جلسه پانصد و ششم درس خارج فقه

عقود (قرض)

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین
اللهم صلی علی محمد و آل محمد

{ 00:12} صفحه ی 26 ام{ 00:20} علامه بزرگوار استدلال به دلیل عقل فرمودند { 00:55} ما عرض میکنیم و شرعا مگر غصب تعددی به غیر نیست؟ اعتداء و ظلم در هر ناموسی از نوامیس 5 گانه انسان نه تنها محرم هست بلکه کمک کردن به نوامیس در بعد ضرورت واجب است و در بعد رجحان راجح هست. بنابراین قاعده ی فقهات مومنه این است که اولا استدلال به ایات قران شود در بحث مورد نظر بعدا عقل هم چنین میپسندد و هیچگاه عقل و دلیل عقلی تخلف با موادی اصلی و یا طرحی قطعی شرعی ندارد. ایه ای رو که ما عنوان کردیم در بسیاری از جاها مورد استفاده است وقتی که شخص سفیه که سَفَحِ اقتصادی باشد و چه سفح شرعی باشد که سفاحت اقتصادی یا عن قصورا باشد یا عن تقصیرا و سفاحت شرعی که همیشه عن تقصیرا هست حتی در مال خودش حق ندارد تصرف کند اونوقت درباره ی دیگری میتواند؟ مومنین لازم است که اموالی که در دست سفیه هست بگیرند و طبق مصلحت او بر مبنای حاجت عادی و بر مبنای { 02:45}برای او مصرف کنند. من یک جمله ای دیروز بعضی از برادران از روزنامه کندن به من دادن اینجا مصرف داره مثلا اون دختر و پسر کویتی که در افریقا فقط شب جشن شون هشتاد میلیون دلار خرج کردند این سفیه هست؟ کسی که اصراف میکند تبذیر میکند ولووو اصرافه در { 03:20}حلال ولووو تبذیر در مال حلال این حق ندارد در مال خودش تصرف کند تا چه برسد به کسی که از هر جایی که شده بدست بیاره یا فرض کن حلال و این مال رو یک شبه هشتاد میلیون دلار هشتاد میلیون رو ضربدر 165 تومنو 3 هزار از میلیارد بالاتر میره رو یک شبه خرج کنی و نوشته بود همینطور پول و سکه و طلا میریختند و راه بند اومده بود. اصولا در نظام اقتصادی اسلام قدرت های دیگر به جای خود ما در مال داریم بحث میکنیم بحث اقتصادی اگر کسی تصرفات اقتصادی اش در میدان شرع نیست چه قاصر باشد و چه مقصر باشد هرگز نباید مال گسی باشه این سفیه، سفیه اقتصادی قاصر این ادم اوله که نمیتواند در مال خودش تصرف کند و نمیتواند درست تصرف کند این غاصبه این گناه کار این پله اول. پله دوم سفیه اقتصادی مقصر ادمی که میتواند درست مال به دست اورد و مال مصرف کند اما توان خود را به کار نمی اندازد سفیه اقتصادی مقصره این پله دوم. پله سوم کسی که میتواند هم خوب بدست بیاورد و هم میتواند خوب مصرف کند مو از ماست میکشد صنار سرش کلاه نمیره اما در حرام مصرف میکند این سفیه اقتصادی مقصر شرعیست. در هر سه بعد سفاحت در این مثلث سفاحت که اخرش بدتر از دومی و دومی بدتر از اولیست و هر سه در اینکه انحراف اقتصادیست بده در مال خودش نمیتونه تصرف کنه مالی که مال خودشه رو خرج کنه تا چه برسد به مال دیگری این تصرف کند و به طور کلی ایات حرمت ظلم ایات حرمت اعتداء و ایاتی از این قبیل این مطلب را  { 05:44}میکند که انسان قصد کنه مال کسی رو، بله در بعضی از موارد میشه مثلا یک کسیت که مالش دستشه و در یک محیطی است که ممکنه ازش بگیرن ببرن سفتم چسبیده ول نمیکنه من میدوم ازش بگیرم من میتونم ازش بگیرم و حفظ کنم اینجا غصب واجبه { 06:05}غصب در اصل حرام اما اینکه من ببینم و بدانم که مال کسی نزدش هست و هدر میره این حرام تره پس ما در حرام بحث نمیکنیم ما در قاعده ی کلی و ضابطه ی اصلی داریم بحث میکنیم غصب حرام و پیامدهایی دارد که اینجا بحث میکنیم. حرف اول ایشون { 06:28}ما عرض کردیم و شرعا …… عبای کسی رو بگیرم دستم پول کسی باغ کسیت برم تصرف کنم یا درشو ببندم خودم بتونم برم این استیلاها فرق میکنه فقط صرفا صرف کند که من  { 06:55}شدم بر مال کسی بدون اجازه ی او مقابله ی تهاتری هم نداره اخه بعضی وقت ها استیلا پیدا میکنه تهاتره چون ما سه نوع استیلا داریم دیگه. یک مرتبه هست بنده {07:05}استیلا پیدا میکنم بر مال شما بدون هیچ مجوزی غصبه { 07:15}گاهی اوقات نخیر استیلا میکنم بر مال شما برای حفظش چون نمیتونی حفظش کنی این واجبه. گاهی اوقات نه از مال من یه کسی 1000 تومن خورده و حاضر نیست منم به عنوان تهاتر استیلا پیدا میکنم در مقداری از مال او که 1000 تومن می ارزه و داره و نمیخواد بده هااااا اگه نداره که هیجی { 07:38}دارد و نمیخواهد بدهد بنده بدون اطلاع او یا با اطلاع او یک جوری مقداری که من طلب دارم و حق شرعی منه به طور تهاتر از او بگیرم این مطلبی نیست. پس در بعد اول بحث میکنیم در بعد اول استیلای بر مال کسی نه تهاترا که واجب است حداقل رجحان دارد و نه به عنوان