بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صل الله علی محمد و علی آله الطاهرین
اللهم صل علی محمد و آل محمد
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و من ثمرات النخیل و الاعناب تتخذون منه سکرا رزقا حسنا الا فی ذلکم لآیه لقوم یعقلون این محور استدلالات فقهی و غیر فقهی ازنظر اسلام دو پایه دارد که پایه اصلیش قران است و پایه فرعی و حاشیه ای سنت است این فرع که بین علما مشهور است و یا اجماع است و یا اطباق است بین شیعه و سنی و مخصوصا شیعه که اب انگور غلیان شده نشده نجس و حرام است یا فقط حرام است این نه دلیلی از کتاب دارد و نه دلیلی از سنت. بلکه ادله کتاب نصا و ظاهرا و ادله سنت در غیر روایات شیطان که خواهیم خواند دلیل است بر حلیت تا چه رسد طهارت.
این تتخذون که دارای هفت بعد است چون قبل از ابعاد یتخذون اخذ است و نه اتفاق تتخذو این تتخذون دارای هفت بعد است حالا ما راجب انگور داریم بحث میکنیم ازقضا نوعا هم علما که فتوای نجاست و حرمت یا فتوای حرمت فقط داده اند روی اب انگور است روی عرض میشود که خرما کمتر فتوا حالا ما روی این بحث بحث میکنیم. انگور قبل از اینکه ابشو بگیرن اتخاذ نیست اخذ است اخذ است در موقعی که برگشو میگیرن اخذ است موقعی که غورش میگیرن استفاده میکنن اخذ است هنگامی که انگور را میخورن عرض میشود که ولکن در مراحل بعدی که از اب انگور شروع میشود اتخاذ است روی این اتخاذ مراحلی دارد.
اتخاذ اول اب انگور گرفتن است اتخاذ های هفتگانه که اولش اب انگور است بعد جوشاندن است مرحله جوشاندن که مرحله دوم است یا جوشیدن است که شربت اب انگور درست کنن این دو مرحله مرحله سوم جوشیدن است که خوشاب درست کنن مرحله سوم نبیذ درست کنن که مسکر است مرحله چاهارم خمر درست کنن مرحله پنجم سرکه درست کنن مرحله ششم شیره درست کنن و مرحله هفتم هم خوشاب درست کنن این مراتب بله پختن هفت مرحله دارد حالا یکیشو اگر فراموش کردم این مراتب چندگانه ایست که راجب
حالا این اتخاذ یا در بعد لاایمان است یا در بعد ایمان اتخاذ در بعد لاایمان تتخذون منه سکرا است و اتخاذ در بعد ایمان و رزقا حسنا سوال چرا اتخاذ در بعد لاایمان جلو افتاد تتخذون منه سکرا و اتخاذ در بعد ایمان عقب افتاد و رزقا حسنا؟ یکی از جوابهای این چرا اینست که مخاطب تتخذون اکثرا کفارن آیات قران که نازل میشد و مخصوصا در عهد مکی مگر در عهد مکی تا وقتی که هجرت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم از مکه شروع شد به مدینه حدود هشتاد نفر مسلمان بودن اون هشتاد نفر مسلمان هم عمرشون ابابکرشون عثمانشون معاویشون کیشون کیشون اینا محتاج به شرب خمر بودن تا ایه مائده نازل شد و هل انتم منکحون قال عمر انتحینا انتحینا حالا هشتاد نفر مسلمان در خطاب این ایه مکی تتخذون در عهد مکه هشتاد نفر مسلمان کجا و صدها هزار برابر هشتاد نفر مسلمان که یهود و نصاری و مشرکین و ملحدین و موحدین غیر کتابی بودن.
