جلسه هفتصد و چهل و هشتم درس خارج فقه

حدود و تعزیرات (زنا)

757

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین

صلات و سلام علی خیر خلقه و انبیا محمد و علی آله الطاهرین

روز آخر بحث سوالاتی در دو مورد مطرح شد که در جواب رو عرض کنیم یک مورد راجع به حد زنا از نظر وحدت و تعدد حد و از نظر اضافه به حد و عدم اضافه به حد و از نظر اینکه معت جلده ایا می شود متفرقا انجام گردد یا نه و از نظر اینکه ایا باید خفیف باشد یا متوسط یا شدید و از نظر اینکه به تمام بدن محدود باید از وارد شود و یا نه و از این قبیل سوالات راجع به حد مادتا و مدتا هیئتا. بحث دوم راجع به قاضی و شروط مفصله ای که در دویست روایت و پنجاه آیه تقریبا امده است تمام این بحثها را ما در محور یک ایه مقدر می کنیم الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اینکه قران تبیان لکل شی است اگر ما تفکر کنیم و دقت شایسته در مضمون ایات در نکات و جملات و ترکیبات و قبل و بعدش بکنیم واقعیت دارد و کم میماند که بعد تبیانا لکل شی به واسطه بیان رسول باشد تبیانا لکل شی قران دارای دو بعد است یک بعد اقوا  یک بعد در حاشیه بعد اقوا کلیات و ضوابط و جزییات احکامی است که قران صریحا و یا در ظاهر مستدل مقدر کرده است و جزییاتی دیگر است که با لسان سنت قطعیه رسول صل الله علیه و آله وسلم تدوین می شود از جمله رکعات نماز و حیئات نماز و از این قبیل حالا در ایه مورد بحث الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ الف لام الزانیه و الزانی الف لام موصول است ایا این احتمال از باب تعدد معنا استعمال لفظ به معنای واحد در از الزانی و زانیه جاری یا جاری است که همون طوری که الف لامی که در فاعل درمیاد معنای موصول میدهد همونطور هم معنای اهل معنای جنس معنای استقرار بر زن انسان گمان میکند که امکان دارد چون اصالتا استعمال لفظ در اکثر از در معنای واحد اشکال ندارد ولکن وقتی تامل می کنیم متاوضه است بین معنیین زیرا اسم فاعل و اسم مفعول الف لامی جز موصول نمی پذیرد اصلا نفی می شود الف لام جنس یا عهد یا استقراق بر در فاعل اسم مفعول صیغه مبالغه و صفت مشبه مسجلا و منحصرا الف لامی که در استفاض در میاد چه اسم فاعل چه اسم مفعول صفت مشبهه چه صیغه مبالغه و چه هر چه … معنای مصدری دارد و نمی تواند حتی وحدتا نمی تواند حتی در وحدت دلالت الف لامی که فاعل و مفعول درمیاد معنی جنس بدهد یا معنی استقرا بدهد یا معنی .. بلکه منحصرا از نظر لغت و استعمال کلی صفات الف لام دار الف لام به معنای موصول است بنابراین الزانیه مع التی التی زنا التی تضمین است التی زنه چون التی تضمین حال است و مستقبل و لکن زانیه و زانی که زنا کرده است این مرد یا زنا کرده است این زن با شرایط شهود الربع که تفسیرا عرض کردیم پس اولا اسم فاعل و اسم مفعول منسلخ است از زمان مانند اسما جامد … درست است داخل در زمان است اما دال بر زمان نیست زمانیات وارد در زمانند در عمق زمانند اما دلالت بر زمان ندارند ولکن مادی که وارد در زمان است دلالت بر زمان گذشته دارد مضارع دلالت بر زمان اینده دارد و دلالت دارد بر زمان حال اما انچه دلالت بر زمان ندارد و زمانی است احیانا مثلث زمان و احیانا زمان … دلالت دارد حالا الزانیه و الزانی مائه التی زنه والذی زنا التی زنه و الذی زنا اینکه میگیم ماضی است نه به حساب اینکه … اسم فاعل منتلف الزمان است و فقط تحقق زنا در زمان اما تحق زنا در