جلسه سیصد و پنجاه و ششم درس خارج فقه

حج

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

آیه 125بقره که مورد بحثمون هست ﴿وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى  وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَنْ طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ﴾ [البقرة: 125] در مقام ابراهیم بحث داشتیم. احتمالاتی راجع به مقام ابراهیم بود که در یک بعد درست نبود که دیروز عرض کردیم و در یک بعد درست است که امروز عرض می کنیم. مقام ابراهیم، از نظر لفظی که مفرد است، اینطور ازش نمایان می شود که یک جای معینی است که مقام ابراهیم به او صدق می کند که مقام دو بعدی است. یکی محل قیام ابراهیم از باب اعلام حج که و ﴿وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا﴾ [الحج: 27] و یکی اون جایگاهی که و پایگاهی که ابراهیم پای خود را روی اون می نهاد و نزدیک بیت بود ﴿وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ﴾ [البقرة: 127] یه جایی لازم دارد که پاش رو بذاره و قواعد بیت رو درست کنه. به این حساب مقام ابراهیمه و این مقام ابراهیم از آیات بینات ربانیه است که ﴿فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ  وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا﴾ [آل عمران: 97] آیات بیناتی که در مقام ابراهیم است، اونی که بین است برای هر کس که ببینه، عبارت است از فرو رفته جای پای ابراهیم علیه السلام. اما سایر مقام های ابراهیم که کل مسجد الحرام و کل مکه و کل حرم و کل عرفات و مشعر و منا باشد، در اونجاها اگر آیاتی هست، بینات نیست. بله آیات هست. یکی از آیات منا این است که روز دهم ذی الحجه که اینقدر ذبح انجام، ذبح انجام میدهند، اونجا مگس و سگ و چه و این حرفا انسان نمیبینه. و حال اینکه تو اون هوای گرم، {02:50} از آیاته. ولی برای همه بینات نیست. توجه ندارن و همچنین راجع به جهات دیگر خود بیت که از آیاتی که برای همه بینات نیست، باید دقت کنند تا بفهمند، این است که پرنده ها بالای بیت نمیرن. تا میرسن خودشن رو منحرف میکنن جای دیگر. {صحبت حضار} همیشه اینطور نیست. بعضی وقتها اینطوره. بله، ما دیدم ولکن همیشه اینطور نیست. اونی که آیه بینه لکل احد درش هست، عبارت است از این مقام خاص ابراهیم.

 حالا، این مقام ابراهیم دو بعد از نظر دلالی و مدلولی داره. بعد اول بعد عام است. هر جایی که ابراهیم پا نهاد و در اونجا عملی که مربوط به حج یا عمره بیت الله بود انجام داد، اونجاها مقام های ابراهیم است که در لفظ مقام ابراهیم، به عنوان مفرده جنسی بیان شده، نه مفرد فردی. مفرد جنسی. رجل یا الرجل مثلا. مفرد جنسی. اینی که دیروز عرض کردیم درست نیست، در بعد دوم است درست نیست. در بعد اول درسته که حالا عرض می کنیم. این مقام ابراهیمه. مقام ابراهیم، همون مقام معین ابراهیم است، هم حجر اسماعیل است که اسماعیل و مادرش در اونجا بودن و هم کل مسجد الحرام است و هم کل مکه است و هم کل حرم است و هم عرفات است که خارج از حرم است و هم مشعر الحرام است که تنگی مشعر خارج از حرمه و هم منا است که داخل حرمه و قبل از منا موادی محصر است که خارج از حرم است، تمام اینها مقام ابراهیم اند. ولی همش نیست. همین اند فقط؟ نخیر. می فرماید که ﴿وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى﴾ [البقرة: 125]. من، این من، هم شامل فی است و هم شامل مع است و هم شامل تمام جریاناته. یکی از ابعادی که این اوَ اتَّخِذُوا مِن مَقامِ إِبراهِیمَ مُصَلَّی دارد این است که کسانی که در مکه مبارکه هستن، مصلی اونهای خارج مسجد الحرام، من مقام ابراهیمه، باید توجه کنند به مسجد الحرام. کسانی که خارج مکه مکرمه هستن ﴿ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ﴾ [البقرة: 149] شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ، مقام ابراهیمه. کسانی که در انحای کره ارضی هستن و بالاتر، کسانی که در کل کون هستند باز وَاتَّخِذُوا مِن مَقامِ ابراهیم. محور اینجاست. اونجاهایی که مقامات ابراهیم بوده است که بعد اولیش عبارت بوده است از بیت و بعد مقام ابراهیم و حجر اسماعیل  و بعد کل مسجد الحرام و بعد کل مکه و بعد حرم و بعد منا و مشعر و عرفات، تمام اینها در اتجاه و در جهت بیته. بنابراین وَ اتَّخِذُوا مِن مَقامِ إِبراهِیمَ مُصَلَّی، قبله بودن مقام ابراهیم رو میگیره. خود کعبه مبارکه و مسجد الحرام و حولش که شطر مسجد الحرام باشه که حرم باشد و بالاتر و بالاتر، همش مقام ابراهیمه این مدلول آیه میتوند بطور مطلق باشه.