بنابراین ازنظر کثرت جمعیت اون موقع و حالا و همینطور در اون موقع اکثریت جمعیت اکثریت با لاایمان ها بود کسانی که مسلمان نبودن و بعدا هم همینطور حالا هم همینطوره بنابراین کاری که اتخاذی که اکثریت مکلفین انجام میدادن بهنگام نزول ایه و بعدنم انجام میدهند و میدهند تا دولت مهدی صلوات الله و سلام علیه که قضیه درست برمیگردد بنابراین جلو افتادن سکرا به حساب اکثریت افراد است این یک.
جهت دوم جهت دوم در این خطاب که اکثریت مخاطبین غیر مسلمین هستن و اقلیت بسیار قلیل غیر مسلمین هستند برای مماشات اتخاذ غیر ایمانی را جلو انداختن که تتخذون منهم سکرا و رزقا حسنا که اتخاذ ایمانیست و یا اتخاذ ضد ایمانی نیست که مسکر نیست نه در بعد خفیفش که نبیذ باشد و نه در بعد شدیدش که خمر و شراب باشد عرض میشود که اتخاذ یا ضد ایمانیست یا ایمانی هست که رزقا حسنا است عقب افتاده بنابراین این سوال دیگه برطرف میشه چون نفرمود که تتخذون منه رزقا حسنا و سکرا بعد اول اینه
سوم ایا قصد کل کسانی که از اب انگور اتخاذاتی میکردن قصد عمقی اولی گرانبهاتر مرغوبتر همگان منهای نقش برازنده اینا چیه؟ خمره گرونتره باغ انگور دارد خماره باغ انگور دارد کمتر انگور میخورد سرکه نمیخوره اصلا خوشاب نه شربت انگور نه شیره نه چه نه فقط نبیذ و عرض میشود که خمر. مثل اون قضیه اون کسی که میگفتن خادم مسجد بود و مسجد چندتا باغ انگور داشت اشخاصی میامدن در این مسجد که میدیدن چنتا خمره است و گفت خمره ها چیه گفت خمره ها اینست که انگورا رو میندازیم و خمر میکنیم میفروشیم گفت چرا؟ گفت برای اینکه به نفع مسجد بیشتره خمر بیشتر میخره گرونتر میخره
حالا اتخاذی که در بعد لاایمانی میشود از اب انگور نقطه اولای درخشان عمقی اصلی بیشتر برترش در بعد لاایمانی حتی در بعد کسانی که آغاز ایمانشونه چیه؟ خمره نبیذ است و لذا تتخذون منهم سکرا اما در بعد ایمانی که مسئولیت ایمانی داشته باشد در بعد ایمانی اولین اتخاذ از انگور چیست؟ آب انگور سوال ایا کسانی که باغ درخت انگور دارند و میوه انگور دارند همشون انگور دارند برای فروش یا نخیر معمولا خانه ها در جاهایی که درخت درمیاد درخت انگور دارن درخت انگورها در خانه هایی که برای تجارت نیست ده ها برابره جاهاییست که برای تجارته. کسانی که انگور برای تجارت برای فروش دارند طبعا اتخاذشون برای خوردن اب انگور فقط نیست برای شیرس برای عرض میشود که مویز است برای کشمش است برای فرض کنید که شربت است برای چیزای دیگر.
