جلسه سیصد و چهل و پنجم درس خارج فقه

حج

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین
اللهم صلی علی محمد و آل محمد

از مسلمات فقه حج این است دخول در حرم بلا احرام، حرام است. همونطوری که دخول در صلاه بدون تکبیره الحرام حرام است، همچنین از نظر ضابطه عامّه ورود در حرم، اگر انسان وارد شود در حرم بدون احرام، حرام است.

مگر کسانی‌که که خودشون اهل حرم‌اند و رفت وآمد می کنند برای کارشون، آن مطلبی دیگریست.

اما شما که می خواهید وارد حرم بشوید، اگر حج واجبی هم برعهده شما نباشد، ورود شما در حرم مستلزم این است که محرم شوید یا از برای عمره مفرده حداقل، یا اگر وقت حج تمتع است برای عمره تمتع، بعداً حج تمتع این

(صحبت حضار)

-بله بله بله، منتها در غیر أشهر حرم عمره مفرده است ولکن در أشهرحرم البته أخصّه.

این از مسلمات فقه حج.

(صحبت حضار)

-مام همونو داریم عرض می کنیم، اگر یه نفر آدم میخواد وارد حرم بشه همونطور بره مکه رو نگاه کنه، نخیر نمیشه، مگر اهل مکه باشه.

اگر کسی اهل مکه باشه یا اگر اهل مکه نیست حملدار رفت آمد باید بکنه در مکه، این حرف‌ها، اون استثناست.

-یا برای تجارت؟

-مثلاً، نه حتی کسی برای تجارت وارد میشه مرحله اولا حداقل باید محرم بشه، توجه کردی؟

پس این یک ضابطه است. یک ضابطه عامه، از برای ورود در حرم که تشریفاتی دارد که احرام است. محرم شود در غیر أشهرحرم عمره مفرده و در اشهر حرم یا عمره مفرده یا عمره و حج تمتع. این یه مطلب.

مطلب دوم، احرام نیازمند به 4 بعد است که مکرر عرض کردیم که یه بعدش شرط ضروری از نظر تحقق احرام نیست اما 3 بعد دیگر شرط ضروری است.

بعد درونی نیت، بعد لفظی لبیّک ها، بعد مکانی میقات، که این سه باید با هم جمع بشه. شما اگر نیت کنید اما لبیّک نگویید فایده نداره، اگر نیت کنید و لبیک بگویید اما در میقات نباشد فایده ندارد، اگر شما نیت کنید و در میقات باشید، لبیک نگویید فایده ندارد.

همانطوری که نماز بدون رکوع نماز نیست، هرقدر زیاد هم باشد و بدون سایر ارکان نیز همچنین، همچنین اگر شما می خواهیید برای حج یا برای عمره محرم گردید، اصل احرام دارای سه رکن نیت و لبیک ها و عرض می‌شود که میقات و البته که شرط واجبی دارد که اون شرط واجب، پوشیدن لباس های احرام است و جهت سلبی هم دارد که جهت مُحرّم است که حرام است لباس مخیط را پوشیدن که بحث هایی خواهد داشت که بحث خواهیم کرد ان شاالله.

حالا، میقات رو داشتیم بحث میکردیم. ما دو جور میقات داریم، یک جور میقات دورها، دور از حرم، از حرم دوره، پنج میقاته که شمردین.

 پنج میقات است که از حرم شریف الهی دوره، عرض می‌شود که شجره ست و یلملم است و قرن المنازل است و چه است و اینا رو خوندیم، این یک میقات که پنج میقاته، این پنج میقات برای همه نیست، لِمَنْ مَرّ إلَیْها. بر حسب نص این طوره، ما که نمی تونیم بر خلاف نص نظر بدیم که، بر حسب نصّ، روایات متضافره وارده از رسول الله صلوات الله علیه و أئمه معصومین علیم السلام وارد است بر این مطلب، عقیق میقاتٌ لِمن َمرَّ علیه، شجره همچنین، جُحفه همچنین، قرن المنازل همچنین، یلملم همچنین، یا بر خودش یا بر بعد عرض می‌شود که دو فرسنگیش که حداکثرش 12 یا 11 کیلومتره. خب این مال {مَن مرَّ عَلَیْها} ست. اما اگر بنده از تهران سوار هواپیما شدم و رفتم در جده وارد شدم یا در مدینه وارد شدم، حالا در جده، در جدّه وارد شدم، من نه مرور بر هیچ میقاتی کردم و نه به طریق اولا از میقاتی عبور کردم. پس من میقات ندارم؟ این حرفی است دیگه.

اینجا بعد دوم میقاته. بعد دوم میقات، میقات های مرزی حرمه. یک میقات های برون مرزیه که این پنج میقاته، یک میقات مرزیه. میقات مرزی حرم چهار فرسنگه، ملاحظه بفرمایید. این شکلی که بنده اینجا ترسیم کردم، این حرم مبارک مکی است. این وسط (ببخشید) این مسجد الحرامه. مسجدالحرام داری 4 ضلعه، ضلع شرقی 6 کیلومتر مسجد تنعیم، ضلع شمالی، 14 کیلومتر جُعرانه، ضلع غربی 20 کیلومتر مسجد نمره، که مسجد نمَره در عرفات است، قسمتیش خارج حرم است و قسمتی داخل، (اینجا علامت هم دارد) و ضلع جنوبی حدیبیه که 25 کیلومتره، پس این 4 ضلع. این ذوزنقه حرم دارای 4 ضلع است عرض می‌شود که، نه ضلع بلکه بُعد عرض می‌کنیم، ضلع نیست، دارای 4 بُعد است، بعد از مرکز، بُعد از مرکز یعنی مرکز که مسجدالحرام است، بعد کوچکتر 6 کیلومتر است و بعد بزرگتر 25 کیلومتر است {وَ بینهما بُعدان} که 14 کیلومتر و 20 کیلومتره.

