جلسه هفتصد و پنجاه و یکم درس خارج فقه

حدود و تعزیرات (زنا)

760

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین

و صل الله علی محمد و علی آله الطاهرین

در وسایل الشیعه از برای حد زنا در شکل های مختلف و حالات مختلف زنا پنجاه باب که مشتمل است بر دویست و سی حدیث …کرده اند احادیث یا مرجع قرانی دارند و یا مرجع قرانی ندارند و اکثر احادیث که در بعد احکام فرعی باشد و چه در غیر بعد احکام فرعی محور قرانی دارند یا نص یا ظاهر کم نص یا ظاهر و یا ضابطه. اما احادیثی که در هر بعدی از ابعاد اصلی و فرعی اسلام محور قرانی است نداشته باشند بسیار کم است و اون کم همیشه محور قرانی ندارد دو بخش است یا قطعی الصدور است ولو معارض داشته باشد ده حدیث هشتاد حدیث پنجاه حدیث یک طرف و یک حدیث یک طرف این یک حدیث و دو حدیث که احتمال …بسیار بسیار کم است مضر به قطعیت صدور پنجاه و چند حدیث نخواهد بود بنابراین در این تقسیم اگر احادیثی محور قرانی ندارد یا قطعی الصدور است و یا غیر قطعی الصدور اگر غیر قطعی الصدور باشد بر مبنای  ولا تقف ما ليس لك به علم قابل تصدیق نیست و اگر قطعی الصدور باشد به دلیل مع ..به وضوح اطیع الله و اطیع الرسول فقط اطاع الله پیروی حدیث قطعی الصدوری که نه محور سلبی دارد در قران و نه محور ایجابی که بسیار هم کم است مقتضای این ایات قبول اون احادیث است به عنوانی که وحی الیوحی است قطعی الصدور یا از تعداد به دست میاد ممکن است تعداد زیاد باشد و سند لازم نداشته باشد تواتر یا استفاضه در حد تواتر است که سند نمی خواد یا اگر نه تواتر است و نه استفاضه در حد تواتر که متنا از نظر تعداد و از نظر متن قطعیت اور نیست این جا است که متوسل به سند میشیم خیلی کم خیلی توسل به سند که قطعیت سند است بسیار بسیار کم است حالا در پنجاه باب حد زنا در وسایل الشیعه که نوشتن بر حدود دویست و سی حدیث است این احادیث در ابعاد حد زنا گوناگون است بخشی را دیروز عرض کردم و بخشی را امروز. بخشی از حدودی که در احادیث ذکر شده است و موافق قران است و بخشی مخالف قران است و بخشی نه موافق و نه مخالف قران اون بخش از احادیث حدود که موافق قران است قطعا قابل قبول است بلا زیاده و لا نقیضه و اون بخش که نه موافق قران است و نه مخالف قران است اگر قطعی الصدور باشد مانند احادیث سی چهل گانه رجم که بر حسب تواتر اجمالی رجم مربوط است به محصن و محصنه با شرایطش قابل است این احادیث تخصیص بزند ایه حد مائه جلده را به اون بیان دیروز عرض کردم واما دیروز بحث کردیم و اما احادیثی که حدود دیگری را مقرر کرده است مثلا تعدادی از احادیث که معارض هم دارد این حد را معین کرده است که اگر جوان زن داری که دخول نکرده است زنا کرد سه بعد احادیث دارد که دیروز عرض کردم بعد اول موافق قران است که مائه جلده و بعد دوم که مخالف قران است در یک بعد که و تقریب و بعد سوم اضافه بر مائه جلده است و تقریب حل و یا جذب راس بود موس سر و بعدا یفرق بینهما یفرق بینمها یا بین الزوجین است یا بین الزانی و الزانیه این قابل قبوله و معارضم دارد هم معارض دارد هم مقابل با عموم ظاهر قران است همچنین احادیثی که جمع کرده است بین جلد مائه جلده و رجم چون حدین است و یک جریمه دارای دو حد نیست چنانکه بعضی احادیث و قاعدتا همچنین است قابل قبول نیست احادیثی هست که اگر زنای با محارم بود چه زانی و الزانیه محصن و محصنه باشند و چه محصن و محصنه