جلسه پانصد و سی و دوم درس خارج فقه

هبه

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین
اللهم صلی علی محمد و آل محمد

بعضی ها فکر میکنن که ما یک تعمق و تعصبی داریم که فرمایشات فقهای بزرگوار رو زیر سوال ببریم این زیر سوال بردن که این فایده علمی همینه اصلا مگر خود فقهای بزرگوار اسلام با هم چه میکنند؟ کارهایی احیانا کردن که ما اون کارها رو نمیکنیم، اگر شیخ انصاری رضوان الله علیه در بعضی فرمایشات {00:40} ما همچین حرفی نمیزنیم اصلا، تلخی حرف ما این هست که ما بر محور قران خب سوال داریم، زیر سوال میبریم فرمایشات فقها رو اگر در فرمایشات جوابی هست یا کمک های اونها جوابی دارند یا فکر کنیم جوابی باشد خب ما قانع میشیم ولی نوعا ملاحضه میکنیم که اینجور نیست کمااینکه در تبصره الفقها این مطلب بَیِن هست. بعضی ها شوخی میفرمایند که شما صد و چند درصد مخالفی، گفتم نه صد و چند درصد مخالف اید، گفتم نه صد و چند درصد که مخالف باشیم {01:23}نیست، ولی درصد مخالفت ها و زیر سوال بردن ها بسیار زیاده ما کلمه کلمه، جمله جمله فرمایش علامه بزرگوار رو که در قله‌ی فقه نوشته ایشون در سن 60 سالگی، یعنی خلاصه ی فقه کل شیعه {01:45} اینو در نظر گرفتیم و خدا رحمت کند یادم نمیره مرحوم اقای …. رضوان علیه …. اصرار داشت این کار رو بکنیم و شد، گفت نذر کنید، نذر هم کرده بودم و این نذر عمل شد، حالا در زمان حیات ما هر چه بشه، بشه ولاکن بعدا معلوم خواهد شد که ما اگر روی فقه و اسلام درست دقت کنیم، فقه شیعه، فقه سنی، فقه های دیگر، این بسیار بسیار انحراف دارند از اونچه را که ما از قران میشنویم استفاده میکنیم. مقادیری از بحث هبه رو ما بحث کردیم حالا بقیه رو ملاحضه کنید، در صفحه ی 66 جلد دوم تبصره الفقها علامه بزرگوار میفرماید که {02:28}سوال، مگر هبه دو بعدیه؟ مگر بیع و عرض میشود که اجاره، مضاربه و چه اینها دو بعدی بود؟! اگر شما خانه ای رو به کسی اجاره دادی هنوز خانه رو تصرف نکرده میتونی بهم بزنی؟ یا شرط هست در تحقق این اجاره که از عقود لازم هست که حتما او قبض کرده باشد، شما چرا در باب هبه این فرمایش رو میکنید؟ این فرمایش که {03:10}اقا من این عبا رو به شما بخشیدم از حالا مال شما، خب اگر شما بخواید این عبا رو بگیرید اذن من شرطه؟ نخیر، اذن شما شرطه که دوش من باشه {03:25}چون مال شماست، مثل جنسیست که به شما فروختم، جنسی که به شما فروختم یا باید معذور باشم تاخیر کنم در در تحویل جنس یا شما اجازه بدی، خب چرا در باب هبه قبض را شما اولا شرط دانستیف که دیروز عرض کردیم قبض شرطه، اصلا شرط نیست مگر اینکه اینجور باشه، از هنگامی که شما این عبا را میگیری به شما بخشیدم، این اشتراط قبض در هبه، این زمان هبه رو داره بیان میکنه یا اینکه بعد از اونکه عبا را به شما دادم به فاصله ی 1 ساعت مال شماست، قبلا عاریه هست، این مربوط به اصل هبه نیست، پس اینکه میفرماید {04:10}نخیر، در