جلسه پانصد و هفتم درس خارج فقه

عقود (قرض و ضمان) احیای موات

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین
اللهم صلی علی محمد و آل محمد

در صفحه ی 27 تبصرة الفقهاء متن تبصره علامه این است که  { 00:25}خب این معلومه. فرشی را که کسی غصب کرده است که نه امانت شرعی دارد و نه امانت مالکی واجب است در هر حالی این محصول را برگرداند به صاحبش. حالا اگر در نزد او عیب کرده بود چه عیب قصوری و چه عیب تقصیری باید تفاوت رو بدونه. تقصیری که معلومه، فصوری هم تقصیریست چون ﴿مَا عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ﴾ در حای که محسن نیستش غاصبه بنابراین اگر دزدی امد بدون اختیار این فرش رو یک قسمتیش رو پاره کرد عیب زد به این فرش این تفاوت قیمت را باید این شخص غاصب بدهد ولووو قاصر بوده باشه. { 01:28}اینجا بحث نسبیه قیمی ما در قیمی عرضی داریم. اقایون فقها رضوان الله علیهم میگن بعضی از اجناس مِثلی است و بعضی از اجناس قیمیست مثلا مثل فرش اینجور چیزها این مثلیه اگر این فرش دست غاصب از بین رفت باید مانند او را تهیه کند و بدهد یا اگر یک گوسفندی میشه مانند گوسفند اما در بعضی از مواد هست که قیمیه، مثلی نیست. اگر کسی رو فرض کنیم که یک مقداری نان کسی را برداشت مصرف کرد این نان این مثل بودنش مشکله قدشو وزنشو برشتگیشو چه شو اینها اقایون مناط شون اینه میگن اونی که معمولا مثل را میشود تهیه کرد و عادتا چنین است مثل رو باید داد اونجا که معمولا مثل را نمیشود تهیه کرد ولووو قادر باشد، قادر باشد مماثل اون جنسی را که غصبا از بین رفته دست او تهیه کنه ولیکن اینجا منتقل به قیمتشه ما اینجا عرض داریم. مگر این قاعده ی قرانی نیست که ﴿فَمَن اعتدَی عَلَیکم فَاعتَدُوا علیه بمثلِ ما اعتدی علیکم﴾ ما مماثلت داریم یک نوع مماثلت عینیست و یک نوع مماثلت قیمی یک مرتبه است عین اونچه را که مال شماست و یکی برداشته است از بین برده است و نابود شده خب حتما عین رو باید برگردونی؟ عین که نیستش که باید مثل اون، اون مثلی که اقایون میگن فرق داره باید مماثل رو برگردونی. مماثل عین ما دو جور مماثل داریم، یک جور مماثل دسته اول که عینی مانند اون عین از هر نظری که نزدیک تر است به اون عین تهیه کند و بدهد سخت است اسان است معمول است غیر معمول است خب این مثله دیگه. عین قدم اوله مثل. قدم دوم مثل اگر مثلی نیست یا اگر هست برای من محال است چه فرقی میکنه؟ چه مثل این ندارد یک فرشیست این فرش رو بافتن این فرش رو بافتن با اینکه فرش مثلیه هاا، فرش مثلیه  فرش و حیوان یک فرشیست که این یک دونه فرش رو تهران بافت بهترین بافت چنین و چنان دیگه ام نبافتن ازش حالا این به حساب اقایون فقها مثلیست به این معنا که مماثلی رو باید تهیه کنن بدن خب نمیشه. ما میگیم قضیه اصلا جور دیگه است، اون جنسی رو که کسی از شما غصب کرده است اگر اون جنس دست اون هست که همونه بده اگر اون جنس از بین رفت است پله دوم اون جنس ﴿فَمَن اعتدَی عَلَیکم فَاعتَدُوا علیه بمثلِ﴾ مانند او را تهیه کنه و بده اگه ممکنه اگه باشه از اون. مرحله ی سوم این است که اگر مانندی ندارد یا اگر دارد بر شما تهیه اش محال است و نمیشود  در این انتقال قیمته پس انتقال به پله دوم که یا سوم که قیمت است اون اخرین مرحله است چون پله اول خود اون جنس را باید بگردونه پله دوم مماثل اون جنس رو ولوو زحمت باشه، خب زحمت باشه، شما باید زحمت بکشی چرا؟ برای اینکه مال مردم را از بین بردی اعتداء به مثل هم که طرف میتونه به شما اجبار کند مانند او را در صورت امکان تهیه کنی و به من بدی. پله سوم این است که اگر مانند او نیست یا نتوانی تهیه کنی شما قیمتش رو بدی منتها این قیمت بحث است که قیمتی کِی این بحث دومی که عرض میکنم قیمت کِی ایا اول القیم اوسط القیمه علی القیمه یا قیمت در موقع پرداخت این قِیمت است این البته بحث دومیست که عرض خواهیم کرد. بنابراین ما نمیتونیم بگیم اگر مثلی هست جنس تلف شده این جنس که تلف شده است نزد غاصب به هر ترتیبی دیگه نمیتونیم بگیم اگر مثلی هست مثل و اگر قیمی هست قِیمت نخیر ما مثلی و قیمی نداریم اصلا، اصلا اصطلاحات رو هم عوض میکنیم ما میگیم که مماثل این اعتدا باید انجام بشه مماثل این اعتدا در صورت امکان مشابهین مشابهش اگر مشابهین ممکن نبود چی؟ قِیمت حالا غاصبی بگه مشابه این رو میخوام تهیه کنم گرون تره خب باشه اگر شما یک فرش 10 هزارتومنی رو غصب کردی و از بین بردی قصورا یا تقصیرا نزد شما از بین رفت من مماثل اون  فرش رو 12 هزارتومن میدم مماثل اون رو 12 هزارتومن یک بارم نه این فرش بود 10 هزارتومن من قِیمت میدم نخیر اینطور نیست ولووو این قیمی باشه این جنسی که نزد شما از بین رفته ولوو قیمی باشد به اصطلاح فقها قِیمت را نمیشود { 07:02}ولووو مماثل گران تر باشد تهیه کنید و بدهید. پس ما مثل قیمی نداریم اصلا در باب غصب همش مثلیه قیمی نداریم مثل اعتدا باید بشه منتها بعد اول در صورت امکان تهیه مماثل ممکن باشد ولووو اگر گرون تر باشد بعد دوم اگر نیست یا امکان ندارد اونوقت انتقال به قِیمت پیدا میکنه این بحث اول. بحث دوم، فرشی رو از من کسی غصب کرد این فرش الان در بازار 10 هزارتومنه مدتی طول کشید و این فرش نزد اون از بین رفت یا از بین نرفت فرقی نمیکنه اگر هنوز این فرش موجود است که خود فرش بحث در اینجاست که اگر این فرش از بین رفته، این فرش که از بین رفته است ایا بعد از 1 سال که مثلا میخواد این مثلش رو بدهد یا قیمتی بدهد چطوریه خب این حرف اول میاد دیگه اگر مماثلی در کار باشه که بحثی نداریم اگر مماثلی در کار باشد ولووو دوبله و چندبرابر قِیمتش باشه باید تهیه کنه بده اگر مماثلی در کار نباشد و نتواند ایا غیمت این فرش را اون کسی که غصب کرده باید بده یا هنگامی که ادا میکنه باید بده یا علی القیمه رو باید بده ممکن است کسی بگوید که این فرض رو اون موقعی که غصب کرد فرض کنید همون موقع هم تلف شد حالا که تلف شد منتقل میشود به قیمت دیگه چون منتقل به قیمت میشه قیمت همون موقعی که تلف شده باید بپردازه ولووو چند سال طول میکشه میگیم اقا کی گفته منتقل به قیمت میشه؟ این منتقل به مثل میشه منتقل به مثل هست این مثل هرچقدر که قیمتش بالا باشد همون موقعی که این فرش تلف شد این منتقل به مثله این مثل رو هر وقت خواست بده همون حسابه اگر همون وقت بده مثل همون وقته اگر 1 سال طول کشیده باید مثل اون را تهیه کند ولووو چندبرابر قِیمتش باشه باید بده اگر مثل اول امکان داشت نه اخر امکان داشت یا امکان نداشت یا موجود نیست یا اصلا از قدرت خارجه ایا به عهده ی اون ادم چیه؟ به عهده ی شخص غاصب عین دیگه عین رو از بین برده عین به عهده میشه انتقال پیدا نمیکند که انتقالی نداره

