که زمین خوارها و جنگل خوارها و دریا خوارها و ماهی خوارها زدن به فقرها این بادش خالی بشه به قول اقای بروجردی ایشون { 00:15}کفایی درس میدادن مدرسه ی سیفیه برای فضالا که یکیشون در مشهد مرتع شده و اصالت داره ایناها دو تایی با هم حرف میزدن هر وقت یکی شون میگفت دیگری هم باهاشون حرف میزد اقا شما خیلی { 00:30}قصور عین خیزی پر از باده هیچی هم نداره که من از ترس شما. کسانی که باد کردن باد کردن این زمین مال من اون دریا مال من اون جنگل مال من همش بیخوده کارشما اصالت عمل ﴿يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ﴾ یا فکر یا قلم یا عمل یا چه یا چه بقیش مال شما نیست { 01:03}زمین خواران باید برن کنار زمین مال من است هیچکارم نکردم …. نخیر زمین مال من است به اندازه ی سکونت خودم من زمین را ساختم حالا میخوام بفروشم چیو؟ فقط ساختمان را گفته ملک وقف رو میشه فروخت؟ ملک وقف خدا، یکی وقف بنده است یکی وقف خدا، وقف بنده رو نمیشه فروخت بعد اونوقت وقف خدا رو میشه فروخت! وقف بنده رو نمیشه فروخت
﴿هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُم ما فِي الأَرضِ جَميعًا﴾ این ملک احدی نخواهد شد بنابراین این کسی که میخواد خانه اش رو 10 میلیون بفروشه این شد 3 میلیون 5 میلیون 100 میلیون مقدار ساختمان الان که زمین ها بالاتر زده زمین { 01:47}100 هزار تومن بالاتر بالاتر، اگه سرقفلیه، سرقفلی چیه؟ باید باز کرد در دار التشریح فقه برد که این سرقفلی معنیش چیه اگر سرقفلی، واقعا سرقفلیه اون مال ساختمان مال زمین نیستش که انوقت فروعی این مطلب داره مثلا کسانی که در ساحل زندگی میکنن بعضی از برادران { 02:09}در ساحل زندگی میکنن یک کسی وسیله ی ماهی گیریش وسیع تره خب مالش هم بیشتره قدرت مالیش هم زیاد تره این هر چه ماهی در این ساحل هست هر چه بوده رو گرفته شد مال من، خب اینکه مال شما نیستش که این ماهی ها ملک عامه این عین این هست که ما چند نفر هر کدوم مون 100 تومن مون افتاده تو چاه یک نفر بره این رو در بیاره ایا 100 تومن خودش که مال خودشه بقیه هم مال خودشه؟ نه بقیه رو مزد میگیره اقا مال خودش که ماله خودشه که دیگه مزد نداره بقیه شو اقا 1 تومن 2 تومن اینقدر که من رفتم دراوردم اگر با اجازه باشه اگه بی اجازه هم باشه که هیچی اگه بی اجازه در اورده شما غاصب هستی این مزد هم نداره
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
نه اون مطلب دیگریه حالا عرض میکنیم. حالا راجع به ماهی این ماهی رو صید کرد 10 هزار ماهی فرض کنین این اقا صید کرده خودش چقدر ضرور زندگی داره؟ 10 تا، 100 تا، بقیش چی؟ ماله اینها، مجانی بده؟ خب نه مزد صید رو بگیره. پس فرض کنین یک دونه ماهی سفید دو کیلوئی که 400 تومن میفروشه این شد 50 تومن این بادش خالی شد چرا؟ برای اینکه خدا فرمود کرد که ﴿هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُم ما فِي الأَرضِ جَميعًا﴾ این ماله همه هست منتها این ادم مزد صید میگیره. ما در باب اب روایت داریم که من در تبصره نقل کردم قبلا که یک کسی عرض کرد یا رسول الله من زراعتی دارم و ابی دارم اما اب زیاد تره بفروشم؟ فرمودن برای چی بفروشی این اب مال تو نیستش که، فقط مزد حفر قنات مزد چشمه درست کردن مزد موتور گذاشتن مزد استخراج، مزد کجا، و اینکه هر متر مکعب اب را فلان قدر بفروشین کجا، مثل ماهی مزد ماهی گرفتن کجا که یک صدم مثلا ممکن هست بشه یا پول خود ماهی رو گرفتن این است که اسلام اگه طبق اون مبنای صحیح که ما از کتاب و سنت استفاده میکنیم در بُعد 04:28} شه دیگه این طوری نیستش که یکی زمین نشین و خیابون نشین و کوه نشین باشه دیگری از پول داره خفه میشه اینطور نخواهد بود خب بقیه بحث رو ایشالا بعدا عرض میکنیم.
