جلسه هفتصد و چهل و نهم درس خارج فقه

حدود و تعزیرات (زنا)

758

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین

و صل الله علی محمد و علی اله الطاهرین

ما بر مبنای تحقیق و دقتی که در ایه حد زنا داریم و مبناهای کلی و جزئی قرانی راجع به عمق ابعاد حد زنا و در حاشیه اش .. ومصاحبه… دیروز عرض شد که درکات زنا متفاوت است بعد اول پنج قسم بعد دوم ده قسم و روایاتی هم درباره حد زنا گوناگون است در بعضی ابعاد زنا مائه جلده است فقط در بعضی رجم است فقط در بعضی جمع بین مائه جلده و رجم است و در بعضی مائه جلده و تقریب است ما در تمام اینها هر کدام در جای خود و نسبت به موارد دیگر حد حرف داریم از جمله مطالبی که دیروز عرض شد اینکه آیا حد رجم از برای کیست؟ حد جلده مائه جلده برای کیست اصولا حد برای کیست؟ حدی که از جرایم زنا  از برای سرقت و از برای قیادت و از برای معاصی متجارهم متجاهر برای بزرگ انجام می گردد این حد به منظور چیست؟ ایا حد منظور اصل جریمه است اصل جریمه حد دنیوی ندارد بلکه اصل گناه و جریمه هر قدر هم بزرگ باشد این عقوبت اخروی دارد بنابراین ابعاد پنجگانه و یا ده گانه جریمه جریمه زنا پنج جور یا ده جور حد و ادله ای بر این مطلب داریم از جمله ادله اگر بعد قوی جریمه زنا موجب حذف اقوا است و بعد ضعیف جریمه زنا موجب حد اضعف است رجم در مورد محسن و در در مورد غیر محسن با تقریب و یا بدون تقیرب یا جمع بین دو حد که رجم و جلب باشد در موارد معین روایات معنا ندارد مثلا برحسب روایات و اجماع بلکه اتباع در فتاوای شیعه و سنی که کتاب نوشته اند و در طول قرون اسلامی در دسترس هست حد زنای محسن و محسنه حداقل رجم است گاه رجم است و ماته جلد است گاه فقط رجم است حالا سوال اگر این حد زایدی که رجم است یا حد زایدی که ماته جلده است و تقریب است یا حد زایدی که جمع بین حدین است از برای بدتر بودن و غلیظتر بودن و حرام تر بودن زنا است نقض دارد از جمله نقض ها جوانی که از نظر جنسی بسیار ضعیف است از نظر درونی و از نظر برونی از دو نظر در بعد جنسی بسیار ضعیف است زن هم نداره زن چون احتیاج نداره از نظر جنسی بسیار ضعیف است اگر این جوان زنا کند ایا غلظت حدش بیشتر خواهد بود یا نه بله برای اینکه غلظت حد از برای غلظت جریمه است و غلظت جریمه زنا بر مبنای عوامل درونی و برونی است عوامل درونی از جمله این است که شدیدا احتیاج به عمل جنسی دارد و عوامل برونی تحریکات جو است تحریکات اجتماع است تحریکات برونی است بر جریان زنا خوب اگر عوامل درونی و برونی برای زنا درکار نیست گرچه احسان ندارد این مرد زن ندارد ولکن احسان دوم دارد احسان دوم این است که احتیاج به عمل جنسی ندارد این جوانی که بر فرض احتیاجی به عمل جنسی ندارد گر چه زن هم ندارد گرچه عوامل برونی هم تحریک به زنا نمی کند اگر زنا کند ایا این جریمه اش بالاتر است یا پیرمردی که زن دایم دارد اما این زن دایم که شرط …درش جمع است این پیرمرد شصت هفتاد ساله به قدری قوی است از نظر جنسی که از نظر عوامل برونی و از نظر عوامل درونی تحریک بسیار زیادتر می شود بر زنا بیشتر از اون چه که این جوان پس چطور نسبت به این جوان می گویند مائه جلده است که اخفش .. حد رجم. حد رجم از برای پیرمردی که احتیاجی ندارد من بعکس گفتم پیرمردی که احتیاج جنسی ندارد و قدرت جنسی هم چندان ندارد و زن دارد در مقابل جوان حالا. اگر تقلید هست و مضاعف