها، و همه مسلمون ها، خوب ولی استثنائات داریم.

مثلاً (عَلَيُّ اَلَّذِينَ يُطِيعُونَ) اطاقه استثنا. مضطر استثناست، مکره استثناست، مریض استثناست، این استثناها رو قبول داریم. اما اگر زن باشه صرف اینکه زنه، این بغل دارن نماز جمعه می خونن. نماز جمعه صحیح البته، نه هر نمازجمعه ای.

این بغل نماز جمعه دارن می خونن، جا هم برا زنا هست، این زن همسایه ست من حساب می کنم که خیلی تعجب کنه انسان از حکمی که واجب نیست. اونوقت این زن واجب نیست نماز جمعه بره. چرا؟ مگه (أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) [نساء: آیه ۱۳۶] نیست؟

یا فرض کنید مریضی ست و این مریض شکم درد داره، ولی شکم درد چه خونه باشد، چه مسجد باشد، چه فرق می کنه می تونه بره اونجا. یا پا درد داره.

یه مریضی که مرضش مانع از حضور جمعه نیست، کوری که کوریش مانع نیست، شلی که شلیش مانع نیست، پیری که پیریش مانع نیست. پس اینجا این سوال و من می خوام که آقایون در فکر جواب باشید.

روایات متزاوره ای داریم، این جواب داره ها. روایات متزاوره ای داریم که واجب است نماز جمعه بر کسی که تا حد فرسخین است اِلّا. (اِلَاَ المَريضَ وَ الاَعَما وَالكَبيرَ) عرض می شود که (وَ الْمَرْءِ وَ مَنْ کانَ عَلَی رَأْسِ فَرسَخین وَ الْمَجْنُونِ وَ الصَغِیر) نُه تا الی هفت تا استثنا.

ملاحظه کنید. اولاً چرا مجنون و صغیر در کار اومد؟ مگه مجنون مکلفه؟ مگه (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) [نساء: آیه ۱۳۶] شامل مجنون میشه؟ مگر شامل صغیر میشه؟

پس چرا استثنا شد مجنون و صغیر؟ این حساب بکنید. خارج، اینکه خودش خارجه. نماز بر مؤمنین واجب است الا بچه یه ساله. گفتن ندارد که. خوب بچه یه ساله که این حد تکلیف نیست.

حالا این روایات متزاوره ای که ما داریم که صلاة الجمعه واجب است بر کل مسلمین، اِلّا کسی که از نظر مکان (عَلِيٌ رَأْسِ فَرْسَخَيْنِ) است. از نظر حالت دیوانه است دو، صغیر است سه، زن است چهار، کور است پنج، پیر است شش، مریض است هفت، چلاق است هشت، و از این قبیل. بقیه رو کاری نداریم، بقیه رو بعد بحث می کنیم. سوال دوم.

سوال اول این ست که چرا مریض و الّا مسافر که اون دومی شه، چرا مریض و مج، ببخشید صغیر و مجنون در میان این نه تا استثناس، اون هفت تا کافیه دیگه، اون هفت تا رم بحث داریم. این سوال اول.

سوال دوم، (مَنْ كَانَ مِنْهَا عَلَى رَأْسِ فَرْسَخَيْنِ) این یک. مریض دو، کور سه، شل چهار، پیر پنج، زن شیش، و همچنین اینا، چرا استثنا بشد؟ مگر (الَّذِینَ آمَنُوا) اینارو نمی گیره؟ اینم در جوابش آقایون فکر باید بکنید.

وقتی قرآن فرمود که (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) [نساء: آیه ۱۳۶] مقتضای لازم ایمان این ست که این حکم ایمانی رو مکلفین انجام بدن. خوب بگیم زن ایمان نداره، یا معذوره. بله، عذرهایی که در قرآن شنیده می شده بعضی عذرها حرمت میاره، مثل نماز جمعه. یکی ضرر داره، خطر داره.