زمان یا زمان گذشته و حالیه مستقبل است یا بعضی از زمانها قدر مسلم در زانی و زانیه التی زنه و الذی زنا در زمان گذشته است در زمان آینده نیست کسی که میدانیم بعدا زنا می کند الان … است یا کسی که الان در حال زنا است الان محل ضرب است کسی که در حال زنا است شهود لازم دارد شهود باید شهادت بدن نزد قاضی وقتی شهادت دادند و تمام شروط انجام شد اون وقت است که فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ بنابراین الزانی و زانیه به معنای التی زنه و الذی زنا است موزیش از قراین ما به دست می آوریم حالا اگر منسلخ از زمان باشد شامل در مثلث زمان هست زید زید گذشته زید حالیه زید آینده ضارب ضارب گذشته ضارب حالیه ضارب اینده منتها ضارب اینده  رو ضارب نمی گویند اسم فاعل اسم مفعول صفت مشبهه و صیغه مبالغه دلالت بر آینده اصلا ندارد ولو کان منسلخ از زمان هست ..زمان منتظر وقت زمان نیست چرا برای اینکه کسی که هنوز کسی نزده است ضارب نیست منتسب صفت نیست انتساب صفت یا فعلیت لازم دارد یا مادویت لازم دارد مادی نشده مثلا عاصی عاصی که عصیان کرده است و توبه نکرده است عاصی است عاصی که فعلا مشغول عصیان است عاصی است برای این کسی که بعدا عصیان خواهد کرد الان منتسب نیست چون بله الان منتسب است اینکه سوف یعصی بعدا اما عاصی حداقل دلالت بر فعلیت دارد بنابراین دو بعد از زمان مشمول صفات است نه از نظر دلالت زمانیه مادی یا قرایت زمانی حالی بلکه از لحاظ اینکه زمانی است و اتساع لازمه اش یا مزی است با استمرار یا بالفعل عرض می شود که انجام بدهد بنابراین مستقبل که به نتیجه من الوجوه داخل دلالت التی عرض می شود که الزانیه و الزانی است حال هم نیست مستقبل قطعا نیست برای اینکه اتساع به زانیه و زانی نیست و حال هم نیست برای اینکه در حال زنا فضربوا نیست در حال زنا نهی است شهادتش استشهادش ..بر حد است بنابراین الزانیه و الزانی منحصر می شود به حالت گذشته و اگر هم اتفاق بیوفتد که در محضر قاضی و چند شاهد زنا انجام می شود حال هم مشمول خواهد بود اما فرد بسیار بسیار نادری بنابراین سه بعد دارد یک بعد قطعا نیست مستقبل یک بعد قطعا هست ماضیه جبران نشده زنا توبه نشده و چه و یک بعد اوان بینهما است که در حال زنا چهار شاهد هستند قاضی هست و این چهار شاهد نزد قاضی الزانیه و الزانی شاملش خواهد شد خوب حالا. الزانیه و الزانی این پنج قسمت و یا ده قسم از نظر زن زانیه و مرد زانی و از نظر عذاب و حد برحسب روایات چهار دسته اند اما چهار قسم بر حسب روایات که خواهیم خوند و قبلا تحلیل بر مبنای دقت در آیه می کنیم چهار بعد اینه بعضیها رو مائه الجلده بعضیهارو فقط جلد بعضی ها رو جلد و مائه و جلد عرض می شود که و رجم چهار تا روایت داریم بعد بعضی از زانی ها و زانیه ها فقط رجم نسبت به بعضی فقط جلد نسبت به بعضی هر دو نسبت به راوا مائه جلد و تقریر ثمن مائه جلده و تجدید یک .. که زن زانیه باشد چه مرد زانی این چهار عذاب در روایات هست. داریم تقسیم می کنیم داریم تقسیم می کنیم بعد در خلال ایه بحث می کنیم فعلا تقسیمو در نظر بگیریم بله فعلا بحث تقسیمه بنابراین از نظر روایات چهار حد وارد است که باید بکنیم ولکن از نظر زانی ها زانی ها در بعد اول پنچ قسمن و در بعد دوم ده قسم اند زانی و زانیه یا جوان اند ازدواج نکرده یا جوان اند زادواج کرده و عمل جنسی نداده بله یا پیر اند عرض می شود که ببخشید یا جوان اند ازدواج نکرده یا جوان اند ازدواج کرده