جلسه پانصد و بیست و هشتم درس خارج فقه

وکالت

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین
اللهم صلی علی محمد و آل محمد

بر حسب عموم استغراقیه ایه ی مبارکه ی عفو بالعقود اولا عقد وکالت با شرایطش عقد هست و ثانیا بر حسب امر در این ایه واجب الوفاست. یکی از شرایطی که اقایون نفرمودن تعیین وقت وکالت هست که برای برطرف شدن غرر و جهالت حتما باید مشخص شود. بعد از اون جریان ها اگر من به شما وکالت دادم در کاری یا کارهای معینه ای در وقت معینی به شرط صلاحیت من به عنوان موکل و صلاحیت شما به عنوان وکیل که نه قصور دارید و نه تقصیر در این صورت من شما رو 6 ماهه وکیل کردم، حالا که 6 ماهه وکیل کردم میتوانید شما که وکیلید در بین راه بهم بزنید؟ میتوانم من که موکل هستم قبل از تمام 6 ماه بهم بزنم؟ چرا بتوانم؟ اول اینکه مگه این عقد لازم نیست؟ چون عفو بالعقود این هم از عقوده، عفو هم ایجاب میکند عقد رو چنانکه اعتراضی در باب نکاح کردم بعضی از برادران که تشریف بردن سوال کردن که فقها اون هم چی گفته بود؟ گفته بود که {01:45}بهتر هست خیلی حرف عجیب بود، یکی گفته بود که مگر نکاح عقد دائم طرفینی نیست؟ گفتم چرا، عقد لازم طرفینی مگه نیست؟ گفتم چرا، نکاح دائم که بحثش بود این نکاح دائم که عقد لازم طرفینیست، ما یا عقد لازم طرفینی داریم یا عقد جائز طرفینی، اما از یک طرف لازم باشه و از یک طرف جائز نداریم اصلا. خب عقد نکاح که عقد لازم طرفینیه چطور زن نمیتواند طلاق بگیره بدون موجبات اما مرد بدون موجبات میتونه طلاق بده؟ چرا؟ این اعتراض در کل فقها وارد هست، این اقا گفته بودن که بله چون طلاق ایقاع هست و عقد نکاح عقد هست، ایقاع عقد رو بهم میزنه، چی شد؟ هر چی فکر کنیم ادم بیشتر میتونه بفهمه که طرف چقدر نفهمه، یا سکوت کن یا هیچی نگو.

