بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی آله الطاهرین
0:29 سوره نور؛ ﴿وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا ۖ وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُيُوبِهِنَّ ۖ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا﴾{نور: آیه 31} آیا ما از استثنا حرف نمیفهمیم؟ ﴿وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ ﴾ تا آخر که 12 مورد به طور 0:54 و بدون استثنا ذکر فرموده است موارد مَحرَمیّت را و حال آنکه در سوره مبارکه نسا که باز 12 مورد مُحَرّم بودن نکاح را ذکر فرموده، 6 موردش از جاهایی است که در سوره نور ذکر نشده واینجا هم مَحرَمیّت هست و هم مُحَرّمیّت، از جمله؛ (ببینید مَحرَمیّت طرفینی است، مرد برای زن و زن برای مرد). ﴿وَلَا تَنْكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُمْ مِنَ النِّسَاءِ ﴾{نسا: آیه 22}خب این زنان پدران محرماند با این فرزندان، این پسرانی که از غیر این زنان هستند، خب این مَا نَكَحَ آبَاؤُكُمْ حق دارند ادعای زینت بکنند یا نه؟ اگر حق دارند پس در اونجا هم باید بفرماید که إِلَّا أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ باید باشه دیگه که طرفینی هست، بعد از آن حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ معلوم است. وَبَنَاتُكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ در اینجا میفرماید که: وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ 2:35 أَبْنَائِ عرض بشود که اخَوَاتُكُمْ 2:42 . عَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ . بله بَنَاتُ الْأَخِ وَبَنَاتُ الْأُخْتِ هست. أُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ خب نیست. وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ خب نیست. وَأُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ نیست. وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ نیست. این چند مورد که مُحَرّم است اردواج با آنها، مَحرَم هستند یا نه؟ خب اینجا چند مطلبه؛ یک مطلب این است که ما یک باب مَحرَمیّت داریم و یک باب مُحَرّمیَت داریم. در سوره مبارکه نور باب مَحرَمیّت مورد بحث است. و در سوره نسا مُحَرّمیَت مورد بحثه. پس در اینجا، حدثی که در اینجا ذکر شده است، حدس در بُعد مَحرَمیّت است ونه مُحَرّمیَت. اینها مَحرَمیّت دارند و بعدا ممکن است کسانی دیگر، هم مُحَرّمیَت دارند و هم مَحرَمیّت ولاکن بُعد مَحرَمیّت در اینجا ذکر شده 12 مورد و بُعد مُحَرّمیَت در سوره نسا ذکر شده و در سوره احزاب هم که 4 تا ذکر شده، اون مربوط به زمان پیغمبر است که اون جهت خاصی داره، اون خیلی ضرورت بحث در اینجا نداره ولو بحث خواهیم کرد. این یه مطلب. مطلب دوم؛ ما که نمیخایم از خودمون حرف بزنیم و باید از کتاب الله استفاده کنیم ولو اجماع کردند. اجماع کردند که هر مُحَرّمی، مَحرَم است و هر مَحرَمی، مُحَرّم است، اینو قبول نداریم ما. از خود کتاب الله چی بدست میاریم ما؟ ببینید، اینجا بیان اولا تدریجی است. در سوره مبارکه نور، مَحرَم ها را ذکر فرموده است، بعضی هارو به خصوص و بعضی هارو به وجه عام. به خصوص که ذکر شده است، عرض بشود که ﴿ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ ﴾ ﴿ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ ﴾ {نور: آیه 31}عام هست، تا اینجا خاص بود. تا اینجا که 10 تا بود خاص بود اما التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ ، عام هست. ﴿ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَىٰ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ ﴾ {نور: آیه 31}در باب مُحَرّمیَات ذکر نشده چرا؟ برای اینکه طفلی که غلبه ندارد در عورات النسا، نه علما و نه عملا، این مَحرَم هست خب مُحَرّم هم هست؟ نه، ممکن است با این طفل ازدواج کنه ولو در حالت طفولت یا بزرگتر بشود. پس این دو باب است در مقابل یکدیگر و بین این دو باب عموم به خصوص مِن وجهه است. بین مَحرَم و مُحَرّم دقت کنید آقایون، عموم به خصوص مِن وجهه، احیانا مَحرَم هست، مُحَرّم الازدواج نیست. أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَىٰ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ ، مَحرَم هست یا نه؟ ولی مُحَرّم الازدواج نیست. یا أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ ، مَحرَم هست یا نه؟ بله ولی مُحَرّم نیست. به عنوان نمونه عرض میکنم؛ این دو تا مَحرَم هستند ولاکن ازدواج با انها مُحَرّم نیست. رجلی که شهوت دارد و غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ است، رجلی که شهوت دارد و شهوت شدیدی نیست، این مَحرَم است با زن اگر از تابعین باشد. ببینید در سه بُعد است؛ یا شهوت ندارد یا شهوت 6:55 یا شهوت قویه. الْإِرْبَةِ شهوت قویه است. حالا درست دقت بفرمایید چون این بحث، بحث اصلی است که جای دیگر ما نمیبینیم، نه در رساله ها، تفاسیر یا جاهای دیگر. در تفاسیر که اصلا هیچ چون اونجا بحث آیات نیست. حالا ببینیدچون بین مَحرَمیّت و مُحَرّمیَت، عموم به خصوص مِن وجهه، بنابراین مَحرَمیّت در سوره نور ذکر میشود و مُحَرّمیَت در سوره نسا ذکر میشود، در بعضی ها با هماند(هم مَحرَماند و هم مُحَرّم) (مادر، مادر زن، خواهر، دختر، دخترخواهر، دختربرادر، عمه، خاله هم مَحرَماند و هم مُحَرّم الازدواجاند) گاهی اوقات مَحرَم است اما مُحَرّم نیست، که دوتارو عرض کردیم. أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَىٰ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ- أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ، اینها مَحرَم هستند اما مُحَرّم نیستند. 8:00 مُحَرّم باشد و مَحرَم نباشند. مُحَرّم است انسان با زنی ازدواج کند اما مَحرَم نیست، مثل زنان پیغمبر. مُحَرّم است موقع ازدواج ولی مَحرَم نیستن بلکه نامَحرَمتر از نامَحرَمهای معمولی هستند و موارد دیگر… یک مورد ذکر کنیم کافیه که مُحَرّم هست ازدواج با آنها ولی مَحرَم نیست و از جمله اگر انسان زنی دارد، میتواند با خواهر زنش در حالی که این زن را دارد ازدواج کنه؟ نه، مُحَرّم هست ولی مَحرَم نیست. پس در این 12 موردی که در سوره نسا ذکر شده مُحَرّمهارو. مُحَرّم ها قسمتی مَحرَماند و قسمتی مَحرَم نیستند. در سوره نور هم مَحرَمها، بعضی مُحَرّماند و بعضی مُحَرّم نیستند، بنابراین این جواب اول. اما جواب دوم که خیلی مهمه، عرض بشود که أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ ، ببینید رجال سه دسته هستند؛ 1: رجلی است که اصلا شهوت ندارد و راحته و محرمه هست دیگه، مردیست که شهوت نداره یا شهوت داره اما نمیتونه. من شهوت داره و نمیتونه رو عرض کردم که جز دسته دوم هست، حالت، حالتی است که فکر شهوت نمیتونه بکنه مثل یک پیرمرد 120 ساله که نمیدونه شهوت یعنی چی و شهوت جنسی برایش در کار نیست. یا شهوت جنسی به کلی نیست یا نه شهوت جنسی هست اما خراب شده وضعیتش، 20 سالشم هست هااا ولی بریدهاست یا فرض کنید بیضهاش را کشیدند یا چه. بلاخره شهوت جنسی هست اما وسیله انجام شهوت جنسی نیست، این دو تا. خب، سوم: مردیست که شهوت دارد اما قوی نیست یا درونیاش یا برونیاش، اینکه میگم درونی و برونی، حساب داره. مردیست که شهوت دارد و عادی است و زنان هم همینطور هستند، بعضی از زن ها هیچ شهوت ندارند بعضیام دارند که خیلی عادیه، بعضیا اصلا ازدواج نمیکنند. منتها در مردها شهوت بیشتره و در زنها این جریان کمتره. حالا دسته سوم مردانی هستند که شهوت دارند اما قوی نیست و دسته چهارم مردانی هستند که شهوت دارند و قوی هست. خب حالا؛ مُسَلّم اول رو میگیم و مسلم آخر رو بحث میکنیم؛ مُسَلّم اول: که شهوت ندارد یا شهوت دارد و وسیله هیچ ندارد، این دوتارو یکجا حساب میکنیم، این دو تا قطعا مَحرَماند. برای این که آخه مثلا نامحرم بودن برای چیه؟ برای این که به یه جایی برسد قریبا یا بعیدا، این نه قریبا و نه بعیدا و نه 11:38 این دوتا که یا شهوت ندارد یا شهوت دارد وسیله ندارد، این رفت کنار. آخری: کسی که شهوت قوی دارد، خب این مورد معینی هست که باید حجاب داشته باشد، اینم رفت کنار. حد وسط: وسط کسی است که شهوت دارد اما غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ است. چون الْإِرْبَةِ؛ الحاجته القویه، الْإِرْبَةِ از اربه، ارب جمع اربه، ارب یعنی حاجت قویه. اگر اصل حاجت بود میفرمود که 12:14 اربه اخذ است از شهوت، شهوت ممکن است ضعیف یا قوی باشد، اگر شهوت قوی است در نتیجه الْإِرْبَةِ است. غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ یعنی مرد است ، طفل نیست اما شهوت قویه ندارد. اونطور وفور ندارد که چشمش به هر جا بیفته بره صاحب بچه رو دربیاره، نه خیر این شهوت، شهوت عادیست و قویه نیست. این کسی که شهوت قویه ندارد اما شهوت دارد باز حجاب هست؟ چرا نباشد، برای اینکه اگر شهوت قویه باشد، اقرب الی الزِنا هست، اگر شهوت عادیه باشد، قریب الی الزِنا هست، چه قرب الی الزنا و چه اقرب الی الزنا هردو ممنوع است چون هردو مقدمات زنا هستند. اونی که بسیار بعید است و احتمالش ضعیف است و به حساب نمیاد، اون شهوت ندارد یا اگر شهوت دارد، وسیله اصلا ندارد اما اونجا که مادهی شهوت هست و وسیله اعمال شهوت هم وجود دارد، در اینجا اگر قوی باشد، قویا حرام است، بی حجابه. اگر ضعیف باشد، ضعیفا حرام است. کمااینکه زنا حرام است. شهوت قویهای که منتهی به زنا و درصدش زیاد است، حرام است کمتر. شهوت ضعیفهای که وصولش به زنا کمتر است، حرام است کمتر. دقت کنید که سه بُعد از محرمات است. مگر محرمات با هم مراحل ندارند؟ همانطور که واجبات مراحل دارند، محرمات هم با هم مراحل دارند. خب محور بحث کجاست؟ محور بحث؛ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ، دو تا قید هست، یکی تابعین و یکی غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ. اگر یکیش نباشه، فایده نداره. ببینید مردیست که شهوت دارد اما تابع نیست یا مردیست که تابع است و شهوتش قویه، ببینید اگر مردی که جز افرادی که در خانه تابع است و اصالت ندارد مثلا غلامه اما شهوتش قویه، ونجور قویه که تا صاحب خانه رفت حسابش پاکه که با گربه صاحب خانه هم ممکنه… چه برسه به دختر صاحب خانه. پس یکی از ای دو کافی نیست که مردی است که تابع است ولو شهوت قویه دارد، نه خیر مردی که شهوت قویه ندارد اما تابع نیست، خب اینم نباید بشه دیگه، شهوت عادیه، اما شهوت عادی رو میشود انجام بده، مانعی که تابعیت از جمله مانع هاست در کار نیست چون موانعی باید ایجاد کنند از برای زِنا(موانع درونی و موانع برونی) یکی از موانع درونی اینکه حجاب لازم است، این است که عفتی نداره. یکی از موانع دیگر این است که عفت دارد اما جلوی شهوتش رو خوب میگیره. یکی از موارد هم عفت ندارد و جلوی شهوت را هم میگیرد، خب این مانعی در کاره و جلویش را باید محکم گرفت. بلاخره موانعی است چه درونی وبرونی که باید جلوی زنا و عمل انحراف جنسی رو بگیره. حالا در اینجا دو قید فرموده، آیا میشود گفت که؛ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ اگر تابع باشد، مردیست که تابع است در خانواده و شهوت قوی هم ندارد خب تابع هم نباشه اگر شهوت قوی نبود، اشکالی ندارد! این اشکال داره چون دو قید داره در اینجا، دیروز مطلبش رو عرض کردم که راجب به مطلب یطاما. خب اونی که محور بحث است در اینجا این است که شهوت قوی ندارد، شهوت قوی نداشتن یکی از عوامل مَحرَم بودن است اما خودش تنهایی؟ نه باید تابع باشد چرا؟ برای اینکه تابعیت، این شهوت ضعیف را یک مانعی از برای بروزش ایجاد میکنه. پس دو مانع میشود؛ یک مانع شهوت قوی نیست، خود شهوت قوی نبودن مانع است از اینکه مقدمه نزدیک بشه ولی خود شهوت ضعیف هم کارهای ایست ولو صددرصد نیست ولی 50-40 درصداند، اگر جلوی این شهوت غیر قوی را هم چیزی بگیرد، اون چیز با شهوت غیر قوی موجب میشود که بُعد جوری پیدا میشود از جریان زنا که قابل توجه نیست بنابراین محرمیت ایجاد میشه. پس تابعین برچه مبناست؟ بر مبنای اینکه کسی که شهوت عادیه ضعیف دارد، در بعد دیگر از اتباع خانواده است و وقتی از اتباع خانواده است دیگه اون شهوت ضعیف را هم بسیار بعید است که اعمال کند(نوکراست خادم یا هر چیز خانواده است) اما جوری حجاب و فاصله هست بین ایشون و خانم یا دختر خانواده که خود این حجاب 17:25 قضیه عمل جنسی را دور میکند. ببینید اونجایی که تابعیت در جلوگیری کمک کند، اینو میخاستم عرض کنم. ببینید چنان که 17:51 در جلوگیری کمک میکنه یا نه؟ بله ولی کافی نیست. اضافه بر 17:57 شهوت، چیز دیگری مانند تابعیت در کار باشد، تابعیتی که شهوت غلیظه را نیز تقلیل کند کان لم یکون که خیلی بعید میکند جلوی زنا رو. خب حالا وقتی اینطور شد بنابراین چه لزومی دارد که تابع باشه؟ ممکنه تابع هم نباشه. تابع نیست، یک آدمی است که اصلا در این خانواده نیست ولی کسی است که وقتی وارد میشه در این خانواده، این اصالتی ندارد، موانعی در کار است که حتی اون شهوت قلیله را اعمال کند، چه موانع درونی و برونی، من عفاف رو عرض نمیکنم. از جمله موانع درونی؛ مادر زن، در این آیه که نیستش که، مادر زن بودن از موانع هست که نسبت به کسی که شهوتش قلیله، ونو داریم میگیم ما. نسبت به کسی که شهوتش قلیله، از موانع است 18:53 بالاتر کسی که أُولِي الْإِرْبَةِ مِن کسی که شهوتش قوی است ولاکن این شهوت قوی، مادر زن بودن طرف مانع هست یا نه؟ خب بله. دخترزن در صورتی که با زن عمل جنسی کرده باشد، بله یا فرض کنید، عمه خب بله، خاله بله، این 6 موردی که در آیه نسا هست از مواردیست که مانع به عنوان ارتباطه، به عنوان خویشاوندی نزدیکه. این عنوان خویشاوندی نزدیک مانعیتش قویتره آقایون یا اینکه نوکری باشه در خانه؟ نوکری بودن در خانه وضع را جوری میکند که اگر هم این بخواهد، دسترسی ندارد. اما کسی که شهوت دارد، ضعیفش که معلوم، حالا قوی هم باشه، شهوت دارد اما وضع ارتباط جوری است که اصلا فکر چنین کاری را نخواهد کرد، از شهوت میسوزه ولی به خواهرش نگاه نمیکند. آدمهای عادی را داریم عرض میکنیم، آدمهای استثنایی مطلب دیگری هست. در آدمهای استثنایی به مادرش هم نباید نگاه کنه و مادر هم باید حجاب کنه. ما استثنا عرض نمیکنیم بلکه به طور کلی داریم میگیم. آدمهای عادی و تربیت شده در تربیت اسلامی، چون خطاب به اینهاست دیگه(قُل لِلمومنین). مومنی که دارای ایمانه به مادرش اون نظر را؟ به زن پدرش نظر را؟ به مادرزن، خاله، عمه و… اون نظر را؟ پس این التَّابِعِينَ یا مقارنش یا بالاترش؛ مقارنش در جایی که همون اثری که تابعیت من الرجال دارند برای تقلید شهوت غلیظه هم که دور میکنند جریان جنسی رو به طوری که مورد احتمال هم نیست مگر 20:50 بدون استثناعیات. حالا مقارن تابع است، کسی است که مانع دیگری مانند تابعیت بر مبنای ایمان در کار است که اون مانع اضافه میشود بر مانع قوت شهوت، اینم باید محرم باشه. بنابراین عمه، خاله، مادر زن، زن پدر، مادر و دختر رضایی، عروس، اینهارو شامل میشه. اون 6 موردی که درآیه نسا هستو در این آیه نیست، همرو شامل میشه. سوال؛ آقا شما از تابعین نمیرید تجاوز کنید مگر نسب به غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ اما اگر أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ است، جوان 25 ساله که خیلی شهوتش قویست، در اینجا تابعین بودن کافی نیست فلذا اگر مردی نوکر شماست و دارای شوت قوی است، تابع بودن کافی نیست(یک عامله) بلکه باید دو عامل باشد. یک عامل شهوت کم و عامل دوم اضافه بر شهوت کم اینه که از تابعینه؛ بنابراین اگر چنانچه این تابعین غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ نیست یا تابعین غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ هست اما دارای الْإِرْبَةِ هست، شما چطور نسبت به عمه و خاله و اون 6 موردی که در سوره نسا است در اینجا میگیم محرمیته؟؟ تابعیت یک قدرتی دارد برای جلوگیری از عمل جنسی، ولاکن اَقوای از تابعیت چیه؟ تابعیت کسی که یک عضو فرعی در خانه است، این اثری دارد طبق 22:30 آیه. اما اگر بالاتر از تابعیت یک اثر قویتری درکار باشد، جبران اون شهوت قویتر را میکند، عمه اوست، خواهر، زن پدر و… اوست. ما نمیخایم اینجا حکم کنیم، میخایم بگیم زمینه. ببینید این زمینه است برای آیات نسا در دو بُعد؛ یک: آیات نسا همانطور که اشاره فرموده، شما بگید و ما 22:57 میکنیم. آیات نسا بحث مَحرَمیّت نیست، بحث مُحَرّمیَت است. ثانیا محور بحث در آیات نسا مُحَرّمیَت هست ولی مَحرَمیّت