حالا درمیان اتخاذهایی که از اب انگور سرجمع میشود اتخاذ دارد اب انگور دیگه تتخذون منه سکرا و رزقا حسنا منه از انگور اتخاذ اولی که میشود چیه؟ گاه انگورو میخورد اتخاذ نیست گاه انگورو میزارد کشمش میشود اتخاذ نیست گاه قبل از انگور غوره میخورد اتخاذ نیست اتخاذ یعنی وضع را الک کردن و کاری روش انجام دادن. حالا اولین اتخاذی که از انگور شود اب انگور را گرفتنه حالا کسانی که میوه انگور دارن و از خوراک انگورشون اضافس چه کنن؟
دو حالت یا کسانی هستن که باغستان های انگور دارن و خیلی زیاد است چون مصارف دیگر یا نخیر کسانی هستن که هم از خوردن انگور اضافه است و هم برای فروش دیگه نیستن برای فروش برای شیره کردن برای سرکه کردن برای چه خوشاب کردن برای چه کردن آماده نیستن ایا اتخاذ دوم اول اینها چیه؟ اب انگوره بعد بعد اتخاذ آب انگور اب انگورو که استفاده میکنن خود آب انگور رو بخورن خب یه روز بمونه خراب میشه پس بهترین اتخاذ در بعد دوم این است که اب انگور را مقدارکی بجوشانند که بر اثر جوشاندن خراب نشود مهم استفاده اتخاذی در میان ابعاد هفتگانه در درصدی که نود درصد یا بیشتر یا کمتر است از کسانی که انگور دارند بعد از خوردن انگور که اخذ از استفاضیست بعد از خوردن غوره که اخذ از استفاضیست بعدش اب انگوره اب انگور که نمیشه همش اب انگور خورد که اب انگورو یه روزه میخوره انسان روز بعدچی روز بعد چی؟ بنابراین جوشاندنیست
حالا اگر فتوا چنین باشد که اینطوره که اگر اب انگور را بجوشانند و یک لحظه قل بزند ولو یک درصدش کم شده دو درصدش کم شده ده درصدش کم شده پختن اگر درصد مختصرش کم بشه این نجس و حرام میشود یا نجس نباشه حرام میشود در این صورت در بعد رزقا حسنا اونیکه اوسر است اونیکه بیشتر دم دست است اونیکه بیشتر مورد احتیاج است اون حرام شده پس احسن ارزاق و اوسر ارزاق و دم دست بودن ارزاقی که مستخذ است از انگور که اب انگور است که بجوش میاد همه شیره نمیخوان که همه سرکه نمیخوان به سرکه نمیرسه به شیره نمیرسه به خوشاب نمیرسه به چی نمیرسه یا همه نمیخوان اونیکه میخوان شربت انگور بهتر از سرکنجبین بهتر از چی بهتر از چی شربت انگور از کسی که چنتا درخت انگور یه درخت انگور دو درخت انگور سه درخت انگور در خانش داره و اینجور نیست که تمام انگورها رو بخورن رو این حساب این صدمه بزرگیست از نظر رزقا حسنا که استفاده از اب انگور بعنوان اتخاذ میشه در بعد قرانی اینطور. در بعد روایات
روایات عرض کردیم اگر چنانچه این روایات دلالت هم میداشت برخلاف نص قران یا ظاهر مستقر قرآن بود اما روایات دلالت نداره بلکه باعث افتضاح است یعنی فضیحتی که در جعل روایات و نقل بی محابای روایات اقایون محدثین و متحدثین انجام دادند فضیحتیست که اگر کسی به اسلام واقعی قرآنی آگاهی نداشته باشد اصلا کلا فاسد میشه. روایت عرض کردیم صفحه از صفحه دیویست و بیست و سه جلد هفدهم عرض میشود که وسایل الشیعه نوشته است باب عنوان باب تحریم العصیر العنبی و التمری و غیرهما اذا غلی تو زمان اذا غلی و لم یذهب ثلثاه و اباحته بعد ذهابهما بدون سند سند میخوام چیکار سند یا خوبه یا بده سند خوبم باشه بدتر میکنه قضیه رو که دست اشخاص خوب یه مرتبه خیلی برخلاف عقل است و خلاف چی است نقل کنن