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

همین رو میخوایم عرض کنیم. اگر چنانچه این فرش نزد این ادم غاصب بود الان 10 هزارتومن می ارزه بعد 15 تومن شد بعد 8 تومن شد بعدهم از بین رفت تا از بین رفت میخواد پول بده 8 تومن رو بده اخر 10 تومن رو بده اول 15 تومن رو بده { 10:18}

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

{ 10:27}نه سوال، این فرش وقتی که 15 تومن قیمتش بود مال کی بود؟ ماله مالک 15 تومن رو کی از بین برد غاصب { 10:38}… تلف پس نیست علی القیم باید بده این در صورتی است که فرش باشه حالا اگه نباشه هم میخوام همین رو عرض کنیم قاعده داریم این فرش رو همون موقع که غصب کردیم از بین رفت

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

می فهمم توجه کنین این یک مثال زدم برای اینکه دومی روشن تر بشه. این فرش الان که غصب کرد 10 تومن می ارزید بعد از غصب هم فرض کنین بلافاصله این فرش از بین رفت ایا واجب است این مثل را تهیه کند و به اون بدهد یا نه؟ بله دیگه و این رجوع مثل استمرار دارد یا نه؟ بله و این عین بر عهده ی اوست یا نه؟ بله عین بر عهده ی اوست ولیکن عین تلف شده و عینی که بر عهده ی اوست و تلف شده منتقل به مثل هست یا نه؟ بله حالا که منتقل به مثله اگر مثل به علی القیم رسید که بعد از چند ماه 15 تومن شد ایا این شخص مالک، مالک مثلی که دارای علی القیم شد هست یا نه؟ بله بعدا که این مثل قیمتش پائین تر رفت تقصیر کیست که این علی القیم از بین رفت؟ تقصیر این مالک است که مثل را در هر ان که لازم بود بده و در اون حالی هم که مماثله این فرش 15 تومن بود باید یا فرش یا قِیمت را بده پس حالا که این فرض ارزون شد ارزونیش توی سر کی میخوره؟ غاصب

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

ما یک عین داریم یک مثل یک قیمت اینها با هم فرق داره. اگر عین هست تازه خود اگه عینه این فرش رو اگه غصب کرد 10 تومن بوده گذشت شد 15 تومن گذشت 8 تومن شد حالا که خواست این عین رو بده همون فرش رو بده چیز دیگه ای رو نده ما اینجا رو بحث داریم. ایا { 12:50}کرد غاصب علی القیم را بر مالک یا نه؟ در غصبش دیگه پس اون اضافه رو باید بده دیگه این یک مثال بود مال اول بود.

این بالا و پائینی گفته ارزش فرش نیست ارزش پوله پول بالا و پائین

اگر این بالا و پائین رفتن روی حساب باشه نه برای بازار سیاه و ادعا نباشه اگر واقعا این قیمت رفت بالا واقعا تلف زیاد شد و این فرش کم شد و فرشی که وقتی غصب کرده 10 هزارتومن بود مقداری گذشت و شد 15 هزارتومن الان این فرش 15 هزارتومن می ارزد نزد غاصبه بعد گذشت یا به تقصیر غاصب یا به قصور غاصب این فرش شد 8 تومن یعنی 7 تومن تنزل کرد قیمت این فرش تنزل این فرش از قیمت 15 تومن نزد کی شد؟ نزد غاصب پس کی مسئول و ضامنه؟ غاصب ﴿فَمَن اعتدَی عَلَیکم فَاعتَدُوا علیه بمثلِ ما اعتدی علیکم﴾ ایا در زمانی که 15 تومن شد معتدی است که فرش { 13:58}15 تومن  فرش بود خب میفروخت نمیفروخت کاری میکرد یعنی اون قیمت رو ارزش رو میدونست ولی این غاصب به تعدی خود ادامه داد درون حالی که این فرش 15 تومن شد این فرش رو به صاحبش نداد وقتی که قیمت کم شد این فرش ماله کی بود که قیمتش زیاد شد؟ برای مالک ماله کی بود که قیمتش کم شد؟ برای مالک چرا قیمت کم شد؟ در چه زمینه ای ؟ در زمینه ای که دست غاصب بود پس غاصب در اینجا  14:27}پس چرا ما قیمت یوم التلف رو بدیم یا علی القیم بعضیا میگن یا علی القیم …. ما میگیم نه یوم الغصبه و نه یوم التلفه بلکه …. چرا؟ برای اینکه در اون حالی که قیمت بالا پیدا کرد این جنس اگر خودش بوده که خب مقداری کم شده در نزد غاصب بوده اگر هم خودش نبوده مماثلش، مماثل چه قیمت داره باز همون { 15:00}درسته؟ اگر مماثل هم نبوده قیمت؟ قیمت 15 پس همون قیمت پس چه خود عین چه مماثل چه قیمت به حد علاء که 15 رسید همون 15 خیلی ادم رو

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

ولی اون جبران رو باید بده چرا؟ برای اینکه در حال علی القیم مال کی بود؟ ماله مالک نزد کی بود؟ نزد غاصب چه عین است چه مثل است چه قیمت ببیند هر سه هاااا به این مثلث توجه کنید. اونی که { 15:34} است عین اگر این عین قیمتش بالا رفت پائین اومد، بالا رفت پائین اومد در اینجا که بالا رفت مال کی بود؟ مال مالک نزد کی پائین اومد؟ نزد غاصب جبران باید بکنه مال عینه. مثل هم همینطوریه قیمت هم همینطوریه. این عینی که بر عهده ی شخص غاصب است ایا این عین به طور محوری بر عهده ی اون میماند یا نه؟ بله چون پله دوم و پله سوم در حالیست که میخواد ادا کنه این عین که پهلوی این شخص است این عین بماند تلف شود مثل داشته باشد نداشته باشد اونی که بر عهده ی شخص غاصب است اون فرشی است که به فلان خصوصیات و به فلان متراژ طرف غصب کرده مگه خود اون { 16:17}بر عهده نیست از بین رفته پس خود اون از بین رفته هااا؟ اما این فرش از بین رفته خود از بین رفته به عهده ی اوست دومی مخلفاته