نباشند چه جوان باشند چه پیر باشند حدش ضربت بالسیف است و این احادیث معارض ندارد و مستفیض است و قابل قبول است همونطوری که احادیث رجم قابل قبول است از نظر تخصیص ایه مبارکه نسبت به فردی که شمول ایه نسبت به اون فرد بسیار کمرنگ است همانطوری که زنای محصن و محصنه درصدش در میان زناهای جعلی بسیار کم است و شمول اطلاق ایه نسبت به .. کمرنگ است و قابل تخصص است ایه همین طور راجع به ضمنی که زنا کرده است و مسلمان است کافری که زنا کرده است با مسلمان که قتل است و همچنین نسبت به مردی که یا زنی که زنای با محارم کرده است در هر بعدی از ابعاد باشد ضربت بالسیف است در این ضربت بالسیف اگر مرد با یک ضربه به سیف که مرد و اگر نمرد یخلد فی .. الی اخر العمر این هم قابل قبول است بنابراین این احادیث سه بعد دارد یک بعد قابل قبول است یک بعد مردود است و یک بعد مشکوک است بعدی که قابل قبول است موافق ایه یا نصا یا عموما و بعدی که مردود است قابل قبول نیست و بعدیم که مشکوک است لا تقف ما ليس لك به علم حالا ما فعلا دو بحث داریم یک بحث در اصل جلد و یک بحث در اصل رجم ایا این رجم در جای خودش و یا جلد در جای خودش چگونه باید باشد ایا رجم با سنگ بزرگ یا ریز سنگ کوچک بزرگ این یک سوال دوم رجم محدود است به حدی یا نه اونقدر رجم کنند که طرف بمیره سوم ایا ..رجم یکجا لازم است یا نه خیر یک یکی الان یکی یه ساعت دیگه که رجم متفرق باشد مانند جلد متفرق و از این قبیل سوالها راجع به مائه جلده هم نیز این بحث هست ایا مائه جلده درد شدید باشد چنانچه روایتی دارد یا بین الضربتین باشد چنانچه روایتی دارد یا خفیف باشد چنانچه در روایت نداریم دو قسم روایات راجع به جلد مائه جلده هست بین الضربتین ولو روایتش کمتر است و ضربه شدیده ولو روایتش بیشتر است ایا کدام قابل قبول است کدام موافق ایه است و کدام مخالف ایه است حالا در جلد ایا یک جا بودن صدضربه به طور عرفی شرط است یا نه خیر چند ضربه حالا چند ضربه بعد چند ضربه بعد در فاصله یک روز یا ساعاتی یا یک ضرباتی زده بشه اینها سوالاتی است که و از این قبیل در باب رجم و در باب جلد هست حالا در باب جلد که ایه دارد ما چه استفاده می کنیم از ایه فضربوا کل واحد منهما مائه جلده ایا مائه جلده شدید ایه شدید ندارد ایا مائه جلده خفیف نوعیت ندارد پس مائه جلده ای که صدق کند به طور متوسط صدق صد ضربه شلاق به طور متوسط بله حالا عرض می کنم وَلَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ یعنی مائه ضربه رو مائه جلده رو کم نکنید متفرق نکنید اصل مائه جلده بله بله … حالا ایا اون روایاتی که اقلیت دارد در مقابل روایتی که به ضرب شدید باید زد ایا اون روایات بین الضربتین قابل قبول هست یا قابل قبول نیست مائه جلده صدق اولیش کافی است اگر گفتند صد ضربه شلاق بزن صدق اولی صد ضربه شلاق ایا خفیف است عرفی ایا شدید است فقه ثانوی ایا بین الضربتین است صدق اولی عرفی مائه جلده بین الضربتین است پس روایات که ضربه شدید بزند شدت ضربه از ایه استفاده میشه بلکه اصل ضربه است اصل جلد است درش شدت بنابراین شدت بر مبنای احادیث ملقی است درسته خفت هم نخوابیده رافه نسبت به جلده ای که قران استفاده میشه جلده ای که از مائه جلده استفاده می شود یا خفیف است یا شدید است یا متوسط اگر متوسط باشد رافه نیست حکم اگر متوسط باشد و ما عرض می کنیم که متوسط بود چرا برای اینکه ضربه شدیده در مائه