جلسه دویست و پنجاه و هشتم درس خارج فقه

نماز (نماز جماعت)

بِسْمِ اَللَّهِ اَلرَّحْمَانِ اَلرَّحِيمِ

الْحَمْدُ اللَّهُ رَبُّ العالَمِينَ وَ صَلَّي اللَّهُ عَليَّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍ آلِهِ اَلطَّاهِرِينَ

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَيَّ مُحَمَّدٌ وَ آلُ مُحَمَّد

راجب احتراظ طهارت المولد، که مربوط به امام جماعت است، یا به تعبیری دیگر مانعیته قروة الولاد است. مطلب رو آقایون عده ای میگن اجمالی است ولکن از خود این آقایون که ادعای اجماع کردن، میگن اشکال نداره

حالا براتون میخونم چه اجماعی است که اینجور، مثلاً (فِتَت گِرَم في اَلْعَلاَمِ حِلِي وَرَايَتِ الاحْكَامِ وَ الْمُنْتَهِي لِلْعَلامِ حِلِيُّ وذِكْرِي لِشَهِيدِ الاَوْلِ

(صحبت حضار)

عَلِيْكِ السَّلامُ

(فِي بَحْثِ الْجَمَاعِ وفي المَدارك لِ سَيِّدِ مُحَمَّدٍ صَاحِبِ مُدَارِكِ اَلْحُكْمِ فِي اَلْكَارِيه) کرایه چی اونها خودشون میگن

(صحبت حضار)

عَلِيْكِ السَّلامُ

که میگن مرجوح است که پشت امامی که ولد الحرام است انسان نماز بخونه، (وَ فِي اَلذِّكْرِيِّ نَفْلَ عَنْ ذَلِكَ ذِكْرِي) مال شهید اول است، که اینجا اشکال نداره. خب نَفَل بَعث یعنی کراهت هم ندارد. نه حرمت دارد و نه

حالا عدم جوازه (في الاتِّصاق وَالخِلافِ وَالقَريهِ وَالذِّكرِيِّ) همون ذکرهای بالا، همون ذکرهای بالا که (نَفَلٍ بَعثَ عَنِ اَلاِعْتِمَامِ به وَلَدُ اَلزِّنَا) همون ادعای اجماع می کند، برای چی شد؟ (وَلا مُعتَبَرٌ وَ لانَتِ الاحكامُ وتَذكِّرَه) (تَذَكِرَه) مال علامه، علامه قبلاً در تذکره فرموده بود که، عرض می شود که این اشکال نداره

حالا در تذکره میبینید که اجماع هست برااینکه اشکال دارد (وَالذَّخِيرَهُ وَالْمَدَارِكِ وَمَصَابيحِ السَّليِ) خب البته ما احتیاجی به این مطلب نداریم که اجماع، بر خلاف آنچه بر روایات و سنت باشد یا بر وفاق اون باشد، این برای ما فرقی ندارد. چون محور اصلی ما دلالت کتاب الله و سنت رسول الله (صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ) است

ولی خب از باب این که اقوال این جوره ما این مطلب رو عرض کردیم. حالا، یک مقداری درمورد طهارت المولد بحث کنیم. طهارت المولد شش، هفت بعد دارد.

(طَهَارَتِ اَلْمُولِدِ عَنِ اَلزِّنَا عَنِ اَلْحَيْضِ عَنِ اَلنِّفَاسِ عَنْ حالتِ الاِحرام عَنْ حالتِ اَلصِّيَام) اینا حرامه دیگه. درحال حیض، در حال نفاس، در حال احرام، در حال صوم میفرماید که عرض می شود که زنا، تمام اینا حرامه دیگه.

یه پنج تا شد (وَ كَذَالِكَ فِي حَالَتِ مَمْنُوعِيتُ اَلْجِمَاعِ) یه مرد و زنی است که اصلاً براشون فرقی نمیکنه این کارو می کنند، بچه هم درست میشه، اینم حرامه دیگه. یا نه ممنوعیت جماع نیست، ممنوعیت الایلاده. درست است فرزند درست کردن در اصل واجب است، این شکی ندارد

(صحبت حضار)

عَلَيْكِمُ السَّلامُ

در اصل برحسب آنچه از قرآن شریف، از آیات استفاده می کنیم جلوگیری حرام است، و اگر کسی کاری انجام می دهد، فرزند درست کردن واجب، اما در بعضی موارد حرام است همین فرزند درست کردن

واجباتی است که احیاناً حرام می شد، به علل دیگری. مثلاً، اگر فرزندی از این زن به عمل بیاید، این زن در حال ولادت میمیره، براش خطر داره، یا خطر دارد یا میمیرد یا نه. نه مادر میمیرد، نه فرزند میمیرد،

اما این فرزند را آنچه در واجبات تربیتی شرعاً مقرر است، این پدر و مادر نمی توانند ده تا پانزده تا اولاد را چه کنند.آخه نمی توانند.

یکی از برادران هم دوره ی ما بهش گفتم که شما پیدات نیست؛ گفت والا بچه داری میکنم. گفتم چند تا داری؟ گفت شونزده تا. گفتم همین! گفت بیست و چهارتا بودن ازش مردن، گفتم خودت هم برو.1

الان یه چند تاییش رو انسان بخواد، واجبات شرعی را عمل کند و اینها رو طبق موازین شرع تربیت کند اون تربیتی که واجب است، چون والدیت، و والدی بودن، و فرزند بودن، تمام اینها مسئولیت دارد.

در قرآن شریف در سوره ی بلد ما عرض کنم، صحبت میکردیم. (وَوَالِدٍ وَمَا وَلَدَ) [بلد: آیه ۳] (لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ) (بلد: آیه ۴]

قسم به والد و قسم به ماولد درحقیقت مستمع به عبارت است از موضوعاتی که مسئولیت آور است. پدر بودن مسئولیت آور است، مادر بودن هم چنین، فرزند بودن هم چنین، شوهر بودن هم چنین، زن بودن هم چنین، اینا مسئولیت آور است.

