جلسه پانصد و پانزدهم درس خارج فقه

عقود (رهن)

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین
اللهم صلی علی محمد و آل محمد

دیروز که روز اول بحث فقهی بود راجع به رهن یک { 00:20}رو خدمت برداران عرض کردیم، این خانه هایی که معمولا رهن میدهند و رهن میگیرند و در مقابل پولی به طرف مقابل داده میشه اینها کلا باطله، رباست، صحیحا رباست برای اینکه در رهن شروطی هست که در اینها نیست. اصول رهن یعنی گِرو، شما در چه صورت از من گرو میگیری چیزی رو؟ اگر از من طلب داری { 00:56} اگر از من طلب داری و اطمینان داری و شاهد هست و نوشته هست، چک هست، سفته هست، یا سند محضر هست، این گرو گرفتن جنس یعنی چه؟ بله در سابق چنین مطلبی احیانا بوده ولیکن الان که سندات و الزاماتی در کار است که انسان رو مطمئن میکند، اطمینان فوق الطمینان. راجع به این عرض کردم که اصولا شما به چه کسی پول قرض میدهی؟ به کسی که مطمئنید اون پول رو به شما برمیگرداند ولیکن این اطمینان شخصی که کافی نیست، چون یادش بره، شاید بمیره وصیت نکرده باشه، شاید انکار کنه، پس یک اطمینان دومی لازم داریم که این اطمینان دوم جلوی این مراحل سلبی را بگیره. اطمینان دوم دو جوره: یک جور شاهده، و قوی تر از شاهد نوشته است. چون شاهد ممکن است باز یکی از همون سه حالت بهش دست بده، یا بمیره قبل از جریان، یادش بره، سکوت کنه از شهادت. بنابراین کتابت لازمه و این کتابت و این شهادت اصلا برای چی لازمه؟ برای اطیمنان دوم، که اطمینان اول در این که شما پولی رو به کسی قرض دادین کافی نیست بلکه اطمینان دوم لازم است که ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ﴾ اصل فَاكْتُبُوهُ هستش، در جایی که کاتبی در کار نباشد و نمیشود کسی بنویسد اینجا شاهد بدلشه اما در صورتی که کاتب هست دیگه شاهد یعنی چه؟ ما از ایه دِین این مطلب رو خوب استفاده کردیم. بنابراین شما که خانه ای را یا جنسی را از کسی رهن میگیرید در صورتیست که شما از اون طلب دارید، اطمینان هم دارید به شما برمیگردونه در وقتش اما اطمینان فوق الطمینان لازم دارید که جلوی فراموشی، جلوی { 03:13}، جلوی اگر وصیت نکرد را بگیرید که این پول حتما به شما برگرده. خب الان در وضع موجود یک گروی خانه اصلا چیه؟ معنا ندارد، مفهوم ندارد این قدم اول است، که با چک و یا با هر چه که الزام اور است که اینها هم در گروی خانه قوی تره این اولا. فرض کنید که هیچ چاره ای و هیچ راهی و هیچ شاهد یا نوشته ای اطمینان دوم برای شما ایجاد نمیکنه پس ضرورت دارد که شما یک چیزی رو به عنوان رهن یا به عنوان گرو بگیرید. چیزی را که به عنوان گرو گرفتید چون پولی را قرض دادید و اطمینان دوم میخواد حاصل بشه، شما 1 میلیون دادین اقا خانه ای به شما داد گرو، این خانه ای که به شما داد گرو رِهانٌ مَقْبُوضَةٌ است اینطوری نیستش که این خانه گرو شماست و به شما نده این گرو نیستش که؟ گرو این هستش که این خانه رو باید به شما تحویل بده چجور تحویل مالک است؟ همونجوری که مالک تحویل شما بده رفعیت کنه ولیکن ایا این خانه ای که نزد شما گرو هست یعنی چه؟ یعنی امانته امانت یعنی چه؟ شما حق داری در این امانت تصرف کنی؟ نخیر، مگر اینکه مالک به شما اجازه بده. ایا مالک خانه به شما بیخودی اجازه میدهد که در این خانه بنشینی؟ نه در صورتی به شما اجازه میدهد که مالی به او داده باشی اگر مالی به اون نداده باشی { 05:05}ندارد خانه به شما بده، پس تقابله، تقابل است بین این مالی که به او به عنوان قرض صورتا دادی او هم این خانه رو به شما به عنوان گرو میدهد و شما چرا اجاره نمیدی؟ خانه رو هم مجانا به شما نداده. این خانه ای رو که فرض کنین ماهی 10 هزارتومن اجاره اش ارزش دارد مجانا به شما نداده بلکه شما در مقابل یک چند صد هزارتومنی پول به اون دادی به عنوان استفاده و منفعت اون پول معاذالله شما میخوای اجاره رو حساب کنی این منفعت پول حرامه، پس کل رهن ها غلط است و باطل باید راه درست کرد. ما چند راه دیروز عرض کردیم حضور برادران: یک راه این است که اگر انسان میخواد در خانه ای سکونت کند و اجاره ای ندهد در اینجا مهایات شود یا مهابات شود این دوتا فصل جدید که ما در فقه میاریم، مهایات در فقه نیست ولی مهابات هست. مهابات هبه معوضه هست. اگر من به شما این کتاب رو هبه کردم *خوب* است شما هم در مقابل به من هبه کنی، حالا این *خوب* است رو یا اشتراکی در کار نیست یا اشتراکی در کار هست. ما اینجائی که اشتراکی در کار هست رو داریم بحث میکنیم. بنده این کتاب رو به شما هبه میکنم به شرط اینکه شما هم اون کتاب رو به من هبه کنی. اگر قیمت ها مثل هم باشد که مطلبی نیست اگر قیمت ها هم یک خورده فرق داشته باشد کلاه گذاری نباشد با مراضات باشد بازهم مطلبی نیست چنانچه از ایه إِذَا حُيِّيتُمْ  ما این مطلب رو استفاده میکنیم این رو میگن مهابات، هبه معوضه. صورت دیگر مهایات است ﴿ وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا﴾  میاد ذَا حُيِّيتُمْ فقط تحیه  لفظی که نیست، لفظ کاره ای نیست. مثلا خداوند که میفرماید ﴿ فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ﴾ { 07:18}یعنی اعوذ بالله بگو؟ نه فَاسْتَعِذْ فعله، پناه ببر وقتی میخوای قران بخونی پناه ببرید به خدا از شیطان رجیم، اصل پناه بردن چیه؟ پناه بردن عقیدتی، قلبی بعد عملی این لفظ فقط نشون میده شما چنین پناهی رو بردی، ممکنه دروغ بگه اون راست بگه، اونی که دروغ ندارد پناه بردن عملیست قبلش پناه بردن قلبی و عقیدتیست و علمیست و اعتقادیست اینجا هم همینطوره، جنابعالی که ﴿ وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ ﴾  تحیه یعنی چه؟ تحیه از حیات میاد، کسی که کمکی به زندگی شما کرد این کمک کردن به زندگی شما یا جانیست یا لفظیست یا مالیست یا ارضیست بالاخره کمکه دیگه، اگه فرض کنین بنده به شما سلام کردم به شما کمک کردم، کمک به زندگی شرافتمندانه شما کردم ﴿ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا﴾  اگر یک مالی رو به شما هدیه کردم، کمک مالی و شادباش و زنده باش تحیه زنده باشه، و زنده باش مالی به شما تحویل دادم و شما هم ﴿ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا﴾  اینجا خب یک بحث فقهیست که، ایا ﴿ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا﴾  دو تا واجب اند؟ نمیشه، دوران امر بین اقل و اکثر وجوب در اقله….. اضافه بر اقل چیه؟ مستحبه، مستحب رو خداوند جلو انداخته ﴿ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا﴾مثلا در باب سلام، مثلا اگه کسی به شما گفت سلام علیکم بگید سلام علیکم و رحمه الله، اگه گفت سلام علیکم و رحمه الله یک برکاته اضافه کنید اگه اینو گفت یک تحیته اضافه کنید بگید تا به حرج برسه { 09:17} این در لفظه، اگر هم کسی یک کتاب 100 تومنی به شما تحیه  داد شما یک کتاب صد و چندتومنی بدین این مستحبشه ولی واجبش همون 100 تومنیه اگه به توانه اگر نتوانید که مطلبی نیست ما در بعد توان داریم بحث میکنیم، در بعد توان که اگر کسی به من هدیه ای داد تحیه  ای داد لفظا یا عملا یا احتراما یا چه ﴿ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا﴾ توزیع بیشتره در باب سلام لفظی و تحیه لفظی عرض کردیم. در باب احترام، اگر فرض کنین شما تشریف اوردین من نیمه خیز برای شما بلند شدم من هم که خدمت شما رسیدم شما هم بلند شید این مستحبه ولی نیمه خیزش واجبه ولی کمترش ترک واجبه ﴿ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أ ﴾ احترامی که من به شما کردم و زنده باش احترامی به شما تحویل دادم شما ﴿ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا﴾ شما { 10:22﴿ أَوْ رُدُّوهَا﴾ یا همون مقداری که من احترام کردم شما هم همون مقدار احترام کنی برای اینکه در تحیه  لفظی منحصر به سلام نیست { 10:37}سلام، بله ﴿ وَتَحِيَّتُهُمْ فِيهَا سَلَامٌ﴾ در جنت تحیه  شون سلامِه، ولیکن ولی اگه بگیم …. این کار النارِ؟ خب این مادونه. تمام احتراماتی که درست است نه نادرست اگر کسی معاذالله یک کاسه عرق داد { 10:58}مطلبی نیستش که این درست نیستش که، نه ما در تحیاتی که تحیاته اسلامی و تحیاتی که بر مبنای ایمان است که یک شاد باش و زنده باش اسلامیست از نظر احترام از نظر چه البته مثال هایی هم دارد من نمیگم چون داره ضبط میشه این رو در خارج باید عرض کنیم بهرحال در تمام ابواب چه ابواب لفظی چه ابواب احترامی، اخلاقی، مالی، ازدواج اونی که زد یک زن خوبی برای شما درست کرد شما زنی بهتر براش درست کنی  ﴿ وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا﴾ احسن منها { 11:45}رودها چیه؟ …. حالا ما در باب خانه قبل از این کتاب رو حالا این بحث اضافه است که اینجا اشاره کردیم. من یک خانه ای میخوام درونش سکونت کنم و قدرت ندارم اجاره بدم، سختمه اجاره بدم راه دیگه ندارم؟ خب منی که قدرت ندارم اجاره بدم، قدرت دارم بیع قطعی کنم؟ { 12:10}نه، قدرت دارم بیع شرط؟ نه، وقتی که من اجاره رو قدرت ندارم خرید قطعی قدرت دارم؟ خرید شرطی قدرت دارم؟ اجاره رو هم قدرت ندارم، یک صناری دارم و من قدرت ندارم که از روی این صنار تجارت کنم پولی در بیارم که کرایه خانه رو بدم. خب چیکار کنم؟ میروم با یک ادمی که این پول ندارد، ما حال ندارد، مال ندارد اما حال دارد، یا ادمیست که میتونه زراعت کنه، تجارت کنه، کاسبی کنه، کاری کند که از این پول من استفاده ای بکنه، در اینجا مهابات یا مهایات؟ هر دو درسته، چون مهابات هم در ضلع مهایاته، یعنی هبه معوضه رو از کجا در میاریم ما؟ از کنی  ﴿ وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا﴾ چون هبه هم تحیه هست، هبه، صدقه، احترام، تمام اینها زنده باش است و شاد باش زندگی بنابراین مهابات که هبه معوضه است این فرعیست از فروع مهایات که تحیه متقابل، پس ما در تحیه متقابل میخوام ترکیم کنیم سوال، البته چندتا سوال، که بعضی هاش رو ایشون اشاره فرمودن دیروز که توضیح میدیم. سوال، من که میخوام یک خانه ای رو بگیرم و نه خرید قطعیست و نه خرید شرطیست و نه اجاره است قدرت ندارم من یک پولی رو دارم و این پول رو میخوام ثابت هم بمانه، این سرمایه منه مال منه، و میخوام خانه ای هم بنشینم و پولی هم ندهم ایا به این طریق میشه؟ خب در فقه ما نیومده، ولی خداوند این قاعده و قانون کلی رو فرموده و ما میتونیم بیاریم برای فقه، که اصل فقه قرانه. بنده این خانه ای رو که ماهی 10 هزارتومن ارزش دارد که تبلور عمل صاحبخانه است، این خانه چیه؟ این خانه تبلور مالیست که در نتیجه کار صاحب خانه حلال به دست امده. پس این خانه کار اوست منتها کار تبلور یافته است، این کار تبلور یافته رو که من درونش بشینم و هیچی ندهم میشه؟ نه، در اینجا مهایات میکنیم یعنی چه؟ یعنی اون طرف میاد خانه اش رو به من میدهد که من در این خانه بنشینم فرض کنین مجانا، در این خانه من بشینم مجانا { 14:54}بنده هم در مقابل یک چند صد هزارتومنی در اختیار ایشون میگذارم که از این پول ها تجارت کنند مجانا مضاربه هم نیست، چون بحث مضاربه بعده، تجارت هم مجانا اگر من خودم تجارت میکردم ماهی اینقدر گیرم می امد حالا ایشون تجارت کند و هرچی گیرش امد حساب میکند. این ادم سه حالت دارم در استعمال و استفاده این پول، یا ضرر میکند که به عهده ی منه البته از نظر { 15:28}باید حواسم جمع باشه کسی که اهلیت داره در باب مضاربه عرض کردیم، در باب مضاربه عرض کردیم که اقایون نفرمودند ولی بعد فرمود یکی از شرایط اصلی مضاربه این هست که پولی که من میدهم به طرف، طرف باید اهلیت و صلاحیت استفاده و به کاربردن از این پول رو داشته باشد، اضافه بر اینکه من باید اعتماد داشته باشم که این پول رو برمیگردونه، اضافه بر این باید اهلیت و صلاحیت این کار رو داشته باشه نه اینکه پول رو بزاره تو گاو صندوق همینطوری بخوابه چون اینطوری فایده نداره که. این کسی اهلیت و صلاحیت استفاده از این پول را دارد و اطمینان دارم که این پول امانت نزد او در وقتش برمیگردونه این ادم معمولا چقدر بدست میاره؟ فرض کنید 30 هزارتومن بدست میاره از این چند صد هزار تومن، بعضی وقت ها 20 تومن بعضی وقت 30 تومن بعضی وقت بیشتر بعضی وقت ها کمتر بعضی وقت ها هیچی بعضی وقت ها هم ضرر. ما بیایم اینجا بگیم میانگین جریان رو میگیریم، مصالحه هست دیگه، مصالحه در مهایات یعنی؟ نه اینکه معاوضه بین منفعتین است؟ من خانه رو از ایشون گرفتم صورتا مجانی ولی معاوضه است، چون مقابلش پول معینی { 16:50}ولیکن این خانه رو ایشون به من داده است که من سکونت در این خانه استفاده کنم در مقابل من پولی به اون میدهم که از تجارت از این پول با اون شرایطی که عرض کردیم استفاده کنه. در اینجا با ﴿ وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا﴾ چه کار میشود کرد؟ عرض میکنیم، یک مرتبه این ادم که روی این پول کار میکنه فقط به مقدار زحمت خودش در میاره بیشتر در نمیاره، فقط به مقدار زحمت خودش در میاره اضافه نداره، خب در اینجا چی میشه؟ در اینجا این پولی که به اون دادم به اندازه زحمت خودش { 17:44 استفاده کرده به من چی بده مثلا؟ خانه در مقابلش باشه یعنی چه!؟ یک مرتبه نخیر، ایشون به اندازه ی زحمت خودش که 10 هزارتومن هست در میاره، و اضافه از زحمت خودش هم 10 هزارتومن دیگه در میاره میشه 20 هزارتومن، 10 هزارتومن که مال خودشه، مقابل خانه نیست، چون زحمت کشیده، 10 هزارتومن دیگه اش چون از مال من استفاده کرده است اون 10 هزارتومن در مقابل 10 هزارتومن کرایه خانه قرار میگیره این رو میگن مهایات، اون رو  به من تحیه ای کرد، کمکی کرد که در این خانه 10 هزارتومنی بنشینم صورتا مجانا ولی مقابل داره من هم به اون چند صد هزارتومن میدهم که سرجمعش و میانگینش نه 30 تومنه نه 40 تومنه نه 10 تومنه نه 5 تومنه، میانگینش 20 هزارتومنش وقتی میانگین استفاده 20 هزارتومنه، 10 هزارتومن کارکرد خودش هست، مزد خودشه و 10 هزارتومن اضافه مال کیه؟ مال منه، اون 10 تومن به این 10 تومن، این فرقش با ربا چقدر شد؟ در باب ربا که شما یک پولی میدید به کسی میگید ماهی اینقدر 100 هزارتومن ماهی 3 تومن بده ضرر کنه، نفع ببره، نه نفع و نه ضرر، ضرر زیاد، نفع کم، نفع زیاد، ضرر کم، در هر صورت بمیره و زنده باشه باید بده ربا اینطوره دیگه ولی هبه اینطور نیستش که. اینجا در حتی در روایات هم عرض کردیم در روایتی در باب هبه ما داریم که اگر کسی به شما مالی قرض داد و از اون مال استفاده ای کردید و اضافه ای بر زندگی شما بود از اون اضافه بر ضرورت زندگی به صاحب مال بدهید، یعنی شرط داره معین میکنه اما اگه اضافه نبود چی؟ هیچی ضرر بود؟ معلومه، نه ضرر بود نه نفع بود؟ معلومه، در اینجا هم معلومه اگر من یک خانه ای رو از گرفتم و ماهی 10 هزارتومن می ارزه خب مجانی که نیست در مقابلش باید یک چیزی قرار بگیره چون مهایاته و مهاباته، بگید هبه معوضه هست، حالا ما هبه معوضه رو حل میکنیم تا برسیم سراغ 20:00}در اینجا که هبه معوضه است، یک مرتبه این است که من این کتاب رو به شما هبه میکنم که شما در مقابل کتابی رو به این قیمت یا بیشتر هبه کنی، یک مرتبه نخیر شما به من سکونت در این خانه رو هبه میکنی 1 سال من هم در مقابل 500 هزارتومن به شما میدم، 400 هزارتومن به شما میدم و هبه میکنم به شما استفاده تجاری از این مال رو، وقتی که هبه میکنم استفاده تجاری از این مال رو گاهی اوقات فقط به اندازه ی همین 10 هزارتومن در میاری، 10 هزارتومن مزد شماست، پس چیزی نباید بدی مگه من میتونم این خانه رو بگیرم از شما؟ گاهی اوقات نخیر شما به طور میانگین ماهی 20 هزارتومن از این پول در میاوری 10 هزارتومن کارکرد خودتونه، 10 هزارتومن هم مهاباته در مقابل 10 هزارتومن اجاره ماهیانه.

