مسئله ۶۲۲

مسئله ۶۲۲

زناشويى يكى از ضرورت‌‌هاى اصلى زندگى است و چه بسا از ضرورت لباس و مكان و غذا نيز برتر است، كه احيانا با لختى و لامكانى، و با گرسنگى هم تا اندازه‌‌اى كه به‌‌آستانه‌‌ى مرگ نرسد مى‌‌توان ساخت، ولى نياز جنسى گاه آن چنان شديد است كه عرصه را بر انسان بسى تنگ مى‌‌كند و خفقانى بس عجيب و تحمل‌‌ناپذير در انسان پديد مى‌‌آورد، كه حاضر است براى به‌‌دست آوردنش از نيازهاى مكانى و پوششى و غذايى و مقامى و جانى هم بگذرد.
روى همين اصل است كه شرع مقدس الهى زناشويى را سنتى شرعى ناميده كه هركس از اين سنت در عين نياز و توانش روى‌‌گردان شود گويى مسلمان نيست، چنان‌‌كه از رسول گرامى صلى‌‌الله‌‌عليه‌‌و‌‌آله روايت است كه «النِّكاحُ مِنْ سُنَّتى فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتى فَلَيْسَ مِنّى» و ما اين‌‌گونه تهديد را نسبت به‌‌ساير نيازهاى زندگى هرگز از زبان شرع مقدس ـ جز اندكى ـ سراغ نداريم.
و به‌‌همين جهت هم قيود و حدود غلاظ و شدادى را كه احيانا در راه زناشويى به‌‌عناوين گوناگون است، اسلام به‌‌كلى آن‌‌ها را از سر راه زناشويى برداشته تا به‌‌جايى‌‌كه با ياد دادن سوره‌‌اى كوتاه از قرآن به‌‌عنوان مهريه مى‌‌توان زن دايم تا چه رسد به‌‌منقطع اختيار كرد، و زنانى را كه مهريه‌‌شان كم و كم‌‌تر است در شمار بهترين زنان آورده است، و تنها هم‌‌آهنگى عقلى و ايمانى و نفقه‌‌ى عادى را براى پيوند زناشويى زنان و مردان لازم دانسته كه تمامى خوشبختى‌‌ها نيز در همين راستا است و بس.
گيريم زنى بسيار زيبا با مهرى بسيار سنگين ولى بى‌‌ايمان و يا سست‌‌ايمان يا بداخلاق و ناسازگار باشد، كه چنان زنى ـ گرچه بدون مهريه ـ هرگز به‌‌كار زندگى و تشكيل خانواده نمى‌‌خورد.
و يا مردى بسيار رعنا و زيبا و ثروتمند و با شخصيت ظاهرى ولى لاابالى و بى‌‌ايمان و يا سست‌‌ايمان است، كه اگر ميليون‌‌ها مهريه هم براى ازدواج زن دلخواهش در نظر بگيرد، چون ايمان و تعهد ندارد هرگز هيچ‌‌گونه تضمينى براى زندگى سعادتمند همسرى را ندارد، و چه بسا زن مجبور به‌‌جدايى شود و چيزى هم از مال خود را به‌‌او بدهد تا خلاصش كند، و بالاخره اگر برمبناى شايسته‌‌ى شرعى زناشويى صورت گيرد زندگى سعادتمند نيز در اين زمينه تضمين شده است و خيلى كم‌‌تر ممكن است به‌‌طلاق كشانده شود و در هر صورت زناشويى ناهمسان، به‌‌ويژه آن‌‌چه انسان را به‌‌گناه بكشاند از آغاز حرام و نادرست است.