جلسه پانصد و چهاردهم درس خارج فقه

عقود (رهن)

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین
اللهم صلی علی محمد و آل محمد

کتاب الرهن، نسبت به کل فقه و کل عقائد اسلامی مطلبی رو باید عرض کنیم بعد راجع به رهن صحبت هایی داریم. عقائد اسلامیه که اصول دین باشد و همچنین فروع احکامی اسلام چه عبادات باشد و چه معاملات تمام اینها رو اصلا بر مبنای عقل پذیرفته ایم، نه به این معنا که عقل ما تشخیص میدهد که نماز چجور بوده چجور ذکات بوده نه، اصل ایمان بالله  { 01:05}نه اصل ایمان با الله ….. الا اینکه فرقی بین عقائد رو حالا بحث میکنیم، عبادات و معاملات هست، عبادات توقیفیست اینجور نیست که اونطوری که مردم دارن عبادت میکنن خدا رو یک مقداری بالا یک مقداری پائین یک مقداری کم و زیاد درسته  { 02:05}صحیح است که باید در محضر حق سبحان الله تعالی انسان خضوع کند، عبادت کند، تضرع کند اما چجور؟ از نظر کمیت و از نظر کیفیت باید دستور خدا باشه  02:55}این طور نیست که من میدانم عبادت خدا واجب است هر جور دلم میخواد ما صوفیـــــان صفا را از عالم دگریم‏. عالم همه صور و ما واهب الصوریم‏ { 03:17}عقل انسان، حس انسان، فعل انسان، قول انسان، سلبش و ایجابش در بعد عبادتی باید کما و کیفیا به دستور شرع باشه. { 03:40}….. خداپرست باشد، شیطان پرست باشد، مشرک باشد، موحد باشد، ملهد باشد، اینها همه هست، عبادت الله است که انسان در اصل باید خداوند رو بشناسند قبول کند و عبادت کند و بعد کمیت و کیفیت با عبادت { 04:20}این یک …. عبادات .. .اصل مطلب … عبادات توقیفیست معاملات توقیفیست، عبادات از نظر اصل که توقیفی نیست اصل از کم و کیف توقیفیست ولیکن معاملات چطوریه؟ معاملات از نظر عقل توقیفی نیست از نظر کم و کیف هم توقیفی نیست  أَحَلَّ اللَّهُ الْبَيْعَ  همون بیعی که مردم انجام میدن ولیکن  عقیم الصلاه همون کاری که مردم میکنند نه { 05:32}این رو اقایون عنایت بفرمائین و این رکیده بحث ماست در کل عقود، در معاملات و در عقود که اینها توقیفی نیست عبادات هست که توقیفیست ولیکن معاملات یک { 06:10}و یک ثابتات خارجیه است، ملهد باشه، موحد باشد، مشرک باشد، یهودی باشد، شیطان پرست باشد، خدا پرست باشد، معاملات، نکاح، اجاره، بیع، مضاربه، مضارعه، رهن و هر چی که هست { 06:30}اینها همه بر میزانه عدله، عدل در معاشرت، عدل در معاملات، کم ندید، زیاد نگیرم، کلاه نگذارید، مفت خوری نکنید، مفت خورانی نکنید و چیزهای دیگر { 07:20}در باب معاملات با چند ایه در قران شریف به عنوان ضابطه داریم از همین ضوابط از همین ضوابط ا{ 07:45}ستفاده میکنیم استثنا هم درونش کمه کمرنگه اگر هم باشد استثنا نیست تخصصه { 07:56}﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَأْكُلُوا أَمْوَالَكُمْ بَيْنَكُمْ بِالْبَاطِلِ إِلَّا أَنْ تَكُونَ تِجَارَةً عَنْ تَرَاضٍ مِنْكُمْ﴾ مفت خواری نکنید، مفت خواری در هر بعدی از ابعاد { 08:17}باطل این مفت خوریه، { 08:38} این رو در جای خودش ما بحث کردیم، همه رو میگن تجاره، نکاح تجارت، { 09:23}گاه تجارت مال، گاه تجارت شخص، گاه تجارت شخص با مال، گاه تجارت قطعی بیع، گاه تجارت غیر قطعیست، 09:35}مسلمون مفت خواری نمیکند، کم نمیفروشد، زیاد نمیگید و غیره عَنْ تَرَاضٍ مِنْكُمْ، و همچنین ایات { 10:18}کلاه گذاری غلطه نباید کلاه سر ادم بره و نباید کلاه سر کسی بزاره. ایات { 10:40}ربا چیه؟ { 10:54}همه ی اینها رباست، تمام اینها رباست در بحث ربا ما تمام اینها رو بحث کردیم. ما یک ربای { 11:12}داریم