این که شخص متحد بخواهد موقوف له قبض کند اذن واحد شرط نیست به زور نمیتونه ازش بگیره مگر اینکه شخص واحد شرط کرده باشه، شرط کند که اقا این مال شما ولی از وقتی که دست شما دادم یا از حالا مال شما ولاکن از وقتی که دست شما دادم میتونی تصرف کنی، بله، المومنون من شروطهمف اما ما هبه مطلقه رو داریم بحث میکنیم، اقا من این عبا رو به شما بخشیدم {04:45}نداره دیگه، بنابراین شما قبض بکنید یا نکنید مال شماست، اذن من شرط نیست اذن شما شرط هست که نزد من باشه بلکه شما میتوانید عبا را از دوش من بردارید با کمال احترام {05:00}چرا؟ برای اینکه عبا مال شماست مثل وقتی که به شما فروختم، میگوید {05:08}قبض قبلا تحقق پیدا کرده، عبای من قبلا پیش شماست الان به شما بخشیدم میگید در اینجا قبض شرط نیست چون انقباضه {05:18}میگیم این حرف درست نیست؟ نخیر،  چه دست شما باشد، دست دیگری باشد از اون هنگامی که شما هبه کردید از همون هنگام حق دارد از شما بگیرد و به زور حتی مگر اینکه شرط زمانی و شرط مکانی عرض میشود که در کار باشد. {05:38}اصل اینکه هبه کردید برای …. قبض تیمکافیه، ما گفتیم …. وجه اعمه، وجه وجوبه، عبا رو که من به شما بخشیدم، عبا مال شماست یا نه؟ خب بله، حالا مال شماست باید پهلوی شما باشه یا پهلوی من باشه؟ مال که مال شما باید باشه ولوو اینکه این مسامعه کنه این مال رو پهلوی من باشه بسم الله، {06:00}که عرض کردم بله ….. فرق میکنه، جد پدری باشد یا جد مادری باشد …. چجور؟ ایا همون حرفی که در باب نکاح فرمودین این حرف رو دارین میزنین که ظاهرا همینطوره چون الا نداریم، چون در باب نکاح میفرمایند که پدر ولایت دارد که پسر صغیر رو ازدواج بده یا دختر صغیره رو ازدواج بده و اینها هم رای رد و اثبات ندارن که، از اقایون سوال کنیم که اگر بعدا کبیره شدن میتونن جدا شن؟ میگن نخیر، پدر به ولایت این عقد رو انجام داده برای صغیر یا صغیره بعدا حق ندارند از بین ببرند میگیم چرا؟ ولایت تا حدی که صغیر هست، تا حدی که صغیر هست تا زمانی که صغیر هست اون ولایت کار خودش رو میکنه اما نسبت به وقتی که کبیره یا کبیر شد این ولایت چرا نافذ بشه؟ مگر شما دست به استحباب، مستحاب بزنی که جاش نیست، برای اینکه این امرش و تکلیفش این پسر یا دختری که {07:30} شده با خودشه، ایا در اینجا همین حرف رو میخواد بزنه؟ ظاهرا همینطوره، {07:37}خب ما قبول رو خب شرط میدونیم، قبول رو شرط نمیدونیم، حالا اونهایی که قبض رو شرط میکنن، اون چیزهایی که شرط هست در باب هبه اگر من یک بچه مادون تکلیفی یک چیزی رو هبه کردم پدر یا امی یا ابی ولایت دارند که اینو قبول کنند و قبض کنند، ما میگیم در قبضش که عرض کردیم در قبض شرط نیست اصلا نه ولایت میخواد نه ملایت میخواد، قبض شرطه، اما در باب قبول میگیم ایا قبول این هبه برای فرزندم باید مصلحت در کار باشه؟ یا اگر خیری و عاری و زلتی برای این فرزند در کار باشه باز حتما باید قبول کنم؟

