جلسه پانصد و سوم درس خارج فقه

عقود (ودیعه و امانت)

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین
اللهم صلی علی محمد و آل محمد

{ 00:15}الی اخر. بحث امانته و یک بحث بسیار مهم { 01:10}است که مقداری از انچه را که در کتاب امده بحث میکنیم ….. به عنوان نقد هست وَلِی که خب امانته امانت دارای چند بعد از نظر کسی که امانت میدهد کسی که امانت میگیرد چیزی که مورد امانت است شرایطی که در این سه جهت امین و مُاَمَن و مال مورد امانت شرط است. قبل از کل این بحث ها جمله ی اولی که علامه بزرگوار رضوان الله تعالی علیه دارند این است که عقد جائزه. حالا قبول داریم عقد جائزه برای اینکه در باب اجاره در باب بیع، هبه و در باب چه طبع مطلب این هست که این عهد مستمره اما اگر من مالی رو نزد شما امانت میگذارم و چیزی از شما نمیگیرم مطلبی در کار نیست چه لزومی دارد که مال من همیشه پهلوی شما باشه. حالا چه من این مال رو امانت بزارم در مدت معین یا امانت در مدت غیر معین یا امانت تا اخر عمر من یا شما در هر صورت اولا در عدم تعیین مدت غرری در کار نیست. ببینید من اگر یک فرشی رو برای شما 6 ماهه امانت گذاشتم که این { 02:57}6 ماه این فرش نزد شما اگه قبل از اینکه این 6 ماه تموم بشه از شما بگیرم مطلبی نیست چون عقد جائز است و لازم نیست. طبع امانت گذاردن و امانت گرفتن مانند وکالت هست که طبعش طبع لزوم حتمیه نیست چون مالی رد و بدل نشده چیزی رو من در اختیار شما گذاشتم { 03:22}گذاشتم گفتم روی این فرش هم بشین مثلا این اصل امانت در صورتی که وقت معین بشه. اگروقتی هم معین نشد باز غرری در کار نیست چون رد و بدل مالی درکار نیست پس غرری در کار نیست این فرش نزد شما امانت تا هر وقت خواستم بگیرم، هر وقتم خواستم از شما میگیرم اگر  توانستید میدید اگر هم دسترسی ندارید بعد که دسترستی پیدا کردید چون در حالت ضرورت و اضطرار شما وظیفه ای ندارید اگر شما مُستَر شدید در اون وقتی که از شما مطالبه کرد یا در وقتی که معین کرد یا اگر معین کرده است در وقتی که معین کرد شما نمیتوانید خائن نیستید یا اگر وقتی معین نکرد در این وقتی که معین نکرده یک موقع تصمیم گرفت که مال رو بگیره اون قدرت بر تصمیم ندارد باز خیانت نکرده حرف مون این بود که در بعد دوم که وقت اصلا تعیین نشده است چه اشکالی دارد وقت تعیین شه؟ من مالی را پهلوی شما به امانت گذاشتم خب باشه هر وقت خواستم از شما میگیرم هر وقت خواستم شما توانستید میدید اگر هم نتوانستید بعد فعالیت میکنید که اگر توانش حاصل شد اون مال رو همانطور که به شما دادم برگردونید بنابراین هم عقد جائز است هم تعیین در اینجا لازم نیست. خب حالا در این سه بعد باید بحث کنیم. شخصی که امانت میگذارد طبعا باید که عاقل باشه ولووو طِفل هم باشه هاا ولی عاقل باشه صفیح نباشد مجنون نباشد مهجور نباشد جائر تصرف باشد اگر مالی دست من است و به حساب صفیح بودن نمیتونم درونش هیچگونه تصرف اقتصادی کنم نه معامله ای و نه مجانی که بالاتره بنابراین من اگر پهلوی هر کسی امانت بزارم این امانت شرعیتی نخواهد داشت شخص امین باید جائز تصرف باشد تا این مال منتقل بشود به عنوان امانت نزد شخص معتمد کمااینکه در باب بیع اجاره جهاله مضارعه مضاربه مساقات و و و عقد و چه در تمام اینها هست مخصوصا در اون جریاناتی که جریان اقتصادی هست  { 06:03}حق ندارد شخص صفیح چه سبک مغز اقتصادی باشد و چه سبک مغز شرعی باشد که شرعی مهم تره حق ندارد در مال خودش هیچگونه تصرفی داشت باشد بلکه مومنین علول موثق باید ولایت داشته باشند { 06:25}پس شخص مودع که چیزی رو امانت میزاره مالی رو امانت میزاره این خودش باید جائز التصرف باشد و عاقل باشد صفیح نباشد دیوانه نباشد { 06:40}تصرف نباشد الی اخر. همچنین شخصی که بهش امانت میدیم اگر به شخصی مالی را امانت میدهید اگر صفیح باشد مال رو دور انداختی چنانچه اگر مال خود را دست صفیح بدی که تجارت کنه این کار حرامه همچنین اگر