 اما واتخذوها فرق می کنه. یک مخاطب واتخذوا مخاطب عام است که کل مصلین، کل مصلین در عالم وجود، وَاتَّخِذُوا مِن مَقامِ إِبراهِیمَ مُصَلَّی. یکی نه، در این آیه مبارکه ﴿وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى  وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَنْ طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ﴾ [البقرة: 125] پس دو بعدیه آیه. یک بعد، بعد اول عام است که وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً. مثَابَةً از دور، از نزدیک، نزدیک، نزدیکتر، دور، دورتر، همه اش َمثَابَةً للناسه، دردوازده معنا که قبلاً عرض کردیم. بعد واتخذوا کی؟ فقط کسانی که طائف و عاکف هستن عاکف و طائف اند در مسجد الحرام؟ نه این بعد میاد. وَ اتَّخِذُوا مِن مَقامِ إِبراهِیمَ مُصَلَّی، اتخاذ اول عام است که نسبت به کل ناس است و حداقل کل مسلمین است، در کل انحای عالم. بعد، ﴿وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَنْ طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ﴾ [البقرة: 125]  مخاطب دوم واتخذوا، عبارت اند از طائفین و عاکفین و رکع السجود. الرکع السجود، و الرکع و السجود، نفرمود چرا؟ برای اینکه رکوع در غیر نماز غلطه اصلا. بله سجود در غیر نماز صحیحه، ولکن رکوع در غیر نماز غلطه. کما اینکه سعی صفا و مروه، در غیر حج عمره غلطه. کما اینکه رمی جمرات غلطه. کما اینکه وقوف در عرفات و منا و مشعر و این حرفها، عبور در مشعر و این حرفها، این، وقوف در مشعر، اینها در غیر حج عمره، غلط است. فقط طواف است که وجوبا به نذر یا استحبابا به نذر یا غیر نذر، این عرض می شود که میتوند منفصل باشد از حج عمره. حالا، وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَنْ طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُود یعنی المصلین. طائفین، طواف کنندگان، عاکفین، باشندگان کسانی که در عرض می شود که مسجد الحرام هستند که طائفین، تفسیر به عرض می شود که مسافرین هم شده. مسافر فقط نیست. کسانی که طواف می کنند. کسانی که نشستن، طواف نمی کنن مثلا. و الرکع السجود، تمام کسانی که در مسجد الحرام هستن، و لو نشسته باشن، نشستنشون هم ثوابه. طائف باشن، خب ثوابه. رکع الجسود باشن که مصلی باشن، ثواب فوق الثوابه. خب {صحبت حضار} اون وقتی که عهدنا، اسماعیل بچه نبود بزرگ شده بود، عرض می شود که حالا، ﴿وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ﴾ [البقرة: 127]، ﴿وَإِذْ يَرْفَعُ إِبْرَاهِيمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَيْتِ وَإِسْمَاعِيلُ﴾ [البقرة: 127] حالا عمله بود دیگه. اسماعیل میشد عمله باشه و بنا هم جناب ابراهیم بود. {صحبت حضار} برای اینکه عهدنا بعد از اینکه بیت رو ساختن این و اذ جعنا البیت، کی؟ ﴿وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْنًا﴾ [البقرة: 125] الی آخر. حالا، وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَنْ طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ، این بعد دومه. بنابراین، این مقام ابراهیم، در حد وسیعش که کعبه مکرمه و مسجد الحرام و حرم و ما حول باشند، این من مقام مصلی اتخذوا. اتخاذی که مسلمانها و موحدین در کل عالم وجود باید بکنن از برای نماز، اتخاذ مقام ابراهیمه. اون مرکز است. در کره ارضی و در غیر. ولکن معنای اخص که خطاب مربوط باشد به طائفین، کسانی که طواف میکنن حول بیت، اگه طواف واجب است که  نمازش واجب. اگر طواف مستحب است که نمازش مستحب. این بعدی است که دیروز مقداری بحث کردیم، حالا ادامه می دیم.