اولویت نخیر نه تهاتری نه اولویتی من استیلا در { 08:10}و از جمله جاهایی که استیلا واجب است مورد سُفحاست بر مال سفیه داد میزنه جیغ میزنه لگد میزنه فحش میده ولی شمای مومن باید در بعد اول یا دوم یا سوم سفاحت اقتصادی بر مال او استیلا پیدا کنید نه دست او باشه دست اون باشه خراب میکنه بر مال استیلا پیدا کنی در کنترول و دست خودتون باشد ورزقوهم مقداری که حق اوست بهش بدید اینجا هم استیلای ولی استیلای غصب نیست برای حفظ ماله پس یا استیلا برای حفظ ماله میترسی ببرن یا نه این قصور داره یا تفریط  داره یا هرچی داره پس ما در اون استیلای { 08:54}استیلایی که هیچ مجوزی ندارد هیچ موجبی ندارد دورانی مهمی بین امر و مهم نیست در اینجا اگر استیلا به مال غیر کنید صرف استیلا حرامه نگه داشتنش حرامه برگردوندنش واجبه و هر جوری که امکان دارد باید این مال رو به صاحبش برگردونی. علامه می فرماید که { 09:15}ما اینجا عرض داریم. اگر یک خانه ای دارای 6 اتاق هست اگر کسی بیاد این خانه رو غصب کند همه ی اتاقش رو این خب ضامنه معلوم، ایشون میگن نخیر باید استقلال بشه یعنی چی؟ اگر بگه این خانه رو مقداریش رو غصب کند و مقداریش رو نه در اون مقداری که غصب کرده است خب سِیطَره است سیطره رو برده کنار در اون مقداری که غصب کرده خودش نشسته در این مقدار دیگر از همین 1 متر دست صاحب خانه است یا دست کسی که به اون اجاره داده ایشون میفرماید در این ضامن نیست خب چرا؟ چرا ضامن نیست علامه بزرگوار شما کی این حرف رو فرمودی چرا این حرفو فرمودی این حرف چیه اصلا اگر شخص غاصب خودش مستقلا غاصب مال شماست ضامن است؟ اما اگر مستقلا غاصب نیست در بخشی غاصب است و در بخشی غاصب نیست در اون بخشی که غاصب هم هست ضامن نیست! این حرفو از کجا اوردی شما؟ فکر کنین اگر کسی جواب داره بگه { 10:30}استقلال که تصرف عادیست تصرف …. و هر جور بهره بردای مثلا این سِباح معنیش چیه؟ گاه 3 تا از اتاق های 6 گانه ی خانه رو  تصرف میکنه و میشینه این استقلاله { 10:50}یعنی استفاده کردن گاه نه در 3 تا اتاق رو میبنده که صاحب خونه نمیتونه بره یک کاری میکنه که صاحب خونه در این چندتا اتاق نمیتونه بره در بقیه اتاق ها میتونه بره رفت و امد داره سکونت داره یا اجاره میده ولی در این چندتا اتاق نمیتواند و من 11:07}شخصی که غصب کرده جوری کرده که صاحب خانه از این چندتا اتاق که در تحت سیطره غاصب است نتونه تصرف کنه و خالی هم هست سباح اینه، استقلال استقلالی میکنه یا خودش میشینه یا اجاره میده یا نه خودش نشسته نه اجاره داده همینطوری انداخته، همینطوری که انداخته این غاصبه. خب متن بعدی ولو سکن مع المالک قهرا ضمن النصف  چه فرقی کرد؟ مگه شما نگفتید که { 11:43}بعد گفتید … پس چرا اینجا نقیضش رو میفرمائید؟ معروف است که علامه بزرگوار فتواشون خیلی فرق میکنه ولی این اینجوری که نه، اخه اینجوری خیلی فرق کرده شما اون بالا میگید که اگر مستقلا غصب کند ضامنه بعد میگه که اگر در خانه ای به زور نشست و مالک هم نشسته شما هم نشستی اینجا { 12:07}ما دو اشکال اینجا داریم. یک اشکال اینه که چرا بالا یه جور دیگه فرمودین، فرمودین شرط ضامن بودن استقلاله. دوم چرا میگید وقتی در خانه نشست قهرا مالک هم نشست چرا ضامن نصفه شاید شخص غاصب { 12:24}خانه نشسته ….. چرا نصفه رو من نمیفهمم چرا اخه، اگر بزرگ بزرگان مانع فهم انسان نباشند که واویلاست ولو سکن مع المالک قهرا ضمن النصف  میگیم نخیر { 12:40}مطلب دیگر و غصب الحامل غصب للحمل شتر حامله یا یک گاوی حامله هست اگر غصبش کرده این هر بلایی سرش بیاد یا سر حمل بیاد این ضامنه چرا؟ چون قصد حامل قصد محموله بوده فرض کنین وقتی این خانه رو غصب کرده فرشی که در خانه هست هم همینطوره حالا حامل و محمول هم همینطوره و غصب الحامل غصب للحمل اینجا دو مطلب داریم. یک مالکیست که اسبش در رفته من میخوام اسب این مسلمان رو بگیرم که در رفته از بین نره مالک میگه نه نه نه داد میزنه در اینجا من اگر اسبش رو گرفتم این امانت شرعی دیگه اقایون مالکی نیست چون مالک که داره داد و فریاد میکنه ولیکن شرعا لازم است که من این حیوان در رفته ی اون رو بگیرم که از بین نره پس من امینم حالا که امینم چرا ضامن باشم؟ من ضامن نیستم این مطلب اول درسته که  14:02}اخرش این درسته من القعود على بساطه …  اقا مالک گفته روی این فرش من نشین برای حفظ  هم نیست ها چون صحبت حفظ همون { 14:20}که فرار کرده من برخلاف داد و فریادش میگیرم برای حفظش ولیکن اگر چنانچه بگوید که من حاضر نیستم روی این فرض من بشینی

