مسئله ۶۴۳

مسئله ۶۴۳

در آيه‌‌ى مربوطه در اين‌‌باره تنها مادران و خواهران رضاعى ياد شده‌‌اند، و آيا اختصاص به‌‌اين دو دسته از باب ياد كردن دو نمونه از هفت دسته‌‌است؟ هرگز! زيرا مادر و خواهر رضاعى حرام‌‌بودنشان تنها برمبناى الحاق به‌‌مادران و خواهران اصلى است و بس، و اكنون كه تنها اين دو به‌‌مادران و خواهران نسبى ملحق شده‌‌اند حرام بودن پنج دسته‌‌ى ديگر در جهت شيرخوارگى وجهى ندارد، وانگهى اگر بنابود كه افرادى غيراز اين دو مورد: (مادر و خواهر رضاعى) به‌‌اين دو ملحق شوند قاعده بلاغت قرآنى اين بود كه دو فرد ادنى و پايين را ذكر كند تا افراد اعلى و بالاتر با طريق اولويت به‌‌اين دو ملحق شوند ـ و نه به‌‌عكس در حالى‌‌كه درآيه شريفه دو فرد اعلى را كه (واُمَّها تكُمُ‌‌اللّاتى‌‌اَرضَعْنَكُم واَخواتُكُم من الرَّضاعَة) فقط مادر و خواهر رضاعى است ذكر فرموده كه هرگز نمى‌‌شود افراد ادنى و پايين مانند دخترانِ خواهران و دختران برادران، عمه‌‌ها و خاله‌‌ها و از اين قبيل را به‌‌آن‌‌ها ملحق نمود و اين الحاق دقيقا همانند آيه‌‌ى شريفه «وَلا تَقُل لَهُما اُفٍ» مى‌‌باشد ـ كه نسبت به‌‌پدر و مادر اف نگوييد ـ دراين‌‌جا خداى تعالى افٍ را كه نمونه ادنى و پايين اذيت و آزار ابوين است آورده كه به‌‌طريق اولى افراد بالاتر و بالاتر مثل زدن و فحش دادن و… را نيز و بايد به‌‌آن ملحق كرد و اين از لطائف قرآن کريماست كه فهمش فقط در اختيار قرآن‌‌پژوهان است.
اما در مانَحنُ فيه (درباب رضاع) كه دو مورد از موارد بالا و افراد اعلى را انحصارا در آيه‌‌ى شريفه بيان فرموده شما چگونه مى‌‌توانيد اين انحصار را ناديده بگيريد و افرادى ادنى و پايين مانند عمه يا عمه‌‌ى عمه، خاله و يا خاله‌‌ى خاله و يا دختر برادر و دختر خواهر و امثال اين‌‌ها را ملحق به‌‌اين دو فرد نماييد كه نه تنها توجيهى دراين مورد نداريد بلكه شما دراين الحاق با سه اشكال عمده و بزرگ مواجه بوده و هستيد و خواهيد بود*.