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

{ 16:35}مثل اینکه یک خانه ای نزد غاصب خراب شده خب نزد مالک هم بود خراب میشد حالا که نزد غاصب خراب شده میشه نده؟ بالاخره نزد اون بوده در حال تعدی در حال غصب این مقصر بوده غصب کرده مال من نزد شما از بین رفته یا قیمتش کم شده. اگر الاغ انسان نزد مردم لاغر بشه این اگه نزد منم بود فرض کنین لاغر میشد اما حالا که نزد فلانی لاغر شده است باید اون تفاوت رو بده دیگه چون نزد او این قیمت کم شده نزد من که کم نشده. بنابراین این محور رو توجه کنین این اصل رو اگه در نظر بگیرین مطلب برامون روشن تر میشه که عینی را که کسی غصب کرد این عین اگر بماند که مطلب معلومه اگر این عین همون اوائل از بین بره ایا انتقالی پیدا میکند؟ نه چرا؟ چون خود اون عین برعهده است بر عهده بودن که وجود لازم نیست. اگر چیزی از شما بر عهده ی من است لازم نیست وجود داشته باشه که پس برعهده ی این ادم است عین اون فرش منتها عین این فرش انتقال به مثل یا انتقال به قیمت پیدا کند این مرحله های بعدیست. پس باید شما عین رو در حالی که میخواین بپردازین بدین، نیست، خب مثل را خب نیست، خب قیمت را قیمت را که علی القیم، چون در حالی که علی القیم پیدا کرد شما ضامن عین 15 هزارتومن شدی یا نه؟ من که ضامن عین 15 هزارتومن شدم در حال علی القیم و حالا میخوام پول رو بدم باید همون علی القیمی که من ضامن شدم چیزی از من { 18:12}کم نمیکنه ایا ارزون شدن زمان من رو کم میکنه ارزون بشه، ولیکن علی القیم در ملک شخصی مالک بود که در ضمه شما مالک بود و در نزد شما به عنوان خائن و غاصب این قیمت کم شد پس در کل موارد چه عین باشد و چه مثل باشه مشابه و چه قیمت باشد باید این علی القیم در نظر گرفته بشه.

….. این نخواست قیمتش رو بده تا یکسال دیگه خواست قیمتش رو بده ایا بعد از یک سال باید قیمت همون موقعش رو بده

علی القیم این همونه دیگه ضلع سومه دیگه علی القیم

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

نباشه ولی عین به عهده ی اونه. بنده از شما یک فرش 100 هزارتومنی رو طلب دارم اون فرش 100 هزارتومنی هر چه بالا بره من بالا رو طلبکارم چون ماله منه اخه. ببنید یکه مرتبه عین و مالک { 19:05}یک مرتبه عهده ی شما رو، عهده ی شما رو به حساب این عین مالکم دیگه انتقال پیدا نکرده که. عرض میشود که صفحه ی بعدی { 19:19}قبول نداریم اینو. اگه قیمت زیادتر شد برای بازار دیگه بازار سیاه کشکیه که اون رو کاری نداریم ولی اگر بازار واقعیه عادلانه است ارز پائین رفته قیمت بالا رفته در اینجا { 19:42} اگر رد دارد میکند این ضامن زیادیست خب چرا ضامن زیادیست؟ در هر سه بعد ضامنه زیادی هست. ما میگیم ﴿اذا کان قبل از زیاده﴾ بله قبل از زیاده، هنوز قیمت بالا نرفته داده یا عین رو یا مثل رو یا قیمت رو بالا نرفته داده بسم الله. من که الان فرشم 10 هزارتومن می ارزه 15 تومن شد 5 تومن دیگه هم بدم نه دیگه مع الرد، اگر رد کردید ضامن زیادی نیستید، ولی هنوز رد نکردم هنوز چیزی ندادم به شما حالا که میخوام بدم علی القیم را من یوم الغصب و یوم التلف و یوم الرد و یوم القیم این رو انجام باید بدم { 20:35}بازار سیاه نباشه … همین رو بحث داریم … کی ضامنه؟ شخص غاصب ضامنه دیگه اگر چنانچه این حیوانی که نزد شخص غاصبه این حیوان چون چاق تر شد بچه هم زائید قیمتش بیشتر شد، قیمت بیشتر در ملک کی شد؟ در ملک مالک بنابراین اون زیادی رو باید بده چون در ملک مالکه.  { 21:15} حالا اگر این جنسی را که طرف غصب کرده است صفتی در اون اضافه شد زیاد شد در نزد مالک که این صفت بود و نبودش یکسانه حالا که یکسانه این ضامن چی بشه ضامن هیچی ضامن صفر، باید قیمت داشته باشه حالا که قیمت نداره ضامن چیه { 21:43}این رو عرض داریم. شخصی گندم غصب کرده گندم رو داده اسیاب کردن گندم که اسیاب بشه مقدارش کم میشه ولی گرون تر میشه ببینید از نظر حجمی کم میشه ولی از نظر قیمت بیشتر میشه فرمایش ایشون چیه؟ میفرمایند که { 22:08}قیمت بالا رفت … بر کیست عرش؟ این تفاوت رو باید شخص مالک بده میگیم چرا؟ …. عکسه شخص مالک …. ایشون میگه … یعنی برکیه؟ یعنی بر مالک عرشه اگر کسی خانه ی کسی را غصب کرد و رنگ کرد و درست کردش و فلان قیمت رنگ کردن رو باید مالک بده؟ نه بیخود رنگ کرده اصلا من طلبکارم ممکنه بشم من اصلا نمیخواستم این رنگی بشه. درسته رنگ کرد قیمت زیاد شد ولی من نمیخواستم این رنگ بشه چطور ایشون میفرماید که