 خب ﴿مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى﴾ [البقرة: 125] حالا، این مقام ابراهیم، یک جای بسیار مختصری است تبعا که فرض کنید که این بیت مبارک است، این دور مسجد الحرام است، این مقام ابراهیم. این مقام ابراهیم یک مربعی است الان، کما اینکه خود بیت مربعی است. این وَ اتَّخِذُوا مِن مَقامِ إِبراهِیمَ مُصَلَّی، ضلع مقابل ضلع کعبه رو نمی گیره. چون ضلع مقام ابراهیم خب خیلی کوچک و ضلع کعبه خب خیلی {11:07} این ضلع مقابل کعبه را که کعبه مقابل اوست و عمام اوست، این رو البته نمیگیره. چون من، در اینجا نیسش که. برای اینکه اگه من، در اینجا باشه، یعنی چه؟ یعنی انسان پشت کند به مقام ابراهیم و به طرف کعبه نماز بخونه. یا پشت کند به کعبه، طرف مقام. اگه پشت کند به طرف، اگر پشت کند به کعبه، به طرف مقام،من نیست. الی است. اگر پشت کند به مقام، به طرف کعبه، باز من مقام ابراهیم نیست. پس این ضلعی که طرف کعبه است میره  کنار. میمونه سه ضلع. ضلع پشت مقام، ضلع راست، ضلع چپ. آیا این من مقام ابراهیم مصلی که ضلع جلو رو گرفت، سه ضلع دیگه رو میگیره؟ این سه ضلع دیگر با هم فرق دارند. که در روایات، یکی بحیال المقام است، یکی اجعل المقام امامکه. فرق میکنه. بحیال المقام نزد مقامه. سه نزد دارد مقام. نزد راست، نزد چپ، نزد پشت. همه نزده و این سه، یک نزد نزدیک است و یک نزد دور است. نزدیکش، نزدیک مقام، طرف راست، طرف چپ، طرف پشت. دورش، تا اونجاییکه سایبانهای مسجده که روایتش رو هم خوندیم دیروز، طرف راست، طرف چپ، طرف پشت، تا آخر مسجد الحرام. خب، پس یک نرد داریم که حیال و نزد داریم، حیال هم نزدیکه. عند المسجد، عندالمقام ابراهیمه.که بحیال المقامه، این وجه عامه. یک وجه خاص داریم که اجعل المقام امامک. فقط ضلع اینوره. ضلع راست و چپ {صحبت حضار} اون من مقام نیستش که. من مقام ابراهیم، اون الی مقام میشه. عرض می شود که واتخذوا من مقام، این من، ابتدایه است دیگه. از مقام. منتهش چیه؟ منتهی آخر بیت. ابتداش اینجا {صحبت حضار} آخه معلوم است که ما نماز به طرف بیت باید بخونیم تو مسجد الحرام. تو مسجد الحرام که نماز می خونیم، می تونیم پشت به بیت کنیم؟ خب نمیشه. چون حتما باید رو به بیت کنیم، بنابراین اگر مقام رو پشت قرار بدیم و نماز بخونیم، این من مقام نشد. چون من، ابتداست. من ابتداست دیگه. یعنی این رو مبتدء قرار بدیم از برای نماز. پس پشت مقام باید بشینه، بحیال المقام که به طرف بیت دقیقا مخصوصا در مسجد الحرام. حالا {صحبت حضار}  مقام در چهارده قرن اسلام و از زمان ابراهیم، از زمان خود ابراهیم مقام معلوم بوده کجا، حالا هم معلومه. هیچ عوضش هم نکردن حتی. بعدا خواهیم آمد که اگر فرض کنید اومدن مقام رو برداشتن، بردن در جده. حالا مقام نخواهد بود همون زمینه دیگه{صحبت حضار}  کما اینکه کعبه مبارکه، ساختمان نیست. مکان البیت. مکان البیته. همونطور مقام هم همینطوره. اینها تمام، اون مکان چه ساختمانی باشد، از ساختمانی نباشد، ساختمان رو برداره، بر ندارن، این فرق نمیکنه. این که مفصل یه موقعی عرض کردم حضور برادران که در کعبه مخصوصا.