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

چه ربطی بهم داره؟ ایقاع، این اصلا {02:52}جواب نیست، بنده یک چیزی به شما فروختم این عقد معامله ی لازم طرفینی هست یا نه؟ من بعد ایقاع میکنم {03:00}میشود این وقفت که ایقاع هست عقد رو بهم بزنه؟ خب چه ربطی داره؟! گنه کرد در بلـــــــــخ آهنگری به شوشتر زدند گردن مسگری چه ربطی بهم داره … حالا عرض میشود که عقد وکالت این هم عقد هست مشمول العقوده و هم واجب الوفاست مشمول عفو هست که امر وجوبه مگر شما این کار رو بکنی مطلب دیگریه، بنابراین چرا عقد وکالت رو بهم زده؟ این یک بحثیه. مطلب دوم، علامه بزرگوار مطرح میکنن چنانچه ملاحضه خواهید فرمود که چون این عقد جائز من الطرفین هست بر مبنای جواز بین الطرفین اگر یا وکیل یا موکل در ضمن وقت عقد وکالت مُرد، وکالت از بین میره، میگیم {04:00}اولا لازم؛ وقتی لازم شد چرا از بین بره، لزوم معنیش این نیست که تا زمانی که زنده هست، مگه بنده که جنسی رو به شما فروختم مادامی که هر دو زنده ایم این جنس مال شماست، اگه من مُردم جنس مال شما نیست دیگه؟ عقد لازم یعنی حیا و میتا این عقد گریبان گیر طرفین هست مگر مجوزی یا موجبی از برای نقض این عقد در کار باشه، اولا به علامه و دیگران عرض میکنیم که چرا لازم نباشه؟ که البته اون هم بعد جواب خواهم داد، که لازم نیست. ثانیا، حالا که جائز هست چرا عقد جائز این با موت عهد الطرفین از بین بره؟ مگه شما نمیگید به هبه عقد جائز هست؟ …. میگن هبه به کسانی که از {04:45}زن نیست، فرزند نیست، شوهر نیست، چه نیست، این عقد جائزه؟ شما اگر فرشی رو به اون اقائی که این ارتباطات رو باهاش ندارین دادید مادامی که هست میتونی برگردونی، این هم میتونی برگردونی، هم شما که هبه کردی میتونی برگردونی و هم اون میتونه برگردونه، میگیم خب این عقد جائزه حالا اگر چنانچه یکی از {05:15}این عقد هبه باطل میشه؟ مرگ اخه نه لزوم رو از بین میبره و نه جواز رو، ایشون بعدا مطرح میفرمایند که در همین بحث وکالت که یکی از چیزهایی که عقد وکالت رو علی جوازه {05:33}از بین میبرد این هست که یا موکل و یا وکیل بمیرند، اگه توکیل کرده 6 ماهه همین امروز مُرد از بین رفت، اگر چنانچه وکیل مرد قبل از 6 ماه از بین میره، اقا مگه این عقد وکالت حقی رو برای موکل ایجاد نمیکنه؟ مگه حقی رو برای وکیل ایجاد نمیکنه؟ {05:57}وکیلیست که داره وکالت میکنه پول گرفته، این وکیلی که داره وکالت میکنه پول گرفته اگر این مرد این حق چرا ماترک نباشه اقایون؟ مگه ماترک فقط ماله؟ ماترک حق هم هست