اگر کسی نمی خواهد و یا نمی تواند از مسئولیات واجبه ی شرعی را انجام دهد، نباید موضوع مسئولیت درست بشه. کما در باب ازدواج، مگه همین طور نیست؟

عرض می شود که در باب حرف ازدواج و نه فقط در باب تعدد ازدواج (اِن أَلَّا تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلَّا تَعْدِلُوا) [نساء: آیه ۳]

که در مثلث اضلاعه، (لَّا تَعْدِلُوا) از زوجیات فرد است. (لاَ تَعْدِلُوا بِانْفُسِكُمْ) شما به ظلم گرفتی. اگر در داشتن بیش از یک زن به ظلم می افتی (فَوَاحِدَة) واحده، نه

(فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ) [نساء: آیه ۳] که ما (مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ) اَعَم از ازدواج منقطع یا عرض می شود که معذور اونچه به دستت میاد، اونچه به دستت میاد شرعاً بعد از چی؟ بعد از عقد دائم، بعد از عقد دائم دو تا، سه تا، چهارتا، بعد یکی، در یکی هم (اَنْ تُبْتُمْ لاَ يَعْدِلُوا وَ وَاحِدُهُ اَوْ) (مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ) [نساء: آیه ۲۴]

اگر نسبت به واحده هم شما عدل در سازمان زوجیت رو می ترسید که عمل نکنید، آخه زن زائو نگیرید، زن منقطع بگیرید، یا چه. حالا موضوعاتی که مسئولیت آور است، مسئولیت وجوبی بیاورد اثباتاً و مسئولیت سلبی می آورد.

اصلاً اقدام کردن در، درست کردن چنین موضوعاتی حرام است. مگر در صورتی که انسان بخواهد و بتواند که حفظ مسئولیات واجبه، عرض می شود که عرض می کنم حالا در اینجا.

فرزند درست کردن واجب است، احیاناً راجع است. راجع به ائمه (عَلَيْهِ سَلاَمٌ) راجع اونجایی که افاقه دارد، یعنی جون انسان، نفس انسان بالا میاد اما به حرام نمی افته. البته ما این رو یه موقع بحث کردیم خدمت برادران، صحبت کنیم که از کجا در بیاوریم وجوب.

از آیاتی، از قرآن شریف استفاده وجوب می کنیم که باید با هم صحبت کنیم، اگر اینجا بخوام صحبت کنم از بحث خارج میشیم. اجازه بدین که بعداً با هم صحبت کنیم

عرض می شود که چون به عنوان اصل موضوع،

(صحبت حضار)

بحث چرا داریم، حالا باید صحبت می کنیم شاید که، شاید هم من قانع شدم، شاید هم شما قانع شدید.

بله. عرض می شود که حالا؛ در اینجا. این ولادتی که، این تولید حرام باشد. بعد اول، دوم، سوم، چهارم، پنجم، ششم، هفتم، هشتم، هر بعدی حرام باشد آقایون بعضی یا همه شون میگن که طهارت المولد شرط است در امام جماعت.

بعضی میگن طهارت المولد و طهارت الولاده نسبت به زنا شرط است، که زنا نباشد. حیض باشد، نفاس باشد، احرام باشد، چه باشد، چه باشد. اون نباشد. هم حرف اولشون درست نیست، هم حرف دوم درست نیست. چرا؟

ببینید اونچه که شرط است در امام جماعت و شرط محوری است و شکی درش نیست، عداله است. حالا بقیه را باید صحبت کنیم. عداله، البته عداله سر همون بعد اول چون پنج بعد دارد عدالت، همون طور که دیروز اشاره کردم.

عدالت مرجعیت کجا، عدالت قاضی بودن کجا، عدالت شهادت کجا، عدالت چه کجا،

(صحبت حضار)

عَلَيْكِ السَّلامُ

پایین ترین و نازل ترین مراحل عدالت، عدالتی که مسئولیت آور نیست، اگه نباشد چیزی از بین نرفته اما در باب شهادت عدالت نباشد، حرز و ناموس و چه از بین میره.

در باب قضاوت هم چنین، در باب مرجعیت هم چنین، در باب شهادت طلاق هم چنین، یه مطلبی است که اگر وفق باشد و دروغ بگه اما اگر امام جماعت یهودی هم بود، شما نمیدونستی، یهودی بود و شما نمیدانستی نص دارد که پشت سر کسی نماز خوندی به خیال این که مسلمان است بعد معلوم میشه یهودیه؛ نمازمون درست است یا نه؟

فرمود نماز های قبلی درست است، بعداً با او نماز نخوانید. پس عدالت در باب امامت جماعت خیلی کمرنگ تر است و کم عمق تر است از عدالت های سایر مراحل که مسئولیت آور است (وَ كَمل ايمان دَرَجَاتٍ كَذَلِكَ الْعِدَالَه دَرَجَاتٌ وَكَمِّلَ كُفْرٌ دَرَكَاتٍ كَذَلِكَ اَلْفِسْقُ دَرَكَاتُ)

اینطور نیست که مطلب واحده باشد. خب حالا، اینکه اجماع کردن عده ای از برادران بزرگوار فقیه که عمیداً وحدیثاً من در عروه الوثقی نگاه می کردم، دیدم تمام نُه نفری که حاشیه زدن همه شون گفتن حرامه.

مرحوم صاحب عروه گفتن حرام است و نمی شود به امامی که غیر طاهر المولد است، انسان اقتدا کنه. و تمام محشین حیایاً وامواتاً اون نه نفر که شما میشناسید اینا هیچی نگفتن. یعنی همه حرام بودن.

