جلسه هفتصد و پنجاهم درس خارج فقه

حدود و تعزیرات (زنا)

759

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین

و صل الله علی محمد و علی اله الطاهرین

ما به فضل الهی در هر زمانی از زمانهایی که تحقیقات علمی قران و سنت وجود دارد حالت یکسان قطعا نداریم انچه را گفتیم و یا گفته اند و انچه را فتوا داده ایم یا فتوا داده اند و انچه را نوشته ایم یا نوشته اند ..فکری ما رو سلب نمی کند بنابراین اگر مطلب جدیدی را گفتیم و به طور مستقل درش اعتماد کردیم که برخلاف گفته ها و نوشته ها و فتواهای خودمان و دیگران باشد این اولا دلیل بر حریت است ثانیا دلیل بر عدم رکود و عدم … مطالبی را دیروز عرض کردیم و گمان می شد که فتوا چنین است ولی عرض کردم ما نمی خوایم فتوا بدیم مخصوصا در بعد رجم سوالاتی بود که اون سوالات برای جوابش باید تحیلاتی در کار باشد که هست نظرم هست که استاد اعظم و اتقا و اعلم و اظهد ما در فقه سنتی مرحوم ایت الله العظمی بروجردی رضوان الله تعالی علیه این روش را داشت و بسیار روش پسندیده ای است مطلبی را امروز می فرمود ادله ای را برای اثبات اون مطلب می اورد و نوعا گمان می شد که رای این است و فتوا هم چنین است ولی فردا مطلب را برعکس می کرد و برعکس دلیل اقوا می آورد و دلیل قبل را رد می کرد بعضی از حاضرین در پیش ایشون که الان مراجع تقلید هستند و در مشهد نظر است که اعتراض می کردند اقا ما بین مجتهدین و قریب الاجتهاد هستیم بنابراین مطالب شما که تکرار می شود برای چیست ایشون می فرمود من الف ب که درس نمی دم که تکرار هم کنم و اینجوری بحث می کنند که در اوج میروی در حدیث می روی استدلال می کنی وضع می کند اثبات می کنی تا در بین این تضادات و تناقضات ادله تبلور استعدادت می شود کسانی که استعداد اتخاذ رای صحیح را دارند از منجلاب افکار و تضاد و تناقض و .. افکار با ادله ای که اقامه می شود بتوانند نجات پیدا کنند و رای مستقری به دست بگیرند حالا در بحث ما در بحث ما محور اصلی ایه حد زنا است الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِنْهُمَا مِائَةَ جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْكُمْ بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اطلاقات و عمومات حالات گوناگونی از نظر شمول و اشمل و کمرنگ و پررنگ دلالتی شمولی دارند اطلاقات و عمومات که مهمل در اطلاق عموم باشند و یا حتی ظاهر مستقر در اطلاق عموم باشند در بعضی از افراد نص اند در بعضی افراد اظهرند در بعضی افراد ظاهر اند در بعضی از افراد خیلی کم رنگ دلالت دارد حالا این ایه مبارکه که اطلاق دارد که الزانیه والزانی التی زنه و الذی زنا این دارای افرادی است دارای سه بعد است و هر سه بعد دارای دو بعد است سه بعد بعد اول جوانی که عذب است چه مرد باشد چه زن این بعد اول بعد دوم جوانی که چه مرد چه زن ازدواج کرده است و دخول نکرده است بعد سوم جوانی که ازدواج کرده است و دخول کرده است هر سه بعد از افراد این مطلق الزانیه و الزانی هستند و بعد راجع به پیر پیری که ازدواج نکرده است پیری که ازدواج کرده و دخول نکرده است پیری که ازدواج کرده و دخولم کرده است پس شش بعد شش فرد مشخصا مشمول اطلاق الزانیه و الزانی هستند اما ایا این افراد یکسان اند ایا پیر و جوان یکسان مشمولند رنگ دلالتی الزانیه و الزانی فجلدوا کل واحد منهما مائه جلده نسبت به پیرمردی که زن دارد و احتیاج ندارد و نسبت به جوانی که زن ندارد و احتیاج ندارد یکسان است شمول دلالتی قطعا یکسان نیست یکسان نیستند و یک رنگ نیستند در بعد حد مائه الجلده این فرق می کنه بعضی افراد مشمول این مطلق اند به عنوان نص النصوص جوانی