حالا ما از نظر هندسه عرض می شود که صلاه رکعتین طواف و مقام یه مقداری صحبت کنیم که حالا در تفسیر هم داریم، در مناسک هم داریم، در مناسک مفصلا مراجعه بفرمایید و در تفسیر هم مقداری حالا میخونیم که این بینهماست. یعنی مختصرش در تبصره الفقهاست. مفصل مفصلش در مناسک بینهما که متنی است عرض می شود که در تفسیره. حالا، این چهار ضلع قطعا ضلع جلو نیست. چون در ضلع جلو، اگر من مقام رو، من مقام بگیریم به این معنا که شما رو کنید به طرف مقام، رو کنید به طرف مقام و ابتداش از مقام باشه، اگر ما ضلع جلویی رو، رو کنیم به مقام نماز بخونیم، پشتمون به کعبه خواهد بود، خلاف ضرورته. پس این ضلع جلویی. این سه ضلع دیگر باید باشه. حالا، این سه ضلع دیگر، از نظر آیه ﴿وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى﴾ [البقرة: 125] یک ضلع رفت کنار ولی سه ضلع هست. بله، من مقامف از اینجا، اینجا مقامه، راست. من مقام، طرف چپ، مقامه. من مقام، طرف پشت هم مقامه. سه ضلع مقامه. اگر مربعی را ترسیم کردند، گفتن شما کارتون که انجام بدین، از این سه ضلع شروع شود. از این سه ضلع، یک ازِ نزدیک داریم، طرف راست، طرف چپ، طرف پشت و یک از دور داریم مخصوصا در موقعی که ضرورت باشد کما اینکه، کما اینکه به امام معصوم عرض کردن شما، نزدیک سایبانها دارید نماز طواف میخونید. فرمود کثره الناس. معلومه هر چی نزدیکتر باشه بهتره ولیکن اگر کثرت الناس بود و نشد، دورتر ولی صدق من مقام میکنه. پس به خود آیه که توجه کنیم، هر دو مطلبی که یکی اعم است، یکی اخصه، در روایات داریم، از آیه در میاد. نمی تونیم بگیم که بعضی روایات دارد که بحیال المقام یا عندالمقام که این دوتا مثل همه. بعضی روایات داریم که اجعل المقام امامک. کسی بیاد بگد که خب، اینها با هم فرق داره اجعل المقام امامک این ضلع پشتی رو میگیره. خود ضلع، خود ضلع پشتی. ولکن اگه طرف راست نماز بخونیم، مقام عمام نشد، طرف چپش. اگه طرف چپ نماز بخونیم، مقام جلوی ما نشدف طرف راست شد. جلو هم که خارج بود، اگر پشت، نماز بخونیم اجعل المقام امامک شد. کسی بگد به این روایت اگر عمل کنیم اون روایت دیگه رو باید تخصیص بدیم. چون روایت دیگر میاد که بحیال المقام. بحیال المقام یعنی نزد مقام. نزد جلویی رفت کنار، در سه ضلع دیگر، نزد، صدق میکند. چه نزد عمامی، چه نزد یمینی، چه نزد یساری. پس اجل المقام امامک، یک ضلع رو می گیرد. ولکن بحیال المقام یا عندالمقام، هم حیال یمین، هم حیال یسار، هم حیال پشت. عند هم، هم عند یسار، هم عند یمین، هم عند پشت رو میگیره. در اینجا اگر ما رو آیه توجه نکنیم، گیر می کنیم. میریم دنبال شهرت و دنبال سند و دنبال مند و دنبال این حرفها. ولکن اینطور نیست. روایت دو جوره. یک جورش، حد اقرب است، یک جورش، حد دوم و ابعده. حد اقرب، اجعل المقام امامک، من هم چند بعد دارد. یک من اینکه قشنگ طرف قبله قرار بدید. همونطوری که کعبه قبله است، خود بیت هم قبله قرار بدید. این میشه اجعل البیت امامک. ولکن اگه از طرف راست هم نماز بخونید، طرف راست هم بالآخره این مقام ابراهیمه. طرف چپ هم {18:00} باز من، یک من خلفی داریم، یک من یمینی داریم، یک من یساری. من خلفی من قدر متیقن  و ثابت است، ولکن من یمینی هم من مقام ابراهیمه. من خلفی هم، منتها در من خلفی، شما وقتی که نماز می خونید، مقام ابراهیم روبروی شماست و کعبه هم روبروی شماست. ولکن اگر از طرف یمین بخونید یا از طرف یسار، مقام ابراهیم روبروی شما نیست، امام شما نیست. خب اگر هم مقام ابراهیم امام شما باشد و هم بیت که تبعا قبله شماست، این من دوبله است. اما اگر از طرف چپ بخوانید یا از طرف راست بخونید، بیت قبله شما هست، ولی مقام ابراهیم قبله شما نیست. این دو بعد در روایت دارد و این دو بعد رو ما از دو آیه استفاده می کنیم. از آیه مبارکه وَ اتَّخِذُوا مِن مَقامِ إِبراهِیمَ مُصَلَّی، استفاده میکنیم که از مقام ابراهیم باید اتخاذ  شود مکان نماز تا آخر مسجد الحرام. چون تا رو نگفته که. چون تا رو نگفت، الی اینجا فهمیده میشه. اگر همونطوری که اولش حد داره که من مقامف اگر آخرش هم حد داشت، خب می گفت دیگه. پس معلوم میشه اولش حد دارد، آخرش نداره. اول حد دارد، آخر ندارد. یمین هم ندارد، یسار هم ندارد. اگر همونطور که اول حد داشت، آخر حد داشت، آخر رو هم میگفت. اگر یمین حد داشت، یمین رو می گفت. اگر یسار حد داشت، بنابراین در یک ضلع، از حد خارجه. ولکن در سه ضلع دیگر که ضلع خلفی باشد و ضلع یمینی باشد و ضلع یساری، این عرض می شود که همش وَ اتَّخِذُوا مِن مَقامِ إِبراهِیمَ مُصَلَّی است. پس هر دو روایت رو قبول می کنیم، منتهی یکیش مقدم است و یکیش موخره. دیگه گرفتار سند و گرفتار شهرت و گرفتار اجماع و گرفتار مجماع و گرفتار این حرفها ما نخواهیم شد. چون خود اطلاق آیه، مطلب رو عرض می شود که حل می کنه.

 حالا، این من مقام ابراهیم همونطوری که ما اگر در مسجد الحرام که تبعا به خود کعبه مبارکه، توجه میکنیم در نماز، هر چی به کعبه نزدیکتر باشیم، بهتر است یا نه؟ اگه در خود حجر اسماعیل نماز بخونیم چطوره؟ البته نماز طواف نه، نماز های معمولی. نماز معمولی رو اگر در خود حجر اسماعیل بخوانیم، خب این خیلی مقدس تر است. اگر نزدیک کعبه، در اطراف کعبه بخوانیم خب خیلی بهتر است. هر چی دورتر باشد، خب دورتر است تبعا. این شکی ندارد دیگه.

 کذلک در این وَاتَّخِذُوا مِن مَقامِ إِبراهِیمَ مُصَلَّی، خداوند چند بخش کرده است مسجد الحرام رو. یک بخش، در اختصاص طائفین است. چون اونجا مصلین نمیتونن نماز بخونن. این جلوی عرض می شود که مقام. این جلوی مقام فقط طائف. مخصوصا جلوی خود مقام. جلوی خود مقام، کسی نمیرد نماز طواف بخونه. این جای طوافه. جای مخصوص طواف عبارت است از جلوی مقام که ضلع {صحبت حضار}  حالا این چند بخشی که مسجد الحرام داره بین طواف و نماز طواف، چند بخشه. نسبت به طواف، یک بخش طواف، از مقام ابراهیم به طرف بیت است. از مقام ابراهیم به طرف بیت، حداقل دور تا دور بیت، به مقدار بیت تا مقام که می شود بیست و شش ذراع، سیزده متر است. الا در حجر اسماعیل که نصف میشه. این مال طائفینه. اینجا دیگه جای نماز نمی تونه باشه. در سیلاب و گرداب طواف که مرتب، حتی در غیر وقت حج واجب و عمره واجبه، در غیر وقت طواف واجب، مردم همینطور مرتب می گردن و حتی وقتی که نماز جماعت تمام میشه، می ریزن برای بوسیدن حجر الاسود، اونجا جای نماز که نمی تونه باشه. اصلا سد طریق است در اینجا. تو خیابون انسان نماز بخونه، مردم دارن میرن، نمازش باطله. اینجا اگر نماز طواف درست هم بود، اینجا باطل است، چون سد طریق میکنه. سد معبر میکنه و این معبر خاص در عرض می شود که در ضلع جلوی مقام ابراهیم تا بیت، در دورا دور بیت، این مخصوص طائف. این یک قسم.

