مسئله ۸۶۳

مسئله ۸۶۳

اما احتمال تأثير كه از شرائط وجوب امر به‌‌معروف و نهى از منكر دانسته‌‌اند، اين هم برخلاف نص آياتى مانند آيه‌‌ى اعراف است كه «إذْ قالَتْ أمَّةٌ منهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوما اللّه‌‌ مُهْلِكُهُمْ أوْ مُعَذِّبُهُمْ عذابا شَديدا قالوا مَعْذرةً إلى رَبِّكُمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَّقونَ» (سوره‌‌ى اعراف، آيه‌‌ى ۱۶۴).
اين آيه در مورد سرپيچى يهوديان از فرمان خداى تعالى در روز شنبه است كه با كلاهى شرعى! همان روز شنبه ماهى‌‌ها را حبس كرده و روزهاى بعد صيدشان مى‌‌كردند و توجيه مى‌‌نمودند كه صيد ما روز شنبه نيست، و گروهى از نيكانشان آن‌‌ها را از اين عمل نهى مى‌‌كردند امّا آن‌‌ها نمى‌‌پذيرفتند، و سپس گروهى هم در اين ميان ساكت بودند كه نه اين حرام را مرتكب مى‌‌شدند و نه مرتكبين را نهى مى‌‌كردند، و گروهى هم به‌‌اين نهى‌‌كنندگان به‌‌زبان اعتراض مى‌‌گفتند: چرا موعظه مى‌‌كنيد گروهى را كه خدايشان هلاك خواهد كرد يا به‌‌عذابى سخت گرفتارشان خواهد نمود آن‌‌ها در جواب گفتند: به‌‌منظور معذور بودن نزد پروردگارتان و اين كه شايد پرهيز كنند.
اين‌‌جا براى واجب بودن نهى از منكر دو محور جداى از يكديگر مقرر شده يكى «معذور بودن نزد خدا» و ديگرى «شايد پرهيز كنند» كه اگر هم قطعا پرهيز نكردند و نهى از آن هيچ تاثيرى نگذاشت، با اين نهى در اين زمينه نزد پروردگار معذور باشند، چنان‌‌كه درباره‌‌ى پيامبران چنان مى‌‌فرمايد كه «عُذْرا أوْ نُذْرا» (سوره‌‌ى مرسلات، آيه‌‌ى ۶) يا در دعوتشان معذور باشند و يا مؤثر.
وانگهى شرط تأثير اگر هم دليلى مى‌‌داشت در انحصار اين نبود كه گنه‌‌كار به‌‌مجرد امر و نهى واجبش را انجام دهد و گناهش را ترك كند، بلكه در تكرار امر و نهى آثارى نهفته است، كه از جمله آن آثارهشيار شدن گنهكار است، و در آخر كار اگر هم هشيار نشود اين تداوم امر و نهى حجتى است مضاعف عليه گنه‌‌كار و همه‌‌ى گنه‌‌كاران، زيرا اگر امر و نهى تداوم نمى‌‌داشت او زبانش درازتر بود كه اگر امر و نهى مى‌‌شدم چه بسا من هشيار مى‌‌شدم و گناه را ترك مى‌‌كردم، و آيه‌‌ى «لِئلاّ يَكونَ لِلنّاسِ عَلى اللّه‌‌ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ»(۴:۱۶۵) كه هدف از فرستادن پيامبران را از ميان برداشتن هرگونه حجتى براى گمراهان معرفى كرده، نيز گواه بر اين حكم است كه جواز و امكان حتمى تأثير هرگز شرط وجوب دعوت نيست.
مطلب ديگر اين‌‌كه تأثير داراى دو بعد ديگر نيز هست بعد حاضرش اين است كه امر و نهى‌‌كننده بداند يا احتمال بدهد كه كارش مؤثر است،اما بعد ديگرش جريان واقعيت فعلى يا آينده مى‌‌باشد كه احيانا بر شما پوشيده است، كه واقعيت از علم شما وسيع‌‌تر است، و مصلحت امر و نهى در رابطه‌‌ى با واقعيت است و تنها در محدوده‌‌ى فكر و علم فعلى شما نيست. بنابراين چه احتمال تأثير فعلى بدهى ياندهى همين كه خطرى مهم‌‌تر از آن شما را تهديد نكند امر به‌‌معروف و نهى از منكر هم‌‌چنان واجب است.
در هر صورت در جريان گنه‌‌كاران اصلى يهود در روز شنبه مى‌‌بينيم كه آيه‌‌ى بعدى تنها نهى‌‌كنندگان را نجات‌‌يافته معرفى كرده، و كسانى را كه نهى از منكر نكردند و چه بدتر كه نهى‌‌كنندگان را در نهيشان سرزنش هم نمودند، در عذاب الهى به‌‌گنه‌‌كاران اصلى پيوند نموده، گرچه عذابشان از آنان سبك‌‌تر بوده است چنان‌‌كه مى‌‌فرمايد «فلمّا نَسُوا ما ذُكِّروا بِهَ أنْجَيْنا الَّذينَ يَنهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَ أخَذْنَا الَّذينَ ظَلَموا بِعَذابٍ بَئيسٍ بِما كانوا يَفْسُقونَ. فَلَمّا عَتَوْا عَمّا نُهُوا عَنْهُ قُلْنا لَهُمْ كُونُوا قَرَدَةً خاسِئين»(سوره‌‌ى اعراف، آيات ۱۶۵ ـ ۱۶۶) «پس هنگامى كه آن‌‌چه را بدان هشدار داده شدند فراموش كردند كسانى را كه نهى از زشتى مى‌‌كردند نجات داديم و ستم‌‌گران را به‌‌عذابى بد به‌‌آن‌‌چه فسق مى‌‌كردند گرفتار كرديم پس چون از آن‌‌چه نهى شدند سرپيچى كردند به‌‌آن‌‌ها گفتيم بوزينه‌‌هايى لعنت شده بشويد» و شدند.
و مى‌‌بينيم كه تنها نهى‌‌كنندگان در اين معركه نجات يافتند، و ديگران كه از جمله‌‌ى آنان، ساكتان و ترك‌‌كنندگان ـ نهى‌‌اند ـ تا چه رسد به‌‌نهى‌‌كنندگان از اين نهى ـ هر دو دسته در زمره‌‌ى عذاب شدگان قرار گرفتند و چه عذابى؟ اين‌‌جا معلوم نيست، و اين‌‌جا تنها عذاب مسخ شدن سر سلسله‌‌ى گنه‌‌كاران و تبهكاران ياد شده كه تبديل به‌‌بوزينه‌‌هايى لعنتى شدند.