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

این یک جورشه اونم عرض میکنم. پس دو جور عبارت رو میشه خوند جور اول من عرض کردم جور دومش هم عرض خواهم کرد یک موقع  14:55}یکی … ما دوجور میخونیم هر دو رو هم … حالا … حرف اولی که عرض کردم این اعتقاد رو داریم …. کی رو؟ غاصبَ مالک به شخص غاصب، غاصب رفته دابه رو داره میگیره این یکی میگه نه نگیر اگر مالک منع کرد و او رفت و دابه رو گرفت این میگه که لم یضمن خب اگه این امین است که لم یضمن درسته اگر غاصب است چی؟ اگر شخصیست که میخواد اسب شما رو بگیره اسبم داره در میره شما میگی این اسب در رفته رو نگیر شما رفتی گرفتی و این شخص هم غاصبه میخواد اسب رو بگیره و سوار شه چرا لم یضمن این اشکال، اینم یک اشکال حالا برعکس میگیم 15:52}اگر چنانچه اسبیست ماله شخصی غاصب این اسبم در رفته مالک داره دنبال این اسب میدود اونوقت این جلوی مالک رو گرفت که نزاره اسب رو بگیره اگر جلوی مالک رو گرفت که نزاره جلوی اسب رو بگیره و اسب در اثر این فرار کرد و رفت و از بین رفت  لم یضمن اقا چرا لم یضمن اقا دنبال مالم میرفتم شما جلوگیری کردی با جلوگیری شما مال من از بین رفت چرا لم یضمن این یکی. دوم { 16:30 مالک میخواد روی فرشش بشینه این مالی رو که میخواد روی فرشش بشینه کسی جلوگیری کرد که روی فرش ننشینه چون روی فرش ننشست کسی اومد فرش رو دزدید و رفت باز لم یضمن  خب چرا؟ برای اینکه من مالک روی فرشم مینشستم که نمیشد بدزدن و ببرن بنده روی فرشم نزاشتی بشینم اومدن دزدیدن و بردن پس در هر بعدی از ابعاد چه { 16:55 چه … بگیم در هر بعدی از ابعاد اینجا اشکالاتی واراده.