شما مال خودتون رو بای شرایط عقل شرط  مصلحت شرط چه اما در اینجا خلاف مصلحته که مال خود را نزد کسی به امانت بزاری که این صفیحه یا صفیح هست عقلا یا صفیح هست شرعا باید مورد اطمینان باشه، مورد اطمینان بودن فقط این نیست که سفاحت شرعی نداشته باشه ممکن است از نظر شرعی صفیح نیست از نظر عقلی صفیحه. مطلب دیگر ممکن است کسی از نظر عقلی صفیح نیست از نظر شرعی صفیح نیست عاقل هست ولی نمیتواند این مال شما را نگه داره اگر کسی توانایی نگه داشتن مال شما را ندارد عرضه شو نداره امین هست عاقل هست ولی قدرت نداره که مال شما رو نگه داره باز شما نمیتونه مالت رو نزد اون بزاری چون مُلحَق به سفاحته چون سفاحت { 08:00}مال به کسی بدی مانع این بود که این مال ممکنه از بین بره و ضایع گردد و لذا در باب اینکه انسان مالی که دست کسی هست که شرط هست صفیح نباشد از نظر عقلی و شرط است صفیح نباشد از نظر شرعی بعد سومی هست که به بعد اول برمیگرده باید مال نگه دار باشد عقلش سبک نیست اما قدرت نگه داشتن مال رو ندارد این هم ملحق به سبک عقلیست این عقل اقتصادی این ادم ضعیفه ممکنه عقل اقتصادی این ادم ضعیف باشد به حساب اینکه { 08:40}یا نخیر عقلش میرسه زورش نمیرسه اگر کسی عقلش میرسد ولی زورش نمیرسد که مال خود را خود نگهدارد در این جا ولایت از کسی که میتواند مال نگه دارد شرطه در باب امانت دادن هم همینطور به کسی که شما این مال رو به عنوان امانت میدی در چند جهت شرطه از نظر عقلی صفیح نباشد یعنی عقل اقتصادی از نظر شرعی صفیح نباشد یعنی خیانت نکنه سوم قدرت داشته باشد که این مال شما را که به عنوان امانت بهش میدی حفظ کند اگر قدرت نداشته باشد و شما بدانید مال خود را به هدر دادید. این بعد دوم بود. سوم چیزی که مورده امانته، چیزی که مورد امانت هست ایا حتما باید مال باشد خب معلوم نیست { 09:40} عین باید باشه چون ضمه رو که نمیشه امانت داد مثلا بنده یک پولی را که در دستم نیست ضمتا به شما منتقل میکنم و شما مالک اون پول در ضمه باشین امین باشین اسم  { 09:54}پس از جایی که عین در کار باشه و این عین مورد تغییر و تحول باشه این باب امانته. حالا ما سوال میکنیم از فقها که این چیزی که مورد امانت هست حتما باید مال باشد که عین هست شخص باشد چطور؟ اگر کسی فرزند خود را امانت نزد کسی بزارد این امانت نیست؟ این مهم تره که در باب سرقت همینطوره اگر کسی مال کسی را بدزد اون مُلاحَقات و اون چیزها رو داره اما اگر کسی فرزند کسی را بدزد در سوره ی یوسف داریم که اینها یوسف رو دزدیدن ایا حکم دزیدن فرزند چیه؟ حکم دزدیدن فرزند، انسان حکم دزیدن انسان این رو نمیخوام بگیم در باب { 10:40}حکمش بالاتر هست و حرمتین طبعا غلیظ تره حالا در باب امانت چطور هست که اقایون منحصر می فرمایند که عین موجوده به عنوان مال باید باشه حالا عبدم هم اگه باشه مال عبد مال دیگه عبد { 11:00}مال اند اما انسان هُوری که نه مال عادیست ولی انسانیت که ….. چرا انسان هور رو انسان نتوند امانت بگیره بنده میخوام برم مکه پسر خودم رو نزد شما امانت بزارم که همون وظایفی که من نسبت بهش داشتم شما انجام بدی حالا یک چیزی هم بهتون بدم یا ندم این امانت نیست؟ همون شرایطی که در مال است در اینجا غلیظ ترشه چون اگر در مال خیانت شود بدل داره اما در فرزند شما خیانت بشه بدل ندارد فرزند انسان زن انسان اگر خیانت بشود بدل ندارد و این سختیش و ناگواریش طبعا بالاتره. بنابراین این ضلع سوم که عین مورد امانت است این در انحصار مال چه عبد با انسان باشد چه غیر انسان نیست بلکه انسان رو هم میشه به عنوان امانت گذاشت. اون مطلبی که اقایون فرموده بودند که این شرط نفرموده اند در شخص امین که قدرتی بر حفظ مال داشته باشه فقط شرط کردن که خائن نباشد و { 12:15}هم مکلف باشه. ما میگیم خائن نباشد قبوله چون باید امین باشه باید در امانت امین باشه مکلل باشه رو قبول نداریم به جای موکلف باشد صفیح نباشد پس این یکی رفت کنار. شرط