 در این کیلومتراژ مسطح بین این 4 بعد، انسان می تواند محرم بشود، احرام چی؟ احرامِ از میقات رضیّ. منتهی این چهار مسجد که معین شد، مسجد تنعیم معین شده، خب ثوابه، مستحبه. اما اگر از مسجد تنعیم نبود، از بغلش بود چه طور؟ اشکال ندارد که، چون همش میقاته و همش هم اَعلام داره یعنی در مکه مکرمه همانطور که مسجد الحرام، خب معلوم است ساختمانش مسجد الحرامه، کذلک حرم اعلام داره، یعنی دور حرم 6 کیلومتری نوشته، حدُّ الحرم. 14 کیلومتری همچنین، 20 کیلومتری همچنین، 25  کیلومتری که اشتباه نمی کنه انسان. بره وجب کنه و ذرع کند و این حرف‌ها نیست. این ها تمام حرمه.

 منتهی، همانطوری که این 4 نقطه ای که در روایات دارد، بهتر است از این 4 نقطه انسان، به عنوان أقربُ المواقیت یا میقات مرزی حرم، محرم بشود، در فاصله هم همینطوره. یعنی فاصله بین تنعیم و جعرانه تمام حرم است، تمام محل احرام است. فاصله جعرانه و نمره همچنین، بین نمره و حدیبیه همچنین، بین حدیبیه و تعنیم همچنین.

 بنابراین دایره ذوزنقه مختلف الاضلاع تقریباً، دایره ذوزنقه مختلف الاضلاع، دائره تعبیر می کنیم به این حسابه، ذوزنقه مختلف الاضلاع این 4 ضلعش تماماً که جمع کنید،  6 و 14 می شود 20  و 20 می شود 40، 40 و 25 می شود 65، 65 کیلومتر محیط، یا نه اشتباه کردم من ببخشید، این حسابی که من کردم حساب مال محیطه. ما حساب عمق رو عرض می کنیم. حساب عمق یعنی از مسجد تنعیم تا مسجد الحرام به عنوان مرکزی 6 از جعرانه 14، از نمره 20 و از حدیبیه 25. اما محیط چی میشه؟ محیط بیشتر خواهد شد. در کل این محیط عرض می‌شود که ما می توانیم محرم بشیم.

حالا، احرام از کجا؟ این احرام دوم عبارت است از مرز حرم. داخل حرم نمیشه. داخل حرم که بشید، باید داخل حرم بشید به حالت احرام. پس از مرز اولیه حرم. پس لذا اعلام حرم که مقرر شده است این اعلام مقداری قبل از حرمه، مثلاً مسجد حدیبیه. مسجد حدیبیه یه مقداری مختصری قبل از حرمه. وَ مِنَ الدّلیلْ عَلیَ ذَلِک، این است که مسجد شجره رضوان یکی دو کیلومتر فاصله داره و بعد از حدیبیه است، مَعَ ذَلِک میقاته، چرا؟ اگر مسجد شجره رضوان داخل در حرم باشد که محل میقات نیستش که. پس اونم هنوز خارج حرمه. هم مسجد حدیبیه خارج از حرمه، هم عرض می شود که، پس بنابراین میقات دوم عبارت است از مکان متصل به حرم. نه مکانی که فاصلش زیاده که در جدّه شما محرم می شید، نه، مکان متصل به حرم که شما اینجا محرم شوید بعد از یه مقداری حرم خواهد شد. که ورود شما در حرم به حالت احرام خواهد بود.

بنابراین این مطلب حل خواهد شد بین ما و سایر فقهای بزرگوار اسلام که آقایون می فرمایند حتماً کسانی که خانه شان خارج است از حرم که {مَنْ لَمْ یَکُنْ أهْلُه حاضری المَسْجدُ الحَرام} که مراد از مسجد الحرام، حرم باشه. کسانی که این ها حج تمتع باید انجام بدهند یا اگر حج تمتع هم انجام نمی خواهند بدهند، مثل اون هایی که حج قران و افراد انجام می دهند با اینکه اینکه دور اند، حالا هر کس، این‌هایی که میخوان حج انجام بدند یا عمره، اگر منزلشون خارج حرم است، دو اگر دارند این ها. یک اگر، این هایی که خارج از حرم اند یک مرتبه که بر یکی از این مواقیت 5 گانه عبور می کنند، یک مرتبه نه.

اگر بر یکی از این مواقیت 5 گانه مسجد شجره مدینه و یلملم و عقیق و اینها عبور کردند یا از خودش یا از 12 میلیش خب محرم می شن. اگه اولی نشد دومی، نشد سومی، اما اگر اولی شد و عمداً محرم نشد در دومی چه طور؟ اینجا قاعدش اینه که برگرده، اما اگر برنگشت و از دومی محرم شد احرامش باطل که نیست، چون بلاخره از میقات محرم شده، این از روی حساب عرض می کنم که ادّلش هم گفتیم. خب اما اگر عمداً از این میقات ها گذشت، عبور کرد بر یکی از این میقات ها یا بیشتر از این میقات ها و عمداً محرم نشد آیا میقات مرزی حرم برای او کافی است یا نه؟ خب نه. اگر وقت هست باید برگرده، اگرم وقت نیست اینجا مجبوراً از میقات های، از یکی از میقات های مرزی حرم محرم می شه و حجش رو یا عمرش رو انجام میده ولی خب گناه گرده برای اینکه تاخیر کرده است میقات رو.