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

{ 11:18}باطل نداره

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

{ 11:21}پس زیادی خوردن، زیادی از مردم بگیرید این رباست، گاه زیادی همش حرامه گاه بعضیش حرامه. همش حرامه یعنی ربای 11:39}بعضیش حرامه یعنی اونجائی که جنسی 100 تومن می ارزه شما 200 تومن بفروشی این 100 تومنش درسته 100 تومنش اضافه هست، باطل. این یک بحث خاصیست که در جای بحث ربا این رو بحث کردیم حالا این مقدمه ایست که در باب رهن داریم عرض میکنیم. { 11:57}تامین، تامین نبوده در زمان پیغمبر { 12:18}تامین اصلا نبوده، بیمه، تامین هم نه، انسان بیمه بشود { 12:29}

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

{ 12:40}شاهد زمان جبهه باز با این فرق داره … با این خیلی فرق داره. اگر هم باشه { 12:55}تمامش تامینه دیگه، جانم مالم ارضم ماشینم خانه ام { 13:09}شما هر پیمانی بخوای داشته باشه، پیمان مالی، پیمان وقفی، پیمان ازدواجی، پیمان بیع و هر پیمانی، هر پیمانی که شما { 13:52}داشته باشی …. همه باطله اینطوری نیستش که أوفوا بالعقود، { 14:05}خدمتون عرض کردم ما ایات اهل ما در قران زیاد داریم  { 14:10}یک مرتبه اینجا داریم روایت فلان، اجماع فلان، سیره فلان اگر برخلاف باشه این رو قبول نمیکنیم نه وهابی باشه که بگیم زمان پیغمبر نبوده و نمیگیم مولا لغتی بشیم بگیم چون روایت ندارد ایه هم ندارد ما این رو مثلا قبول نمیکنیم { 15:42}اگه رهن باشه این باطله باید بحث کنیم { 16:14}﴿وَ إِنْ كُنْتُمْ عَلى‌ سَفَرٍ وَ لَمْ تَجِدُوا كاتِباً فَرِهانٌ مَقْبُوضَةٌ﴾ { 16:50}الان که در محضرها چک ها و سفته ها و فلان این تامین رو زیاد میکنه … پس هر کسی شما قرض بدین که، ممکن است کسی باشد که شما این قرض رو بهش بدی اگر 100 هزارتومن بگیری چک 1 میلیون هم بگیری این دَر میره این فایده نداره که اصلا دادن به او حرامه { 17:14}یک کسی مال رو مصرف میکنه در حرام یا از بین میبره به شما نمیده یا چه باید اول به این اعتماد داشته باشی همانطور که انسان جانش رو در اختیار کسی نمیزاره عِرقش رو نمیزاره مالش هم در اختیار کسی نمیزارد مگر اینکه بداند یا نقصی در کار است برای این یا برای او یا برای طرفین اگر ضرری داشته باشد. بنابراین این ایه مبارکه دین { 18:06}براچی؟ این شاهد کتاب چیه؟ شاهد باشد که { 18:30}که اگر … شما شاهد باشی، …. شاهد بمیره …. کتابت، { 18:40}مطمئن باشی که این مال برمیگرده که اگر مرد، ورثه این کار رو نکنن اگر هست و عقیده اش عوض شد نتونه این کارو بکنه، اگر خل شد دیوانه شد اگر اینکارو کرد، خب بنابراین این دینی که ﴿يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا تَدَايَنتُم بِدَيْنٍ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَاكْتُبُوهُ ﴾ یعنی این مالی که شما إِلَى أَجَلٍ به کسی قرض دادین یا جنسی فروختین طلب دارید، طلب دارید در هر صورت این فَاكْتُبُوهُ ﴿وَ إِنْ كُنْتُمْ عَلى‌ سَفَرٍ وَ لَمْ تَجِدُوا كاتِباً فَرِهانٌ مَقْبُوضَةٌ﴾ در رهن شرط … { 19:30}… در بیع شرطه در اینجا شرط نیست در بیع شرطه در رهن شرطه