وسلام علیکم
—————————
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین
اللهم صلی علی محمد و آل محمد
مطالبی علامه بزرگوار در باب احیای موات دارند و این موجب تهیر است که از دوجهت، یکی اینکه احیای موات رو مستقلا در جای دیگه بحث فرموده ان اما اینجا هم تکرار میکنن. سوال دوم این است از چیزی که اینجا بحث نمیشه احیای مواته، تازه ما فقط یک مقدمه ای اوردیم. ایشون بحث هایی که میکنن راجب به احیای موات نیست چیز دیگه اس، حالا اون چیز دیگه رو بحث میکنیم بعد از مقدمه ای که دیروز عرض کردیم. در صفحه ی 29 اقایون ملاحضه بفرمائید 05:47}خب البته ما اینجا نوشتیم که قبلا شروط احیای موات ما بحث کردیم راجع به املاک مسلمین اینکه جائز نیست تصرف در ملک غیر و ملک غیر اِذنه این ملک دو ملک است، یک ملک خودش است که بسم الله 06:20} عرض کردیم عملی که انسان میکند نوشته انسان فکر انسان و چه که این ملک خود انسانه عام نیست، اما در املاک عامه که اولویت هست چطور؟ ملک نیست، اگر زمینی رو انسان تهجیر احیا و تعمیر کرد بعد نیازی به این زمین نداشت و افتاد و رو به خرابی داشت میرفت و بهش احتیاجی نداره خب دیگری باید اجازه بگیره بیاد بشینه؟ نه این چون ملک نیست اولویت بوده است در زمینه ای که مورد نیاز بوده وقتی که ادم نیازی نداره رفتی یک جای دیگری که بهتره و این جا رو احتیاج نداره اگر شما باز بگی که این ملکه و میتونه بفروشه و بدون اذن او کس دیگری نمیتونه بیاد اینجا رو تصرف کنه میگیم در صورتی که مِلک رقبه باشد و دیروز مفصلا عرض کردیم که ﴿وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى﴾ یکی از عدله قرانیه است که این مطلب رو کاملا روشن میکنه که این زمین ملک شما نمیشه، نهر دریا زمین و چه اینها ملک شما نمیشه این حرف اولی که ما داریم. دوم ایشون میفرماید که 07:42}یک راهی هست به خانه ی مردم نهری هست که مردم استفاده میکنن مراه، محل راحت گاهی هست برای مردم پشت خانه اش یک سبزه زاریست ملک خاصه اون هم نیست ولی ملحق به خانه اوست کسی در یکی از این سه نمیتواند بدون اذن مالک تصرف کند یعنی همان گونه که ان شخص تصرف به معنای اولویت کرده اگه مالکیه یک بحثه اولویت بحث اونه، اگه مالکیت قائل بشیم اونی که در این مقدار زمین تصرف مالکیت کرده ولیکن یک حریمی دارد این زمین راهی دارد نهری به سوی اونجا اب میره مراهی جایی صفائیست که ملحق است به این اینجا اگر اصل اونجا ملک است و این اطرافیا ملک نیست نسبت به این اطرافیا چون 08:45}است اولویته، در جایی که مالک اولویت دارد کسی دیگه نمیتونه مزاحم با این اولویت بشه این اگر ملک باشه. اما اگر ملک نباشد و فقط اولویت باشد نسبت به 08:59}در اینجا طبعا ضعیف تر میشه. همانطور که نسبت به این خانه از نظر زمینش این فقط اولویت هست و مثل نیست از نظر اطرافش طریقه به او، نهر مراه محل استراحت اونجا هم یک اولویت ضعیفی داره این اولویت ضعیفه را کسی نمیتواند جلوش رو بگیره و مانع شود، ایشون فرمودن که 09:25}خب ما دو صلاح داریم، یک صلاح درونی داریم که اَهَم هم هست یک صلاح غیر ضروری داریم که نه اهم هست و نه مهم. اگر چنانچه من از تشنگی دارم هلاک میشم در این ابی که از این نهر به خانه ی این ادم میره من تصرف نکنم؟ خب در اینجا ضرورت اهم در کاره