————————–

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین
اللهم صلی علی محمد و آل محمد

راجع به رهن و گرو مطالبی رو نفیا و اثباتا عرض کردیم و دو سه تا طرح داشتیم استفاده ای که انسان میتواند بکند از خانه یا مغازه یا زمینی که تکرار نمیکنیم، یکیش هبه معوضه هست و دومی هم مهایات است ﴿ وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا﴾ اصولا باید توجه داشت که اسلام دین الفاظ فقط نیست اگر الفاظی در کار نیست مقصود معانی اون الفاظه اما اگر الفاظی در کار باشد که معانی نداشته باشد یا در ضد معانیش باشد این اصلا قابل قبول نیست. کتاب رهن و باب رهن که در فقه ما است این یک معنای خاصی دارد یعنی انسان چیزی رو قرض بدهد به کسی و اگر اطمینان ندارد اون رو برمیگردوند انسان یک گرویی هم میگیرد اما اگر سند رسمی و شاهد و چه و چه در کار باشد گرویی گرفتن اصلا حرام است چرا گرویی بگیرم؟ من چرا منزل شما را، فرش شما را، طلای شما را گرو بگیرم در مقابل مالی که به شما قرض دادم و شک دارم، شاهد دارم، سند دارم این معنا ندارد. کمااینکه نثر ایه دِین هم همین بود که ﴿وَإِنْ كُنْتُمْ عَلَى سَفَرٍ وَلَمْ تَجِدُوا كَاتِبًا فَرِهَانٌ مَقْبُوضَةٌ  فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضًا فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ ۗ﴾ صفحه چهلم جلد دوم تبصره الفقها. { 23:25}ما دو جور عقد داریم: یک پیمان استقلالی داریم مثل باب نکاح، اجاره، مضارعه، مضاربه، وکالت، مساقات، و غیره، اینها عقد های استقلالیست و یک عقد و پیمان های ضمنی داریم رهن و گرو گرفتن و گرو دادن ضمن قرض گرفتن و قرض دادنه، درست است استقلالی ندارد که خیال بشود بنده میرم خانه ای را رهن میکنم این عقد مستقلی نیست. رهن یک عمل ضمنیست و برای اینکه من مالم تلف نشود اطمینان فوق الطمینان داشته باشم یک خانه ای را، فرشی را، جنسی را، طلایی را به عنوان گرو من نزد خودم نگه میدارم ﴿ فَرِهَانٌ مَقْبُوضَةٌ ﴾ اصولا گرو در صورتی معنا دارد که اون طرفی که پول رو داده پول گرویی رو بهش بدم اما اگر ندهد { 24:40}پس عقد رهن و گرو یک عقد ضمنیست …. این از لوازم قرض دادن است گاهی اوقات نه همیشه مگه شما هر وقت قرض میدی لازم است گرو بگیری؟ خیر حالا که اینطور نیست ولی کلا اینطور نیست در صورتی که شما مالی را به کسی قرض دادید، قرض الحسنه هم دادید نه قرض ربا، چون قرض ربا باطله، وقتی که قرض الحسنه به اون طرف دادید دو اطمینان لازم است داشته باشید: اطمینان اول این است که بدانید طرف این پول را از بین نمیبرد و در وقت خودش به شما برمیگرداند این اطمینانه اوله ولی چون اطمینان اول صد در صد نیست باید صد در صدش کنید همونطوری که صد در صد مال را به اون داده اید صد در صد اون هم مال رو به شما بدهد که دیروز عرض کردم، این صد در صد دوم در صورتیست که اضافه بر اطمینان که به اون طرف دارید یک نوشته ای ، سندی ، چکی، چیزی در کار باشه و این همیشگی نیست،  نه چک اینها همیشگی است بعضی وقت ها طرف چکش به درد نمیخورهو نه گرو همیشگی است. پس گرو عقدیست در ضمن مالی را قرض دادن و قرض گرفتن احیانا بر اونجای که شما اطمینان حاصل نمیکنی بر برگشت مال تون مگر اینکه گرویی ازش داشته باشه این للحفاظ علیه وسط صفحه 40 جلد دوم

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

وجوبه دیگه

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

عدم اطمینان

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

نه دیگه جواز باید داشته باشه رِهَان برای چیه؟ رِهَان برای اطمینانه دیگه وقتی که من اطمینان دارم دیگه رِهَان زمینه ندارد. وقتی من اطمینان دارم که شما مال من رو میدی و کتابتی در کاره یا هر چی اونوقت رحان دیگه چیه؟ اصلا رهان مقبوضه در صورت عدم اطمینانه چرا؟ ﴿ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضًا فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ ﴾ ببینید این وجوب اون حرمت رو ایجاد میکنه یعنی اگر چنانچه شما اطمینان دارید که مال تون رو برمیگردوند گرفتن رهن حرامه چرا؟ برای اینکه اطمینان داری و در ضمن اطمینان { 27:30}دوبله هست هم واجب هست که اون مال امانتی رو پس بدی چون اطمینان داری …. باید پرهیزکار شوی

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

اون أَمِنَ کافی نیست چرا؟ چون صد در صد نیست، اولا ببینید شرط اینکه من به شما قرض بدهم این است که اطمینان داشته باشم ولی این اطیمینان کافی نیست چرا؟ برای اینکه شاید یارو مرد، وقتی که پول رو گرفت مرد شاید عقیده اش عوض شد، منحرف شد انکار کرد یا ورثه اش انکار کردن، برای اینجور چیزا پس اطمینان دوم لازم هست که صد در صد بشه و این صد در صد یعنی اینکه مطابق اون مالی رو که شما دادید به اون اندازه یا بیشتر مثلا شما به عنوان گرو یک چیزی رو بگیری اما اگر اطمینان دوم که اطمینان غیر صد در صد و صد در صدیت حاصل شد به هر جور، فقط به صرف اینکه من خاطر جمع ام نخیر باید که شاهدی باشد و قوی تر از شاهد کتابتی باشد، کتابت به طوری باشد که سند رسمی باشد که همه جا قابل قبول باشد عرفا و شرعا و قانونا