و عمل جنسی انجام نداده یا جوان اند ازدواج کرده و عمل جنسی انجام داده یا پیر اند محسن یا پیر اند غیر محسن پنج از نظر تصوری عمل جنایت زنا به پنج مرحله که با هم تفاوت دارند مثلا کسی که جوان است و در وحوش شهوت است و زن ندارد شوهر ندارد این جرمش سنگین تر است یا کسی که پیر است و چهار زن هم دارد پیر و خمیر است این جرمش سنگین تره البته ابعاد سنگینی و سبکی جرم از نظر زن داشتن زن نداشتن جوان بودن پیر بودن حال داشتن حال نداشتن حالا در بعد اول پنج قسم است که عرض می کنیم جوان بی زن جوان با زن عمل جنسی انجام نداده در مدتی است که عقد است جوان با زنش که عمل جنسی انجام داده و محسن است پیر است و محسن پیر است غیر محسن این پنج قسم حالا این پنج قسم یا در شدت و فوران شهوت اند یا نه خیر پس سه ولکن بعد اول بعد اصلی است ولکن بعد دوم اضافه کنیم مراتب و درکات ابعاد شهوت متخلفه جنسی زنا ده بعد دارد ایا جریمه زنا با اختلاف ابعاد حدش می شود یکسان باشد؟ کسی که هیچ نماز نمی خواند یا کسی که بعضی وقتا نماز می خواند بعضی وقتا نماز نیم خواند حدش یکسان است بالاخره در هر جرمی از جریان کسی که جرم بیشتر انجام میدهد با کسی که کمتر انجام می دهد حدش یکسان است کسی کفرش بیشتر است کفرش کمتر است ایمانش بیشتر است ایمانش کمتر است یکسان است برای اینکه افضل الاعمال احمزها بر حسب تعدادی از ایات و تعدادی از روایات که مسلم است در کل شرایع الهیه افضل الاعمال احمزها انما یرا کلها عبا علی قدر .. الی العقول برحسب ضرب بر حسب جبر بر حسب استعداد امکانیات زمینه ها گناه گناه تر و گناه تر ثواب ثواب و ثوابتر مثلا کسی که در مسجد الحرام نماز می خواند این ارزش و قربش عند الله بالاتر است و نماز خوان تر است. کسی که همون سن در پاریس نماز می خونه در پاریس نماز خوندن خانه میگد نه بازار میگد نه اداره میگد نه مسیحی میگد نه مسلمان میگد نه نماز بخواند ولکن در مسجد الحرام مثلا نماز خوند نباشد درو دیوارو بیت و مصلی و غیر مصلی بگن اره بنابراین نماز خوندن از نظر محرکات درونی و از نظر محرکات برونی از نظر موانع درونی و موانع برونی فرق دارد هر قدر موانع درونی و برونی نماز خوندن بیشتر باشد ثواب نماز خوندن زیادتره و هر قدر محرکات ترک نماز از نظر درونی و برونی بیشتر باشد باز ثواب بیشتره بنابراین ایجابا و سلبا کار ساعت اگر موانع درونی و برونی را که زیادتر باشد و کار کنی انجام بشود ثوابش زیادتره حرامه اگر محرکات درونی و برونیه عمل زنا و عمل دزدی و عمل دیگر زیادتر باشد جرمش کمتره و اگر محرکات کمتر باشد جرمش بیشتره بنابراین سر جمع به عنوان قاعده کلی کسی که زنا می کند مرد و زنا می دهد زند بر حسب درکات شهوت فرق می کند درکات درونی درکات برونی درکات درونی قوت جنس بیشتر داشتن شهوت زیادتر داشتن شهوت زیادتر از دیگران است چه پیر است چه جوان اگر شهوتش زیادتر اشت و مخصوصا زن هم ندارد از نظر درونی و برونی محرک ب زنا بیشتر اما از نظر درونی عرض می شود که شهوتش زیاده یک دو ولکین زنا مطلبی نیست ایمانش ضعیف است زنا کردن براش مطلبی پیش پا افتاده است تقریبا اولا و ثانیا شهوتش نسبت به .. زیاد است اینم درونی از نظر برونی از نظر برونی جو جو زنا است جو پاریس است جو لندن است جو واشنگتن است نمی تواند بنابراین از نظر درونی و از نظر برونی تشویق به زنا شدن  است ایا زن ادم مائه ضرب است و کسی که پیر است قوه جنسیش کم است چهار زن عقدی دارد چند تا