جلسه صد و چهل و دوم درس خارج فقه

نماز (قبله)

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العاملین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین

اللهم صل علی محمد و آل محمد

بحث ما سر قبله بود و از آیات قبله استفاده کردیم که قبله اول مسلمون ها و قبله آخرشون کعبه مکرمه بوده و قدس قبله وسطی بوده.

و حالا باز با مراجعه دیگر به آیات قبله این مطلب رو میخوایم مؤکدتر کنیم و برخلاف آنچه مشهور است بین کل مسلمان ها، چه شیعه و چه سنی که خیال کرده اند که قدس اولی القبلتین است، یعنی در سیزده سال مکی قبله رسول الله صلوات الله علیه و مسلمان ها در این سیزده سال قدس بوده است و نه کعبه، ما به عکس میفهمیم به طور متقن و مسلم.

صفحه بیست و دو از آیه چهل و دوم.

(صحبت حضار) ۱۴۲

بله؟

(صحبت حضار) از ۱۴۲

از آیه ۱۴۲، صفحه بیست و دوم، بله

(سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ) [بقره: آیه ۱۴۲] سفیهان، کم فکران، سبک مغزان از ناس. این ناس کل مکلفان را شامل است و در ضمن یهودیان، نصرانیان، مسلمانان و نیز مشرکان و سایر کفار.

(سَيَقُولُ السُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ مَا وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتِي كَانُوا عَلَيْهَا) [بقره: آیه ۱۴۲] در جلسه دوم عرض کردیم (قِبْلَتِهِمُ) که قبله اضافه به (هُمْ) است و (هُمْ) مسلمون ها هستن این قبله آیا قدس است یا کعبه است؟

(صحبت حضار)

البته به طور ضعیف در اینجا، این قبله آیا قبله کعبه است یا قدس است؟ البته شمولش نسبت به مسلمون ها بسیار ضعیفه، کمرنگه، مسلمون های منافق، مسلمان های دین اسلام شامل نفاق هم میشه، مسلمون های منافق همدم و هم سخن با یهود و نصارا خواهند اعتراض کرد.

(صحبت حضار) اینا شاید مسلمون های منافق نباشند، مسلمون هایی که سفیه هستند که ناراحت شدن که چرا قبله از مکه برگشته به قدس

آخه (قِبْلَتِهِمُ) (هُمْ) غیر از سفهاست. (هُمْ) غیر از سفهاست. (هُمْ) مسلمون هاست، بله، (هُمْ) مسلموناست (قِبْلَتِهِمُ) قبله مسلمون هاست. قبله مسلمون ها اعم از منافقان و عرض می شود که مسلمانان با مراتبشون رو شامله.

پس  این (سُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ) [بقره: آیه ۱۴۲] در محور مقابل است با (هُمْ). (هُمْ) مسلمونا هستن ولی (سُّفَهَاءُ مِنَ النَّاسِ) عمده یهود و نصارا هستن.

خب حالا سوال، دلیل اول بر اینکه قبله اول مسلمون ها کعبه بوده است و نه قدس (هُمْ) است. آیا (قِبْلَتِهِمُ) این سوال کیه و این قول کیه؟ این قول بعد از تولیه از قبله است. یعنی مسلمون ها از قبله ای که داشته اند، روگردانده شدند به قبله دیگر.

چه بود؟ حالا بحث می کنیم. آیا این قبله کعبه بوده است به قدس برگردونده شدند؟ یا قدس بوده است به کعبه برگردونده شدند؟ از (هُمْ) استفاده می کنیم که این کعبه بوده که به قدس برگردونده شدند.

چرا؟ برای اینکه قبله مسلمون ها اولاً و اخیراً الی یوم القیامه کجاست؟ کعبه است. وانگهی این مسلمانانی که در مکه مکرمه در خیلی اقلیت و تقیه بوده اند، آیا قبله مسلمون ها در فرض اصلی، در مرحله اصلی کعبه بوده یا غیر کعبه؟ قدس نبوده است به چند علت که قبلاً عرض کردیم. برای اینکه قبله قدس که قبله موقتی بوده، برای مراعات یهودیان و تشویق آنان به اسلام بوده، در مکه یهودی وجود نداشته اولاً.

