بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین
اللهم صلی علی محمد و آل محمد
اصول جریانات حجو رو عرض کردیم مخصوصا راجع به سفاحت. بنابراین { 00:38} علامه بزرگوار مطرح میفرمایند برای ما رد این …. اصول مشکل نیست فوری میتونیم بگیم نه؟، اره خیلی ساده، حالا …. شخصی که حق تصرف در مالش ندارد اصلا نمیتواند تصرف کند { 01:00}این …. چطور؟ خب این ادم حق تصرف در مالش نداره و از جمله تصرفات مالی، ایجابی که دنبال سلبیست چیه؟ این هست که یک ادم یک قرضی میکنه خب قرض مالی میکنه دیگه، قرض که کرد بنابراین پیش از انچه را که الان دارد و کلا بدهکار است بیش از اون بدهکار خواهد شد حالا که بدهکار خواهد شد یا اشترافه الضمه، جنسی را خرید و فی الضمه خرید این رو هم قرض گرفت، چه قرض ابتدائی و پولی را قرض کند و چه جنسی را بخرد … که پول رو بدهکار باشد، در این صورت { 02:05}….. این مال، مال اونهاست و بیش از مال اونها نیستش که، به مقداری که طلبکاران طلبکارند یک میلیون عدد طلبکارم و ایشون هم یک میلیون داره البته مراد از دارایی چیه؟ این دارایی که بهش ضرورتی نیست والا خانه، فرش این حرف ها رو که بحث نمیکنیم، نخیر، این دارایی که بهش ضرورتی نیست اون دارایی رو به همین مقدار بدهکاره، خب حالا که به همون مقدار بدهکاره پس کسانی که الان طلبکارند حق دارند این مالی را که این شخص بالفعل دارد به حکم حاکم شرع یا جور صحیح بین خود تقسیم کند پس چیزی نمیمانه، وقتی چیزی نموند، این اصل اگر مالی را بعد از دیگری هم قرض کرد یا جنسی را فی الضمه خرید، شخصی که قرض داده است یا شخصی که فروخته است و الان 10 هزارتومن طلب داره، در این 10 هزارتومن با { 03:12}طلبکار شریک خواهد بود؟ خب نه، چرا؟ به چند جهت: یک جهت این است دیگه محلی در کار نیست، همه ی مالی که این شخص دارد مال طلبکارا این جهت که علامه میفرماید. دوم، حق ندار قرض کنه کسی که نمیتواند بپردازد انچه را که قرض میکنه حق نداره قرض کنه و لذا اینجا دو { 03:38}مطلب رو، یک مرتبه این ادم این یک میلیونی که دارد کلا بدهکار است اگه از این یک میلیون مصرف کند طلبکارا مقدار از حق شون کم میشه، خب حق تصرف در این مال نداره، اما اگر چنانچه قرض کند این قرض رو میتواند در وقت خودش ادا کنه در قرض مفلس است میتواند قرض خود را به موقع ادا کند این که مطلبی نیستش که، بحث در اینجاست که نمیتواند، اگر این ادمی که مجنون است اگر قرض کند نمیتواند قرض را در زمان خودش ادا کند و از حالا وضعش اینه و میداند که نمیتواند در وقت خودش ادا کند خب اصلا قرض کردن حرامه، چون در قرض کردن دو شرط دارد: یکی نیت الداست، یکی توانایی پرداخته. اگر من نیت الدا ندارم و توانایی پرداختم هم ندارد { 04:38 دوبله قرض کردن، حرام مال مردم رو خوردن، اگر نیت ادا ندارم و توانایی پرداخت دارم اینم حرامه، اگر نیت ادا دارم و توانایی پرداخت ندارم که خب نیت غلطه، اگر نیت ادا داره ولی توانایی پرداخت نداره در خود نمیبیند که این مال رو در وقت خودش بپردازد به حساب این قرض کردن حرامه پس دو اشکال دارد این قرض: اول خود این قرض حرامه، قرض گیرنده