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

هر دو حق دارن، هم موکل حق دارد که وکیل کارش رو انجام بده و هم وکیل حق دارم کاره موکل رو انجام دهد، هر دو حق دارن، هر دو له هست و هر دو علیه هست، {06:28}ضرر نیست حق چسبیده هست و گردن گیر اوست و این با چیزی که ملزمه از بین میره ولی با چیزی که ملزم نباشه چرا از بین بره و مطالب دیگر. خب حالا برگردیم، در این دو مطلب بحث میکنیم. مطلب اول، نمیخوایم بگردیم جواب پیدا کنیم میخوام بدونیم راهی دارد جواز عقد وکالت، یک موقع عرض کرده بودیم در اول باب عقود که بعضی از عقود هست که به طبیعت الحال لازم هست، همه میدونن که {07:02}اجاره هست، بیع هست، نکاح هست، مضاربه هست، بعضی از عقود به طبیعت الحال جائزه، اصلا وضع مردم جوری هست که این عقد رو میتونن بهم بزنن، مگر ضرری چیزی در کار باشه که ما کاری نداریم به عنوان ظابطین، به عنوان قاعده این عقدیست که طبعا یا طرف موجب یا طرف قابل میتوانند بهم بزنن، عقد وکالت از همون هاست، اگه قران میفرماید  عفو بالعقود مگر همه ی عقود رو یکسان کرده؟ نه، العقودی که بین شما هستن به همان وضعی که دارن ایفا بشه، اگر وضع لزوم ایفای لزوم، اگر وضع جوازه ایفای جوازی، همونطوری که در باب بیع عقد لازمه مادامی که شما این جنس رو فروختید مادامی که هستید و اصل جنس هست حق بهم زدن نیست حیا و میتا، در عقد جائز که شما فرض کن 6 ماه معین کردی ولاکن قبل از 6 ماه هم وکیل میتواند به {08:10}و هم موکل به …. بهم بزنه به شرطی که ضرر به طرف نخوره البته، به شرطی که این بهم زدن ضرر به طرف نزنه، اون وضعی که در خارج دارد عقود یا اولیست یا دویست، اگر اولیست که عقد لازم هست، میفرماید که عفو بالعقود این لزوم رو  {08:32}باشد مگر استثنائاتی که یا راحجا یا لازما در کاره و اگر این نقض به طبیعت الحال در میان مردم این عقد جائزه، همه ی موکلین و همه ی وکلا وکیل بیاد نزد موکل اقا من حالش رو ندارم ولش کن موکل نزد وکیل اقا یا حال ندارم یا نمیخوام اصلا خودم میخوام انجام بدم، خب قران همون ها رو داره میگه کمااینکه در 09:00}مگه اینطور نیست؟ خدا یک بیع دیگه داره درست میکنه؟ که مرحوم شیخ …. به زحمت بندازه …. 100 صفحه بحث کنن 100 دفعه ما البته صفحات ایشون رو حساب کردم 100 صفحه ی ما میشه، 100 صفحه بیشتر بیع معاطات چیه؟ بالاخره از اول تا اخر تا وسط این بیع معاطات لزوم اور نیست چون بیع نیست، میگیم بابا خدا فرمود که {09:26}کدوم بیع؟ اون بیعی که در خارج اصلا نیست؟ کیه در بین مسلمون ها و کفار ، غیر، غیر مگر اونی که مقلده مقلد ها هم این کار رو نمیکنن، مگر مقلدین مراجع میگن که لزوم در صورتی که بیع 09:38}باشه، مگر بگه …. این حرف ها نیست اصلا نیست. ببینید قران شریف {09:49}اون بیع هایی که در خارج هست و اسمش بیعه دیگه زحمت میکشن صاحب مکاسب غیر که این بیع چیه؟ بیع بالا، پائین، این ور، اون ور، یعنی اینقدر مجهوله بیع؟ همه ی مردم میدونن، حمال ها، دهاتی ها، عمله ها، نون فروش ها، سبزی فروش ها، چی فروش ها که در اصفهان بود یه موقعی همه میدونن، شما گیر کردی برین بالا، برین پائین که به دیگران بفهمونین نه خودتون میفهمین نه دیگران بابا {10:22}چیه. عرض میشود که خب حالا …. اون بیع هایی که در خارج وجود دارد قران میگه به عنوان ظابطه کلیه این گذاراست …. تجارت عن تراض ایات نفی قراره، ایات چه، ایات نفی جهالت، ایات نفی سفاحت اینها خب قید داده در باب عفو بالعقود هم همون عقودی که در خارج هست که این العقود خودش ایقاع هم میگیره، مگه ایقاع ارتباط نیست اقایون؟ عقد چیه؟ پیونده یا پیونده بین دونفر با هم یا پیوند بین من و خدا که وقف باشه، یعنی پیوند نیست؟ مگه وقف یک طرفیه اقایون وقف هم، وقف سه طرف داره مالی که وقف میکنی، منی که واقفم، {11:18}وقف میکنم طرف قرار کیه؟ خداست ….. پس این ایقاع مثلا باید طرف قبول کند تا عقد باشد اگر طرفی نباشد که قبول کند عقد نیست اقا طرف میگه که شرعی قبول میکنیم خدا وقف هایی که درسته قبول میکنیم اونهایی که نادرست رو قبول نمیکنیم، اینجا چون طرف خداست و شرعیه قبول داره میگید چون {11:42}این بنابراین این حالا فرض کنین ایقاع هم باشه مگه ایقاع قرارداد نیست؟ قرارداد انسان با خودش هم قرارداد کند تازه عقده، اگر من نذر کنم، عقد کنم، قسم بخورم {12:00}بگم قرداد هست یا نه خب این هم عقده، تمام پیوندهایی که حاصل میشود و حادث میگردد بین من و خود بین من و دیگران، بین من و خدا، بین خدا و من تمام این {12:11}در هندسه ی عقد تمام اینها عقده. حالا ایا میتونیم اینجور جواب بدیم که این یک روشی بود که مرحوم استاد بزرگ اقای بروجردی داشت و خوب روشی بود مطلب رو خوب تا اونجائی که امکان دارد {12:29}ثابت میکند بعدم خرابش میکند اگه هم نمیشه که همونطوری بمونه، عرض میشود که این حالا ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ﴾ همه ی حرف ها رو میگه مگه همه ی حرف ها لازمه بعضی ها لازمه بعضی ها جائزه، حالا که بعضی ها لازم هست و بعضی ها جائزه هست اونی که لازم هست لزوما عفو تا وقتی که هست اونی که جائز هست جوازا عفو یعنی مادامی که من وکیلم حقم باید بدی مادامی که شما موکیلید از طرف شما این کار را میکنم بله اگه عزلم کردید نه شما موکیلید و نه من وکیل هستم، این مرحله ی اولی که میشود گفتش که ما از عفوالعقود استفاده لزوم که نمیکنیم بلکه استفاده ی وجوب وفا میکنیم این وجوب وفا در هر دو هست، وجوب وفای در عقد لازم یعنی تا وقتی که من هستم او هست و چه باید باشه، وجوب {13:27}در عقد جائز هم هست وجوب …. نه مادامی که این عقد جائز هست شما وکیل منی …. من موکل شما هستم …. مگر اینکه یکدوم بهم بزنیم یا هر دو بهم بزنیم اگر هر دو بهم بزنیم دیگه زمینه ای از برای عقد نیستش تا عفو بیاد مادامی که زمینه هست واجب الوفایه مگر در عقد وکالت واجب وفا نیست؟ {13:54}عمل کنیم، هااااا؟ یا مستحبه؟ ولی بهم زدنش جائزه مگر لازم نیست موکله عرض میشود موکل بدون خودش قراری که دارد در این توکیل عرض میشود که عمل کنه بنابراین این مرحله ی اولی. مرحله ی دوم، مرحله ی دوم که این عقد جائز هست، بله جائزه لازم نیست، حالا که جائز هست این اشکال دوبله، دوبله شد، یکی شد، در جائی که عهد الطرفین بمیره یا موکل بمیرد و یا وکیل بمیرد چرا بهم بخوره؟ چرا؟ مگه هبه عقد جائز نیست؟ پس چرا اگر واحد بمیرد بهم نمیخوره هبه، در اونجائی که بهم میخوره البته، در جائی که لازم هست ما بحثی نداریم، اگر {14:42}بمیره چرا هبه از بین نمیره؟ برای اینکه هبه وقت نداشت که مگه هبه وقت داشت؟ عاریه هست که وقت داره، عاریه هست که من این فرش رو به شما 1 ماهه عاریه میدم، زنده باشی، مرده باشی، بخوای، نخوای برمیگرده سر 1 ماه {14:54}اما هبه که وقت نداره که مگر اینکه وقت معین کنه بگه اقا من به شما بخشیدم این فرش را 1 ساله اینم میشه مگه نمیشه؟ بیع موقت میشه هبه موقت هم میشه حالا اسمش رو عاریه بزاریم اسمش رو هرچی که میخوایم بزاریم البته یک مقداری احکامش فرق داره، خب حالا ما از علامه بزرگوار و سایر فقها این سوال رو میکنیم چرا با موت موکل وکالت از بین برود؟ چرا با موت وکیل وکالت از بین برود؟ ببینید وصیت چیه؟ وصیت توکیل ما بعد از موت هست یا نه؟ بله؟ ما سه جور توکیل داریم، مادامی که من زنده هستم و شما زنده هستید 6 ماهه شما وکیل من این یک دونه، فقط مادامی که من زنده هستم شما وکیل من هستی، اینم یک دونه، نخیر من چه بمیرم و چه زنده باشم شما وکیل منی، چهار، من بمیرم یا زنده شما هم بمیری یا زنده بعد از شما این وکالت حقیست منتقل به وارث میشه این چند جور رو ما نداریم؟ همش وکالته، وکالت در حال حیات، وکالت هر دو {16:15} وکالت بعد از …. وصیت میکنید به فلان شخص که شما بعد از مرگ من چنین کن، چنان کن، چنان کن، این وکالت نیست این؟ توکیله، توکیل به ما بعد از موته، حالا در باب وکالت دو جوره یا سه جور، یک مرتبه هست که وکیل میکند شما را قید میکند مادامی که من و شما زنده ایم، یا {16:40}زنده ام، یا …. زنده ای خب محدود به حدش خودشه دیگه این رو میخوای علامه بفرمائی؟ این رو که نمیگن که ایشون میگن بعد از موت از بین میرود، اینجا که از بین رفتن نمیخواد، اینجا وقتی من از دنیا رفتم دیگه از بین بردن نمیخواد دیگه این موضوع اصلا وجود نداره اگر قید کند من 6 ماهه به شما وکالت میدم ولی مادامی که من زنده ام در ضمن 6 ماه مُردم نه، مادامی که شما زنده اید در ضمن 6 ماه اگر شما مردید نه، یک مرتبه اینطوره این مورد بحث نیست که کل وکالت مورد بحثه، کل وکالت که مورد بحثه بین نا بین میشه، خب این مرتبه اول که مادامی که زنده ام {17:20}. دو، اگر من مردم شما وکیلید اینم وکالته منتها اسمش وصیته یک نوع وکالت هست که مربوط به بعد از موته اسمش رو میزارن وصیت. سه، اون هست که شما وکیل منی مرده باشم، زنده باشم، مرده باشی، زنده باشی یا نه من چه زنده باشم چه مرده شما وکیلید یا شما اگر مردید وکالت منتقل به ورثه میشه مثلا، این چه اشکالی داره اقایون؟ پس این فرمایش علامه چیست که میفرماید که اگر عهد الوکیل یا موکل بمیرند وکالت منفسخ میشود، بله اگر جوریه که بنده وکالت به شما داده ام نه قید حیات کردم و نه قید موت، نه گفتم مادامی که زنده ام و زنده ای نه گفتم هر دو {18:10}هیچی نگفتم در اینجا مطلبیست، در اینجا مطلبیست باید دید که عرف قضیه چیه اگر عرف قضیه و برداشت قضیه و مبنای وکالت در قضیه {18:22}اگر عرف قضیه اینجور نیست یا مجهوله …. زمان حیاته، بله بنابراین با این تفاثیل ما این فرمایش علامه بزرگوار رو قبول نمیکنیم

