مسئله ۵۴۲

مسئله ۵۴۲

عروسك‌‌هايى كه براى بازى بچه‌‌ها است، و مجسمه‌‌هايى كه براى تزيين و يا هر سود حلال مصرف مى‌‌شود، ساختن و خريد و فروش آن‌‌ها حلال است چنان‌‌كه جنيان براى حضرت سليمان عليه‌‌السلام مى‌‌ساختند كه «يَعْمَلُونَ لَهُ ما يَشاءُ مِنْ مَحارِيبَ وَ تَماثيلَ…»(۳۴:۱۳) «براى او آن‌‌چه مى‌‌خواست از محراب‌‌ها و تمثال‌‌ها مى‌‌ساختند» كه نمونه‌‌ى روشنش تمثال مجسمه حيوان‌‌ها و انسان‌‌ها است.
و چيزى كه به‌‌نص قرآن کريم از خواسته‌‌هاى سليمان عليه‌‌السلام و مسيح عليه‌‌السلام بوده كه جنيان به‌‌خواسته‌‌ى سليمان عليه‌‌السلام مجسمه‌‌هايى مى‌‌ساختند و مسيح عليه‌‌السلام پرنده‌‌اى از گل ساخت و قرآن هم آن‌‌ها را نسخ نكرده و روايات هم هرگز نقشى در نسخ قرآن ندارند، طبعا در شريعت قرآن نيز حلال است، مگر در صورتى كه براى عبادت ساخته و پرداخته شود چنان‌‌كه در دعوت حضرت ابراهيم عليه‌‌السلام نسبت به‌‌آزر است كه «ما هذِهِ الَّتماثيلُ الَّتى أنْتُمْ لَها عاكِفُونَ»(سوره‌‌ى انبياء، آيه‌‌ى ۵۲) «چيست اين تمثال‌‌هايى كه شما براى آن‌‌ها عاكف بوده و به‌‌عبادتشان دل داده‌‌ايد؟».
آرى اسلام با چهره‌‌ى حيوان و انسان مخالف نيست كه تمثال اين چهره‌‌ها را نيز حرام كند، بلكه با انسان‌‌پرستى و حيوان‌‌پرستى و هرگونه ناخداپرستى در تمام چهره‌‌هايش مخالف است، چه صورت و نقش مجسمه‌‌اى داشته باشد و يا بى‌‌صورت و بى‌‌نقش باشد، مثل هوى‌‌پرستى، مقام‌‌پرستى و امثال اين‌‌ها، امّا تمثال‌‌ها و مجسمه‌‌هايى كه موجب وهن يا شكستن حرمت‌‌انسانىِ انسان يا باعث تحريك شهوت انسان گردد، مانند تمثال و مجسمه زنانِ لخت و عور يا نيمه‌‌برهنه و بى‌‌حجاب يا مردان لخت و عور يا نيمه‌‌لخت كه باعث تحريك باشند، كه در اين صورت من بابِ فحشاء و منكرات حرام خواهد بود.
و اگر در رواياتى اسلامى ساختن و خريد و فروش مجسمه‌‌ى جاندارها حرام شده تنها از اين نظر است كه مبادا مورد پرستش قرار گيرند، زيرا اين روايات به‌‌هنگامى صادر شده كه مردم تازه از شرك و بت‌‌پرستى به‌‌اسلام و توحيد گرويده بودند، و تنها در آن جوِّ ايمانى و نوپا براى محو خاطره‌‌ى شرك چنان منعى صادر شده، و نه اين‌‌كه اصل اين تمثال‌‌ها ممنوع باشد.
و اين هم كه در رواياتى آمده در روز رستاخيز مجسمه‌‌ساز را وادار مى‌‌كنند كه در آن روحى بدمد، و سپس او را عذاب مى‌‌كنند، خود از جعليات است، زيرا حتى مجسمه‌‌ساز مشرك تا چه رسد به‌‌مسلمان براى همانندى با خدا مجسمه نمى‌‌سازد و نمى‌‌تواند هم چنان چيزى را بسازد. بلكه مقصودش انجام هنرى است كه بازتابى معقول دارد، و اگر اين دليل عليل درست باشد همين پرسش از سازندگان مجسمه‌‌هاى درختان نيز هست كه وادار شوند روح نباتى در آن‌‌هاايجاد كنند.
و هرگونه هنرى بايد مورد چنان بازخواستى بشود، و انسان هرگز دست به‌‌هيچ كارى نزند كه مبادا همانندى با خالق شود!
و بالاخره تمثال داراى مثلثى است كه ضلع عبادتش حرام، و ضلع احترامش كه يادگارى از گذشتگانى باشد كه شايسته احترام نيستند نيز حرام است، و ضلع آخرينش كه خواسته‌‌اى از خواسته‌‌هاى سليمان عليه‌‌السلام و عيسى عليه‌‌السلام و مانندشان بوده حلال است، و اين‌‌ها ظاهرا تمثال‌‌هاى انسان‌‌ها و يا حيواناتى بوده كه به‌‌زيبايى نقاشى مى‌‌افزوده است، گرچه مجسمه‌‌ى انسان هم اگر از دو ضلع گذشته بيرون باشد از نمونه‌‌هاى بارز تمثال مى‌‌باشد و حرام نيست. خصوصا اين‌‌كه براى يادواره و نمايش شايسته‌‌ى ايمانى و انسانى گذشتگان باشد كه بسى شايسته است. و روى هم رفته اگر اين حكمت دور از حكمتى كه آقايان ذكر كرده‌‌اند و گفته‌‌اند اين رقم كارها همانندىِ در كار خداست و حرام است، اگر اين حرف‌‌ها درست باشد، پس نتيجه اين مى‌‌شود كه اكثر كارهايى كه بشر انجام مى‌‌دهد، و اختراعاتى كه مى‌‌كند همه بايد حرام باشند، مثلاً درخت‌‌كارى هم كه همانند جنگل است، و ماشين جوجه‌‌كشى كه همانند زير بال‌‌هاى حيوان است و ساختن هليكوپتر و هواپيما كه مانند پرندگان است و امثال اين‌‌ها هم كه نمونه‌‌هاى خلقى دارند كلاً حرام خواهد بود، كه اين خود تعطيل بسيارى از كوشش‌‌ها و كاوش‌‌هاى زندگى خواهد شد، ولى در كل همانندى با خدا هرگز ممكن نيست تا حرام باشد، مگر مجسمه‌‌سازى و مانندش كه به‌‌خيال تشبّه و همانندى با خدا باشد، كه مشرك هم چنان خيالى را ندارد تا چه رسد به‌‌موحد! زيرا هيچ مجسمه‌‌سازى قصدش دخالت و همانندى در كار خدا نيست و تنها فروش و پرستش حرام است.