کار حرام کرده، قرض دهنده هم اگر بداند کار حرام کرده، نداند مطلب دیگریه هاااا، خود قرض دهنده نمیداند به حساب اینکه اون رو میشناسد، ادمیست که { 05:23}نیت ادا دارد وضعش هم جوریه که امکان ادا دارد، اونجا قرض دهنده مقصر در قرض دادن نیست، فقط قرض گیرنده در قرض گرفتن مقصره که اونجا رو هم عرض میکنیم، ما میخواهیم پله پله بحث کنیم، مرحله ی أَوْلَى که قرض که میگیرد این قرض حرامه، شخص قرض دهنده هم به احراز جواز قرض دادن رو نکرده اون هم کارش حرامه پس اقدام کرده است به ابطال مال خودش، تقصیر مردم چیه؟ این اصلا با غرما و اما اگر چنانچه قرض گیرنده شرایط جواز قرض رو ندارد، اما قرض دهنده گمون میکند که این شرایط موجوده پس قرض گیرنده مقصر است و قرض گیرنده مقصر نیست اینجا سوال میکنیم حالا که این قرض دهنده مقصر نیست اگر قرض گیرنده نداد و نتوانست بده تو زرد در اومد ایا این قرض دهنده با سایر غرما شریک است یا نه؟ بفرمائید اقایون شریکه؟ نه، مثلا شما به کسی قرض دادین، شما خیال میکنین قرض درسته، قرض گیرنده شرایط جواز قرض رو ندارد، با این زمینه که این مالی که این طرف دارد، منظورم قرض گیرنده ی، این کلا ما مردمه، یعنی به همین اندازه بدهکاره، حالا که به همین اندازه بدهکاره قرضی هم که از شما میگیره که بیخود گرفته ولی شما خیال کردین که درست میگیره، خب شما قرض دادین، بعدا که نتوانست بده ایا این یک میلیونی که تقسیم میشه بین این افراد شما سهم دارید یا نه؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
برای اینکه این یک میلیون مال مردمه، خب شما بعد از این یک میلیونی که مال مردمه و باید بین این صاحبانش تقسیم بشه بعد از اون چرا شما قرض دادی نمیگه میخواستی ندی اشتباه کردین شما، شما خیال کردین خب تقصیر مردم چیه، شما با غرما شرکت نخواهید داشت، ولیکن در صورت سوم سفیه هستش جزء سوم، این ادم یک میلیون بدهی دارد و عرض میشود که بیشتر هم لازم نیست و یک میلیون بدهی داره دیگه، قرض میکند از شما یک مبلغی رو که نیت ادا دارد و میتواند کار کند و بدهد و در وقت خودش هم میدهد { 08:00}بله اگر چنانچه تو زرد در اومد یعنی این ادم که نیت ادا داشت و امکان ادا هم داشت و قرض هم از طرفین درست بود بعدا جوری شد که نتوانست بده حالا با غرما شرکت داره؟ نداره دیگه، چرا؟ برای اینکه قرض بعدا شده دیگه، پس این قرضی که بعدا شده ولووو صحیح باشد از طرفین { 08:20}یک طرف، اگر از طرفین هم صحیح باشد این ….. ….. اول اینه …. خب چرا مشارک نیست؟ قرض کرده قرض صحیح دیگه بر فرض قرض صحیح هاااا …. ظاهرا قرض صحیح بوده این برمبنای قرض صحیح چرا ….؟ … بله ….. اگر هر دو بدانند که این مفلسه خب در اینجا مشارکت نخواهد بود …. چون اقدام کرده است قرض دهنده چون میدون این مفلسه میدونه نمیتونه بده، چون اقدام کرده با غرما شریکه ما میگیم نخیر، بالاتر، وقتی میداند این مفلصه و بهش قرض میده این اصلا قرضش حرامه، این خود قرض دادن حرامه مطلب بالا سر علامه داریم، علامه میگوید قرض بله ولیکن با غرما شرکت ندارد، ما میگیم با غرما شرکت ندارد نه از این زاویه ای که این موخره بلکه این قرض باطله اصلا { 09:27}هر دوی گیرنده و دهنده این قرض بدانند که این نمیتونه بده این معاملات باطله کلا یعنی خود قرض { 09:42} یا هرچه بله ….. هر دو جاهل ان هر دو نمیدونن که این محجوره، حالا که هر دو نمیدونن قرض شد ولیکن …. کم بشه، یک مطلبه. دو، …. همون فرضه اوله، یک میلیون بدهکار، حالا که یک میلیون بدهکار هست این شخص، تقصیرا یا قصورا در هر دو صورت باید طلبش رو بده یا نه؟ ایشون میگن که { 10:35}من نوشتم که …. اگه مشارکت در کار نباشه، این اطلاقی که شد یک مرتبه غرما در این اطلاق شرکت دارن خب این مطلبی نیست، وقتی که غرما شرکت دارن بنابراین تقصیر در کار است اما اگر غرما شرکت ندارند در این اطلاق و نمیدانند و چه و چه در اینجا بیان بگین که { 11:08}این صاحب مال … چرا؟ اینم همونه دیگه، یعنی چه قرض صحیحه بعدا بکند با غرما شرکت نیست چه مال کسی رو تلف کند با غرما شریک، ولوووو مال رو قصورا تلف کرده یعنی شریکه؟ همون قاعده میاد چون قبلا این مالک داره، میگه ملک اونها منتقل به شخصی که بعدا حق پیدا کرده نمیشه، اینها بعدا حق پیدا کردن { 11:38}خدا رحمت کند استاد بزرگوار اقای بروجردی در …. اینطور بودن، اول میساختن، میساختن، و خراب میکردن حالا ما در این کتاب همین کار رو داریم میکنیم { 11:50} بل، بل، بل، اول اینجور به دلیل، بل رد میکنیم به دلیل، بعد میگیم … چرا؟ فرمود ….. این طلبکار ها قبلا طلبکار بودن، قبلا …. بعدا هم اگر حقی علیه من ثابت بشه چه قصورا و چه تقصیرا، حتی قصورا در این صورت چرا از حق { 12:15}…. … مثلا فرض کنین … یک مرتبه این شخص همون یک میلیونی که دارد و همون یک میلیون رو بدهکاره بعد میاد میگه که فلانی هم 100 هزارتومن از من طلب داره، اگه ما احتمال خیانت ندیم ولی خیانت در کار نباشه و به ظاهر حال { 12:45}حالا این دینی را که اغرار میکند که قبلا من به اقا بدهکار بودم حالا دارم میگم، این دینی که بدهکار بوده این مربوطه به کیه؟ مربوط به همون زمانیست که دیگران طلب دارن؟ خب شریکه، مربوط به بعد هست؟ خب شریک نیست چرا؟ برای اینکه اینها قبلا طلب کار بودن { 15.:13}اگر چنانچه مربوط به قبل همه ی اینهاست، خب با اینها شریکه مربوط به زمان طلبکاری اینهاست ….. این تا یکی دو ماه دیگه بهش بدم این چرا دو ماه دیگر این طلب کار شریک باشد و کسانی که قبلا حق شون خارج شده و …. شده. بعدش { 13:35}اقرار کرد دیگه خب، بعضیا گفتن که …. الی اخر
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
بله؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
{ 14:00}اگه اقرار به این کرد ….. مفلس دیگه محجوره، اگر اقرار کرد … بعضی ها گفتن که باید این رو جزو …. بدونیم ما میگیم ….. که قبلا عرض کردم، این که اقرار به دین میکند …. ولووو …. اقرار میکند که من اینقدر بدهکارم باید …. بعد میدم، …. اگر قبل یا زمان بدهکاریست شرکت …. اگر مربوط است به زمان بعد از بدهکاری … این شرکت نداره، این قاعده به طور کلی ثابته. بعدش { 14:50} بنده یک فرشی به اقا فروختم پولش رو هم نداده الان بدهکاره به عده ای ….