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

از بین رفت ببیند. مال چرا از بین رفت؟ فرض کنید این مالک میخواد بشینه روی فرشش مثل منا عرافات اینها که اگه کسی ننشینه میبرن خب عرض شود که این روی فرشش بنشینه نمیان طرف رو پرت کنن اونور فرش رو ببرن که ننشینه خب میبرن در چنین زمینه ای به علامه ی بزرگوار میگیم که اگر غاصب امد گفت مالک روی فرشت ننشین چون من میخوام ببرم و این روی فرشش ننشست حالا که روی فرش ننشست به جای اینکه غاصب ببره دزد اومد برد خب اگه غاصب خودش ببره ضامنه چرا دزد ببره ضامن نیست؟ چرا { 17:54 چه دلیلی داره اگر مالک گفت روی فرشت ننشین پرتش کرد اونور ننشین جلوگیری کرد که غاصب ببره خب ضامنه اگر غاصب دستش نرسید ببره بر اثر منع مالک که روی فرش چیز بنشینه دزد اومد برد اتیش گرفت یا هر چی در اثر چه؟ در اثر اینکه نزاشت روی فرش خودش بنشینه اگر روی فرشش مینشست این متوجه بود که فرش رو نبرن. متن بعدی { 18:25دزد اندر دزد غاصب در غاصب که شخصی فرش کسی رو قرض کرده بعد دیگری هم از غاصب قرض کرده اینجا میفرمایند که 18:39 میگیم چرا ….؟ …. یا با همه؟ ما با هم رو قبول نداریم ما تهتری قبول داریم چرا؟ برای اینکه این کسی که فرش را اول دزدید از شما یا غصب کرد از شما ضامن هست یا نه؟ خب بله ضامن اصلی مال کیه خب مال اونه دیگه بعد دیگری امد فرش رو از غاصب غصب کرد، غصب کرد نه از غاصب گرفت به عنوان امانت از غاصب غصب کرد، دومی هم ضامنه ولی این دو ضمان چطوره دو ضمان با همه؟ نه تهتریه چون ضامن غاصب اول است و ضامن دومه بنابراین اول باید به غاصب اول مراجعه کنه بعدا به غاصب دوم که اگر این مال در دست غاصب دوم از بین رفت که طبعا چون غاصب است متعدیست و مفرطه بنابراین رجوع به طور تاخیر { 19:30 نیست بلکه غاصب اول محور غصب است و غاصب دوم در حاشیه غصب است. متن دیگر  19:45 اینجا حرف داریم همش حرف داریم. اگر یک عبدی رو غصب کرد عبد ماله چون عبد ماله این رو غصب کرده و گفتن بخواب، بخواب اگه عبد چیزیش شد از بین رفت این ضامنه خب ااما گر حری رو غصب کرد چرا ضامن نیست؟ ایشون میفرمایند { 20:10}اگر عبد باشه صغیر باشد کبیر باشد ضامنه چون ماله اما حر صغیر باشد یا کبیر باشد ضامن نیست چرا ضامن نیست؟ اگر بچه ادم رو دزیدن بردن غصب کردن بردن و این بچه از بین رفت ضامن نیستش؟ خب حر که گران بها تر هست از عبد شما چرا به مال چسبیدی این اولا. ثانیا مطلبی که اینجا باید مورد بحث باشه اینه که فرض کنین یک بنایی روزی هزارو چند صد تومن میگیره این بنا رو گرفتن بیخودی در یک خانه ای نگه داشتنش غاصب، غاصب این شخص حر، این شخص حر را در خانه نگه داشت و نمیزاره بره سرکارش اینجا اقایون فتوا میدن که نه اینجا ضامن چیزی نیست حالا خودش رو نمیگیم هاااا ضامن اون زحماتیست ببینید یکبار ضمان خود که اگه خودی از بین رفت اون یک باب دیگه هست اما این ادمی که اگه گرفتن با این که فرض کنین سالم هست و چند روز میتونه کار کنه نگه داشتنش که 10 هزارتومن به این ادم ضرر خورد ضامنه 10 هزارتومن نیستن ضامن 1 تومن هم نیستن چرا اقا؟ سوال این است که اگر کسی پول کسی را غصب کرد 1 سال هم نگه داشت بعد بهش داد ایا ضامن منافع محتمله در بعد تجارت این پول هست یا نه؟ خب نه { 21:45}چون این پول به کار نیفتاد. نمیخوام قیاس کنم بنابراین این شخص معمار رو که شما نگه داشتی خب کار نکرده وقتی کار نکرده مزد چی بدی این که کار نکرده شمائی که غصب کردی این ادم رو کار نکرده حالا