بودن حد برای این مضاعف بودن گناه است بلکه گناه این جوان و گناه این پیرمرد را از نظر بعد قوی و اقوا در نظر گرفت این جوانی که اصلا احتیاج جنسی ندارد یا احتیاج جنسی که زن هم ندارد جرمش قوی تر است احتیاج نداره که اگر احتیاج جنسی دارد ولکن این جوانی که احتیاج جنسی ندارد ولو زن هم ندارد اگر زنا کند جرمش قویتر است یا این پیرمرد چطور است که راجع به پیرمردی که زن دارد یا جوانی که زن دارد پیرمرد اصلا پیرمردی که زن دارد خصوصا یا جوانی هم که زن دارد حد اغلبش که رجم است یا رجم است بمائه جلده است هر دو با اینکه گناهش کمتره گناهش کمتر به چه حساب برای اینکه این پیرمرد اونقدر از نظر احتیاج جنسی قوی است که به یک زن اکتفا نمیکنه از نظر احتیاج جنسی به قدری قوی است که به یک زن اکتفا نمیکنه و یک زن اونو احسان نیم کند این حدش رجم است یا رجم و مائه جلده مائه جلده ولکن. خوب معمولا حالا فرض کنید که جوانها معمولا ولکن جوانی که استثنا از نظر قدرت جنسی بسیار ضعیف است بسیار از نظر قوه ضعیفه و احتیاجی به زنا ندارد احتیاجی به زنا ندارد ایا عمل جنسی زنای این جوان غیر محتاج به زنا بیشتر است یا پیرمردی که زن دارد ولکن احتیاجش بسیار زیاده احتیاج جنسیش چند برابر این جوانه چطور است که ایا گناه این بیشتر گناه این جوان بیشتره یا گناه پیرمرد گناه جوان بیشتره اگر حد به حساب گناه بیشتر و جرم زیادتر عمل زنا است باید .. باشد هر کس که جرمش در عمل زنا زیادتر باشد حدش بیشتر و هرکس جرمش در عمل زنا کمتر باشد حدش کمتر پیرمرد باشد جوان باشد زندار باشد بی زن باشد زنی داشته باشد که عقد کرده و عروسی کرده یا زنی که عقد کرده و عروسی نکرده این اولا و ثانیا اصولا حد چه در باب زنا و لواط مساعده و چه در باب سرقت از برای جلوگیری از خود عمل و عقوبت خود عمل نیست چون عقوبت خود عمل مربوط به اخرت دنیا دار الجزا نیست بلکه برای جلوگیری از این رسوایی زیاد است که علی رئوس الاشهاد زنایی انجام گردد که چهار نفر عادل ببینند حالا این زنا چه شدید باشد خفیف باشد پیر باشد جوان باشد محسن باشد غیر محسن باشد از نظر زنا جریمه زنا که اینطور مفتضح کرده است جو اسلامی را حد دنیوی براش معین شده و حد دنیوی از برای جلوگیری این بروز است جلوگیری این شکستن عفت جو است نه برای جلوگیری از زنا اگر حد برای جلوگیری از زنا باشد … یک اقرار کافی است دو اقرار کافی است سه اقرار کافی است بنابراین کما اینکه عرض کردیم بازم عرض می کنیم حد از برای جلوگیری از زنایی است که علی رئوس الاشهاد انجام میگردد و طوری که چهار شاهد عادل می بینند و تلقی می کنند و ….بنابراین چرا بعضی را فقط جلد بعضی جلد و تقریب بعضی را جلد و رجم بعضی را فقط رجم این از نظر اعتبار که در بعد اخروی عقوبت است در بعد دنیوی جلوگیری است و عقوبت نیست اگر عقوبت است عقوبت برای جلوگیری از عمل فحشایی است که علی رئوس الاشخاص انجام میگردد دو سه علت دارد که اول یکسان باشه چون که… اگر کسی یک دینار یا نصف دینار یا ربع دینار و برحسب اختلاف روایات دزدی کند و شاهد شهادت بدن چهار انگشتش قطع میشه و اگر یک میلیارد دینار هم سرقت کند چهار انگشت بنابراین این حد از برای اصل سرقت است اصل سرقت که علی روئوس الاشهاد باشد در بعدی خفیف باشد و در بعدی جدید در بعدی خفیف که سرقته از جای خفیف  در بعدی جلیل جوری که دیگران ببینند و حدی که دو نفر شاهد عادل