عن عبدالله ابن ستنان عن ابی عبدالله علیه السلام قال کل عصیر اصابته النار فهو حرام این ندارد که بجوشد شدید اقایون میگن که یشتد ولا نخیر اصابته النار اتش بهش برسد یعنی شما یک دیگ اب انگور کنید و زیرشو اتش روشن کنید مقداری هم گرم شه اصابت النار شد یا نه؟ اصابه ای که ندارد که اصابه پنجاه درصد اصابه شصت درصد اصابه صددرصد اصابه ای که نصف کند اصابه ای که ربع کند نخیر کل کل ایه کل عصیر اصابته النار یا اگه میخوای مطلبو بگید بگید کل عصیر ولا بالنار یشتد یشتد علی کل عصیر اصابته النار فهو حرام حتی یذهب ثلثاه و یبقی ثلثه. پس خوشاب حرامه خوشاب حرامه اب انگوری که مقدار مختصری بش حرارت برسه ولو به درجه بیستم باشه درجه دهم باشه درجه پنجم باشه درجه یکم باشه درجه باشه اصابته که نیست اصابته النار صرف اصابت قل نداره بله قل نداره تا چه رسد قل شدید و یبقی ثلثه فی این حرم و رواه الشیخ باسناده عن الحسن ابن محبوب مثله ولکن حسنه حالا این
دومی عن ابن محبوب عن خالد ابن جریر عن ابی الربیع الشامی قال سالت ابا عبدالله علیه السلام عن اصل الخمر کیف کان بدع حلالها و حرامها کی آغاز شد حلالش از حرامش و متی اتخذ الخمر فقال ان آدم لما اهبط من الجنه اشتهی من ثمارها فانزل الله علیه قضیبین من عنب شاخه انگور فغرسهما کاشت شیش ساعته کاشت برحسب روایات زیادی ادم شیش ساعت ادم و حوا فقط شیش ساعت در این جنت بودن خیلی عجیبه ها برحسب تدافر و یا تواتر روایاتی اگه بخوایم روایات قبول کنیم ادم و حوا شیش ساعت ادم ادم بود و حوا حوا بود در اثر این شیش ساعت موندن گول شیطانو خوردن و قل لهو شد شیش ساعته این شاخه ها انگورو کاشتندو درومد
حالا فانزل الله علیه قضیبین من عنب فغرسهما فلما ان اوراقا و اثمرا و بلغا دادن ثمر دادن رسید انگور جاء ابلیس شیطان اومد فحاط علیهما حائطا دیواری دور این دو درخت انگور کشید مال خودشه دیگه فقال ادم ما حالک یا ملعون ملعون چته اینو ما کاشتیم مال ماست تو اومدی دیوار کشیدی که چی قال فقال ابلیس انهما لی این دو درخت انگور مال منه همش قال کذبت دروغ میگی فرضیا بینهما بروح القدس مگه ادم سرش نمیشد که شاخه ای که خدا فرستاده برای شیطان نفرستاده برای ادم فرستاده دوتا شاخه انگور که خداوند به فرستاده برای ادم و حوا ادم کاشته در زمین جنت کاشته زمین جنتم مال شیطان نیست مال خداست و خدا اجازه میده بکاره خب این ادم دیگه پرکن نمیخواد دیگه میدانه تو کوزش که من کاشتم حالا خودشون میکن که خرابش کنن عرض میشود که بله فقال ادم ما حالک یا ملعون فقال قال فقال ابلیس انهما لی قال کذبت فرضیا بینهما بروح القدس جبرئیل حاکم باشه فلما انتهیا الیه