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

نخیر توجه کنید عرض میشود که { 23:03}بعدش …. علیه همون مالکه میگوید مالک باید عرش رو بده چرا؟ برای اینکه قیمت این زیاد شد به چه حسابی زیاد شد؟ برای اینکه یک کاری شخص غاصب کرد که درست است از نظر حجمی کم شد مثل گندم ولیکن از نظر قیمت بالا رفت حجمیش  23:31} این قیمت که بالاتر رفت باید این اضافه ی قیمت را مالک به شخص غاصب بده میگیم چرا؟ مگر مالک گفته بود که این گندم رو ارد کن بلکه ممکنه بگه من گندم میخواستم ارد نمیخواستم بشه ممکنه مالک طلبکار بشه شما دارید مالک رو بدهکار میکنید این درست نیست. { 23:50}این مال بعدی …. عین نزد غاصب با دنباله ی موندی که نزد غاصب دارد این عین ترقی کرد الاغ بزرگتر شد درخت بزرگتر شد چه بیشتر شد  اینجا میگوید که { 24:17}چرا؟ در ملک کی بیشتر شد؟ در ملک مالک به فعل کی بیشتر شد؟ غاصب یا اینکه در ملک مالک بودنش ثابته یا به فعل غاصب گرون تر شده است یا نه چون چاق تر شده گرون تر شده است یا چه گرون تر شده خب گرون تر که شده بالاخره در ملک مالکه اگر هم گرون تر شده است که در ملک مالکه این گرون تر شدن در ملک مالک به حساب عمل غاصب باشد عملش برای { 24:50}

عملش غصبیه دیگه فکر کنم

عمل غصبیه باید بدهکارم باشه هم ملک غصبیست هم عملش غصبیست بله اگر مالک اجازه میداد تو چنین کاری بکن از غاصب بودن در می اومد بنابراین { 25:05}اگر عین نقصان پیدا کرده است نمیتواند رجوع کند چرا؟ اقا این عینی که نزد غاصبه عیب پیدا کرده پهلوی مالک هم بود عیب پیدا میکرد و این پهلوی غاصب عیب پیدا کرده چرا نمیتواند شخص مالک جبران کند؟ برای این ملکش دست غاصب عیب پیدا کرده { 25:30}قاعده ی کلیست که در ملک مالک اگر زیاد شده است برای مالکه اگر در ملک مالک کم شده است چون نزده غاصبه { 25:54}میاد پائین بنابراین …. روی این حساب میگه نمیگه ما ظلم کنیم …. قبلا هم بحث کردیم اینجا هم یک اشاره ای هست و ایشالا فردا میگیم.

———————–

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین
اللهم صلی علی محمد و آل محمد