بنابراین اگر صد برابر باشد هزار برابر باشد چندهزار برابر باشد حد اضافه نمی شود بلکه در آخرت عقوبت کسی که بیشتر دزدی کرده است بیشتر است کمتر دزدی کرده کمتر است د راخرت کسی که بعد غلظت گناه زناش بیشتر است در اخرت عذابش بیشتره و کسی کمتر است عرض می شود که کمتره. بنابراین حد دنیوی به عنوان صرف عقوبت نیست چون دنیا دار جزا و دار عقوبت نیست بلکه به عنوان جلوگیری از تجاهر و تظاهل به جریمه است این حرف اول ما اشاره ای به احادیث می کنیم بعد مطلبی داریم بعد احادیثو میخونیم راجع به چهار جریمه در بعد زنا در شش حدیث یک دو سه پنج هفت تا وسایل شیعه است که جلد است فقط مطابق قران مائه جلده در پنج حدیث جلد است با تقریب دو شش هفت نه دوازده در هشت حدیث جمع بین جلد است و رجم پنج هشت نه یازده دوازده سیزده چهارده پونوزده در هشت حدیث رجم است یک دو سه چهار شش یازده دوازده هجده این احادیث تناقضاتی با هم دارند و تضاداتی با ایه حد دارند اولا ترکیب بر ایه حد الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ التی زن و مرد والذی زنا است دیگه حالا زنا هر بعدی از ابعاد و هر درکی از درکات رو داشته باشد کوچک باشد بزرگ باشد جوان باشد پیر باشد محسن باشد غیر محسن باشد احسان داخلی داشته باشد احسان خارجی داشته باشد نه احسان داخلی نه احسان خارجی احسان گیر و بند دیگه احسان اون چیزی که جلوگیری از زنا می کند جلوگیری دورنی جلوگیری برونی زن داشتن جلوگیری جوی این است که جو محسن زنا نبوده و زنا کرده چه احسان باشد چه احسان نباشد در هر سنی از سنین و در حالت در هر حالتی از حالات در صورتی که علی رئوس الاشهاد باشد مائه جلده بنابراین قبل از اینکه روایتو مطالعه کنیم و مراجعه کنیم روایتی که میگد که مثلا اگر پیرمرد باشد و محسن باشد جمعت بین جلد و رجم میگیم ایا جمع بین جلد و رجم بایه رجم موافقت دارد اگر شما گفتید یک تومن دارم با دوتومن داشتن منافات دارد یا ندارد ایه کل زنات را زانی و زنات را میگد که مائه جلده اگر توی … باشد که زن دار است و حالت احسان دارد در هر حالتی از حالات درونی و بیرونی دیگر این رو در روایات متعدده ای که جمع است بین مائه ضربه مائه جلده و رجم این جمع چند منافات دارد یک منافات این است که ایه کلا رجم و این روایت می گوید که جمع بین جلد و رجم اول جلد است بعد رجم ثانیا ایا یک زنا چندتا حد داره زنا یک حد داره … استنکار میکنه امام صادق علیه السلام استنکار می کند جمع بین جلد و رجم را می فرماید که ایا یک عمل بیش از یک حد دارد یک عمل بیش از یک حد ندارد بله ممکن است تصور شه یک عمل زنا که عمل زنای مضاعف است و بدتر است و جنجال انگیزتر است و وجه اجتماع رو بیشتر ملتخ می کند مثلا کسی بگوید که به جای صد ضربه صد و بیست ضربه مثلا این درستم نیست ولکن جمع بین حدین که مائه جلده و عرض می شود که رجم باشد جمع بین حدین است و جمع بین حدین برای دو دلیل یه دلیل انجام داده فرض کنید راجع به تقریب شود یک جریمه تقریب بشود از بعد خودش و از بعد خودشم حق ندارد تقریب بشود مثلا یک مردی که در بیست و چهار ساعت پنج مرتبه با زنی و شهود شهادت دادند این یک عرض می شود که یک مرتبه حد میخوره و یک مردی که یک مرتبه زنا کرده اونم حد مسمی یه حد مسمی است زنا کرده است ولو یک ثانیه اینم به هموم مجازات بنابراین ما روایات جمع بین رجم و جلد را اصلا نمی توانیم بپذیریم در بعد