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

أَمِنَ؟ أَمِنَ بی سند که نمیشه

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

صبر کنید نخیر، اگر که شما اطمینان دارید که اون مال را به شما میدهد بدون کاتب، ﴿ وَإِنْ كُنْتُمْ عَلَى سَفَرٍ وَلَمْ تَجِدُوا كَاتِبًا فَرِهَانٌ مَقْبُوضَةٌ﴾ خب اگر کاتب نبود چی؟ رِهَانه اگر کاتب بود چی؟ رِهَان دیگه معنی نداره، پس این کتابت است که اطمینان دوم رو ایجاد میکنه اما اگر کتابت نباشد، این اطمینان دوم کجا حاصل میشه؟

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

تاکیده یعنی وقتی که شما اطمینان دارید واجب است اون مالی گرویی رو بدید حواست تون باشه اگه ندید خلاف فتواست، تاکیده دیگه، تاکید وجوب رد امانت است و تاکید حرمت بودن امانت است چون اصل بودن حرمت نزد شما برای چیه؟ برای اطمینانه دومه و این اطمینان دوم با کاتب حاصل میشه، با کتابت حاصل میشه  { 30:00}ایا قرض دادن یک واجبیست که همیشه قرض بدی؟ نخیر، همینطور اون که حاشیه دِین است که اگر شما مالی رو قرض دادید رهن در اینجا لازمه هست؟ نیست، رهن در صورتیست که شما وسیله ی دیگری که اطمینان دوم حاصل کند که کتابت باشد ندهید پس اینجا سه مرحله است برای اطمینان: یک مرحله است که اول باید حاصل شه، اگر شما اطمینان ندارید که این مال رو به شما برمیگردوند حق ندارید این مال رو قرض بدین

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

اول عرض میکنم اگر چنانچه شما مالی رو به من قرض میدهید و اطمینان ندارید که من به شما پس میدهم نه شاهدی و نه کتابتی به اون کاری نداریم اون مرحله دوم و سومه، در مرحله اول در صورتی که اطمینان ندارید که من مال رو به شما قرض میدم و احتمال میدین من بخورم حق نداری به من قرض بدی حرامه اصلا، پس این اطمینان اول باید حتما حاصل بشه بعد، اطمینان اول کافی نیست شخصیه، ممکنه بمیره، ممکنه یادش بره، ممکنه انکار کنه، برای این ممکن ها شاهد و کاتب. شاهد درجه اول است، کاتب قوی تر است چرا؟ شاهد هم ممکن است بمیره، ممکن است انکار کنه، ممکن است یادش برود ولی کاتب چی؟ کتابت، و کتابتی که قابل قبول باشد، کتابتی که ملزم کند طرف رو اما، اگر پله ی اول رو شما قدم برنداشتید، یا این شخصیت که مال مردم رو میخوره و دَر میره، پول گرفته در رفته، رفته المان فایده نداره، پس اطمینان دوم است که اطمینان اول را تکمیل میکند و صد در صد میکند که این مالی را که شما دادید صد در صد به شما برمیگردد که این باز دو چیزه: اولش شاهده بعدش کاتبه. اگر جنانچه کاتبی در کار نباشد ﴿ وَإِنْ كُنْتُمْ عَلَى سَفَرٍ ﴾ { 32:05 در سفر خب ممکنه …. نباشه پس کاتبی نیست پس در اینحا فَرِهَانٌ مَقْبُوضَةٌ ….. به عنوان رهن بدید چرا؟ برای اینکه کاتب نیست که اطمینان دوم را ایجاد کند اما اگر کاتب باشد فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضًا  میشه اطمینان دوم حاصل شد و صد در صد اطمینان درست شد فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُمْ بَعْضًا اینجا واجب است شما گرویی رو پس بدی نباید گرویی رو نگه داری

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

موضوعت نداره نخیر چون زمینه اینطوره، در باب وضو هم همینطوره دیگه، در باب وضو { 32:45} چون سابقا اینطور بوده …..

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

در کجا؟

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

{ 33:00}معمولا در خود سفر …. خودش چند مدت داره { 33:15}پیغمبر بزرگوار زره شون رو رهن دادن …..

