مسئله ۳۹

مسئله ۳۹

در برابر اين دو آيه كه آب را تنها براى آب بودن پاك و پاك كننده و تأثيرناپذير معرفى كرده، و نيز حديث پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم كه متنجس شدنش را در انحصار يكى از سه دگرگونى به نجاست خوانده است، تنها حديثى معتبر و مسلّم كه خودنمايى مى كند حديث «إذا بَلَغَ الماءُ قَدرَ كُرٍّ لَمْ يُنَجِّسْهُ شىٌ» مى باشد: «هنگامى كه آب به اندازه ى كُر رسد چيزى آن را نجس نمى كند» كه مفهومش «اگر به اندازه ى كر نرسد چيزى آن را نجس مى كند» است، اين حديث مورد استدلال كسانى است كه «كُر» بودن آب را شرط متنجس نشدنش دانسته اند. و اين مفهوم- و نه منطوق صريح- اگر هم شموليت داشت در برابر اين آيات، و روايات مسلّم پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم موقعيتى نداشت، و حداقّل اين است كه اين دو حديث كه با يكديگر معارضند با عرض بر قرآن دومى ساقط و اوّلى با موافقت قرآن هم چنان به قوّت خود باقى مى ماند، و روايات ديگرى هم كه اين دو نوع دلالت را دارند به همين سرنوشت گرفتارند. ولى با دقت در حديث «كر» جايى براى اين معارضه ى خيالى هم نمى ماند كه شايد و بايد «شيىٌ» در حديث «كر» نجاستى باشد كه آب را دگرگون كند، و بسيار روشن و عادى است كه در سرزمينى هم چون حجاز داغِ كم آب هرگز كسى در آب «كرّ» يعنى معمولًا زياد، به آن اندازه اى نجاست نمى افكند كه دگرگونش كند، و اين دو «شيىٌ» كه هر دو به معنى نجاست است با يكديگر هم آهنگ هستند كه ” لا يُنَجِّسُهُ شيىٌ” در حديث پيامبر هر نجاستى است چه كم و چه زياد، مگر آن كه «غيَّر …» رنگ يا طعم يا بويش را دگرگون كند، و «لَمْ يُنَجِّسُهُ شيىٌ» در حديث ديگر هم به معنى همان نجاست دگرگون كننده است كه در چنان جو و موقعيتى از قحطى آب، و بلكه هيچ گاه چنان اتفاقى هم نمى افتد كه به اندازه اى نجاست در آب زياد بريزند كه دگرگون شود مگر در فاضلاب هاى حمامات و يا چاه هاى مستراح ها و امثال آن ها، و بالاخره مفهوم حديث «لاينجسه شىٌ» اين است كه اگر آب زياد نباشد چيزى آن را نجس مى كند، و اين چيز در ظاهر مجهول است، ولى با بررسى گذشته اين همان نجاست تغييردهنده ى آب است. و در احاديثى هم كه از رسول گرامى صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده لفظ كرّ چندان نمودى ندارد، و در هر صورت كرّ در لغت به معنى زياد است كه به مناسبت هاى مختلف، گوناگون است. اختلاف اندازه ى «كرّ» هم از نظر وزن و هم از نظر مساحت در روايات، خود نيز گواه براين است كه «كرّ» اندازه معينّى ندارد، و تنها به معنى آب زياد است در مقايسه با نجاستى كه با آن تماس گرفته و مخلوط با آن شده است، به عنوان مثال يك سطل آب در مقابل دو يا سه قطره خون يا بول كرّ است، و يك كيلو خون در يك حوض آب، كه رنگ و طعم و بويش را عوض نكند آن حوض آب كرّ است و هكذا. كه فقط نجاستى زياد نسبت به آب قليل به طورى كه بتواند بو يا رنگ يا طعم آن را عوض كند، مى تواند آن آب قليل را دگرگون و متَنَجِّس سازد و اين هم طبعاً كم تر وجود خارجى دارد. در هر صورت برحسب نص دو آيه، و حديث پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم هيچ نجسى هيچ آبى را متنجس نمى كند مگر آن كه به يكى از سه تغيير دگرگونش كند. و مگر ممكن است كه كر بودن شرط اصلى متنجس نشدن باشد و براى بيان چنان قاعده ى مهمى تنها با مفهوم: «اگر آب به اندازه ى كر نباشد چيزى آن را نجس مى كند» اكتفا شود كه اين چيز اولًا بر تمامى چيزهاى نجس دلالت ندارد، و ثانياً چنان كه گذشت تنها آن يك چيز نجس مخصوصى را كه نجس كننده و تغيير دهنده است نمودار مى كند و بس.