بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین
اللهم صلی علی محمد و آل محمد
کتاب { 00:15}مقدماتی رو دیروز عرض کردیم که این مقدمات نسبت به کل مسائلی که در باب دِین و قرض هست شامله حالا ما تطبیق میکنیم با عدله ای که اینجا داریم و بیاناتی که مرحوم علامه بزرگوار دارن. ما عرض میکنیم { 00:34}خب ببینید در ایات قرض، اصولا قرض از نظر لغوی به چه معناست؟ قرض به معنای لغوی به معنای قطع کردنه. عرض میشود که اصل خود قرض به معنای قطع { 01:43} قیچیست دیگه قطعه منتها قطع دارای ابعادیه این قرض دارای ابعادیست. گاه انسان مالی رو به کسی به عنوان صدقه میده یا به عنوان هبه و هدیه که به طور کلی این مال رو از خودش میکَنه و بین الطرفین حساب داد و ستدی نخواهد بود فقط انتظار لطف حضرت{ 02:10} رضوان تعالی رو داریم این قرض کلیست که هبه، صدقه، هدیه تمام اینها به این معنای قرضه. گاه قرض نسبی، این مال اگر نزد من باشد باهاش تجارت میکنم استفاده میکنم چه میکنم این استفاده هایی را که روی این مال است از خود میکَنم و این مال را به شما به صورت موقت میدهم که شما از این مال استفاده کنی، قرض نسبی یعنی
﴿قطع النفسی﴾ استفاده هایی که از این مال معمولا من میکنم. اگر این مال نزد من باشد استفاده ها دارد اما من استفاده ها رو از این مال نسبت به خود میکَنم و تحویل دیگری میدم، این امر قرضِ و قرض اصطلاحی اینه. حالا در باب قرض شرایطی هست مقادیری رو دیروز عرض کردم مقادیری هم امروز تتمه حرف دیروز عرض میکنم. از خود قرض به معنای دومم چی در میاد؟ اگر من مالی رو به شما قرض اصطلاحی میدهم این معناش چیست؟ معنیش اینه که این مال رو بعدا از شما پس میگیرم. پس شما هم که این مال رو از من میگیری دو جهت درون تون باید باشه، یک، باید نیت برگردوندن داشته باشی و گرنه قرض نیستش که. دو، زمینه ی برگردوندن مال هم نسبت به من باید باشه، اگر زمینه ندارید که باز قرض نیست چون طبع قرض این است که من به شما میدهم که بعدا به من بدهی، فقط من این مال رو به شما بدهم که قرض نیست این در بعد اول هست که اسمش هبه است، در بعد دوم که قرض اصطلاحیست که من مال را به شما میدهم که بعد از مدت معین ارزش این مال را یا مثل این مال را و نه خود عینش رو چون خود عین که قرض نیست، ارزش این مال را یا مثل این مال را به من بدهی اصلا طبع خود این قرض و مبناش این است که شما باید این مال رو برگردونی، اینی که باید برگردونی دو جنبه دارد: یک جنبه نیت برگردوندن است و یک جنبه زمینه ای داشته باشه این برگردوندن. حالا این زمینه چند جوره: گاهی اوقات من که با اون شرایط { 04:37}کردن که باید من ضرورت داشته باشم و با اون شرایطی که کلا …. کشاورزی میکنن این مالی رو که من به شما قرض میدهم خب باید توی یک مدت معین باشه اگر مدت معین نشه برخلاف نثر است و موجب جهالته. اگر این مالی که من احتیاج بهش طبعا دارم، نه ضروری، این مال اگر دست من باشد از اون استفاده میکنم من قطع میکنم از خود این استفاده رو و این مال رو به شما میدهم به عنوان موقت، وقت باید معین بشه اگر وقت معین نشود در اینجا غرر است. و لذا قران شریف تنسیس دارد در ایه ی دِین ﴿ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَىأَجَلٍ مُسَمًّى﴾ به قدری﴿ أَجَلٍ مُسَمًّى﴾ در دِین مسلم است که اینجا صاف ﴿أَجَلٍ مُسَمًّى یعنی دِین إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى﴾ درست نیست ﴿تَدَايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى﴾ یعنی اگر شما یک مقاربه ای بین تون شد