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

باشه، اون مال هم اگه یقین داشتیم سود داشته سود چیه؟ فرض کنین یک تاجری داره با ما کار میکنه 100 درصد همیشه منفعت داره یقینم داری بازم منفعت داره اینجا؟

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

نه نه ما یقین داریم. فرض کنین اقا بانکه بانک که دیگه ضرر نمیکنه در اینجا ممکنه منفعت بگیریم؟ نه اینجا هم همینطوره پولی که به کار نیفتاده من بیام منفعت بگیرم چه انسانی به کار نیفتاده میگیم بله حرف ها دارد بنده یک مطلب دیگه عرض کنم. ببینید یک مرتبه میگیم این ادم معمار که روزی 1000 تومن درامد داره شما که این ادمو حبسش کردی همان روی 1000 تومن را که کار نکرده باید بدی ما که این رو نمیگیم که. یا هیچی ندید که شما میگید نه اینم نمیگیم. ما میگیم بین نا بین ایا این ادم وقتش ارزش دارد یا نه؟ این وقت که ارزش دارد یا به کار می اندازد روزی 1000 تومن یا به کار نمی اندازد مجانیه مفتِ مفته، این ادم که وقتش ارزش دارد ارزش این وقت رو کی از بین برد؟ ارزش این وقت رو کسی که اون رو غصب کرد از بین برد بنابراین بین نا بینه نه حرف اول است و نه حرف دوم. نه این است که مزد کارکرد کارنکرده اون رو تماما باید بدی خب کار نکرده یک مرتبه این هست که مجانیه مجانی ایا این تعدی به انسانی نیست بفرمائید { 23:50}ایا این تعدی به یک انسانی نیست؟ تعدی کرده است که این انسانی که حال دارد و میتواند این کارو انجام بده تعدی کردی منتها اینجا بین بین نه کل 1000 تومن هست و نه هیچه بین بینه چرا بین بینه؟ برای اینکه این ادم اگر کار کند این کاری رو که انجام داده است با فعالیت و زحمت و وقت مصرف کردن جمعا روزی 1000 تومن داره اما اگر نزاشتی فعالیت کنه و نشد کار کنه اما این استعداد و قابلیت درونش هست ولوووو جلوی فعالیتش رو گرفتی در اینجا حساب کنید این مقداری که اگر این ادم خودش به اختیار خودش کار نمیکرد خب اینکه میتونست تنبلی نکرد و کار نکرد ایا بهش ضرری خورده است یا نه؟ بله ضرر خورده مثل میوه هایی که به درخت بزارید بپوسه میوه هایی که به درخت گذاشتید و پوسید ایا در اینجا کسی غصب کرده که این میوه ها پوسیده باید جبران کند یا نه؟ طبعا باید جبران کنه پس مطلب بین نا بینه نسبت به شخص { 25:00}

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

این ایه رو از کجاست از کجا نقل کردی ماله چیه

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

یعنی بدتر باید عمل کنیم؟ یا اعتدای به مثل کنیم اگر مراد از { 25:24}احوال بیشتر از زیانی که اون زد باید بزنیم قبول …. به اندازه است؟ به اندازه هست درسته چرا؟ برای اینکه این غاصب اینارو نگه داشته کار نکرده خب این چون کار نکرده پول کارنکردن رو هم بده یعنی غاصب پولی کاری که اقا نکرده رو بده رفته اونجا خوابیده قشنگ

