مسئله ۳۵

مسئله ۳۵

اسلام والاتر از تمامى شريعت ها، شريعت طهارت و پاكى و پليد زدايى در تمامى ابعاد انسانى است، چه پاكى هاى درونى- كه اصل اند- و چه برونى كه چهره ى ظاهرى انسان را پاك مى كنند، چنان كه «لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ» (سوره ى انفال، آيه ى ۱۱) در قرآن كريم، و «ألطَّهارَةُ مِنَ الْإيمانِ» در سنّت تمامى انواع طهارت ها را از ايمان دانسته، كه مقصود از «من الايمان» درونى و برونى است، «من الايمان» ميان نهاد ايمان و طهارت وحدت و هماهنگى و همبستگى عمومى نهاده، و «مِن» اين جا جنسى است كه كل ايمان ها را در درون و برون فراگير است. مسلمان همان گونه كه به حكم ايمان موظف است فطرت، عقل، علم، اخلاق، عقيده و تمامى ابعاد درونى خود را از بدى ها و ناپاكى ها بزدايد، همين طور ظاهر خود را نيز بايد به پاكى و پاكيزگى آراسته سازد كه «إنَ اللَّهَ جَمِيلٌ و يُحِبُ الجَمالَ» خدا زيباست و زيبايى را دوست دارد. هندسه ى ايمانى داراى سه ضلع است: ۱- پاكى بدن، لباس، خانه، زن و فرزند و … از تمامى پليدى هاى نجس و غيرنجس. ۲- پاكى به وسيله ى وضو يا غسل و يا تيمم كه براى تشرف به معراج عبادت نماز و مانند آن است. ۳- طهارت هاى باطنى و درونى كه در اين طهارت ها بايد: نيّت ها، دانش ها، بينش ها، عقيده ها، هدف ها و … را از همه ى پليدى ها و رذايل اخلاقى پاك كرد تا بدين وسيله درون انسان از همه ى ناپاكى ها و آلودگى ها پاك گردد و آن دو طهارت قبلى مقدمه ى اين طهارت درونى است. به اين معنا كه لازمه ى اين طهارت درونى آن دو طهارت ظاهرى است كه آن دو طهارت و پاكى جزء مقدمات براى آمادگى هرچه بيشتر اين طهارت درونى مى باشد. و چنان كه آب پاك از بهترين وسايل براى پاكى ها و پاكيزگى هاى برونى است، هم چنين دانش، بينش، نيت و عقيده ى پاك نيز عواملى بسى شايسته براى پاكى و پاكيزگى درون و برون است، و هماهنگى برون و درون انسان در هرگونه پاكى و پاكيزگى خود مسئوليتى است بس والّا و شايان توجه همگى مؤمنان كه «الْطَّهارَةُ مِنَ الْإيمانِ» و آب بهترين پاك كننده ى پليدى هاى ظاهرى است، و چه زيبا سخنى از امام معصوم عليه السلام است كه «ألْماءُ يُطَهِّرُ وَ لا يُطَهَّرُ» آب پاك مى كند و پاك كننده اى ندارد. و هنگامى هم كه متنجس شد از آب بودن بيرون است، مثلًا زمانى كه رنگ يا بو يا طعم نجاست را به خود گرفته و مغلوب نجاست گردد، چنان كه در خبر نيز آمده «مادامى كه آب بر نجاست غالب باشد- به طورى كه آن را در خود محو و ناچيز كند- هرگز متنجس نمى شود، و تنها هنگامى كه نجاست بر آب غلبه كرد اين جا است كه متنجس مى شود. كه ديگر آب نخواهد بود چون از اطلاق خود خارج شده است.» و بالاخره اجماع فقيهان در پاكى آبى كه با آن ادرار و مدفوع را شسته اند، اگر هم چنان بدون تَغَيُّر به نجاست باشد- گرچه اجزايى از مدفوع در آن نمودار است- اين خود دليلى است متقن براين كه آب قليل و كم تا تَغَيُّرى به نجاست نيافته هم چنان پاك است- گرچه پاكيزه نباشد- زيرا تَنَجُّسِ آب كم به وسيله مدفوع در غير آب ريزه، با پاكى آن در آب ريزه ى مدفوع خود تناقضى است روشن!!!