جلسه سیصد و پنجاه و پنجم درس خارج فقه

حج

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین

بر حسب آیات اصلا و روایات تصریحا، ما دو جور نماز داریم. یکجور نماز معروف و معمول که رکعات و رکوعاتو و سجودات است و یکی هم، الطواف بالبیت صلاه. خصوصیاتی در طواف بالبیت هست که در صلاه نیست و خصوصیاتی در صلاه هست که در طواف بالبیت نیست و خصوصیاتی است که مشترک بینهماست. از خصوصیاتی که در طواف بالبیت است، این است که اگر انسان شک کند بین عدد اشواط طواف و این شک دوام پیدا کند و به حد یقین یا ظن متاخم به علم نرسد، این طواف از اصل باطل است. قابل وصله کردن نیست. بعضی از شکوک نماز قابل وصله کردن هست چنانچه می دانید و اشاره شد. اما راجع به هفت شوط طواف، طواف واجب رو عرض میکنیم البته، هفت شوط طواف واجب، این هفت باید کاملا در نظر طائف باشه. اگر شک در هر بعدی از ابعاد و در هر طوفی از اطواف و شوطی از اشواط، بکند، اولا باید کاری کند که شک نکند، چنانکه عرض کردیم وسائلی هست که شک نکند. ثانیا، اگر مبطلای به شک شد، باید مقداری صبر کند و تامل کند که شک برطرف بشه. مقداریکه البته این پشت هم بودن اشواط طواف به هم نخوره. البته بخش اول، با بخش دوم فرق دارد. در بخش اول طواف که تا سه تا و نصفی است الی چهارتا، پشت هم بودن عادی، مثل رکعات نماز شرط است. همونطوری که در رکعات نماز، اگر شکی کرد، مقداری باید فکر کند تا نزدیک به هم خوردن نماز، اگر فرض کنید که نزدیک به هم خوردن نماز است، فکر به جایی نرسید، اگر جای جبران است خب جبران میکنه. در طواف همچنین اگر به سه و نیم رسید و مقداری هم فرض کنید گذشت، در اون مقداری که از سه و نیم بگذرد، مقدار تامل بیشتر، مخصوصا در موقع ضرورت، اشکالی ندارد. اما سه و نیم اول است که باید پیاپی باشد و تتابع درش شرطه. با توجه به اشتراط تتابع در بخش اول و نیمه اول طواف، باید فکر کند، فکر کند، تا شک برطرف شود، تا نزدیک به هم خوردن طواف. اگر شک برطرف نشد، طواف باطل است. اگر برطرف شد که ادامه میدیم. ولکن در بخش دوم طواف که از سه و نیم بگذرد تا هفت، در اونجا تامل بیشتری می تواند بکند، از برای بدست آوردن یقین و اطمینان. اگر بدست آمد، آمد، اگر نیامد باطل میشه. و شما چه شک کنید بین یک و دو، دو و سه، یک و دو و سه، هر چه، تمام این هفت شوط را، هفت تا هفت تا چهل و چندتا، اگر شک کنید تمام این موارد شک رو باید تامل کنید، چه در نیمه اول طواف، چه در نیمه دوم طواف، اگر بجایی رسید و یقین کردید، کردید. اما اگر یقین نکردید، طواف کلا باطل میشه و مجددا باید طواف رو از نو شروع کنید با نیت و مقابل حجرالاسود. بله فقط یکجاست که اون هم به حساب نمیشه آورد. فقط یکجاست که بر حسب روایات صحیحه ای، در اینجا طواف شما درسته . واون این است که اگر شما به حجر الاسود رسیدید در این گشتنها، وقتی به حجر الاسود رسیدید، نمی دانید که الان رسیدن در شوط هفتم است که صحیح است، یا رسیدن در شوط هشتم است که یکی اضافه است. در اینجا استدلال روایت اینه، شما می دانید که الان به حجر الاسود رسیدید، هفت تا رو گشتید  و نمی دانید که یکی بیشتر گشتید، این میدانید شما موجب است که طواف شما صحیح باشد و نمی دانید شما که نمیدانید دور هشتم را گشته اید و الان در حجر الاسود دور هشتمه این عرض می شود که ها، این شک وقتی به نقطه حجر الاسود رسید، به این نقطه نمیدانید الان هفتم تمام شد؟ یا هشتم تمام شد؟ روایت اینطور میگه و حرف صحیحیه. اینکه نمی دانید هفتم تمام شد یا هشتم، هفتم تمام شدش یقینی است، پس طواف تمام شد یقینی. اما اضافه بر طواف انجام دادن یا نه، یقینی نیست پس اعتنایی به دومی نمیکنید. این {صحبت حضار} نه اصلا اصل هم نمی خوایم. در اینجا من باید هفت دور بگردم، خب گشتم. بیشتر نباید بگردم، نمی دانم گشتم یا نه {صحبت حضار}  نمیخوایم اصلا استصحاب نمیخوایم اصلا. اونی که وظیفه من هست این است که هفت دور بگردم. انجام دادم. اونی که باطل میکند طواف رو، چیه؟ دور دیگر گشته باشم. خب نمیدونم. پس مبطل طواف اصل اصلا نمیخوایم در اینجا. اما اگر شما قبل از حجر الاسود، این حجر الاسوده، قبل از حجر الاسود و لو به متری، مقداری، در اون قبل شک کردید که آیا اینی که هنوز به حجر الاسود نرسید، آیا هفتم است؟ تا به حجر برسم تمام بشه، یا هشتم است که یکی زیاده؟ اینجا اگر شکتون به یقین نرسد باطل است. اینجا دیگه اون هفت نخواهد بود. شما یقینا هفت تا اومدید؟ نخیر، نمیدونید. شاید به حجر که رسیدی هشتم تمام شده، شاید هفتم تمام شده. پس این مورد فقط هست. امتیاز طواف، یکی از امتیازات اینه که در باب نماز، در اونجایی که شکتون قابل جبران بود، به حالت شک می موندید، بعدا با یک رکعت، دو رکعت نماز بعدی، شما وصل نمیکردید. در اینجا با طواف بعدی نمیتونید وصله کنید. کم را نمیتونید وصله کنید، زیاد رو نمیتونید جبران کنید، اینها رو نمیتونید انجام بدید.