حالا ببین مطلب خیلی مهمی نیست، مطلب مهم این است که در طول تاریخ اسلامی، بین شیعه، حالا سنی هم بعضیا میگن و شیعه الامامیه از شرایط اصلی جواز اقتدا به امام اینه، گرفتن که امام یا باید طاهرالمولد باشد که شرط هست،

(صحبت حضار)

بله! همین دیگه یکی از اشکالات بنده همین بود که میخوام عرض کنم خدمتتون.

میگن که نه خیر مانع است نجس المولد باشد، این دو تا فرق داره به همدیگه اگر شرط است طاهر المولد بودن باید ثابت کنیم، یعنی بنده و شماهایی که میخوایم نماز جماعت بخونیم باید بریم بگردیم ثابت کنیم بابا با این ننه درست خوابیدن این شرط طاهر المولد بودن است

(صحبت حضار)

بسیار خب عزیزم ما روایت میگم، در باب زنا روایت نداریم اصلاً ما که. دلالت عزیزم ما که عدالت رو بحث نمی کنیم، ما که عدالت رو بحث نمی کنیم. بابا؛ کسی که ولدزناست اما اعدل فرض کنیم، کسی که ولدزنا است

اما برخلاف وضع ولدزنا بودن چون چیزهایی است که سرد می کند نزدیک شدن رو، ولدزنا بودن، محیط خانه بد بودن، محیط اجتماع بد بودن، رفقای بد بودن، بد بودن، بد بودن، خیلی سخت می کند عادل بودن رو مگه این طور نیست

حالا، اگر کسی تمام این سختی ها رو گذاشت زیر پا و عادل شد، ولدزنا هم، این ولدزنا که اعدل است، و اعلم است و اطفی است از کل کسانی که در شهر میخوان جماعت بخونن و عادلن، میبینی که ولدزناست نه راجب خدا و شما اختلافه خدا میفرماید (إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ) [الحجرات: آیه ۱۳]

(صحبت حضار)

شده. آقا عزیزم، عزیزم شده .فعل حرام نکرده که، بابا این بچه ای که. کی میگه نمیتونه؟ نه شده، شده. ما، توجه کنید این کسی که ولد من زناست خودش عصیان کرده است؟ نه، خودش مقصر است؟ بعداً مکلف است یا نه؟ بله،

مکلف است. ممکن است عادل بشد یا نه؟ ممکن است واجبات شرعی را عمل کند یا محرمات رو ترک کند، یا ممکن نیست؟

(صحبت حضار)

کسی نمیگه ممکن نیست نه مشکله، ببینید، بزارید من حرفمو بزنم. اجازه به من بدید. مشکله، اگه این مشکل رو کسی حل کرد، اگر این مشکل را کسی  عمل کرد، زحمت کشید.

(صحبت حضار)

آقا من یه طلبه سراغ دارم که نمیخوام بگم کیه که. این طلبه میگه من ولدزنام، چیکار کنم؟ طلبه ی خوبی هم هست، درس خون، عاقل، ساهی، عادل؛ ببین

(صحبت حضار)

خودش میگه فقط خودش، من که نپرسیدم ازش که. ما داریم در مسائل در مطالب بحث نمی کنیم.

میگیم کسی که ولدزنا است آیا محال است بشه یا ممکن است؟ اگر بگیم محال است نجیب بشه که این مکلف نیست، مکلف کسی ست که اختیار داشته باشد، منتهی اختیار گاه ده درصدِ، گاه پنجاه درصدِ، گاه نود و دو درصدِ، گاه نود درصدِ، اختیارات فرق میکنه.

اگر یک درصد ولو انسان اختیار داشته باشد عمل، عمل اختیاری هست یا نه؟ حالا کسی که ولدزناست بقیه را اضافه نمی کنیم. کسی که ولد زنا است اما در جایی زندگی می کند که به عداله است،

اونو بعد عرض می کنم مجتمعش چنین است، رفقاش چنین اند، ولدی که به عدالت وادار می کنند فقط ولدزنا است این یک درصدِ مختصری از اینا مانع از(15:13) دارن،

(صحبت حضار)

اولاً خدا خلقش کرده، ثانیاً خودش، خودش رو به اختیار به خودش طیبه،

(صحبت حضار)

بله! کی گفت؟ کی گفت به شما آخه؟ عزیزم وقتی نطفه اومد بیرون از فلان مرد به فلان زن معذرت میخوام، این مرد و این زن هر دو گناه کردن یا مرد زنا کرد زن نیاد یا زن زنا کرد مرد نه. این بچه که نبود اصلاً مکلف باشه تقصیری نداره.

(صحبت حضار)

خب نه خیر. کی میگه کجا. صبر کنید. شما صبر کنید. اولاد کافراگر بمیرد قبل از بلوغ جهنم میره نه خیر اونی که میره جهنم خودش بهشت عزیزم ببینید شما ما مراتبی داریم یک عدالت شرط است در امام جماعت

(صحبت حضار)

من چه میدونم هر غیر ولد زنا بهشته؟ آقا، مگر محمدرضا خان ولدزنا بود؟ تو بهشته؟ مگه هر ولدزنا تو جهنمه؟ و هر غیر ولد زنا بهشته؟ پس تأیید می فرمایید ببینید، این فرضیه شد اگر من حوصله دارم نماز می شد اجازه بدین. ببینید، اونیکه شرط محوری است در باب صلات جماعت چیه آقایون؟ عدالت. اما حر باشد عبد نباشد چون که بعضی گفته اند خدمت شما حالا صحبت می کنیم.

یک، اما غروی نباشد اهل بادیه نباشد که بعضی ها گفتن باز قبول عرض میشود که نجس المولد نباشد به قول بعضی ها که میگن نجس حالا داریم، طاهرالمولد باشد اینم یه مطلبی

اما اون شرطی که شرط محوره چیه آقایون؟ عدالته. من میخوام روی عدالت مقداری بحث کنم که دیگه برسیم. ببینید در عدالت آیا من که میخوام با این شخص نماز بخونم و باید عادل باشد، آیا من حق دارم تفتیش کنم که مبادا یک موقعی ظلم کرده است و توبه نکرده است؟

حق ندارد؟ خیلی خب حالا، ممکن است این آدم در واقع الان ظالم باشه که اگر من تفتیش کنم ظلمش و فسقش معلوم میشه اما من نه جوازاً تا چه رسد وجوباً حق تفتیش ندارم چون تفتیش از اثرات مؤمنین جایز نیست.