منم و این فرش هنوز هست، حالا طلبکاران دیگر که طلب دارند، منم طلب دارم، باید که به حساب نسبت طلبکاری تقسیم بشه ایا فرش منم همینطوره؟ نه فرش مال منه دیگه اگر فی ضمه من بدهکار بودم باید حساب کنیم درصد چقدره، اون اقا اینقدر، اون اقا اینقدر، اون اقا هم اینقدر، این 100 هزارتومنه، 50 درصد، این 10 هزارتومنه 50 درصد اما عین مال من پهلوی اونه عین مال من که مال دیگران نخواهد شد که، عین مال منه، نه مال این اقاس که ورشکست شده و نه مال کسایی که طلب دارن، طلب دارن یعنی از این فرش طلب دارن!؟ در ضمه طلب داره اون حق داره از ضمه خودش این مال من رو بده چون عین مال من { 16:48}…. مرتبه ی بعدی …. میگه اگر هم …. این رو قبول نداریم، اقا عین خوار گندم{ 16:15}اگر یک خوار گندم هست با گندم دیگر مخلوط شد ولووو اون مقداری که ماله خودمه حق دارم مال دیگری مال دیگر مال بقیه غرماست دیگه اینجا رو ما { 16:24}بعد …. در مال میت اگر ترکه قاصر باشد اختصاصی در کار نیست. مثلا فرض کنین که ترکه این ادم یک میلیونه، یک میلیون بدهکاره، حالا که یک میلیون بدهکار است نمیتونن طلب کار ها بگن خصوص فلان ماله من، خصوص نخیر همه رو قیمت کنی به مقداری که شما طلب داری کسرش رو، درصدش رو به شما بدید، { 17:00}این رو کاری نداریم
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
بله؟ الثانیه صفحه ی 49 { 17:15}این یک بحثه. ببینید در ایه ی ربا ﴿وَإِنْ كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ ۚ﴾ لا عُسْرَةٍ که نگفته، یعنی کسی که ربا خورده و حالا بدهکاره و باید بده اگه حالا نداره بده چون توبه کرده است فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ نفرمودن وَإِنْ كَانَ لا عُسْرَةٍ فقط کسی که ربا خورده و توبه کرده نه، کسانی دیگر هم که بدهکار هستن و نتوانستن و نمیتونن بدن اینها در صورتی که عاصی بودن و الان توبه کرد ، بهرحال توبه هست دیگه، عاصی بودن در این بدهکاری حالا توبه کردن این باز فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ حق ندارن من بگم من اینقدر از شما طلب دارم بده مگر در این صورت، اگر طرف از من قرض کرده بدون مجوز شرعی حق نداشته، قرض کرده بدون مجوز شرعی و توبه هم نکرده { 18:20}اگر قرض کرده بودن مجوز شرعی بدهکار است بدون مجوز شرعی خطا کرده است و حالا توبه کرده، این بدتر از … نیستش که بدتر از ربا خواره؟ ربا خواری که مقداری ربا خورده و مقداری که مقرر شده است و باید بده اگر الان نداره چی؟ ﴿وَإِنْ كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ ۚ﴾ خب مهم تر و به طریق أَوْلَى کسانی که بدهکاری { 18:43}ربا از تمام محرمات حرام تره در این که از همه ی محرمات حرام تره اگر توبه کنه و الان ندارد این …. بده، ﴿وَإِنْ كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ ۚ﴾ توبه کرد اینطوره، قرض بیخودی کردی نمیدونم چه کرده، و الان نداره بده این ﴿وَإِنْ كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ ۚ﴾ ما قبول دارم منتها مَيْسَرَةٍ 19:15} یعنی عُسر نباشد حرج هم نباشد نثره ایه داره میگه، فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَراگر بنده به این اقا بدهکارم و عصیانا معاذالله بدهکار شدم و پولی که از این اقا گرفتم یا چه این بیخود بوده ولی حالا توبه کردم، حالا که توبه کردم دیگه ندارم بهش بدم ولی خانه ای هست که نشستم با زن و بچم ایا فروختن این خانه و توی خیابون نشستن این میسره هست؟ قاعدتا حرجه، چون ما یک میسره داریم، یک حرج داریم، یک عسر داریم اینجا حرج هم نیست اون صد در صد جونم بالا بیاد نه خونه بتونم اجاره کنم نه خونه بخرم توی خیابون بشینم؟ و عرض میشود که بعضی وقت ها حرجه، بعضی از وقت ها بالاتر از حرج عسره هیچ خطری و ضرری هم، مثل هند دارن میگن تو خیابونا 20:13}دارن زندگی میکنن این حرجه ولی عسر نیست بعضی وقت ها من فروختم این خانه ی مسکونی رو و بر کسی دیگه حرجه یعنی وضع زندگی جوری خواهد شد که مرض، مرگ، چه این حرفها، پس این دو . اگر جنانچه عسره هست که حق ندارد 20:32}اگر چنانچه حرجه که حق نداره، بله من، اون حق نداره…. اگر من میتوانم این خانه رو بفروشم برم خانه اجاره کنم و این حرجه عسر هم نیست، این صد در صد موجب مصرف ولی عسر نیست این برای من مستحبه ولی برای این جائز نیست که بر من تحمیل کنه، بله در صورت میسره وَإِنْ كَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ ۚ﴾ یعنی به وضع عادی بدون حرج و بدون عسر این مال رو بپردازد، الان که نداره باید بره کار کنه پس بده کار معمولی که عسر و حرج درونش نیست این فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ در بعد اول، بعد اول رو ما توضیح دادیم ولی بعد دوم رو از علامه قبول نمیکنیم، چون میگوید که { 21:20}کسی که ندارد بدهیش رو بده وقتش هم رسیده هست که بده، طلبکار نمیتونه ملزم کنه برو کار کن و پول رو بده، چرا نمیتونه؟ چرا؟ اگر الزام به تکسب عسر هست؟ نه، اگر حرج هست الزام نمیتونه بکنه { 21:40}ادمیست که میخواد تنبلی کنه حالا ورشکست شده میخواد تو خونه بخوابه مثلا، بابا اگه بری کار کنی هم زندگی خودت اداره میشه و هم بدهی رو به هرجوری هست میدی چرا نمیشه الزام به تکسب کرد؟ مگه من طلب ندارم؟ چرا، مگه اون در عسره ؟ نه، اون در حرجه؟ نه، در یسره کسی که در یسر هست من چرا بهش مهلت بدم، اقا من یک سال دیگه میرم کار میکنم خب حالا برو کار کن، برای اینکه بدهی من سر وقتش رسیده اگر نمیری کار کنی برو زندان یا برو جای دیگه و جوری که خلاصه مجبور بشه که بره کار کنه منتها کاری که یسر است نه حرج است و نه عسره چون اگر عسره باشد که حرام است خودش، تا چه برسد به اینکه من او را وادار کنم و اگر حرج است بر او مستحب است ولی بر من جائز نیست که او رو وادار کنم چون { 22:30}این الزامیست، بله اگر یسر باشه، پس به طور کلی چرا ایشون میگن که و لا الزام بتکسب ما میگیم بل له الزام فی غیر عسره او حرج اینکه میگوید …. این فرق میکنه دیگه برای اینکه درسته …. اینها جز زندگیست ولی بعضی وقت ها جزو ضروریات زندگیست که ترک کردنش عسر میاره و پائین ترش حرج بعضی موقع ها نخیر بنده طلبه خونه 10 میلیونی چه لازمه داشته باشم بنده مه بدهکارم 5 میلیون خونه 10 میلیونی رو میفروشم