جلسه پانصد و بیستم درس خارج فقه

عقود (احکام حجر)

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین
اللهم صلی علی محمد و آل محمد

در تتمه بحث سفاحت، فقاحت و ولایت ما دو مطلب رو امروز عرض میکنیم و به سرعت میگذریم چون تفسیرش در جاهای دیگر است و بیش تر از این مقدار لازم نیست. اول ولایت بعد سفاحت و بعد بینهما. شخص موکلف یا سفیه هست که ولی دارد و یا ولی دارد که ولی و السفیه یا نه سفیه است و نه ولی دارد، نه سفیه است که ولی داشته باشه و نه خودش شایستگی ولایت داره البته منظور از ولایت، ولایت علمی و معرفتی و عملی و حالی و مالی و سایر جهات ولایت است. اما مراتب ولایت، خود لفظ ولایت چنان که عرض کردیم الولی  به معنای والی فقط نیست ولی از دنبال رفتنه به عنوان فاعل *یَلی اَمره* به دنبال کار شما هست خودتون قصورا یا تقصیرا کار رو نمیتونین انجام بدین کسی که شایستگی دارد و میتواند به شما کمک کند که کار شما درست انجام گردد این دنبال کار شما هست یا عقل کمیست، تکمیله، یا علم کمه، تکمیله، اخلاق کمه، تکمیله، معرفت کمه، تکمیله، مال کمه، تکمیله، قدرت کمه، تکمیله. اگر کسی قصور را تقصیری دارد  در انجام کاری یا خود کار و یا مقدماتش و این کار شرعا باید انجام بشود وقتی که خودش نمیتواند این کار رو انجام بدهد لاسمیا قصورا کسانی که میتوانند بیاانجامند این کار رو باید دنبال روی انها باشند ولی، که دنبال کار انها باشند، این والی به معنای والیست. ولی به معنای اسم مفعول مولی علیه، کسی که به دنبال کار او میرود پس او هم باید دنبال روی کسانی باشد که به او کمک میکنند طرفینیست مثل عالم جاهل، عالم باید برو سراغ جاهل که به او تعلیم کند و جاهل هم باید برود سراغ عالم که از اون تعلیم بگیرد اگر عالم نرود سراغ جاهل که به او تعلیم کند خطا کرده است و اگر جاهل هم تن ندهد و یا نرود به دنبال عالم این هم خطا کرده است اینطور نیست که وظیفه فقط جاهل باشد بلکه وظیفه عالم بالاتره چون بعضی وقت ها جاهل نمیداند و نمیداند که نمیداند خب این رو باید ولش کنیم؟نه، باید عالم به او اولا بفهماند که نمیداند بعد اونچه را که نمیداند مبدل به علم کند و تا مراحل دیگر. اصولا زندگی اجتماعی اسلامی زندگی ولایت است به نظرتون نیاد اونی که گفته شده نه، تازه اغاز بحثه، ولایت فقیه این حرفهایی که هست حالا، زندگی اجتماعی مسلمون ها زندگی ولایت است چرا؟ به چند جهت: یک، همه ی موکلفان یکسان نیستند از نظر نیروی های درونی و برونی قصورا یا تقصیرا. تقصیرا اگه باشه که ولایت امر و نهی هستش در باب تقصیر، مقصر است که نرفته یاد بگیره يَدعونَ إِلَى الخَيرِ یاد گرفته عمل نمیکند ﴿ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ﴾ ولایت تعلیم و ولایت کنترول کنترول کردن که به گناه نیفته و واجبات رو انجام بده اینم یک جور ولایته چون ﴿ وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ  يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ﴾ولایت در بعد انجام دادن معروفی که طرف ترک کرده و میدانه و ترک کردن منکری که طرف میداند و مع ذالک اصرار داره. حالا بوسیله ی کلی داریم عرض میکنیم. موکلفین از نظر نیروهای درونی و نیروهای برونی در ایجاب و در سلب، ایجاب انجام واجبات و سلب ترک محرمات یکسان نیستند. اینکه یکسان نیستند بین قصور و تقصیر است؟ ما هر دو رو با هم زمین میزنیم. هم نسبت به قاصر و هم نسبت به مقصر اسلام ولایت مقرر کرده یعنی اینجور نیستش که اگر کسی قصورا نمیداند و قصورا نمیتواند قصورا واجبی رو که باید انجام بده انجام نمیتواند بدهد یا تقصیرا انجام نمیدهد خودش رو جدا کنه { 05:50}باید این واجب عمل بشه خودش نشد دیگری کمک کنه، خودش نفهمید دیگری کمک کنه، خودش نقصان داره دیگری تکمیل کنه، پس دیگری ها لازم است ﴿ وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ﴾ الی اخر، که این سه بعد در یک گروه خاصی که اینها مرحله ی اولیاء هستند مرحله ی پائین قاصر و مقصر، مرحله وسط نه قاصر و نه مقصر خودکفا، مرحله ی اولیاء نه تنها خودکفاست بلکه میتواند ترشح نور به دیگران بدهد از نظر نیروهای بیرونی و برونی میتواند اینها کمک بده وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ این رو داره میگه و الا باید مسلمان واجبات رو عمل کنند خودکفا و محرمات رو ترک کنند خودکفا این که أُمَّةٌ نیست این همه است، همه ی امت اسلام همه ی کسانی که موکلف اند هر مقدار عقل دارند اون مقداری که موکلف اند باید واجبات رو بدانند و عمل کنند و باید محرمات را بدانند و ترک کنند، این *باید*، *باید* واجب عینی است ما در *باید* واجب عینی بحث نمیکنیم ما در باید واجب بعضی که این واجب بر همه ی افراد نمیتواند باشد اصلا غلط هست که باشه، همه ی افراد باید امر کنند، چی رو امر کنند؟ { 07:20} پس وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ این بعد اعلاء ست که اینها خود واجبات و محرمات رو دانسته و واجبات رو انجام و محرمات رو ترک و دیگران را هم میتوانند که دعوت الی الخیر و امر به معروف و نهی از منکر بکنند. بعد اول در وجوب ولایت در میان مجتمعات اسلامی بر مبنای اسلام این است که همگان یکسان نیستند، این یک. دو، و باید همگان واجبات رو انجام بدن و محرمات رو ترک کنند. سه، این *باید* در قاصرین تحقق ناپذیر است با قصور و در مقصرین تحقق ناپذیر است با تقصیر. این باید رو کی باید تحقق بده؟ کسی که قصور دارد در مالش در حالش در علمش در عقلش در ناموس در ارضش در هر چی، قصور دارد واقعا و قابل برطرف شدنه، قصور داره، میخواد زن بگیره قصور دارد در زن گرفتن، شوهر کنه قصور دارد، مالش رو تصرف کنه قصور دارد، در حفظ عقیده اش قصور دارد، در حفظ عقلش قصور دارد در این نوامیس قصور دارد، سفیه است در این نوامیس خمسه یا در بعضی از اینها خب این همانطور بماند؟ نه، ولایت نسبت به اون هست، قصورهایی که در او هست و تقصیر نیست اگر دیگران که میتوانند برطرف کنند و به مقداری که میتوانند برطرف کنند اگر نکنند اونها مقصر هستن در یک جهت و دیگر جو اسلامی مختل می مانه نسبت به گروهی واجبات ترک و محرمات انجام چون قصور دارد، چون از هر نظری قصور دارد این مقصر فرض کنین { 09:10}این مال قصور. اما کسانیکه مقصر هستند و نرفته یاد بگیره و مقصره، یاد گرفته عمل نمیکنه مقصره، اصرار بر ترک واجب و فعل حرام داره مقصره، اینجا هم ولایت هست این ولایت سخت تره سنگین تره  چون تعمد دارد، تعمد در ترک واجب و تعمد دارد در فعل حرام، انجام داده حرام رو واجب رو ترک کرده و میخواد ادامه هم بده توبه هم نکرده، اینجا وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ و همچنین ایاتی دیگری که راجع به دعوت الخیر و امر به معروف و نهی از منکر است. پس ولایت بر این محور ها در میان مسلمان ها این ولایت عمومیست در کل اجتماعات. روز چهاشنبه