جلده نیست بلکه اصل ضربه است چون حالا عرض می کنم باشه حالا ضربه شدید راجع به بعد سوم که ضربه شدید باشد شدت از مائه جلده مستفاض نیست پس شدت در مائه جلده اضافی است به ایه دلالت بر ان ندارد وَلَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ بر مبنای مائه جلده است یعنی از مائه جلده لا تاخذ حالا مائه جلده چیه ببینید اگر مائه جلده ضربه شدیده بود خفیف ترش خفیف اگر خفیفه بود شدیدتر شدید بود اما مبنای اول داریم مبنای دوم مبنای اول است چرا ایا مائه جلده چه استفاده می شود هر استفاده ای شد از اون کمتر غلط از اون زیادتر غلط برای چی استفاده می کنیم بحث اول ایا از مائه جلده استفاده مائه جلده شدیده می کنیم نه خیر پس شدیده اضافه ای است من دون دلیل پس صدق مائه جلده صدق مائه جلده مرحله اولی صدق مائه جلده چیه یا خفیف است یا بین الضربتین مرحله دوم یا مرحله سوم ضربه شدیده است ضربه شدیده بر خلاف اطلاق ایه است که صدق مائه جلده  میکنه و صدق اولی مائه جلده در چیه؟ یا در خفیف است که باید پایین .. یا در مائه ضربه کلی در خفیف نیست برای اینکه ضربه خفیفه جلده ضربه عادی نیست مائه جلده محمول است بر ضربه عادی ضربه خفیف بر ایه رحمت است و ضربه عادیه نیست بنابراین ضربه خفیفه مراد از مائه جلده نیست ضربه شدیده ام باید اضافه داشته باشد و اضافه در قران ندارد و این صدق مائه جلده کافی است بنابراین طبق مائه جلده متوسط جلده است و بین الضربتین است بنابراین روایات بین الضربتین با مائه جلده اوفق است روایات خفیفه هم اصلا نداریم روایت شدیده داریم بین روایت شدیده و روایت خفیفه کدام انتب است با دلالت ایه در بعد اولی مائه جلده ایا در بعد ضربه شدیده موافق است شدید ایا در بعد اصل ضربه موافق است بین الضربتین دارد ایا در بعد اصل خفیف ضربه موافق است روایت نداریم هم در بعد ضربه خفیفه روایت نداریم و هم ایه ضربه معمولی را دلالت دارد ضربه معمولی خفیفه نیست بکه ضربه معمولی بیت الضربتین است و بیش از بین الضربتین بی شدت است بنابراین وَلَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ با رافه د رمقابل .. هم هست هم غلظت حرام بر مائه جلده هم رافه رافه رافه در بعد عدد کمتر از صد ضربه رافه در وضع زدن از متوسطه به خفیفه انتقال یافتن رافه در زمان زدن زمان را تقسیم کردن بنابراین رافه رافه در کیفیت رافه در کمیت رافه در زمانی که مربوط است به اصل اولی بین الضربتین وَلَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ ولکن ایا صحیح است که ما بین الضربتین که زدیم و رافه نکردیم .. لگدم بزنیم بیشتر بزنیم ضرب شدید بزنیم لعنم بکنیم کار دیگه نه خیر هیچ اهانتی نه لفظا نه عملا جایز نیست بنابراین دو بعد افراط و تفریط در مائه جلده محرم است منتها بعد تفریط را ایه ذکر می کند نصا و بعد افراط را ایه ذکر می کند دلالتا دلالت ظاهری دلالت نصی ایه این است که کمتر از صد ضربه نباشد خفیف نباشد چون عرفا خفیف مرحله اولی نیست تقسیم بین زمان نشود چون تقسیم کردن مائه جلده بین زمان بین زمانها دو اشکال دارد یه اشکال مائه ضربه ای که در ده ساعت بزنند مائه ضربه نیست مائه ضربه معمولی مائه ضربه پشت همه پشت هم به طور معمول بر ضربه است این اولا و ثانیا این خفت است در عذاب تخفیف است در عذابی که بر مبنای بین الضربتین مائه جلده حاصل میشه این راجع به تخفیف حالا راجه به تشدید چون ما از ایه استفاده