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
هر دوش رو میگیم. یک مطلب صلاح ملک هست یک مطلب صلاح خود این ادم متصرفه یک مطلب صلاح ادمی که مالکه ما هر سه رو عرض میکنیم اینجا. ببینید 10:08} مصلحت صاحب این خانه است که این راه رو من درست کنم، نمیخواد، مصلحت این صاحب خانه است که این نهر رو مرتب کند، نمیخواد، مصلحت این صاحب خانه است که این مقداری که در بیرون خانه ی اوست مرتب کند، نمیخواد
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
همینطوریه حالا اقسامش رو عرض میکنیم تا ببینم حکمش چیه. این یک 10:45}این است که انچه که صلاح خود ملک است، ملک رو بالا میبره، این هم به صلاح صاحب خونه برمیگرده البته این دوتاش یکیه. سوم در صلاح کسی است که تصرف میکنه ما هر سه رو بحث میکنیم. دو تای اول که مربوط است به صلاح صاحب ملک. اگر کسی بخواد دست شما رو بگیره که تو چاله نیفتی داد بزن راضی نیستم، خب نباش من وظیفه دارم شما رو حفظ کنم. اگر این درست کردن نهر، مزد هم نمیخوام نه اینکه من مزد بخوام یک دفعه مزد میخوام من پول ندارم یک مرتبه نخیر صحبت مزد نیست من اگر که اولویت ندارم تصرف کنم در این نهر به سوی خانه ی شما راه به سوی خانه شما مراهی که در اطراف خانه ی شماست اگر تنزیل کنم مرتب کنم مزد هم نمیخوام داد بزنم اقای شهرداری میخواد این کارو بکنه مثلا، شهرداری میخواد کوچه ی ما رو مرتب کنه نخیر این اطراف خانه ی من میخوام خالی باشه مثلا! یا اینکه نهر رو میخواد مرتب کنه که ابش بیخودی هدر نره، نخیر من نیمخوام. یا بیرونی که پر از اشغال کصافت هست رو میخواد درست کنه، نمیخوام. چه نوع باشد که شهرداریست مثلا و چه شخص باشد یک فردیست که میخواد اصلاح کنه خب چرا 12:03}تصرف غیر اذنه، این در صورتی که به صلاح مالک و به صلاح ملک باشد در 12:10} بگیم اما اگر صلاح به کسی که متصرف است، کسی که متصرف است این کوچه شما یک مصلحتی بود که اسفالت بشه صاحب خونه میگه نه میگیم به بخشه یک مرتبه است صاحب خونه میگه نه و این سفاحتن میگه نه واقعا سفاحته، یک کسی مجانا میخواد راه رو درست کنه درسته که به مصلحت شما هم هست یا فرض کن نیست، فرض کنین برای شما فرقی نمیکند که این راه این نهر پشت خانه ات خوب بشه، به مصلحت شما نیست فرض کنین حالا اگر به مصلحت شما هست که هر دو 12:54}است اگر هم به مصلحت شما نیست اگه به ضرره شماست خب مطلبی داریم، اگر یک کاری رو میخوام بکنیم که به ضرره شماست مثلا کوچه صافه میخواد یک خورده کجش کنه راه دورتر میشه مثلا به ضرر شما میشه نهر ابش زیاده میخواد کمش کنه اگه این به مصلحت شما که نیست به ضرر شماست ولوو به مصلحت این ادمه خب نمیتونه چون در تصرف در حقی که شما اولویت داری کردی ولیکن اگر به مصلحت شماست که معلومه اگر نه به مصلحت شماست و نه به ضرر شماست این ادم به مصلحت خودش یا به مصلحت مجتمع میاد یک کاری رو روی این کوچه یا این طریق یا روی این نهر میکند اینجا چرا شما اذن شما شرطه؟ مگه به شما ضرر زد؟ اگر به شما ضرر بزنه بله اعتدا به 13:43}درست نیست ولوو به شما که ضرر نزد. سوال، اقا من توی خانه ام نشستم و خانه ام دو تا اتاق داره یک نفر دیگه میخواد این اتاق دیگر رو درست کنه و به مصلحت خودشم هست که وقتی مهمون شما میشه این اتاق باشه ایا اینجا میشود جلوش گرفت یا نه؟ خب بله چرا؟ چون من دلم نمیخواد که در ملکم تصرف بشه همین حرف رو کسی در نهر مراه بزنه اما تمام این حرف ها در صورتی که در بعد سوم مصلحت، مصلحت مظلمه از برای متصرف نباشد اما اگر مصلحت مظلمه ضروریه باشد از برای شخص که تصرف میکند در اینجا دَوران امر رو بین 14:27}رو در نظر بگیریم. ایا اهم این است که مصلحت مظلمه متضرب در نظر گرفته بشه یا اهم این است چون این شخص مالکه میگه نه ضرر هم نداره براش نفع هم نداشته باشه، اگه نفع داشته باشه که معلومه، ضرر براش نداره و نفع هم نداره پس بود یا نبودش برای او یکسانه با اینکه بود و نبود این اصلاح طریق اصلاح نهر اصلاح مراه براش یکسانه طرف میگه من مالک هستم و اجازه نمیدهم میگیم در خانه ی خودتم تو مالک زمین نیستی حالا فرض کنین مالک زمین اولویت ولیکن این اولویت ضعیفی که نسب به طریق نهر و مراه داری اینجا ضرورت پیدا کرد حتی در باب سرقت هست که اگر کسی داره میمیره و پول هم نداره حق داره مقداری که بگیره و بخوره و نمیره و مریض نشه از نون وایی سنگکی به دزده این واجب است، این واجب است به دزده، حالا در جایی که مصلحت، مصلحت ضروری باشد در اینجا معنا ندارد که بدون اذن او نمیشود این حرف بالا. بعد 15:39} گاه طریق متبکر داریم گاه طریق عام داریم ما در طریق متبکر بحث میکنیم 15:50}خاصیه حد طریق مبتکر … یک ارضه مملوکه یک ارضی که اولویت داره، یک راهیست که سوی خانه ی منه همون راهیست که بالا گفت عرض مشود که 16:07} یا طریق مبتکر است طریق خاصه یا طریق عامه. در طریق خاص 16:17}اینها رو چرا تعیین می فرمائین شما شهرها فرق میکنه؟ کاالاها فرق میکنه؟ اشخاص فرق میکنه؟ بعضی ها …. من یادمه مدینه که مشرف شدیم سال اول که چند سال پیش بود کوچه هاش 1 متری بود اون موقع یعنی ادم چاق خیلی نمیتونست خوب رد شه خب اونوقت اینطوری بود بعد زمانی که خیابون ها و کوچه وسیع شد باز همون 1 متری میمونه؟ پس اینکه فرمودن علامه ی بزرگوار برای زمان خودشون فرمودن که مال 800 – 900 سال پیشه ما باید به عرف مراجعه کنیم. حد این راهی که مخصوص است به من حدش چند متریست که مناسب عرف عادل اون زمان باشد تا اخر. 17:05}اینجا هم همین حرف رو عرض میکنیم که مثلا فرض کنین که یک نهریست که از قناتی میاد و از چشمه ای میاد اگر ما چون اب پائینه دیگه هر چی اب پائین تر بره بیشتره اگر خانه ی شما بالاست و از این نهر استفاده میکنین من نهر دوم رو در پائین تر از شما در جایی میتوانم احداث کنم که نهر شما خشک نشه از ضرورت شما کم نیاد فاصله بر حسب مهندسیه مهندسین نه اینکه بگیم 7 متر 10 متر 40 متر فرق میکنه، زمین ها فرق میکند احتیاج های اب فرق میکند پستی یا بلندی ها فرق میکند با تمام این فرق ها باز سوال کرد از مهندس اگر من اینجا چاه بکنم ایا چاه اب خشک میشه یا نه؟ ایا اب کم میاد یا نه؟ ایا ضرورتی که اقا به اب دارد ایا این ضرورت انجام میشود یا نه؟ پس این صحبت اربعینه 18:10}این حرفا نیست. بعد … اینجا کسی خیال میکنه تناقضه. کسی صاحب نهره، یک نهری از این نهر گروهی استفاده میکنن از جمله اسیابانی که اسیاب ابی داره از این اب استفاده میکنه ایشون میفرمایند که 18:35}شخصی که صاحب این نهر است بیاد راه این نهر رو بگردونه که اسیاب بخوابه میگن این جائز نیست مگر به اذن 18:48}کسی ایراد میکنه میگه مگه نهر مال این اقا نیست؟ وقتی که نهر مال اقاست مثل اینکه خانه مال منه من دل میخواد این خانه ای که مال منه یک اتاقش رو زیاد کنم یک اتاقش رو کم کنم این دیگه چیکار به کار کس دیگه داره. یک کسی فرض کنین اومده اینجا مهمونه منه من در ملک خودم که میتونم تصرف شایسته شرعی بکنم عادلانه حالا در اینجا این طرف اگر مالک نهر است ملک اون هست نهر یا ملک رقبه که ما قبول نداریم یا ملک اولویت، اگر ملک اولویت هست خب چرا نتواند این ملک رقبه یا ملک اولویت راهش رو عوض کنه که از راه دیگر از این اب استفاده کنه بستانش نزدیکتره حاجتش بهتره و از این حرف ها یا اب کمتر هدر میده این سوالی است که کسی میکنه. جواب، اولا و ثانیا، اولا نهر و جنگل و دریا و زمین ملک کسی نمیشه این اولیش. ثانیا اولویت 19:56} ثانیا اگر هم نهر ملک شود تا چه برسد به اولویت باشه اگر هم نهر ملک شود اولویت شود ملک اینجوریست، ملک اینجوریست که این اصل نهر رو شما حفر کردی از این اب بیاد بیرون مقداری از این اب رو شما نیاز داری مقدار دیگر هم که در راه ان نیاز دارن کسانی که در راه ان و به این اب نیاز دارن و شما که اول حفر کردی مجراش 20:23}با خودتون با چشم باز و توجه این اب رو راه انداختین پس اونها هم در حاشیه یا ملکیت شما در بعد اول یا اولویت شما در بعد ثانی حق دارند چرا حق رو از اینها سلب میکنی؟ از اول حق اینطوری اومد اصلا از اول که شما اینجا رو نهر رو درست کردی قنات یا چشمه رو حفر کردی از اول مجرای اب اینجور بود و کسانی که در راه بودن مستفید بودن و شما هم نمیتونستید مانع بشید و مانع هم نشدید هم مانع نشدید هم نمی تونستیت مانع بشید چون همه ی اب مال شما نیست. بله اگر ابیست که شما بیرون اورده ای و این اب به مقدار حاجت شماست و مخصوص شماست و به کسی هم اجازه ندادی دیگری غصب کرده در اون حرفی نداریم. اما اب معمولی که شما نهر رو حفر کردی مقدار مورد نیاز شما مقداری نیست اون مقداری که نیست چه مالک باشه نسبت به اصل چه اولویت باشد اون مقداری که نیست برای دیگران است یا اذن اتوماتیکیه یا عدم منع یا هر چه شما چرا حق این ادمی که اسیاب ابی گذاشته میخواد سلب کنین بدین معنا فرمایش علامه ی بزگوار تثبیت میشه. 21:45}بعد میفرماید …. قبول نداریم اگه …. این …. همون مرجوعه. میگیم اولا ….. ثانیا به معنای مرجوع است بین ما، حرام است میگه اب مال شماست که میفروشی اب که مال شما نیست. به پیامبر اکرم عرض شد که ما یک قناتی حفر کردیم که اضافه بر احتیاج ما هست بقیه اش رو بفروشیم؟ فرمودند مال کی رو بفروشی، بله مزد حفرش رو میتونی بگیری مزد موتور عامل کارگر حفر اون رو میتونی بگیری کمااینکه کسی ماهی میگیره اضافه ی بر تعداد لازم ماهی خودش بقیه رو مزد صید میگیرد که در اینجا شکم های گنده خیلی خالی میشه پس 22:45}بعد میگذریم میرسیم به عرض میشود که بله 22:55}اخر صفحه ی 30
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
مطالعه کنید دیگه این صفحه رو من همه رو صحبت کردم راجع به کودکی توی چاه می افته اینها همه رو صحبت کردم. خط اخر صفحه ی 30 23:25}شما خانه ساختی بغلش کوچه هست یا خیابون ایا حق دارید که از سطح خانه ی خود به سطح کوچه یا خیابون تجاوز کنی اتاق بسازی؟ این 23:43}….