قرضی کسی به شما داد ﴿إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ ﴾ پس ﴿إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى﴾ اگر نباشد مجهول باشد فقط اصلا اصلا این مورد امضای شرعی چنین دِینی نیس { 05:56}قرض به شما میدم مدت معین نمیکنم در ربا مدت معین میکنن ولیکن در قرض الحسنه مدت معین نمیکنن در قرض الحسنه هم باید حتما مدت معین بشه که سر مدت اگر قدرت دارد به شما بده که هیچی و اگر قدرت ندارد ﴿ فنظرت وَ إِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى مَيْسَرَةٍ﴾ این زمینه ی امکان پرداخت قرض را که اقایون فقها ذکر نفرمودن و حتما باید ذکر بشه چون اقایون فقط نیت رو گفتن، فقط فرمودن در باب قرض یک شرط بسیار مهم این هست که نیت ادا در کار باشه اگر بگی از کجا در اوردی خواهم گفتش که خب دین مقتضاشونه خب مهم تر از این، امکان پرداخت. اگر نیت پرداخت دارد و امکان پرداخت ندارد این مثل { 06:55}کوبیدن است که این معنا ندارد. ما در امکان پرداخت صحبت میکنیم که این امکان پرداخت چند جوره. گاهی اوقات بنده از شما 6 ماهه داره قرض میکنم الان امکان پرداخت ندارم ولیکن راس مدت من دارم حساب میکنم که حساب عاقلانه که در راس مدت امکان پرداخت دارم. اینجا این قرض درست است یا نه؟ بله برای اینکه امکان پرداخت برای زمان پرداخته نه حالا، برای اینکه الان اگه امکان پرداخت بود دیگه چرا قرض میکردم. اگه الانی که من دارم قرض میکنم امکان پرداخت داشتم خب دیگه چرا قرض کنم. پس اینی که قرض میکنم یعنی اینکه الان ندارم، چون الان ندارم دارم قرض میکنم. پس امکان پرداخت در اون زمانیکه من باید به شما تحویل بدم این مال رو امکان پرداخت در اون زمان رو باید داشته باشم. اما اگر الان امکان پرداخت دارم و راس مدت امکان پرداخت ندارم دو اشکال داره. اشکال اول این است که اگر الان امکان پرداخت دارم چرا قرض میکنم. اشکال دوم این است که اگه الان امکان پرداخت دارم و بعد نه، پس امکان پرداخت در زمینه ی خودش نشده چون شرط امکان پرداخت اینه که این مال به صاحبش برسه خب این مال که من الان امکان پرداخت دارم به صاحبش برسه معنا ندارد چون الان نمیخوام بدم، اما در وقتی که من بخوام این مال رو به صاحبش بدم امکان پرداخت در اون وقت نیست. پس باید امکان پرداخت چه از حالا به بعد که یک لِنگش اشکال داره که چرا اصلا قرض میکنی و چه مهم و محور این هست که در زمانی که من این قرض رو به شما میدهم باید امکان پرداخت باشد. اینجا چند بحث راجع به قرض هست
دین رو قرض میدیم؟
نه { 08:39}. یک مطلب هست که اقایون
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
زمینه اینطوره
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
اگه عقلائی باشه
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
نه امکان { 09:00}نه. یعنی وضع زندگی من طوریست که یعنی اینطوری که داره پیش میره من میتوانم بدهم
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
به طور عادی عرض میکنم به طور عادی عقلائیش
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
عادی والا عیب غیب که ندارم
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
اگر به طرز عادی و عقلائی همینطوری که دارم پیش میرم الان ندارم هاااا ولی همینطوری که دارم پیش میرم جوری به طرز عادی و عقلائی خواهد بود که من امکان پرداخت رو دارم خب ممکنه نباشه ولیکن ما وضع عادی رو داریم عرض میکنیم
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