روح القدس قص ادم علیه قصته فی فاخذ روح القدس ضغثا من نار اتیشی گرفت فرمی به علیهما اتیشو انداخت رو درخت انگور جالبه ها اتش انداخت رو درخت انگور بابا میسوزه درختارو نه اینکه میشه البته این کسی که جعل کرده حواسش پرت نبوده پرته نمیدونسته چی بگه اصلا فاخذ روح القدس ضغثا من نار فرمی به علیهما و العنب فی اغصانها انگور هنوز در شاخه هاس و عرض میشود که روح القدس اتیشی گرفت اولا روح القدس چرا اینکارو کرده کاری کرد بشه اضطراب شیطان بنابراین همینطور انگور نمیتونه بخوره چون دوتاش شیطانه دیگه اگر انگور در حال انگور بودن بعد بازی سرش دراورد اونم بازی که بنام روح القدس و به شهوت و اشتها و ادعای ابلیس باشد بنابراین انگور در حال انگور بودن نباید بخورد ادم باید که آتش بهش نزدیک کنن سلطین بشه بسوزه بخار بشه که شیطون بخورد یه که بی بخار است عرض میشود که ادم بخوره میخوره
بله ازین میترسن و میترسن از غیبت نمیکنم عرض میشود که حتی ظن ادم انه لم یبق انقد این اقا انگورایی که به خوشس اونوقت درخت انگورم زود آتش میگیره درخت انگور خوشه های درخت اصلا یه دونس اگر درخت انگور را اتش بزنی دیگه میره و درخت ازبین میره و اون اتش میگیره حالا حتی ظن ادم انه لم یبق منه و ظن ابلیس مثل ذلک هم ادم و هم ابلیس اصلا ازبین رفت کلا قال فدخلت النار حیث دخلت و قد ذهب منهما ثلاثهما از چیا از بین رفتن انگور از درختا یعنی از درخت از برگ از ریشه از شاخه از انگور بنابراین شما از برگ انگور باید بچینی شیطان بخوره این نصفش خورد از چوب انگور شیطان اش درست کنه یه سری شما از خود انگور یه سری شیطان بخوره یه سری شما همش و بقی فقال الروح اما ما ذهب منهما فحظ ابلیس اونی که دبه کرده این
مثل اون قضیه میگن یه عربی با یک عجمی شرکت کردن در خریدن یه مرغ عجمه خواست سر عربه کلاه بذاره گفت اقا شما عربیدو با قرآن محشوریدو روحانیت بر شما قوی دین بر شما قوی بیاید این مرغو بکشیش نصف من نصف شما بیاید این مرغو تقسیم روحانی کنیم گفت چطور؟ گفت این مرغو کشتین روحش مال شما جسمش مال من کشتن کشتن روحش که از دررفت عربه گفت حالا قضیه اینجاست عرض میشود که حالا این دو ثلث که رفته بابا این دو ثلث که رفته خمر شده رفته ما تجب میکنیم واقعا این دو ثلث که بخار شده رفته چیه؟
این بخارایی که رفته بخار نجسه اقا بخار بول نجسه بخار غائط نجسه بخار دهن سگ نجسه بخار خون نجسه نخیر بخار نجس نیست هیچ کس نمیگه نجسه اقاجان این وقتی که جوشید دو ثلث یک ثلث باقی مونده حق ادمه دو ثلث حق شیطونه دو ثلث دیگر که نیست اگرم هست بخار هواست اگر بخار هوا رو انسان بتوند بخوره که حلاله نجس نیست حرام نیست بخار عبث حرام نبست بخار بول حرام نیست بخار غائط حرام نیست بخار بله در هرصورت عرض میشود که فقال الروح اما ماذهب منها فحظ بازی درمیارن وما بقی فلک یا آدم و بالاسناد عن الحسن ابن محبوبه