ثانیاً سیاست گام به گام اسلام مقتضی ست که همه احکام یکجا وارد نشه. حالا از مهم ترین احکام اسلام در نماز، قبله کعبه است. برای اینکه علاقه به کعبه هم مشرکین داشتند و هم مسلمون شده ها. مشرکین و مسلمون ها قبلشون رو یعنی احترامشون رو، طوافشون رو، احترامشون رو، نسبت به کعبه داشتند، به قدس کاری نداشتند.

بنابراین این (سَيَقُولُ) قول سفها که از جمله مهم یهودی ها هستند (مَا وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ) [بقره: آیه ۱۴۲]. این (هِمْ) مسلمون هاست و غیر مسلمون ها قدس نبوده کعبه بوده.

اگر از هر کافری، از هر مسلمی، از هر که سوال کنید، آیا قبله مسلمون ها کدام بوده است نمیگن قدس بوده، برای اینکه اگرم (قِبْلَتِهِمُ) قدس بشه نمیگن، باید گفته شه که (ما وَلَّاهُمْ عَنْ قبلتنا) قبله ما، قبله اونها قدس بوده قبله مسلمونا کعبه بوده.

اگر (قِبْلَتِهِمُ) در اینجا قدس باشد (قِبْلَتِهِمُ) چرا میگه؟ قبله مسلمون ها نمیشه قدس. قدس قبله یهودیاست، اگرم احیاناً قبله مسلمونا شده به عنوان امتحان شده (إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يَتَّبِعُ الرَّسُولَ) [بقره: آیه ۱۴۳] که بعداً میگیم، این اول.

(كَانُوا عَلَيْهَا قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ) [بقره: آیه ۱۴۲] (وَكَذَلِكَ جَعَلْنَاكُمْ أُمَّةً وَسَطًا لِتَكُونُوا شُهَدَاءَ) [بقره: آیه ۱۴۳] البته اینجا مخاطرکُم، ائمه اهل بیت علیه السلام اند به ادله ای که جای خودش گفته شده (وَيَكُونَ الرَّسُولُ عَلَيْكُمْ شَهِيدًا وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا) [بقره: آیه ۱۴۳].

خب اول (مَا وَلَّاهُمْ) [بقره: آیه ۱۴۲] تولیه شد، تولیه شد از کعبه به بیت مقدس. حالا (وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا) [بقره: آیه ۱۴۳] (كُنْتَ) کون دومی، کون اول قبلی کعبه بوده چنانچه عرض کردیم، کون دوم قبلی قدسه.

اینجا در پاسخ سفاهتِ سفها که میگن چرا از کعبه به قدس برگردونده شد و از قدس باز به کعبه (وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ) [بقره: آیه ۱۴۳] (نَعْلَمَ) از عَلمه.

ما این قبله قدس را بعد از کعبه قرار دادیم برای نشانه گذاری بر کسانی است که (یيَتَّبِعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ يَنْقَلِبُ عَلَى عَقِبَيْهِ وَإِنْ كَانَتْ لَكَبِيرَةً إِلَّا عَلَى الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ) [بقره: آیه ۱۴۳]، این تحول قبله از کعبه به عرض می شود که قدس و بعداً تحول از قدس به کعبه، این مشکل است مگر برای کسانی که (هَدَى اللَّهُ وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ) [بقره: آیه ۱۴۳].

این حرف کیه؟ وقتی ست که قبله قبلاً از کعبه به قدس و مدت پنج ماه الی هیفده ماه در قدس بود و بعد به کعبه منتقل شد. اینجا عده ای از سفها، از مسلمونا خیلین که خب اگر قبله کعبه است که اول بود و آخر شده، پس نمازهای ما به طرف قدس در این پنج ماه یا هیفده ماه باطل بوده. میگیم نخیر (وَمَا كَانَ اللَّهُ لِيُضِيعَ إِيمَانَكُمْ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَحِيمٌ) [بقره: آیه ۱۴۳].