عقلائی هست کافیه ما هم همین رو داریم عرض میکنیم دیگه. و اما کسی که ماهی 5 هزارتومن شهریه میگیره و این مادامی که طلبه هست و توی حوزه هست خیلی بالا بره 10 هزارتومن میشه میتونه بیاد 100 هزارتومن قرض کنه ماهی 10 هزارتومن بده؟ خب اینکه هیچوقت امکان پرداخت نیست. خب عرض میشود که مطلبی که خواستم عرض کنم و قبلا هم اشارتا گفتم ببینید بنده که الان به شما قرض میدم با شرایطش چی به شما قرض میدم؟ اسکناس جمهوری اسلامی قرض میدم؟ رضاخانی؟ نه، فرشی که الان که قیمتش اینه؟ نه. من ارزش به شما قرض میدم و لذا در باب قرض رَدُ عین معنا ندارد مگر صاحبش راضی بشه، اگر من از شما یک پولی را قرض کردم و ضرورت داشتم اما تصادفا این پول رو خرج نکردم و یا قبل از مدت یا راس مدت به شما دادم اگر شما قبول کردی مطلبی نیست ولی مقتضای قرض این است که یعنی این پول رو بگیر شما مالک باش و تصرف کن نه اینکه این باشه و بعد به من بدی اینکه امانته که، اگر من این پول رو بدم که نزد شما باشد اینکه امانته، امانت بحث دیگریست، ما در قرض داریم بحث میکنیم. مقتضای اصل قرض این است که من این جنس را که ارزش دارد و مورد احتیاج شماست و شما به عنوان قرض میدی به شما میدم، شما در راس مدت یا پولش را یا مثلش را، عینش را در کار نیست. پولش را یا مثلش را یعنی چه؟ پولش یعنی چه؟ پول وقتی میخوای ادا کنی یا پول حالا، پول وقتی که میخوای ادا کنی هستش یا پول وقت حالا. البته اینجا چند جوره: یک مرتبه یک جنسی مثلی، خب مثلش را، خود پول مثلی، خود فرش مثلی، خود پارچه مثلی. یک مرتبه نه من شما رو مقید به مثل نمیکنم میگم این جنسی که به شما دادم یا پولی به شما دادم شما این ارزشی که بهتون تحویل دادم بعدا همون ارزش رو به من بدی. مثال میزنیم، در لبنان 10 سال پیش 5 لیره 1 دلار بود، الان 5 لیره 10000 دلار، حالا چیکار کنیم؟ اگر کسی قرض داده است 10 سال پیش 1000 لیره را الان هم همون مماثل 1000 لیره رو بهش بدیم؟ نابود کردیم این رو. چون شما ارزش دادید ارزش میگیری، شما اون موقع این 1000 لیره چنددلار ارزش داشت؟ 1000 لیره رو تقسیم بر 5 کنین یعنی 200 دلار، 200 دلار ارزش داشت، الان 200 دلار 200 تا ضربدر 2000 میشه خب چقدر فرق داره؟ پس بنابراین در باب قرض اونی که محور است ارزشه، ارزشی را که من داده ام همون ارزش رو میگیرم والا اگر همون جنسی رو که دادم مماثل او را کافی نیست. مثلا مماثل 1000 لیره ی 10 سال قبل الان 1000 لیره هست، مماثل وَرقیش ولیکن مماثل ارزشی نیست، مماثل حجمی، مماثل وزنی، مماثل شکلی هست ولی مماثل ارزشی نیست. مثال واضح تر، اگر من در تابستان که لَه لَه میکنن مردم و در مکه یخ گرانه من یک قالب یخ در مکه به شما قرض دادم که در فلان مدت به من بدی شما اومدی گفتی حالا فلان مدت نشد من زمستون به شما یخ میدم، خب زمستون که ارزشی نداره، زمستون همه ی { 13:45}پر از یخِ در ااینجا به طور کلی سقوط میکنه دیگه این که نمیشه کسانی که ملا لغتی هستند و میگن نخیر همان را که داده است همان را بگیرد. پس ما در باب قرض این مطلب رو میگیم اگر چنانچه شما ازدواجی کردی در 40 سال پیش و مَهر خانوم رو کردی 10000 هزارتومن الان 10 هزارتومن نیست، برای اینکه شما ارزش رو مهر کردی.
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
اون مطلب دیگریه ما پول رو داریم عرض میکنیم. اگر جنسه، مثلا فرض کنین اگر یک فرش 12 متری یزد 90 جفت شما چیز کردی خب هر وقت قیمتش بالا، همون قیمت رو بگیری، در اون موقع 1000 هزارتومن بود الان مثلا حالا شده 10000 هزارتومن، نه. ما در پول داریم بحث میکنیم.