دوم روایات رجم که جلد نباشد رجم باشد ایا این زانی و زانیه نیست که حکم نص قران را که مائه ضرب است .. یا هست اگر نیست که نه رجم است نه جلد و اگر هست جلد است چرا جلد را بر خلاف … و رجم به جای او می گذارید بعد سوم عرض می شود که جلد و تقریب در جلد و تقریب دو اشکال است برای زن یک اشکال برای مرد مرد زانی که زن دارد و لکن ازدواج با این زن کرده است بر حسب روایات بر حسب روایات جمع است بین مائه جلده و تقریب یه اشکال داره که تقریب بشه مائه جلده حذف بشه تقریب ..فوق الحد است حد فوق الحد حدین میشه مانند جمع بین جلد و عرض می شود که رجم نسبت به زن دو اشکال وارد است اشکال خصوصا اینکه این مناقض است با ترک عمل جنسی زن چون که اینجور عرض کردیم زن که زنا باز در شهر خودش عرض می شود که محفوظ تر باشد اگر این زن محسنه باشد اگر این زن زنی باشد که ازدواج کرده ولکن عمل جنسی انجام نشده برحسب عده ای روایات جمع است بین جلد و تقریب خوب جلد اما تقریب او را تقریب می کند به زنای بیشتر امسکوهن فی البیوت در ایه نسا این حد نبود بلکه حفظ این زن بود که عمل تکرار نداشته باشه حالا حفظ این زن که تکرار نشه این عمل مهم تر است یا ازاد کردن این زن که باز بتواند عمل زنا تکرار کند رد تقریب این زن که از خانه و کاشانه و زندگی اش دور شود و به شهر دیگری یک سال تبعید گردد این بیشتر او رو به عمل زنا نزدکی می کند بنابراین مشاکلی فوق مشاکل در بعد منافع منافات داشتن با ایه و منافات داشتن اخبار با یکدیگر و سر جمع می توان می توان گفت که در زنا محسن باشد غیر محسن باشد زن داشته باشد بدون دخول زن با دخول داشته باشد پیر باشد جوان باشد هر که باشد هر چه باشد در هر ظرفی در هر جایی در هر مکانی در هر زمینه ای فقط مائه جلده نه تقریب در کار است نه جلد در کار است نه جمع بین تقریب و جلد و نه جمع بین جلد و رجم در کار است این حدس را می توان زد درست است در مقابل اجماع است اما اگر در مقابل اجماع در این یک قاطع باشد و دلیلی باشد که اجماع … دلیل باشد ما چنین فتوایی را خواهیم داد حالا ما از روایات می خونیم این حرف هست که مورد معمول زنا جوان عرض می شود که پسر جوان و دختر جوانی که ازدواج نکرده اند ایا معمولا پسرها و دخترهای جوان ازدواج نکرده اند معمولا معمولا به طور اولا اینطور نیست چون نه سه بعد داره یکی ازدواج نکرده ازدواج کرده عروسی نکرده ازدواج کرده عروسی کرده این سه بعد سه روایت داریم میگیم درسته حالا اگر …ایا معمول زناهای گوناگون که پنج نوع است ایا یکی از این پنج نوع اکثریت مطلقه دارد که دختر جوان پسر جوان است که ازدواج نکرده عمل جنسی انجام نداده نه خیر مثلا در موقع نزول ایه که تاکید میشد بر ازدواج معمولا جوانها چه پسر چه دختر ازدواج کردند چه دخول کرده باشند چه نه بنابراین معمول این طور نیست این اولا ثانیا اگر هم معمول چنین باشد ایا برمبنای بعد زاید جریمه است یا شدن .. که جمع بین حدین باشد یا تقریب اضافه شود یا فقط رجم باشد برمبنای منکرتر بودن زنا نه خیر چون منکرتر بودن زنا این جزاش در اخرت است اولا دنیا دار جزای گناهان نیست و ثانیا نقض داره نقض هایی که باید …کسانی هستند که هیچ احتیاجی به عمل جنسی ندارد هیچ جوانم هست جوانم هست از نظر کفالت هیچ احتیاج به عمل جنسی ندارد احسان درونی احسان برونی اصلا نیازمند نیست مع ذلک زنا انجام می دهد در جوی که تحریکم ندارد در جو برونی که تحریک به زنا ندارد و درونی که به زنا ندارد زنا کند این منکرتر است و حدش باید بیشتر باشد یا مرد پنجاه شصت ساله ای که زن دارد ولی به یک زن نمی تواند اکتفا کند از نظر عوامل درونی و عوامل برونی احتیاج مبرم دارد که تخلف انجام بدهد کدام گناه کارتر است کدام گناه کارتر است جوان این جوانی که گناه کارتر است مائه جلده فقط ولکن این پیرمرد که برحسب عوامل درونی و برونی احتیاج بیشتری به تخلف کرد این رجم مگه به عکسه دیگه ..