حدیث سوم ما که نمیخوایم کنیم خودشون خودشونو میکنن خودشون خودشونو میکنن با این حرف مزخرف که به امام صادق نسبت میدن مظلومترین افراد ائمه ما هستن و رسول الله و خدا نمیگه مظلوم ولی چیکار کنیم سوال همشو از ابی عبدالله علیه السلام عن ابراهیم عن ابی عبدالله علیه ااسلام قال ان الله لما اهبط ادم اینجا چه بود اینجا جبرییل اینجا اونجا که تو بهشت خدا دو شاخه انگور فرستاد تو بهشت عرض کردم شیش ساعت درومد اینجا فعلا ان الله لما اهبط ادم امره بالحرث و الزرع سوال تو بهشت انگور نبود بود فیها ما تشتهی الانفس ولکن اعین انگور انگورتر در بهشته انار انار تر در بهشته سیب و گلابی سیبوگلابی تر در بهشته نبود یا بود نه بهشت ابدی نبود بهشتی که ادم بود این بهشتی که ادم بود خیلی بهتر از این دنیاست برحسب آیات ان لک فیها فیها ولا تضها ولا عرض میشود که ولاتعری یعنی از اوصاف جسمانی اون باغیست که در عرض میشود که عالم در اینجا باشه خب در اونجا انگور بود انار بود ایا اون انگور رو بلا سرش درنیاوردن یا ادم نخورد یا ادم اشتها نداشت قال ان الله لما اهبط ادم امره بالحرث و الزرع و طرح علیه غرسا من غرس الجنه فاعطاه النخل و العنب یک شاخه نخل یک شاخه عنب و الزیتون و الرمان از جنت آمده اینایی که تو داری میفرمایی از جنت امده چرا
حالا فغرسها لعقبه و ذریته فاکل هو من ثمارها خورد از ثمارش خورد یعنی از انگورم درسته خورد از درسته خورد همرو خورد اون دوتارم خورد خورد فقال ابلیس اتعذن لی ان آکل منه شی این عذن برخوردنه این حرامرو که خورده اصلا برمبنای حرام باشه دیگه دو ثلث حرام باشه دو ثلث بخار شده دو ثلث انگور هنوز بخار نشده باید حرام بشه این دو ثلث در هر سه ثلث باید حرام بشه در حالی که انگور است حرام بشه در حالی که بخار شده حرام بشه در حالیم که عرض میشود که عرق میکنن حرام بشه
فقال ابلیس اعذن لی ان آکل منه شیئا فابی ان یطعمه شیطون حق نداره بخوره چون مال ادمه فجا عند اخر عمر ادم آدم که برحسب روایات صدها سال عمر کرد صدها سال این دو ثلثی که مال شیطان است ادم و حوا و ذریه اش که در هزارها صدهزارها باشن همه خوردن فجا این لغت بلد نیستن حدیث جعل کنن اخر عمر اول عمر اخر عمر اخر عمره فجا عند اخر عمر ادم فقال لحوا قد اجهدنی الجوع و العطش شیطان گفت من گرسنگی دارم میمیرم و تشنگی دارم میمیرم آخر عمر یعنی صد سال دیگه چقد مونده یعنی فقط ابش اب انگور بوده اون دو ثلث بوده اون دو ثلث حرام بوده و غذاش هم بوده مثلا یعنی در این صد و چند سال شیطان هیچی نخورده حالا اخر عمر ادم امده میکند و ادم و حوا اونم بعددا بود فقال لحوا قد اجهدنی الجوع و العطش ارید ان تذیقینی من هذه الثمار بابا اجنه نمیخورن غذای زمینی شیطان نمیخوره کان من الجن فقذ ربه جنم عرض میشود موجود لطیفی هستن اینا خوراک دارن غذا دارن اشامیدنی دارن لباس دارن مسکن دارن نکاح دارن طلاق دارن ملاق دارن همه چی دارن نمیخورن اصلا یا میخورن نمیکنن