حالا بناست که کعبه از قدس باز به مکه منتقل شه (قَدْ نَرَى تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِي السَّمَاءِ) [بقره: آیه ۱۴۴]. پیغمبر در همون روزی که قبله از قدس باز منتقل به کعبه شد، به آسمان نظر می کرد (فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا) [بقره: آیه ۱۴۴] حتماً تو را به قبله ای که راضی هستی، خب مگر پیغمبر به قبله قدس راضی نبود؟ خب قبله ای که خدا مقرر کرده برای امتحان راضی باشه، ولی رضایت دو رضایته. یک رضایت اصلی و عمقی ست، یک رضایت امتحانی ست. راجع به تحول قبله از کعبه به قدس رضایت امتحانی بود، راضی بود به عنوان امتحان.

ولکن رضایت اصلی پیغمبر و مسلمین همون کعبه مبارکه بود (فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضَاهَا فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ) [بقره: آیه ۱۴۴] کجاست این؟ مکه است؟ نخیر، مدینه است. شطر که در مکه خب واضحه، در مسجد الحرام نماز بخونه دیگه.

وقتی در مکه پیغمبر بود، در مسجدالحرام نماز میخوند، ولی شطر مسجدالحرام نیست بلکه این عین کعبه است. پس این (فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ) [بقره: آیه ۱۴۴] خارج از مکه است. خارج از مکه کجاست؟ مدینه است. (وَحَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ) [بقره: آیه ۱۴۴] اول خطاب به پیغمبره که وجه خود را به طرف مسجد الحرام قرار داد (وَحَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ) [بقره: آیه ۱۴۴].

حالا در شطر ما بحث می کنیم، در وجه و در شطر.

مطالبی که امروز تکرار شد اشاره بود. آیا وجه کجای انسان است؟ فقط صورت انسان است یا مقادیر بدن انسان است؟ چه قدر است از این دایره بیضوی انسان؟ دایره گرد سر انسان، چقدش وجهه؟ و دایره مربع صاحب بدن انسان کجاش وجهه؟ این بحث اول.

بحث دوم، (شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ) [بقره: آیه ۱۴۴]شطر معنیش چیه؟ عرض می شود که کسانی که در خود مسجدالحرام اند، طبعاً قبلشون کعبه است. کسانی که خارج مسجدالحرام اند، قبلشون اگر ممکن نیست کعبه باشد، مسجدالحرام است.

اول عین کعبه، بعد عین مسجدالحرام. کسانی که مسجدالحرام دور اند طوری که خود مسجدالحرام نمی شود مورد توجهشون بشه، اینجا شطره، پس شطر عین نیست بلکه شطر عینه. عین مسجدالحرام اگر مراد بود میگف عین مسجدالحرام. حالا معانی مختلفی برای شطر که ببینیم معانی کدوم هم سطحشه.

بله، ما در تفسیر الفرقان داریم(الشطر لغویاً هو نصفه الشی و وسطه نحو الشی و جهته و هو بُعده). این معانی از برای شطر هست که شطر مسجدالحرام، نصف مسجدالحرام است، خب کدوم نصف، پس چرا نصف؟

خب اگر مراد این است که توجه به نصف مسجدالحرام بشه، چرا نصف؟ توجه به عینه. یا نصف وسط یا طرف مقابل، طرف مقابل وسط، بالاخره این ضلع مسجدالحرام هم نصف داره، هم ثلث داره، هم ربع داره، هم خمس داره، ولکن به هر جزئی از مسجد الحرام توجه کنید این درسته، پس شطر به معنی نصف اینجا درست نیست.

نصف و وسط (و هو النحو الشی) به طرف مسجدالحرام، خیلی خب. (و جهته و هو بُعد و یجمعهما جانب الشی اما بجنبه داخلی یا نصفه عم خارجی و هو نحوه بینه فعلی) شطر در هر صورت شطر ها فرق میکنه.