بعضی از جهات رو عرض کردم که نگفته بودیم قبلا، الا به طرز کلی. سفاحت علمی، وقتی که حوزه های علمی ما سفاحت علمی دارند باید گروهی تبلور بیابند و این سفاحت علمی رو از بین ببرند. سفاحت تالیف، سفاحت علمی، سفاحت تدریس، سفاحت تدرس، سفاحت اجتهاد، سفاحت تقلید، سفاحت زراعت، سفاحت حمالی، سفاحت رمالی، همش سفاحت پذیره دیگه. چون ما دارای 5 ناموس هستیم و این پنج ناموس در سه ضلعی که دارد یک ضلعش واجبه، دو تای دیگش ترک واجبه که قبلا عرض کردم و حالا هم به عنوان متن بحث عرض میکنم. واجب است که ما ناموس جان را حفط کنیم و ناموس عقل را حفظ کنیم و ناموس عقیده صحیحه را حفظ کنیم و ناموس مال را حفظ کنیم و ناموس ارض را حفظ کنیم.، کم کردنش حرام، همینطور نگهداشتنش حرام کمتر باید بالاتر بگیم چون ﴿ يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ ﴾ مورد خاصش سوره ایه نساء هستش ﴿وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ الَّتِي جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا﴾ چطور خداوند اموال رو که نعمت های منفصل از انسان است اینها رو برای قیام در زندگی قرار داده بعد عقل رو نه!؟ عقل برای قیام نیست برای { 11:40}کمش کنیم یا همینطور بمونه، چطور مالی که شما داری حق نداری اختزام کنی اون مال باید به کار بیفته یا دست خودتون یا دست دیگران یا به شرکت که از این مال، مال در بیاد و زندگی خود و دیگران تامین بشود چون جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ قِيَامًا دست سبک مغزها ندهید که این مال بمونه یا از بین بره یا کم بشه، این مال طریق شرعی و طبق موازین شرع باید که اضافه بشه تا بهبود در زندگی خودتان و دیگران انجام بشه. وقتی مال اینطوره بعد عقیده همینطوری بمونه؟ عقیده کم بشه یا همینطوری بمونه؟ عقل من عقیده ی علمی من، جان من، ارض من، خب این چهارتا که مهم تر از ماله، انسان مال را مصرف میکند برای تقویت این نوامیس. پس در این نوامیس هم ما سه بعد داریم کمااینکه در مال هم سه بعد داریم: { 12:45}بعد اول و ضلع کوتاه مال سفیه است که مال داره و حق ندارد تصرف کنه این ولی میخواد ﴿وَلَا تُؤْتُوا السُّفَهَاءَ أَمْوَالَكُمُ﴾. ضلع دوم سفاحت در مال خود ندارد اما دیگران را از نظر مالی و اقتصادی نمیتواند اصلاح کند مثل قضیه معرفتی، کسی که خود مومن است دیگران را نمیتواند مومن کند  همین مقدار شعاع فکریش بیشتر نیست در مال هم همینطوره این در مال خود میتواند تصرف عاقلانه بکند به رشد کاری نداریم، تصرف عاقلانه، ولی نمیتواند ولی امر دیگران در اموالشون باشد این دو. سه، میتواند، مال خود که معلوم نسبت به اموال دیگران ولایت داشته باشه، همانطوری که در مال خودش تصرف صحیح میکند که تبلور پیدا کنه در مال دیگران هم اینگونه، این باید ولایت داشته باشه. حالا در کل ابعاد زندگی همینطوره که ما راجع به بعد علمیش بحث کردیم. اقا حوصله دارد، فکر دارد، وقت دارد ، مال دارد حال دارد، کمک دارد، کتاب میخواد بنویسه برمیداره یک کتاب 2000 صفحه ای راجع به تاریخ نائین مینویسه، اقا تو که حوصله، قدرت، مال، حال، بال، پر اینها همه داری خب تاریخ نائین چیه؟ بردار یک جزوه 50 صفحه – 100 صفحه ای بنویس و مردم رو روشن کن، مردم رو از این تاریکی ها و از این بلاحدها و از این بدبختی هایی که مبتلا هستن نجات بده این تاریخ نائین مثلا چطور شد؟ این اَبله این سفیه این ولی میخواد.