فاضل شد بنابراین قاعده باید بعکس بشه به جای اینکه پنج قاعده معین بشه یا چهار قاعده به جای اینکه چهار حد معین بشد خوب دو حد معین بشه خوب برای دو بعد یک بعد کسانی که از نظر درونی وبرونی احتیاج بسیار کم است زن دارد ندارد پیر است جوان است دخول کرده نکرده احتیاج کم است پس مائه جلده و کسانی که احتیاجشون زیاد است جور دیگر ولکن میزان این نیست بنابراین برحسب ابعاد گوناگون عقلا اعتبارا کتابا سنتا در بعد حدود و در بعد جزاها دنیا اولا دار جزا نیست و اگر بنا بر جزای دنیوی بود باید که این موازین عوض بشه حالا در روایاتی که اینجا هست ما یه مقداری قول کنیم عرض می شود که ابواب حد زنا صفحه سیصد و چهل و شش باب یک وسایل الشیعه جلد سیزدهم ما سند نمی خوایم سند کاری نداریم و راجع به سند و متن دو بعد است که قبل عرض کردیم ولی… اقایون به جای اینکه به متن زیاد دقت کنند به سند زیاد دقت می کنند به متن باید دقت کرد اگر متن موافق با قواعد اسلامی است کتابا سنتا قبول می کنیم ولو سند نداشته باشد دیگه متن موافق نباشد سند .. سند ما نمی خوایم عن ابی بصیر عن ابی عبدالله علیه السلام قال الرجم حد الله اکبر ایاحد الله اکبر برای زنای اکبر است یا نه برای چی خوب پس چه می گویید که زندار باشه زن نداشته باشه احتیاج نداره این زنا اکبره کسی که جای گناه ندارد و گناه انجام می دهد علی روئوس الاشهاد این گناهش بیشتره یا کسی که احتیاج مبرم به گناه دارد ولو محسن است ارجم حد الله اکبر و الجلد حد الله اصغر پس اکبر مال گناه اکبر است اصغر مال گناه اصغر است و مواضع این نیستش که ذکر شده فان زن الرجل المحسن رجم ولن یجلد مردی که محسن است رجم می شود و جلد نمیشه چرا؟ حد الله اکبر است برای گناه اکبر ما میگیم گناه اکبر ملازم با احسان نیست و روا شیخ به استناد فلان خوب عرض می شود که اینجا اقایون نقل کردن از جمله شیخ که این امر شده بر عمل نباشه علی من یکون حدیثا شیخا که در بعضی روایات دارد که اگر پیرمرد یا پیرزن بود ولو محسن نباشد رجم است چرا خوب چرا چون پیرمرد و پیرزن احتیاجی به عمل جنسی ندارند با اینکه احتیاج ندارد پس جریمه اش زیاد میشه در صورتی که زنا ..انجام داده حدیث دوم عن محمد بن زید عن ابی عن ابی جعفر علیه السلام قال امیرالمومنین علیه السلام بالشیخ و شیخه ام یجلدا مائه اینم مناقض دارد فی الشیخ و الشیخه ام یجلدا مائه و قضا للمحسن الرجم الشیخ و الشیخه کلا محسن باشد و غیر محسن ندارد برای اینکه و قضا للمحسن اول اینکه قضا شیخو شیخه یجلدا مائه جلده در مقابل حدیثی که میگد که زن پیر و مرد پیر ولو محسن نباشد رجم و قضا للمحسن الرجم و قضا فی البکر و البکره اذا زنیا مائه جلده و نفی السنه فی غیر مثلهما و همالذان .. و لم یت.. خوب از جمله احادیث که مناقض داره نظیرم دارد مرد یا زنی که بکرند اگر زنا کردند صد ضربه است و نفی سنه یک سال تقریبه فی غیر مثلهما هما الذان قد ..