 خب، مسائل دیگری طواف داره. مثلا، نه اینکه طواف رکن است، البته در عمره که رکن است و در حج هم رکن است، اما طواف نساء واجب غیر رکنی است. ما در طواف رکنی بحث کنیم. این طواف که رکن است، اگر عمدا، جهلا، سهوا، انسان ترک کند وقت و زمانش و مکانش گذشت، تبعا حج باطله. اینکه آقایون میفرمایند که اگر که این نسیانا بود، یا جهلا بود، عمدا نبود، قصورا بود، تقصیرا نبود، این طوافی که رکن الارکان عمره است یا رکن الارکان حج است، این فراموش شد، یا فرض کنیم که جهالتا ترک شد و رفت به وطن خودش و دیگه نمیتونه برگرده، آقایون میگن در موقعی که جهل باشد یا نسیان باشد صحیحه. چرا صحیح است آقایون؟ نظیرش رو ما در باب احرام داشتیم. اگر کسی محرم نشده است، نه لباس احرام، لبیک ها و عرض می شود که میقات و اینها، این نشده و تمام مناسک انجام داد، بعد یادش اومد که احرام نبوده، آقایون میگن درسته طبق روایات. چی درسته ؟ شما نماز رو بدون تکبیر احرام خوندید. این احرام، این تکبیره الاحرام ورود در اعمال است. شما قسمت اول را که از واجبات اصلیه حج عمره است، ترک کردید. این دیگه قصور و تقصیر ندارد. مثل یه آدمی که این نمیدانسته و نمیتوانسته بدانه که جنب است،  بعد از یه هفته معلوم میشه جنبه، خب این یه هفته نماز رو از سر بخونه دیگه. صحبت این نیست که قاصر است یا مقصر. حالا در اینجا مطلب بالاتره. چون ببینید، اصولا حج و حِج یعنی طواف. اون رکن الارکان حتی از نظر لفظی، از نظر عملی، از هر نظر که محور وسط است، قبلی ها مقدمات است و بعدی ها موخرات است، اونی که محور اصلی است و جان حج است و جان حِج البیت است، عبارت است از عرض می شود که طواف. چطور شما اگر وقوف در عرفات نداشتید، معذور بودید، حجتون باطله. وقوف در عرفات که از قدمات حج {09:14} است. وقوف در مشعر نداشتید، وقوف در عرض می شود که منا نداشتید. اگر چنانچه، مخصوصا این دوتا که این دوتا رکنه. وقوف در عرفات رکن است و وقوف در مشعر الحرام رکن است، اگر هر دو رکن، بطور کلی در کل اوقات اختیاری و اضطراری ترک شد. چون ما اوقات اختیاری داریم، اوقات اضطراری، اضطراریه هم بعضی ها یکی است، بعضی ها دوتا. حالا که مفصل بعدا خواهد اومد.  اگر در اوقات اختیاری و در اوقات اضطراری، شما این رکن عرفات را ترک کردید، جهلا یا نسیانا یا هر چه و همچنین رکن مشعر را ترک کردید به هر وجهی از وجوه، حج شما کلا باطله. نایب بردار هم دیگه نیست. چون وقتش گذشت دیگه. اگر وقت نمیگذشت، نایب نمی خواست، نمی شد نایب.

 اگر شما نتوانید به عرفات بروید در حج، هر حجی، نایب نمی تونید بگیرید. ولی در رمی میتونید مثل.ا در قسمتی از کارا میتونید. اما در مشعر الحرام و عرض می شود که عرفاتۀ شما نایب نمیتونید بگیرید. اگر هم خودتون تونستید انجام بدید، وقت گذشت، وقت اختیاری، وقت اضطراری، حج شما بطور کلی باطله. کاری نداریم مقصری یا غیر مقصر. مقصر هم نیستید. ولی حج باطل است. این حج باطل است و بعدا تتمه رو خب انجام میدید، چون حج فاسد به تعبیر آقایون، این تتمه اش رو باید انجام داد، بعد حج {10:40} و بالاتر از وقوف اختیاری یا اضطراری عرفات یا مشعرالحرام، عبارت است از خود حِج البیت که عبارت می شود از طواف بیت. پس طواف بیت، به وجه من الوجوه، این قابل ترک نیست و از صنف ﴿النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ﴾ [الحج: 27] اصلش این حِج البیته. یا ﴿لِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ﴾ [آل عمران: 97] اصلش این زیارت البیته. پس این قابل قبول نیست و لو بعضی از روایات داشته باشد، این قابل تصدیق و عرض می شود قبول نخواهد بود.