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
حالا این رو عرض میکنیم اینجا سه جوره: سوالی که ایشون کردن سه جوره: یک ، این پولی را که من داده ام ارزش این پول بالا رفته، ارزش باید داده بشه. دو، ارزش این پول مساویه، مساوی باید بده. سه ارزش این پول پائین تره. به عکس شد فرض کنین که من در لبنانی که 5 لیره 1 دلار بود 10 سال گذشت 1 لیره 1 دلار شد چیکار کنیم؟ ایا همون 5 رو من بدم؟ یا 1 رو؟ ارزش گرفتم، چطور{ 15:13}در جایی که بالا بره چطور بالا رو باید داد در جایی که پائین بره چی؟ کسی نمیتونه بگه که اقا این در ملک خودم بالا رفته، ملک خودت کجاست؟ شما مال رو اونجا قرض دادی اون در باب غصب مطلب دیگریه، در باب غصب مطلب دیگری بود که عرض کردیم که اگر از شما چیزی رو غصب کردن { 15:35}الله و این جنس قیمتش بالا رفت و بعد پائین امد شما اعلی القیَم رو باید بدی چون در ملک شما بالا رفته، اینجا که ملک شما نیست، اینجا رو از ملک خود جدا کردی دادی به طرف، تا 6 ماه مال اون طرفه اصلا در این مدت شما مالی رو { 15:52}خب وقتی که میخواد این مال را مماثلش رو به شما بدهد، مماثل ارزشی البته، مماثل ارزشی نه مماثل وزنی نه مماثل حجمی، مماثل ارزشیش رو میخواد بده باید که همون ارزشی که الان دارد همون رو بده، نه بالاتر و نه پائین تر، اگر ارزش بالا رفته بالا رو بده اگر ارزش پائین رفته پائین رو بده اگر ارزش برابره، برابر رو بده اینم از مطالبیست که اقایون جرئت نمیفرماین بگن یا روشون نمیشه بگن.
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
بله دیگه ارزشه. صحبت ارزش دیگه
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
مثل اینکه من یک قالب یخ از شما گرفتم تابستون، زمستون 10 قالبش 1 قالب می ارزه، 10 قالب میدم اما اگه به عکس شد اگر زمستون 1 قالب گرفتم حالا تابستون 1 قالب باید بدم؟ توی تابستون اینقدر یخ باید بدم (میزان نگفت) این در باب ارزشه کمااینکه در باب ربای مکیل و موزون هم همینطوره. در ربای مکیل و موزون که بارها حضور برادران عرض کردم و امروز به احترام زاهد عالم بزرگوار عرض میکنم اینه که در باب ربا اقایون چی میگن؟ میگن اگر مکیل و موزون باشد باید که اگر هم جنس هستن مساوی، این تساوی در چی؟ تساوی در وزن و م کَيْلٌ یگین شما؟ در پیمانه وزن میگین درست نیست تساوی در ارزشه. اقایون چی میگن؟ اگر شما استفتاء کنین از هر عالمی از علمای بزرگوار رضوان الله علی امواتهم و عبدالله باقی اگه سوال کنین اقا بنده 100 کیلو روغن کرمونشاهی را معاوضه میکنم با 100 کیلو و 5 گرم از دوغ همون روغن، اقایون چی میگن؟ میگن حرامه، یعنی چی؟ یعنی اونی که 100 کیلو روغن گرفته سرش کلاه رفته، اون کسی که 100 کیلوگرم و به اضافه ی 5 گرم دوغ گرفته اون ربا خوره چی شد؟ اقا این 100 برابر ارزش گرفته.