{ 26:30}اینو ما قبلا هم بحث کردیم اما چون علامه ی بزرگوار تکرار کردن عنوان رو صفحه ی 28 ام چون علامه در تبصره عنوان رو تکرار فرمودن ما هم تکرار میکنیم مخصوصا چون بحث بسیار بحث مهمیه احیای موات { 26:50این بحثی که قبلا عرض کردیم حالا هم اشارتا عرض میکنیم. اراضی موات یا هر مالی که این مالک خاصی ندارد اونچه که مالیت دارد و ارزش دارد ولیکن مالک خاصی ندارد ایا میشود برای اشخاص مخصوص  ملک گردد یا فقط اولویت حاصل میشه خب بسیاری از فقها 27:54}میفرمایند مثلا زمینی رو، زمینی رو که از اراضی موات است اگر انسان دیوار بکشد بعد صاف کند تغییر کند بعد احیا کند سه مرحله هست  اول محصور کردن حصار که تعیین میشود این زمین { 28:12}بعدا احیا کردن زمین رو اماده ی از برای استفاده منتها احیا مرحله ای داره گاه زمین اماده برای استفاده ی زراعت میشود گاه اماده برای استفاده ی ساختمان میشود فرق میکنه هر احیایی یعنی هر نظری یه جور. بالاخره احیا برای اون مقصودی که شما دارید این زمین رو اماده کردن احیا. سوم تعمیر زمین رو حالا در زراعت بحث کنیم زمین رو شما خط و خطوط معین کردین که حصار کردین و بعد از تهجیر زمین رو جوری اماده کردین اشغال ها و ریگ هاشو و چه و چه اینها رو از بین بردین زمین رو اماده کردین برای زراعت، این شد احیا، تعمیر هست که زراعت کند. در ساختمان هم همینطوریه در ساختمان هم حدودی رو معین کردی که تهجیره بعدا زمین رو جوری صاف کردی که بشود ساخت، احیائه، بعد شروع کردی ساختمان رو ساختی این تعمیره. پس در این مثلث اراضی موات که حالا اراضی رو داریم بحث میکنیم ضلع اول و دوم و سوم مطرطبه است. تهجیر هست که قبل از احیائه، احیا هست که قبل از تهجیره، تعمیر حالت فعلی استفاده است یا استفاده ی زراعتی باغ این حرف ها یا استفاده ی ساختمانی این حرف ها. در هر صورت این ماله زمین. و همچنین راجع به بقیه موات دریاها چشمه ها نهرها جنگل ها معادن و غیره تمام انچه را که مالک خاص ندارد ایا میشود ملک خاص بشود یا نه؟ خب ما دو جور ملک داریم، یک جور فکر من است قلم من است نوشته ی من است کار من است خب ملک من است معلومه دیگه من که بنایی میکنم این بنایی فعل من است یا نه؟ خب بله مال من است یا نه؟ خب بله، پس ملک خاصه ملک شما نمیشه ملک عام نمیشه﴿وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى﴾ من که خود کار میکنم و کاری که ارزش اقتصادی دارد کمااینکه این کار ماله من هست و از من هست ارزش و مزدی هم که دارد مال من هست و از من هست مال دیگران نیست کاری به انفاقات واجبه نداریم در اصل این مال، ماله منه چیزی که من نوشته ام من فکر کرده ام من ساخته ام من انجام داده ام من سلب کردم  من ایجاب کرده ام، سلب، حوز رو خالی کردم، ایجاب، حوز رو اب انداختم تمام این کار ها کاره منه پس مزدش هم ماله منه این که بحث نداریم ما، ما بحث مون دومیه. بعضی موقع هست که ملک من نیست این زمین این دریا این ماهی ها این جنگل ها اینها ملک من نیست ﴿هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُم ما فِي الأَرضِ جَميعًا﴾ ما فِي الأَرضِ جَميعًا، لَكُم جَميعًا  یعنی با هر دو میخوره ﴿هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُم ما فِي الأَرضِ جَميعًا﴾ جَميعًا هم به لَكُم میخورد که خَلَقَ لَكُم جَميعًا  هم به ما فِي الأَرضِ میخورد ما فِي الأَرضِ جَميعًا ، زمین و زمینی ها انچه روی زمین هست انچه بر زمین است انچه زیر زمین هست در هر سه بعد { 31:59}روی زمین و زیرزمین، زمین با انچه روی ان است و در ان است این مشمول ما فِي الأَرضِ میشه برای همین ملک هم خداوند که زمین را ملک همه کرد کی میتونه { 32:18} بیاره خداوند این کارو کرده برای این کار زمین رو خلق کرده و لذا خلق کرده است لَكُم جَميعًا باشد لأَرضِ جَميعًا از این لَكُم جَميعًا  و از این لأَرضِ جَميعًا  کی قدرت دارد که بیارد بیرون؟ ایا حکم خدا این کارو میکنه؟ حکم خدا که اینه ایا قلدری بنده ها میتونن؟ خب غلطه به هیچ من وجوح نمیشود این الأَرضِ را که مال جمیع هست و ما فِي الأَرضِ جَميعًا که مال جمیع هستف جمیعه در جمیع هست رو ملک خاصش کرد این اولیش. ثانیا مگر غیر از این است که ضوابطی در قران شریف نتیجه را در انحصار سعی دانسته ﴿وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى﴾ بنده که روی این زمین تهجیر کردم احیا کردم تعمیر کردم ایا زمین فعل من هست؟ نه ابی که در زمین هست کار من هست؟ نه، گندم کاشتن کار من هست  ساختمون ساختن کار من هست اونی که کار من هست مربوط به من هستش اما خود اصلش که نمیتونه ملک من بشه بنده اگر اومدم در خانه ای که مال شماست این مثال دیگه از این دیواراش گچ میخوام من دیواراش رو گچ مالیدم در گذاشتم ایا این خانه ماله من میشه؟ نه دیگه شما به من گفتی بیا این کارها رو بکن خب مزدتون رو در قبال این گچ کاری سنگ کاری اینها میگیرید ولی اون خانه که دیگه مال شما نمیشه در اینجا هم این زمین انچه بر زمین است و در زمین است این بر اثر نثر قران شریف مال همه هست، این مال همه رو نمیشه مال خاصش کرد و نمیشه از مال34:22}بیرون اورد چون سه بعده دیگه، یک این زمینی که مال همه هست اصلا از کل مال این زمین بیرون اورد این زمین که مال همه هست مال بعضی بشه، نمیشه، این زمین که مال همه هست مال همه هست، خب بله هست.