مسئله، اگر زنی است که این خب حج تمتع برش واجبه، محرم شد بعنوان عرض می شود که عمره تمتع و بعدم حج انجام بده محرم شد، ولی فرض کنید که ایشون روز هشتم محرم شد یا صبح نهم محرم شد. حالا یا قصورا یا تقصیرا وقت عقب انداخت، محرم شد. این می بیند اگر بخواهد طواف کند، از عرفات محروم خواهد شد. یعنی از حج تمتع که رکن اول و واجب دومش عبارت است از وقوف در صحرای عرفات، محروم خواهد شد. این چیکار کنه؟ این طواف انجام نده؟ یا فرض کنید که زنی حائض شد، وقت هم بود. محرم شد، چند روز هم مونده است به اینکه این طواف بیت رو انجام بده، اما اون حائض شد، حیض هم تا روزی طول می کشد که اون روز، روز رفتن در عرفاته، محرم شدن برای حج تمتع و رفتن در عرفاته. پس علی ای حال معذور بود. یا وقت تنگ شد، یا اینکه فرض کنید حائض شد، یا نفسا شد. در اینجا باید چکار کنه؟ در اینجا این عمره محرم است، محرم تمتع، این احرام تبدیل می شود به حج افراد. تبدیل میشه. حج افراد که شد چکار کنه؟ حج افراد شد فعلا طواف نداره که. فعلا باید بروه عرفات و بعد مشعر و بعد منا و بعد کارها رو انجام بده. بعد هم که وقت دارد تا آخر ذی الحجه، وسعت دارد که این طواف زیارت رو انجام بده. دیگه گذشته، دیگه از ده روز بیشتر که حیض نخواهد بود که. این گذشته و بعدا چکار کنه؟ بعدا عمره مفرده انجام بده که حج افراد عمر مفرده است. حالا عمره مفرده قبل باشد یا بعد باشد، این فرق نمیکنه. و لو کان اگه عمره مفرده قبل باشد و مخصوصا در اشهر حج باشد، این بهتر است.

 این مقادیری راجع به طواف. تفاصیلش رو آقایون در اسرار و مناسک حج، ملاحظه بفرمایید. چون ما امهات مطالب فقهی رو برای برادران عرض می کنیم .اینجا منتقل می شیم به صلاه رکعت طواف. رکعت طواف هم البته خیلی حرف داره. من متنی که اینجا نوشتم براتون می خونم.  وصلاه رکعتی فی مقام ابراهیم. آیه اش چیه؟ ﴿اتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى﴾ [البقرة: 125] آیه مستقله است. آیه ای است که مستقل از طواف هم هست. واتَّخِذُوا مِنْ مَقام إ ِبْراهیمَ مُصَلًّى. تدلنا هن مقام ابراهیم هو مبتدء الطواف و آخره اذا منتهی المسجد الحرام فقد تجوزان فی مثلث المقام ان تجعله امامک قول احد  جالبیک الاقرب الیه فالاقرب. روی این بحث کنیم فعلا. خب، این مقام ابراهیم کجاست؟ آیه ای که می فرماید واتَّخِذُوا مِنْ مَقام إ ِبْراهیمَ مُصَلًّى، این مقام ابراهیم کجاست؟آیا مقام عام ابراهیم است؟ یا مقام خاص ابراهیمه؟ مقام عام ابراهیم، فقط مسجد الحرام و اون مقام خاص و فقط مکه مکرمه نبود، عرفات بود، مشعر بود، منا بود، اون جریانی که در منا اتفاق افتاد که مامور شد که ذبح اسماعیل کند، اونجا مقام بود، تمام مقامات مشاعر حج بود از برای ابراهیم خلیل الرحمان، آیا این مراد است؟ که واتَّخِذُوا مِنْ مَقام إ ِبْراهیمَ مُصَلًّى، یعنی از تمام این مقامات. نه این نیست. چون وقتی گفته می شود مقام ابراهیم، فقط همونی که مقام ابراهیم است فهمیده میشه، بیشتر فهمیده نمیشه. این اولا. ثانیا، نفرمود واتَّخِذُوا مِنْ مَقامات إِبْراهیمَ مُصَلًّى. مقام ابراهیم، مقام مفرد است. اگر می فرمود که المقام، جنس. یا مقامات ابراهیم که تمام جاهایی که ابراهیم قیام کرده است از برای نماز، در مکه، در کل حرم، در منا، در مشعر، در عرفات، در همه جا، بسم الله. ولکن نخیر، واتخذوا مقام، مفرد است. حتی اگر این جهت را هم ما نداشتیم، وقتی فرمود واتَّخِذُوا مِنْ مَقام إ ِبْراهیمَ مُصَلًّى، این مقام اونی که انصراف خیلی بین دارد و اصلا اونایی که به یاد انسان نمیاد. انصراف اینقدر عمیقه. جاهای دیگر به یاد انسان اصلا نمیاد، فقط این جای مخصوص که معروف به مقام ابراهیم است و جای پای ابراهیم فرو رفته است و معلومه که ﴿فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ  وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا﴾ [آل عمران: 97] که یکی از این آیات بینات، این فرو رفتن پای ابراهیم علیه السلام است در اونجا. خب، پس مقام ابراهیم مناط است. اون جای مخصوص و معین.

