رساله نوین

مسئله ۱۰۴۴

سياست و روابط بين‌‌المللى دولت‌‌ها و ملل اسلامى بايد به‌‌گونه‌‌اى باشد كه ديگران را با روش اسلامى خود به‌‌اسلام نزديك كنند، و نه آن‌‌كه از اسلام و وظايف اسلاميشان بكاهند تا بتوانند روابطى با ديگران داشته باشند.

مسئله ۱۰۴۵

رهبرى دين و سياست دينى در زمان غيبت حضرت ولى امر (عجل‌‌اللّه‌‌ تعالى فرجه‌‌الشريف) رسالتى الهى است برعهده‌‌ى شوراى شايسته‌‌اى از شرعمداران و سياستمداران اسلامى برمبناى «وَ أمْرُهُمْ شُورى بَيْنَهُمْ»كه در اين صورت اولاً نظرات گوناگون به‌‌يكديگر نزديك‌‌تر مى‌‌شود، و سپس نظر اكثريت آن‌‌ها ان‌‌شاءاللّه‌‌ مورد پذيرش خداى متعال و مردم خداجوى خواهد بود كه اين خود پذيرش «احسن» و برحسب آيه‌‌ى ۳۹ زمر ـ چنان‌‌كه گذشت ـ واجب است.

مسئله ۱۰۴۶

شوراى عالى مرجعيت و رهبرى سياسى تنها از طريق خبرگان واقعى، قابل قبول است، چنان‌‌كه نمايندگان مجلس شوراى اسلامى نيز به‌‌گونه‌‌اى وسيع‌‌تر از طريق خبرگانى كه به‌‌شايستگى نمايندگان مجلس آگاهى دارند بايد تعيين شوند، و بالاخره اساس مشورت در هر امرى از امور كشورى منوط و مربوط به‌‌آگاهان در همان زمينه است و تنها اكثريت آراء اساس انتخاب اسلامى نيست، بلكه اكثريت شايستگى اسلامى است و بس، كه بيشترين رأى از نظر عدد راى‌‌دهندگان اگر كسى را برگزيند كه صلاحيتى در برابر اقليتى شايسته‌‌تر ندارد رأى اين عدد كم‌‌تر احسن‌‌القول و پذيرفته است و و نه رأى اكثريت ـ كه يك گردوى مغزدار به‌‌صدها و بلكه هزارها گردوى پوك و بى‌‌مغز ارزش دارد پس ملاك صِرفِ اكثريت عددى نمى‌‌تواند باشد.

مسئله ۱۰۴۷

در حكومت اسلامى غيرمعصومان، هرگز استبداد و خودرأيى وجود ندارد، و تمامى كارهاى مورد اختلاف و شبهه اعم از احكام فردى و اجتماعى و احكام سياسى بايستى برمبناى مشورت شايستگان انديشمند و كاردان اسلامى انجام گيرد، زيرا قانون اسلامى بر تمامى شخصيت‌‌ها مقدم است كه حتى معصوم هم نمى‌‌تواند به‌‌استناد عصمتش برخلاف قانون خداى متعال حكمى كند و يا عملى را انجام دهد.

مسئله ۱۰۴۸

كارمندان حكومت اسلامى بايستى با كاردانى و امانت وظايف اسلامى خود را ايفا كنند، و دولت در مقابل خدمتشان بايد زندگى اقتصاديشان را در حد امكان اداره كند، تا مبتلا به‌‌كم‌‌كارى و يا رشوه‌‌خوارى نشوند، به‌‌ويژه حكام و قاضيان شرع كه حساس‌‌ترين مقام را در دولت اسلامى دارند، و به‌‌طور كلى اكنون كه به‌‌حمد خداى تعالى پس از قرن‌‌ها حكومت اسلامى به‌‌دست ما رسيده واجب است تا حدّ توان و امكان اسلام عزيز را آن‌‌گونه كه شايد و بايد محافظت و پاسدارى نموده و در داخل و خارج كشورمان الگويى شايسته و عاملى وارسته باشيم، مبادا با قدرت اسلامى كارهايى ضد اسلامى از ما سر زند كه در نتيجه از حكومت‌‌هاى كفر و ظلم رسمى هم بدتر شويم، و استكبار جهانى از نابه‌‌سامانى ما بر ضد اسلام بهره گيرد.