در ضمن نیست. مَحرَمیّت ضمنی رو ما از این 12 مورد استفاده میکنیم؛ یک موردش، مورد عام است که أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ این بالاتر از تابعین است، یعنی مانع قوی تری از تابعیت دارد که نه تنها جلوی شهوت عادی رو بلکه جلوی شهوت قوی را هم خواهد گرفت. بعد مراجعه میکنیم به آیات نسا. ما اینجا یک 23:33 عرض کرده بودم باز. ببینید خود مُحَرّم بودن مراحلی داره؛ یک وقتی ازدواج بین این زن و مرد مُحَرّم الی طول الخط از وقتی که متولد میشه(این بچه از وقتی که متولد میشه، مادر بر او حرام است تا بمیرد) این ملازم صددرصد است با مَحرَمیَت. یک جور،نه. از اول که موجود میشه،نه ولی از حالا به بعد که دارای این عنوان هست و این عنوانی که موجب تحریم ازدواج است، تا آخر عمر هردو هست. زنِ پدر، مگر این زن از روزی که متولد شد حرام بود؟ نه بلکه وقتی که زن پدر شد حرام است، این عنوان از وقتی که حاصل شد تا زمانی که او زندهاست و شما زندهاید، او حرام است ولو پدر طلاقش داده. پدر چندین سال است طلاق داده، شما یه ساله بودی، 6 ماهه بودی یا در رحم مادر بودی ولی وقتی که زن پدر شد و از وقتی که این عنوان آمد، این حرام است. اینجا ملازمت دارد با مَحرَمیّت. سوم، ملازمت ندارد، این عنوان مادامی که هست مُحَرّمیته ولی این عنوان از بین رفتنی هست(اُختُ الزوجه). مادامی که اُختُ الزوجه هست، حرام؛ وقتی زوجه رو شما طلاق دادی دیگه اُختُ الزوجه نیست. این مرحله سوم که مُحَرّمیت موقت است، ملازمت با مَحرَمیّت اصلا ندارد یا فرض کنید که رَبَائِبُ ، ﴿ رَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ ﴾ {نسا: آیه 23} خود نفس ربیبه بودن مُحَرّمه؟ رَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ 25:32 از وقتی که دختر زنی که با این زن همبستر شده، این دختر زن قبل باشه، حال و یا بعد باشه، حرام است. اگر این دختر از زن متولد شده(از یه شوهر دیگه) بعد از 20 سال شما این زن رو گرفتید، این دختر زن برشما حرام است به شرطی این که عمل جنسی انجام شده(صحبت قبل و بعد و… نیست) این قضیه مادامی نیست، این دختر زن شد و این قید دوم که دَخَلْتُمْ بِهِنَّ هم شد، این تا آخر عمر که از بین نمیره و لاکن اونی عناوینی که از بین میره چی؟ چون بعضی عناوین اول نیمه کاره هست(دختر زن) بعد تمام کاره میشه مِنْ نِسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ بعد میره تا آخرش. بعضی عناوین هست که راست و حسابی از حالا هست، از حالا تحریم میکنه ولی بعدا عنوان میشود، از بین میره مثل خواهرِزن در اونجا مَحرَمیّت میاد. در کجا مَحرَمیّته؟ در آنجا که صددرصد از اول تا آخر مُحَرّمه و خود این مُحَرّم بودن جلوی شهوت رو میگیره. مثل تابعین، عمده این است که جلوی این شهوت (زیاد یا کم) گرفته بشه. اگر چنان چه این مُحَرّمیت الی طول الخط باشه، به طور کلی مایوس است از اینکه بتواند با زن ازدواج کنه ولاکن این موضوع در بُعد ایمانی و بر محور یا ایها الذین امنوا، نظر شهوتی که جاهای بد برسه، این نخواهد داشت. بنابراین این مُحَرّمیت در سه بُعدش، مُحَرّمیت ازدواج زن در سه بُعدش؛ در بعد اول قطعی و خیلی روشن که از اول تا آخر اینها مُحَرّماند پس مَحرَماند از اول تا آخر. در بُعد دوم از وقتی که عنوان حاصل بشود تا آخر چون عنوان ظاهر نمیشه ودر بُعد سوم عنوان حاصلی میشود و بعد از بین میرود. نمیشود گفت وقتی عنوان حاصل شد، در اینجا عرض شود که مُحَرّم و عنوان که از بین رفت در اینجا مُحَرّم! مثل چی؟ مثل اُختُ الزوجه، این هم یک تفسیری که عرض کردیم. حالا پس موارد 6 گانهای که از 12 مورد سوره نسا، مُحَرّم بودن ذکر شده، موارد مُحَرّمهای که در بُعد اول است یا دوم، سوم نه هااا(یکی از اون موارد وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ هست دیگه، که اون نه) موارد در بُعد اول که مادر زن که شد تا آخر مادر زن توجه میفرمایید این دومی، مواردی که در بُعد اول است، از اول تا آخر این حرام است(عمه از اول حرام است، خاله از اول خاله هست) این عناوینی که از اول تا آخر هست، این جز مَحرَم هاست. و اون عناوینی که از اول حاصل شد تا آخر عمر قابل زوال نیست جز مَحرَم هاست اما عناویی که ایجاد میشود و بعد قابل زواله(قبل از اینکه شما بری زن بگیری این اُختُ الزوجه نبوده و بعد که زن رو طلاق دادی این اُختُ الزوجه نخواهد بود، اول نبوده و آخر هم ممکن است نشه) در وسط که در این سومی جز مَحارم اصلا نیست، هیچ کس هم نمیتونه بگه و هیچ روایتی و هیچ اشاره آیه ای ما در این زمینه در کار نداریم. حالا مورد دیگر ﴿ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَىٰ عَوْرَاتِ النِّسَاءِ ﴾ {نور: آیه 31} ببینید اصولا اطفال کجا زندگی میکنن؟ در خانه پدرو مادر دیگه، پس تابعین هستند. ممکنه کسی اینطور بگه؛ طفلی که علم و قدرت شهوانی بر عورات النسا دارد(قویاش که معلوم) حتی ضعیفش رو هم دارد این چرا باید مَحرَم باشه؟ میگیم خب اگر ضعیف دارد(از رجال که بالاتر نیست که) ولاکن اگر میداند و میتواند که ظهر علیه جمع بین دانستن و توانستنه، این قطعا نامَحرَمه، چرا؟ برای اینکه هم میداند و هم میتواند، اینجا تابع بودن کافی نیست مگردر یک صورت اگر بداند و بتواند و شهوت عادی باشد، آیا این طفل تابع در خانواده هست یا نه؟ بله. پس خود این تابعیت ضمیمه میشود با شهوت کم، این رو از جمله قبلی که أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ استفاده میکنیم. بنابراین میشه مرد 50-60 ساله مَحرَم باشه ولاکن پسر 10-11 ساله نامحرم باشه، پس منات محرم بودن ونامحرم بودن عبارت است از اینکه شهوت قویه یا ضعیفه و بتوانه مانعی در کار نیست. ﴿ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ ﴾{نور: آیه 31}الی آخر بعد میریم به آیات نسا. سوره نسا، آیه 22 ﴿وَلَا تَنْكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُمْ مِنَ النِّسَاءِ﴾ اینجا مَا نَكَحَ که در بحث اصلی خودش که خواهد آمد و قبلا بحث کردم، نَكَحَ ؛ اعم است از عقد و عمل جنسی یا هردو حتی اگر پدر با یک زنی زنا کرد، اونجا حق ندارید شما با اون زن ازدواج کنید، پس پدر زن فقط نیست. زنی که پدر با او کاری انجام داده یا فقط عقد کرده و کاری انجام نداده، هر دوتاش شامله البته این عدلهاش بعد خواهد آمد. ﴿ وَلَا تَنْكِحُوا مَا نَكَحَ آبَاؤُكُمْ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۚ إِنَّهُ كَانَ فَاحِشَةً وَمَقْتًا وَسَاءَ سَبِيلًا ﴾ {نسا: آیه 22}استفاده میکنیم 33:38 حرام بوده. آخه بعضیا 33:40 حلاله که در شریعت قبلی حلال بوده