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
حالا عرض میکنم این رو دو جور میگن: اول، یک جنس باشد مماثل هم، یعنی اون روغن کرمونشاهیه اینم هست عین هم ارزشش اونی که عرضی نداریم، مطلب جای دیگریست اینها میگن یا یک جنس بالفعل باشد یا یکی فرع دیگری باشد. پنیری که از دوغ در اومده یا دوغی که از ماست دراومده اونها میگن فروع مختلف اگر با هم معاوضه بشن باید با هم مساوی باشه. اینطور میگن دیگه میگن فروع گوناگون که فرع های اصله، اگر اصل با اصل معاوضه میشه باید کَيْلٌش یکی، وزنش یکی در عدد نه، اما اگر اصل با فرع باشه همون حکم رو داره تمام اقایون اینطوری میگن که اگر فرض کنین که روغن کرمونشاهی عالی گوسفندی را با روغنی که قاطی دارد مونده است و قیمتش نصفه میگه برابر باید باشه، اگه برابر باشه اشکال نداره اما اگر ارزش این رو نصف حساب کنی که نصفه ارزش دو برابر اون میگن اینجا رباست، و ما اگر در کل ابواب فقه اونجائی که خلاف عقل است خلاف حس است خلاف عدل است جمع کنیم و بنویسیم کتاب کنیم بفرستیم به کل عالم مسلمون ها کافر میشن کافر ها هم کافرتر میشن، عقل شون نرسیده مبشرین مسیحی این کار رو بکنن، مبشرین مسیحی در عمق فقه ما وارد نشدن و ما که در عمق فقه مون وارد شدیم عمق بحثی از مباحث فقهی رو درست یاد درست نمیدونیم که برخلاف عقل است برخلاف عدل است برخلاف حس هست. خب این حاشیه ای بود که عرض کردم به عنوان این بزرگوارن. حالا برمیگردیم به دیِن، در باب دین عرض کردم یکی از اصول باب دین این است که انرا که شما دادید ارزش اون را، عین اون که از باب دین خارجه، مماثل اون را که ارزشش هم همونه نه اینکه فرض کنین که یک فرش دستبافت 90 جفت کرمانی رو من دادم اونوقت یک فرض 90 جفت کرمانی ماشین بافت بدم مماثل هم هست، این نمیشه نخیر باید که از نظر اصل و ارزش برابری در کار باشد. در باب دین مطالب دیگری هم هستش که حضور برادران عرض میکنیم. در اینجا در صفحه ی 36 علامه ی بزرگوار میفرمایند که { 20:45}دو اشکال داره ایشون یکی لغتی یکی معنوی. اشکال لفظیش کراهه است در لغت عربی یعنی حرمة المقلدة،{ 21:00} زِنا، ادم کشی، شرک به الله اینها و … بهترین خوب ها و بدترین بد ها رو خدا ذکر کرده و ﴿ كُلُّ ذَٰلِكَ كَانَ سَيِّئُهُۥ عِندَ رَبِّكَ مَكْرُوهًا﴾ خدا لغت بلد نیست؟ چرا گفت مَكْرُوهً ،{ 21:20} میخواست بگه بالاتر از حرامه. اقایون لفظ ….. هر جا ببینن میگن … پس این اصطلاح فقهی غلطه، این اصطلاح که در اصول است و در فقه است که میگن مکروه رو میگن مرجوح این غلطه. اشکال معنا این است که ایشون مراد از یکره رو میگن مرجوحه …. اقا بنده که پول دارم چرا قرض کنم،؟ مگه شما راضی هستی که من قرض کنم. بنده که پول دارم شما اگه بدونی راضی هستی که قرض بدی؟ راضی نیستی. تازه اگه یک ادمی هم باشه که درصدش خیلی کمه راضی هم باشه که به من قرض بدهی با اینکه من پول دارم، قرض کردن من حرامه برای اینکه من سوال کنم و ابروم رو بریزم که از شما پول قرض کنم خب چرا؟ فقط سوال و ابرو در دَورانه نه در اینجا اگر من سوال نکنم از گرسنگی هلاک میشم چه میشم چه میشم، اصل سوال حرامه گدائیه در حقیقت چه گداتی به عنوان استیحابه که مال رو به من ببخشی یا نه گدائیه منه که بنده پول دارم میتونم تجارت کنم ضرورت هم ندارم ولی از شما دارم قرض میکنم پس این یکره رو ما قبول نداریم.