زن گرفته شوهر کرده ولکن عمل جنسی انجام نداده چون زن گرفته و شرهر کرده ولو عمل جنسی انجام داده احتیاجش به زنا کمتر است مناته منات به احتیاج به زنا هر قدر احتیاج به زنا کمتر باشد جریمه بیشتر هر قدر احتیاج بیشتر جریمه کمتر عرض می شود که ولم یکن لها حدیث سوم عن سماهه عن ابی عبدالله علی السلام قال الحر و الحره اذا زنیا یلد کل واحد منهما مائه جلده کلیت دارد این با حدیث قبلی منافات داره کلیت دارد که الحر و الحره اذا زنیا یلد کل واحد منها مائه جلده چه زن گرفته باشد احسان نیست شوهر گرفته احسان نیست چه زن و شوهر نکردند کلیت دارد فاما المحسن و المحسنه و لم.. بنابراین این روایت چند منافات با روایت قبلی و روایت بعدی دارد روایت قبلی اگر زن گرفته یا شوهر کرده و عمل جنسی انجام نداده اضافه بر مائه جلده تقریب سنه است و همچنین راجع به شیخ و شیخه حدیث چهارم عن عبدالله علیه السلام عن عبدالله علیه السلام قال الرجم فی القران هم سنی دارد این حدیث هم شیعه الرجم فی القران قول الله عز وجل اذا زنا الشیخ و الشیخه فرجموهما البته فانهما …خوب این چند اشکال داره می دونیم که در قران ما چنین جمله ای نیست اگرم چنین جمله ای در قران ما بود می گفتیم اضافه شده قران نیست ولیکن عبارت عبارت عربی صحیح نیست عربی درست نیست تا چه رسد که عربی باشد که در قله عربیات باشد و در خود فصاحت و بلاغت اعلا باشد این اولا ثانیا اگر منات فانما .. شهوت پس همون حرفی که ما می زنیم پس اگر شهوت کم است و زنا می کند جرمش بیشتر است و اگر شهوت زیاد است و زنا می کند جرمش کمتر است پیر باشد جوان باشد زن داشته باشد نداشته باشد عقد کرده باشد دخول کرده نکرده باشد منات فقط زیادی است و کمی شهوت است از نظر درونی و از نظر برونی تشدید شهوت و تشدید.. شهوت اینجا مانند روایت دیگری که از شیعه و سنی قابل قبول نیست برای اینکه آیات دیانت قران عن التحریف با ادله دیگر دلیل قاطع قران نه…زیاد نه تحریف…

حدیث پنجم عن ابی العباس عن ابی عبدالله قال رجم رسول الله و لم یجلد این خیلی عجیبه رجم رسول الله و لم یجلد درست مخالف نص قرانه اگر رجم رسول الله و لم یجلد یعنی تمام محسن و محسنه بودند یا نه خیر چه محسن و محسنه چه غیر محسنه و محسن فقط رجم بود و حال اینکه اکثریت با غیر محسن مثلا یا تساوی یا تساوی و اکثریت با غیر محسن و محسنه پس چطور بر خلاف نص قران رجم و لم یجلد و ذکروا ان علی علی السلام رجم کوفه و جلد درست نقیض عمل رسول استت رسول الله فقط رجم و لک یجلد و علی علیه السلام رجم و یجلد فانکر ذلک ابی عبدالله علیه السلام فقال ما نعرف هذا قابل قبول نیستش نمیحد یحد رجلا حد دو حد که شما از امیرالمومنین نقل می کنید که هم رجم کرد و هم جلد کرد مخصوصا درباره عرض می شود که شیخ و شیخه ای که محسن  و محسنه هستند جریان حد جلد این .. لم یحد رجلا و لم یحد رجل حدین جلد و رجم فی زمن واحد حدیث ششم عن زراره عن ابی جعفر علیه السلام قال المحسن یرجم محسن جوان باشد پیر باشد فرق می کند والذی قد املک و لم یدخل لها فجلد مائه و نفی سنه این معارض داره هم معارض کتابی دارد هم معارض سنتی هم به طور خصوص هم به طور عموم حدیث هفتم عن زراره عن ابی جعفر علیه السلام قال الذی زم یحسن یجلد مائه جلده و لاینفی نفی و الذی قد املک و لم یدخل بها یجلد نعم اگر زن دارد و دخول نکرده است فقط صدتا اگر زن ندارد