یعنی خدا این زمین رو خلق کرده و هر کسی به نصیب خودش

خب شما داری این رو میگی قران که این رو نمیگه قران میگه ﴿ هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُم ما فِي الأَرضِ جَميعًا﴾ و اگر در اونجا هم گیری گوری در کار باشد  35:07}چیکار میکنه؟ وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى﴾ … میکنه دیگه خب من مثالی که زدم برای ترغیب این مطلب بود. بنده رفتم یک زمینی رو در جایی که درست کردم مصرف کردم زراعت کردم اما مالک کی هستم؟ مالک کار خودم هستم گندم خودم صاف کردن خودم من 1 میلیون خرج کردم زحمت من پول من کار من کارگر من الان این زمین رو ما دو بخش میکنیم یک بخش انچه سعی من است یک بخش خَلَقَ لَكُم ما فِي الأَرضِ جَميعًا خب اگه خواسته باشم بفروشم چطور میشه میتونم هر دو رو بفروشم من کار خودم رو میتونم بدم و مزد بگیرم کار خودم عمله ای که کردم بیلی که زدم من مزد این را میتونم بگیرم ولی پول زمین را که نه مگه زمین مال شما بود نه زمین مال اون اقاست خصوصا و نه زمین مال من است خصوصا پس به چه حساب ما بیایم این حرف رو بزنیم که اگر کسی احیا کند زمین را اون زمین ملک اون میشود به روایت میرسیم البته 36:20}

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

بله 36:35}در خود … اگر هم بود قبول نمیکردیم چرا؟ برای اینکه نسوسی در احادیثی که اگر کسی این زمین رو احیا کرد این ملک او میشود مانند کار خودش این معارض با ایه است معارض با دو بخش از قرانه یکی ﴿ هُوَ الَّذي خَلَقَ لَكُم ما فِي الأَرضِ جَميعًا﴾ که نمیتونه در بیاره کسی از ملک جمیع و دوم ﴿وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى﴾   لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى خوب اونی که من سعی کردم مال من حالا بخوام نگه میدارم یا میخواهم همان سعی خودم را میفروشم اما زمین رو که من زمینش نکردم من زمین رو خلق نکردم من اب درست نکردم من معدن رو درست نکردم، اینهایی که من درست نکردم خدا درست کرده خدا برای همه ی بنده ها درست کرده هر کدام از بنده ها به مقدار حاجت شون رفتن و کارکردن و مقداری از زمین رو تصرف کردند اولویت داره مادامی که روی این زمین داره کار میکنه و استفاده میکنه اولویت داره اما در دو بعد، یک، الان که من زمین رو احیا کردم میخواهم بفروشم هم احیا خودم را هم زمین را 38:05}غلطه …. دو، من این زمین رو تهجیر کردم و چه کردم گذاشتم بعدا بفروشم 38:15}از الان هم اولویت نداری. اولویت در صورتی نسبت به زمین داری که شما این زمین رو نیاز داری تهجیر کردی احیا کردی تعمیر کردی استفاده کنی یا شما یا به کسی اجاره بدی اما هیچکدوم نیست شما فقط این زمین رو چشم اندازی گرفتی و مرتبش کردی گذاشتی برای اینکه بعدا بفروشی مال کیو بفروشی؟

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

38:45}من بر این زمین اولویت دارم یا نه؟ اولویت دارم یا خودم بیل بزنم یا اقا رو بیارم بیل بزنه روی 1000 تومن بگیره ولی من کار کردم روی این زمین به حساب کرد کردن والا اگر من روی زمین کار نکردم چرا اقا عمله ی من باشه من عمله ی اون باشم هیچکدوم برای اینکه زمین ماله همه هست.