و بعضی عذرها وجوه بدی داره، مثل عرض می شود کسی که (عَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ) [بقرة: آیه ۱۸۴] راجع به صوم داره میگه. (وَعَلَى الَّذِينَ يُطِيقُونَهُ فِدْيَةٌ طَعَامُ مِسْكِينٍ) [بقرة: آیه ۱۸۴]مختاره، میخواد بره، میخواد نره. چرا؟

برای اینکه اسلام در تکالیف صد در صد طاقت رو، اگر بخواد صد در صد طاقت از بین بره و مصرف بشه، میگه نخیر. استطاعت شرطه. یعنی چی؟

یعنی شما مقادیری از قدرت تو مصرف کنید، مقداری هم بمونه، در تیغ خلق قرار نگیرید. حرج نباشه. حرج چیه؟ حرج این ست که انسان درجه ایه که درجایی باشه درخت های(30:37) در طول بخواد بره، خوب نمیشد بره.

ممکن است که صد در صد قدرت تو مصرف کنید بره، ولی پدر صاحب بچه درآمده. اسلام نمی خواد پدر صاب بچه رو در بیاره.

می گد شما این قدرت تونو صد در صد لازم نیست مصرف کنید، اینکه صد شو لازم نیست، اما اگر صد در صد مصرف کردید و خطر نداشت و ضرر نداشت (فَمَنْ فَطَبَعَ خَیرَفَهُوَ خَیرٌ لَهُ). تازه در اینجا حرمت ندارد.

من یادمه در عرض می شود که سال اول انقلاب، خوب در شهرستانا شروع کردیم نماز جمعه خوندن، قبل از اینکه آقای خمینی دستور بدن. از جمله طرف شمال رامسر، دعوت کردم که ما صحبت کنیم بعد یه سمیناری داشتیم، یک واحدی که خوب یه چند هزار از عرض شود که شمال ایران، دو قسمت شمال عرض می شود که هم شمال دریای خزر این طرف، هم شمال اونطرف گرگان، اینا میومدن. در ضمن ما اعلام نماز جمعه کردیم. نماز جمعه شروع نشده بود، نماز جمعه اول و در هتل رامسر با این وضع، اون روز بارون نیومد.

نماز جمعه رو خوندیم. هفته اول، هفته دوم، هفته سوم، هفته چهارم، بعد زمزمه ش درومد که آقا ایشون مسافره نمیتونه نمازجمعه بخوند. آقا طبق ادله مسافر که ممنوع نیست که نماز جمعه رو بخونه، مسافر روی حساب اون سفری که مشکل است، چنین است، بهمان است، فلان است، اگه خطر داره مطلبی ست، اما این خطر نداره.

مسافر در عین زحمت در عین مشقت نماز جمعه یا مریض، یا پیر، یا کور، یا شل، چلاق، این در صورتی ست که زحمت را به خود بخره. و نماز جمعه را اماماً یا مأموم میخونه اشکال ندارد.

حالا

پس سوال اول ما راجع به اون دو تا بود، چرا استثنا شد. با اینکه اینا خودشون موضوعی داره. و سوال دوم، راجع به این هفت تای دیگر است. بعد دنباله مطلب در آیه سوالم و مطرح می کنم، آقایون فکر بفرمایید. (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) [نساء: آیه ۱۳۶] نه زمان معین کرده، نه مکان معین کرده، نه در (الَّذِينَ آمَنُوا) عرض می شود که چیزی معین کرده. هیچی

اگر بخواد که تخصیصی بخورد و تخفیفی بخورد، ما یه دلیل قطعی می خوایم و دلیل قطعی نداریم، و اگرم به نظر شما قطعی ست، خوب دو تا قطع در مقابل هم قرار می گیرد. (الَّذِينَ آمَنُوا) (32:57)

(إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ) [جمعه: آیه ۹]. (نُودِيَ) چیه؟ در تفسیرم من بحث کردم، ملاحظه کنید. خوب چه احتماله در اینجا (إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ) [جمعه: آیه ۹] این احتمالیه که آقای خوئی دادن.