خب، حالا، بنابراین وظیفه ماها روشنه، الان که نه یلملم در طریق ماست، نه مسجد شجره در طریق ماست، چون لزومی نداره از مدینه انسان بره، جدّه میره نوعاً دیگه، از جدّه میرن مدینه، نه یلملم، نه شجره، نه وادی عقیق، نه عرض شود که قرن المنازل و نه جحفه به طریق اولا در راه ما اصلاً نیست، چون این ها در راه ما نیست نوعاً و در دوازده کیلومتری هم نیستیم، بنابراین ما وظیفه وجوب احرام از یکی از این مواقیت رو نداریم. بر میگردیم به مرحله میقات مرزی. میقات مرزی از طرف حدیبیه برید، حدیبیه، از طرف جعرانه برید جعرانه، از جای دیگه برید جای دیگه، بالاخره از هر راه برید حدیبیه نیست، بلاخره این خط مرزی، تمام این خط مرزی محیط بر مسجد الحرام تمام میقاته، شما از هر جای کره زمین وارد شید، اَعلام حرم موجود است و از اَعلام حرم شما محرم می شید ولو این مساجد مذکوره نباشد چون این مساجد مذکوره به عنوان  عرض می‌شود که استحباب است، این یک مطلب.

عرض می‌شود که،

(صحبت حضار)

-هردوش.

 ما در اینجا در صفحه 103 آقایون باز کنید، ملاحظه کنید، نوشتیم دانستن حدود و احکام حرم به منظور اطلاع بر مواقیت حرم، که نزدیک ترین مواقیت برای عمره مفرده و حج افراد و احیاناً برای عمره تمتع است و نیز احکام دخول و خروج از حرم و صید و کندن گیاهِ حرم و بسیار دیگری از مسائل ، لازم است بشناسیم حرم رو، همانطوری که مسجد الحرام را باید بشناسیم، حرم را نیز باید بشناسیم.

حرم که به معنی مکان محترم و امن الهی ست دو قسمتِ متن و حاشیه است. متن و مرکز اصلیش مسجد الحرام، عمق حرم، و فرع و حاشیه اش به مساحت 4 فرسنگ اطراف مسجد الحرام ، که در عمق 500 کیلومتر مربع می باشد. و البته با ضلع هایی گوناگون، از طرف شمال مسجد الحرام که سوی مدینه منوّره است، حدود 6 کیلومتر که مسجد تنعیم است. از طرف مشرق که سوی نَجد است حدود 14 کیلومتر مسجد جعرانه. از طرف جنوب، نزدیک عرفات، حدود 20 کیلومتر مسجد نمره. از طرف غرب سوی جدّه تقریباً 25 کیلومتر مسجد حدیبیه و مسجد رضوان است. البته اعلام و نشانه های حرم به وسیله استوانه‌های سفید در طرفین جاده با تابلو های مشخص شده و این 4(شما کتاب نداری) و این 4 مسجد نیز کمی از آنها دورتر است. ولی بر حسب روایات، ببینید این چهار مسجد که شروع شد کمی از حرم دورتر است. ولی بر حسب روایات بهتر است در یکی از این چهار مسجد محرم شوید و هم می توان در پشت این اعلام محرم گردید که اصل ادنی الحِلّ، همان نشانه های حرم است ولی احرام در این مساجد بهتر است. بعد نوشتیم که حرم دارای احکام مخصوصه.

خب حالا، ما راجع به محرمات احرام که {لا رَفَثَ و لا فسوقَ و لا جِدال}  است، اجمالی بحث کردیم که تفسیرش مربوط به تفصیل محرمات احرام است که چه جور از این سه جمله مبارکه درمیاد.

راجع به نیت هم مقداری با برادران بحث کردیم که نیت، نیت احرام نیست، بلکه نیت عمره است یا نیت حج است، من نیّت می کنم که یا در دلم یا به زبان ، اَعتَمِرُ عُمرهً مفرده، لَبیک الّلهُمَّ لَبَّیكَ، کما اینکه، اُصَلّی صَلاه صبح، اللهُ اَکبر، نیت برای احرام غلط است که اینو تفصیلاً عرض کردیم و تکرار نمی کنیم. مال دیگر.

 و از نظر میقات هم ما بهتون عرض کردیم که روایاتی داریم البته این مطلب قطعی است که میقات جای معینه، هرجایی که میقات نیستش که. میقات جایی معین است از نظر مکانی، کما اینکه از نظر زمانی. عرض کردیم روایتی دارد که این روایت می گوید اگر شما نذر کردید قبل از میقات محرم شوید، به نذرتون عمل کنید. روایت روایت صحیح حلبی است. در صفحه 119 نوشتیم از امام صادق (ع) درباره مردی پرسیدم که به عنوان شکر بر خود نهاده بود که از کوفه مُحرم شود، شُکر چی؟ خدایا اگر فلان اولادی به من داده بشه، وضعم چنین شه، چنان شه و چنان شه، لِلّلهَ علیَّ که از کوفه محرم شم مثلاً، که رجحان بهش داده، فرمود به آنچه برای خدا پیمان بسته عمل کند، این یک دونه روایت صحیحه در مقابل ضرورت اسلامیه نمی تواند استقامت کند. اولاً روایات متعدده مستفیضه و تقریبا متواتر دیگر هست که باید از خود میقات محرم شد و نه از قبل و نه از بعد، مگر برای کسی که ضرورت داشته باشد، ندانسته، نتوانسته، چه، فلان، بعد تلبیه می گوید و عرض می‌شود که با نیت، محرم می شود مطلب دیگری است.