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

همین میشه دیگه. این سفاحته، سفاحت در تعریف، سفاحت در تدریس، سفاحت در تدرس، و بدترین سفاحت اینه، یک مرتبه ادم مفضول رو بر فاضل مقدم میدونه به جای اینکه برود در معارف الهی فکر کند و چیزی بنویسه میرود مستحبات { 15:05}متقین که خیلی هاش بیخوده این رو میاد ترجمه میکنه به زبان انگلیسی، المانی، فرانسه، روسی، لهستانی، و حالا اون هم یک چیزهای خوبی توش باشه خیل خب، بله ولیکن شما مرجوع را بر راجع مقدم دونستید؟ این سفیه؟ اسفه از این علوم حوزوی، تمام علوم حوزوی ما در بالاترین برکات سفاحته چرا؟ برای اینکه این فضیلت دارد و ما فضلیت معارف قرانی را کنار گذاشتیم چسیدیم { 15:40}اقا پنج نفر ادم صالح دارن غرق میشن تو قورباغه رو نجات میدی! ای کاش که هم قورباغه رو نجات میدادی، اقا پنج نفر ایت الله { 15:52}دارن غرق میشن تو هم شناوری میتونی شنا کنی میتونی نجات بدی میره قورباغه رو نجات میده بابا قورباغه تو اب نمی میره، حالا باز کاش که قورباغه نجات بدن قورباغه نجات دادن ضرر نمیزند به متن اسلام اما شما افکار، اموال، ان قولت، تعمل، بحث، تدریس، دقت، شور همه رو مصرف میکنی و جلوی اسلام و قران رو میگیری، مغزها رو جوری پوچ میکنی و هنوز توی مغزها هست که قران رو نمیشه فهمید! بیان للناس این چیه؟ کاش که قورباغه میگرفتی کاش که خرچنگ میگرفتی کاش که عقرب رو میگرفتی که بدن انسان رو میزنه، ارواح رو شما مصموم میکنی این سفاحت علمیست. ما طلب به سفاحت علمی هستیم سفاحتی که کتاب نوشتن هستیم سفاحت حاشیه نوشتن هستیم. 50 تا حاشیه 16:45}نوشتن خب چندتا تاثیر داشتن؟ در این 50 ساله یک تفسیر درست و حسابی که ما … المیزانه. با اینکه اون المیزان هم مجبور میدانیم فکر منطقی و فکر فلسفیست یک { 17:00}و بک کارهای دیگه، و 50 تا …. 50 تا سفیه این کار رو کردین شما، 50 سفاحته اگر اینها رو نگیم و بمیریم که هیچی مسئولیم، قطعا در روز قیامت کتک خواهم خورد. خاطرم هستش که در در نجف یک سخنرانی میکردم و راجع به قران زیاد بحث کردم بعد بعضی از طلبه ها پاشدن گفتن که یک ایه هست در قران شریف که { 17:40} خب بله هر حزبی اونچه را که …. گفتم بدبخت تو کفار رو گفتی مسلمون ها رو که نگفتی، ایا حزب الله به  … خیلی غیر الهی زیاد دارد  ایا کسانی که حزب الله هستن و قدم در راه حق از هر نظری در هر اموری میزارن که شخص اول شون رسول الله هستش ایشون حالا انتقاد میکنه بیخود { 18:08}بودن به خطا این بده اما فرح بودن به خطا این بده، اما فرح بودن … دارم بده؟ پیغمبر فرح نبود؟ فرح بود؟ پیغمبر زمانی که بهش وحی نازل شد خوشحال بود یا نه؟ پس باید که مذمت کنه؟ در هر صورت پس ما یک سفاحت های علمی داریم که این سفاحت علمی باید برطرف شه و کسانی باید ولایت بر این مطلب داشته باشند که نه ماچ دست میخواد، نه پول میخواد، نه احترام میخواد، نه زنده بودن میخواد، { 18:45} بلکه تمام امواج حوزه ها سفاحت علمی دارند و تمام امواج دروس بر خلاف کتاب الله هستن یکی { 18:58}نمیرن، برخلاف کتاب الله هستن این مقدماتی که میخونن به خیال خودشون، این مقدمات …. مانع از فهم کتاب الله هستش و مغز رو خراب میکنه شما با یک بقال صحبت کنی خیلی بهتر میفهمه تا با یک طلبه ای که 50 سال درس خونده، مغز خراب شده، اون مغزی که خراب شده و این قدر رکام و رکود درونش گرفته باید اون رو بزنی کنار، این رو بزنی کنار، شیخ، سید، نقی، تقی، جواهر، مواهر رو همه رو بزنی کنار تا بتونی بفهمی، نمیتونی بزنی کنار، خدا رو زده کنار راحته، خدا از اول کنار بوده، خدا از نظر علمی و کتابی از اول کنار بوده، ولی زبان این اقا، اون اقا، این حجت، اون حجت اینها مشکله، این یک بعدیست که اقایون وقتی از سفاحت که بحث میکنن چرا فقط سفاحت رو فقط میزنن توی سر مال، ولی توی سفاحت عقلی، عقیدتی، اکثریت مطلقه ما علمای اسلام از نظر عقیدتی سفیه هستیم، یعنی اگر ما در برابر یک عده ای منحرف مبلغ مسیحی قرار بگیریم { 20:05}به این معنا که نمیتونیم خودنگهدار باشیم، خودمون هم بین خودمون و خودهامون اعتقادامون صد در صد نیست چون ما در حوزه هامون که خداشناسی نخوندیم پیغمبر شناسی نخوندیم اخلاق نخوندیم، انسانیت هامون از دست رفته اصلا خالی کردیم خودمون رو از اون فکری که اول داشتیم و وارد حوزه شدیم این تکمیله بحث سفیه، اما ولایت، جزء سوم هم داریم ما، کسی که نه سفیه و نه ولی میخواد اون رو بحث نمیکنیم فعلا. سفیه زیاده، ولی، ما ده جور ولی داریم: یک جزو من نوشتم تکمیلش هم نکردم ولی در تفسیر مفصل تره، ما ده جور ولی داریم: ولی مطلق که الله سبحان الله تعالی، وَلی در خلق است، ولی { 21:00}است، ولی …. است، ولی در …. است، ولی در توفیق است همه چی.