که زن ندارد زن ندیده است و شهوت وافره در او هست این مائه جلده است پیرمردی که زن دارد و زنها دارد و شهوتش کم است مائه جلده ایا این دو برابرند و به عبارت ایا این شش فرد و شش مصداق برابرند در شمول دلالتی الزانیه و الزانی فاجلدوا کل واحد قطعا حالا ما دو فرد داریم  یک فرد جوان زن نگرفته اصلازن ندارد جوان زن نگرفته که علی رئوس الاشهاد زنا کرد و چهار شاهد عادل چهار فرد یک فرد این قطعا مشمول است یعنی مشروطیت دارد ایه نسبت به اما نسبت به پیرمردی که زن دارد پیرمردی که زن دارد و زنها دارد هم حالت درونیش هم حالت برونیش احسان است محسن است از نظر ضمنی و هم محسن است از نظر زن دار بودن خوب این هم مشموله اما رنگ شمول ایه نسبت به جوان بی زن بیشتر است و نصوص زیاد دارد یا رنگ شمول ایه نسبت به پیرمرد خمیر کم شهوت زن دار فرق می کند این که شما میگید که روایاتی که دلالت می کند بر رجم منافات دارد با ایه منافات دو جور منافات دارد یک جور منافات با اطلاق است که نص است یک جور منافات با اطلاق کم رنگ است منافات با نص در اطلاق نیست زیرا الزانیه و الرانی اکثر افرادش کدام است ایا اکثر زناهایی که علی رئوس الاشهاد انجام می گردد با جوان های بی زن است یا پیرمردهای بی حال با زن اکثر نود و چند درصد با جوانهای بی زن است و اقل درصد بسیار کم و کمرنگ پیرمردی است که حال ندارد و زن هم دارد بنابراین شمول ایه نسبت به فرد اول شمول نص صددرصد است که قابل استثنا و تخصیص نیست اما شمول ایه راجع به پیرمرد بی حال کم شهوت زن دار شمول بسیار بسیار کمرنگ است طوری که این مطلق استقبال می کند از … پیرمرد زن دار استقبال می کند. استقبال می کند اینم بحث می کنیم این مطلق جوری است که ..مطلق این مطلق الزانیه و الزانی فاجلدوا کل واحد منهما مائه جلده نسبت به پیرمردی که زن دارد سه حال دارد یا نصوصیت دارد که ندارد چون اقل افراد است و کم رنگ ترین مصادیق هست یا بی تفاوت است نه نعم و نه لا این هم نیست چون پنجاه درصده نه خیر استقبال می کند از … یعنی این مطلق این عام انتظار تقلیدی که مضاعف باشد حد نسبت به پیرمرد زن دار انتظار چنین تقلیدی رو دارد اگرم انتظار چنین تقلید نباشد ولکن به قدری کم رنگ است شمول دلالتی اطلاق الزانیه و الزانی نسبت به پیرمرد زن دار که اگر تقلید باشد معارضه نیست و أَطِیعُوا اللهَ وَأَطِیعُوا الرَّسُولَ وَأُولِی الأَمْرِ مِنْکمْ اطیعوا الرسول در دو بعد است یک بعد انچه را که از پیغمبر نقل شده است و موافق قران است یک بعد انچه که از پیغمبر نقل شده مسلم نه موافق قران است و نه مخالف قران سنت قطعیه ای که حدودا حداقلی که باید یعنی تواتر اجمالی تواتر اجمالی یعنی این سه روایت با اینکه در اضافه بر رجم مطالبی دارند و جریانات خاصی هست این که سی روایت یا بیشتر در ابواب گوناگون احسان و حد زنا اتفاق اجمالی دارند برای اینکه مرد زندار رجم می شود چه پیرمرد باشد چه غیر پیرمرد حالا پیرمرد باشد بنابراین این سنت سنت قطعیه بلامنازع است عجیبه ها روایاتی که درباره مرد و زن مخصوصا پیرمرد و پیرزن که ازدواج دایم دارند با شرایط اسان ازدواجی یک دونه مخالف ندارد نه در روایات شیعه و نه در روایات سنی بلکه تمام تواتر صددرصد دارند و تواتر دارند تواتر بالمنازع دارند و تواتری که بر خلاف ایه نیست اگرم موافق ایه نباشد و اگر ایه استقبال نکند و انتظار نداشته باشد که حد مرد زندار یا بالاتر پیرمرد زندار مائه جلده نباشد ولکن مخالفت ندارد بنابراین از نظر فقه عمیق قرانی قبول روایاتی که مرد زن دار یا زن شوهر دار مخصوصا پیرمرد اگر باشند یا جوان باشند در بعد دوم این تخصحیح دادن تخصیص زدن نسبت به