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

﴿وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى﴾  *لِ* چیه؟

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

میفهمم کلا ولی شخصا چطور 39:19}این تایید میکنه ما رو؟ یکی از … زمین، زمینی که شما دورش خط کشیدی هیچکارم نکردی … ببینید نسوس ایاتی که از جمله عرض کردم﴿وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى﴾  *لِ* به انسان هست *لِ* ملکیت، *لِ* اولویت، اگر در زمینی من سعی ای نکردم در هیچ بعدی از ابعاد سه گانه نه تهجیر هست نه تعمیر هست نه احیا هست *لِ* اولویت هم نیست تا چه برسد *لِ* ملکیت داشته باشه اما اگر چنانچه من روی زمین کاری کردم اینجا *لِ* ملکیت برای کار من است و *لِ* اولویت برای زمین دو تا *لِ* 40:05}یک َما سَعَى که در بعد اول است و ماده اوناست که کار من است بذر من است زحمت من است این *لِ* ملک من است. دوم ایا من روی این زمین استفاده کنم اگه خانه است بشینم زراعت انجام بدم؟ بله این *لِ* دوم اولویته روایت *لِ* دوم رو میگیره ﴿من احیی میتته﴾ ﴿من احیی ارضا میتة﴾ ﴿من احیی ارضا میتة فهی له﴾ چون متون مختلف داریم *لَه* در چی؟ در اونی که احیا کرده است *لَه* ملکیته تخم مال خودشه درخت مال خودشه ساختمون مال خودشه. در اونی که زمین و زمینه احیا هست *لَه* به عنوان اولویت کل روایت که میگوید *لَه* اولویت در بعد دوم رو میگه ملکیت به معنای اول رو نمیتونه بگه چرا؟ برای اینکه زمینی که شما هر کاری کردی تلاش کردی ولی ملک 41:11}مال شما نیست چون سعی شما نیست، اون چه سعی شماست کلش مال شماست و 41:20}که زمینیست که زمینه سعی شماست و …. و نمیشه اینطور که شما روی این زمین کار کنی و بعد دیگه حق داره بیاد اینجا خب این نشد دیگه این تناضع و لذا  41:35}این اولویت رو در بعد اول نمیاره در بعد اول که کسی شریک با ما نیست این ملکه منه در بعد دوم است که این زمین که ظرف است و زمینه است برای بهره برداری مادامی که من نیاز دارم و به اندازه ی خودم هست و روش کار میکنم و یا دیگران به اذن من و اجاره ی من کار میکنند:  *فهی له* این از نظر کتاب، از نظر سنت *لَه* کی گفته یعنی ملکیت؟ *لَه* به معنای ملکیته *لَه* *برای*، *برای*شما بودن وقتی شما یک ملکی رو اجاره میدین *برای* شما نیست این خانه؟ منتها *برای* نصفه کاره است *برای* تمام کاره نیست. یک مرتبه این خانه *برای* شماست هم ملکش هم استفاده اش دوبله هست یک مرتبه این *برای* دارای سه بعده،*لَه* این خانه که  42:42}این سه بعده، یک، این خانه هم ملک شماست هم استفاده اش مال شماست این *لَه* کامل عیاره، گاه جدا میشه، گاه ملکش مال شماست اجاره دارین میدین توش ولی  *لَه* ملکه *لَه*  استفاده نیست گاه استفاده اش مال شماست ملکش مال شما نیست پس ما سه تا *لَه* داریم *لَه* در اقتصادی که ملک شما باشه نیستش حتی در ملک شما، حتی در ملک شما اگر شما این خانه رو اجاره دادید شما به کسی 1 ساله و اجارت درسته حق نداره توی این خانه بیاد اصلا چون منافع این خانه در این 1 سال برای اون شخصه. پس روایت داریم که 43:25}بگید *لَه* چند احتمال داره نمیشه گفت یکیه فقط *لَه* چند احتمال داره بعضی از احتمالات رو نثر قران میکشه این احتمال داره که این زمین رو که من احیا کردم تعمیر کردم خود من رقبه ی زمین ملک منه نخیر﴿وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى﴾  این زمین سعی من نیست بلکه زمین رو اباد کردن ماله من ابادیش مال منه گندمش ماله من ساختمونش ماله من پس زمین هیچگاه مملوک کسی نخواهد شد و حتی اگر به جای *لَه* 44:10}….. اگر داشتیم که نداریم ….. اگر داشتیم قبول نمیکردیم یک معنا میکردیم …. معنا میکردیم …. معنا نمیکردیم حتی بالاتر مرحله ی سوم …. قبول نمیکردیم تو اونجائی که میشود توجیه کرد خب توجیه میکنیم تا اونجایی که نشود توجیه کرد خب بر خلاف نثر قران است که ﴿وَأَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى﴾   …. مالک 44:48}نخواهد شد پس عِدله 44:50}قطعیه این مطلب رو ثابت میکنه. بعد تائیداتی نمیخواد تایید ولی تائیداتی سوال، اگر بنده یک ماشینی دارم مدتیست سوار نشدم این جریمه میشه؟ احتیاجی هم ندارم یا الاغی دارم اسبی دارم سوار میشدم حالا مدتی سوار نشدم توی خونه هست و دارم بهش غذا میدم ایا میشود کسی که نخیر بنده میتونم بردارم برم؟ نه چرا؟

فرق داره اینها

چون فرق داره دارم عرض میکنم حالا این ثابت میکند که این الاغ این اسب این 45:30}ولی زمین اینطور نیست به دلیلی که خودشون هم قبول دارند. اقایونی که میفرمایند که 45:37}خودشون هم میفرمایند همشون بلااستثنا که اگر این از …. میشد از حال احیا …. هر کس بخواهد برود … میتواند …. اگه مال منه که … خارج شد این تائید عرض میکنم هاااا اگر این … مال من بود چطور مادامی که من استفاده کنم ماله منه