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

نمیگم تقصیر داره حساب میکنیم دیگه میگیم دو بخش است. یک بخش استعداد فعالیت قابلیت هست یک بخش زمینه فعل و انجامه این بخش دوم ازش گرفت بخش اول رو که ازش نگرفته. خب این ادم کار نکرد این ادم اگه خودش تو خونه میخوابید و استراحت میکرد بهتر نبود مثلا؟ اگر بنایی نره افتاب نخوره برف نخوره وضعش بهتره دیگه یک پولی همینطوری میگیره بنابراین بین بین این جریان یک بخشی مربوط به خود این عامل است گرچه ازاد بود میرفت دنبال کار و یک بخش هم مربوطه به غاصبه اون أشق الاحوال اگر بیشتر اعتدای به مثل است اصلا قابل قبول نیست. عرض شود که مطلب دیگر ایشون فرمودند که { 26:34}نه خودش بلکه وقتش ….. این رو بحث کردیم ما هم میگیم هم خودش مورد ضمانه اگر در اثر ماندن توی خونه زدن زخمیش کردن  …. چون غاصبه و هم …. ما این دومی رو قبول نداریم که عرض کردم …. بله اجرت راست حسینی صد درصد رو ضامن نیست ولی یک بخشی از اون رو ضامنه ما میگیم { 27:14}حالا غاصب این معمار رو برد گفت برای من کار کن به زور کمااینکه رضاخان هم این کار رو میکرد رضاخان یک عده بیگاری داشت من یادمه در 50 سال بیشتر ما بهشهر رفته بودیم الان یک اسمه دیگه ای داره اونجا یک عده ای میرفتن توی یک جنگل توی جنگل انار میرن کار میکنن و مریض میشن و میمیرن بعد یک بار من سوال کردم از کسی که مهمانش بودم گفتم اینا چین گفتش که اینها بیگاریه رضاخانن یعنی چی؟ یعنی عده ای رو از گرسنه ها و فقرا اوردن اینها مجبورن عین خر بار بکشن خاک بکشن سنگ بکشن و هیچی هم نمیدن بخورن تا بمیرن و گفتم چرا جلوشونو میگیرن که نرن توی جنگل انارکال بخورن برای اینکه برن بخورن می میرن اگه دیرتر بمیرن این بیگاری. خب اینکه غصب کرده رضاخان اینها رو خودشون که راضی نبودن باید اجرت عمل رو به اینها بده اجرت عمل که نمیده هیچی بلکه جلوگیری میکنه از اینها که انار کال جنگلی نخورن و نمیرن و در اینجا عرض میشود که { 28:40}اجرت قراردادی؟ نه قرارداد نداریم که یک مرتبه قرارداد میکنه اگر قرارداد عاقلانه ی درست بکند طبق قرارداد اجرت رو باید بده اما اگه قرارداد عاقلانه نکند یا قرارداد ظالمانه بکند در اینجا اجره المثله مماسلتا خب { 29:00}این قید …. این که اگر یک غلامی که دیوانه هست این رو زنجیرش کردن حبسش کردن و نگه داشتن این در نره اگر هم در هم وا کرد این عبد مجنون در رفت خب ضامنه چون این عبد مجنون ماله { 29:28}ما میگیم که چرا شما میگین عبد مجنون؟ …. ادمی که دیوانه است ولوو عبد نیست مذکر است مونث نیست عبد نیست این ادم دیوانه رو گرفتین جلوشو نره خودشه بکشه اگر در رو باز کردیم و این قید رو از بین بردیم و اون رفت و خودش کاریش شد یا کاری انجام داد چرا ضامن نباشیم؟ چرا شما قید میکنی عبد مجنون { 30:00}درب خونه ی مردم رو باز کردن …. در خونه ی مردم رو باز کردن و یک سارقی اومد چیزی ز اونجا دزدید میفرمایند فقط سارق ضامنه خب چرا؟ خب ایشون شریط دزدای مگر سارق کسی هست که فقط میدزده؟ کسی که نردبون میزاره در رو باز میکنه چراغ روشن میکنه یا خاموش میکنه اینها همه کمکه ایا اون کسی که در رو باز کرده راه رو برای دزدی باز نکرده است؟ خب چرا اگه راه رو باز نکرده بود که دزدی اتفاق نمی افتاد کسی که راه رو برای کسی باز کرده چطوری ضامن نیست؟ هر دو ضامننند اگه دستش به سارق رسید همه رو از میگیره اینو قبول داره اگه دستش به سارق رسید نمیشه بگیم بخشیش رو سارق بدهد بخشی او چون سارق همه رو دزدیده اما اگر دستش به سارق نرسید نره سراغ اون کسی که در رو باز کرده؟ بله اگر سارق جنس 10 هزارتومنی رو دزدید و رفت از سارق یا خود جنس رو یا 10 هزارتومن رو بگیره قبوله ولیکن اگر جنانچه سارق این جنس رو دزدید و در رفت و دست به اون پیدا نکردین هر 10 هزارتومن رو از کسی که در رو باز کرده میگیریم؟ نه خب بخش میشه مثل اون مسئله ی قبلی دیگه از اون هم یک مقداری باید بگیریم چرا؟ چون شریک هست با سارق اگر دست به این نرسیده باید از کسی که در رو باز کرده ما تضمین کنیم چون اعتدا کرده، نکرده؟ تا اینجا اعتداء به مثل نمیشه کرد چرا؟ برای اینکه اعتداء به مثل نظیر اون جریانه که اگر { 31:47}کسی با زن کسی  زنا کرد اعتدا به مثل اینه که اونم به عکس با زن او زنا کنه اینکه نیستش که این ملاحقه است یعنی دنبال باید بکنه و تعقیب باید بکنه. در اینجا اگر کسی در خانه ی کسی را باز کرد که دزد برد اونم بیاد در این خانه رو باز کنه دزد ببره خب اینم حرامه اونم حرامه، نه اینجا منتقل میشود به مرحله ی ثانیه، مرحله ی ثانیه این است که باید این رو جریمه کنیم مبلغی از اون بگیریم چرا تو باعث شدی که مال من از بین رفت؟ کسی که باعث شد مال کسی از بین برود نمیخوام بگیم کل مال رو