یک شطر خودی ست و یک شطر موازاتی ست. شطر خودی این است که کسی که بتواند در خارج مسجدالحرام به خود مسجدالحرام توجه کند، این شطر خودی ست. حالا به هر جاش، این خط مسجدالحرام که فرض کنید حدود پنجاه متره، این خطه موازی مسجد الحرام به هر نقطه از این خط توجه کند این عرض می شود که قبله است، این شطر عرض می شود که نزدیک.

شطر دور، اگر جوری دور است که نمی تواند به ضلع کامل مسجدالحرام ولو نقطه دورش، نقطه اولش توجه کند، این شطر چی میشه؟ شطر جانب، پس شطر رو شطر میشه یا اینکه در، در اصل کلی، کل شطره، شطر جانب.

هر قدر این زاویه وسیع تر بشه، مثلاً این نقطه مسجد الحرامه، هر قدر این زاویه وسیع تر بشه، شطر هم وسیع تره، نزدیکش شطر خود این زاویه است، دورترش طرف زاویه است، دورترش باز طرفه.

بنابراین شطر به معنای طرف مسجدالحرامه و طرف مسجدالحرام هر قدر نزدیکتر به این طرف باشد، عرض می شود که واجب تره. کما اینکه کسانی که در مکه مکرمه هستند (شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ) براشون نزدیک تره تا کسانی که در مدینه هستند، در جاهای دیگر هستند، در شرق هستند، در غرب هستند، بنابراین (شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ) عبارت است از جانب و سوی، به سوی مسجدالحرام.

حالا اینجا ما یک بُعد در شطر داریم، یک بُعد در وجه. وجه اصلش چیه؟ صورته دیگه و فرعش بقیه بدنه. نمیشه صورت در مسجدالحرام باشه، بدن خارج باشه. (وجه الشی ما یُواجه بالشی و ما یواجه وجه الشی). صورت هر چیزی، اون چیزی ست که مواجه است با دیگری و دیگری مواجه است با او، مواجهت فرق می کند.

گاه مواجهت به علام الغیوب است، همه چیز وجهه. (فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) [بقره: آیه ۱۱۵] همه چیز برای خدا وجهه. چون پشت انسان، روی انسان، ظاهر انسان، باطن انسان، فوق، زیر، تمام، نسبت به خدا وجهه. چون مواجهه کلی دارن کل خلائق با خدا.

درست است خدا مواجهه دارد در بُعد مخفی و در بُعد غیب، ولی ما مواجهه داریم در بُعد جلی و ظاهر. باطن و ظاهر ما نسبت به خدا وجهه، این نسبت به خدا. اما نسبت به کسانی که عالم الغیب نیستند، فقط عالم است اگر صورت رو به او کنیم، اگر پشت کنیم به او، صورت شما رو نمیبینه، اینجا وجه محدوده، پس وجه یا نامحدوده یا محدوده.

وجه لامحدود کائنات نسبت به الله سبحانه و تعالی، تمام برون و درون و آینده و قبل و بَعد اون ها وجهه. ولکن اینجا شطر مسجدالحرامه (فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ) [بقره: آیه ۱۴۴] وجوه ما به شطر مسجدالحرامه. مسجدالحرام، الله نیست، عالم الغیب الخفیات نیست، مطلق نیست، بلکه جای معینی ست. بنابراین اینجای معین باید در نظر گرفت و بعد نتیجه گرفت.

حالا وجه انسان ربع دایره است دیگه، این وجه ربع دایره است، یا ربع عرض می شود که مربعه، منتهی ضلع وجه و ضلع پشت بیشتر از ضلع این طرفه.

بنابراین وجه انسان ربع عرض می شود دایره و ربع محیط وجه است، ربع دایره چقدر میشه؟ کل دایره چقدره؟ سیصد و شصت درجه است، نصف دایره چقدره؟ صد و هشتاد، ربع چقد میشه؟ نود.