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

قید داره مگه موکل؟ اگه قید داره که حرفی ندارم

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

میفهمم اجاره هم همینطوره، من که خانه شما رو اجاره میدم اگر مطلق بگم یا قید بزنم فقط شما یا {19:02}دیگران هم اینها فرق داره، اگر قید بزنم فقط شما بسم الله به دیگری نه، اگه بگم به غیر هم میتوانی یا مطلق بگم چی میشه؟ اگر مطلق به شما اجاره دادم بگد قید نزدم، من این خانه رو 1 ساله به شما منتقل کردم در مقابل فلان مبلغ حالا 1 ساله حق شماست یا نه؟ این 1 سال که حق شماست قید نکردم تا زمانی که زنده ای اگر من مُردم این {19:30}منتقل میشه به ورثه؟ چرا نشه، اینم همینطوره چه فرقی میکنه، در باب وکالت من حقمه وکیل باشم … پول بگیرم من

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

حق نیست؟ حق هست یا باطل؟ حقه دیگه

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

نشد، ببیند این عین اجاره هست دیگه چه فرقی میکنه، شما ملاحضه بفرمائید بنده به شما اجاره دادم به ورثه اجاره دادم؟ نه، ولیکن اجاره سه جوره دیگه، وکالت هم سه جوره، پس چرا شما کلا میگی؟

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

بله؟

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

{20:02}

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

میفهمم این کار رو انجام داده، نداده، مقداری مونده، مقداری نمونده برای این 6 ماهی که این وکیل هست حق دارد در این 6 ماه وکالت کند بلافسخ، فسخ هم نکرده هااا حق داره یا نه؟ {20:19}حق مالیست دیگه این حق مالیست منتقل میشه، حق مالی