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

اونم میتونه بله اون میتونه، اگه شما یک چیزی رو به من بخشیدی، منه کبیر بخشیدی، ایجاب از شماست ولی من حتما باید قبول کنم؟ نخیر، من مختارم قبول بکنم یا نه ولوو اینکه در بعضی موارد که اضطراریه که اون رو دیروز عرض کردیم اما در من که در حالت عادی اضطرار ندارم و بالعکس قبول این مال برای من سرافکندگی و {08:55}هست در اینجا قبول کردن من واجب نیست بلکه احیانا مُحَرم هست مثل باب اب، اگر کسی خودش اب نداره ولی یک کسی اب زیاد داره با منت به من اب میده {09:05}این وضو و غسل واجب هست؟ نخیر، بلکه جائز هم نیست چرا؟ برای اینکه ذلت را قبول کردن … قبول کردن برای مومن هرگز جائز نیست در اینجا فاقد …. عرض میشود که … . پس در اینجا ولایت القبول، ولایت شرط داره، اگر به شرط ولایت عمل کند که مصلحته بسم الله ولاکن اینکه الان مصلحت هست که من قبول کنم از طرف صغیر و قبض کنم از طرف صغیر، مصلحت تا کِیه؟ مصلحت تا وقتی که من ولایت دارم اگر ولایت من تموم شد مصلحت باشه یا نباشه به من چه! بله؟ من که به شما ولایت ندارم مصلحت هست که شما زن بگیری حالا بنده بدون {09:55}زن بدم به شما؟ یا شوهر کنه یک دختری؟ این که نیست، این که میگیم مصلحت شرط است، شرط است از برای جواز امر ولایت ولی و این جواز کار ولایت ولیست مادامی که ولی هست امتداد ولایت با امتداد مصلحت، با امتداد اثاری که تحقق ولایت عرض میشود که در بر داره بنابراین از صغیر و از مجنون اگر قبض کرد و قبول کرد مادامی که صغیر هست و مجنون هست به شرط مطلب قبول ولاکن {10:35}میتونه رد کنه ولوو خوبم نباشه ولی حرام که نیست  میتونه رد کنه چرا؟ برای اینکه ولی، ولایت فقط در بُعد صِغَر داره بعد از صغر ولایت در کار نیست {10:52}چون سه حال دیگه این صغیری که ولی براش قبول کرده است و قبض کرده است سه حاله، یا واقعا خوب هست براش یا واقعا بد هست براش یا هر دو، در هر سه صورت میتونه این رو رد کنه منتها در اون جائی که خوب هست براش خوب نیست رد کنه ولی جائزه، اونجائی که بد هست براش باید رد کنه {11:17}تحمل عرض میشود که نکبت و تحمل اذیت برای انسان خب جائز نیست، در اونجائی که بین نا بینه باید بتونه رد کنه، بله در یک جا نمیتونه رد کنه اگر چنانچه خود این صغیر کبیر بود و گرفتن این مال براش ضروری بود ایا میتوانست اینها رو رد کنه؟ خب نه چون ضروریه پس اگه هبه هم نشه شخصی داره می میره، نون دست شماست هیچ راهی هم برای نمردن نداره یک تیکه نون میکنه میخوره خب بعدا بهتون میده پس اگه حالت ضرورت هست که حالت استثناست اون رو چه در حال ولایت چه بعد از ولایت این فرقی نخواهد داشت ولی ما به عنوان ضابطه عامه داریم بحث میکنیم {12:00}مطلقا چه ولایت استمراری، چه ولایت بَدوی ولایت استمراری ندارد چون ولایت مادام الصغره، ولایت بدوی ندارد چون کبیر شده این تخصصا خارج شد، مطلقا به این معنا خب مطلب دیگر {12:22}همین رو ما عرض داریم، میفرماید که {12:35}معنا میکنن اینها …. پدر باشد، مادر باشد، خواهر باشد، برادر باشد، فرزند باشد، عمو باشد، دایی باشد، اینها {12:50}چرا؟ برای اینکه به رحم برمیگردن، به رحم کی؟ اون زنی که اینها رو زائیده یا با واسطه یا بی واسطه، اقایون خود رحم اول رو استثنا میکنن و لذا در زن و شوهر شک میکنن که ایا اگر شوهر به زن داد یا زن به شوهر داد چیزی و اون جنس هنوز باقیست و از بین نرفته و تعویض هم نشده میتواند شوهر از زن پس بگیرد؟ {13:18}میتواند زن از شوهر پس بگیره؟ … میگیم …. دو تا اشکال داره چرا …. شما؟ ولاصیاما اون مالی را که عرض میشود که به عنوان صَدُقِه و هبه شوهر به زن داره {13:34}حرامه اصلا، انچه را به او دادیم …. مطلب دیگریست در باب …. این بعد اول ثانیا، بعد دوم اصل رحم از کجا هست اقایون؟ اصل رحم به عنوان ظرف رحم زن هست، به عنوان انچه در ظرف وارد میشود {13:57}مرد هست پس این … شوهر و رحم زن اینها اصل و منشا و سرچشمه ی این رحم اند که دختر، پسر، عمو، عمه، خاله اینها درست میشه، شما چرا نسبت به زن و شوهر تردید میکنین در حالی که این رو قطعا میگید طبق عدله طبق هرچه که {14:20}بعدا عرض میشود که نسبت به سایر قوم و خویش ها میاریم نسبت به زن و شوهر نمیاریم در حالی که خود زن ارحم الرحم هست و خود مرد هم ارحم الرحم هست، این بذر رو کاشتن روی این زمین، این زمین خارج هست این بذر خارج از نتایج این بذر چی شد؟ اصل رو شما دارین انکار میکنین، این مرحله اُولاست که قبول نداریم و بعد تفسیرا هم صحبت میکنیم. مرحله ثانی {14:55}نسبت به … رحم مطلقه، این شخص …. رحم چه مال دستش هست، چه تلف شده، چه عرض میشود که تعویض شده، در هر سه صورت نمیتونه برگرده اما کسانی دیگر را که غیر {15:15}ارحام باشند شما فقط در یک صورت میتونی برگردونی، اگر خود این عبائی که دادی به این اقا موجوده اما اگر عبا از بین رفته است یا عوض شده است در صورت عوض شدن و از بین رفتن نمیتوانید، این رو قبول نداریم که بعدا بحث میکنیم. {15:30}این حرف ما نیست، چرا؟ ما کتابا و سنتا عرض میکنیم …. به طور کلی حق ندارد چطور؟ ببینید شما چطور در باب بیع چیزی رو که فروختید به کسی الا با شرط البته، الا با خیار، الا با انتصاب، نمیتونید برگردونید؟ میتونید یا نه؟ چون عفوالعقود، خب چون لازم هست بله ولاکن در باب هبه جائزه یعنی چه؟ یعنی من واجب نیست هبه کنم اگر هم هبه کردم اگر وقتی معین کردم تا اون وقت مال شماست و بعدا اتوماتیکی برمیگرده به خود من، اما اگر من چیزی را به شما با شرایط صحت هبه، شما شایستگی دارد و این مال برای شما شایستگی دارد من هم شایستگی دارم، شایستگی بر مبنای شرع هست {16:25}چون در هبه شرط نیست در صدقه شرطه، در صدقه، در خمس، در زکات، در عرض میشود که اینها غصب قربت شرطه اما در هبه شرط نیست ولاکن در هبه هم شرط نیست اگر مسلمانی به مسلمانی هبه میکند و هبه، هبه ی اسلامیست این خودش چیه اقایون؟ {16:50}مگه این هست که به لفظ بیاره؟ ما میگیم لاصیاما یا کلا، وقتی که قربتا الی الله شما چیزی را به کسی دادید و شرایط در سه زاویه ی این مثلث هبه مستقر هست واحد، {17:05}واحد …. خب وقتی شرط هست شما چرا برمیگردی مگه مال اون نشد؟ شما مال اون رو به چه مجوزی برمیگردونی؟ مگر شما مقرر کردید که تا امروز؟ شما وقتش رو معین نکردید، بله مگر این که هبه خودش بهم بخوره یا از اول باطل باشه اگه هبه از اول باطل باشد یا شرطی از شروط صحت هبه در کار نباشد یا هبه با اختیار باشد من به شما بخشیدم ولی اختیار دادم که این رو برگردونم، اگه این باشه مطلبی نیست در باب عرض میشود که عقود لازم همینطوره ولاکن اگر رُفوزه از کل این شرایطیست که میشود برگردونیم خب هبه کردن به شما مجوز شرعی داشت و عفوالعقود گفت مادامی که این مال را به او بخشیده ای و مال، ماله اوست باید سر عرض میشود که این قرارداد و عقد شما بایستید، من به چه حساب نقض کنم و {18:05}مردم رو برم بگیرم، چندتا اشکال داره، اشکال اول، مال مردم رو پس گرفتن چرا؟ چرا؟ شما که میگید جائز هست جواز یعنی چه؟ یعنی بعد از اینکه مالی رو به مردم دادم پس بگیرم؟ نه، جواز به این معنی که از اول لازم نیست، در حال هم که میخواین هبه کنید لازم نیست هبه کنید اما بعد از اینکه هبه کردید دیگه لزوم پیدا میکند به این معنا که شما حق برگردوندن ندارید به طبیعت الحال این اولا، ثانیا، اگر کسی لقمه ای را به دهان کسی، لقمه ای را به دهانش گذاشتن و این لقمه رو برگردوند این چطوره اقایون؟ قی کرد، بله در روایات از رسول الله صلوات الله علیه و از ائمه داریم که {18:48}اگر انسان قی خودش رو بخوره این حلاله یا حرامه؟ …. اگر انسان چیزی رو بخوره و بعد برگردونه، حالا دوباره بخوره؟! این ادمی که یک مالی داره، داد به کسی، بعد برگردونه مثل لقمه ایست که خورده بعد برگردونه، قی کرده حالا بخوره، حالا این اختصاص به جواز الرحم داره؟ {19:15}رحم اسونتره، کسی که پدر من، برادر من، زن من، شوهر شما، کسانی که شوهر میکنن، این اگه برگردونه باز {19:28}کمتره اما اگه به هسایه، به کسی که به او رحم نیست …. قی بدتره چرا شما در قی عادی میگید اشکال دارد که …. اما در قی ای که بدتر است ولی …. در اینجا جائز میدونید؟! این {19:45}پس شما به کجا میخواین استناد کنین که …. بله دو جور روایته، دو جور روایته، یک جور میشود، یک جور نمیشود، ایا میشود برگشت در هبه بدون علل البته، میشود برگشت در هبه رو یا میشود قبول کنی یا نمیشود؟ نمیشوده چون موافق قرانه، موافق قران هست و موافق سنت، موافق قران هست که عفوالعقود، موافق سنت هست {20:14}بنابراین به طور کلی در باب هبه نمیتونه انسان برگرده مگر، این مگر ها رو ما عرض نداریم که، مگرها کار …. مگر اینکه بنده تمام اموالم رو بخشیدم به فلانی بعد خودم و زن و بچه ام موندم تو خیابون این هبه باطله برگردون واجبه برگردونی، اینم غلطه {20:34}در اونجائی که اشکال دارد که ما مطلبی نداریم که در اونجائی که هبه درست هست وصحیحا، شرعا، رجحانا، یا بالاتر وجوبا، اقا اگه واجب بود که من به یکی 100 تومن بدم، احتیاج داره خیلی ضروری، این هبه هست یعنی؟ اگر واجب هست که به او 100 تومن هبه کنم، نه نذر هبه اینکه مال واجب رو برگردونم؟ اونم نداره بده حالا بره بیگاری کنه، کار کنه، چیکار کنه، چه واجب باشد چه راجح باشد ما مال هبه رو نمیتونیم برگردونیم کتابا و سنتا