چون من در نجف با ایشون بحث کردیم گفتیم از لحاظ قرآنی درست نیست. حالا بعد از بوغی که بر اساس قرآن استدلال می شه، اینجوری استدلال میشه. یا به قرآن استدلال نمی فرماین آقایون، یا استدلال می کنن اینجوری (33:24) ایشون می گفتن که، در رسالشونم دارن در منتخب الرسائل.

(إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ) [جمعه: آیه ۹] یعنی (إِذَا أُقِيمَتِ اَلصَّلاَة) اگر اقامه شد نماز جمعه، اگر اقامه شد، واجب است حاضر بشید. خوب (إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ) [جمعه: آیه ۹] یعنی (إِذَا أُقِيمَتِ)؟ آخه (نِدّاً لِشئً غیر هَذِهِ شیً)

من که میخوام ندا کنم که برویم طرف خانه فلانی، یعنی خود ندا خانه فلانیه؟ اگر گفته بود (إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ) [جمعه: آیه ۹] اینم غلط بود. (إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ) [جمعه: آیه ۹] اینم غلط بود.

ولکن باز این مطلبش مقداری درست بود. که در خود نماز داد می زند نماز جمعه، ولی نه. (إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ) [جمعه: آیه ۹] برای خاطر نماز در روز جمعه ندا می شود، این ندا خود نماز که نیستش که.

چون (نُودِيَ لَهُو) برای این که منادا با منادا لَهُو باید فرق داشته باشه. ما برای خاطر نماز جمعه، یعنی برای خاطر اقامش. برای خاطر اقامش، برا خاطر انجامش ندا می کنیم.

خوب پس این فتوا رفت کنار. (إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ) [جمعه: آیه ۹] نمی خواد بگد (إِذَا أُقِيمَتِ وَجَبَ الْحُضُورِ). این یک.

دوم، (إِذَا نُودِيَ) در صورتی که اذان را برای نماز جمعه بگویند و شما بشنوید، در این کتاب اسمش چیه؟ عرض می شود مفتاح الکرامت اونقدر بحث کرده، و نقل اقوال کرده، که آیا این (إِذَا نُودِيَ) که اذانه، حالا از اون پله اومد پایین.

(إِذَا نُودِيَ) اذانه. (إِذَا) (35:6) (لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ) [جمعه: آیه ۹] اگر اذان گفته نشد چه؟ بحث. اگر اذان گفته شد و من نشنیدم چی؟ بحث. واجب است نماز جمعه برن؟ واجب نیست برن؟ خوب زیر پای همه این حرف ها رو می زنن،

این آیه خود جمله (إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ) [جمعه: آیه ۹] آیا (نُودِيَ لِلصَّلَاةِ) معنیش این ست که اذان برای نماز جمعه بگن؟ خوب نمیگن که، اذان برای نداره. اگر مراد از (نُودِيَ) غیر از اذان است، مثل (لِلصَّلَاةِ)، (لِلصَّلَاةِ) که برای نماز عیدین میگن، و مثل (لِلصَّلَاةِ)، (لِلصَّلَاةِ) که برای نماز اموات میگن. آیا برای غیر صلاة اموات و غیر صلاة عیدین ما (لِلصَّلَاةِ)، (لِلصَّلَاةِ) داریم؟ نه.

ندایی برای نماز جمعه، برای نماز دیگری داریم؟ نه. ندایی که برای نماز ها داریم که از جمله نمازجمعه ست، اِلا صلاة میت. صلاة میت خود قرآن معین کرده. قرآن می فرماید (وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا) [مائده: آیه ۵۸]

(نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ) عبارت است از اذان، که محور اوله. و اقامه هم محور دومه.