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

در رهن غلطه، رهن لفظی که نمیشه که نه جهت اصلیه { 19:56}… شما خانه ای که میگیرید و پولی به طرف میدید این پول رو براچی به طرف میدین؟ { 20:16}این اسمش رو هر چی که بخوان بزارین { 20:54}کچل کچله، …. در اینجا هم شما این مالی که این خانه ای که میگیرین 21:05}به شرط اینکه { 21:55}اینجا ما یک مطلبی داریم عرض میکنیم، اقایون، ما شش راه داریم برای استفاده از خانه، یا زمین یا دکان یا هرچی 22:33}بیع شرط دیگه { 23:22}کمااینکه شما این کتاب اعاره { 25:08}اعاره عبارت است از هبه النطفاع منتها هبه النطفاع گاهی اوقات مهایات است هبه معوضه است { 25:33}گاه نه هبه یک طرفه است … این مرحله ی رابعه است. مرحله ی خامسه این مراحلی که میشه، حالا این مرحله ای که داریم عرض میکنیم مرحله ایست که درش { 25:55}راه دیگه ای نداریم، چکی، سفته ای، شاهدی ، نوشته ای چیزی که اعتماد کنین ندارین 26:33}واجب است برگردونی … شما 100 هزارتومن دادی به طرف خانه رو گرفتی، اگر چک داد چه داد  { 26:42}فوری همون ساعت باید خانه رو برگردونی، دوم، اگر شرط باشه که من این پول را میدهم به شرطی که خانه رو به من بدی.

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

این بحثیه که بعدا داریم

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

من دو فرضیه دارم که عرض میکنم اقایون چه یکیش همینه که فرمودید { 27:12}این پس رهن …. هبه، هبه معوضه، هبه معوضه چه اشکالی داره؟ یا اینکه مهایات چه اشکالی داره؟ حالا در هبه معوضه مثلا { 27:56}که بعد عرض میکنیم. خب مهایات، هبه، در هبه معوضه اینجا { 28:25}در هبه، حالا در باب قرض میگیم که راحت تر باشیم مثلا { 28:40}به شما قرض میدم چه شرط کنم و چه شرط نکنم اگر من تو عکس محتاج شدم شما باید به من قرض بدی یا نه؟ بله { 28:58}یک مرتبه است که من پولی رو به شما میبخشم یک مرتبه نه استفاده از این پول رو … { 29:40}اگه ضرر کنید نه، استفاده، چون سه بعده: یا ضرر، یا هیچی، یا استفاده. { 29:58}مالی که به شما قرض میدم یا ضرر میکنی اگر اطمینان میکنم به عهده ی منه اگر نه ضرر نه نفع … { 30:08}….. کمااینکه در مضاربه هم همینطوریه در مضاربه مصالحه به مضاربه  { 31:08}مضاربه میکنیم که این بحثش قبلا گذشت که تکرار نمیکنیم که اگر زیادی یا کمی در کار است ما مصالحه میکنیم به مبلغ معین که در ماه اونقدر بدین { 31:20}نسبت به این خانه هایی که مردم میخوان رهن کنند، یا رهن بدن یا دکان یا زمین یا هر چه اگر مهایات نکنین، کلاه شرعی هم نیست هااااا  31:58}شما اگر ربا باشد مطلب از جای دیگه خلاف است  32:02}علت حرمت ربا همینه و الا در باب قرض دادن از مستحبات است که اگر شما مالی رو به کسی قرض دادین اگر او استفاده کرد یک چیزی به شما بده این ربایه؟  32:33} در این بعد استفاده، اما اگر انطفاع نبود چی، انطفاع بود به اندازه خودش برد چی، ضرر کرد چی، اینها البته خارجه. در اینجا مثال هر سه جهت رو میکنیم که این مالی که من به شما میدهم که شما تاجرید، فرش فروشید، از این مال استفاده نکنین من هم از این خانه  33:02}این 1 میلیون تومن که اگر مرتب کار کند و استفاده برد بازار خوب باشد این 200 هزارتومن استفاده میکنه ولی این خانه 50 هزارتومن بیشتر نیست اما اگرهایی است که اضافه میکنیم شاید 200 تومن 100 تومن شد شاید 50 تومن شد شاید هیچی نشد. ما 200 تومن رو با 100 و با هیچی قاطی میکنیم تا دو تا 50 باشه این مصالحته فی المهابات این یک  33:54}… دوم …. اینکه لفظه فقط  34:18}یا بهتر باشد یا به همون اندازه باشد. حالا بحث در اینجاست  36:28}

.

.

.

وسلام علیکم