این اول،

دوم، ببینید اینجا دو بعد داره. تفتی این شخصی که الان در بلد اسلامی است و ایستاده نماز من میخوام باهاش نماز بخونم تفتیش کنم کافر هست یانه؟ نه  این یک. این مراتب بی خود عرض نمیکنم منظور دارم تفتیش کنم فاسق هست یانه؟

نه تفتیش کنم کافر بوده است یا نه؟ نه قبلاً چه بسا تفتیش کنم فاسق بوده است یا نه که بعد عادل شده؟

نه حق تفتیش من ندارم، حق تفتیش ندارم نه نسبت به حال موجودش، اسلاماً و عدالته و نه نسبت به حال قبلی اش کفراً و فسقاً.

سوم، تفتیش چه این قبلاً طبق شریعت یهود عمل می کرده جمع بین اُختین می کرده است یانه؟ چون اگر جمع بین اُختین می کرده است الان در اسلام حرامه در اونا حلال بوده ولی چون در اونا حلال بوده اما در اسلام حرامه من حالا حساب کنم،

همه اش نه دیگه هیچ گونه تفتیشی لازم نیست، بلکه جایز نیست براچی؟ برا این که اینا عدالتی که در اینجا لازم است اون واقع عدالت حقیقیه در حال و ماضی و این حرفا نیست،

بلکه در وضع حاضر و در وضع ظاهر ایشون باید که عادل باشد. مگر اینطور نیست؟ خب عدالت که شرط است اینجوریه، اما طاهر المولد بودن که شرط نیست خب اینم برید بگردید. شرط بودن طاهر المولد دلیل میخواد، ما در عدالت دلیل داریم و اینجوره. که اگر در واقع کافر باشد، در واقع ظالم باشد قبلاً هر چه بوده است

الان در حال حاضر در بلد اسلامی است و از اون فسق ظاهر ما نمیبینیم پشت سرش نماز بخونیم، تفتیش نکنیم، تفتیش از فسقش نکنیم، از کفرش نکنیم اما تفتیش کنیم از چیزی که نه فسق است، و نه کفر است، و نه هیچی اون نجاست المولده، عن زنا بوده، عن حیض بوده، عن نفاس بوده، عن احرام بوده، صوم بوده تفتیش کنیم جایز است تفتیش کنیم؟

چرا تفتیش کنیم حتی اگر جایز بود تفتیش این سر از چی بالا میاره، که بریم بگردیم که این بابا ننه درست باهم خوابیدن یا غلط خوابیدن؟ بریم تفتیش کنیم ظاهر رو از کجا بدست میاریم، در جایی که وضع باطنی این جور است که شما ملاحظه میفرمایید

ولو در بلد اسلامی است ما ظاهر رو از کجا بدست بیاریم؟ خب این اولاً. ثانیاً (وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى) [نجم: آیه ۳۹] (وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌ وِزْرَ) (فاطر: آیه ۱۸] ذکر آخری و از این قبیل آیات.

کسی که گناهی نکرده است چرا ممنوع باشد از بروز در صف سما کاران و عادلان؟ کسی که الان فاسق نیست قطعاً عادل است (وَ اَعْدِلِ اَلْعُدُولَ) است و (اَعْلَمِ اَلْعِلْمَا) است و (اَعْرَفِ اَلْعُرَفَا) است فرض داریم می کنیم،

از تمام امام جماعت های شهر فرض کنید که عادل تر است و عالم تر ست و فاضل تر است و، ولی یقین دارد که میخواد نماز بخونه باهاش در ولادت این طور بوده، خب خدا که اینو مقدر میدانه (إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ) [حجرات: آیه ۱۳] این (عِنْدَ اللَّهِ) مگر (أَتْقَا) نیست؟

مگر این (أَتْقَا) بودنش منافات دارد با این که مولود الزناست؟ مگه مولودزنا به اختیار خودش. به اختیار خودش که مولود زنا نبود که گناهی که نکرده، این خودش و بعداً هم بر خلاف وضع عادی ولدزنا بودن و نطفه حرام بودن که سخت از ندید شدن که ولد زنا لایق است

این تمام عراقیل رو، موانع رو، سختی ها رو، همه رو پشت سر گذاشت، عادل که شد که هیچ بلکه (اَعْدِلِ اَلْعَادِلِينَ) و اعلم علما شد پس این خیلی راه ها روبا صعوبت و با مشقت طی کرده است تا به این ها رسیده. اینو باید باریکلا گفت یا تو سرش زد؟

باریکلا داره. اگر یک مشرکی موحد شد، این باریکلا بیشتر دارد یا یک سنی شیعه شد؟ خب سنی مسلمان بود. کسی که این همه فتنه ها را قدم برداشت، این همه صدمات و مصیبت ها را به خود گرفت و آمد وارد معرکه ی ایمان شد،

این بیشتر عملش مورد اجر است یا کسی که به سادگی پدر و مادر مسلمان بودن، آیت الله بودن، چه بودن، چه بودن، اینم ارتوپاتتی عرض می شود که اینطوری شد

این که مسلم است که (اَفْضَل الاعْمالِ اِحْمِذْهَا)  کتاب و سنته این مطلب معلوم است، عقلاً این مطلب معلوم است، اسوه معلوم است که اگر یک کار خیری رو انسان با زحمت بیشتر انجام داد، کمیت مطرح نیست؛ کیفیت مطرحه.