پس (إِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ) [مائده: آیه ۵۸] یعنی (إِذَا أَرْسیلَ). (أَرْسِلَ) دیگه ل نداره. این ل رو باید معنی کنیم. خوب (إِذَا أَرْسِلَت)، آیا این اذان که اگر گفته شد واجب است نماز جمعه رو انسان بره، این اذان موضوعیت داره؟

آیا اذان واجبه اصلاً یا نه؟ این اذان که واجب نیست، آیا این اذان که واجب نیست اگر کسی دلش خواست اذان گفت ظهر جمعه، اونوقت نماز جمعه واجب می شه؟ اینطوره؟ نه، یعنی واجب الهی به دلخواه ما خواهد شد. اگر دلت خواست اذان گفتی اونوقت واجب می شه، دلت نخواست نه. این که نیستش که.

این (إِذَا نُودِيَ) نمی خواد بگد که اذان موضوعیت داره، می خواد بگد (اِذَا دَخَلَ وَقْتٌ). و اینکه مختصر عرض می کنم چون که دفترچه مفصله، ولی معذالک نمی ذاریم که کار بموند.

(إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ) [جمعه: آیه ۹] یعنی (اِذا اُوسِنَ). اگر (يَوْمِ الْجُمُعَةِ) اذان گفتن، از برای صلاتی که در اختصاص جمع ست منتها اذان در نیتش برای نیست. اذان می گوید برای اعلان دخول وقت، ظهر باشد، عصر باشد، مغرب باشد، عشاء باشد، صبح باشد، نماز جمعه باشد، شنبه باشد، یکشنبه باشد، هر چه می خواد باشد.

حالا

پس اینجا القای خصوصیات قطعی ست. (إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ) یعنی (اِذا اُوسِنَت) در ظهر جمعه. حالا اگر اذان نگویند نماز ظهر واجب می شه یا نه؟ بله. خوب اگر نماز نگویند، نماز جمعه هم واجبه، چه فرقی می کنه

به وسیله اذان گفتن فقط انسان مطلع می شود که وقت حاصل شد، نه اینکه اگر اذان گفتن و شما هم شنیدید اونوقت نماز بخون. که اگر اذان نگفتن اصلاً تو یه شهر، خوب نه نماز ظهر می خونیم، نه نماز عصر می خونیم، نه جمعه می خونیم، نه شنبه می خونیم، اینکه نیست که.

این اذان باید القای خصوصیت می کرد. یعنی چون در اون موقع ساعت نبوده که، حتی حالا هم که ساعت هست میگن اذان گفتن یا نه؟

در اون موقع ساعت نبوده که، شاخص بوده. و کسی که می خواست شاخص رو بفهمه و ببینه اشخاص معینی بودن. خوب بنابراین مردم دخول وقت رو از چی می فهمیدن از اذان، (اِذا أَذِنَ عَنِ الصَّلَاةِ جَمَعَهُ) یعنی (إِذَا دَخَلَ اَلصَّلاَةَ) (38:32).

وقتی که خورشید زائل شد از وجه سما رفت، این وقت اذان است. چه اذان بگویند، نگویند، بشنوید، نشنوید، اصلاً اذان نگویند، اصلاً همه اذان بگویند، چه فرقی می کند.

خب.

آقایون می فرمایند که این (إِذَا نُودِيَ) دلال بر صلاة جمعه س و چون مجهوله، پس ما نمی دونیم که این ندا باید معصوم منادی باشد یا غیر معصوم. قدر مسلم معصومه. دیگه اصلاً به اینجا ها نمیرسه.

من در تفسیر نوشتم که مجهولیت (اِذا نُودِیَه تُجَهِدْ اَلشُّرُوطِ اَلمُشطَرَةَ الوُجُوبِ الْحُدُودِ لِلْجُمعَةِ). مجهوله. اگه گفتن (إِذاً قَالَ زَيْدُ) خوب (زَيْدُ) باید بگه، عمر بگه، فایده نداره. برای اینکه (اِذا قِيلَ). مثلاً راجع به خود شنیدن قرآن.

(وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا) [اعراف: آیه ۲۰۴]. (وَإِذَا قَرِئَ الْقُرْآنُ). که مثلاً (قَرِئَ) رو بگیم که شخص زنده ای ست که نشسته اینجا و مخصوصاً چنین، نه. (وَإِذَا قُرِئَ) حتی اگر از رادیو، از تلویزیون شنیدید، حتی اگر یه اصواتی با هم قاطی شد (قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) [اخلاص: آیه ۱] درست شد.