سومی رو اضافه میکنیم و اون شرط این هست که اون طرف بتواند این مال رو نگه دارد اگر یک ادمیست که حتی در نگهداشتن اموال خودش هم قادر نیست نه صفیحه نه خائنه مال خودشم نیمتونه نگه داره وضعش در یک اجتماع یه طوریه که مال خودش هم نیمتونه نگهداره شما میای قوز بالا قوز میکنی مال خودتون رو هم به اون میدی که برای شما نگهدارد اصلا این امانت دادن غلط هست امانت گرفتن اون هم غلط هست اگر شما امانت میدید مال خود را بدون جهت دادید چرا برای اینکه به از بین رفتن و به ضایه شدن شما این مال رو محول کردید. ایا میشود که طرف قدرت که بر حفظ مال شما ندارد اینجا مفت خود بدونه و توجه به شما نده که من قدرت ندارم با اینکه قدرت نداره مال شما رو بگیره و بعد هم از بین بره نه سبک مغزی اقتصادی کرده و نه خیانت کرده بلکه قدرت نداشته است مال شما رو حفظ کنه روی این حساب مال از بین رفته. در اینجا هر دو مقصر اند اگر اولی میدانسته دومی هم میدانسته هر دو مقصراند اگر اولی نمیدانسته و شخصی که امین هست میدانسته که قدرت نداره مقصر این خائنه، امین هست بله صفیح هم نیست ولیکن قدرت بر حفظ این مال نداره پس این خیانته این نظیرش کجاست؟ در باب اجاره و غیر اجاره در باب اجاره و در باب مضاربه و در باب شرکت که اگر کسی قدرت حفظ مال شما رو ندارد و شما  خیال میکنید قدرت دارد این حق ندارد مال شما رو بگیرد اگر هم شما بدانید که این قدرت نداره یا ندانید قدرت داره هر دو گناهکارید چه شما که امانت رو میدهی و چه اون کسی امانت رو مگیره شما نسبت به مال خودتون خیانت کردید او هم نسبت به مال شما خیانت کرده مگر حق دارید اگر کسی پولی رو به شما داد این پول رو خواهش میکنم بندازی تو چاه تو هم بندازی تو چاه نمیشه دیگه اون کار حرام کرد چرا من وسیله ی حرام باشم در باب امانت هم همینطوره این مال امانت رو که باید حفظ باشد چه نزد شما و چه نزد دیگری همانطور که خودتون اگر در حفظش کوتاهی کردید حرام هست سبک مغزی کردید اقتصادی هم حرام است یا خلاف شرع کردید حرام هست یا نتوانستید نگه دارید. بنده مال هایی رو دارم نمیتونم نگه دارم عاقل هستم خائن نیستم حرام خور نیستم سبک مغزی اقتصادی هم ندارم ولی نمیتونم این مال رو نگه دارم، حالا که نیمتونم نگه دارم یا کسی که مورد اعتماد هست و امین هست و میتواند نگه دارد به عنوان { 15:25}ازم بگیره این یک بعد سفاحته یا نه خود  بنده باید این کار رو انجام بدم باید این کار باشه باید این مال از پهلوی من بره جای دیگر یا خودم بدهم به کسی که این شرایط درونش جمع باشه که بتونه نگه داره یا اگر خودم نمیتونم 15:45}مومنین ولایت دارن که این مال رو از دستتون بگیرن ….. فقط دو بعدی نیست سفاحت یک بعد سوم هم داره که شما اسمش رو سفاحت بزاری یا نزاری فرقی نمیکنه. بنابراین ما حق نداریم مالی را نزد کسی امانت نگذاریم در حالی که اون میتواند حفظ کند و من نمیتوانم و حق نداریم این مال رو نزد کسی امانت بگذاریم من میتونم حفظ کنم؟ نمیتونم حفظ کنم در هر صورت و در هر وضعی از اوضاع این مال { 16:18}باید جایی باشد که محفوظ باشد یا نگه داشته باشه یا به ….. انداخته بشه. با این ترتیبات اگه چنان چه این ودیعه گذاردن امانت گذاردن چه موقت و چه غیر موقت این مراحلی داره. مرحله { 16:40} اگر من که این مال رو نزد شما امانت گذاشتم و شما تفریط نکردید قدرت هم دارید و قدرت اعمال کردید کوتاهی نکردید و توان حفظ هم دارید { 16:56} مال ناقص شد یا مال از بین رفت حق ندرای از اون بگیری چرا؟ میگیم … سوال، نظیرش گذشت ولی اینجا …. اگر من فرشی رو به شما امانت دادم، امانت حالا شما بشینید نشینید کاری نداریم امانت دادم و شرط کردم که بدون تقصیر شما بدون کوتاهی شما بدون عرضگی شما این فرش را دزد برد باید پولش رو بدی حق دارم این شرط رو بکنم یا نه؟ این شرط باطله اینو قبلا نمیدونم گفتم یا نه، این شرط باطله چرا؟ چون خلاف نثر قرانه { 17:38}هیچ راهی ….. این شخصی که خیانت نکرده است و توانایی حفظ داشته است تفریط نکرده است ولی خارج از اگاهی اون مال رو ناقص کرده است یا از بین بردند این راهی { 17:55}نیست شما میخوای راه درست کنی خداون که این راه ضِمان را مسدود کرده است و باید بهش احترام کرد و باید عنایت کرد این بنده خدایی که مال شما رو نگه داشته است و مثل مال خودش مال شما را حفظ کرده است که خودش مخارجی داره یا نداره کاری نداریم بالاخره یک فعالیت باید بکنه که این مال محفوظ بشه مخصوصا در جایی که دزد بازار مثلا شما اینجا بیا شرط کنی، شرط کنی که اگر این مال بدون تقصیر از بین رفت باید اینقدر بدی این شرط خلاف کتاب الله هستش همه ی شروط نافذ هست الا شرطی که خلاف کتاب الله در اینجا دو حال  اگر وحدتی مطلوب باشد اصلا امانت گذاشتن باطله اگر تعدد { 18:45}امانت گذاشتن صحیح هست ولی شرط داره. وحدت مطلوب اینکه بنده این فرش را به قیدی امانت میدهم که اگر بدون تقصیر از بین رفت پولش رو بدی که اگر بدون تقصییر از بین رفت و پولش رو نخواستی بدی من امانت نمیگذارم پس در اینجا وحدته مطلوبه چون در اینجا وحدت مطلوب هست شرط که باطل هست مشروط هم باطل هست چون هر دو { 19:15}نیست این یک بعده اما در صورتی که دو مطلب هست من مال رو بالاخره و در هر صورت پیش شما امانت میزارم منتها معلوم هست که شما امینی تفریط نمیکنی صفیح نیستی عرضه داری همه این شروط انجام میشه خائن نیستید صفیح نیستید چه از نظر عقل اقتصادی چه از نظر شرعی و توانایی هم داری و عمل هم کردی ولی من شرط میکنم اضافه بر اصل امانت که اگر هم این مال از بین رفت بدون تقصیر و بدون بی عرضگی شما، شما بدید میگیم شرط اینجا فاسد هست ولی مفسد نیست اصل { 20:00}یعنی چی؟ یعنی اگر احیانا این مال از بین رفت بدون تقصیر و بی عرضگی چون شرط فاسد هست و از بین رفته است و امانت درسته در اینجا نمیتوانید پول اون فرش رو یا نقصانش و یا کاملش رو از اون فرد بگیری. در راه امانت اونجایی که امانت صِرفه که مطلب اینه اگر امانت صرف نباشه بنده این فرش رو به شما امانت میدهم که روش هم بنشینید و مهمان هم بیارید اینجا هم حرف داریم ولیکن در اصل امانت که ما داریم بحث میکنیم هیچ گاه صحیح نیست که با قرارداد چه بدون قرارداد ما تضمین کنیم شخص امین رو که اگر مال چیزیش شد باید که کسریش رو بده اگه نقص پیدا کرده یا کلا از اگه از بین رفته باید پولش بده. حالا مطلب دیگر اگر چنانچه من که مال رو نزد شما امانت گذاشتن با شرایط صحیح مشروط درست عقد هم درسته شرطی هم اگر هست درسته مثلاً بنده به شما این فرش را امانت می دهد به شرط که بگذارید در فلان زیرزمین  یا در فلان جای معین  بگذارید اگر شما این شرط را عمل نکردی و جای دیگر بردی و از بین رفت پس چی شد چون خلاف شرط عمل شده است از این جهت ضامن اون مال هستیی  این حرف رو آقایان می زنند جواب کسی که این شرط رو میکنه آدم واردی نیست  بنده فرش فروش میدونن فرش ها رو کجا بزارم  حالا چون آدم وارد ای نیست روی عدم  ورود گفته فلان جا بزارین  ولیکن عمق دلش چیه  عمق قلبش این هست که نه که میگم فلان جا بزاریم چون که محفوظ تره ولیکن طرف می داند که اگر  فلان جای دیگر بگذارد کاملاً محفوظ تره خب در اینجا خیانت کرده است ایشون؟  خلاف شرط هاااااا. علامه هلی  می فرمایند که خب این ضامن  ما عرض میکنیم که ایشون خیانت کرده است ست یا بهتر است از خود صاحب مال مراقبت از حفظ مال کرده است اصل امانت درسته شرط امانت برای چیه؟  شرط امانت برای حفظ اصل امانته این شخصی که امانت را گرفته میداند که برای حفظ اصل امانت در سرداب سوم بزاره بهتره  این آقا میگه در سرداب اول بزار خوب معلوم هست نزدین فرش فروش که اموال خود را می تواند حفظ کند چون کارش اینه بنابراین ایشان اگر از این شرط تخلف کرد چه بگوید اون چه نگه  اگر از این شرط تخلف کرد و مال را برد جای دیگر  اگر هم از بین رفت چرا شما میگید باید ضامن بشه خیانت که نکرده خلاف شرط کرده این شرط ساقطه.