حالا، این مقام دارای مقامات متعدده ای است که در بحث فقه اکبر از خود مناسک عرض خواهیم کرد. اما حالا فقه اصغرش، از نظر اینکه این مقام ابراهیم کجاش ما نماز بخونیم؟ فرض کنید که این بیت مبارکه است و این مقام ابراهیم است و دورش هم مسجد الحرامه. این بیت الله که پشتش مسجد الحرام، اینجا با فاصله بیست و شش ذراع که سیزده متر است، من دیروز گفتم سیزده اشتباه کردم. بیست و شش ذراع که سیزده متر است، عرض می شود که، که در حجر اسماعیل، تبدیل به شش متر و خورده ای خواهد شد. حالا، این ﴿وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى﴾ [البقرة: 125] من حساب داره در اینجا. نفرمود فی مقام. اگر می فرمود، این وَاتَّخِذُوا خطاب به کیه؟ خطاب به کسانی که طواف میکنندد. بحث سر حج است. کسانی که طواف میکنند و طواف واجب انجام میدهند قدر مسلم و معلومش، اینها واتَّخِذُوا مِنْ مَقام إ ِبْراهیمَ مُصَلًّى، مطالبی از اینجا بدست میاد. یک، هر طوافی نمازی دارد. اگر شما دو طواف واجب را پشت سر هم انجام بدهید، بدون نماز این دو طواف هر دو باطل است. و اینم دو جوره. یه مرتبه مثلا شما طواف عمره رو انجام دادید، عمره تمتع، بعد نماز طواف نخوندید، بعد رفتید سعی صفا و مروه، بعد تقصیر کردید، بعد آمدید طواف نساء رو مستحبا خواستید انجام بدید، این یه صورتشه. یا فرض کنید در طواف حج، شما طواف زیارت رو طواف حج انجام دادید بعد نمازش رو نخوندید، بعد رفتید سعی صفا و مروه که تقصیر و چیز هم نداره، بعد برگشتید طواف نساء، بین طواف نساء که واجب دوم است و طواف زیارت که واجب اول است، نماز طواف نخوندید، دو طواف هر دو باطل است. واتَّخِذُوا مِنْ مَقام إ ِبْراهیمَ مُصَلًّى، بعد از طوافه. البته روایت هم زیاد داریم. این از مسلماته که باید رکعتین طواف، بعد از هر طواف واجب، باشه. مستحب بحث دیگری است، ما در واجب داریم بحث میکنیم.

 حالا، در خود هندسه مقام. همانطوری که هندسه طواف رو فهمیدیم، هندسه مطاف و هندسه طائف رو فهمیدیم، هندسه مقام ابراهیم. این مقام ابراهیم، کوچیک هم هست. این مقام ابراهیم که الان هست، به اندازه پا که دورش رو بلور گرفتن و جای بسیار کوچکی است، کسی هم نمیتونه بره توش، کسی هم بره، یه نفر، دو نفر، بیشتر نمیتونن نماز بخونن. حالا، این اگر می فرمود واتَّخِذُوا فی مِنْ مَقام إ ِبْراهیمَ مُصَلًّى، یعنی این تو باید نماز بخونید. بیرون، نه جلو، نه اینور، نه اینور. غلطه. نفرمود و نمیشد بفرماید. برای اینکه این همه حجاج و معتمرین، اینها به انتظار بایستن یکسال هم بیشتر طول میکشه تا برن توی مقام ابراهیم و عرض می شود که نماز بخونن. این نمیشه. پس واتَّخِذُوا فی مِنْ مَقام نیست. یا اینکه واتخذوا الی. باز غلط است. چون واتخذوا الی، یعنی منتهای هندسه و مساحت نماز طواف، مقام ابراهیمه. مبتداش چیه؟ خود بیت. یعنی بین بیت و مقام، این که مطافه. این که محل نماز نیست. یا اینکه واتَّخِذُوا مِنْ مَقام إبْراهیمَ مُصَلًّى، بگیم من تبعیضیه است. بدتر میشه. یعنی بعض مقام ابراهیم رو مصلی قرار میدیم. کل مقام ابراهیم به عنوان فی، نمیشد مصلی باشد. چطور بعض، می شود مصلی باشد؟ پس من، من ابتدایه است. این مصلی، دو بعدش رو یعنی چهار بعد داره. محلی که انسان نماز میخوند، جلو، پشت، راست، چپ. در این مربع، خداوند یک ضلع را بیان کرد و سه ضلع دیگر را بیان نکرد. چه حساب داره؟ اون ضلعی که لازم است بیان بشود، بیان شد که مبتدء نماز طوافه، واتَّخِذُوا مِنْ مَقام، یعنی از اینجا. اینجا من مقامه. من ابتدائه، نشویه هم نیست. چون صلاه که نشو پیدا نمیکنه. تبعیضیه هم که نیست. جنسیه هم که نیست. بلکه من، من ابتداییه است. یعنی مبتدء طواف شما در مساحت نماز طواف، عبارت است از مقام. مقام کجاست؟ مقام از اینجا شروع میشه. از اونجا که نیست، از اینجا که نیست، از اینجا که نیست. از اینجا بطرف قبله. چون نماز طرف قبله است. از اینجا که شروع میشه، این منتها رو نفرمود. طرف راست را نفرمود. طرف چپ رو هم نفرمود. اول منتهی رو می میفهمیم. نفرمود من مقام ابراهیم، الی، پنج متر الی ده متر. پس الی اش معلومه. یعنی تا آخر مسجد الحرام. تا آخر مسجد الحرام جایز است که انسان نماز طواف بخونه. آقایون می فرمایند نه. اما تا آخره. ببینید، این مسجد الحرام تا اینجاست. من اینجا، چرا الی نفرمود؟ اگر حد دومی دارد که الای معینی دارد، خب چرا نفرمود؟ همین یه آیه است. اینکه مطلبی نیست در اینجا که مثلا این رو بگذارد برای روایات. نخیر، این من را فرموده و الی را یادش نرفته، الی رو نفرموده چون الی معینه. مثل باب وضو دیگه. ﴿فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ﴾ [المائدة: 6] نفرمود من رئوس الاصابه، نفرمود من فلان، نه. برای اینکه ید، اونی که ید دارد، اول اینه، بعد اینه، بعد اینه، بعد اینه، بعد بالاست. پس اونی که محتاج به بیان است چیه؟ اینجاست. چون اینجا دورتر از حالت یدیه. بنابراین ﴿فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ﴾ [المائدة: 6] یعنی ایدیکم الکائن الی المرافق. اگر می فرمود من المرافق چی می شد؟ من المرافق به کجا می شد؟ من المرافق به اینجا یا به اینجا، معلوم نبود. که بحث این مفصلا گذشت.