بنابراین این یک روایت قابل قبول نیست از جهات مختلفه که مفصلاً حضور برادران عرض کردیم، مثلاً در یک روایت دیگری که نفی می کند این روایت رو داره، عرض شود که، میثره می گوید (صفحه 120) میثره گوید خدمت امام صادق رسیدم، در حالی که رنگم پریده بود، فرمود از کجا محرم شدی؟ گفتم از فلان جا، یه جایی همینجوری بیخودی، فرمود چه بسا جویندگان خیر که پایشان می لغزد. آیا خوشت می آید نماز ظهر را در سفر 4 رکعت بخوانی؟ سفری که 4 رکعت باید 2 رکعت خوند، گفتم نه. گفت به خدا کار تو چنان بوده. خب این همان حرفی است که ما دیروز عرض کردیم حضور برادران.

(صحبت حضار)

-بله؟

-می‌دونم، می‌دونم

ولکن اگر نذر کند در نماز، در سفر که باید دو رکعت خوند 4 رکعت بخونه چه طوره؟میخواستم همینو عرض کنم.

آیا متعلق نذر باید رجحان داشته باشد یا نه  به طبیعت الحال؟بینید، نه اینکه با نذر رجحان بدی، بله، با نذر که، باید متعلق نذر لَو خُلیه و طَبعَ، رجحان شرعی،…..کافی نیست ها، رجحان شرعی باید داشته باشه.

 حالا این متعلق نذر که رجحان شرعی دارد دو جور ما نذر می کنیم. یه مرتبه نذر بدون شرط، یک مرتبه نذر با شرط. نذر با شرط نذر شکری است. لِللّه علیَّ، که نماز شب بخوانم اگر خداوند چنین کرد، این اگر انجام شد، نماز شب بر من واجبه، متعلق نذر در اینجا راجح است و این قراره.

 یه مرتبه نه، یه آدمی میگه من لِللّه علیَّ، من لفظشو دارم میگم چون زورم نمی رسه هر شب برای شما، “لِللّه علیَّ، که یک ماه نماز شب بخونم، بدون هیچ قراردادی، اینم واجب میشه، پس مستحبات شریعت با دو جور در نذر واجب میشه، در قسم همچنین، در عرض می‌شود که عهد هم همچنین، حالا بحث نذره. پس این روایت که می گوید که تو که نذر کردی لِللّه شُکراً، که من از کوفه محرم شوم، حضرت صادق این روایت که می گوید این روایت صحیح است، فرموده است که شما به نذرت عمل کن. این باطله، غلطه، چرا؟ برای اینکه متعلق نذر حرامه، بدعته. متعلق نذر که بدعته، یعنی همانطوری که انسان بدون نذر، مثل روایت دوم، اگر بعد یا قبل از میقات محرم شد این محرم نشده است، بلکه مجرم است همچنین اگر نذر هم بکند، بلکه اگر نذر هم کند این الزام حرام است بر خود، یعنی حرام دوبله میشه در حقیقت. مثل اینکه  نذر کنه شراب بخوره، خود شراب خوردن حرامه، نذرش حرام روی حرامه در حقیقت، این هم گذشت.

– اگر احرام شدن بر این مساجد مذکوره واجب بود، در این دو فرمایش هیچ تغییراتی نبود، مگر وقتی که استفاده استحباب کردید اونی که مهم است وقتی احرام می بنده حاجی برای آماده شود برای دخول در حرم به جای  خاصی  به عنوان ورود نشده.

-توجه نفرمودید، توجه نفرمودید

– هر چه از دورتر بیاد یعنی خودش را بیشتر به زحمت بیندازد طبق ….

– بله، بله، توجه نفرموید.

 از ضروریات فقه حج این است که میقات جای معینه و جایی رو معین کردند. معین کردند در دو بعدی پنج میقات، یلملم، چه، چه

– اینکه واجبه نه اینکه مستحبه

– واجبه بله.