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

اونجا هم این حرف رو میزنیم ما منتها این حرف رو نداریم اصلا اونجا نخیر { 23:25}اگر بنده با شما مضاربه می کنم که شما گندم بخرید ولیکن شما می دانید  که جو بخرید بفروشید بهتره  و واقعاً همینطوریه خوب در این صورت شرط ساقط میشه چون این شرط برای مصلحت امانته  چون بنده که امین هستم بیشتر دارم مصلحت امانت را حفظ میکند این شرط شما ساقط در اینجا  

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

ببینید این آدم رو امین می دانیم این آدم رو خبیر میدانید امین میداند خبیر میداند با عرضه می داند خائن نمی داند و او را بهتر از خود او میداند برای حفظ این مال اصولا من این رو یادم رفت بگم شما چرا مال پهلوی کسی میزاره یکی از ابعاد اون اینه که من نمیتونم حفظ کنم آقا میتونه حفظ بکنه   بنده نمیتونم اونجور که شما میتونی حفظ کنی، حفظ کنم  اگه مطلبی نهت شما اون طرف را از خود خبره تر و وارد تر و قوی تر می دانید در حفظ مال اگر چنین است پس چرا تعیین می کنیم فلان جا. یکی از موارد امانت اینه مگه این طور نیست  یکی از موارد امانت اینه که بنده  یک مقدار زیادی فرش دارد مثلاً ولی نمیدونم چه جوری باید حفظش کنم یک تاجر فرش چون می‌دانم که این تاجر فرش بهتر فرش ها را حفظ میکند به اون دادم حالا بیام قید کنه که فرش ها رو اونجا بزارین  خوب من دارم بیخود میگم اصلا گفتن من بیخورده در اینجا اگر وحدت مطلوب هست مسئله ی دیگریه تعدد { 25:04} رو داریم عرض میکنیم اصل امانت صافه درست شرط، این شرط یا شرطی که فاسد است و مفسد نیست از بین بره یا شرط فاسد نیست من عقلم نرسیده توجه ندارم چون من به شخصی که از من بهتر میتواند این مال رو حفظ کنه این مال رو تحویل دادم بنابراین اونی که امنیت و قدرت بیشتری دارد بهتر میتونه حفظ کنه و در جایگاه بهتری گذاشته پس این خیانت نکرده اصولا من یک کلمه داریم این ادم خیانت کرد بله تخلفه شرط مگه هر تخلف شرطی خیانته؟ بعضی موقع ها تخلف شرط امانت بالاتریه بعضی موقع ها مثل اونه بعضی موقع ها پائین تره اگر تخلف شرط امانت رو کم میکنه خیانته قبول داریم گفته اونجا بزار من اینجا گذاشتم که بیشتر دسترسیه دزده خواستم زحمت نکشم جایی که بیشتر در دسترسیه دزد من مراعات هم میکنم ولیکن دزده در اینجا خیانته. ولی من بگم دو تا اتاق دارم عین هم مثل هم دزد ببره از هر دو میبره نه بره از هر دو مثل هم تو این بزارم حالا توی اون گذاشتم خیانت نکردم که اینجا من خیانت نکردم. مرحله ی سوم این هستش که من در جایی میزارم که این امانت محفوظ تر هست اگر در جایی گذاشتم که این امانت محفوظ تر است نه تنها خیانت نکردم  { 26:30} بلکه حفظ امانت بیشتر کردم  ما فقط دنبال اینیم ….   کسی که نظر احسان دارد  و خبیرم هست و امینم هست  دیگه … نسبت به او نخواهد داشت. به این مقدار دیگه اکتفا میکنیم.