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

یکی رفته بود رو به روی حرم حضرت عباس و گفت السلام علیکه هی همه چاره ی خدا { 21:22}گفت من دست میخوام ازت؟ تو اگه دست میخوای خودش دست شو از دست داد،  نتونست مال خودش رو نگهداره، این مطلقه ولایت رب العالمین که در تکمیل، تشریع در کل امور ولایت { 21:38}و  دهنده نیست و الا به کسی نمیده خدا خدائیش را به هیچ کسی نمیده، چون خدائی خدا مرتکن است در بعد خارجی خلق است در تکمیل،ت شریع نه ولایت تکمیل به کسی میده و نه خدای دو میشه، و نه ولایت تشریع و الا خدای سوم میشه

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

اختیار دیگه اختیار که زور که نیست

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

یعنی چه؟ یعنی ای پیغمبر ما به تو قران دادیم دلت میخواد به مردم برسون، دلت میخواد نرسون!؟ این کفره که { 22:15}

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

خب همین دیگه، یعنی چه؟ یعنی خداوند به ما قدرت داده است که با این قدرت بتوانیم ایمان پیدا کنیم و کار خوب بکنیم { 22:30}میخوای توبه کن میخوای کافر شو مطلبی نیستش که ….. باید برن ایه رو مراجعه کنند و ببین معنیش چیه …. خب این ولایت اول، ولایت …. . ولایت ثانی رسول الله صلوات علیه ﴿النَّبِىُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ﴾ در چی؟ در جان شما، مال شما، ارض شما، عقل شما، در عقیده، در رسالت، در اینکه المومنون منهای وحی اینها قاصر هستن، المومنون منهای وحی خب هیچی ندارن خود پیمغبر هم منهای وحی داره ولی کمتر یعنی بیشتر از دیگران داره، حالا پس رسول الله محدت وحی است و چون تمام انچه را گفتنیست و باید گفته شود خداوند به این پیغمبر در کتاب و سنتش گفته پس پیغمبر ولایت شرعیه { 23:32اهداء نسبت به المومنین داره ﴿النَّبِىُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ﴾ تا اخر، دو تا ایه داریم در قران شریف که این جمله رو داره ﴿النَّبِىُّ أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنفُسِهِمْ﴾ میشه از قران استفاده کرده که بله اگر پیغمبر دلش خواست که این انسان خفه شه، پس خفه شه نخیر، مِنْ أَنفُسِهِمْ یعنی مومنین بر خود ولایت دارند اما برای پیغمبر قویتره در چی؟ هم النَّبِىُّ  در بعد رسالت است هم انفسهم در بعد { 24:05}یعنی در برپایه ی شرط، اینکه توفیق نه، تکمیل نه، تشریع نه، … نه، در بعد شرع، یعنی اینها کور میکنند و نمیتونند بفهمند و پیغمبرمیفهمه و به اونها بده ولایت در چیه؟ ولایت در  ﴿يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ﴾ در این بعده، نه اینکه پیغمبر، یعنی اقا من زنم رو طلاق دادم باید زن من بشه یا زن اون بشه یا باید فلان اقا فکرش خوبه این چهارتا پنج تا زن داشته باشه خوبه زن های شما خوشگله بدون طلاق زن این اقا بشه، این حرف ها نیست، ولایت در اسلام که ولایت کورکردن، کر کردن، خر کردن که نیست ولایت تکمیله، یعنی شمات ناقص داری یا قصورا و یا تقصیرا تکمیل میکنه، کل مسلمین و کل موکلفین منهای وحی قصور دارند نه تقصیر، منهای وحی قصور دارند لنَّبِىُّ أَوْلَى النبی الرسول که دارای بالاترین مقام رسالت است، نبوت، این { 25:15}رسالته، أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ بر محور ایمان مِنْ أَنفُسِهِمْ در ابعاد ایمانی نه اینکه اگه دلش خواست پیغمبر زن فلانی رو  طلاق بده باغ فلانی رو در مدینه بگیره، باغ ها رو در مدینه ول کرد{ 25:30 خب این مرحله ی دوم که مماس با وحی هستش