در اینجا {صحبت حضار} نه، چرا؟ برای اینکه اگر می فرمود که و صلوا فی مقام ابراهیم، باشه، عند مقام ابراهیم یا من مقام ابراهیم، خب نماز می خوندیم. اما جای دیگر ممنوع است یا نه؟ همچین چیزی نیست. اما واتخذوا. اتخاذه، اتخاذ مصلی. اتخاذ مصلی، یعنی جای معینی برای نماز. ولذا واتخذوا باید باشه. خب حالا این واتَّخِذُوا مِنْ مَقام إبْراهیمَ مُصَلًّى، چون الی نفرمود، پس منتهی، منتهی المسجد الحرام است. اما طرف راست و چپ؟ طرف راست و چپ هر چه صدق کند. چون نفرمود. الان این فرض کنید که، این بیت است. این کتاب الله، این بیت است، این ضلع بیت. و مقام ابراهیم خیلی کوچکتر از اینه. تقریبا مقام ابراهیم اینقدر میشه. این مقام ابراهیم. نسبت به طول ضلع بیت این میشه مقام ابراهیم. حالا، واتخذوا من، ما یک بعدش رو فهمیدیم که از اینجا، عرض مقام تا آخر. خب، طرف راست چی؟ طرف راست هم یک ضلع منحرف، طرف چپ هم یک ضلع منحرف، تا آخر مسجدالحرام. بنابراین در یک، در مساحت یک مثلثی که یک نقط هاش اینور مقام بود، یک نقطه اش اینور مقام، آخر ضلع این نقطه، آخر مسجد الحرام و آخر این هم، آخر مسجد الحرام. همش صدق میکند که من مقام ابراهیم مصلی. منتهی هر چی نزدیکتر باشه بهتره. ما اینجا رسمش و در کتاب کشیدیم، ملاحظه بفرمایید آقایون {صحبت حضار} برای اینکه ما در مسجد داریم این کار رو انجام میدیم، خارج مسجد چیزی صدق نمیکنه که. حتی طواف هم صدق نمیکنه. ببینید، کسانی که کتاب دارند یا بعدا ملاحظه خواهند کرد، این بیت، این مقام ابراهیم، یک، دو، سه، چهار، چیه؟ یک، پشت مقام ابراهیم تا اونجایی که صدق نزدیک میکنه. دو، پشت، صدق دور، تا آخر مسجد الحرام، مسجد الحرام. خب، این دو. سه، طرفین مقام، البته طرفین پشت مقام. چهار، طرفین پشت مقام نزدیک و طرفین پشت مقام دور، اونوقت اینجا روایتی هم داریم که از این صفحه 268. حالا اونی که در مناسک بنده یادداشت کردم، آقایون ملاحظه بفرمایید. اگر احیانا به مناسک مراجعه میشه، این تحصیل حاصل نیست. چون یه بیاناتی دارد. صفحه 264،  نماز طواف، نماز طواف خود آیه مستقلی همچون خود طواف دارد که با کمال عنایت و اهمیت پس از ذکر عظمت بیت آمده ﴿وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْنًا﴾ [البقرة: 125] یکی از مثابه ها، طواف بیته دیگه. و در عمق مثابه ها که طواف بیته ﴿وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى﴾ [البقرة: 125] بقره آیه 125 و از جایگاه مقام ابراهیم، جای نماز گیرید. مقام ابراهیم این فقه اکبره اولش، مقام ابراهیم همان جایگاهی است که همیشه معروف خاص و عام بوده و هست. آنجا که ابراهیم به امر خدا بر فرازش اعلام عام حج داد. نکته است. چرا اینجا؟ میخواد بگد که نه تنها ابراهیم است که اعلام حج داد و ﴿وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا﴾ [الحج: 27] همه شما باید که وَأَذِّنْ عمل کنید. همونطور که ابراهیم وَأَذِّنْ و  رسول الله وَأَذِّنْ، تمام {25:38} بگو مرگ بر شاه. نمی گفتیم مرگ بر شاه. بگو مرگ بر شاه. یعنی هم ما میگیم، هم تو بگو. اینجا هم همینطوره. ما هم باید خودمون حج انجام بدیم و هم دیگران را اعلام کنیم که حج انجام بدن. محل اعلام کجاست؟ مقام ابراهیمه. مقام ابراهیم ابعادی دارد، یک بعدش این است که ابراهیم در اونجا اعلام حج کرد. بعد دومش این است که در اونجا ایستاد و خانه رو ساخت، منتهی این خانه، این مقام، مقام وقتی ابراهیم میرفت روش، خانه رو می ساخت، بغل بیت بود، قبول. ولی وقتی تمام شد، به امر خدا آمد اونجایی که الان هست. چنانکه بحثی دیروز رو مقداری رو مضمرهزراره کردیم.