زن صیغه دارد مع ذلک این زنا می کند ایا مائه ضربه اول با مائه ضربه دوم هر دو می شود برابر باشد یا نمیشود برابر باشد این سوالی است که من میکنم جوابشو فکر کنید خوب حالا. عرض می شود که از نظر بعد اعتبار و از نظر بعد تحریکات درونی و برونی تخلف جنس زیاد باشد کم باشد درونی باشد برونی باشد ما سوال کردیم و طبیعتا باید گفت مائه جلده … الزانیه و الزانی شامل هر ده قسم هست یا نه کسی که زنا کرد جوان باشد پیر باشد قوی باشد شهوت ضعیف باشد جبرش محرک شهوت باشد محرک نباشد زن داشته باشد نداشته باشد چندتا زن داشته باشد هیچ زن نداشته باشد در تمام اینها الزانی صدق می کند یا نه بنابراین الزانیه و الزانی نص در اطلاق است مخصوصا اطلاق موصول اطلاق موصول من القضای التی قیاسات کسی که زنا می کند کسی که زنا می کند این کس هر کس باشد این فرق دارد با اینکه الزنا گفته شود اگر گفته باشد الزنا الف لام جنس استقرا خوب زنا مراتبی دارد ولیکن زنا کردن در بعد زنا کردن مراتب نیست. زنا ابعادش درکاتی دارد ولی زنا کردن زنا کردن است قوی باشد ضعیف باشد محسن باشد غیر محسن باشد پیر باشد جوان باشد جو محرک باشد جو محرک نباشد همش زنا کردن است در زنا کردن همه یکسان اند ولکن در بعد جریمه زنا با هم اختلاف دارند بنابراین حالت موصول یعنی حالتی است که یا ظاهر مستقر است یا نفی در اطلاق است که الزانیه و الزانی فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ بنابراین این مطلب یک زن زناکار مرد زناکار در هر بعدی از ابعاد دهگانه حد مسلم ثابت صددرصدش .. ولی این سوال پیش میاد که ایا بر حسب درکات زنا که زن دار باشد و پیر باشد و ضعیف باشد که بدترین درکات زنا زن دار نباشد جوان باشد در او شهوت باشد که درک زناش کمتر است ایا اقضای طبیعی حد این است که بالاتر بشود سوال داریم می کنیم چه اضافه بر صد ضربه رجم یا فقط رجم یا اضافه بر صد ضربه عرض می شود که بزند مهمترین مطلب هست یا نه میگیم بله مقتضی باشه ولکن ما رو مقتضی نمی تونیم حکم کنیم برحسب مقتضی ما جریمه تشخیص مصلحت نداریم که برحسب مقتضیات حکم صادر کردند اگر برحسب مقتضیات حکم صادر کردند بنابراین ایا نماز صبح که دو رکعت است ثوابش بیشتر از نمازهای دیگر هست یا نه بله پس به رکعت چرا چهار رکعت بخونیم پنج رکعت. اگر …اقتضاست بنابراین چون ثواب نماز صبح از نظر زمان و از نظر موقعیت بعد از خواب و از نظر صفای هوا و از نظر چه و از نظر چه  چون عرض می شود والصلات وسطی قدر مسلم بعد اولش نماز صبح است میگیم نماز صبح چرا دو رکعته پس سه رکعت بشه چهار رکعت ما که بر کرسی تشریع ننشسته ایم که چون درکات زنا فرق می کند جریمه فرق کند این اولا ثانیا کی گفته است صد شلاق برای مرتبه و درک گناه است به اصل گناه اصل گناه مثلا اگر کسی دزدی کند صدمیلیارد دزدی کند یا یک دینار دزدی کند در هر دو صورت چهار انگشتو می برن یا نه اگر حداقل دزدی کند که یک دینار یا نصف دینار یا ربع دینار است برحسب اختلاف روایات بگیم که خوب این چهار انگشت اما اگر خیلی زیادتر دزدید باید کشتش این حرفا نیست این برای بعد اصل دزدی است نه مقدار دزدی تنبه از برای اصل سرقت است و نه از برای مقدار سرقت و ما زیاد داریم از این قبیل از این قبیل حکم شارع زیاد داریم و جواب اون مطلب که هر چه ابعاد تحریک به گناه بیشتر باشد گناهش کمتر است کمتر باشد گناهش بیشتر است بسم الله گناهش کمتر است گناهش بیشتر مرحله چیه؟ مرحله عقوبت اخروی است ما مرحله عقوبت اخروی را با مرحله حد دنیوی نباید قاطی کنیم اولا و ثانیا برای اصل زناست اصل زنا اگر علی رئوس الاشخاص بود طوری که … در اصل زناست که … ولذا این صد..یکسان داره میشه نسبت به جوانی که با وافر شهوت زنا کرده است یا جوانی که با قلت شهوت زنا کرده زن هیچ کدومو ندارد زنای غیر محسن و غیر محسنه ولکن یکی وافر الشهوت از نظر درونی شهوتش زیاده و از نظر درونی گناه براش سبک است و از نظر برونی هم تحریک ندارد این یک دوم از نظر درونی وافر الشهوت است و از نظر برونی هم تشدیده ایا هر دو مائه ضرب بله بنابراین این مائه ضرب به حساب مقدار جریمه نیست بلکه به حساب اصل جریمه است کما اینکه فقطعوا ایدهما در باب سرقت به حساب اصل سرقت است جوری که دو نفر شاهد عادل بالعین و العیان ببینند و برند شهادت بدهند بنابراین رفع و رجوع این اشکال عادی می شود به همین دو سه بحث که الزانیه و الزانی فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ یا ظهور و مستقر بر اطلاق است یا نه نص اطلاق بنابراین چه باید کرد با روایت … چه باید برای ..رجم و الجلد هر دو چه باید کرد برای جلد و تقلید ثمن چون چهار روایت داریم رجم خالی جلد خالی جمع بینهما حالا. روایات متعدده که متناقض البته روایات متعدد متناقض که بعضی طرف اثباتند و بعضی طرف سلب اند طرف اثبات که رجم و جلد با هم نسبت به پیرمرد محسن و پیرزن محسنه رجم و جلد با هم ایا رجم و جلد با هم با فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ تفاوتی ندارد اگر گفتند یکی یک تومن بدید بعدا که گفتش که دوتام فلانی ایا یه تومن ندارد چه کمترش چه زیادترش منافات دارد اگر صد ضربه مقرر است برای پنج یا ده جور زنا که ابعاد زنا محور نیست بلکه اصل زنا محور است بنابراین مائه جلده رو اگر کمتر کنیم مخالف زیاد دارد اگر زیادتر کنیم این جلده مخالف زیادی دارد اگر رجم اضافه کنیم مخالف است رجم تنها مخالف است رجم تنها رجم مائه جلده کمتر از مائه جلده زیادتر از مائه جلده و تقریر یعنی مخالفت مخصوصا تقریر مثلا ایا صحیح است که تناقض بین ایتین رو قبول کنیم کما اینکه روایاتی دارد که جوانی که قد املک و زوجک هم زن گرفته و هم عمل جنسی کرده خوب این هم رجم و هم جلد یا جوانی که ازدواج نکرده است اصلا عقدم نکرده است اما بینهما جوانی که ازدواج کرده و عمل جنسی انجام نداده عقد کرده و عروسی نکرده اینو میگن که در بعضی روایات که صد ضربه شلاق و تقریر به ثمن هم زن هم مرد در ایه نسا چی داشت فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ از لحاظ حد نبود که از لحاظ حفظ ناموس زن بود دیگه وَاللَّاتِي يَأْتِينَ الْفَاحِشَةَ مِنْ نِسَائِكُمْ فَاسْتَشْهِدُوا عَلَيْهِنَّ أَرْبَعَةً مِنْكُمْ فَإِنْ شَهِدُوا فَأَمْسِكُوهُنَّ فِي الْبُيُوتِ حَتَّىٰ يَتَوَفَّاهُنَّ الْمَوْتُ أَوْ يَجْعَلَ اللَّهُ لَهُنَّ سَبِيلًا این امساک فی البیت حد نداره و وَاللَّذَانِ يَأْتِيَانِهَا مِنْكُمْ فَآذُوهُمَا اون حد نه امساک امساک در بیت حد نیست همونطوری که مدرسه شبانه روزی از برای بچه ها حد نیست بلکه ترقی دادن در کمالات علمی و درسی همینطور این زنی که زنا داده لابد رفته بیرون زنا داده پس در خانه حبسش کنید تا یا توبه کند یا یجعل الله لهن سبیلا که الزانیه و الزانی …بنابراین امساک در بیت برای جلوگیری از تکرار زنا است برای حصار قرار دادن و افاق مقرارت کردنه از زنا است پس چطور می گوید که