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

نه، پیغمبر بزرگوار در بیان احکام شرعی ولی است یعنی چی؟ یعنی بر محور کتاب قال الله، بر محور سنت { 25:55}

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

حکم خداست چون، از خودش که نیستش که، حکم خداست، چون خداوند ﴿إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَيْكَ الْكِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاكَ اللَّهُ﴾ پیغمبر هر چی بگه چه سیاسی چه غیر سیاسی همش حکم خداست ما که اینطور نیستیم که این مرحله ی دوم. مرحله ی سوم، ولایت دوازده امامی که زهرا سلام الله  علیه ولایت علمی دارند ولی ولایت امامتی ندارند ولایت علمی داشتند، و اگه الان داشتن { 26:30}حکیم ها، خمینی ها ….. ولوو اقایون میگن که اصل نیستن … این مرحله سوم ولایت هستش که ائمه علیه السلام دارای ولایت شرعیه هستند نه  تکمیل و تشریع، شرعی، یعنی چی؟ یعنی تدوین کنند احکام خدا رو، این ولایت شرعی منتها دو بعد داره، ولایت شرعیه دو بعد دارد، بعد اول تدوین احکام خدا بر محور کتاب و سنت { 27:05}بعد دوم کسانی که میدانند و تخلف میکنند ﴿وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ﴾ ولایتی که { 27:17}داشتن واجبات رو … قصورا یا تقصیرا انجام دادی در حالیکه تقصیر امره و همچنین در محرمات نهیه و هر دو ولایته. پس ولایت در مرحله ی  أَوْلَى این يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ هستش که دعوت الی الخیر از رسول الله بر مبنای کتاب و سنت و در مرحله ی ثانیه وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ { 27:45}این کار پیغمبر و کار …. اینه، این مربوط به ائمه علیه السلام که مرتبه ی سوم میشه.

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

ما باید تقلید کنیم نه ایشون

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

نه، ما گفتیم ایشون ولایت عملی ندارن ، امامت ندارن ایشون، یعنی ایشون رئیس دولت اسلام نیستن

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

نه صحبت نوشته نیست ببینید ایشون فرماندهی امامت رو ندارن، فرماندهی امامت ندارن رئیس کل قوا نیستن ایشون

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

نه نشد، فرماندهی کتابی نیستش که، فرمانده باید فرمانده باشه { 28:38}

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

رهبریه چی؟ رهبری بله امامت نیست{ 28:52}

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

بله امامت ….. باید صحبت کنیم و اینکه حضرت زهرا امام نیستن، در زمانی که حضرت زهرا بودن، معصوم بودن امیرالمومنین هم بود، ولی امیر المومنین بر ایشون ولایت داشت نه ولایت شرعی این بحث دیگریست که تفکیک عرض میکنیم. این مسئله ی سوم