خب، آنجا که ابراهیم به امر خدا بر فرازش اعلام عام حج داد و همان پایگاهی که پا در رویش نهاده خانه را بنیان کرد که این دوتا شد. که این مقام دست کم دو مقام دارد. یک، آباد کردن کشور حج به دعوت حاجیان. دو، سازمان خانه خدا، برای طواف کنندگان و نماز گذاران، هم باید دعوت به حج کنیم، هم در سازمان خانه خدا شریک بشیم. سازمان ظاهری و سازمان باطنی. اگه یک موقعی آجری عرض می شود که چیزی ازش افتاد، خرابی کند، این رو درست کینم. شما با موفقیت از گرداب طواف بیرون آمدی، اظهار فدویت و کمال اخلاص به صاحب بیت عتیق کردی، اکنون آماده نماز شو. نماز بعد از نماز. نماز اون شکلی و نماز این شکلی. با بهترین عبادت طواف را تکمیل کن. آن نماز دوری، آن نماز دوری در گردش را، با این نماز ثابت بی گردش، کمال بخش که الطواف بالبیت صلاه. طواف خانه نماز است. اما در کجا نماز طواف کنی؟ دور بیت؟ که همه اش مصلی است. واتخذوا نداره که. اگه دور بیت همه اش می شد، واتخذوا نداره که، همه اش هست دیگه. که همه اش مصلی است. همه مسجد الحرام که نیز مصلی است و هر دو هم مقام ابراهیم بوده است. نه، فقط در مقام ابراهیم، مقام معروف، همان جایگاهی که برای حج اعلام عام کرد، تا تو هم نیز یادش کنی و خود نیز دستگاه اعلام حج شوی، همان جایگهی که به دور خانه می گردانی. این رو می گرداند هر جا که می ساخت، این طرف تر، اون طرف تر، دور، این مقام دور بود و بر روی آن پای نهاده، خانه را می ساخت، تا تو هم از بنیاد کنندگان و آباد کنندگان به بیت عتیق شوی. به دعوتت، به زیارتت، به طوافت. آری واتَّخِذُوا مِنْ مَقام إ ِبْراهیمَ مصلی. ابراهیم وار زندگی و هم عبادت کن. معمار کعبه ایمان و بلند گوی دعوت به حِج البیت باش. با ابراهیم خلیل همگام شو، هم نشان و هم نام شو.