یکی هم مرز، این که گفتیم مستحبه یعنی مستحب است مقداری قبل از میقات در مسجد فلان فلان و فلان، اما در میقات باید واجبه. پس میقات چیه؟ میقات عبارت است از مسجد تنعیم تا مرز حرم. از مسجد تنعیم تا مرز حرم میقاته، از مسجد جعرانه تا مرز حرم میقاته، از حدیبیه تا مرز حرم، و لذا ببینید، این جده است، این حدیبیه است، این رضوانه، از مسجد حدیبیه تا مرز حرم عرض می شود که میقاته، از مسجد رضوان به بعد دیگه نیست. یعنی شما چند قدم از مسجد رضوان اونطرف تر برید محرم بشید غلطه، چرا؟ برای اینکه مسجد رضوان متصل به حرمه. اما قبل از مسجد رضوان که مسجد حدیبیه است، این مسجد حدیبیه قبل از حرم است، ولکن بین مسجد حدیبیه و بین حرم میقاته. مثل چی؟ مثل مسجد شجره، مسجد شجره که 480 کیلومتر فاصله داره با مکه این میقاته، پس این این سوال رو کسی بکنه، بگه مگر قبل از میقات محرم شدن حرام نیست؟چرا، پس چرا در مسجد حدیبیه محرم می شیم با اینکه مقداری تا حرم داریم؟ ها؟ این میقاته خودش. یعنی میقات مرزی که معین شده در میقات مرزی توسعه دادند. یعنی قبل از میقات، قبل از مرز حرم که مسجد شجره رضوان باشد، تا فاصله حدود 1 کیلومتری که ما  پیاده در چند دقیقه رفتیم، این مسجد حدیبیه میقاته، از مسجد حدیبیه شما می تونید محرم شید یعنی اینجا میقاته. منتهی استحباب دارد اینجا. اما اگر از اونور مسجد حدیبیه، اینور مسجد حدیبیه یا در سایر مرزهای حرم شما محرم بشید، اون واجب رو انجام دادید. پس صحبت وجوبه اصلاً.

-ببینید این رو میرسونه که میقات ها متحرک اند یعنی با بزرگ شدن شهر میقات عقب تر میره؟

-نخیر اصلا نمیرسونه، هیچی، شهر  بزرگ شه، کوچک شه، میقات همینه، ببینید حرم اون فاصله هایی که ذکر کردیم همونه. اگر مکه تمام حرم را بگیره و از حرم بگذره، باز حرم همونه. مکه کوچک بشه، حرم همونه. کما اینکه کعبه مکرمه، کعبه مکرمه این یک متراژ خاصی داره. بیشتر از این نمیشه و کمتر از اینم نمیشه. اینم یک مسئله، مسئله دیگر این است که،

(صحبت حضار)

-چه فرق می کنه؟ فرق نمیکنه

منتهی میقات های، آها از نظر چیز می فرمایید،

 ببینید میقات های اصلی، این مسجد شجره اینجاست، درسته؟ این مسجد شجره، قبلش و بعدش نمی شه ولو به فاصله کمی. اما در میقات های مرزی، گفتند چرا. در میقات های مرزی یه مقداری اون طرف تر که قبله، جعرانه، یه مقداری تنعیم، یک مقداری اونطرف طرف نمره، یه مقداری اون طرفتر، اینا رو میشه، ولکن که در بقیه که میقات های اصلی باشن نمیشه، چون ما تابع نص هستیم دیگه، مطلب دیگر این است که،

-حتما باید مسجد شجره توی خود مسجد یا….

-نه، دیروز عرض کردیم که در مسجد شجره خوبه، ولکن بیرون مسجد شجره در بیداع وَ اِذا ذَهَبَه راحِلَتکَ فی البیداع، و قُل لَبَّیک لَبَّیک، که بیداع بیابانه با فاصله حدود 11 کیلومتری انسان می تواند که محرم بشه.

-کسی که راهش شجره هست، مسجد شجره می تونه  بره از میقات دیگری احرام بشه یا نه؟

-اگر راهش از اینجا بود از اینجا  باید بره دیگه، راهش از اینجاست.

-نمی‌خواد اینجا مثلاً، برنامه…

-جای دیگه بره مطلبی نیست، مجبور که نیست، راهش اینجاست، یعنی راهش از نظر واقعی که رفت حالا از مسجد شجره عبور می کنه، باید از شجره ایشون محرم بشه.

مطلب دیگر این است که راجع به لبیک روز چهار شنبه هم هست، ما لبیّک رو هنوز درسش رو نخوندیم درست. این لَبیک چه حساب هایی داره، من مقادیری در راجع به  احرام به برادران عرض کردم، مقادیر دیگری باز داریم، اینجا یک شعری است که مرحوم الهی قمشه ای گفتند در صفحه 188.

رنج ار که پیش آید شمر گنج نهانی / رنج ره عشق است فیض آسمانی/ ای دل اگر عزم دیار یاری داری/ قصد حجاز و کعبه دیدار داری/ شوق شُهود حضرت دلدار داری/ اول ز دل نقش سو الله پاک گردان/

تمام نقش ها باید بره بیرون، خودت هم نقش نباید داشته باشی، هیچکس در این دل هیچ نقشی جز الله چون میخواد به زیارت بیت الله بره.

باید نخست از جامه عصیان درآیی(درونی و برونی) /با جامه طاعت به کوی دلبر آیی/ بشکسته اگر پایت، در این ره با سر آیی/ تا گام بتوانی زدن در کوی جانان

باپای ظاهری می ری ولکن با پای وجود، با هر پای با پایه ای به سوی حق می روی، پای ظاهری و پای معنوی.

احرام بستی در رهش از جان گذشتی/ وز دنیی دون در ره ایمان گذشتی/ از هر چه جز یاد رخ جانان گذشتی/ کان جا شوی در باغ حسن دوست، مهمان ای حاجیان رفتید چو در کوی دلبر/ دلبر پسندد قلب پاک و دیده تر/ ای حاجیان رفتید چون در کوی دلبر/ دلبر پسندد قلب پاک و دیده تر/ یادآوردید از عهد و وصل و روز محشر/ یوم  پاداش و جزای عدل و احسان

خب عرض می شود که راجع، خود لبیّک ما مطالبی داریم که حالا توجه بفرمایید، چون این سه رکنی که، بله، صفحه 138، گفتن لبیّک ها، چهارمین واجب و سومین رکنه، به همون ترتیبی که عرض کردم هر سه باید با هم باشه، در حالی که ما در میقات هستیم، لباس های مختلف درآوردیم، لباس احرام تن کردیم، نیت کردیم، بعد از همه این ها لبیک، اما اگر لباس در نیاوردیم، لباس احرام تن نکردیم، ولی در میقات هستیم، نیت کردیم، لبیک می تونیم بگیم؟ خب بله، می تونیم بگیم ولی گناه کردیم که لباس احرام که شرط وجوبی است انجام ندادیم، ولی شرط وجوبی ترکش باطل نمی کنه اما تکالیفی دارد که بعداً خواهیم دید.