این عرض می شود که (قُرِئَ) هست یا نه؟ (وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا) [اعراف: آیه ۲۰۴]. فاعل رو در اینجا، فعل رو مجهول آورده، برای چی؟ برای اینکه به ما ها بفهموند که به طور مطلق موضوع، آیات قرآن است. در اینجا هم چنین است.

(إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ) [جمعه: آیه ۹] اگرم (نُودِيَ) فرض کنیم که ندای صلاة جمعه بود، که نیست. در جمعه ندا نداریم. اگرم (نُودِيَ) ندای به صلاة جمعه بود (لِلصَّلَاةِ، الْجُمُعَةِ) خوب این مجهول فرموده، و معلوم نفرموده.

شما که مجهول فرموده قدر مسلم این ست که این منادی باید امام معصوم باشه، یا کسی از طرف امام معصوم، عرض می شود که اذن داره. نخیر این مجهولیت برای رد این مطالبه.

هر کس ندا کند، حتی ندا هم نکند، چون مراد ندای صلاة جمعه نیست. بلکه مراد عبارت است از اذان. پس (إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ) [جمعه: آیه ۹] یعنی (اِذا اُذن إِذَا دَخَلَ اَلْوَقْتُ) اونوقت بر می گردیم به (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) [نساء: آیه ۱۳۶]،

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) [نساء: آیه ۱۳۶] فقط مأمومین و میگه یا ائمه روهم میگه؟ آقایون خیال می کنن که مأمومین و میگه فقط. مگر ائمه جمعه (الَّذِينَ آمَنُوا) نیستن؟ ایمان ندارن؟ شما پشت سر بی ایمانا نماز می خونید؟

اینکه (إِذَا) چون (نُودِيَ) معلوم شد دیگه، (نُودِيَ) یعنی وقت حاصل شد. عبارت اینجور می شد، (اِذَا دَخَلَ وَقْتُ اَلظُّهْرِ يَوْمَ الجُمُعَهَ) (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) [نساء: آیه ۱۳۶] (إِذَا دَخَلَ اَلْوَقْتُ اَلظُّهْرِ) (يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا). (الَّذِينَ آمَنُوا) [جمعه: آیه ۹] کیا ان؟

امام و مأموم و همه. خوب وقتش کیه؟ اول ظهره، (فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ) [جمعه: آیه ۹]، (ذِكْرِ اللَّهِ) چیه؟ (ذِكْرِ اللَّهِ) عبارت است از خطبتین و رکعتین. سعی کنید و جدیت کنید به سوی (ذِكْرِ اللَّهِ)، خوب به سوی (ذِكْرِ اللَّهِ) کسی خودش مذکر الله است در خطبتین و رکعتین، امام.

کسی متذکر به (ذِكْرِ اللَّهِ) است در خطبتین و رکعتین، مأموم. پس بنابراین (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) [نساء: آیه ۱۳۶] امام و مأموم هر دو تا رو می گیره. (إِذَا فَاسْعَوْا إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ). (فَاسْعَوْا) هر دو رو می گیره. (إِلَى ذِكْرِ اللَّهِ) [جمعه: آیه ۹] هر دو رو می گیره

بنابراین نه این ست که، اگر نماز جمعه ای در این شهر ما بود، حالا که هست زیاد اونوقت که نبود. اگر نماز جمعه ای بود ببینید در نجف نماز جمعه نبود ما اقامه کردیم می گفتن آقا حالا که نیست چطور اقامه کردید؟

چون قرآن می فرماید (إِذَا نُودِيَ لِلصَّلَاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ) [جمعه: آیه ۹]. جمعه اذان و گفتن. (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) [نساء: آیه ۱۳۶] گفتن و مام جزو (الَّذِينَ آمَنُوا) هستیم.

پس