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

اون هیچی اون بله اون رو که عرض کردم

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

نه این در میمونه که سارق رو بدست بیاریم

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

ما فرض مون این بود که بدست نیاریم ما عرض کردیم به چند حالت

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

{ 32:47}دیگه ببینید سارق علی ای حال ضامن است چون برده دیگه ولیکن از کی بگیریم ما، اگر سارق رو پیدا کردیم یا مال پیدا شد میگیریم در این که مطلبی نیست اما اگر نه سارق پیدا شد و نه مال پیدا شد تا اینجا سر من کلاه بره کلا یا نه کسی که در رو باز کرده به من ضرر زده خب، کسی که در رو باز کرده ضرر زده اگر کسی اومد سوار مال من شد و ادم سنگینی بود پاش شکست این ضرر زده باید به من چیزی بده یا نه نکشه ما رو در اینجا چون در رو باز کرد اعتدا کرد در مال من اگر کسی بر مال کسی اعتدا کند اگر کسی مال کسی رو برداره از یک محفظه ای بزارد در جایی که مردم بیان خراب میکنن و میبرن و چه و بردن این عین همون مطلب است پس چطور راست حسینی و صاف علامه بزرگوار میفرمایند که این فقط ضامن سارقه { 33:40}….. نه کلا منتها اعتدا به مثل این نیست که در خونه ی یارو رو باز بزاریم تا دزد بیاد ببره نخیر مقداری از اون باید گرفت به اون حسابی که در عرف و عادت چه بوده بعد فرمایشی دیگر { 34:12}مسلمان اگر شراب خنزیر ضمنی  را غصب کرد و خورد ریخت دور یا دزد شراب خور خنزیر خور اومد برد این جا میگوید که شخص مسلمان ضامنه خب چرا ضامنه؟ مگر اهل ضمنه در ولد اسلامی حق ندارند که شراب بخورند علنی ؟ حق ندارند که شراب خوردن { 34:48}حق ندارن یکی از مراتب نهی از منکر شما قبول دارید از بین بردن مورد منکر است یا نه؟ اگر خمر را هر چه نهی کردی هر چه گفتی هر چه مناجبت کردی هر چه بحث کردی ولی این ادم داره میخوره خب ما خمرش رو میندازیم دور به زور داد و فریاد خمر رو برمیداری میندازی دور نه اینکه ما غصب کنیم بریم جای دیگه بفروشیم پس چطور شما میگید ضامن هست؟