گفتن لبیک ها چهارمین واجب و سومین رکن و آخرین پایه احرام است. هنگامی که با لباس احرام در میقات با نیت حج یا عمره اید، لبیّک گفتید از همان هنگام مُحرمید و پیش از لبیک هرگز مُحرم نیستید. هر چند سایر واجبات و ارکان احرام را انجام دهید. که لبیک احرام، همچون تکبیره الاحرام نماز است. با گفتنش وارد جرگه حاجیان و معتمران، اجابت کنندگان دعوت صاحبخانه اید. جان احرام لبیک با نیت حج یا عمره است و کمترین واجبش با رعایت احتیاط لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لاَ شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ، إِنَّ الْحَمْدَ، وَالنِّعْمَةَ، لَكَ وَالْمُلْكَ، لاَ شَرِيكَ لَكَ. و دیگر هیچ، مگر جملاتی مستحبی. و اکنون پیش از فقه لَبَّيْكَ شایسته است بدانیم سِّر و معنای لَبَّيْكَ چیست؟ تا احراممان معنی و روح گیرد. وقتی ُمحرم شدیم، مَحرم شویم و این دگرگون شدن لباس و مکان روح و جان را دگر کند، آن را زیر و زبر کند، لَبَّيْكَ تکرار به پا داشتن مخلصانه و خالصانه و بی شاعبه است. این لَبَّيْكَ رو بر 4 پایه ما استوار کردیم که پایه پنجم رو هم دیروز عرض کردم خدمت برادران که لَبَّيْكَ یک تلبیه برای حالا در حال حج که اصله، تلبیه دوم تا آخر عمر من حاجی‌وار زندگی کنم.

چهار تا چیزو گفتیم، پنجمی، لَبَّيْكَ تکرار به پاداشتن مخلصانه و خالصانه و بی شاعبه است ولی به امرم، آری، امر تو را، دعوتت، امرت را، دعوتت را به پا می‌دارم، با اخلاص و بی هیچ شاعبه ای اجابتت می کنم، دو مرتبه و نه تنها یکی و این همه اجمالی از معنی لغوی لَبَّيْكَ است. نَعَم نیست، عَجَل نیست لَبَّيْكَ، شاید اجابت اول اجابت دعوت ندای زیارت است.

{وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا}لَبَّيْكَ، این تلبیه اول تلبیه ابراهیم و رسول الله است تلبیهی که رسول اند. تلبیه دوم تلبیه الله است به واسطه رسول، این یک وجهش، که نخست ابراهیم خلیل (ع) و در پایان خاتم پیامبران ماموریت یافتند که از توانایان دعوت عمومی کنند.{وَأَذِّنْ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًاوَ عَلى‌ كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ}

و تو با این لَبَّيْكَ هم دعوت این دو پیامبر را و هم دعوت خدای را اجابت کرده ای، دو اجابت، فرستاده اش و خودش. فرستاده اش که از خود اوست و خودش که به وسیله فرستاده اوست. که در حقیقت یک اجابت است که خلاصه می شود در اجابت حق در خروج از هرگونه دعوت ناحق و ورود دعوت حق و انجمن حق پرستان.

شاید هم یکی اجابت دعوت فطرت است، بحث فطرت این خدا خواسته است که این دو بحث تفصیل و فقه با هم ادغام داره، این اراده ما و خواست ما نیست. شاید هم یکی اجابت دعوت فطرت است که ما را از درون خدا ساخته به سوی حق می خواند. از درون خداخواسته به سوی حق می خواند و دیگری اجابت شریعتش، که تکمیل کننده شریعت فطرت است، آری آری با این دو اجابت این دو گام به سوی تو قیام می کنم. یکی دعوت فطرت، این وجوه منافات نداره همه مراده، یکیم دعوت شریعت، و شاید تکرار اجابت کنایه ای هم از استحکام و پایه گیری است، وجه سوم، که بر خلاف گذشته هایش نشکنم، نقضش نکنم، اجابتی دو ضربه، ثابت همچون توبه نصوح، آری آری آری آری، آری دوم تاکید آری اوله که این قابل شکست نخواهد بود.

چهارم، و نیز عجابت دعوت حق به قلب و قالب، نه اینکه اجابت می کنم در درونی ها.

که ما درون را بنگریم و حال را / نی برون را بنگریم و قال را.