می کنیم که نوع عرض می شود که ضربه نوع معمولی ولو عادی نوع عادی مائه ضربه بین الضربتین است بنابراین اگر شدیدتر باشد افراط است اگر خفیفتر باشد تفریط است اگر شدیدتر باشد ظلم است اگر خفیفتر باشد رحمت است صدق ضربه کافی است ایا اگر صدق ضربه کافی باشد حق داریم بیشتر از صدق ضربه بزنیم باز جواب سوم وَلَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ بر مبنای مستفاض از مائه جلده است ببینید تردد داره مستفاض از مائه الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ اینو داشته باشید ایا مائه جلده صدق مائه جلده کافی است طبق احادیث یا نه خیر بیشتر از صدق اگر گفتند که برای زید اب بیارید صدق اب اوردن کافی ست یا باید مشک اوردن صدق اوردنه اگر گفت زیادتره لازم نیست لازم نیست ببینید صب کن نه صدقه ولکن در باب حد هر چی بیشتر بیاید بیاید در باب اذیت کردن در باب حد زدن باید اون مقداری که صدق می کند بیشترش ظلمه رافتم نکنیم اگه گفتند به زید پنج باز عرض می کنم لَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ بر مبنای مستفاض از مائه جلده است مستفاض داریم اگه مستفاض نداشته باشیم حذف کنیم اگر مستفاض نداشتیم حذف کنید بنابراین ضربه با هر یک ضربه به پشتش ببینید اگر لا بله دیگه نه اگر عرف صبر کنید اگر عرفی بین الضربتین اگر جلد عرفی است شدید شدید در بعد افراط ولو پشتم نباشد خفیف ماتحت عرفی است خفیف ماتحت عرفی است و شدید فوق عرفی است حال بین الضربتین عرفی است اولا اولا بین ضربتین عرفی در بعد عرفی و عرفی در مصداقه ببینید دو دلیل داریم دو قرینه یک قرینه ای که بین الضربتین مصداق معمولی است اگر ضربه شدید نباشد غیر معمولی است خفیف هم نباشد غیر معمولی است امر مائه جلده را باید بر معمول کدر اگر غیر معمولی مراد بود یا افراطا تشدید یا تفریطا تفریط قرینه لازم داشت اون قرینه ولکن وقتی فرمود ماده جلده یعنی مائه جلده معمولی عرفی ایا مائه جلده معمولی عرفی بین الضربتین است یا ضربه شدیده است یا ضربت خفیفه است این یک دوم این است که ما صدق مائه جلده صدق اگه گفتن که زید را بزن نگفتند چقدر بزن زید را بزن بین یک چک است و دو چک است و سه چک ایا یک چک بزن کافیه یا نه بله پس دو چک تشدیده چون صدق مصداقه اینجا مصداق مائه جلده مصداق ماده جلده است بدون قرینه ضاربه مضداقش عبارت است از جلده معمولی پس جلده معمولی مستفاض است از ایه به دو حساب ولو به یک حساب یک حساب یا دو حساب یک یا دو قرینه باطل است برای اینکه مراد از مائه جلده جلده بین الضربتین است منتها لَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ رافه رافه هیئتا رافه مدتا رافه نفسا اگر کمتر از مائه جلده رافته اگر خفیف باشد رافته اگر اصلا نزند رافته اگر کمتر باشد رافته اگر تقسیم به زمان کند رافت است این رافت ممنوع شهوتم ممنوع چرا؟ پس که ضربه شدیدتر بیشتر محکم تر در حالات مرض در حالات حرج و همچنین کسی که مربض هست حتی روایت داریم خفیف بزنید کسی که مریض است و در حال مرض باید مراعات کرد ضربه خفیف باید زد کسی که مریض است یا مریض نیست بیشتر از مائه جلده معمولی بین الضربتین زدن شدیدتر زدن بیشتر زدن یا در زمان واحد در زمان واحد مائه جلده در صد ضربه می زنند این صد ضربه یا در صد تا پنج ثانیه صد تا دو ثانیه اگر معمول در صدتا دو ثانیه یا یه ثانیه بزند این هم عرض می شود که شدت است پس مائه جلده بین