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
بالکن، بالکنی بسازید که نه به صرف بالکن، بالکنی که به طرف کوچه بره این 23:53}خب … این است که بالکن نیست یک چیزی از توی خونه ی شما میره یک تیری میری که بالاخره مورد احتیاج شماست از کوچه ی شما 24:02}جناحه ایشون میگن … یک طریق غیر نافذه، اقا یک کوچیست که فقط خونه ی من توی این کوچه پس این کوچه مخصوص منه اگه همه طاق های این کوچه رو هم من بسازم خب مال منه، مال من یا به ملکیت اونجا و الحاق کوچه یا به اولویت اونجا اولویت کوچه در این خونه کسی اولویت ندارد بر این کوچه هم که مخصوص خانه ی ماست کسی اولویت ندارد پس این نافذه نیست ما داریم در طُرق نافذه داریم بحث میکنیم یعنی کوچه ای که در رو دارد خیابونی که در رو دارد که مشترک ان کسایی دیگه در ساختمون های دیگه در این کوچه و خیابان میگه 24:50}به کسی گفتن اقا این ساختمونی که اوردی جلو شاید یک ماشینی اومد که این از ساختمون ها بالاتر بود نتونست از این کوچه و خیابون بره، گفت نه نمیاد، این اقا رفت یک ماشینی تهیه کرد و باری و اونجا اومد ایستاد گفت حالا من باید چیکار کنم باید بزنم خراب کنم دیگه، شما حساب ماشین های کوتاه رو که نباید بکنی حساب الاغ ادم اینها رو که نباید بکنی هر چیزی که معمولا از اینجا مورد حاجت هست رد شه این ساختمون شما که توی کوچه اومده نباید جلوش رو بگیره. بنابراین مال هم 25:29}درسته …. ما یک مرفوعه داریم یک واطیه داریم، واطیه اونی هست که پائینه از خونه میزنه جلو که جلو رو میگیره یک مرتبه نخیر بالاست اگر چنانچه بالا میسازیم 25:49}عین پیاده رو میخواد بره اینجا نمیتونه بره راه تنگ میشه برای اینکه از خونه زده جلو خب این نمیشه اون مثالی که من زدم برای دومی بود که عرض میکنم. 26:01}اگر چنانچه بالاست یعنی یک چند متری از زمین بالاست اشخاصی که پیاده میرن که برای اونها چیزی نیست زمستون باشه روی سرشون برف نمیاد تابستون باشه افتاب به سرشون نمیخوره این که بد که نیستش ضرر ندارد برای من اشکال نداره ولیکن 26:18} در صورتی که بالا باشد که هیچ وقت برای پیاده رو ضرر نداره ایشون میفرمایند اگر اذن دادن اشکال نداره، سوال میکنیم کی اذن بده؟ چون سه جوره. یک مرتبه هست این کوچه ای که شما ساختمان رو بالا کردی و اومدی تو کوچه یک موقع این مخصوص شماست که توش بحث نداریم یک مرتبه بین شما و چند نفر محدوده یک کوچه ای که دو یا سه تا خونه ی فقط اگر صاحبان دو سه تا خونه اجازه بدن باز مطلبی نیست یک مرتبه نخیر این کوچه عامه کی اذن بده؟ شهرداری هم نمیتونه اذن بده چون این ملک عام است عام اذن دادن یعنی چه؟ بنابراین این اولیش، ثانیا این در صورتی که شما ساختمون رو بالا ساختی و به طرف کوچه که کوچه همگانیست غیر شما هم هستن باید استفاده کنند این در صورتی جائر است که هیچگاه هیچ چیزی مانع از رفت و امد نباشد مثل مثال اولی که عرض کردیم اما اگر یک تریلی باشد که معمولا از اینجا رفت و امد دارد نه بیخودی معمول رفت و امد دارد از اینجا در این صورت چرا اون بالا رو ساختی؟ بنابراین ساختن پائین و ساختن بالا، ساختن پائین اگر مانع ماره نباشد در طرقی که غیر خاص است ساختن بالا ایشون میفرمایند 27:52} رو ما حرف داریم اگر محدود باشد مطلبی نیست اما اگر محدود نباشد اذنی اولا معنا ندارد چون کی اذن بده چون مربوط به کل مسلمین و کل ولد هست که از اینجا رد میشن چه اهل کل ولد چه غیر ولد. احیانا اتفاق می افتد ولووو انسان توجه نداره بابا شما توجه نداری یک ماشین چند متری رد بشه و گیر کنه تو چطور اذن میدی اصلا ماشین مال خودتونه شما به ضرر خودتون اذن دادین انسان میتواند که سفاحت کند و به ضرر خودش اذن بده؟ بنابراین حتی اگر هم اذن باشد و از مالکین خاص اذن باشد چون اینها اینده نگری نکردن و در اینده براشون ضرر دارد پس این اذن هم فایده ندارد. 28:43}حرف علامه هست …. خب عرض میشود که من یک خونه ای دارم شما خونه ای دارید و دیوار ساختید دیوار مال شماست، این دیواری که بین من و شماست این مال شماست من هیچی ندارم حالا میخوام اون بغل یک اتاقکی بسازم باز دیوار بسازم؟ خب مطلبی 29:12} اما اگه من نمیخوام یا ندارم در صورتی که شما صاحب اون دیواری اذن بدی خب من این چوب ها و این اهن هام رو میزارم روی دیوار شما مطلبی هم نیست. ایشون میفرمایند مستحبه بسم الله 29:28}وقتی حاجتی در کار نیست لزوم نداره . مثلا شما یک اتاقی میخوای بسازی خودتم دیوار داری خب چرا چوبتو روی دیوار اون میزاری کاره بی خودیه ولی در صورتی که احتیاج داری اینجا مستحب است که اجازه بدی چوبش رو روی دیوار شما بزاره بسم الله. حالا حرف بعد رو ما صحبت داریم 29:50}چرا؟ اذن معنیش چیه؟ اگر کسی به شما اجازه داد که چوب این اتاقی رو که میخوای بسازی رو روی دیوار من بزاری یعنی به شما تملیک کرد این گذاردن چوب رو یا نکرد؟ معنی اذن اینه دیگه این تملیک دو مرحله ایه یک مرحله تملیک صرفا اذن داده این مال شماست این حق داره این حق رو من به شما دادم با من شرکت دارید برای اینکه دیوار مال من است و من هم چوب هایی دارم یا ندارم شما هم چوب اتاقتو روی این بزار این تملیک هست یا نه؟ این مرحله ی 30:30}مرحله ی ثانی این هست که اون شخص این کار هم کرد ما هم در مرحله ی اول بحث داریم و هم در مرحله ی دوم به طور قوی تر و ایشون در هر دو مرحله دیگه نمیتونه رجوع کنه. در مرحله ی اول که خیلی ساده است میگه اگر اذن داد باید برگرده بگه؟ نخیر ما میگیم نخیر رو در صورتی میتونه بگه که اذنش سفیحانه باشه اگر اذنش سفیحانه باشه و طرف بداند اصلا نباید زیر بار این اذن بره اصلا چون اگر اذن عاقلانه بوده و روی حساب باشد از اذن برگشتن یعنی چه؟ یعنی استرجاع حق، حق رو دادید چرا شما استرجاع میکنید حق رو؟ این مال مرحله ی 31:12}ایشون میفرماید در مرحله ی ثانی هم اگر به شما اجازه داد صاحب دیوار که چوبت رو روی دیوار بزاری و گذاشتی ساختمان که گذاشتی بعدا میتونی بگی اقا چوبت رو بردار یعنی ساختمون رو خراب کنم؟ یا نه اجاره بده؟ میگیم هر دوش غلطه چرا؟ برای اینکه معنی اینکه بنده به شما گفتم شما چوب این اتاقت رو روی این دیوار بزار یعنی اینکه مادامی که این اتاق هست این حق رو به شما دادم مگه معنیش این نیست؟ معنیش اینه دیگه، مادامی که این اتاق هست من این حق رو به شما دادم و این نه تنها اول حق تملیک شد بلکه عمل هم شد چوب رو هم گذاشت بنا امد ساخت یا خودت ساختی حالا برای اینکه 20 سال بتونه باشه فردا یا چند روز دیگه یا چند ماه دیگه اقا نخیر چوبت رو بردارد! این اولا اضرار به من خب اینکه خودش اجازه داده اضراره، ثانیا خب این ملک منه الان همانطور که من نمیتوانم نسبت به شما مالک 32:18}بردارد و برو …. شما هم نسبت به من نمیتونی چون شما منو شریک کردی در استفاده از این دیوار در هر دو بعدش علامه بزرگوار میفرمایند که نخیر.