زن دارد و دخول نکرده است صد ضربه شلاق و عرض می شود که نفی سنه و لکن بعکسش عرض می شود که بله و الذی قد املک و لم یدخل بها یجلد مائه و ینفی جمع بین حدین حدیث هشتم ام منوس … فی المحسن و المحسنه جلد مائه ثم رجم خوب محسن و محسنه پیر باشند جوان باشند جمع حدینه جمع حدین در هشت روایته و این هشت روایت همش .. چون حدین از برای جریمه واحده غلط است حدیث نهم عن ابی عبدالله علیه السلام قال فی الشیخ و الشیخه جلد مائه و الرجم حالا این شیخ و شیخه چه محسن باشند چند جا تناقض دارد چه محسن باشند چه غیر چه غیر محسن باشند فی الشیخ و الشیخه جلد مائه و الرجم و بکر و البکره جلد مائه حالا البکر و البکره چه ازدواج کرده و دخول نکرده و چه ازدواج نکرده بر خلاف روایت بود که اگر ازدواج کرده و دخول نکرده فقط مائه اگر عرض می شود که ازدواج کرده و دخول نکرده مائه و تقریبه و اگر ازدواج نکرده است فقط مائه اینم منافات داره حدیث دهم بله یازدهم عن عبدالله بن طلحه عن ابی عبدالله علیه السلام قال اذا زنا الشیخ و العجوز جلدی ثم رجما عقوبت الله … محسن رجم از برای غیر محسن معلومه اذا زنا الشیخ و العجوز جلدا ثم رجما عقوبتا لهما چه محسن باشند چه غیر محسن و اذا زنا النصف من الرجال رجم و لم یجلد اذا کان قد محسن نصف الرجال یا رجل تجویز کرده یا تجویز نکرده اگر تجویز کرده یا دخول کرده یا دخول نکرده اگر رجلی تجویز یا دخول نکرده این نصف من الرجاله نیم رجله تمام زجل تجویز کرده دخول کرده و غیر رجل کسی تجویز نکرده نیم رجل بر حسب حدیث و اذا زنا النصف من الرجال رجم و لم جلده که اینجا باز برخلاف احادیثی که میگفت که جلده و تقریب سنه اگر نصف رجال باشه یعنی زنی است شوهر کرده و مردی است که زن گرفته زن دخول نشده در تعداد روایت جمع بین صد ضربه شلاق و تقریب سنه نه خیر اینجور نیست رجم و لم یجلد اذا کان قد محسن و اذا زنا … جلد و نهی سنه من مثله شابه …دیگه ندارد که شاب … زن گرفته نگرفته نه خیر مطلق ایه است زن گرفته نگرفته فرق نمی کنه مادامی که عمل دخول انجام نداده این عرض می شود جمع است بین جلد و نفی سنه حدیث دوازدهم عبدالرحمن عن ابی عبدالله علیه السلام قال قال علی علیه السلام یضرب شیخ و الشیخه مائه و یرجمهما و یرجمهم محسن و المحسنه و یجلد بکر و البکره تناقضاتشم اینجا داره … حدیث سیزدهم عن ابی ..علیه اسلام قضا علی امره زنا فحبل فقتلت ولدها بالرجم فامر بها فجلد مائه ثم رجم و کان اول من رجمها این زن زنا داد نه در زنا محسنه بوده نه مطلقه فحملت فقتلت ولدها سرا خوب اگر کسی سرا یا جهرا قتلی عمدا حاصل شود در هر صورت باید کشته بشه رجم یعنی چی رجم اعم است و امر بها فجلدها مائه سنه این جلد مائه سنه که حده چون زنا کرده ثم رجم جمع این حدین چرا برای اینکه حد زنا که مفروض این است که شوهر ندارد … و حد قاتل بودن چه پسر باشه چه دختر باشه دختر باشد زن دخترو کشته قتله پسر باشد قتل است و نصف دیگه رو باید از ورثش بده پس چرا رجمه و حال اینکه رجم اعم است از قتل عن زاراه عن ابی جعفر باقر علیه السلام فی المحسن و المحسنه جلد مائه جلد مائه ثم الرجم و همچنین از این قبیل روایات که سر جمع در ابعاد گوناگونی قابل قبول نیست و فهرست وار ان شالله با تتمه مطالب عرض خواهیم کرد.

اللهم اشرح صدورنا به نور العلم و الایمان و معارف القران العظیم و وفقنا لما تحبه و لاترضاه

و السلام علیکم

41.25