بنابراین نود درجه وجهه، اگر ما اینطوری یا اینطوری یا اینطوری تا نود درجه توجه کنیم تولیه وجه کردیم دیگه، بله، وجه اینطور نیست که فقط نقطه وسط وجه مراد باشه، برای اینکه اگر نقطه وسط مراد باشه (فول ان نقطه الوسطا من الوجک) ولکن وجه فرموده، پس وجه تمام اون جهتی که مواجه است با چیز دیگر عرض می شود که شامله، این یک.

(شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ) [بقره: آیه ۱۴۴] مسجد الحرام وجه داره، شطرش وجهه. (شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ) هم ربع مربعه. ربع مربع مسجدالحرام، ربع در ربع چقدر میشه؟ نصف. نصف چقدر میشه؟ میشه عرض می شود که نود درجه، بله؟ صد درجه.

این صد و هشتاد درجه چیه؟ بنابراین ما تصحیح می کنیم روایتی که می گوید که (بین المشرق و المغرب)، اگر قبله اینطور است همینطور تا اینجا، اینطرف تا اینجا، همش قبله است. اونوقت اینجا احکام زیادی متوجه میشه، بعد عرض می کنیم.

بنابراین دو وجهه، یک وجهک است که ربع دایره است و یک وجه (شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ) است که اون وجه مسجد الحرامه. وجه مسجدالحرام که شطرشه، وجه شما هم که شطره، دو شطر مقابل هم، دو شطر مقابل هم، این شطر نود درجه، اون شطر نود درجه، میشه صد و هشتاد درجه، بله پس تا نصف دایره می شود قبله.

شطر رو عوض کنه؟ مثلاً شطر نزدیک مسجدالحرام اینجوری فقط. آیا میتوانه اینطور و اینطور و اینطور؟ طبعاً نه.

کما اینکه کسایی که در مسجد الحرام هستند آیا می توانند به شطر عرض می شود کعبه توجه کنند؟ نخیر، به عین کعبه، عین، عین تا جایی که ممکن است، اگر عین ممکن نبود، عین کعبه ممکن نبود، عین مسجد الحرام، اگه مسجدالحرام نبود (شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ)، شطر نزدیک و نزدیک تر، ولیکن اگر این شطر به حساب وسعت زاویه زیاد شد، می شود (شطر بین المشرق و المغرب قبله) اگر کسی نتوانست شطر عینی را یا شطر نزدیک را، شطر نزدیک تر رو مورد توجه قرار بده اینجا شطر مابین المشرق و المغرب.

بنابراین این روایت قابل تصدیق است به حساب وجه و به حساب عرض می شود که شطر.

حالا مسائلی اینجا پیش میاد. آیا قبله رسول صلوات الله علیه در مسجد النبی، این شطر واقعی ست و جزء عین واقعی ست یا غیر واقعی ست؟

جواب این است که دو توجه است، یک  توجه وحیانی ست و یک توجه عرفی ست. در توجه عرفی در نماز به شطر مسجدالحرام، مثل آیه مبارکه نیستش که، این خط مستقیم متوجه است به عین کعبه، ولی یه خورده این طرف تر توجه از بین میره، یک خورده این طرف تر، یک مرتبه این توجه به کعبه مکرمه، این توجه وحیانی ست، یک مرتبه توجه عرفی ست.

آیا تحول پیغمبر بزرگوار صلوات الله علیه از مکه مکرمه به قدس، بعد تحول به مکه، در عرض می شود در مدینه، این تحول با اشاره وحی بوده یا خیر؟ وحی بوده دیگه.