الشدته افراط است ممنوع است به دو دلیل و بین ال عرض میشود که رحمت است تخفیف است پس بنابراین حد وسط مائه جلده باید که جریان داشته باشه منتها استثناعاتی دارد اگر کسی مریض است باید خفیف زد اگر …نباید او را زد اصلا نباید زد چون غرض از حد مائه جلده کشتن که نیست غرض تادیب است با تادیب نباید .. بنابراین استثناعاتی در کار هست این استثناعات باید که مراعات بشود برحسب حدیث برحسب عرف و بر حسب مائه جلده که برای قتل نیست فاقتلوهما نیست یا ان قتلتهما نیست بلکه فضربوا کل واحد منهما مائه جلده حالا در اصل ایا این شلاق شلاق سیمی باشد شلاق ضخیم باشد شلاق ضعیف باشد شلاق … در اون موقعی که مائه جلده فرمود شلاق چی بود شلاق چرمی بود شلاق چرمی معمولی نه ضخیف بود و نه نازک بود اما ببینید مائه جلده مطلقه ولی ما شلاق سیمی هم داریم شلاق سیمی هم می زنن شلاق سمی این افراط است در ترکیب از نظر ماده و از نظر کیفیت بنابراین مائه جلده هم مائه معمول است هم جلده معموله در زمان معمول در ماده معموله و در هیئت معموله و در زدن معمول پس به کل واحد منهما مائه جلده ولا یاخذهم بهما رافت در بعد مفهوم مائه جلده فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِوَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ طائفه چند بعد دارد طائفه شهر و خبر کردن است؟ کما اینکه مائه جلده مصداق اولی است و مصادیق دیگر ظلم است همچنین طائفه من المومنین در بعضی روایات داریم یکی کافیه دربعضی روایات دارد حداقل سه تا فرض کنید سه تا طائفه یعنی کسانی که می گردند دور شلوغی گشتن کسی دور چیزی گشتن کسانی دور چیری دو یا سه فرض کنید سه اما شما سی نفر سیصد نفر زن مرد شهری دهاتی اداری طلبه مطلبه همه رو خبر کنید این حرام است این هم بله رافه ببینید عبرت گرفته ولی عبرت گرفتن به حد چی در حد طائفه مصداق اول طائفه که بیشترش که نشد اینم بر مبنای اینم مثل همون حرفه بنابراین دو حالت داره همون طوری که بر مبنای مائه جلده فهمیدیم متوسطه و رافه بیشتر از متوسطه و عرض می شود که کمتر از متوسطه همینطور طائفه ولی طائفه چقدره طائفه ایا یه نفر است بیشترش غلط دو نفر است بیشترش غلط حد اقل طائفه چون تمام مائه جلده تادیب طائفه تادیب اگر مصداق اول تادیب حاصل شد مصداق بعدی جرم است و افراطه چون قضیه رحمت بله در قضیه رحمت گفتم اگر صدتا بگیم … و اما کمتر از صدتومن اشکال داره ولی یک گران عرض می شود که کمتر بگیر اینجام هم عرض می شود که مائه جلده مقدار عادی و معمول دارد که و رافه یعنی کمتر از اون باشه و هم طائفه کما اینکه رافت در مائه جلده بیان ضربتین کمترش رافت است همون طور طائفه کمتر از سه نفر رافت است هیچ چی رافت است اگه هیچکی خبر نکنه رافت است فرض مسلم بعد اول طائفه فرض کنید سه نفر سه نفر حالا اگر بیشتر از سه نفر چون هیچ کس نگفت و هیچ لغتیم نگفته به طائفه مصداق اولش قدر اگر مصداق اولش هیچی نباشد دو تا نباشد سه تا هست بیشتر از سه تا نیست بنابراین بیشتر از سه تا اگر زیاد شد فعل حرام کرده نگاه کردنش حرامه حضورش حرامه و این است که وَلَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اون طایفه ای که مصداق اول طایف است در تنبه کافی است و بیشتر لازم نیست کما اینکه رویت چهار عدل چهار عدل نگفتن پنج و نگفتن سه به مقدار رویت چهار عدل سه نفر یا چهار نفر منتها چون چهار نفر بیشتر از چهار نفر کنه سه نفر