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

ایا در صورت استتار هم این خمر قیمت دارد از نظر { 35:25}یا نه؟ این جا چند جوره. ببینید خمر برحسب کل کتاب مقدسه ارزش نداره مگه اینطور نیست؟ عقیده ی ما مسلمون هاست بر حسب کل کتاب مقدسه قراننا و سنتا و توراتا و انجیلا و هر چه کتاب اسمانی هست این قیمت نداره و حرام است چه درست کردنش چه خوردنش چه خوراندنش نگه داشتنش همه حرام است. جنسی که قیمت ندارد در شرع مقدس الهی این معنا دارد که اگه کسی غصب کرد ضامن باشه؟ نه، اگر خمر را از کسی غصب کردی که متشرع به شریعتی نیست چون متشرع به شریعتی نیست نزد اون ارزش دارد اینجا جای { 36:15}هست ولی ما اینجا نمیخواهیم بحث کنیم.

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

این سه بعد یا خمر بالفعل در شریعت حرام است مسلمان. دو خمر براش حرام نیست چون شریعه اش رو ندارد وسط { 36:35}. یک ذره ….. ما داریم بحث میکنیم بحث ما با علامه بزرگوار …. است این ….. را که فرض کنید خمر را حرام ندانند اما در کتب مقدس اونها خمر خنزیر حرام هست یا نه؟ بله، اگر ما به اونها فهماندیم چون نهی از منکر مراتب داره دیگه اگر ما به اونها فهماندیم که خمر و خنزیر در شریعت تورات و انجیل هم حرامه نصحیت کردیم بحث کردیم چه کردیم این مورد که دارم میگم که نقض قاعده ی کلی ایشونه این کار ها رو کردیم بعد زیربار نرفت با اینکه جوری من بیان کردم که باید قانع شود و یا قانع شده و قبول نمیکنه که خمر و خنزیر در شریعت تورات و انجیل حرامه و مع ذلک میخورد و میخرد و استفاده میکند در اینجا من واجب است که این خمر را از بین ببرم پس چرا { 37:32}بله اون مطلبی رو که ایشون نفرمودند که اینجا در کتاب بحث کردیم اگر چنانچه خمر برای یک لات پرست است هیچ شریعتی رو قبول نداره اصلا ملهده تازه در اونجا هم ما بحث داریم اگر او حلال میداند خمر را موکلف هست به قول اقا؟ بله به قول خدا یعنی موکلف هست چون که{ 37:55}ایا بر این ادم که عاقل هست و ملهد است و مشرک است حرام هست خمر خوردن یا نه؟ بله خودش شاید قبول نداشته باشه ولی اگر من { 38:09}کردم اگه تبهین نباشه نه هاااا اگر من تبهین کردم این خمر به این دلیل به این دلیل حرامه یا اگر من تبهین نکردم اون ادم نرفت دنبال حق و خیال کرد که این خمر حلاله اما در شریعت حق این خمر حرامه ایا { 38:27}واجب است؟ بر مصلحین یا نه؟ بله قمار خانه است خمر است زِنا خانه است یک خانه ایست که برای زنا اجاره دادن حالا باید این خانه را از دست این مستاجر که 12 ماه اجاره کرده پولش هم قبلا داده در اورد یا نه؟ نگیم این ادم معتقد به این هست که زنا حلاله چون در پاریسه مثلا. پس در صورت قاعده ی کلی ماده ای که در هر عمل مصرفی یا مصرف دهندگی در ان ماده حرام است با مراتب نهی از منکر لازمه که این باطل بره کنار حالا کسی عقیده دارد عقیده ندارد حلال میداند یا حرام میداند تا چه برسد به مسلمان که ایشون نمیگه تا چه برسد به { 39:12}اینجا رو چه حساب ایشون میفرمایند که …. خب بله میگن للمسلم نه اگر خمر مسلم رو شما غصب کردید ضامن نیسیتید ولی { 39:30}برای اونی که قبول نداره باید بیان کرد برای مسلمی که قبول داره بیان نمیخواد دیگه راست و حسینی صاف میری خمرش رو برمیداری { 39:45}

وسلام علیکم