در روایت داریم جبرئیل آمد شانه پیغمبر رو برگردوند به مسجد الحرام، از مسجد الحرام به قدس، باز برگردوند بعد از پنج ماه یا هیفده ماه به مسجد الحرام. این دو برگردوندن که برگردوندن از مسجد الحرام به قدسه و بعد برگردان از قدس به مسجدالحرامه، این عرض می شود که چون وحیانی ست عینیت داره، یعنی اون نقطه ای، که اون خطی که مستقیماً به مسجد الحرام و از مسجد الحرام مستقیماً به کعبه میخورد اونه، اما غیر اینطوره، نخیر اینطور نیست.

شطرها نداره، شطر وحیانی رسول الله کلاً عین کعبه است فلذا محراب رسول الله صلوات علیه در مسجد النبی، این محراب درست مستقیماً میخورد به نقطه عرض می شود که خطش مستقیماً میخورد به کعبه، نه مسجد الحرام فقط، و لذا (وَحَيْثُ مَا كُنْتُمْ فَوَلُّوا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ) [بقره: آیه ۱۴۴] شطر نبی با شطر غیر نبی فرق دارد.

حالا، در شطر عرفی غیر وحیانی غیر

(صحبت حضار) اینکه شطر نمیشه که، میشه عین دیگه

بله؟

(فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ) [بقره: آیه ۱۴۴]

فلذا عرض کردیم که شطر هم جزعه، هم عینه، هم بعضه، هم ناعه. شطر نبی شطر عینی ست. شطر غیر نبی، شطر عرض می شود که مواجهه، مواجهه وجه است که تا نود درجه، بنابراین شطرها فرق داره، این چند معنی که برای شطره همش درسته منتهی شطر هر کس فرق داره.

مواجهه کسانی که دور اند از مسجد الحرام، از مکه دور اند، مواجهه فرق میکنه، یک مرتبه مواجهه وحیانی ست که مربوط به رسول صلوات الله علیه. یک مرتبه مواجه غیر وحیانی، مواجه غیر وحیانی تا اونجایی که امکان دارد که جنوب قبل از قبله است، یعنی کعبه مکرمه در جنوب واقعه، کسانی که این طرف زمین هستند.

حالا، سوال، آیا اگر ما در یک بیابانی بودیم، تاریک بود، هیچ، ابرم بود، نه از ستاره ای می تونیم تمیز بدیم که جنوب کجاست نه از راه دیگر، تا آخر وقت هم ما صبر کردیم و دیگه وقتی نمونده مگر برای انجام فریضه ادا، وقتی نمی دونیم قبله راسته چپه، چیکار بکنیم؟

ما دو راه حل داریم، سه راه حل داریم، یک راه حل داریم که شما یک نماز بخونید به هرطرف خواستین، چون عرض می شود که آیاتی دارد که (وَلِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَالْمَغْرِبُ) [بقره: آیه ۱۱۵] عرض می شود که (فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) [بقره: آیه ۱۱۵].

راه حل دوم این است که دو نماز بخونی، یکی اینطرف یکی اونطرف. راه حل دیگر داری چهار نماز بخونی، ما روایت چهار و روایت دو‌ را قبول نداریم، چرا؟ برای اینکه تولیه وحی تکلیفه دیگه. انسان مکلف است که یک نماز بخونه یا دو نماز؟ آیا مثلاً صبح، آیا در صبح یک دو رکعت بخونیم یا دو رکعت؟ یا دو تا دو ‌رکعت؟

(صحبت حضار) یک دو رکعت منتها به سمت

حالا عرض میکنم، یک دو رکعت اصل نماز به هرجوری باید خوند، درسته؟ ولیکن قبله در صورت امکان است دیگه، اگر ممکن است که به شطر مسجدالحرام نماز بخونه، اگه ممکن نیست چیکار کنه؟ مکلفه بازم؟ بله به اصل نماز انسان مکلفه هر جوری شد، ایستاده، در حال راه رفتن، خوابیده، هرجور، درسته؟

اصل قبله هم کدامه؟ اصل قبله (فَأَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) [بقره: آیه ۱۱۵] ولیکن این شطر مسجدالحرام، شطر مسجدالحرام در بُعد تکلیفه. تکلیف سه امکانه، اگر امکان دارد شطر، عین، جهت، جزء را در طول وقت، اگه امکان ندارد در کل، وقت یعنی یک ساعت و نیمی که بین اذان صبح و آفتابه، این دو رکعت نماز باید خوانده بشه قطعاً.