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

خب نه  { 33:38}…. کسی که اعتماد دارد، اطمینان دارد، احتیاجی به رهن ندارد چون کتابت در کاره صد در صد اینجا دیگه رهن حرامه، چرا من مال شما رو بگیرم نزد من باشه؟ بعد شما استفاده کنی نه من، و این مال همینطوری بمونه البته این بحث بعد میاد { 34:10}الان اینطوریه، الان تمام رهن ها اینطوریه، تمام رهن ها حرامه یعنی وجه شرعی ندارد که شما خانه رو بگیری و در مقابلش چی؟ گرو برای این پولی که به تو دادم گرو چیه؟ یک سند یا چک و از اینجور چیزا کافیه. و اشکال دوم این است که این طلائی که شما به عنوان رهن میگیرید حق دارید به خودتون اویزون کنید؟ نه، اگر شرط کنید شد ربا یعنی مقابل پولی که به شما قرض دادم بنده از طلای شما از خانه ی شما از فرش شما استفاده میکنم که این رباست. { 34:49}این خانه ای که من توش نشستم این قویتر است از نظر اطمینان که مالم رو برمیگردونه، خب مال رو برنمیگردونه خانه هم همونطوری مثلا هست یا نه جنبه رسمی که سر وقت چک میره و قاعده جزایی دارد و پدر صاحب بچه رو در میارن ولی در خانه اینطور نیستش که …. { 35:15}اگر اطمینان دارم اونوقت گرویی یک چیز بیخودیه نه تنها بیخوده اصلا حرام است { 35:28}همینطورم هست دیگه این خانه چقد ارزش اجارشه؟ 100 هزارتومن حالا این پول منفعتش چقدره؟ 10 هزارتومن، 100 هزارتومن در مقابل 10 هزارتومن پس این رباست. { 35:52}این یک غلطیست که اقایون گفتن و فتوا دادن که حیله شرعی ربا را حلال میکند کمااینکه حیله شرعی که دیروز عرض کردم مثلا فرض کنید که 100 هزارتومن را من میدهم به فلانی قرض و بعد از 6 ماه بگم 120 هزارتومن این 20 هزارتومن اضافه رباست این حیله شرعیست، میگه 100 هزارتومن با یک قوطی کبریت 6 ماهه 120 هزارتومن، میگیم اقای عاقل این 20 هزارتومن مقابل چیه؟ ایا این 20 هزارتومن مقابل قوطی کبریته؟ این معامله غلطه اصلا باطله، اگه 20 هزارتومن برین قوطی کبریت بخرین باطله، یا مقابل مدت خب رباست دیگه { 36:40}…….. میگه اقا مگر اوفوا بالعقود  …. ندارد؟ عام مگه نیست؟ پس تمام قراردادهای رو ما واجب هست بهش وفا کنیم یکی از قراردادها این قراردادی هست که ما اسمش رو میزاریم رهن. بنده خانه ای را که ماهی 10 هزارتومن قیمت اجارشه از شما به عنوان گرو میگیرم و در مقابل اون 1 میلیونی که به شما دادم، مگه همه قرارداد ها درسته؟ اگر کسی قرارداد قمار کرد چی؟ قرارداد زِنا کرد چی؟ با یک زنی قرارداد کنی زنا کنه این هم جزو اوفوا بالعقود شاملشه؟! قرارداد کرد بره خونه مردم دزدی کنه این قرار داد درسته؟ نه اقا اوفوا بالعقود قراردادهایی که شرعا درست است چون خطاب به مومنین است که  ﴿ أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ ﴾  خب شما در اینجا قرارداد { 37:30} کنی، پس ما با قراردادها تمام محرمات خدا را حلال کنیم و تمام واجبات خدا رو حرام کنیم، اینطوری نیستش که این جواب این اشکالی است که کسی بگوید که  اوفوا بالعقود { 37:47}پس ببینید رهن ….. نیست اینها کشک بیخوده …. …. اشکال دوم، اشکال دوم شما میگید در باب رهن اگر من پولی رو به شما قرض دادم به هیچ راهی از برای تکمله اطمینان در برگشت پول نیست مگر اینکه خانه ای را ، طلایی را، چیزی را به شما گرو بدهم هیچ راهی نیست، حالا چطور است که این گرویی که به من داده ای من درونش تصرف کنم، در مال کی تصرف کنی؟ مال اون هست یا نیست؟ بله، اجاره داده؟ نخیر، گرو، گرو که اجاره نیستش که. بنده اگه طلائی رو در مقابل 100 هزارتومن دادم طلا رو من اجاره دادم به شما؟ نه، بخشیدم؟ نه، گروی این، یعنی مال، مال من است فقط برای اطمینان شما این نزد شماست تا مال من رو برگردونی به چه حقی من تصرف کنم؟  { 39:02}یک. دو، ایا حق دارد صاحبه تصرف کند؟ بله، اگر تصرفی کند که این ملک از دست من خارج نشود اشکال ندارد ولیکن اگر بخواد این خانه یا که دست من هستش به عنوان گرو اجاره بدهد به دیگری، دیگری بیاد بشینه این از گرویی خارج شد، پس این خانه ای که به عنوان گرو نزد من است و هیچ راهی از برای اطمینان دریافت صد در صد به مالم ندارم مگر این خانه رو گرو بگیرم باید کلید { 39:39}این خانه دست من باشه، این چند راه داره: یک، این خانه رو نه صاحب خانه استفاده کند و نه مستاجر. دو، مستاجر استفاده کند بدون اذن صاحب خانه. سه، صاحب خانه استفاده کند بدون اینکه از دست مستاجر خارج بشه، اینها { 40:00}که هست کدومش درسته کدومش غلطه؟ یکی یکی …. غلطه این شخصی که خانه رو به عنوان گرو، حالا گروی صحیح، گرفته است در این خانه سکونت کند بدون اجازه صاحب خانه چرا؟ { 40:19}برای اینکه نه اجاره کرده نه خریده نه بیع شرط داده یا تصرف کند سکونت کند با اجازه صاحب خانه خب اگه صاحب خانه نخواد اجازه بده چی؟ شما ملزم میکنی، میگی من این پول رو که به شما دادم پس اجازه بدید در این خانه بنشینم  40:37}پس نشستن من در این خانه منفعتیست از مالی که من به عنوان دین به شما دادم این الزامه دیگه یعنی ربا از باب الزام میاد اگر شما پول رو در بانک بگذارید و شرط نکنید ولی خود بانک ماهیانه به شما بده این که اشکال ندارد و اما اگر الزام و التزامی در کار باشد که من به شما 100 هزارتومن میدهم یا بانک یا غیر بانک اقا ماهی 2 هزارتومن باید بدی چه ضرر کنی چه نکنی زیاد یا کم باید بدی این از لحاظ الزام هست که ربا میاد که وضع اقتصادی مردم رو به طور کلی داغون میکنه. خب در اینجا بنده پولی رو به شما دادم و اصل هم پول دادن نیست اصل گرفتن خانه و نشستنه، من پول رو میدهم به این عنوان که اذن رهن کنم در اینجا من در خانه بنشینم و شرط کنم با مالک که خانه رو تحویل من بده من در خانه نمیشینم این شرط که به عنوان الزام هست قشنگ ربای راست و حسینیه خیلی واضح هست. صورت دیگر این است که در این خانه سکونت نمیتونم بکنم نه مالکم نه مستاجر نه { 41:45}مالک هم خب راهی  برای استفاده ندارد چرا؟ برای اینکه اگه مالک ….. دیگه از حالت رهن خارج میشه این جا دو جوره: یک مرتبه هیچ راهی از برای اطمینان برگشت مال شما نیست مگر خانه دست شما باشد و استفاده نکنید چاره ای نیست { 42:08}بنده طلبی که در  خانه استفاده میکنم استفاده از بین بره طلب من دست جنابعالی شما اون رو توی صندوق میزاری حفظ میکنی استفاده هم نمیکنی چاره ای جز نیست چرا؟ برای اینکه برای حفظ این مالی { 42:25}یک مرتبه نه راه دیگر دارد، راه دیگری دارد که مالک از این خانه استفاده بکند و شخصی که امانت دست اوست در این خانه سکونت نکند اما این خانه در تحت سیطره این شخصی باشد که مالش رو { 42:45}خانه در تحت سیطره من هست، من با اجازه مالک اجاره میدم ماه الجاره رو به مالک میدم یا به هر جوری که مالک استفاده کنه خب برای این چیکار باید کرد؟ اینجا نه جائز است بلکه واجب است مالی رو که داره استفاده میکنه چرا؟ چون انسان مالش رو بزارد بدون استفاده حرام نیست؟ مال برای قیامه. این بحث بعدی که بحث بسیار مهمیست راجع به { 43:10}از بحث های بسیار بسیار مهمه و خدشه ای به فتوا زیاد دارد که فردا بحث میکنیم  بحث بعدی که بحث چیزه{ 43:27}فرق داره، عرض میشود که در اینجائی که این مال به عنوان امانت نزد من هست و من سیطره دارم با استفاده از این مال سیطره من از بین نمیرود تا اینجا من حق دارم مانع شوم که مالک استفاده نکن؟ نه، فقط من حق دارم بگم مالک جوری استفاده نکن که از تحت سیطره من خارج بشه اما اگر جوری میتواند مالک استفاده کند که از تحت سیطره من خارج نیست و این گرویی نزد من است هم بر من حرام است که جلوگیری کنم از مالک و هم بر مالک حرام است که استفاده کند، ببینید این تبذیره در ماله، تبذیره، اگر انسان مالش رو دور بندازه حلاله؟ شما بیای اسکناس رو بریزی تو چاه این حلاله؟ نه این خانه ای که ماهی 10 هزارتومن ارزش داره چرا مالک 10 هزارتومن استفاده نکند در صورتی که محفوظ میشود { 44:29}چون معنی اینکه امانت در تحت سیطره شما باشد این نیست که تو جیب شما باشد یا کسی دست بکند …. نخیر خانه در تحت سیطره شما هست یا به سند شرعی یا به سکونت شما یا به هر چی ولیکن مقداری یا کلا این خانه در صورت امکان مورد استفاده ی مالک باشد جوری که از تحت سیطره شما خارج نشود اینجا هم بر شما حرام است که جلوگیری کنی از مالش و هم بر مالک حرام است که استفاده کند از این مال نکنه پس این رهنی که اقایون میگن کجا شد؟ مگر اون دو راهی که دیروز عرض کردم یا اون سه راهی که چه مقارضه بود که شما اشاره فرمودید یعنی من به شما قرض میدهم 100 هزارتومن یا به شما قرض میدم این خانه رو که 1 سال بنشینید قرض میدم هااااااااا { 45:25}عین از بین بره،من به شما قرض میدهم این خانه رو که 1 سال بنشینید به شرط اینکه شما هم به من قرض بدهی خانه ای رو که در کرمانه من 1 سال بنشینم مطلبی نیستش این مقابل هم اشکالی نداره، یا مهابات یا مقارضه یا مهایات

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

طرفین بله، یک طرفه که اشکال داره

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

خب اونم دیروز عرض کردیم. بنده به خانه قرض میدهم این خانه رو که 1 ساله بنشینید منفعت مسلم 120 هزارتومن در سال ماهی 10 هزارتومن در مقابل هم