اگر یک کار خیری رو انسان با کیفیت بسیار سخت و مشکلی انجام داد، این اجرش عندالله بیشتراست. ولو فلان کس، صد شب نماز شب خونده اما این آقا نماز صبح و ظهر و مغرب و عشا رو در وسط منجلاب، کثافت و فسق و کفر و چی و چی همه هم مسخره می کنن.

این نماز واجبش خیلی از این مستحبات که ایشون مرتب انجام میده عندالله بالاتر است، چون (اَفْضَل الاعْمالِ اِحْمِذْهَا) حالا شخص ولدزنا که نجیب شدنش مشکل است و نه مستحیح، مستحیح یعنی مکلف نیست

و الا چرا ولدزنا رو لعن می کنن؟ لعن میکنن، کسی رو که مکلف نیست. به سگ لعن می کنن مثلاً، به سنگ لعن میکنن. پس این مکلف است، این مسلمه این ولدزنا که مکلف است.

پس امکان نجیب شدن و برطرف کردن تمام موجبات فسق از درون است، این کارها رو کرد، این کارها رو کرد. این باریکلا داره، چرا کرد؟ این باریکلا داره

آیا این باریکلاست که نه امام جماعت بشه، نه مرجع تقلید بشه، نه شاهد بشه، نه ماهق بشه هیچی، هیچی توی اجتماع توپ سرش کنن که این چنین است. بنابراین نماز باهاش نمیخونیم، شاهد نیست، قاضی نیست، حاکم شرع نیست، مرجع تقلید نیست، نیست، نیست، نیست اینو بیشتر به رکود وادار می کنیم کسی که مائوس شود از این که من این قدر زحمت بکشم و فعالیت کنم به جایی برسم،

اگر از اول در نطفه اینو خفه کنن، بگن تو اونطور نیستی، این طور نیستی، این طور نیستی، این جور نخواهد شد. خب از اول نمیرم دنبالش. اصلاً این به عکس قضیه است اصلاً

(صحبت حضار)

نه چون عمر به اختیار آمد، شد عمر به اختیار آمد شد. عمر که. حاج آقا عمر به اختیار عمر شد، خدا که مجبورش نکرد که عمر بشه عمری که به اختیار عمر شد میگیم تو عمری.

(صحبت حضار)

همین بله ما به ولدزناش کاری نداریم، ببینید صبر کنید، اگر بگیم فلانی. صبر کنید اگر بگیم فلانی پدرش کافر بوده پس، این پس غلطه، چرا؟ پدر کافربوده، خودش مؤمن، پدر کافر بوده اینو ضربه ی ایمانی بهش میزنه.

اِمرَاَتُ فِرعون که زن فرعون است و در خانه ی فرعون و هم خوابه ی فرعون و هم بستر فرعون و اینها این از مریم در قرآن شریف مقدم شده است

اول خداوند اینو ذکر میفرماید (وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتًا فِي الْجَنَّةِ وَنَجِّنِي مِنْ فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ) [تحریم: آیه ۱۱] (وَ مَرْيَمُ بِنْتُ عِمْرَانَ اَلَّذِي) که بعد میگه حساب داره خب چرا مریم رو جلو ننداخت؟

میخواد بگد که پدر کی بودن، مادر کی بودن، دختر کی بودن، اینا کاری درست نمیکنه، کارساز این است که خود انسان ساخته شده باشد. این زن فرعون که آسیه بنت مزاحم است، این مزام نه باباش، نه ننه اش،  نه شوهرش، نه هیچکس، آدم نبودن، درست نبودن، خودش آدم شد

این مهم تر است. فَلِذا، مقدم شد و قاعده همینطورِ، اگر کسی در یک زمینه ی نکبتی، و یک زمینه ی بد خراب کننده ای این تمام این زمینه ها را معارضه کرد و قدم های بلند برداشت، قدم های جانانه برداشت و به راه حق استوار شد.

این مقامش بالاتر است. باشد که این مقامش بالاتر است از کسی که این زحمات رو نکشیده و این عرائض و موارد برای او در کار نبوده

حالا

ولدزنای این جوری رو، حالا لفظ ولدزنا بده، لفظ بده، کسی که نطفه اش منعقد شد. خودش که اراده نداشت، بدون دیگران اراده ی بد کردند. پدر یا مادر، یا پدر و مادر اراده ی بد کردند و این نطفه از طریق حرام موجود شد. آیا خدا هم این نطفه رو درستش کرد کار حرام کرد؟

آیا این نطفه که خدا بزرگش کرد، این در حالی که نطفه بود حرام کرد؟ نه وقتی بزرگ شد، بالغ شد خودش کار حرام کرد؟ نه. بحث در این است که این آدم تمام عوامل حرام بودن و نکبت را گذاشت کنار و این آدم اَعدَلُ العُدول شد، شما میگی پشت سر این اَعدَلُ العُدول حرام است نماز خوندن؟

خدا میفرماید که (إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ) [حجرات: آیه ۱۳] این (عِنْدَ اللَّهِ) (أَتْقَا) نیست، چون (أَتْقَاكُمْ) است کسی که (أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّه) است بابا ولو (یَجوزُ عِندَالله) نکره دیگران نسبت به این نکره هستند

(صحبت حضار)

حالا میرسیم، حالا میرسیم، میرسیم حالا کم کم، حال درباره ی امام جماعت داریم بحث می کنیم. این معلوم الحال است، این دو حالش معلومه. یک فرض کنید، مولود شده است از زنا معلوم است، این ضرر نداره. بله معلوم الحال است که در علم و تقوا و سیاست و کیاست و فراست از همه مقدم است

این مهارته، اون تکلیف نبود که. ببینید ما مبتلا به یک عوام زدگی هستیم، مبتلا به افکاری هستیم که با این افکار نمیتوانیم حقایق را آنطور که هست درک کنیم، دریافت کنیم

مثلاً این جمله ی که پایین عرض کردم راجب این بین العللین عرض میکنم. راجب این که مروت شرطه، عدالت است. مرحوم آقای طباطبایی صاحب الوار، الوار رخ بود فرمودن ایشون. ولی بعضی دیگر یه جور دیگه فرمودن معنی مروت اینه، جوری نباشد که او را متحاون به دین ببینید، نسبت به دین سست است.