 قسمت دوم، اونجایی که من مقام ابراهیمه، برای نمازه. شما اگر {22:23} مقام ابراهیم بخواید طواف کنید، نه. نمی گن طواف باطله، نه. چرا؟ برای اینکه اینجا مال مصلینه. نماز طواف که نمی شود غیر اونجا خوند. بله دور تر میشه. ولکن در اضلاع دیگر، در اونطرف بیت، اون طرف بیت که نمیشه خوند که فقط در این سه ضلع هر چه نزدیکتر. در این سه ضلع هر چه نزدیکتر، مخصوصا ضلع پشت که پشت مقام باشه، اینجا جای مخصوص نماز طواف است، بنابراین این جای طائفین؟ نه. اما یه مقداری که از این پشت مقام گذشت که دور یا متوسط از حد مقام است و دور یا متوسط است در نماز که نمازها معمولا اون مرحله اولاست، در اینجا خب طواف کنن بعدا. پس یک … مخصوص طواف است و نمیشود نماز طواف خوند. یکجا داریم مخصوص نماز طواف است، نباید طواف کرد. اگه بکنید اشکال نداره. ممکن است به طواف شما صدمه ای به این معنا بزند که مزاحم با نماز مصلینه، ولی طواف باطل مثلا نیست. ولی یه مرحله دیگر داریم که اون جا هم جای طوافه، منتها فرق داره با مرحله اولی. مرحله اولی مخصوص طواف بود، مرحله دوم نزدیکش مخصوص نماز بود که طواف هم باز میشد. اما مرحله سوم بین الطواف و رکعتین الطوافه. هم طواف می تونید بکنید، هم دو رکعت طواف رو بعدا اگر جلو شلوغ بود و چه بود و این حرفها، میتونید انجام بدید. که این بعدش، سه بعد دارد، در سه ضلع مقام ابراهیم شما میتوانید نماز بخوانید که ما در اینجا صورتش رو کشیدیم، به آقایون دیروز نشون دادیم، ملاحظه بفرمایید. این صورتی است که ما برای مقام ابراهیم کشیدیم. یک، دو، سه، چهار و یک، دو، سه، چهار، حساب داره. این، این عرض می شود که ذوزنقه اول. ذوزنقه اول، این مقام ابراهیم، یک، که نزدیکترین است که پشت مقامه، این یک. دو، پشت هم باز پشته. چون پشت، چه پشت نزدیک باشد، چه پشت دور باشد، این باز من مقام در بعد اول است که بعد. می رسیم به سه. سه، جنب راست طرف راست، طرف چپه تا مقداری. ولکن اگر دورتر شد و ضلع طرف راست و طرف چپ دورتر شد، هم از این طرف، هم از اون طرف تا آخر مسجد، این میشه مرحله چهارم. این چهار مرحله، من رو چهار بخش میکنه. در این چهار بخش من، مادامیکه می شود در بخش اول انسان نماز طواف بخونه، بسم الله. نشد، در بخش دوم دورتر. نشد، در بخش سوم طرف راست و چپ. نشد، در بخش چهارم طرف راست و چپ، تا آخر مقام ابراهیم.  حالا ، {صحبت حضار}  جواب دادیم. جواب دادیم این است که آیه مطلق و دو حدیث داره. یکی اجعل المقام امامک. یکی عندالمقام بحیال المقام. اگر ما بحیال المقام نداشتیم، اجعل المقام امامک رو میاوردیم. فرقش شاخصشه. چرا؟ برا اینکه آیه امام نگفته، گفته وَاتَّخِذُوا مِن مَقامِ إِبراهِیمَ مُصَلَّی. من فقط عمام رو نمیگه. من، هر سه ضلع رو عرض می شود که شامله.