ولکن آیا اگر هم نتوانی شطر مسجدالحرام پیدا کنی، بازم موظفی، مکلفی؟ نخیر، مکلف نیستی. بنابراین شما اولاً مکلفی به یه نماز، ثانیاً در این وضع مکلف نیستی که وجه الله نماز بخونی، بنابراین اگر نماز خوندی بعد وقت باقی نبود بعد وقت شد، دیگه نماز قضا ندارد، همین ادا عرض می شود که برای شما کافیه.

بنابراین این (فَوَلِّ وَجْهَكَ) [بقره: آیه ۱۴۴] (فَوَلِّ وَجْهَكَ) در نماز و نماز هم می دونید تکرار نداره، نماز صبح تکرار نداره، نماز ظهر و عصر تکرار نداره، مغرب و عشا تکرار نداره، این نماز تکرار نداره، بنابراین تکرارش که چهار جهت یا دو جهت درست نیست.

بله دو جهت میشه کاریش کرد، برای اینکه بین المشرق و المغرب قبله، اگر شما به این جهت، بعد به اون جهت نماز بخونید، بالاخره شطر بین مشرق و مغرب نماز خوندید، بله؟

(صحبت حضار) اینجا حاج آقا اگه این کار رو بکنه قطعاً یک نماز به سمت مسجد الحرام بوده

به شطره بله، قطعاً نیست درسته

(صحبت حضار) اون نماز که واجب بوده

حالا عرض میکنیم، حالا عرض می کنیم.

عرض می شود که چهار جهت غلط اصلاً، چهار درسته کلاً، اما دو تا، کسی دو تا نمیتونه تغییر کنه، بگوید چون بین المشرق والمغرب قبله و امکان دارد که نماز بین مشرق و المغرب باشد، این امکان در تکرار نماز تحول یاید، یعنی نماز صبح یکی رو اونطرف بخونی، یکی این طرف، این اشکال. جواب این است که امکان دارد ولی امکان دارد، دو نماز چرا؟

امکان ایجاب دو نماز ‌نمیکنه. ما فقط یه نماز بر ما واجبه، یک نماز بر ما واجبه، یک نماز رو اگر قبله را، شطر مسجد الحرام رو می توانستی پیدا کنی ولی به دو شطر نماز بخونی که حداقل به یک شطر نماز متوجه بشه، این دلیل بر وجوب ما اصلاً نداریم نه کتاباً و نه عرض می شود سنتاً قابل قبوله و در روایاتی سنت است متناقضه متعارضه یا یک نماز یا دو نماز یا صد نماز. عرض می کنیم روایت بر کتاب، یک نماز کافیه، چون یک نماز بیشتر لازم عرض می شود که نیست.

(صحبت حضار) حاج آقا یک نماز با شرایطش

شرایط در صورت امکان، در صورت امکان، اگه امکان داشته اولاً

(صحبت حضار) امکان داره دیگه حاج آقا، اینجا اگه شما دو نماز بخونی، قطعاً اون امکانش فراهم شده

خب، آیا فرض اول و دوم، دو نمازه یا یه نمازه؟ واجب اول و دوم، واجب ما اولاً و اخیراً یه نمازه. اولاً و اخریاً یک نماز واجبه به هر جهت بخونی.

اما ما این نماز رو تکرار می کنیم که شطر پیدا کنیم، پیدا کردن شطر که مستقل از نماز است این دلیل بر وجوبش نیست، چون یک نمازه. کلاً از اول تا آخر یه نمازه.

ولکن اگر انسان صبر میکرد شطر مسجدالحرام پیدا میکرد و صبر نکرد به طرف نماز خوند بعداً قبل از اینکه وقت تمام شه فهمید شطر کدامه، اینجا چطوره؟ اینجا چون در طول وقت معذور نیست، در قسمتی از وقت معذور بوده، در طول وقت معذور نیست، بنابراین اینجا باید نماز رو ائاده کنه اما در صورت اول اعاده لازم نیست.