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

صفیح نباشه به اون شرط های دیگه. طرف امین باشه

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

یک بچه 8 ساله است خیلی هم زرنگه

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

من هم مبنای اقایون رو عرض میکنم هم اونهای خودم. مبنای اقایون میگن که مثلاً بچه ۱۰ ساله یا ۸ ساله مکلفه  ما روی مبنای اول صحبت میکنیم بعد روی مبنای خودمون  روی این مبنا خیلی واضح تره میگم اگر بچه ۱۲ یا ۱۳ ساله اگر رشید باشه واقعا صفیح نباشه ولووو  مکلف نیست چرا از شما شرط میزاری تکلیفمو این برخلاف آیاتی از قبیل{ 27:41}سفاحت رو ما نمیدونیم ایه ی …  مال یتیم بین بین دیگه نداریم  اما نسبت به خودمون نسبت به خودمون البته ضعیف تره یعنی مورد ضعیف تره یک بچه ای که در محیطی است که در آن محیط عقلش به این مطلب نمیرسه به خدا و پیغمبر این ۱۰ سالشه ولی اونقدر زرنگی که مکلف و نیستش ها ولی انقدر زرنگ و دقیقه که اونقدر امین و قوی هست که حتی بزرگتر ها به پای اون نمیرسن  چه اشکالی داره اینجا پس اصل بلوغ چه بلوغ النکاح چه بلوغ عبادت شرط بدونش اصلا دلیل نداره در کل ابعادی که ما در معاملات داریم.

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

دلیل بر اینکه خداوند وقت سفاحت رو مانع دونسته و خیانت رو چیز دیگه رو مانع ندونسته

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

امانت صحبت ماله دیگه. امانت صحبت مالی هست که شما امانت میگیری. بنده مال خودم رو دست یک بچه 12 ساله به حساب تکلیف شما میدم. 12 ساله هم خیلی رشید در حفظ مال هستش. ببیند این بلوغ و مراحل رو شما قائل بشین بلوغ عبادتی بلوغ نکاح بلوغ اقتصادی بلوغ چه در بلوغ اقتصادی ملازم است با بلوغ تکلیف عبادتی؟ نه این بلوغ ها با هم جداست.

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

نه قدرت بدنی نه قدرت بدنی نمیخواد. قدرت بدنی که مال روزه گرفتن و نکاح کردنه. این قدرت تدبیر معیشت اقتصاد دارد که مال رو کجا بزاره و باهاش چیکار بکنه. این قدرت ها رو قاطی نکنین با هم دیگه

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

من که توانایی جسمی عرض نکردم که.

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

عقد درست نیست این شرط یک قرارداد نادرسته برای اینکه این امانته تقویت نکرده تضعیف کرده

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

توجه کنید اقایون میفرمایند که { 30:41}مگر شامل این شرط نمیشه؟ میگم عرض میکنم میشه. بنده مالی رو امانت پهلوی شما میزارم و شرط میکنم در فلان اتاق باشه این اتاق هم با اون برابره هااااا مساوی با همه { 30:55}شرط میکنم اون اتاق باشه …. الزام میکنه میگیم اولا و ثانیا. … اولا الزام نمیکنه چرا؟  چه این اتاق چه اون اتاق … نداره این اولیش. ثانیا اومدیم گفتیم الزام میکنه اگر الزام کرد و من حرام بود که بر خلاف این شرط عمل کنم  که این مال را به جای اون اتاق توی این اتاق گذاشتم  آیا فقط کار حرام کردم یا خیانت هم کردم خیانت نکردم،  فرض کن کار حرام فرض کنید این آدم امین کار حرام کرد در تخلف شرعی قبول کرد ولی خیانت که نکرده  { 31:30}میگوید که این …. این جوابه شما.