کسی که سست است خب این عادل نیست، فاسقه. اونایی که نسبت به دین سست نیستن بعضیا فاسقن. تاجری که نسبت به دین از نظر عقیدتی، از نظر عملی سست باشد، اگر این است عرض می شود که مروت واقعاً شرط مروت، مروت است

اما اونی که بعد دیگر، بله اگر بر خلاف عرف عمل کند توی خیابون یه لقمه نون بخوره، این خلاف مروت است. و بنابراین نماز نمی شود، این که نمیشه که. اما این مروته اینو در بین مباحث عرض کردم. حالا در باب اجتهاد طهارت المولد تمام ادله در این زمینه باز عرض می کنیم.

بله مثلاً در بعضی روایات دارد که پشت سر ولدالزنا نماز نخوان داریم، مخالفی هم داره ها، یا اینو ترک می کنیم، یا تعبیرمی کنیم. تعبیر می کنیم بابا، ولدزنا نوعاً این جوریه. وقتی ولد زنا نوعاً این جوریه، چطور پشت سرش نماز بخونیم؟

اما اگر برخلاف نوع معمول بود و این ولدزنا خودش در نکبتی که براش درست کردند، این نکبت ها را برطرف کرد. مثل آدمی که، ببینید یک آدمی مشرک بوده، زانی بوده، لاتی بوده، دزد بوده، قاتل بوده، بوده، بوده، تمام محرمات رو عمل کرده بعد توبه کرده، و حالا مسلمون شده، و بعد که به عکس برخلاف معمول، بر خلاف وضع عادی این مراتب عالی عدالت و علم طی کرده، پشت سر این نماز نخوانید.

اما پشت سر اون که تمام فن های فقه و کفر و حدیث بوده، خب حالا هم توبه کرده راجب عرض می شود که قاتل حمزه، رسول الله (صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ) فرمود که این خجالت می کشید، اومد خدمت رسول الله عرض کرد که ممکنه توبه کنم؟

حضرت فرمود؛ بله تعجب کرد. تعجب، تعجب تا آیه نازل شد، آیات در سوره ی مبارکه یادم نیست، انفال است یا توبه نازل شد. کسی که همه فن حریف بوده است، حق الناس باید بری بدی.

کسی که همه فن حریف بوده است و ما می دانیم وضعش چنین بوده است، اما این آدم آمده الان مسلمان شده است و ظاهر عدالت هم درش هست و با این نماز بخوانید، با این که تمام کارهای خلاف رو قبلاً کرده است مکلف بوده و کرده

ولکن کسی که کاری نکرده است، کاری کرده اند که این جوری در آمده، و خدام این جوری خلقش کرده، بعداً هم وقتی مکلف شد این تمام شرایط معرفت و عدالت و حسن و صلاة را انجام داده است و اعلم و اعدل است. پشت سر این نماز نخونیم، این معنیش چیه؟ معنیش تو سر کسانی زدن است که با زحمت و جدیت به راه خدا می روند

عرض می شود که من نمونه اش رو عرض کنم. مثلاً (يُقَال يُقَالُ اِذَا كَانَ اَلاِنْسَانِ مُسْلِمٌ عَبْداً لاَ تُصَلُّوا) روایات، (وَ فِي رِوَايَاتٍ اُخْرِي سَنَداً وَ اقْدِ اصْرَحْ مَتَنا وَ اَصلَحْ وِلادَتاً وَلوَيجور لَو يَجورُ) رو قبول نمیکنی

ولو معارض نداشته باشه، روایت داریم پشت سر عبد نماز نخون خب، چرا؟ در اسلام عبد و حر و انا و این حرفا. یعنی چه اصلاً تمام امتیازات را پیغمبر زیر پا گذاشت، قدش چنین باشد، عربی باشد.

(لاَ فَضَّ اَلْعَرَبِيَّهُ وَ عَلِيٌ عَجَمِيَّهُ وَ لاَ اِسْوَدَّ وَ لاَ اِبْيَضَّ وَلاَ) فضیلتی در کار نیست، مگر اطفا بودن، اون که قرآن شریف محوره و هیچ قرار داده است از برای جلو بودن

در تمام مجتمعات اسلامیه عبارت است از اطقی بودن و در حاشیه اطقی بودن عرض می شود که اعلم بودنه، عبده کی تو سر عبد میزنه؟ کسی که خرافات، جاهلیت هنوز در مغزش رسوخ دارد، این تو سر عبد میزنه.

نباید کسی که در راه خدا قدم بر میداره و راهش هم چاله، چوله زیاد داره، اذیت زیاد داره، مانع زیاد دارد تو سرش بزنیم همونجا ترمز کنه

اما کسی که نه راهش صاف است و مطلبی نیست، هی تشویقش کنیم. باریکلا و، و چنین حرفا بیاد جلو. خلاف عقل است، خلاف فطرت است، خلاف انسانیت است، خلاف شرع است.

در شرع مقدس هی مارو هل میدن. طرف تقوا (سَابِقُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ) [حدید: آیه ۲۱] (وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ) [آل عمران: آیه ۱۳۳] و از این قبیل، و از این قبیل. این برخلاف تمام مبانی است که ما از نظر انسانی و اسلامی عرض می شود که اطلاع داریم. این یه حرف.