و يا ممكن است بفرماييد كه ياد كردن اين دو از باب مختصر گويى است كه قرآن به‌‌عنوان اصل شريعت نوعا به‌‌اختصار برگزار مى‌‌كند و تفصيل و توضيحش را برعهده‌‌ى روايات نهاده است؟ اين‌‌جا نيز هرگز چنان نيست زيرا اگر مقصود اختصارگويى بود چرا دختر كه نزديك‌‌تر از خواهر است به‌‌ميان نيامده، و چرا به‌‌جاى اين مختصرگويى كه شامل همگى نيست مختصرى خيلى مختصرتر مانند «وَ هُنَّ مِنَ الرَّضاعَةِ» يا «و مِثْلُهُنَّ مِنَ الرَّضاعَةِ» كه از نظر لفظى بسيار مختصرتر از «و امهاتكم اللاتى ارضعنكم و اخواتكم من الرَّضاعةِ» است، به‌‌جاى اين الفاظ يك‌‌جا مى‌‌فرمود: «و مثلهن من الرضاعة» اگر اين‌‌طور فرموده بود هم از نظر اختصارگويى بهتر بود و هم اين كه شامل هر چه كه شما در اين‌‌باب برشمرده‌‌ايد مى‌‌شد. و حال آن كه اين‌‌گونه نفرموده پس شما نيز نفرماييد و اين‌‌جا به‌‌خوبى مى‌‌فهميم كه محرمات رضاعى تنها همين دو دسته مى‌‌باشند و بس: «مادران رضاعى و خواهران رضاعى» و استناد به‌‌حديث مشهور «يَحْرُمُ مِنَ الرَّضاعِ ما يَحْرُمُ مِنَ النَّسَبِ» ـ آن‌‌چه به‌‌جهت نسب حرام است از جهت رضاع نيز حرام است ـ هرگز درست نيست، زيرا اين حديث با نصّ آيه در اختصاص اين دو دسته قرار مى‌‌گيرد. و اين‌‌جا با كمال تأسف از مواردى است كه فقهاى شيعه و سنى برخلاف نص قرآن کريم فتوا داده‌‌اند كه نه تنها از دو مورد به‌‌هفت مورد گذشته كشانده‌‌اند بلكه با اضافه كردن پنج مورد ديگرنيز تعدادش را به‌‌دوازده رسانده‌‌اند كه از جمله‌‌ى آن‌‌ها ملحق كردن رابطه‌‌هاى سببى به‌‌اصطلاح فقهى «مصاهره» است به‌‌رابطه‌‌ى نسبى، و حال آن‌‌كه اگر هم بخواهند به‌‌اطلاق اين حديث عمل كنند بايد تنها رابطه‌‌ى رضاعى را موجب حرمت بدانند كه جايگزين رابطه‌‌ى نسبى هفت‌‌گانه باشد، كه فقط اضافه بر مادر و خواهر رضاعى دختر و عمه و خاله و دختر برادر و دختر خواهر رضاعى مى‌‌باشند و نه غير اين‌‌ها در صورتى كه اين فتوادهندگان زن پسر رضاعى! و مانند او را نيز اضافه كرده‌‌اند. و حال آن‌‌كه حرمت رضاعى تنها در رابطه‌‌ى ازدواج است، و آيا ازدواج ميان دو مذكر و يا دو مؤنث ممكن است تا حرام يا حلال باشد؟ روى اين اصل پسر رضاعى براى مرد و نيز دختر رضاعى برايش معنا و مفهومى ندارد.
و برمبناى نص اين آيه تنها مادرى كه به‌‌شما شير داده ـ و نه مادر و مادرانش ـ بر شما حرامند، كه اين نص در انحصار آن زنى است كه خودش به‌‌شما شير داده و نه مادرانش، بلكه تنها همين مادر بر شما حرام است.
و نيز خواهرانتان از شيرخوارگى كه چند گونه خواهران را شامل است: ۱ ـ خواهر شما در شير خوارگى كه هر دو از زنى اجنبى شير خورده‌‌ايد، ۲ ـ دخترى كه با شما از شير مادر شما استفاده كرده، ۳ ـ دخترى كه از شير مادرتان خورده گرچه شما به‌‌عللى از شير مادرتان نخورده‌‌ايد، زيرا «من الرضاعة» تنها شيرخوارگى از زنى اجنبى را شامل است چه شما از آن شير خورده و يا نخورده باشيد كه الف و لام به‌‌اصطلاح عربى براى جنس شير مادر است و نه خصوص شيرى كه از آن خورده‌‌ايد و يا اصولاً شيرى از مادرتان خورده باشيد، و روى اين اصل «أخَواتُكُمْ مِنَ الرَّضاعَةِ» سه بُعدى و «أمَّهاتِكُمْ اللاّتى أرْضَعْنَكُمْ»(سوره‌‌ى نساء، آيه‌‌ى ۲۳) يك بعدى است، و مسائل شيرخوارگى به‌‌گونه‌‌اى مفصّل بعدا خواهد آمد.