وسلام علیکم

—————————

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین
اللهم صلی علی محمد و آل محمد

بحث در باب امانت بود که تتمه ای هست باید حضور برادران عرض کنیم. در باب { 32:10}امانت ایاتی داریم و در باب رجحان یا جوار یا وجوب قبول امانت نیز ایاتی داریم و در هر دو بخش نیز ….. یکی از ایات محوری باب امانت ایه ی 72 ام سوره ی احزاب هست که قسمتیش رو ما داریم  32:40}

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

سوره ی 33 احزاب. از این ایه ما استفاده میکنیم که امانت طبعش وجوب الدا هست چون مالی که انسان دارد چند حالت دارد گاه وجوب الحفظ دارد همیشه مال شماست مادامی که مال شماست باید حفظ کنی حتی اگر هم منتقل به دیگری شد تا اونجایی که امکان دارد باید حفظ کنی این یک. یک جور مالیست که مال مردم هست یا اگر هم مال شماست واجب النفاق هست اگر شما به کسی بدهی داری و موعدش رسید باید اون بدهی رو حتما بدهید. یا اگر نه کسی به پولی نزد شما ندارد شما لازم است خمسی ذکاتی صدقه ای بدهید در وقت مقرر این واجب الدا هست. سوم مالی دارید به اندازه ی حاجت ضروری و بیشتر انفاقات واجبه رو شما دادید و الان وجوبی هم ندارد که مازاد از ضرور زندگی رو به کسی بدی اما شما مُخَیرید که این مازاد از زندگی خود را به دیگری بدهی رحجان داری یا ندهی حرمت  { 34:35}پس مال دارای سه بعد هست مالی که رفته. امانت شاخه ی وجوب پرداخت است اگر مالی نزد شما امانت هست حتما باید این مال امانت را با اون شرایطی که قبلا عرض کردیم و عرض میکنیم این مال رو در وقت ادا و در وقت مطالبه و ادا این مال رو کماکان باید به صاحبش پرداخت کنی. این ایه بحث بسیار مفصلی دارد مقداریش رو بهش وارد میشم و بعد تتمه بحث امانت داری رو میگیم { 35:15}….. قران شریف وقتی که سماوات ارض ذکر میکند چه ما بَیَنهُما باشد چه نباشد چه ….. باشد چه نباشد …. این ….. از تمام کائناته مخلوق است. خداوند میفرماید که ما به معرض گذاشتیم المانت، امانت را این امانت، امانت تکلیف است یا شرعیست یا { 35:55}فعلا وارد بحثش نمیشیم …. خداوند که خلق کرد اسمانها را و ارض را و جبار را هم او خالق هست و هم مدبر هست که تدبیری در این خلائق مقرر کرده که این خلائق یا قدرت تخلف از این تقدیر را ندارند { 36:22}یا قدرت دارند تخلف از این تقدیر را بکنند تشریعا، تشریعا از حیوان گرفته و انسان گرفته جن گرفته ملائکه که اینها دارای تکلیف اند بر اساس درجاته گوناگون و { 36:39}که نباتات هستند گرچه نباتات و جمادات هم … این تسبیح گویی به هر زبان به زبانی که مفهوم ماست به زبونی که مفهوم ما نیست در هر صورت تسبیح گویی هست به این دلیل که { 37:06} میفهمیم که تمام موجودات عالم ….. با ادراک این انگشتر من ادراک دارد من نمیفهمم ادراکش رو عرض شود که تمام موجودات عالم که جمادات ان و روح ندارند اما روح تسبیح رب را با اختیاری که مناسب اونهاست دارند.