حرف دوم،

(صحبت حضار)

مگه نداره، اصرار نداره. اگر چنانچه مولا. اجازه ی صبر کنید. اینم یکی از حرفاست، اگر مولا اجازه ی پیش نمازی نداد، تو سر اون مولا میزنه شخص تو حق نداری مثل این که یک عبدی این اعلم علمای عصره. مولا میگه من اجازه نمیدم، اَعلمه دیگه و (بَشِّرْ عِبَادِ)[زمر: آیه ۱۷] (الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ) [زمر: آیه ۱۸]

خدا گفته است که باید پیروی از این کرد، این مولا، مولا. غلط می کنه مولا که نمیتونه جلو شر رو بگیره. پس عبد بودن ولو انثی بودن اگر بخواد انثی امام باشد از برا مذکر، اون ممنوع است.

طبق موازین شرع (اَمُّ اَلاُنْثِي لِلاِنْسِي) و ذکر، مَنْ ذُكِرَ وَ اَلاِنْسِي لِلاِنْسِي عرض می شود که مطلبی است. حالا این یه مطلب. کسانی اینطور میگن اخه بعضی مطالب رو، بعضیا میگن و میخوان براش دلیل بتراشن.

این که درست نیست که، مطلبی که دلیل دارد انسان بزند تو مغز دلیل با کلنگ سوراخش کنه از دلالت بیفته و مطلبی که خودش میخواد بگه

چون اجتهادم رو تقویت مدنظرشه، باید دلیل براش بتراشه. از جمله دلیل های تراشیدن اینه که شخصی که ادم چندشش میشه پشت سرش نماز بخونه، چندشش میشه،

چون چندشش میشه و بدش میاد و ناراحت است پشت سر این نماز بخونه، شرع هم مطابق هشریات ما میگد پشت این نماز نخون، جواب چندش چیه؟

ما چه چندش باشه، چه مندش باشه، رأی شرع باید باشد. حالا من چند تا نمونه چندش بیارم در زمانی که رسول الله تشریف آوردند در عرف جاهلیت عرب، نکاح ازحلایق ریا حرام بود. یعنی زن پسرخوانده رو انسان بگیره، یعنی زن؛ پسر رو گرفته حرامه.

آیات سوره ی احزاب شلاق وار، وارد شد. بابا پسر خونده، پسر نیست. (مَا جَعَلَ أَدْعِيَاءَكُمْ أَبْنَاءَكُمْ ذَلِكُمْ قَوْلُكُمْ بِأَفْوَاهِكُمْ وَاللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ) [احزاب: آیه ۴ چرا اما عرف هست.

یعنی این مسلمانانی که قبلاً مشرک بودند، مسیحی بودن، یهودی بودن، الان مسلمان شدند، الان در مغزشون این مطلب هست، ادغام شده است در مغز و حافظه شون. که بابا زن پسرخوانده حالا اگه یه موقع هم حلال شد ما نمیگیریم

مثلاً خیلی زور بزنه حلال شد ما این کارو نمی کنیم چرا؟ برا این که مسخره مون می کنن، بد میگن، چه میکنن، چه میکنن، پیغمبر چیکارکرد؟

آیا پیغمبر نباید مراعات عرفی که شارع قبول دارد بکند؟ اولین قدم رو پیغمبر بزرگوار زد. چیکار کرد پیغمبر؟ پیغمبر زن زید را برداشت (فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ) [احزاب: آیه ۳۷] مثلاً (زَوَّجْنَاكَهَا) [احزاب: آیه ۳۷] چرا؟ (يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ، مِنْهُنَّ) [احزاب: آیه ۳۷]

مثلاً (وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَرًا مَقْدُورًا) [احزاب: آیه ۳۸] (وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ قَدَرًا مَقْدُورًا) (وَكَانَ) یعنی سیلی زد به چهره جاهلیتی که موجود بود به طور ریشه ای در میان مسلمان ها حج هم تازه باز کردند

اول خود پیغمبر، با پیغمبریش به این آسونی ها نمیخواد اینکارو بکنه. مثلاً یعنی امر اومد (فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا) [احزاب: آیه ۳۷] خدا عقد کرد، خدا این تزویج را انجام داد پیغمبر، من که خدا هستم این کارو برا تو انجام دادم. چون مردم بدشون میاد، چندششون میشه، مندششون میشه. این حرفا یعنی چی؟

چون مردم از اصل دین هم چندششون میشه، مگر چندش شدن ما موجب است که حکم خدا عوض شه؟ قرآن شریف میفرماید (وَيُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الْخَبَائِثَ وَيُحَرِّمُ هم الطَّيِّبَاتِ) [اعراف: آیه ۱۵۷] کی میخواد بگه؟

میخواد بگه اونی که مردم بدشون میاد، خدا هم نوکر مردم بدش میاد. اونی که مردم خوب میدونن، خدا هم نوکر مردم خوب میدونه. پس چرا خدا حکم صادر کرد؟ بین خوائص و طیبات در نظر مکلفین و در نظر شرع، عموم و خصوص نسبت هست

چنانکه بحثش مفصل در جایگاه خودش عرض شد، خب این چندشش میشه یا این که فرض کنید که اگر یک آیت الله بزرگواری که نماز جماعت می خواند تو خیابون، حالا زخم معده هم دارد مثل من. مثلاً یه لقمه نون خورد پس نماز پشت سرش نمیخونیم چندشه دیگه؟

بابا قرآن میگد که نهی می کند از مشرکین و (مَالِ هَذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَيَمْشِي فِي الْأَسْوَاقِ) [فرقان: آیه ۷] این کارو می کرد پیغمبر یا نمیکرد.

اگر نمی کرد که پس چرا خدا نقل دروغ داره می کنه، جواب نمیده. اگر خدا مطلبی را از یک کافری به دروغ که کافر دروغ گفته کافر حق نگفته، دروغ گفته، واقعیت نداشته و خدا نقل کنه، هیچی هم نگه؛ خب نمیشه.