قد اجهدنی الجوع و العطش ارید ان تذیقنی من هذه الثمار فقالت له ان ادم عهد الی ان لا اطعمک شیئا ادم در موقعی که نزول بر ارض کرد رسول شد یا نه رسول شد وعصی ادم ربه فغوی ثم اجتباه ربه فتاب علیه اینجا اخر عمر آدمه اخر عمر رسوله یا نی اخر عمر آدمه اخر عمر رسول هست یا نیست اخر عمر که قطعا رسول است آیا عهد کرده است با حوا که اطعام نکند به ابلیس از این انگور چیزی این صدق وحی است یا صدق است صدق وحی رسول رسول که تحریم میکند چیزی رو بر دیگران یا واجب میکند یا تحریم میکند بر دیگران رسول بعنوان رسالت است یا اون عصا باقیه اثرهم این نیستش که نه یکی نه دوتا نه سه تا فقالت له ان ادم عهد الی ان لااطعمک شیئا من هذا الغرس و انه من الجنه از بهشته فضای بهشت پر از شیطان نیست ولا ینبغی لک ان تاکل منه فقال لها فاعصری منه فی کفی شیئا یه مقدار از اب انگور بچکون تو دستم حالا انگور داری بچلون فابت علیه فقال ذرینی امصه بیا بکن حالا تو دلت نمیاد که بچلون دستم بیا بکن و لاآکله نمیخورم نمیخوام خوردنی ولا آکله فاخذت عنقودا من عنب
یک شاخه انگور را حوا گرفت فاعطته فمصه ولم یاکل منه ولم یاکل منه لما کانت حوا قد اکدت شیطون حرف حوا رو گوش داد معلوم میشه شیطون مقلد حوا بوده حرف حوا رو گوش داده فلما ذهب یعض علیه اجتذبته ابواب شیطان بوسید خواست گاز بگیره فوری حوا دمشو گرفت فاوحی الله الی ادم ان العنب قد مصه عدوی مگر دشمنان خدا حق خوردن روزی خدا رو ندارن پس تمام یهود تمام نصاری مال خودشون بر خودشون حرامه اگر مال خودشون بر خودشون حرامه پس بنابراین مسلمونا باید تمام اموال مشرکین و یهود و نصاری و کفارو باید بگیرن چون میشه تبعیض میشه حرامه بابا مگر هو الذی خلق لکم ما فی الارض جمیعا کم فقط مسلمونا هستن اعدا خدا دشمنان خدا محبین خدا همه طبق کاری که میکنن حق دارن که مزد کارشون و اجر کارشون رو بخورن حالا کافر کافر باشه خب این چه دلیلیه که ان
فاوحی الله الی ادم ان العنب قد مصه عدوی و عدوک ابلیس و قد حرمت علیک من عصیره الخمر اگر اون چشیده است دو ثلث چشیده یا چشیدن مقداریه ثانیا اگر او چشیده اگر کسی رفت به اسکناسای اقا که از امام بدست امده و حق داره صبر کنه اگر کسی پس این حرام میشه دیگه اره دیگه اگر کسی رفت به خمره سرکه شما بندازه یک کاسه از سرکه شما خورد که حرام پس سرکه حرام اینطور میشه و بقیه بعد
ان العنب قد مصه عدوی و عدوک ابلیس و قد حرمت علیک من عصیره الخمر ما خالطه حسین داره آقای شیخ آملی چرا حسین آوردی بنده خدا مگه حواست جمع نیست اگر اب انگورو بجوشانند یک چند دقیقه ای یه درصدش دو درصدش پنج درصدش ده درصدش بره اینکه خمر نیستش که این نبیذم نیست چرا روایت رو خواستی روایت زیاد کنی وقد حرمت علیک من عصیره الخمر ما خالطه نفس ابلیس فحرمت الخمر لان عدو الله ابلیس مکر بحوا اگر عدو لا ابلیس بحوا مکر نکرده بود و نچشیده بود و نجوشیده بود خداوند خمر را حرام نمیکرد اره دیگه چون ابلیس چشیده و شده بنابراین حرام است اگه ابلیس نخورده بود که حرام نبود بنابراین اگر از گوشت خوک از گوشت عرض میشود که هر گوشت حرامی از مال حرام از گوشت خوک اگر دشمنان خدا نخورند بر دوستان خدا حلال است اما چون