حالا، این هندسه نماز طوافه {صحبت حضار} جلو که من نیست آخه. برای اینکه جلو اگه برید یا پشت باید بکنی رو به مقام، رو به کعبه، من مقام نیستش که. من ابتدائه. اینکه ابتدا نیستش که. ابتدای نماز.  مبتدئی که شما نماز رو شروع میکنید اینجاست. باید از اینجا بخونید که اون امام باشه. اما اونجا مبتدء نیست که، منتهاست. بله {صحبت حضار} طرف کعبه، ببینید این کعبه مبارکه. این مقام ابراهیم. درسته؟ ما در جمع نیستیم، این کعبه است، میریم اینجا باز کعبه است، باز کعبه است، تا کجا؟ تا این ضلع یمینی، این ها رو بذاریم همش کعبه. یعنی ما اگر که در پشت مقام بخونیم، پشت، چند پشته. یکی پشت تا ضلع عرض می شود که مقام .دوم پشت تا ضلع ابراهیمی. ضلع ابراهیمی اینه. اون ضلعی که مقام ابراهیم هست. اون ضلع {26:38} این چهار ضلع داره. این ضلع ابراهیمی. اما اینجا، این مقام ابراهیمه. پشت مقام بخوایم بخونیم، اینجا ضلع ابراهیمی، طویلتر است از ضلع مقام. درسته؟ ما در ضلع مقام در قدم اول و بخش اول نماز طواف این است که پشت این ضلع بخوانیم. درسته؟ این شد عرض می شود که اجعل المقام امامک {صحبت حضار} هم کعبه درسته، هم مقام درسته. ان شالله موفق بشید برید حج، از نزدیک مشاهده کنید. {صحبت حضار} می گفتن که دو چیز است که آقایون تا خودشون انجام ندن، نمیشه. یکی حیضه که نمی تونن بشن، یکی هم مکه رفتنه. عرض می شود که بله بعضی وقتها حیض میشه طرف و {27:23} طلبکاره، این طلبکاره. حالا، ببینید این مقام رو که انسان ملاحظه بفرمایید، وقتی که انسان مقام رو جلو قرار میده، خب هم مقام جلو و هم ضلع ابراهیمی جلو. این شکی نداره دیگه. هم مقام جلوی ماست، هم ضلع ابراهیم. اما اگر از مقام این طرف تر رفتی، این حیال مقام شد یا حیال دور یا حیال نزدیک. ولی حیال جوری که کعبه باید قبله باشه. اگر اینجا رفتی، مسجد الحرام اینجا تا اینجاست. این مسجد الحرام تا اینجاست باز  {28:02} باز حیاله. چرا؟ برای اینکه اصل محور اینه که خود کعبه کما اینکه تا آخر مسجد الحرام، تا آخر مسجد الحرام، ضلع مسجد الحرام اینطوره. ولی ضلع مقام اینطوره. شما که تا آخر که میرید، تا آخر نمی تونید همش اینطوری بایستید. {صحبت حضار} عندالمقام هست منتها اینکه کج بکنید، برای چیه؟ برای اینکه قبله شما کعبه باشه. چون تو مسجد الحرامه دیگه. برای اینکه کسی ممکن است خیال کندف مثل اون آقایی که چیز گذاشته بود، عرض می شود که قبله نما گذاشته بود و پشت به کعبه نماز می خوند، تو مسجد الحرام. تو مسجدالحرام قبله نما گذاشته بود. خب عرض می شود که این این مال این.

حالا، ما مباحثی در نماز طواف داریم که یه بحث کلی دیروز اشاره کردیم و بحث های جزیی در اینجا داریم. اصولا چیزی کهف کاری که برای انسان واجب شد، این وجوب دو وجوب است. یک وجوب عمل است. یک وجوب دانستن اون که چگونه عمل کنم. اگر بر من واجب شد خانه زید بروم، آیا دانستن اینکه خانه زید کجاست، واجب نیست؟ میشه مقدمه واجب هنوز گیر داشته باشیم در وجوبش؟ که چهارده قرن گیر اند. نه دیگه واجب، واجب است، معلومه، بین است دیگه. حالا وقتی که بر من جایز باشد تجارت، واجب است احکام تجارت؟ دیروز عرض کردیم. بالاتر وقتی که بر من واجب است حج عمره، پس واجب است بدانم کجا باید حج عمره انجام داد، چجور باید انجام داد، در چه زمانی باید انجام داد. اینها باید بدونم. پس این اعم است از کل اعمال حج. مکان حج عمره، زمان حج عمره، خصوصیات و کیفیات حج عمره، و لو در زمانیکه می خوام انجام بدم، من باید بدانم. بنابراین در باب نماز طواف، کسانی که حمد و سوره شون درست نیست، نمازشون درست نیست و میان از برای حج عمره خانه خداف،حالا صحبت نماز نیف همه چی. کسی که نمی داند چجور باید طواف کرد، حق ندارد طواف کند، مگر اینکه بداند. در شهر خودش یه وقتیکه رفت به مکه مکرمه، اول باید یاد بگیرد چجور طواف کند، بعد طواف کند. اول باید یاد بگیرد واجبات نماز طواف رو و جای نماز طواف رو و وقت نماز طواف رو. همونطور که در طواف در سه شوط و نیم اول، تواصل شرط است و فاصله عرفی، فاصله غیر عرفی نباید داد. بین نماز طواف و نماز طواف هم نباید فاصله داد. فورا بعد از اونکه نماز انجام شد، باید نماز طواف فورا بطور عرفی. مگر اینکه یک مانع پیش بیاد که نتونه انسان. مثلا فرض کنید که طواف رو انجام داد، غروب شد، اذان گفتن جماعت، دیگه نماز طواف نمی تونه بخونه. مگر اینکه، اینجا هم حرفه که بابا طواف اونوقت نکنید شما. طواف را وقتی نکنید که موجب می شود فاصله بشود، و لو نماز جماعت، بین نماز طواف و طواف.