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

شرعیه دیگه بله. ولایت چهارم، چهارم نوابه اربعه امام زمان علیه السلام اینها ولایت شرعیه مطلقه دارن ولووو معصوم نیستن چون فقط مکاتبات بین ولی امر و اونها بود و جواب سوالات رو { 29:44}ولی امر بود که …. نواب …. این ولایت …

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

الان رو کاری نداشته باش

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

این مرحله ی چهارم. بریم مرحله ی پنجم، مرحله ی پنجم { 30:00}ولایت با شورای فقهای بزرگ اسلام است بر محور کتاب و سنت، ولایت شورایی، شورای { 30:10}ولایت شرعیه، این مرحله ی پنجم است. مرحله ی ششم که الان ما توش هستیم بعضا، اینکه میگم بعضا به این معناست مرحله ی ششم که نه فقاحت بر مبنای کتاب الله هست و نه شورا، اگر فردی را شما در جایی پیدا کردید این بر محور کتاب و سنت نظر میدهد، صد در صد بر محور کتاب { 30:35} شورا نیست باید او ولایت بر کل داشته باشد یعنی بقیه یا سفیه اند از نظری ارضی و احکام شرعیه یا بین نا بین هستن، سفیه حوزه های ما هستن بین نا بین مردم دیگه،  مردم دیگر { 31:00}نیستن که، پس ما اسفه در … این مرحله ی ششم. این ولایت شرعیه بود که از این میگذریم. البته بعدی ولایت شرعیه است ولیکن ولایت شرعیه کلی داریم و یک ولایت شرعیه بعضیه داریم. هفتم، ولایت شوهران بر زنان در اون ابعادی که قران میگه که ما خدمتون میگیم. هشتم، ولایت پدران بر فرزندان

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

ما داریم اشاره میکنیم فقط حالا بحث میکنیم. هفتم، ولایت شوهران بر زنان. هشتم، ولایت پدران بر فرزندان. نهم، ولایت بر { 31:48} مجانم که میخواد پدر داشته باشه یا ولی داشته باشه به عنوان پدره، مجانم دیوانه هاست، دیواته ها ولایت لازم دارن

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

از شور خارجیم کلا

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

میفهمم ما بعدی رو داریم عرض میکنیم، ولایت بعدی، یک مجنونی هست همسایه ما که شما ولی بر اون هستی، پدر نداره اینها، و کسی که شایسته باشه ولایت بر مجنون چندمه؟ نهم، این ولایت بر مجنون. ولایت بر سفحا، که بحث اول مون بود، ولایتی که بر سفحاست سفیحان در کل ابعاد نوامیس خمسه اینها ولایت براشون ولایت بشه. یازدهم، ولایت بر صغار، که نه سفیه، نه مجنونه، سن پائینه دو سالشه – سه سالشه، پدر نداره، چه نداره در این ولایت باید پیدا بشه.

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

یتیمه دیگه. دوازدهم، بخش ولایت عوض شد، چون تا اینجا ولایت ها بر محور تبیین و به عمل اوردن { 33:07}تببین بود. دوازدهم، ولایت در مرحله ی ثانیه به کسانی که میدانند واجب را و میدانند حرام را و واجب رو ترک میکنند و حرام رو عمل میکنند ولایت از باب امر به معروف و نهی از منکر، این دوازده جور ولایت، نمیخوام تقسیم زیاد بکنیم، این ولایت حق، دیگر چیز دیگه ای نیست، چطور امکان دارد بنده ادعا کنم بنده ولی امر کل مسلمین عالم هستم! مگه همه خل ان، مگه همه سفیه ان، مگه همه دیوانه ان، مگه همه به اندازه ی شما نمی فهمن، اخه ولی { 33:50}کسری داره، اگر کسری داره یا سفاحته، یا جنونه، یا احکام شرع رو درست نمیدونه یا فلان یا فلان، ولی امر کل مسلمین میتونه پیغمبر باشه اونم در باب شرعیات، بعد ائمه اینطوری باشن در باب شرعیات، بعد شورای فقهاتی بر مبنای قران، بعد شخص { 34:14}شما هیچکدومتون ندارید، هیچکدومتون ندارید پس خودتون سفیه هستین، خود شما براتون ولی لازم است سفیه هستین خودتون، سفیه در چند بعد سفاحته، از نظر علمی، از نظر عرض میشود که چی