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

اونی که انجام نداده، عجیبه، اگه در این 6 ماه ایشون وکالت نداشت که خانه رو بسازه؟ اقا 6 ماهه وکالت دارد خانه رو بسازه، اگر قید زده بود خود بسم الله تصریح کرده بود خودت و من بسم الله اگر هیچ تصریحی نکرده چی الان منتقل شده به این اقا؟ حق تصرف در این، حق رو داره؟ بله، حق مخصوص زمان حیات چیه؟ نگفته غیر اجاره، غیر اجاره منتقل میشود به ورثه، ماترک {20:55}ماترک نیست این رفت و گذاشت زمین انچه را که حقش بود انجام بده نشد خب عرض میشود که ورثش انجام بده این حق ورثه هست و منتقل به ورثه خواهد شد خواهد شد. چیزی بود یادم رفت که الان میرسیم، چیزهایی البته. حالا {21:18}ما میگیم …. گفته میشه ادم خیال میکنه …. ایجاب قبول مظهر این پیمان وکالته، نوشته باشد، گفته باشد، اشاره باشد، مشاره باشد، مشاره معنی نداره {21:40} فرق میکنه یک مرتبه میگه از حالا وکیل منی یک مرتبه میگه که از 1 سال دیگه وکیل منی، سوال، این یکم جدیده، در عقد نکاح حالاش رو قبول دارن همه بعضی ها قبول ندارن چرا؟ اگه گفتش من به شما دختر رو به نکاح اوردم از حالا یا نگفت یا نه از حالا گفتش که از 6 ماهه دیگه به ازدواج اوردم چه اشکالی داره اقایون؟ اشکال داره؟ ایشون از از 6 ماهه دیگه زن شماست الان زن شما نیست، بله چون 6 ماهه دیگه زن شماست عقد دائم نمیتونه بشه عقد منقطع اگه شما قبول کنین میشه اگه قبول نکنین {22:20} حق شما ضرر میزنه، این زنی که شما میگید اقا 6 ماهه دیگه 3 ماهه دیگه 4 ماهه دیگه من از حالا میگم {22:30}از 6 ماه تمجیده  اینجا تعلیق نیست اگه بحث تعلیق رو هم بگم از 6 ماهه دیگه زن شما هست بدون عقد یا نه؟ بله، خب قبلا نامحرم شما بود دیگه؟ بله، میتونه شوهر کنه؟ هم میتونه هم نمیتونه، نمیتواند در صورتی که شوهر کردنش مزاحم با حق 6 ماه بعدش نمیشه چون اگه ازدواج دائم بکنه ازدواج دائم که 6 ماهه نیست یا ازدواج منقطع بیشتر از 6 ماه میکنه {23:06} سوم، قید میکنه میگه من از 6 ماه دیگه زن منی به شرطی که دیگه اینور اونور ازدواج دائم یا منقطع اصلا نکنی این قید رو کرد، کرد اگر این قید رو نکرد و مبنا بر این بود که مبنا هم بر اینه دیگه ادم نمیخواد دست خورد مردم رو، ته مونده مردم رو بخوره و اگر قید نکرده بود یا قید هم بود مثلا خب این میتونه در ضمن 6 ماهه یک ازدواج موقتی بکنه بعد هم عده نیاز داره بعد هم اتوماتیکی بدون عقد زن این اقا خواهد شد چرا علامه بزرگوار و دیگران در باب وکالت، در باب بیع، در باب اجاره، در باب چه میفرمایند ولی در باب

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

بله؟

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

خب بشه، چه حالا عقد کنه از 6 ماهه دیگه چه 6 ماه دیگه عقد کنه چه فرقی میکنه؟ هیچ فرقی نمیکنه {23:55}در وکالت من الان شما رو وکیل کردم از 6 ماه دیگه، 6 ماهه دیگه وکیل من هستی یا نه؟

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

{24:04}

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

بله؟

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

حامله از کیه؟

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

{24:15} عقد باطله ما اونجائی که صحیحه داریم عرض میکنیم، این که نشد که ….