یا اینکه

ما صوفیان صفا از عالم دگریم/ عالم همه صوراند ما

نخیر، هر دو، و نیز عجابت دعوت حق به قلب و قالب، به زبان و روان، ظاهر و باطن، که تمام هستی‌ام برون و درونم، گفتار و کردارم، همه و همه ام، نقشه ایست از اجابت حق، نام من لَبَّيْكَ است، نام من اجابت است، و دیگر هیچ که هرگز گرد نا حق نگردم، جز نقشه حق در من نیابی، چنان که از محرمی بس محرم، حضرت صادق (ع)، از حضرت صادق ع در تفسیر لَبَّيْكَ اینگونه آمده است، محرم می کنم برای تو مو و پوستم را، گوشت و خون و استخوانم را، مخ و عصبم را، از زنان،لباس ها، بوی خوش، اسم می بره، از هر چه فرمودی، این مرحله ظاهریست، مرحله باطنیم که به دنبال احرام تن، احرام روح است.

و روح احرام نیز همان احرام روح است و این هر دو در خدایی کردم محرم شریکند و می بینی، گویی 4 واجب احرام و 4 گوشه کعبه بیت الله الحرام یکجا در 4 صیغه لَبَّيْكَ، 4 جانبه ادغام و همگام شده اند که تکرارش بر این چهار پایه معنوی استوار است و از همه مهم تر و جامع تر، مهم‌تر و بهتر پایه آخرین که پایگیری و وفاداری همه جانبه این اجابت است. نخست در میقات که جایگاه و پایگاه تجدید پیمان الهی است، خودی هایت را دفع کن و خود را کفن کن که میقات گور خودخواهی ها و خودراهی ها، خود بینی ها و خود پسندی هاست. این خود دروغین را همچون تخمی دفع کن تا خود راستینت با اجابت مجدد حق و ریختن نا خودهایت، آن خود راستین از نو بروید، بارآورد و خودی دیگر به بار آورد، خودت عوض میشی، لباس هایت را که هم پوشنده عورت و هم نماینده شخصیتت بود برون آر تا از این خود دوختگی و خودساختگی تا سر حد امکان رها شوی، سپس لباس هایی که نه لباس زنده است و نه کفن مرده بپوش، مرده کفنش لااقل سه پارچه است و تو یک پارچه یا دو پارچه احرامی داری، بعد بحث خواهیم کرد از نظر فقهی که دو پارچه واجب نیست، یک پارچه هم باشد که کار دو پارچه رو بکنه کافیه.

و زنده هم که نوعاً بیش از سه، آن هم جورواجور و رنگارنگ و تو اکنون نه مرده ای و نه زنده، مرگت اختیاریست و زندگی نوینت در پرتو همین مرگ مصنوعیست، که با پیمودن 4 کلاس مثبت و 4 کلاس منفی احرام تمرین زندگی می کنی، خود را بیازمای و آماده شو و اکنون که لباس احرام پوشیده و خسی شده ای در میقات، نیت کن، تو که به میقت ظاهری آمده ای و لباس های تنت را برون کرده ای در ظاهر از خانه و کار و لباست برون شده ای، اکنون با نیت زیارت از درونت نیز برون شو، از غیر خدا و خدایی ها تهی شو، جا و لباست دگر شده، اکنون با نیت که کاری است درونی جان و روانت نیز دگر شود.

در گذشته نیت های دگری داشتی، که هوای دگری داشتی، اکنون همه را فراموش کن، هوا را از یاد ببر و همچنان خدا را یاد کن و این حج و عمره تنها برای خداست و بس، سیاحت نیست، تجارت نیست، زیارت است و ملاقات و همه چیز است. و این نیت تو را از اسارت به آزادی، از محدودیت به بی نهایت و از باطل به حقیقت می برد. و اکنون برای برداشتن نخستین گام زیارت لَبَّيْكَ بگو  ولی نه همچون نیت در درون و نهادت، تنها در دلت نه، با زبان آشکار ها. که این شعائر حجه.

شعائرحج، ما وقتی که در شهر ها و وطن‌های خودمون هستیم، به هم میرسیم و همدیگر رو می بینیم، هیچوقت نمی گیم بله خدا، بله خدا، نه، عملمون اینطوریه، ولی در حج شعائره، حج تمامش شعائرالله است. همه حجاج لَبَّيْكَ لَبَّيْك، همه بشنوند و همه بگویند که ما فقط در اینجا خدایی شدیم.

(صحبت حضار)

-نباید بگیم، چون رسیدیم، حالا علتش رو عرض می کنیم چون لَبَّيْكَ این است که بله دعوت رو اجابت کردم و آمادم، وقتی آمدی  و رسیدی دیگه چی لَبَّيْكَ ؟ رسیدی تموم شد، به این معنا.

منتهی یک بعد لَبَّيْكَ اینه که من تلبیه گفتم دعوت حج را وآمدم، اما بعد دوم باقی است. بعد دومی که باقی است این لَبَّيْكَ بقا دارد بعد از حج الی آخرالعمر.

این بعد اول است که ما وقتی که در احرام عمره به بیت رسیدیم لَبَّيْكَ گفته نمیشه و در احرام حج وقتی به مسجد نمره رسیدیم، عرض میشود، اونجام دیگه لَبَّيْكَ گفته نمیشه.

که این آشنا گویی و اعلام با بلندگوی زبان نماینده همه توست که همه ام آی، با زبانم آری، با فکر و عقل و دلم آری، با همه جان و تنم آری، با آنچه در خود دارم، بر خود دارم، در برون یا درون، یا همه ام آری. نه تنها لفظ و تصورش که معنای لَبَّيْكَ چنین که گذشت لفظی و پوک نیست. این است که از روی اخلاص به پا خواستم  و به پا داشتم.

