مسئله ۱۱

مسئله ۱۱

در آیه‌ى نحل «بالبینات و الزبر» پرسش و پاسخش را تنها بر محور «وحى» نهاده، و این‌جا هم به‌دلیل «أحْسَنَه» احسن‌الاقوال را که تنها نظرات زیباى وحى است مورد شنیدن مقرر کرده که در نتیجه بهترینش را پیروى کنند، بنابراین سخنى زیبنده براى گفتن و شنیدن براى «عباد» است که برمبناى سخن معبود باشد و دیگر هیچ.
و اگر در حدیث حضرت امام حسن عسکرى علیه‌السلام «أحْسَنَه» به‌میان نیامده و تنها صفات شایسته‌ى مرجعیت مطرح شده‌است، از آن‌رو است که حضرتش پس از مذمت تقلیدهاى کورکورانه ـ تنها در مقام بیان موارد عمومى تقلید بوده که تنها این شایستگان* سزاوارند که مرجع تقلید دیگران باشند و نه دیگران، چنان‌که آیه‌ى نحل هم همین‌گونه است که «فَاسْألُوا أهْلَ‌الذِّکر اِنْ کنْتُمْ لاتعلمون.» که در این آیه‌ى شریفه نیز مورد و مقام عمومى سائل و مسئول را بیان فرموده و در مقام بیان حسن و احسن نبوده است.
و در آیه‌ى «زمر» از دیدگاه «فیتبعون احسنه» پیروى از بهترین اقوال را در راستاى سخنانى که بر پایه‌ى کتاب و سنت باشد واجب الإتِّباع دانسته، و پیروى از سایر اقوال نیکو را برخلاف روش «عباد» خوانده، و پیروان به‌جز «أحسنه» را گمراه و بى‌مغز دانسته است که «أوَلئِک الَّذِینَ هَداهُمُ اللّه‌ و أوَلئِک هُمْ أولُوا الألْبابِ» (سوره‌ى زمر، آیه‌ى ۱۸) شاهد همین مدعاست.


*  در احتجاج طبرسى و تفسیر امام حسن عسکرى  علیه‌‏السلام از آن حضرت است که در حدیثى مفصل ناشایستگان را در زمینه‏‌ى تقلید برشمرده و سپس در بیان شرایط شایستگان فرماید:«فَاْمّا مَنْ کانَ مِنَ الْفُقَهاءِ صائنا لِنَفْسِهِ حافِظا لِدِینِهِ مُخالِفا عَلى هَواهُ مُطِیعا لِأَمْرِ مَوْلاهُ فَلِلْعَوامِ أنْ یقَلّدِوُهُ»و اما هر کدام از فقیهان که برمبناى «بینات و زبر»: کتاب و سنت، فقیه‌‏اند ـ آن‏که خویشتن‏‌دار است ـ که هواى نفس و هواى عقل خود را در احکام خدا به ‏میان نمى‏‌آورد و نگهبان دین خود باشد که ناموس دین را بر سایر نوامیس پنج‏گانه‌‏ى عقیده و جان و مال و عقل و عِرض مقدم دارد (بر هواى خود مخالف باشد) که افسار هواى نفسش را به ‏خوبى و چالاکى در دست تواناى عقل و ایمان و تقواى خود بگیرد، (و مطیع امر مولایش (خدایش) باشد پس براى عوام است که از او تقلید کنند. و در این‏جا «براى» و نه «بر» تنها تجویز تقلید را در مقابل حرمت آن، بازگو کرده است و آیه‏‌ى زُمَر «بر» را که وجوب تقلید است در انحصار «أحسنه» (بهترینش) نهاده است. نتیجتا تقلید فقط در انحصار اَحْسَن القول است و بس.