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
با اذن تمدید کرد یا نه؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
تموم شد چرا برگردونه؟ اخه مگه تملیک نیست حالا در باب هبه خواهیم گفت
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
معنیش چیه؟ تملیک استفاده هست یا نه؟
بله
تموم شد دیگه پس چرا میخوایم بگیم دیوار رو تملیک کرده. اخه تملیک مراحل داره
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
میفهمم حقه، این حق تمدید شده. این حق را من دادم به این اقا که این چوبش رو روی این دیوار بگذاره و اون ادمم قبول کرد حق رو گرفت، پس حق داره. حالا در باب هبه خواهیم گفت این بحث مبنائیه که کسی بیاد بگه در باب هبه یک کسی یک چیزی را به کسی هبه کرد که از خویشاوندان نیست پدر یا مادر یا چی نیست مادامی که عین موجود هست میتواند پس بگیرد این خیلی دقت داره این مطلب توجه کنید در باب هبه خواهیم گفت، من حرف اقایون رو نقل میکنم، مادامی که این عین موجود است میتواند موعود رو پس بگیرد اما اگر عین از بین رفت مصرف شد یا عین تبدیل شد به چیز دیگر نمیتواند. حرف اقایون کجاست؟ در عین، ما دو تا مطلب داریم در اینجا یکی اینکه اگه کسی هبه کرد کلا حق پس گرفتن ندارد این مطلبیست جای خودش حالا فرض کنین قبول کردیم فرمایشات اقایون رو قبول کردیم که اگر عینی را هبه کرد مادامی که باقیست البته به غیر 34:10}مادامی که باقیست میتواند پس بگیرد و اگر چنانچه عین کلا از بین رفت و یا تبدیل به چیز دیگری شد نمیتواند میگیم اینجا عین نیستش که مگه اذن عینه؟ مگر این که من این حق رو دادم به شما که شما این چوبت رو روی دیوار بزاری مگه عین؟ این حقه، در حق اقایون این حرف رو نمیزنن اگر کسی از کسی طلب دارد در زنده ی اون طلب داره بعد اسقاط کرد زنده ی اون رو هبه هست یا نه؟ بله حق داره پس بگیره؟ در اینجا اقایون نمیگن ما به استناد به فتوای خود اقایون علیه فرمایششون عرض میکنیم که در اینجا عین نیست حقه، در صورتی که این حق مالیست این حق مالی را شما از کسی حق مالی داری 10 هزارتومن طلب داری بعد گفت بخشیدم بعد میری پس میگیری؟ هر کسی میخواد باشه، در اینجا هم حق مالیه ارزش دارد کسی چوبش رو روی دیوار شما بزاره ارزش داره یا نه؟ بله شما این ارزش رو بخشیدی هبه کردی این حق رو وقتی این حق رو بخشیدی و هبه کردی چرا میتونی پس بگیری؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
اون طلبتونه، اون رو من که قبول ندارم من میگم در هبه 35:32}هر که باشد هر که باشد عین هست یا نیست نمیتونی پس بگیری …. ولی ما میگیم نه حرف … نمیزنیم ما میگیم حرف خود اقایون رو عرض میکنیم خود اقایون میفرمایند اگر که عین باشه فرق میکند بین … 35:47}و غیر …. ما اون رو عرض نمیکنیم ما میگیم که در حق که شما این حرف رو نمیزنی در حق مالی، در حق مالی اگر حق مالی بر کسی داری و اسقاط کردی حق داری پس بگیری؟ نه خب اینجا هم حق مالیست یعنی مالیت دارد که تیر اتاق همسایه روی دیوار شما باشد این مالیات دارد کمااینکه اگه کسی حمالی کرد و بار شما رو برد این مالیات داره اینجا که مالیات داره در قدم اول ما ایراد داریم در قدم دوم ایراد بالاتر. قدم اولش این است که شما که خب به ایشون اذن دادی یعنی اینکه حق مالی گذاردن تیر شما رو دیوار شما رو به شما دادم نمیتونم پس بگیرم، حق مالی. بالاترش که ایشون بالاترش هم قبول نداره بالاترش که این حق مالی رو توش تصرف کرد و چوبش رو گذاشت روی دیوار شما حالا مثالی بزنیم تا روشن تر بشه، چوبش رو گذاشت روی دیوار شما پولم نداره بسازه شما هم ترحم کردی این حق رو به اون دادی بعد بیای بگی که اقا شما چوبت رو بردار خب خونه خراب میشه پدر صاحب بچه در میاد یا نه شما اجاره بده که اینطوری دیگه قوز بالا قوزه. هیچ کدوم رو حق ندارن
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
همین مثالی که شما میزنی، مثلا زمینی رو که سالی که مرتبه زرع داره میگه اقا امسال در اختیار شما بعد در وسط زرع که همه ی کاراش انجام شده میگه پس بده؟ نمیتونه چون معنی دادن این هست که شما حداقل 1 سال استفاده کنی.
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
اینم که تیرش رو گذاشته روی دیوار شما یعنی
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
معنی همینه اخه نمیشه شما موقتا تیرت رو بده بعد بردارد تیر برداشتنی که نیستش که
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
من نمی فهمم چی میفرمائید شما.
وسلام عیکم