اگر خداوند چیزی از شیطان نقل می کند و جواب ندهد یعنی این حرف شرک شیطان درسته؟ چنان که در سوره ی مبارکه ی ابراهیم (وَقَالَ الشَّيْطَانُ لَمَّا قُضِيَ فی الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَوَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَمَا كَانَ لِيَ عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ) [ابراهیم: آیه ۲۲]

احکام با زمان فرق داره. زمان، مکان انسان ولی موضوعات فرق می کنه. الان عرض می کنم. موضوعات فرق می کنه

(صحبت حضار)

علت داره، علت داره، امام حسن نه حالا عرض می کنیم امیرالمؤمنین. و لذا به امام حسن عرض کرد شما چرا لباس زیباتو پوشیدی؟ زمان ما، زمان پول است.

من چرا مثل گدا ها راه برم، اما زمان پدرم علی زمان گرسنگی بود و اون که رهبره مثل گرسنه ها باید باشه! پس زمانه فرق می کنه. اگر آقای فلان لباس نو میپوشه و عبای نو، خب مطلبی نیستش که ولی در زمان امیرالمؤمنین (صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ)

همه گرسنه بودن از گرسنگی سکته میکردن. اونجا امیرالمؤمنین لباسش سیاه بود، این جور نیستش که زمان و مکان و وضعیت؛ احکام رو عوض کنه

بله موضوعات عوض میشه. مثلاً یکی از موضوعاتی که عوض میشه، نماز قص وَلمُسيرُهُ اليَومَ و اغلب سیر، قالب علی المسیر حداقله که الان هزار و چند صد کیلومتره. هشت عرض می شود که فرسخ نیست

عَلَيُّ ذَلِكَ حالا در اینجا ببینم، آیا اگر کسی بدون گناه خودش، زنا زاده است گناه نکرده که، بدون گناه خودش زنا زاده است. اما پای اطقیا و اعلم علما شده است. چندشت میشه، اما کسی که همه فن حریف بوده، تمام غلطها رو کرده، بعد توبه کرده، چندشتون میشه.

خیلی خرابه وضع، این مزاج خیلی منحرفه، مزاج آنقدر منحرف است که نسبت به کسی که تمام غلط ها را کرده است بعد توبه کرده، حالا چندشت نمیشه. اما بدونی کسی هیچ غلطی نکرده، غلطی کردن و عمر را متوقف کردن از طریق زنا ادم چندشش میشه. این اولاً

ثانیاً، مگه ولدزنا میاد بگه من ولدزنام؟ نمیاد بگه. من یادمه در مکه و کربلا یه جوانی میامد سراغم مرتب پشت مقام ابراهیم که مینشستم، مراجعات مختلف می شد، مینشست، گوش میداد، بعد یه روز گفت اقا یه چیز میخوام در گوشتون بگم به کسی نفرمایید، حتی به خودمم نفرمایید؛ من خیلی ناراحتم از این. گفتم چرا؟

گفت من تحقیق کردم از نسلم و معلوم شد من از بنی امیه ام. سنی هم بودا، سنی هم از بنی امیه بودن بدش میاد، من تحقیق کردم از نسلم دیدم بنی امیه ام و این بنی امیه بودن من و این از نسل بنی امیه بودن من، این منو داره خفه می کند، ناراحت می کنه.

گفتم خفه شود اون کسی که این فکر رو به تو داد. نه چرا مگر تو اعمال بد بنی امیه را داری و انت لیت انقدر باهاش صحبت کردم راحت شد، آزاد شد. بابا عدل از کجا بوده، کاری نداریم که عدل از هر جا بوده است. بابا ننه، برادر، شهر، هر جا بوده است. اونیکه انسان را در برابر حق مختع می کند یا مصیب می کند عبارت است از

افکار و اعمال خود این انسان. حالا ما در جو اسلامی خودمون اگر بنا باشد کسی که فلان، قبل چنین کاری شده، فلان وقت رو در نظر بگیریم. پس عرض می شود که هیچ کس نمیتونه حتی علی هم نمیدونه که، حتی علی هم نمیدونه ما در وضع موجود باید حساب کنیم این آدم چه بوده است

هرچه بوده است این آدم قبلاً ضد انقلاب بوده ولی برا واقعاً نیازه نه اینکه انقلاب یا از انقلاب نه ها به درد نمیخوره پنجاه سال پیش را ودیع کنیم یا وکیل کنیم یا آموزش ها رو بکنیم الانه منتهی به شرطی که کلاه سرمون نره

حالا در اعمالی که ما می کنیم، در این اعمال اگر اعمال صالحه باشد تشویقاتی دارد. و اگر اعمال غیر صالحه باشد این تمهیدات و تبصیراتی دارد. اصل عرض کنم در باب نجاست و کافر که وقت دیگر نیست، در باب نجاست الکافر

حالا ما دلیل نداریم من نمیدونم ولی یکی از مطالبی که ما اینجا عرض کردیم و باز اشاره می کنیم اینه اگر بنا باشد مثلاً یهود و نصاری نجس العین باشند، اشک دستی مستحقین زکات کیان، همونا رفتن که مسلمان نیستن از عرض می شود که مصادیق مسلمان نیست اذیت هم می کنه.

مسلمانان رو اصرار هم می کنه چه هم می کنه چه هم می کنه ولی اگر ما این مسلمان شد. آخه هر دو باطل است، اگر بخوایم جمع کنیم که هر دو باطله، ولدزنا را اگر در مجتمع اسلامی اولاً ثابت است ولد زنا بودنش نمیشه نماز خوند صحیح است که شما بدونی با کی خوابیده نمیشه

اثبات این که بری تو خیابون ببینی این شهادتش سابقه ی سابق اسلامی است(42:59)

الهم شَرحَ صُدُورِنَا بِنُورِ ايمانِ ومَعَارِفِ الْقُرْآنِ الْعَظِيمِ غَفَرْنَا تُحِبُّوا وَ تَزْضَا وَ جُنُبِ نا تُحِبُّوا عَلَيَّ تُرْضِي وَ سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