نخیر چرا در چرا در آیا زنی که زنا میده خباثت در ذاتشه لان عدو الله ابلیس مکر بحوا حتی امصته العنبه امصته العنبه و لو اکلها لحرمت الکرمه من اولها الی آخرها اگر اون خوشه انگور رو گنه کرد در بلخ اهنگری به شوشتر زدن کله مسگری اگر اون یدونه خوشه انگورو خورده بود تمام انگورها که بلیاردها بلیاردها خوشه در تاریخ انسان است چی میزنید آخه و جمیع ثمارها و ما یخرج منه ثم انه قال لحوا لو امصصتینی شیئا حالا انگور تمام شد سراغ خرما امده لو امصصتینی شیئا من التمر کما امصصتینی من العنب داره لا امصصتینی فاعطته تمره یدونه خرما بهش داد یدونه خرما این همون بلایی که سر انگور درومد سر خرما اگر این خرما رو درسته میخورد تمام ترلیاردها خرماها در کل بلاد در کل زمینها در کل زمانها بر کل آکلین حرام میشد فمصها الی ان قال ثم ان ابلیس ذهب بعد وفاه آدم فبال فی اصل الکرمه اگر یک درخت انگوری رو بول کرد سگ یا شیطان یا خوک حرام میشه انگورش؟
مگه تحول ایه نمیگن تحول بجای حلیته مگه سنگ نمک بشه نمیشود خیار خورد نمیشه ابگوشت ادم میگه بله دود دود انسانی بله خربزه های دوروبر اصفهان خربزه های خربزه هایی که رفتن که بهترین خربزه های دنیاست بعد از اسلام که وقتی که ماشین تو جاده راه میرفت خربزه رو بته میترکید و خربزه اصفهان نمیرسید به جای دیگر ولی رو این خربزه با عرض میشود که انسانه دیگه همش نجسه همش حرامه دیگه چه حرفایی میزنید شما اخه مگه برای تدفین ما که تدفین میشه بله فقال حالا بعد بول کرد در ریشه یک کرمه بقیه ریشه را چی گفت بقیه چی اگر یه نفر امد با یک زنی زنا کرد همه زنا حرام میشن دیگه بله اگر یه نفر اومد یدونه سیب از یه باغ دزدید خورد همه سیبا حرام میشه چه ربطی اخه اصلا حرف نامربوط انقد شاخدار آقایون میگن عصبانی نشید شیطون عصبانی شیطون عصبانی به زبان قال و قال انا ثم ان ابلیس ذهب بعد وفاه آدم فبال فی اصل الکرمه و النخله فجری الماء فی عودهما ببول عدو الله پس بول شیطان توی انگوره خب بول شیطان تو انگوره مگه بول میشه با جوشوندن غیر بولش کرد چه حرفیه میزنن اینها فجری الماء فی حالا این بول دو ثلثش بوله مثلا اگه دو ثلثش بوله پس خوردن انگور حرامه آقایون فتاوا آقایون رو قرآن فتوا میدید انگور خوردن حرامه چون دو ثلثش بول شیطانه باید بجوشونید دو ثلث بره پس بول شیطان اقایون میل میفرماین کسانی که خرما میخورن انگور میخورن دو ثلثش بول شیطانه فمن ثم یختمر العنب و الکرم
پیاله درویشه بهش گفتن که اقا شما که میگید که کسی که محب مولا علی نیست اینو میکنن تو جهنم چجوری میکنن گفت در قران دارد انهم فی العذاب المشترکون مشت میزنن بر این میبرن جهنم یا یا اینکه البته جعله دیگه عقربه اومد پیغمبر نماز میخونه پای پیغمبرو زد گفت اخ انغض زحرک زحرت بهم زده صحبت دیگر نمیکنم شما
اللهم اشرح صدورنا بالنور العلم و الایمان و معارف القرآن العظیم و وفقنا بما تحبوا و ترضا و جنبنا ان ما لا تحبوا و لا ترضا
و السلام علیکم
اللهم صل علی محمد و آل محمد
فردا خدمت آقایون هستیم اگه آقایون تشریف بیارید منتهی بله آقایون همتون میاید یا نه اگه همتون میاید که بیاید اگه نمیاید بعنوان شهادت مسلم و روز عرفه مطلب دیگری و بله بله حالا تشریف میارید یا نه بله