صدق اول طایفه هست بنابراین سه نفر کافیه اخبار بیشتر سه نفر یا حضور بیشتر سه نفر حرام است و اضافه بر حد است این راجع به جلد راجع به رجم. بله یواشکی حرف میزنن مگه حرف نیست هیچ کس نباشه حرف نیست این راجع به جلد راجع به رجم ایا رجم ها این در حد و رجم که وجه و مذاکیر مستثنی است یعنی عورتین نباید عرض می شود که جلد بشه سر و صورت و چسم و دهان و بینی اینها نباید رجم بشه دلیل بر چیه دلیلش اینه که این حد برای کشتن نیست زیرا اگر حد برای کشتن بود یا کشتن و نکشتن در حد عمومیت اطلاق داشت روایات استثنا سر و صورت  مذاکیر رو نمی کرد مذاکیر عبارت است از عورتها عورت زن عورت مرد عورتین مرد عورتین زن مستثنی است و عرض می شود که راجع به سر و صورتم مستثنی است بنابراین در حد مائه جلده کشتن نیست در باب رجم بله حد یعنی حد حد معمولی قطعیش بیشتر از کسانی است ممکنه دو تا باشه ممکنه یه دونه باشه ولی حد معمولیش که می شود عرض می شود اعتماد عرض می شود .. است راجع به برای اینکه قران روزنامه نیست قران جوری بیان می کند که با فکر مطالب معلوم میشه طایفه من المومنین مصداق اولش سه نفر فرمودن سه نفر به جای ثلاثه طایفه ثلاثه میشد مذکر ثلاث میشد مونث طایفه من المومنین مونث باشد مذکر باشد ولکن یک سوال هست که ایا ایا این سه نفر یا چند نفر که ولیشهد واجب است حضور داشته باشند باید مرد باشند مرد و زن باشند زن باشه زن حق نداره مگر زن حق دارد مرد را عاری ببیند البته عورت محفوظه عورت عرض می شود که عورت مهجوره مرد را زن عاری ببیند در موقع عذاب یا در ولکن مرد می تونه بنابراین طایفه من المومنین منحصر به مردها فقط هست اما در باب عرض می شود که رجم ببینید بین رجم و قتل عموم و خصوص من وجه است ممکن است رجم باشد قتل نباشد قتل باشد رجم نباشد رجم باشد و بعد چون بین رجم و قتل و نفرمود قتل در روایات سی و چند گانه ای که تواتر اجمالی دارند و تخصیص در این ایه رو به راحتی به طوری که اطلاق ایه استقبال کرد ازش رجم داریم درسته خوب این رجمی که داریم به چه وضعی باید رجم بشه ایا به وجه کشتن است وضع تادیب زیاد است چه وجهی یا رجم جوری که نکشد رجم جوری که احتمال کشتن دارد رجم جوری که قطعا می کشد قطعا میکشد رجم جوری که قطعا کشنده است این قتل است و روایت دارد رجم بناراین به قصد قتل نباید محصن و محصنه را عرض می شود که زد وانگهی رجم اصلا ریگ بزرگ است ریگ کوچک است سنگ است تخته است چه است رجم در قران شریف به معنی پرت کردنه و جعلناها رجوما لشیاطین یا شیطان رجیم شیطان پرت شده همین طور پرت شد با سنگ پرت نشد گاه پرت می کند خود طرف رو گاه پرت می کند با سنگ ولکن روایت رجم پرت کردن با چیزی پرت کردن با چیری در این روایت دارد که با سنگ های کوچک سنگ بزرگ نه برای اینکه سنگ بزرگ کشنده است سنگهای کوچک یا ریگ ریز است یا سنگ بزرگ است یا ریگ بزرگ است که سنگ کوچک صدق می کند و ما حد رجم را بر مبنای روایاتی که تعیین کرده است و مقرر کرده است که باید هجاره ثقیله باشد هجاره ثقیله عبارت است از ریگ چه ریگ کوچک باشد چه ریگ بزرگ منتها ریگ کوچک صدق هجاره ثقیله نمی کند ریگ کوچک که بند نوک انگشت باشد این سنگ کوچک نیست و از سنگ بزرگ هم سنگ کوچک نیست سنگ معمولی هم سنگ کوچک نیست پس در مربع رجم به وسیله سنگ این بعد به نظر میرسد که ریگ بزرگ با ریگ بزرگ بزنند و مذاکیر را نزنند و سرو صورت را نزنند ایا کشنده است هرگز