اون روایت می گوید که البته متناقضه روایت روایت می گوید در بعد ایجابی می گوید که اگر جوانی متوسط سن نه خیلی کوچک نه خیلی بزرگ اگر جوان متوسط که بین الرجال است روایت داریم بین الرجال هم خیلی جوان نیست هم پیر نیست اگر بیابین است سنش و ازدواج کرده است و عمل جنسی انجام نداده است صد ضربه شلاق و تقریر ثمن حالا تقریر ثمن نسبت به مرد خیلی مهم نیست البته اشکال دارد ولی نسبت به زن این زنی که در شهر خودش عمل جنسی انجام داده است زنا انجام داده ایا اگر بیرونش کنند و شهر دیگر یکسال نسبت به … این ازادتر برای زنا هست یا نه در ایه نسا فامسکوهن فی البیوت چرا برای حفظ از اینکه زنا زیاد نشه چطور نقیضش را عرض می شود که شما میگید که این ایه نفی کرده چون … نه … پس اضافه بر مائه جلده ایه شما دارید اضافه می کنید تقریر ثمن اگر یک سال را بلکه یک روز یک سال این زن را تبعید کنند به شهر دیگر این آزادتر می شود در عمل زنا بنابراین تناقضه تناقض بین حکمین و تناقض بین حکمتین است و قابل قبول نیست حالا اولا و ثانیا و ثالثا و رابعا اولا ایا صحیح است ابعادشو به طور … ایا صحیح است برای بعضی از زانین یا زنات جمع شود به این حدین جمع بین حدین صد ضربه شلاق و هم رجم این اول ثانیا فقط رجم ایا فقط رجم با ظاهر مستقر ایه مائه جلده منافات داره یا نه ایا پیرمردی که محسن است یا جوانی که محسن است زنا کرده یا زن پیر یا مرد پیری که محسن است زن پیر و زن جوانی که محسن هستند زنا زن ایا الزانی و زانی صد ق میکنه یا نه صد می کند پس چرا به جای مائه الجلده رجم بشه رجم را به جای مائه الجلده منافات دارد با ایه دارد یا نه ایه میگد مائه جلده نسبت به زن زانیه و مرد زانی حالا در بعضی از روایات که متناقضم هست مخدوشم هست اگر متناقش نبود و مخدوش هم نبود بهش اشکال وارد بود که نه خیر مائه جلده نه بلکه جلد بله بنابراین ما برمبنای مستناد از ایه حد باید روایت رو نظر کنیم و دقت کنیم در روایت شیعه و سنی هست که این ایه بوده است و از قران ساقط شده است از شیخ و الشیخ اذا .. فرجهما .. روایت از امام نقل می کند از پیغمبر نقل می کند از امام نقل می کند روایت شیعه و سنی که از قال الله تعالی الشیخ و الشیخه اذا زنیا فرجموهما … که کلام بازاری اینطوری میگن عربی میگن کسانی که عربی می فهمن عرب ساده می فهمند که عربی اصلا نیست این عربی عادی نیست تا چه رسد عربی قرانی عربی قرانی جوری است که بین است حتی در حد بلاغه در افصح کلمات عرب که کلمات رسول کلمات امیر المومنین است قران بین است خوب چطور شده است که این ایه از نظر عربی انقدر کوتاه انقدر زمین خورده انقدر بدبخت این ایه … چندین اشکال مطلب بر ای ن مطلب وارده بنابراین ما در اصل رجم بحث داریم ایا اصلا در اسلام رجم هست یا نه؟ اولا ثانیا رجم یعنی چه اصلا رجم هست یا نه اولا رجم یعنی که ثانیا سنگ باران است یا ریگ باران مائه جلده مائه جلده ایا با شلاق .. میشه زد شدید میشه زد زیادتر میشه زد متوسط میشه زد کمتر میشه زد به مزاکیر و چشم و عرض می شود که الات جنسی می شود زد که انسان ..بشه و در باب رجم ایا رجم مساوی قتل است یا اعم از قتل است رجمی که قتل اور باشد یا قتل اور نباشد این سوالاتی است که ما بر محور قران باز بحث می کنیم و روایتم کار می کنیم ان شالله.

اللهم اشرح صدورنا به نور العلم و الایمان و معارف القران العظیم و وفقنا لما تحبوه و ترضاه جنبنا اما تجبوه و لاترضاه السلام علیکم

34.05