 اما مقام ابراهیم، جای پایی که اثرش معجزه وار پیداست که ﴿فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ﴾ [آل عمران: 97] این رو قبلا بحث کردیم که از آیات و بینات این است که هیچ پرنده ای روی بیت نمیره. این رو خوندیم از تفسیر حج. این جای کوچک، گنجایش نماز گذاردن حتی برای یکنفر را هم ندارد، خیلی کوچیکه. یه نفر هم بخواد سجده کنه، بایست پاش بیرون بمونه یا سرش بیرونه. مخصوصا این مقام اصلی،  همون جا پاست، جا پای ابراهیم. خب، این کی میتونه نماز بخونه؟ مگر چند تا گنجشک برن نماز بخونن. بله، پس چگونه، بعدش، پس چگونه سیل حاجیان با {29:01} از گرداب طواف، همگان بسوی این جایگاه و پایگاه سوار بشوند؟ این همه طائف بیان اینجا که یک نفر هم جاش نمیشه. اینجا من، از و نه فی، در، پاسخگوی این پرسش است. فرمود از پایگاه ابراهیم جای نماز گیرید. نه در پایگاهش و نه از فقط ابتدای جای نماز را تعیین میکند. این اصل فقط ابتدییه است. نه نشویه است و نه جنسیه است. اما انتهایش؟ در این باره چیزی در آیه نمایان نیست، فقط از جایگاه ابراهیم محل نماز گیرید. جلویش نه. بلکه مقام در جلو و تو در عقب و یا لااقل در نزدش نمازگذار. بدون آنکه جلو بیفتی. چنانکه در اخباری بسیار از دیدگاه همین آیه از اهل البیت وحی علیهم السلام آمده که اجعله اَمامَه، اِمامه غلطه. امامه، این یکیش. این {29:56}واتَّخِذُوا مِنْ مَقام إ ِبْراهیمَ مصلی که توی خود مقا کهم نیست، پشت مقامه. {30:00} مقام را جلویت قرار بده و این ابتدای جای نماز طواف. اما انتهایش تعیین نشده. زیرا سیل نمازگذاران نیز بی انتهاست. انتهایش تبعا آخر مسجد الحرام است. نه اینکه برو تو مغازات، تو بازار ابو سفیان. دیوار مسجد الحرام خودش، این منتهی الحج. البته آخرین حد مسجد در هر زمان و نه فقط در آن زمان که دیروز نمونه اش رو عرض کردیم که  اگر شما احرام حج رو باید از مکه محرم شوید، نه مکه زمان وحی، مکه هر وقت. این هم همینطوره. مسجد الحرام اون آخر مسجد الحرام منتهی الیه جای نماز طوافه. حالا مسجد الحرام بزرگ شد، قد خود مکه شد مثلا. چنانکه در خبر است از حضرت رضا علیه السلام که به علت کثرت جمعیت، نزدیک سایبانهای مسجد در جنب مقام، نماز طواف می خواند. این مقام، حضرت اینجا نماز نمی خوند. چون اینجا پُر بود. جمعیت زیاد بود. می رفت اونطرف سایبان ها. سایبانها کجاست؟ الان مسجد الحرام یک سقفهایی داره کنار و این سقفها جلوتره. سقفها خیلی جلوتر بود و نزدیک سایبانها. بالاخره از ضلع مقام گذشته بود  حضرت. حضرت، از ضلع مقام گذشته و در جنب یمین یا جنب یسار مقام، نماز طواف می خوند حضرت. وقتی سوال شد، فرمودن که چون اینجا آدم زیاده و چون در خبر است از حضرت رضا علیه السلام که به علت کثرت جمعیت، نزدیک سایبانهای مسجد در جنب مقام، نماز طواف می خواند. از مقام ابراهیم جای نماز گیرید. البته هر چی بتوانی نزدیکتر که آن رمز و این امر بر تو نمودار شود. پای در فرق این و آن منه. کسی را برای نزدیکتر شدن به مقام اذیت مکن. میکنند، مخصوصا این آخوندهایی که نماز استیجاری عرض می شود طواف می خونند. اصلا فرصت به هیچکس نمیدن. یه آخوند، پنجاه تا، یه آخوند، بیست تا، یه آخوند، صدتا نماز، تمامش بدعت و تمامش غلط. و اصلا مهلت نمی دن به کسی که. یک کسی اومد سوال کرد گفت فلان آقا عرض می شود که از من اینقدر طلب داشته و به اندازه همینقدر هم نماز طواف خونده و خب از من طلبکار زیاد خواهد شد. گفتم اونی که به حسابت نماز طواف خونده، صنار به او نده، دادنش حرام. گرفتنش حرام. خواندن این نماز هم تبعا حرامه. مثل نماز صبحه دیگه، این بحث بعدا خواهد آمد. از چیزهایی که از کارهایی که این نیابت پذیر اصلا نیست کلا ولو شما فرض کنید برید وطنتون. این مطلب دیگریه. اصلا نیابت پذیر نیست، بلد باشید، نباشید، وقت باشد، نباشد، این عبارت از نماز طوافه. این مثل نماز صبحه. و یک اشاره هم در آیات نمی شود نایب بگیری. اصلا نایب گرفتن، خلاف اصل است. چه برسد، چه رسد جایی که مثل نمازهای یومیه. آیا شما میتونید برای نماز ظهر و عصرتون بگید امروز من کار دارم، در مغازه میخوام بیشتر بیام، میخوام مکاسب مطالعه کنم، شما به جای من. خب شما بمیر، من بجات نماز میخونم. اما حالا که شما زنده اید، نمیتونم براتون عرض می شود که نیابت کنم. شما نمیرید ها اون کسی که این حرف رو میزنه البته.