کشنده نیست در صفحه برای اینکه به پشت بزند به شکم نزنید سه موضع مستثنی است سر و صورت و شکم و مذاکیر که تا عرض می شود که تا بین کمر دفع کنند و بعد بزنن زن رو اگر مرد هست تا بین کمر نه ولکن به پشت بزنند به پشت زدن با ریگ بزرگ مخصوصا صدق اول هرگز یک در هزارم کشنده نیست چرا برای اینکه در رجم سه رجم کافیه دیگه اگر فرض کنید که دو سه نفر چندتا ریگ بزرگ زدند صدق رجم دارد یا نه سنگ باران نیست ریگ بارانه رجم سنگ بارانه سنگ باران نیست ریگ باران است ریگ بارانی صدق اولی ریگ باران انسان نه بر مبنای قطع به کشتن نه بر مبنای احتمال کشتن نه به مذاکیر و راس و جلو بلکه پشت این قطعا کشتن درش نیست بنابراین مراد از رجم این است که تادیب زیادتر باشد و عذاب مفتضح تر کند طرف چون رجم اصولا در کل تاریخ یک عذاب افتضاح انگیز بوده عرض می شود که لولا … و از این قبیل و از این قبیل بنابراین در رجم چند بعد کمتر یک صدق اولی رجم نه اینکه انقدر بزن بزن بزن تا بی حال بشه نه خیر صدق اولی رجم کما اینکه در عرض می شود که مائه جلده صدق اولی صددرصد که بین ضربتین بود در رجمم صدق اولی رجم کیفیتا و کمیتا و زمانا بنابراین اگر هنوز رجم نشده طرف فرار کرد رجم نشده اما اگر رجم شده چه فرار کند و چه فرار نکند باید دست نگهدارند چون صدق اولی رجم بود و در بعد حد که تادیب است بیشتر از مصداق اولی این عرض می شود که افراط است و چون هم روایات دارد رجم در بعد محصن و محصنه و هم ایه دارد که مائه جلده در بعد غیر محصن و محصنه همون طور یکه صدق اولی مائه جلده کافی بیشترش ظلم است و کمترش رحمت است در باب رجم هم بیشترش ظلم است و کمترش رحم است به مقدار از نظر زمانی از نظر اصل مصداق اولیه رجم و از نظر ریگهایی که میزنند بنابراین کشتن … بنابراین روایت می گوید که فلان رجم کردند در رفت یه ریگ رسید بهش سنگ بزرگ و فلان و کشت و امام و یا پیغمبر منع کردند این شخص قاتله اون شخصی که این مرجوم رو کشت قاتل است و چون عمدا این کارو کرده باید که قصاص بشه درست است در روایت … .ولی باید که قصاص بشود چرا مگه شیطان است برای اینکه.. بله شیط دو بعد دارد یک شیط در بعد درد امدنه یکی در مورد مفتضح کردنه ایا درد افتضاح صدضربه بیشتر است یا … نه خیر افتضاح ریگ باران کردن بیشتر صدق ریگ باران اون عذابه اینم عذابه مگه رجم عذاب نیست بله در بعد عذاب برابر باشد ولکن باشه حالا در بعد عذاب برابر باشد ولو و باب مفتضح کردن بیشتره رجم در بعد مفتضح کردن قطعا بیشتره یه ریگ شما به کسی پرت کنی این ولو دردم کمتر بیاره این عرض می شود که مفتضح تره این یه شلاق بزنی ریگ بله حالا بنابراین اخه یه افتضاح داریم یه درد داریم … کسی رو بی احترامی کنن کتکشم بزنن ولی کسی حاضره صد ضربه شلاقو بخوره ولی فلان بی احترامی نشه بنابراین هر دو بعد در نظر گرفته میشه یک بعد عذاب روحی است و یک بعد عذاب جسمی است شخصی که صد ضربه میزنند هم عذاب جسمی است و هم عذاب روحی و کسی که رجم میکنند هم عذاب جسمی است و هم عذاب روحی ولکن در بعد عذاب روحی رجم که صدق اول رجم کند بیشتر است در بعد عذاب روحی مائه جلده ای که صدق مائه جلده می کند هفته جاری ما معذوریم این جریانی که خواهد بود و اگر زنده برگشتیم هفته بعد از بعد بحث رو ادامه خواهیم داشت

اللهم اشرح صدورنا به نور العلم و الایمان و معارف القران العظیم و وفقنا لما تحبه و ترضاه و جنبا

والسلام علیکم

39.40