فردی است که بسیار کم رنگ مشمول به مطلق است اونقدر کمرنگ مشمول مطلق است که اگر این روایتم در کار نبود این سوال در کار بود اخه چه میشه چه میشود که فرق نباشد در مائه جلده بین مرد جوان عرض می شود که بی زن و مرد پیرزن دار مرد جوان بی زن که چند بعد او را تحریک به زنا می کند و مردپیر زن دار که چند بعد اونم زنا میکند اونم زنای علی روئوس الاشهاد که چهار نفر شاهد بتونند بله این سوال بود و جواب مخالف جوابش را حدود حداقل سی روایت با تواتر اجمالی می دهد که حدش رجم است بنابراین منافات با مائه جلده ندارد این مائه جلده مال چند فرد سات خوب شش فرد مشمول ایه شش فرد. فرد اول که ایه … است غیر پیرمرد پیرزن که جوان میگیم عاقلم میگیم جوان زن جوان یا مرد جوان بدون هیچ ازدواجی دقت کنید در متن دوم زن و یا مرد جوان با ازدواج بدون دخول سه زن یا مرد جوان با ازدواج مع الدخول چهار زن یا مرد پیر بی ازدواج پنج زن یا مرد پیر با ازدواج بدون دخول شش زن یا مرد پیر با ازدواج با دخول ایا رنگ شمول اطلاقی ایه نسبت به این شش برابر است هرگز برابر نیست و کمرنگترین البته ملحق داره کم رنگ ترین افراد شش گانه ای که مشمول دلالت اطلاقی ایه حد هستند پیرمرد و پیرزنی است که شوهر دارد پیر زن و زن دارد پیرمرد با شرایطی که در باب احسان بحث شد بنابراین از لحاظ دلالتی کتاب کتاب اونقدر دلالت قوی یا دلالت متوسط بر یکسان بودن حد محسن پیرمرده یا زن باشد یا حد جوانی که زن ندارد و شوهر ندارد عرض می شود که دلالت ندارد البته دلالت ندارد اگرم دلالت داشته باشد دلالت بسیار کمرنگی است که اماده و استعداد دارد و استقبال می کند از … سوال پس در باب … در باب عرض می شود که سرقت میگیم بله در باب سرقت زیاد سرقت کند کم سرقت کند در تمام ادله کتابا و سنتا یک حد یکسان اما در اینجا یکسان نیست چرا یکسان نیست برای اینکه این گناه دارای سه بعد است اصولا گناه گناه دارای سه بعد است یک بعد بعد اصلی گناه که علی الرئوس الاشخاص نباشد بعد دوم بعد دوم بعد اصلی گناه که علی رئوس الاشهاد هست اما محسن و محسنه نیست بعد سوم زنا علی رئوس الاشهاد است و محسن و محسنه است ایا زنای علی رئوس الاشهاد محسن و محسنه بودن قویتر است یا زنای علی رئوس الاشهاد محسن و محسنه نبودن تادیب وقاحت اجتماع کدام در اسلام بیشتر است وقاحت اجتماع در وقاحت اجتماع و پرده بردای از عفت اجتماع ادیب کسی که زن دارد و احتیاج ندارد به زنا بیشتر است کسی که زن دارد بیشتر است کسی که ندارد کمتر است بعد سوم بعد سوم این است که مراتب عقوبت مربوط به اخرت است درسته مراتب عقوبت درکات عصیان که درجات عقوبت این مربوط به اخرت است ولکن بعضی از درجات عصیان در دنیا به عنوان کفاره انجام می شود چرا برای اینکه تادیب اجتماعه توجه کنید دقت کنید اینکه علی رئوس نشده علی رئوس زنا دو بعد دارد یک بعد حاجت ندارد و محسن است یک بعد حاجت دارد و محسن نیست اگر حاجت ندارد و محسن است محسن است اگر حاجت ندارد و محسن است این بعدش قوی تره این جریمه زنا رو بیشتر میکند فحشا رو زیادتر میکند پیرمردی یا جوانی که زن دارد زنها دارد احتیاج ندارد به زن داشتن علی رئوس الاشهاد برود زنا کند این تادیب اجتماعیش بیشتر است چون تادیب اجتماعی زنای علی رئوس الاشهاد محسن یا محسنه بیشتر است بنابراین جریمه شونم در بعد دنیوی بیشتر است چون اثرش دنیویش بیشتره ولکن کسانی که در خفا کسانی که در خفا کاری انجام میدهند و شاهد در کار نیست هر قدر گناه زیادتر باشد عقوبت زیادتر در اخرت است گناه کمتر باشد عقوبت کمتر در اخرته ولکن گناهی که علی رئوس الاشهاد انجام بگیرد هر قدر اثر نکبت بارش و پاره کردن پرده