 خب، تمام این مسائل را و لو در نزدیک وقت یا خود وقتی که میخواد کار رو انجام بده، باید بدانه. اما کسانی که فرض کنید طوافشون را، سعیشون را، وقوفشون را، چه را، چه را، و نماز طواف رو حالا درست نکردن، میگیم بله این حالا که درست نکرده، اینجور بیاد نایب بگیره. این نایب گرفتن، در هیچ بعدی از ابعاد، مخصوصا در نماز طواف، درست نیست. فقط دو بعد و نصفی است و یا سه بعد است که بعدا خواهیم عرض کرد. یکی از ابعاد اینه، طواف کرد تا اومد نماز بخونه مرد. بنائا علی اینکه، {31:48} بنائا علی اینکه باید تکمیل بشود طواف این و نماز طواف مکمله، خب نایب بگیره اما یک بنای دیگه هم داریم. بنای دیگر این است که اگر این آدم طواف کرد و بعدا فاصله ای شد که می شد نماز طواف بخونه و نماز طواف نخوند و مرد، خب نایب بگیره. اما اگر طواف کرد و هیچ فاصله ای نبود، تا خواست نماز طواف بخونه مرد، در اینجا دیگه نایب یعنی چه؟ معنی داره نایب. وظیفه ای نداره. اونجا وظیفه داشت ترک کرد ولی در اینجا وظیفه نداره {صحبت حضار}  هیچی دیگه. اون سالهای قبل که میتونسته بره خب تاخیر واجب کرده. حالا هم که این واجب رو انجام داده، الان براش واجب نیست. الا واجبه. الان که واجبه، وقتی که خواست نماز طواف بخونه، نماز طواف وقتش نبود {صحبت حضار}  درسته ولی اگر سال قبل کل مراسم آمده، امسال در یک حالی است که اصلا نمیتونه بره، حالا بره یا نه؟ ترک واجب کرده. من مثال رو بالاتر زدم. اصلا نمی تونه بره {صحبت حضار} ببینید بالفعل این آدمی که قبل از نماز طواف مرد، بالفعل تکلیف نماز طواف داشت، الان یا نه، الان؟ قبلاً که تکالیفی داشت ترک کرد. ولی الان تکلیف نماز طواف داره؟ الان که نداره. بله، چوب می خورد که جنابعالی چرا قبلاً ترک کردی. حالا دیگه چوب نداره. حالا دیگه مرد دیگه. ولی چوب می خورد چرا قبلا شما ترک کردی مثلا. خب {صحبت حضار}  