حتی ملهدین؟

حتی ملهدین منتها ملهدین در بعد تشریحی تخلف میکنن { 37:44}که نمیشه اعضای بدن ملهدین نمیشود در برابر اراده ی …. حق تخلف کنند یک، دوم خود این اعضای بدن که نباتاتش باشند و هر چه میخوان باشند اینها …. رب ان ملهد از نظر روح ملهده به جسم کاری نداره این بحثش در جای دیگه ای است که اشاره میکنیم. { 38:10}رب است … امانت چیه؟ خدا اینها رو خلق کرده چیزی هم بهشون داده که این مافوق الخلقه  38:25}عطیه پروردگار عالم رو دو بعدی میکند. بعد اول خلق کلی شی هست که کله مخلوقات بعد دوم هدایت کل شی هست در اینجا { 38:55}یک بعد خلقه …. خلق سماوات هست خلق ارض هست خلق جوار هست یکی هم ثُم هدی این امانته، امانتی را که خداوند به اینها داده است که باید طبق این امانت عمل کنند بحثه اینه البته بحث خیلی مفصله شاید مرحوم اقای { 39:22}1 سال بحث میکرد مرحوم ….. استاد مرحوم اقای خمینی یک سال بیشتر روی این ایه بحث میکرد و حرفش رو میزد و توی تفسیر مفصل بحث کردیم البته بیشتر از اون چیزهایی که ایشون میفرمودند { 39:40}من اشاره دارم میکنم …. المانت این هدی است …. اول …. که ظاهرا حس و روح ندارن میگیم بعد در سماوات سماواتیانند در ارض ارضیانند در …. یعنی جنس انس حیوان و و و که فعلا مورد بحث امانت { 40:12}که برای ما روشنه. نمیخواد بگه این امانت رو نشون دادیم بعد قایم کردیم نخیر المانه این امانتی را این تدبیری این عنایت ثانی ای را که هدی است { 40:28}این هدی را که هدایت فطریست هدایت عقلیست هدایت شعوریست هدایت تشریحیست هدایت چه تمام این مراحل هدایتی که ما به این موجودات دادیم همش امانته. وجود من امانت فطرتم امانت حالا وجود کار نداریم این فطرتی که عقلی را که فکری را که شریعتی که وحی را که راهنمایی را که هدایتی را که خداوند داده اینها رو نداده که ماله ما باشه فراموش کنیم اینها امانته یعنی درست بگیریم تبلور بدهیم بعد انا الیه راجعون { 41:10}اونی که بهشون دادیم توجه بدیم که ببینید این فطرت های شما که در سوره ی مبارکه ی اعرافه { 41:25}و در سوره ی روم بنگرید به سوی این فطرتی که به شما دادیم این امانت رو حفظ کنید بنگرید به این عقل و شریعت و حفظ کنید و اون امانت هایی که خداوند به ما داده است به معرض میگذارد و ما را توجه میدهد که این امانت ها رو به شما دادم { 41:50 عبا کردند که امانت را حمل کنند اقای …. جوری دیگه معنا میکردن ما قبول نداریم { 42:16 هر امانتی امانت مال رو میگیم امانت مالی که شما به من دادی این مال امانت کدام ضلع از مثلثی است که قبلا عرض کردیم باید داد باد نگه داشته مختاریم بدهیم یا نگه داریم؟ باید داد. طبع مال خودم این است که ماله خودمه طبع مال شما این است که مال شماست اگر شما مال خودت رو به من امانت دادید طبع اولی اخریه همه چیزه این مال این است که به صاحبش برگردونم پس { 42:50 یک وقتی انسان یک باری رو حمل میکنه خیانت نیست که بار حمل کردن بار مردم رو داری حمل میکنی یک مرتبه نخیر اون چیزی رو که لازم هست به صاحبش بدهد همینطوری نگه میداره باشه، نگه میداره باشه یا درست کار کنه یا غلط فرقی نمیکنه هااااا اگه { 43:17 مال شما نزد من امانت است ….. یا این امانتی رو به شما برمیگردونم ….. من عبا دارم که نگه دارم به شما برمیگردونم قاعده هم همینه یا نه من این رو برنمیگردونم بلکه نگه میدارم این مال شما که امانت دست منه اگه من نگه دارم در هر صورت حرامه چه این مال رو برم مسجد بسازم چه نماز شب بخونم در هر دو صورت این حرام است یک صورتش یک حرامه یک صورتش دو حرامه پس نگه داشتن امانت ولووو مصرف در راه خیر کردن خیانته اگر در راه شرع مصرف کند این خیانت دو برابره حالا در این ایه یکی از لغات { 44:08 که مفسر بوده خودش معنی کرده و قشنگ کرده معنی تفسیری ولی قشنگ معنی کرده اینجاست { 44:19 حمل خیانت نیست ما اینجا تتمه اش رو داریم بحث میکنیم حمل چیزی خیانت نیست اگر شما بار خودتون رو حمل کردین خیانت نیست نه اگر کسی امانتی را به شما داد و ندهید و نگه دارید یعنی حمل کنید چون ما دو حمل داریم یک حمل اصلی من مال خودم را وجه خودم رو حمل میکنم یک بار نه مال، مال دیگریست که باید به او برگردانی ولوووو نزد من امانته. پس اگر من این مال رو نگه دارم و به صاحبش برنگردانم خیانت کردم به چه جهتی خیانت کردم؟ به حمل، به حمل کردن و بار مال را به دوش نگه داشتن و به صاحبش ندادن من خیانت کردم پس اون شعرها و نثرهایی که در این باره گفتن غلطه  سمان بارِ امانت نتوانست کشید. قرعهٔ کار به نامِ منِ دیوانه زدند این واقعا دیوانه ای این شاعر دیوانه بوده.

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

این بحثه خودش ما در جای خودش ثابت کردیم در تفسیر ملاحضه کنید من نمیتونم حالا عرض کنم اگر ثابت شد این مطلب که خداوند این امانت رو داده است به این حساب در روایت دارد 45:43 ما از خود ایه و از روایات در …. ایه ثابت کردیم که این امانت رو خداوند به انسان داده تکلیف داده

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

عرض کردم بحث بسیار مهمه و شما هم خیلی مهمی منم که خود مهمم