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

بله؟ پیغمبر { 34:30}قران شریف بر پیغمبر ائمه ولیه درسته؟ قران موجوده، ما بر محور قران سلب ایجاب کل ماورای { 34:40}کمااینکه در باب …. بحث کردیم که اگر خود ائمه تشریف ندارن ما تببیناتی که لازم است از اونها بفهمیم بر محور عرض بر کتاب میفهمیم، کتاب اول رو درست بفهمون بعد عرض میکنیم کتاب واقعا قال صادق از تو ایه میتونین درخششی پیدا کنین و در بیارین مطلب که ما { 35:03}یا نه درست ایه بر خلاف اون داره حرف میزنه بنابراین ما دو ولایت الان داریم یک ولایت پیدا و یک ولایت ناپیدا. ولایت ناپیدا ولایت رب العالمین است که تکمیلا و تشریعا ولی هست همیشه قبل از انبیا، بعد از انبیا، در ضمن انبیا، ولایت شرعیه با کتاب الله است و رسول الله و ائمه تشریف ندارن ولیکن وظایف خودشون رو در دو بعد انجام دادن و ما الان غنی تریم از کسانی که زمان ائمه بودن، از کسانی که زمان پیغمبر بودن ما غنی تریم، اگه حالی مون بشه، چون زمان پیغمبر ایات کم کم و تدریجا نازل میشد و بعضی ها در اون زمان می مردن و در اون { 35:45}که قران دارد هنوز موفق نشدن، در زمان ائمه هم در طول دویست و پنجاه و چند سال ائمه توضیحاتی دادند که هر کس در زمان هر امامی بود اون مقدار رو گرفت اما الان ما در زمانی هستیم که تمام کتاب الله، تنزیرش و تالیفش موجود و تمام بیانات رسول الله و ائمه علیه السلام موجود، منتها باید عرض کنیم کمااینکه در زمان باید عرض کنیم، در زمان ائمه هم میفرمایند چیزی که ما میگیم شما { 36:16}کتاب الله کنین ما ترجمه داریم چی داریم، جعل هست، چه است، خب الان ما غنی ترین مسلمون ها در زمان { 36:25}عصمت هستیم تا …. غنی ترین مسلمون ها هستیم منتها زحمت داره، امام زمان که تشریف بیارن زحمت مون کمتره برای تفتیش کردن مطالب این حرف ها ولیکن { 36:35}بالاتره. بنابراین اون ولایت شرعیه که بر ما در زمان غیاب عصمت است مرحله ی اولی شورای فقهاست که نیست، مرحله ی دوم فقیه واحد یا دو تا یا چند تای که اینها بر محور کتاب الله و سنت رسول الله فتوا بدن این ولایت شرعی داره که بعضا هست و مطلق نیست، ولایت شرعیه مطلقه که نیست، ولایت شرعیه مطلقه برای معصومه اما کسی که معصوم نیست ولایت شرعیه نسبیه دارد منتها ولایت شرعیه نسبیه کسی که بر محور کتاب فتوا میدهد درصدش نسبت به ولایت شریه – نسبیه، { 37:20}ولایت شرریه نسبیه کسی که بر محور کتاب فتوا نمیدهد این درصدش خیلی خیلی بالاست. بنابراین از ما اگر سوال کنن که از چه کسی تقلید کنیم { 37:00}برای اینکه این تقلید ها تقلید با *غ* هستش یعنی شما از کسانی تقلید میکنین که خودهاشون تقلید میکنند از …. که بر خلاف نثر کتاب الله فتوا میدن و شما تقلید میکنین دوبله حرامه، اونها به عنوان اشتهاد تبلیغ میکنن و { 37:55}محورهایی که اصالت اسلامی ندارد و شما هم میرید از اینها تقلید میکنید از فردا منتقل به بحث بعدی میشیم { 38:00}

.

.

.

وسلام علیکم