این نه خیر، این 33:44 هم حرام بوده. اگر عرض شود که زنان پدران رو به ارث میبردند، این طور بود دیگه، حتی زنان پدران را به ارث میبردند همانطور که مالش به ارث میرفت اون هم به ارث میرفت. (حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ) تا آخر آیه، البته بحث عمیقی که مربوط است به جهات گوناگون آیه، این باید درونش بحث بشود. ما فقط جهت محوریت اصلیمون در اینجا مَحرَمیته و اینجا هم آیات مربوط به مُحَرّمیَت است که مُحَرّمیَت در دو بُعد اول، مَحرَمیت ایجاد میکنه. حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهَاتُكُمْ وَبَنَاتُكُمْ تا اینجا که در اونجا بود. وَأَخَوَاتُكُمْ وَعَمَّاتُكُمْ وَخَالَاتُكُمْ اینجا نبود. وَبَنَاتُ الْأَخِ بود. وَبَنَاتُ الْأُخْتِ بود. أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ نبود. أُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ نبود. بعضیا گیجاند که به قرآن هم مراجعه میکنند و میگویندکه پس مادر زن چرا ندارد در قرآن که محرمه؟ مادر زن چه گناهی کرده است که در قرآن ندارد محرمه خداوند در 12 محرم، حتی اون مرد فلانی که تابعین به غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ است. اونو فرموده است که محرمه اما مادر زن رو، آیا رجال التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ بیشتراند یا مادر زن بیشتر است. عرض کردم که یک جا بحث مَحرَمیت است و یک جا بحث مُحَرّمیَت است و این مانعی که نسبت به مادر زن است، مانعی است که اقواست از تابعیت غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ. ﴿ أُمَّهَاتُ نِسَائِكُمْ وَرَبَائِبُكُمُ اللَّاتِي فِي حُجُورِكُمْ مِنْ نِسَائِكُمُ اللَّاتِي دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَّ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ ﴾ {نسا: آیه 23} آقا! قران35:30 دارد فَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ در چی؟ در ازواج کردن با این دختر نسبت به دختر زنی که با اون زن همبستر بوده. شما 35:40 . این قید نه در قرآن هست و نه در سنت. نه در قرآن این قید هست که حتما این زن را باید طلاق بدی، و بعد دخترشو بگیری و نه در سنت، شما از کجا این حرف رو میزنی؟ 35:51 حَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ اونجا البته هست، چرا؟ برای اینکه اونجا چی فرمود؟ عرض بشود که در سوره نور؛ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ از طرف مذکر و در اینجا حَلَائِلُ أَبْنَائِ یعنی زنِ پسر، البته زنِ پسر صلبی چون الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ ، آیه چی میفرماید؟ میفرماید زنِ پسر رضایی هم، اینو عرض کردم که دو تا غلط داره؛ یکی پسر رضایی غلطه چون حرمت رضایی در ازدواجه (مرد که با مرد ازدواج نمیکنه) و ثانیا قرآن 36:34 کرده است که؛ أُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ بله حَلَائِلُ أَبْنَائِكُمُ الَّذِينَ مِنْ أَصْلَابِكُمْ وَأَنْ تَجْمَعُوا بَيْنَ الْأُخْتَيْنِ إِلَّا مَا قَدْ سَلَفَ ۗ إِنَّ اللَّهَ كَانَ غَفُورًا رَحِيمًا بعد یه نظری میکنیم برآیات سوره حجرات و بحث حجاب رو به یه جایی خواهیم رسوند. پس تتمه بحث نکاح را انشالله ادامه خواهیم داد…