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

بله؟

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

یعنی شما واجب نیست که در اینجا مالی به کسی ببخشی

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

ابتداعا اما بعدا چی؟ بعدا چرا جواز داشته باشه دلیل بیارین

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

ببینید، اولا که ما منکر لفظ که نیستیم اقایون چی میخوان بگن؟ میخوان بگن این هبه رو جائز … میتونه انجام بده بله؟ اما لازم نیست …. ما دومیش رو قبول نداریم، اولی رو قبول داریم

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

مجنونه که چی؟

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

اینه؟ این رو قبول نداریم، این جواب رو قبول نداریم، این دلیل رو نداریم بلکه با عفوالعقود با ملحقاتش اثبات میکنیم که اینجا عقد لازم هست …. به این معنا، ما سر لفظ که بحثی نداریم که، هبه

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

روایت نقل کردم، قبول نداریم ما

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

روایته، قبول ندارم من

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

نه تَشهَدُ برای حرفی که قبول ندارم {22:14}برای حرفی که قبول ندارم تَشهَدُ ….. چون برخلاف این موازینیست که داریم عرض میکنیم، ملاحضه بفرمائید ….. اقا چیزی که {22:40}برگردونیم، علی الله شد دیگه، اقا شما لِلله یک کاری رو کردین اما برگردونین، خب با خدا دارین مخالفت میکنین دیگه این بعد سوم شد اگر لِلله هم نباشد که در چند بعد از ابعاد قابل برگشت نیست و اگر للله باشد {22:58}در پاورقی ذکر کردیم {23:10}یعنی دوتا شد، دو تا …. شد …. یکی هم قی هستش …. خب اینقدر پیغمبر نجست دونسته برگردونم حالا میشه با اینها، این {23:32} مال …. هست اقا در غیر …. که مهم تر هست که، عرض کردم که در بعد ارحام که اسونتره … از برادرش، از خواهرش ولی کسی که غریبه هست …. انسان دارد، اینجا {23:49}اغوا میشه …. مطلب دیگه ای شد، شما هبه بیخود کردی عادلانه نیست در اینجا باید رجوع کنی نه اینکه جائز نیست باید رجوع کنی رجوع نکنی کار حرامه کمااینکه در {24:05}پاورقی ….. به این پسرم یک دونه الاغ {24:25}بخشیدم، فقال پیامبر فرمود ….. به همشون دادی؟ ….. برگردون، یا باید به همه ندی یا باید به همه بدی این تائید میکند، تائید هم نمیخواد نص قران هست که عرض میشود که {24:44}برابر …. برابر … دوبرابر …. چه در حیات چه در ممات، اقایون در ممات، قران در حیات، اول حیات میکنه، برای اینکه خداوند که خطاب میکنه اول به کی خطاب میکنه؟ به مرده یا زنده؟ بله؟ ما که اولاد داریم {25:00} به ما داره میگه زنده ایم یا به مرده ها داره میگه؟

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

میفهمم کُم کیه؟

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

اقاجون کُم مقدسه

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

نشد ببینید، {25:15}قران داره میگه حالا اقایون نفرمودن …. خدا داره سفارش میکنه که در اولادتون مذکر دو برابر مونث یک برابر، این مال مرگه پس کُم مرده اصلا؟

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

چرا؟

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

خب

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

کی گفته اینو؟

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

{25:40}چیه؟ یعنی چه!؟ این ایه در باب هم ارث هست بعد از موت در حاشیه هم در باب حیاته، کسی حیات رو نمیگیره ممات رو میگیره؟ اقاجون خطاب به شما

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

عزیزم

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

صبر کنید

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

نخیر، مگه این که تقسیم کنیم

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

نه انقسام میگه نه تقسیم میگه در هر صورت بر اموال شما اولادتون به {26:00}این کلیت داره، این کلی قدم اولش، بعد اولش زندگی شماست که خطاب به شما شده به مرگه، بله، مرگ هم استمراره زندگیه این رو قبول داریم این حرف درسته که مرگ هم استمرار زندگیست هم اونطوری که در زندگی چنین هست در مرگ هم چنین باشد، چنانچه در کل ابواب ارث عرض میشود که اینطوره چرا شما حالت اولی رو که حالت قطعیست و حالت عرض میشود که ابتدائیست اون رو رها میکنید و لذا اگه بنده بخوام الان بین اولادم مالی رو تقسیم کنم حق ندارم دختر و پسر یکسان باشه مگر استثنائاتی که اون عرض میشود که از ظابطه خارجه، استثنا از ظابطه خارجه. در اینجا هم {26:40}این میگوید که من به پدرم چیز دادم زنم گفت من راضی نیستم این پول رو بدی به پدرت مگر {27:00}پیغمبر درسته …. باید باشه اشتباست …. این زن که الان میگوید خدمت پیغمبر باید برسیم  تا حکم کنه ….. اول ابی نیست من تعجب کردم چرا {27:44}

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

بله؟

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

بله، اول {27:55}عرض میشود که یک مقدار هم سلیقه شخصیست حالا در هر صورت جبران میشه. عرض میشود که خب {28:10}عدله ای برای اینکه این نیم کیلو هبه رو برگردونه …. جواب شما رو دارم عرض میکنم، با لفظ که بحث نداریم، نخیر هبه این از عقود لازم هست، لازمه به این معنا که {28:33}بهم زد شما از اول بگید جائزه هست نمیشود بهم زد از کجا بدونی حرفش رو؟ نخیر