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
در وقتی که سوال میکنه چه از باب گدائیه استیحاب و چه در باب قرض ابرویش ریخته یا نه؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
اگر ابروی انسان در وقت سوال نریخته پس چی ریخته، اقا خواهش میکنم قرض بدین این ابروش ریخته یا نه؟ بعد اصلا جائزه ابروش بریزه؟ اصلا در باب تیمم اقایون فتوا میدن، در باب تیمم اگر چنانچه کسی اب دارد و به من میدهد ولی سر من منت میزاره، درست است من منت قبول کنم؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
میفهمم. ببینید گاهی اوقات چیزی میگیره پس نمیده این ابروش همش ریخته، گاهی اوقات میگیره پس { 23:13}
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
صفحه ی بعدی صفحه ی 37 { 23:28}دیروز عرض کردم چرا؟ برای اینکه اگر به کسی قرض بدی تنبل بار نیاوردی میگیره کار میکنه زندگی میکنه کم کم بهتون میده اما اگر به کسی که میتواند کار کند امکان فعالیت دارد اگر شما بهش ببخشی گدا بار اوردی و اسلام شریعت گدا بار اوردن نیست شریعت عمله﴿ يا أَيُّهَا الْإِنْسانُ إِنَّکَ کادِحٌ إِلي رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاقيهِ ﴾ هر جور که بتواند کار کند زندگیش رو بگذرانه کسریش رو شما بدی اگر اون جوری هم که نمیتواند زندگی رو بگذرونه ولی سرمایه میخواد سرمایه به اون قرض بدین شما اگر بعدا تونست بده که بده اگر هم نتونست بهش میبخشی. به این جهت ثواب قرض ازثواب صدقه بیشتره { 24:15}رباست دیگه، بنده به شما 100 هزارتومن میدم 6 ماهه میگم سر 6 ماهه شما اینقدر اضاف بده خب رباست دیگه. حالا بعضی کلاه شَری میزارن میگن شرعی میگه من 100 هزارتومن با یک قوطی کبریت به شما 6 ماهه میفروشم به 120 هزارتومن الان این 20 هزارتومن چیه؟ قوطی کبریت رو 20 هزارتومن خریده؟ این خُله چون دیوانه هم این کار رو نمیکنه و این معامله سَفَهی اصلا یا نه راست حسینی در 20 هزارتومن در مقابل { 24:45}خب رباست دیگه.
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
این جوابش اینه که ما اینجا اگر نثر { 25:09}بدون … داشته باشیم خلاف نثر قرانه چون قران … باطل حرام کرده این باطله یا نه؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
چیز دیگه شد این باطل نیست
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
ما غیر عقلائی داریم عرض میکنیم. میگیم که 100 هزارتومن رو با یک قوطی کبریت 120 هزارتومن کجاش عقلائیه؟ این 20 هزارتومن برای چیه اصلا؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
نشد قرض الحسنه شد قرض السیئه شد، چون قرض الحسنه این هست که همونی که دادیم همون رو بگیریم
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
اولا { 25:50}این حیله های شرعی که میگن
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
جواب، نثر دو تا بلا داره: یک، برخلاف نثر قران است، ثانیا، اون نثر معارضه یعنی دو روایت متناقض داریم در باب حیله. روایت رضوی صحیحه رضوی داریم.
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
این{ 26:14}اینها مناقضش رو توجه نکردن که مناقض این حیله ی شرعی درست و عرض شود که مخالف قرانه وانگهی در نثر قران قضیه ی سبت رو داره اصحاب سبت، اصحاب سبت رو چرا خدا{ 26:30}کرد. میگن فحش رو به هر کس بدی همونطور بهت میده. برای اینکه اصحاب سبت براشون حرام بود روز شنبه ماهی بگیرن اومدن کلاه شرعی درست کردن گفتن روز شنبه ماهی گرفتن حرامه، ما ماهی نمیگیرم از قضا 26:50}ماهی ها فهمیده بودن چیکار کنن اینکه روز شنبه اینها حق ندارن بگیرن روزهای بعد اینها اومدن جلوی راه برگشتن ماهی ها رو میگرفتن، ماهی ها می موندن بعد یک شنبه صید میکردن{ 27:05} ما به این ایه استدلال میکنیم و دو ایه سوره ی بقره و سوره ی نساء که ﴿ لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ﴾ بابا این 20 هزارتومن مقابل چیه؟ این 20 هزارتومن با لفظ که درست نمیشه مثل اینکه بله زنا کردن حرام، خب من از اون ور میام چطوره؟ یا مال یتیم خوردن حرامه خب میگه از اون ور حلاله برای اونی که معموله از این وره. ببیند کلاه رو کی میزاره؟ کسی که جاهله، خائنه کسی که نه جاهله نه خائن کلاه سر خودش میخواد بزاره؟ مثل کلاهی که مسیحی ها میزارن، مسیحی ها میگن که مسیح ما را از لعنت شریعت فتنه گشته است که به جای ما مورد لعنت شد، برای اینکه تمام گناهان از بین بره مسیح اومد خودش رو تسلیم دار کرد{ 27:55}تسلیم دار کرد به وسیله ی ….. که تمام لعنت های گذشته و اینده ی امت گناهکار، زناکار، لواط کار، دزد، ادمکش به عهده بگیره این { 28:10}میان ما، این حیله ی شرعی همینه، حیله ی شرعی و کلاه شرعی، شرع کلاه نداره اصلا یک بحث مستقلی است که بعدا باید با شما صحبت کنیم.