رو این اصل (شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ) دارای درجاتی ست و دارای عرض می شود که مراتبی ست.

خب دیگه اگه سوالی هست بفرمایید ما عرض می کنیم.

(صحبت حضار)

برگشتن این یک عده زیادی برگشتند، عده ای برنگشتند، عرض می شود که (وَمَا جَعَلْنَا الْقِبْلَةَ الَّتِي كُنْتَ عَلَيْهَا إِلَّا لِنَعْلَمَ) [بقره: آیه ۱۴۳] (نَعْلَمَ) از علم. برای علام. این دو مصلحت داشت، برگردوندن به عرض می شود که قدس و بعداً برگردانده به کعبه، دو مصلحت داشت.

برگردوندن به قدس یک مصلحت مال مسلمون ها بود یه مصلحت مال یهودیا بود. برای مسلمون ها که بیبین چند مرده حلاجن، تا کجا تبعیت دارن، این مسلمون های سیزده سال مکه و در مکه نماز به طرف کعبه نماز خونده، حالا که در مدینه آمدن، در مدینه بیان به طرف قدس نماز بخونند، این خیلی امتحان بزرگی ست، که (لِنَعْلَمَ) الان یعنی کسانی که برگشتند با پیغمبر خب ایمانشون کامله. کسانی که برنگشتند یا منافقن یا ضعیف الایمانن این یک بُعد.

بُعد دوم برای اینکه در مدینه یهودیا بودند، برای چند جهت این قبله به طور موقت عرض می شود که بین القبلتین، بین عرض می شود که، یک جهت این است که بفهمانند به یهودیا که (أَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) [بقره: آیه ۱۱۵] قبله شما الهی ست، قبله ما الهی ست، قبله شما در برهه ای از زمان، قبله ما در برهه ای از زمان الی یوم القیامه.

وانگهی برای اینکه تلطیف کند راه یهودیان را که یهودیان یک مقداری جلب توجه بشه، برای جلب توجه یهودیان ثانیاً و از برای تبیین این مطلب که(أَيْنَمَا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) [بقره: آیه ۱۱۵] به طرف عرض میشود که قدس توجه داده شد.

(صحبت حضار) بین دو نماز بوده یا وسط یک نماز؟

مثل اینکه نماز دو دومی، یا بین نماز عصر که جبرئیل آمد برگردوند پیغمبر رو یک زاویه قائمه. یک زاویه قائمه پیغمبر رو برگردوند به طرف عرض می شود که قدس اولاً، بعد به طرف کعبه.

(صحبت حضار) مسجد ذو قبلتین همونجا بوده؟

بله بله

(صحبت حضار) ۱۸۰ درجه برگشتن درسته؟

بله بله

(صحبت حضار) ۹۰ درجه

اون وقت مسجد ذو قبلیتین، مسجد ذو قبلتین یادم هست که بغل مسجد ضراره، درسته یادمه یعنی متصل است مسجد ضرار به مسجد قبلتین، اینو بعضی از دوستان در تلویزیون هم نقل کردن، آقای قرائتی نقل کردند که من در این تفسیر ندیدم.

عرض می شود که این مسجد ضرار که (لَا تَقُمْ فِيهِ أَبَدًا لَمَسْجِدٌ) [توبه : آیه ۱۰۸] الی آخر، این مسجد عرض می شود که خراب شد از اول الی یوم القیامه، و دلیل این است این مسجد قبلتین در جای خیلی مهمه مدینه است. بغلش یه قهوه خانه بی خودیه. پشت سر قهوه خانه، مسجد ضراره این جا هر چه خواستن بسازن خراب شد، اینا نتونستن بسازن، عرض شود که خراب شد، یعنی مورد لعنت الهی ست که این زمین، این (قطع صدا)