نه تنها اعراب و مخارج حروف و کلماتش را، که این را همه دارن یاد می دهند. بلکه جنبش همه جانبه ات در خدایی شدن، نه خدا شدن که محال است، بلکه ضِلُّ الله شدن، عبدالله شدن، آیت الله شدن و در آخر حجت الله شدن. که خود حجت و برهانی برای حق باشی، چه بگویم که در این لَبَّيْكَ یک جهان اسرار و معانی ناگفته نهفته است و بر هر دو پایه توحید، لااله ، الّا الله سلب نه و ایجاب آری بنیاد شده است. نه، نه ای بیگانگانگان ای ناخدایان نه، نه ای همه جهانیان ای خودم و هوایم ای مال و جان کسانم نه، نه، آری آری، ای جان جانانم که آنچه برای خود و دیگران، به هوای خود و دیگران، آری گفته ام غلط گفته ام. این لَبَّيْكَ یعنی غلط کردم، این دو بعدیه، آنچه نسبت به غیر حق لَبَّيْكَ گفتم غلط کردم.

اکنون نسبت به غیر تو ای خدای بزرگ نه، و تنها برای تو آری، آری آری این بنده گریزپاست که اکنون به اجابت دعوتت با پای خود آمده، این خیلی مهمه این نکته رو انسان در حال حج توجه کنه، یه مرتبه انسان بدون دعوت خونه کسی میره، خب بدون دعوت میره، چندان لازم نیست که مراعات احترام این میهمان ناخوانده و ناخواسته بشی، اما وقتی که دعوت کردند ، دعوت کردند که به تو بدهند و به تو بدهند و تو را درست کنند، هر چه پابرهنه تر باشی و ناچیز تر باشی و پا برهنه تر باشی و فقیر تر باشی، دعوتت بهتر پذیرفته میشه.

فلذا، عَبدُکَ وابن عَبدِیک، البیت بِیتُک، والعَبد عَبدُک، ما خدایا به پای خودمون از فجُّ عمیق و از راه دور آمدیم، اکنون حاضریم تو ما را از خودمان بکنی و ما را خدایی و ربّانی بکنی.

 فلذا در روایت بسیار زیاد است که اونجا تمام گناهان بخشوده میشه با شرایط، اونجا بهترین جایی است که بهترین موقف است که گناهان انسان بخشیده بشه با شرایط، وقتی که حاجی برمیگردد سوغات حاجی عبارت است از خودشه، بهترین سوغاتی که  حاجی می برد از حج خودشه، خودش درست شده، آدم شده، خر بوده آدم شده، حیوان بوده آدم شده، دیوانه بوده، عاقل شده، این خودش سوغاتی است که برمیگرده از برای کسان و دیگران.

 آری آری، این بنده گریز پاست که اکنون به عجابت دعوتت با پای خود آمده. این خسته شکسته هیچ. این ناشایسته نا به سامان پر از دروغ و خیال و دیگر هیچ. این ناچیز و دیگر هیچ. این به دعوت تو و با پای خودش آمده. میهمانی است دعوت شده، هر که هست و هر چه هست تو این خَس را دانسته دعوت کردی که کَسَش کنی. نسناس است که ناسش کنی، دیو و دد است که مردمش گردانی، هیچ است که چیزش کنی، لَبَّيْكَ و دیگر هیچ.

هر چه بفرمایی آری، قربانی شو آری، یا به جایش قربانی کن آری، از شیطان شیطان ها و شیطنت ها دور شو آری، سنگ بارانش کن آری، آری آری ای صاحب کعبه 4 گوشه که دوبارت اجابت می کنم به هر 4 معنای پر معنا و تا زنده ام، این احرام همه اش میقات و لباسش نیت و لَبَّيْكَش، خود درسی است که همچنان بایستی برای همیشه نقشه زندگی ات را عوض کند.

و چنان که از حضرت صادق (ع) روایت است که حکمت احرام این است که پیش از آنکه به حرم محترم الهی بار یابند، حالت خشوع به خود بگیرند. سرگرم لهو و زینت و لذت نباشند، حتی لذت های حلال رو اینجا حرام کرده، به سوی مقصدشان با دقت و اخلاص هر چه تمامتر کوچ کرده، با همه هستیشان به سوی او رهسپار شوند. اضافه بر اینکه حالت و چهره احرام خود بزرگداشتی است برای خدا که به سوی خانه اش روانی و کوچکداشت خویش در این دربار پر عظمت.

در حالی که امید ثواب و رحمت و خوف عقوبت داری به سوی او می روی، رو سوی او می کنی، با ذلت و کوچکی و این خود درس است.

تا اینجا روایت بود، و این خود درس است که برنامه عمل، که برنامه عمل سراسر زندگی ات و نه آنکه فراموشش کنی. در نتیجه الی آخر.

 ما بحثی که انشالله اگر زنده موندیم دوشنبه خواهیم داشت، راجع به محرمات احرامه.

در واجبات احرام بخشی صحبت فقه اکبر رو کردیم و از نظر فقه اصغر هم مقداری صحبت خواهیم کرد بعدم بر محور کتاب تبصرهُ الفقها که شرح تبصره علامه حلّی است، به ترتیبی که اونجا محرمات احرام و واجباتش قبلاً ذکر شده انشالله بحث خواهیم داشت.

اللهم الشرح صدورنا بالنور العلم و الایمان و معارف القرآن العظیم و وفقنا بما تحبوا و ترضا و جنبنا ان ما لا تحبوا و لا ترضا. والسلام علیکم و رحمه الله.
اللهم صل علی محمد و آل محمد