کسی حرف میزند و صدا ضعیف است
جواب ایشون اینه که اگر تابع نثر هستید پس چرا قران رو کنار گذاشتید نسوس قران دلیل است بر این که { 28:51} باطل حرامه مخصوصا ایه ی سقف … که میخواستن کلاه شرعی بزارن خدا براشون در اورد اقایون به قران توجه نمیکنن و قران در کل ابعاد علوم حوضوی ما غریبه
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
ابدا برای اینکه ﴿ لاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ﴾ چیکار کنیم حالا؟ اقای شیخ { 29:10} رضوان الله علیه میفرماین که این در باب اصول …. میگیم نه اقا شما سوره ی اسراء رو مطالعه کنید، در سوره ی اسراء محرمات رو ذکر کرده، واجبات رو ذکر کرده، احکام فرعی عرض میشه﴿ لاَ تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ﴾ در ابعاد فرعیه خب خبر { 29:25}علم میاره چطور خبر واحد علم میاره ولی قران …. است.
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
نخیر تمام فقه از قران استفاده میکنه اون ریزه پیزه هایی که
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
تمام رو از قران استفاده میکنیم و از روایات متواتره. من دوره ی فقه رو بحث کردم هم در الفرقان بحث کردم هم در تبصره الفقها
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
در تمام فروعی که اسلامیست، چون بعضی فروع مختلقه یعنی چی؟ یعنی فلان چیز واجب است که روایت کنم میگم روایت کنم قبول نمیکنن پس واجبه، چون وجوب دلیل میخواد { 30:10}حجت خدا … بالغه …. خدا فرموده است به ما برسه ﴿ وَلا تَقفُ ما لَيسَ لَكَ بِهِ عِلمٌ ۚ إِنَّ السَّمعَ …﴾ خب خدایی که گفته فقط به علم عمل کن بعد خدا احکام واجب حرام رو تونسته برسونه یا نتونسته؟
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
نشد. خدا میدونسته ظالمینی از خواهند امد از بین خواهند برد یا نه؟ پس باید کاری کند که در قران باشد که ما ببینیم
کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است
نه جلوی ظالمین نه ببینید توجه کنید { 30:42}یا در کتاب باشه یا در سنت، اگر در سنت ظالمین رو از بین میبرن پس خدا جلوی ظالم رو نمیگیره ولی خداوند در کتاب میاره که هیچکس نتونه از بین ببره یا اگر در کتاب نمیخواد بیاره در سنت جوری بره که علم اور باشه یعنی روایت ظالم رو که میارن روایت در مقابلش کم رنگ باشه صدتا اون وره یکی اون وره مثلا. پس خداوند که علم دارد و رحمت دارد و قدرت دارد باید جوری کنیم مایی که دنبالش میرویم بتوانیم برسیم اگر ما دنبال حکم واجب خدا برویم و نتوانیم برسیم این رو خدا نمیدانسته که بعدا چه خواهد شد مقتضای حجت بالغه ربانیه این است که یا در کتاب باید باشه یا در سنت قطعیه و اون احکامی که فرمودین اقای خوئی به من گفتن، گفتن اقا این احکام { 31:34} بعضی رو واجب کردی بیخودی، حرام کردی بیخودری دلیلی بر وجوبش نیست، دلیلی بر حرمتش نیست، قاعده اش چیه؟ این است که حلاله اگر ما تحریم کنیم انچه را که خداوند حلال کرده با احتیاط، این احتیاط خلافه احتیاطه یا واجب کنیم چیزی را که خداوند واجب نکرده مثل شرب دخان در شرب دخان { 31:54} میگن حلاله …. میگن احتیاتا حرامه میگیم هر دو بیخود میگن بلکه به نثر قران حرامه، به نثر قران که ﴿ إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِينِ ﴾ این هم تبذیر مال است و هم تبذیر حال است { 32:15}
وسلام علیکم