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

بله؟

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

از عفوالعقود، عقد هست یا نه؟ پس عفو، عفو چیه؟ یعنی همینطوری باشه پهلوی اقا {28:45}اگه پس بگیری که خلاف ایفاء هست مگر در اون عقودی که به طبیعت الحال لازم هست، مثل عقد وکالت که قبلا بحث کردیم {28:55}حدیث اینجوره، قبض شرطه، قبض شرط نیست، اینی که میگه شرط نیست موافق با قرانه، قران میگه عفوالقعود من قبض نداده وقتی به شما بخشیدم این عقد است بنابراین باید به این عقد عمل کنم {29:17}قبلا گفتیم …. معلومه، اگر من مالک شدم چه مجانی دادی، هبه دادی، صدقه دادی یا عفو دادی، مطلقه دیگه معنیش این هست که از من میتونی پس بگیری مگر با دلیل {29:44}بسم الله، کفری باشد، ضرری باشد …. غرری باشد، جهالتی باشد، …. مانع داره، بدون هبه هست یا هبه معوضه یا هبه غیر معوضه مانع داره؟{30:05} شما میبینید که چه شرایطی داره، شراط رو کتاب و سنت معین کرده ….. اولا و عفوالعقود ثانیا ….. ثالثا … رابعا، یکیش کافیه، ….. حرف دوم که هبه شرط نیست در {30:50}ولی یک مسلمانی به یک مسلمانی چیزی رو میبخشه، ….. مثه اینکه مالی کسی بده ولی کار بدی بکنه خب این حرامه، یا نظری بدی مثلا این حرامه

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

بله؟

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

اینم حرامه

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

نه، اگر مسلمانی به طبیعت الحال چیزی رو به کسی میدهد للله  {31:17}اگه للله نباشد که عمل اسلامی نیستش که، عمل اسلامی رو ما داریم بحث میکنیم

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

مسلمان گاه عمل اسلامی میکند گاه عمل کفری میکند، ما عمل اسلامی رو داریم بحث میکنیم

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

نمیخوام بگیم شرطه ببینید، یک مرتبه شرط و تحقق اینه یک مرتبه میگیم {31:32}پله دوم، که شخص مسلمان هبه میکند

کسی سوال میپرسد و صدا ضعیف است

{31:40}البته نه کافر، خب اینجا روایتی هم ما …. نمیتونه برگردونه چه باشه، چه از بین رفته باشه، و چه عوض کرده باشه {32:10}این ….. که گفتیم که …. این دلیل بر این است که رجوع جائزه و ما قبول نداریم در مقابلش صحبت هست که رجوع جائزه ما قبول داریم چون موافق قران هست و موافق روایاتی که از رسول الله صلوات علیه نقل شده. {32:30}سه بعده دیگه، یا للله میدیم، یا غیر للله، یا همینطوری میدیم نه للله در کاره نه غیر للله {32:45}چون چهار بعد داشت مالی که موقوف هست این دارای چهار بعد بود، بعد چهارم رو نگفتیم مثلا عبا رو به من دادی دست زدم بهش، اخه بهش قبلا سر این بود که اگر همینطور هست یا تبدیل شده یا از بین رفته این احکامش برای عرض میشود که غیر {33:18}فرق داره، برای …. در هر سه صورت نمیتونیم برگردونیم ولاکن در …. ببخشید برای …. در هر سه صورت نمیتونیم برگردونیم ولاکن کسی که با شما رحم نیست اگر این جنس موجود هست ولاکن اگر تبدیل شده نه و اگر چنانچه از بین رفته نه، حالا این که این جنس {33:42}دو صورته یک مرتبه در این جنس موجود …. تصرف کرده یک مرتبه نه، ایشون میگه که …. ما میگیم نخیر غلطه که در این تصرف کرده و چه نکرده در هر صورت برگشت این هبه جائز نیست {34:00}این خیلی حرف عجیبیه! این خیلی عجیبه حالا روش فکر کنین …. مجتهده، بابا شما هر کسی رو بگی مجتهد! مجتهد مجتهده، ایت الله عزما، بابا …. بابا اصل رحم، رحم زن است، …. شوهر، شما راجع به …. میگید که نمیشه برگردون ولیکن فی زوجان میگین …. شاخ میشه.

.

.

.

وسلام علیکم