 عرض می شود که بله. فقط نماز طواف واجبت را خیلی هم خفیف بخوان و برخیز. دو رکعت بخون و برو. دیگه هی بخون و هی بخون و هی بخون. یه طومار دستشه آقای الف، آقای ب، آقای فلان. صد تا آقا، این نماز طواف داره می خونه چون پول گرفته. بعضی ها رو در جده که پیاده میشن، پولها رو می گیرن. پول طواف دادن، پول نیت دادن، پول نماز طواف، پول طواف های اضافی، خالی میکنند جیبها رو از پول و پُر می کنن از حماقت. نه، نماز طواف مستحب را در همه مسجد الحرام می توانی بخوانی. طواف مستحب. ترکش هم جایز است و اینجا حق عموم {33:15}مثل کسانی که میرن در حرم یا در مسجد، {33:21} جای جلو رو میگیرن، قبل از نماز یک ساعت، دو ساعت، همینطور بعد هم همینطور جا میگیرن. این جای همه است. غصبش مکن. رحل دایمی نینداز.  دکان نماز طواف بدعت را برچین. تله ات را بشکن. اینجا مقام ابراهیم است. همچون او بلند گوی حق باش. نه بوق باطل. سازندگی پایگاه توحید به خود گیر، نه تله باطل. نماز طواف واجب، همچون طواف، واجب است. همچون طواف واجب است.  و چناکه با ترکه، با ترک، یا نقص طواف، کارت ناقص است، با نقص یا ترک نماز طواف نیز ناقص است. بایستی همه واجبات نماز را بدانی و بتوانی تا از گرداب طواف، به دریای پشت مقام سرازیر شوی. از بدبختی های ما که ماهم هی هلش میدیم {34:04}این آقا نماز طواف رو، حمدش رو درست نکرده. شرایط واجب نماز رو درست نکرده و می رفت اونجا میگد حالا که من بلد نیستم. حمد رو بلد، باقی رو درست بگم. عرض می شود که من نایب می گیرم. خودش هم نمی دونه. در اون حج اول که ما رفتیم، یه نفر بود، دیدیم هیچ کار نمی کنه. نه محرم شد، نه نماز کرد، نه سعی کرد، نه نهی کرد، هیچی. گفتیم بابا آخه چی؟ گفت من چهار هزار تومن به شربت اغلی  دادم، همه کارها رو اون باید انجام بده. این هم شبیه اونه در {34:31} این نماز طواف رو، این غلطه، درست نکرده، حالا که درست نکرده، داره نایب میگیره. خودش هم انجام نمیده. حالا بعضی ها خودشون هم انجام میدن که اون یک حرامه. ولی خودش انجام نمیده و نایب میگیره. ما در عملی که میخوایم انجام بدیم، مگر اول واجب نیست که باید بدونیم این عمل چه جوری است؟ مثلا در باب مکاسب، در باب کسب، متاسفانه دارند علامه حلی، مانند دیگران که مستحب است انسان که میخواد وارد بشه، مستحب است شرایط آن را یاد بگیره. ما اینجا در تبصره الفقها نوشتیم، نخیر. واجب است. چطور این کسب رو می خواد انجام بده؟ خب این کسب رو از نظر شرعی میخواد انجام بده. اگه نداند ربا چیست، اونی که مبطل است چیست، {35:04} شرطش چیست، پس چس؟ شما مقدمه واجب را احیانا واجب میدونید این که خودش واجب است. حالا در اینجا. شما که می خواید که حج رو انجام بدید، باید بدانید احرام چیست، بالاخره وقتش هم حداقل، شرایطش چیست، طواف چیست، سعی چیست، عرض می شود که همه اینها رو باید بدونید و اگر شما قرائتتون رو درست نکردین، درست کنید. اگر طواف بلد نبودی، باید بلد باشی، یاد بگیری. اگر سعی رو نمیدونستی، باید یاد بگیری. نمی شود که شما قصورا، باشه تقصیرا، تقصیرا شما نماز رو یاد نگرفتید و طواف رو یاد نگیرفتید و حالا میخواید که نایب بگیرید.

 وانگهی، فرض کنید یاد نگرفتید. حالا شما نمازخون که هستید، فرض کنید نمازخون هم نیستید. اگر این آدم معاذالله نماز خون نیست که خیلی درصدش کمهف یا نماز احیانا میخونه یا نمیخونه یا قرائتش رو درست نکرده، خب، وقت زیاده. شما سه ماه وقت دارید از برای عرض می شود که سه ماه الا مقداری. حدود دوماه و بیست روز شما وقت دارید از برای عمره، عمره تمتع و باقیش هم از برای حج است و بقیه کارها. خب، اینکه وقت دارید، شما در عرض یه روز دو روز، می توانید که قرائتتون رو درست کنید. حتی اگه قرائتتون رو نتونستید درست کنید، نتوانستید و وقت داره میگذره، شما نماز طواف رو به جماعت بخونید و اگر اون نمیشه، شما در یک ضبط صوتی، ضبط کنید اینطوری بذارید بغلتون گوش بدید. بنابراین هیچ موردی پیدا نخواهد شد از برای نایب گرفتن برای نماز طواف که اگر کسی بخواد، فرض کنید که حالا اون نمازی که همیشه واجب است، نمازهای یومیه، آیا در نمازهای یومیه اگر انسان تقصیرا یا قصورا قرائت درست نکرد، میتونه نایب بگیره؟ نه اگر وقت هست باید قرائت درست کنه، اگر وقت نیست، هر آنچه میداند بخواند. عربی نمی داند، فارسی بخواند. همه اش رو نمیداند، بعض اش را بخواندف اگر مقصر بوده،  باید تکرار کند و قاصر بوده، تکرار ندارد.

 هیچوقت نوبت به نایب گرفتن نمیرسه که در یک دکان رو ما باز کنیم، دکان نماز طواف، دکان طواف، دکان سعی، دکان قند، دکان فلان، همه از سر تا دم، عرض می شود که از دم تا دُم، دکانش کردیم ما. حالا این یک اصل کلی است که در نماز طواف، انسان باید خودش انجام بده و البته صور و خصوصیات دیگری هست که ما باید بعدا بحث کنیم. اللهم الشرح صدورنا بنور العلم و الایمان و معارف القرآن العظیم و وفقنا لما تحبه و ترضی و جنبنا ان ما لا تحبوه و لا ترضی والسلام علیکم. {صحبت حضار}