حالا همون رو می خوایم عرض کنیم. در نماز طواف، ببینید، شما نماز های فریضه تون رو مادامیکه امکان دارد ولو دراز کشیده، بخونید ولو الله اکبر خالی بگید، نایب می گیرید؟ نماز طواف همینه دیگه. نماز طواف همین است و همین تر. چرا؟  برای اینکه اگر در نماز های دیگر، خدای نکرده انسان ترک کرد، باید قضا کنه. دیگه چیزی براش حرام نمیشه. ولی اگر نماز طواف عمره یا طواف نساء یا طواف حج ترک شد، این آدم در حال احرام می مونه و قدر مسلم، زن برش حرام است. تا همیشه حرامه مگر اینکه این جریان رو انجام بده یا اصالتا و یا نیابتا. پس این لزومش بالاتره. اصولا، ببینید ما یه قاعده کلی داریم، وقتی تکلیف به مکلف متوجه شد، معنیش چیه؟یعنی باید خودت انجام بدی. آیه دومی هم داره که بله به من متوجه شد، ولی من نایب میگیرم. نایب دلیل می خواد. وقتی به شما گفتن این کار رو انجام بدید، آقای خطاط شما این رو بنویسید، من می خوام پشت کتاب بذارم. بگه فلانی مینویسه؟ نخیر، من به شما گفتم. این فلانی بنویسه، این بعد دومی است که اجازه می خواد. خودش نص لازم داره. کذلک، در کل تکالیف اسلام اینطوره. در کل تکالیف، خود باید انجام بدهم، و خود به خودی خود، باید بدانم. اما اگر خود می توانم انجام بدم و نمیتوانم اجتهادا بدانم، تقلید می کنم. اما اگر خودم نمی توانم به کلی انجام دهم، کلا، نه دانستنش و نه عملش کلا نمی توانم، در اینجا یا مکلف نیستم، یا اگر دلیل داشته باشیم میگیم حالا که شما نمیتونید دیگری انجام بده مثل حج. نمیشه چند نفر به جماعت بخونن؟ جماعت دلیل می خواد. نه حرف درستی است. نماز طواف به جماعت، دلیل می خواد. دلیل هم اینقدر عرضه ندارد که نماز طواف رو به جماعت بگیره. این بحثی است که بعدا خواهیم گفت. ببینید، بنابراین این تکلیف که متوجه به این آدم شده، خودش باید نماز بخونه. بلد نیست؟ خب یاد بگیره. قصورا یا تقصیرا این یاد نگرفته؟ خب حالا صبر کنه تا یاد بگیره. نخیر وقت تمام شد، دیگه وقتی در کار نیست. حالا که وقتی در کار نیست، اگر طواف کرد، نماز طواف نخونه تا بخواد یاد بگیره، دیگه تموم شد باید بره عرفات و صحرای عرفات. یکیش اینه که اینجا همین نمازغلط غلوط رو بخونه. کتکش می زنن، چرا تقصیرا شما نماز رو؟ ولکن این نماز باید بخونه و صحیح و درست هم هست {صحبت حضار}  نه تنها نیست. اصلا نماز جماعت به عکسه. در نماز جماعت، اصولا تحمل امام از ماموم حمد و سوره را، دلیل می خواد یا نه؟ بله، این تحمل، ولذا ما در باب جماعت عرض کردیم در جای خودش که اگر نماز جماعت اخفاتیه است که ماموم نمی شنود قرائت امام رو، ماموم باید بخواند یا نه؟ آقایون میگن نه. باید بگیم بله. چون تحمل فقط در کجاست؟ تحمل در جایی است که من می شنوم قرائت امام رو. اگر نشنونم چون اخفاتیه است، یا نشنوم چون دورم، باید بخوانم من. چون دلیل تحمل فقط در جایی است که اونم به دلیل آیه ﴿وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا﴾ [الأعراف: 204] به من گفتن جماعت بخون، چشم. بعد من هم جوری هستم که می شنوم قرائت امام رو، حالا بخوانم یا نه؟ خب بخوانم که حرامه. پس نمی خوانم. تحمل دلیلش اینه فقط. اصل تحمل امام، حمد و سوره رو همینه. اکه وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا. اما اگر  که من دورم نمی شنونم، ولو  {37:06} یا چه دور باشم، چه نزدیک باشم، این اخفاتیه است. برای چی باید تحمل کنه امام؟ این هم همینه. حالا اصل جماعت، بعد دومه. اصل اینه که نماز خودت بخوانی. اما اینکه پشت دیگری بخوانی که او تحمل کند، به جماعت باشد، این دلسل لازم داره. این دلیل در باب نماز آیات، ما نداریم اصلا. در مستحبات هم نداریم. نه اینکه در مستحبات داریم که نه. داریم که نه، نمیخوایم. نداریم. چون تنظیم، محتاج به دلیله. همونکه در باب عرض می شود که چیز دیگه، در باب محرمات نسبی و رضاعیه. در باب  {صحبت حضار} این ورکعوا اصولا در بعدی که نماز جماعت جایز است داره حرف میزنه. اونجا که جایز نیست چطور؟ نماز جماعت جایز، ببینید،  فرض کنید که الان نماز {صحبت حضار}  ببینید نماز تراویح دارن می خونن الان. صلاه تراویح از مستحبات میدونن عمر و این چهار رکت رو با هم می خونن.  خب، اینها راکعین اند، ما باهاشون بخونیم یا نه؟ خب بدعته دیگه. چرا؟ برای اینکه خود نماز فراداش و جماعتش دلیل می خواد. ما در جماعت نماز آیات دلیل نداریم. ﴿وَارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ﴾ [البقرة: 43] اینجا رو نمیگیره. وارکعوا مع الراکعین اونجایی است که نماز جماعت درست باشه، یا درست کنیم، یا الان باشد یا  بریم درستش کنیم {صحبت حضار}  وارکعوا مع الراکعین یعنی نماز جماعت بخونید. درسته؟ نماز جماعت بخونید مع الراکعین، یعنی کسانی که نماز جماعت دارن می خونن. کسانی که نماز جماعت دارن می خونن، یا نص داریم که این نماز جماعت درسته یا نه. نص داریم درسته یا نص نداریم. اگر نص داریم درست است وارکعوا میگیرتش. اگر نص داریم که درست نیست، مثل اینکه شما فرض کنید که نماز مستحبی رو، تراویح رو دارن می خونن نص داریم که درست نیست یا حتی نص نداریم که درسته است {صحبت حضار}همین دیگه. پس بنابراین اصل این است که شما نماز رو خودتون بخوانید و اصل دوم این است که شما نماز رو با جماعت می تونی بخوانی، ولی با جماعت بخوانی نه بطور کلی، بطور کلی صد در صدی هر جایی جماعت تشکیل شد. ولو یه کسی نماز یه رکعتی می خواد بخونه، امام اس، ما هم نماز یه رکعتی باهاش بخونیم مثلا. یه نماز یه رکعتی جعل کنیم مثلا، بله {39:36} خب حالا اینها را ما بحث می کنیم.  البته اینکه من حالا، طفره نمی خوام برم. این خودش بحث مستقل داره به احترام برادران و به احترام بحث، این بحث مستقله که آیا نماز طواف به جماعت میشه خوند یا نه؟ اینو بحث می کنیم. اجازه بدین بعدا.

خب عرض می شود که اگر این قرائتش، حمدش، سوره اش، ﴿غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ﴾ [الفاتحة: 7]  رو غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ نمیگه، غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ. نتونست هم درست کنه. {40:14} هیچ تکلیف نداره. اینکه میتونسته و تقصیرا درست نکرده و وقت هم تعیین شده، الان نایب بگیره؟ نخیر. نایب فقط چند جاست، اونی که دلیله. یک، مکلف بوده است نماز طواف را بخواند و نخواند و مرد، خب جاش اینجاست. دو، آدمی که نمرده، مانند مرده است، هیچ کار، غش کرده افتاده و میدونیم این غش تا وقتی طول میکشد که وقت گذشت دیگه. این دو. سومش رو شما بگردین پیدا کنین.

اللهم الشرح صدورنا بالنور العلم و الایمان و معارف القرآن العظیم و وفقنا لما تحبه و ترضی و جنبنا ان ما لا تحبه و لا ترضی. والسلام علیکم.

شما جلد چیز رو، جلد یک و دو رو سوره بقره همین آیه که عنوان کردیم مطالعه بفرمایید برای شنبه. ﴿وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ﴾ [البقرة: 125] آیه 125. {صحبت حضار}