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

خب من …

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

ببیند، حالا شما قضیه رو غلیظ تر کردین خوبه، ببینید این زن عرض میشود که، نه خوبه فکر خوبیه، این زن الان در عده هست، در عده هست، حالا که در عده هست الان نمیشه اون رو عقد کرد برای الان و نمیشه الان برای بعد عده عقد کرد یا نه؟ چه عده وفات باشد چه عده {24:54}باشد چه عده عرض میشود که چیز باشد …. میشه یا نه؟ چرا نشه؟ این از نظر گفتن جدیده ولی اقایون چرا قبول ندارن اخه، اخه دلیلی در کار هست شما که چطور دو دوتا در شرع ما چهارتاست در شرع شما شونزده تاست؟! این نمیشه اخه، این درست نیست، چطور در باب وکالت که عقد من العقود میشود شما هم فعلا و هم مستقبلا اما در باب نکاح، اجاره، تجارت، مضاربه فلان این حرفها نمیشه، شما از فردا موکیل من، نمیشه شما از فردا {25:29}حالا فعلا …. اینجا هم …. اینجا مگه چیه؟

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

{25:50}خلق میشه برای بعد، این اشکالی که وارد میشه به علامه هم وارد که عرض میشود که بله {26:02}وکالت بالفعل باشه یا متاخر باشه …. هم بالفعل میگیره هم به …. میگیره …. قبوله تنجیر باید باشه ولی در اینجا بحث داریم حالا عرض میکنیم {26:22}مثلا، ….. تنجیر نداره، ممکنه بیاد ممکنه نیاد پس این تنجیر نیست ایشون اینطور میگن، ما عرض میکنیم {26:40}اصل مطلب اینه، کی گفته تنجیر لازمه؟ این خودش تنجیره دیگه، گاه تنجیر صد در صده گاه تنجیر درصده، حالا این عرض میشود که تعلیقی که شما میگید دو جور تعلیقه، یک جور تعلیق رو قبول داریم، میگید که {27:01}تعلیق هست ولی معلق العلیه حتما ثابته این هم قبول دارم اما …. مثلا ….. میشه؟ نمیشه؟ چه میشه؟ ایشون میگد که چون ایشون و دیگران میفرماید چون در اینجا تعلیق و تنجیر هست نمیشه؟ خب چرا نمیشه؟ خب {27:22}شرط میکنه میگه اگر زلزله شد من از حالا …. وکیل منی اگه زلزله نشد هیچ کاری ندارم چه اشکالی داره؟ مگر نثره قوی که قابل اعتماد باشه ما با اون نثر عرض میشود که تمثل کنیم یکی از حرف هایی که اقایون میزنن این خیلی عجیبه مثلا میگن چون تعلیق اگر داشته باشد عقد درست نیست روی این حساب اگه گفتش که من فردا این فرش شما رو بهتون میدم انشالله، این فایده نداره، این جنس رو میفروشم به شما انشالله، این فایده نداره چون انشالله تعلیقه، بابا اینو امر داریم{28:00}مطلب رو این لازمه منتها انشالله عین، دو عین ما داریم، یک عینی که من معلوم نیست کاری بکنم یا نه این تعلیقه {28:20}قبوله، چرا معلوم نیست کاری کنم یا نه؟ چون معلوم نیست زلزله بشه یا نه، چون معلق العیه معلوم نیست پس فعل منم معلوم نیست یک مرتبه نخیر این طور نیست، من که میگویم انشالله من تصمیم دارم ولی گاه خدا جلوش رو میگیره گاه هم نمیگیره پس انشالله گفتنش لازمه. پس شما با گفتن انشالله که از واجبات و مستحبات هست در کل امور معلقه بگوئید تمام باطله چون تعلیقه! این چه حرفیه شما میزنید، قاعده اش این هست که ما فقه معرفت رو با فقه احکام عملی اینها رو ضمیمه کنیم تا اینکه بفهمیم  {28:54}

.

.

.

وسلام علیکم