خونه 5 میلیونی میشنم برام کافیه در اینجا نه حرج هست و نه عسره پس اینطور نیست که { 23:16}مطلق و مستثنا باشه، اقا یک نفر تاجر میلیارد این یک خونه داره که مثلا 100 میلیون می ارزه، دیگه شرف اینها اینجا معنا نداره این خود شرف این هست که انسان خودش بدهیش رو بده اگر نده میتونه بی شریفیش باشه، این ادم 100 میلیون تومن خونش می ارزه و این سقوط کرده و بدهکار رفته، بدهکاره به افراد 50 میلیون فَنَظِرَةٌ إِلَى مَيْسَرَةٍ { 23:40}اگه این اقا این خونه 100 میلیونی رو بفروشه چون اینقدر خونه 100 میلیونی براش پول بود که تاجر بود الان که سقوط کرده همون 100 میلیونه لازمه؟ نخیر، الان خونه 100 میلیونی رو میفروشه
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
بله؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
{ 23:58}برای اینکه میسره است، این نه عسره و نه حرجه، پس نمیتونیم به اطلاق فرمایش علامه ما اکتفا کنیم …. نخیر، این سه بعده در دو بعدش نه، یکی نه تر، در عسر نه تر در حرج نه، ولیکن در یسرش بلکه الزام الهیست، اگر هم الزام نکند، فرض کنین الزام این ادم طلبکاره الزام نکنه { 24:25}؟ بله، …. با نه؟ بله میتونه بده؟ بله، اگه میتونه بده، این مقید به این است که الان داشته باشه؟ نخیر استطاعات بلکه در باب استطاعت حج …. یعنی الان باید داشته باشه؟ نخیر، بنده میتوانم که روزی یک ساعت بیشتر کار کنم با این وضع بتونم برم مکه این عرض میشود که استطاعه، در اینجا هم استطاعه بودن مال است بلکه بودن نیرویی است که به وسیله ی یسر پس این استثنا ایشون رو ما قبول نداریم. بعد الثالثه { 25:00}اقا بنده الان محجورم نسبت به اموالی که الان بدهکارم باید بدم، خب دین معجل چی؟ اگر فرض کنین بنده یک سال دیگر پولی رو باید بدم، یک سال دیگه حق داره اون رو بگیره و من واجبه که بهش بدم ولیکن الان من ورشکست شدم، خب ایا اون پولی که باید یک سال دیگه بدم برمیگرده الان میشه؟ که الان این طلبکار اینده، الان با غرما شریک هست؟ خب هم میشه گفت نه هم میشه گفت بله، نه: برای اینکه اون ادم الان طلب نداره که، طلب برای بعدا { 25:55}علامه میفرماین این که اقا این ادم وضعش جوریست که اون دینی که بعدا باید بده هرگز نخواهد توانست که بده، قطعیست و به طور اطمینان جوریست که نمیتونه بده، خب حالا این دِین معجل رو ما حساب نکنیم، این ادم یک میلیون داره و نهصد هزارتومن بالفعل باید بده، صدهزارتومن یک ماه دیگه یا چند وقت دیگه باید بده، ایا در اون صد هزارتومن ازاد هست این ادم؟ بله در این صورت ازاده، در صورتی این ادم میتواند تا اون مدتی که بدهی رو باید بده، کار کنه و بدهی رو بده، حرفی نداریم که اما این تعجیل و این تاخیر در بعضی از موارد استثنا میشه، این ادم بالا بره پائین بیاد اسمون بره و زمین بیاد صدتا یک قرون هم نمیتونه بدست بیاره بلکه بدتر میشه، حالا چیکار کنیم؟ بگیم که اون 100 هزارتومن رو حالا نده، اقا حالا داره بده، نهصد تومن که به این طلبکارانه بالفعل، صد هزارتومن هم برای طلبکار چند ماه بعده، حالا در این صدهزارتومن محجور نیست؟ این محجوره، چرا؟ برای اینکه اگر در این صد هزارتومن تصرف کنه چقدر شد؟ این صدهزارتومن چند ماه بعد به طور کلی از بین خواهد رفت پس تجزیه مال مردمه، پس حال میشه اینجا که علامه میفرمایند این معجل و این موخر حال نمیشه این در صورت های دیگر، در صورتی که مال مردم تجریه نشه اما اگر مطمئنا مال مردم تجزیه میشود از حالا در این 100 هزارتومن حق نداره تصرف کنه مثه ادمی که الان وضو دارم و ظهر هم نشده و این عسر حرج هم نیست ولی میدوند که اگر برود و وضو رو ابطال کند بعدا دیگر اب گیر نخواهد اورد تا غروب برای نماز حق داره وضو رو ابطال کنه؟ نه، چون این ادم واجب است که با طهارت نماز بخونه، و از حالا میتونه این وضو رو نگه داره و هیچ حرج و عسری هم در کار نیست، این اقا یک مالی داره، الان مال دارم ، حالا هی خرج کنه، اقا هیچکس ازم طلب نداره من اصلا یک میلیون دارم شما یک ماه دیگه این یک میلیون رو ازم میخوای بنده اگه یک میلیونم رو خرج کنم و بعدی که خرج کردم دیگه هیچی نخواهم داشت تا اخر عمر، من حق دارم در این تصرف کنم؟ نه، چون این مال متعلق به اینده ی حق دیگریست که اون اینده بالفعل میشه، اگر هم بالفعل نشه، شما گیر دادین به این که معجل است ولی این محجور است در این مال، این مال باشه، باشه ، باشه تا سر یک ماه بده اینکه میگیم حال میشه به این معناست چون حال شدن دو معنا داره: یک معنای ان این است که شما که قرار است یک ماه دیگر بدین الان بدین، یک معنای دیگه اش اینه که یقه شما رو این یک میلیون بعدی از الان میگیره، اگر شما بعدا بتوانید تهیه کنید از الان که نمیگیره، بعدا بتوانید تهیه کنید این یک میلیون یقه اش رو میگیره؟ نه، ولیکن اگر شما مطمئنا بعدا نتوانید تهیه کنید در این صورت این یک میلیون رو مصرف کنین شما مال مردم رو از بین بردی، حال میشود به این معنا که الزام اور است و محجوره، به عبارت دیگر ما اگر نگیم حال میشه، میگیم محجور هست این ادم نسبت به این 100 هزارتومنی که نمیتواند در وقت خودش بپردازد این مال مردم خوریه دیگه. الرابعه { 29:29}بله قبول، این هنوز قسمت نشده، قسمت که شد که نمیشه مردم دوباره گرفت، هنوز این مال قسمت نشده میگوید { 29:43}این رو که قبلا فرمودن، مستنئائی در باب بدهی هست اینه که عسر هست اینه که حرج هست این مستنثئاته خب عرض میشود که ناهار خوردن و شام خوردن و زندگی عادی ضروری رو این حتما از این مال میتونه برداره چون دیگران بر اضافه ی این مال حق دارند ولی بر این مقدار حق ندارند { 30:14}کسی که طلب دارد …. و این میسره نیست که انسان بیاد گرسنه بمونه خودش و زن و بچش، یا از خونه بره بیرون اینو قبول فرمودم حالا … الخامسه …. قبول …. معلومه دیگه …. شما 100 هزارطلب داری، اون مقداری که من میدم مساویست با اون مقداری که شما میدی؛ نخیر، حساب درصد رو میکنیم کسی که 1 میلیون طلب داره 10 برابر اون حق داره، مثلا اگر اون کسی که 1 میلیون طلب داره 100 هزارتومن بدی به اونی که 100 هزارتومن طلب داره نمیتونی بدی 100 هزارتومن اون رو باید 10 هزارتومن بدی، حساب رو باید در نظر گرفت چرا؟ برای اینکه عین مال که نیستش که، این مالی که الان مخلوطه و عین مال مال هیچ کدوم از طلبکارها نیست پس باید حساب رو در نظر گرفت الثالثه { 31:14}این رو ما قبلا بحث ها کردیم و دیگه تکرار لازم نیستش بکنیم فقط این جمله که این ولایتی که بر صغیر هست و بر یتیم هست اینها با هم فرق داره، صغیری که پدرش هست، پدر صغیر بر صغیر ولایت دارد از لحاظ مالی و سایر ابعادی که کمبود دارد رو داره در اینجا عبد لازمه اما اگر بر یتیم کسی ولایت داره، صغیری که پدر نداره، اگر بر یتیم کسی ولایت داره این ولایت دو بخش میشه: یک بخش کارهائیست که خود این ولی مومن باید انجام بده غیر نمیشه 32:10}یک مرتبه نه یک کارهائیست که دیگری باید انجام بده، مثلا خانه ی یتیم پول دارد که این خانه ساخته بشه و تعمیر بشه و اجاره ی بهتری داده بشه، در اینجا چنانچه اگر ولی خودش معماره خودش مجانی این کار رو بکنه؟ نه اگر ساختن این خانه با 32:32}این کار ولی … نیست این کار …. اون مجانی هست ….. اما این کاری که …. نیست بلکه کاریست برای این طفل یتیم باید انجام بشه عمله میگیره انسان بنا میگیره چه میگیره و چه میگیره پس این دو بخشه، اونوقت در اون بخشی که این کار در اختصاص ولی به عنوان ولایت نداره مزد البته باید به اون طرف داد، اگه خود این شخص هم معماره، خود این شخص هم انجام میده مزد معماریش رو میگیره اما اون کاری که مربوط به ولی به عنوان ولی ولووو وقت میگیره و این وقت هم ارزش داره { 33:20}حرام است صنار از یتیم بگیره ولی پدر صغیر اگر کاری برای صغیر میکرد و این کار مزد داشت میتونست مزد بگیره، پدر بچه، ولی خودش پدر داره اگر کاری که مالیت داشت میتونه بگیره و میتونه هم نگیره ولی نسبت به ولی یتیم در اون کاری که مربوط به ولی هست { 33:42}حق صنار گرفتن از این رو ندارد چون در اینجا احسان و …. حتی اگر مضاربه ی با مال یتیم میخواد بشه اقا مضاربه میکند با مال یتیم 50 درصد … بنده خودم که ولی یتیمم اون 50 درصد؟ نخیر، { 34:08}در اینجا بالاتر …. و الا نه، یا ثواب هست مال یتیم، مال …. قرض داده بشود یعنی چه؟ ایا میتواند ولی یتیم از مال یتیم به عنوان قرض برداره، هیچ ضررری نمیکنه یتیم هااا، از مال یتیم قرض بردارد و روی این مال کار کند و استفاده کند { 34:30}؟ نه، چرا؟ احسان نیست این عدله یعنی چی؟ یعنی قرض کرده است و چیزی هم نداده و چیزی هم نگرفته اگر مالی برمیداره کار کنه باید از اون کارکرد بخشی را { 34:48}دوبله هست، یک جهتش وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا واجب هست بر کسی از مالی که از شما قرض کرده، کار کرده، زندگی تامین کرده و مزدش رو برمیداره اضافه ای بر اون واجب است یک چیزی به شما بده قرارداد نکرده، در اینجا اوجب میشه چرا؟ برای اینکه اولا وَإِذَا حُيِّيتُمْ بِتَحِيَّةٍ فَحَيُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا و ثانیا نسبت به یتیم ا{ 35:13}دیگران، دیگران اگر قرض کنند چیزی اگر ندن طوری نباشه اگر طوری هم بشه چند طوری بشه به حساب وَإِذَا حُيِّيتُمْ ولیکن در اینجا شما باید بیش از دیگران یعنی مقداری رو به یتیم در اینجا … منتقل میشیم به باب ضمان.
.
.
.
وسلام علیکم