عفتش و پاکدامنی اجتماع مسلمان را بیشتر باشد تبعا این مربوط به دنیا است مربوط به اخرت نیست انچه از حد و غلظت حد مربوط به دنیا است و انچه از غلظت حد مربوط به اخرت است با هم تفاوت دارد بنابراین این تصدیق می شود که اگر زنای محسن و محسنه باشد پیرمرد پیرزن باشد قابل تخفیفه ششمین فرد از افرادی که مشمول اطلاق ایه بودند همون پیرمرد و پیرزن زن دار بودند پنجمی پنجمی زن دار است اما پیر جوان است زن دارد زنها دارد این پنجمین فرده همون طوری که ششمین فرد حد اقل افراد است بر این فرد مردی که زن دارد چه پیر باشد چه غیر پیر مردی که زن دارد احسانش زیادتر است احسان دارد حفاظ و نگهبان از زنا دارد کسی که حفاظ و نگهبان برونی از زنا دارد که زن دارد علی رئوس الاشهاد زنا کردنش این واویلا است بنابراین تبیینی که در روایت هست چه پیر باشد چه جوان باشد سی روایت حداقل اعم از پیر یا جوان یا خصوص پیر خصوص جوان سه بعدی ولکن سه بعدی تواتر اجماعی دارد که مرد محسن یا زن محسنه با شرف احسان رجم می شود این بعد اخیر و بعد اول بعد اول جوانی است که زن ندارد دخول نکرده زن ندیده و این عرض می شود که حد مائه جلده حالا در باب احسان بحث احسان بحثی داریم و در ابواب دیگر بحث شد احسان احسان شش بعد احسان از عمل جنسی انچه ان نیرویی که درونی بادش برونی باشد برونی متصل باشد برونی منفصل باشد … چون بحثی است که در مقابل تمام فقها ما نظر میدیم و … احسان که در بعد زنا حفاظت از تعدی جنسی است این دارای شش بعده سه بعد درونی و سه بعد برونی بعد درونی اول احسان عفاف شخصی که عفیف است خود عفت احسان است خود عفت و خود ایمان او را نگهبان است از زنا این یک بعد درونی احسان بعد درونی دوم احسان این است که ولو جوان است ضعیف است خود ضعف در جریان جنسی جریان جنسی نگهبان از زنا است اصلا تا چه رسد زنایی که علی رئوس الاشهاد باشد سوم پیری پیری نگهبان انسان است از زنا تا چه رسد زنای علی رئوس الاشهاد این سه احصان درونی و احصان درونی چهارم حریت حریت .. نسبت به حر محصن اطلاق می کند در قران و حر محصنات فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ حریت این چهارتاش پنجم پنجم این است که مردی زن دارد زنی مرد شوهر دارد اما دخول انجام نشده است ششم مرد زندار و زن شوهر دار که دخول هم انجام شده است و شرایط شرعی احصان هم دارد این شش بعد احصان ایا سوال ایا می شود روایات متواتره بیگانه ای را که دلالت تواتر اجمالی دارد بر اینکه محصن یا محصنه رجم می شود نه جلد البته بعضی روایات جلدم داره حالا بعدا عرض می کنیم رجم  می شود و جلد نمی شود که رجم مافوق جلد است از نظر شدت حد ایا این روایات رو می شود حمل بر شش احصان کرد پنج شش چهار دو یا یکی ایا این دقت کنید ایا این .. و بیشتر از یک روایت که تواتر اجمالی دارد بر اینکه  شخص محصن عن الزنا یا محصنه عن الزنا باید رجم گردد چه حد اول باشد که قبول نمی کنیم چه حد اولم نباشد ایا می سازد با کل مراتب احصان در بعضی روایات اینطوره در بعضی روایات دارد المحصن و المحصنه المحصن و محصنه زن دار باشه المحصن احصان داخلی احصان خارجی احصان جوانی احصان زن دار بودن احصان دخول کردن احصان پیرمرد بودن احصان احتیاج نداشتن احصان حریت ایا می شود به این روایاتی که مطلق اند استدلال کرد بر اینکه کل محصنین و محصنات در هر بعدی از ابعاد شش گانه احصان رجم می شوند یا نه؟ به تواتر روایت استثنا می کنیم … به تواتر روایات استثنا کردیم و دلالت مشمول روایت نسبت به زن دار و شوهر دار خیلی کمرنگ است بنابراین روایت متواتر مخالف با ایاتو جوابشو دادیم حالا بحث دومیه سوال جواب جواب دو بعد دارد یک بعد روایتی و یک بعد اعتباری و خارجی یا شاید نود و نه درصد روایات این احصان رو معنی کرده احصان عن العمل زنا در بعد ظهوریت نه احصان عفاف درونی نه احصان حریت نه احصان عدم حاجت نه احصان پیرمرد بودن نه احصان زن داشتن و دخول نکردن بلکه احصان در بعد ازدواج است احصان دیگر بنابراین روایات متواتره بیگانه و یا بیشتری که به نحو دلالت اجمالی تخصیص میدهد ایه را و تخصیص ایه هیچ مخالفی با ایه ندارد فقط در بعد احصان ششم است احصانی که با زن داری و شوهر داری محفوظ گردد این از نظر روایتی از نظر اعتباری از نظر اعتباری ایا کی می تواندبگوید که جوانی که زنا کرده است قوی در جنس …  کی می تونه بگه در درونه پیرمرد جوان یا هر چی کی می توند این پنج احصان را اهراز کند اولا حریت حریت احصان اور است ولکن احصانی نیست که موجب رجم باشد چون نوعا احراراند مخصوصا در قرون متمالی اسلامی فردی که عبد عن عبده الی یوم القیامت همه احرارند و ایه ام نوعا احرار و شامله بنابراین اگر احصان حریت منات باشد تصدیق اکثر لازم است در ایه چون الزانی و الزانیه نود و چند درصد مخصوصا در بعد عمق و طول تاریخی این بیشتر عرض می شود که احرار هستند این مال احرار اما در بعد اینکه این شخص این یک یک بعد از شش بعد بعد دوم در اینکه این شخص ضعیف است از نظر جنسی با اینکه ضعیف است از نظر جنسی رفته است علی رئوس الاشهاد زنا کرده این دو اشکال داره یک از کجا می فهمید شهادته در درونه اون شخصه شما در درون این شخص واردید که ضعیف است از نظر جنسی مع ذلک رفته است علی رئوس الاشهاد زنا کرده نه خیر این دلیل بر قوته اگر کسی در معبر رفت زنا کرد مسلمانم هست مسلمانه در معبر رفت زنا کرد دلیل بر اینه که قویه نه ضعیفه اولا و ثانیا اولا ضعیف بودنش را و … از کجا می دانستید ثانیا این که وادار شده است علی رئوس الاشهاد نه زیر پلی نه مخفی گاهی نه در معبر انجام داده است معلوم است این وفور شهوته و ضعیف نیست اولا و ثانیا ضعف چه از نظر ضعف کلی کلی است و چه از نظر راس مثلا پیر پیر است زن نداره بعضی روایات هست که رجم پیر است زن نداره ولکن قاعدتا شخص پیر داعی بر زنا نتوند تا چه رسد زنای علی رئوس الاشهاد کند کدوم معنی میده و از این پیرها هستند از جوانها وفور شهوت بیشترند وانگهی پیر مسلمانی که علی رئوس الاشهاد زنا کند معلوم شد قوت دارد اگرم معلوم شود قوت دارد از کجا معلوم است که این پیری ده قوت جنسی ایجاد کرده این سوم جوانی که زن دارد و با زن عمل جنسی انجام نداده جوانی که زن دارد و با زن عمل جنسی انجام نداده از کجا معلوم است که این محصن است از کجا معلوم که احصان کرده است او رو احصان در صورت دخول و شرایط نه دخول و مال اینم نسبت به عرض می شود نسبت به این پنج مورد اولا و ثانیا اولا در بعد روایات متواتره که تواتر اجمالی دارند نودو چند درصد شامل این پنج مورد نیست بلکه شامل احصان در بعد حریت است اولا ثانیا احصان در غیر بعد حریت محرز نمیشه بنابراین تکمیل بحث این است که مرد زن جوان پیر در صورتی که زن داشته باشد یا شوهر داشته باشد با شرایط احصان رجم است اما ایا اگر پیرمرد باشد و زن دارد به حساب زندار بودن رجم و به حساب پیرمرد بودن مائه ضربه ضربت بزنن نه خیر روایات در این باب مختلف است از اول میگیم روایات در باب جوانی که زن ندارد اصلا دو گونه است یک دسته روایت این است که فقط جلد مائه جلده است یه دسته این است که نه خیر باید که تقریب سه هم باشد چه مرد چه زن این مخالف نص ایه است برای اینکه فرض اولی که اطلاق ایه درون است چیه ان جوانی که زن ندارد و شوهر ندارد جوانی که زن ندارد شوهر ندارد اگر او هم اضافه در مائه جلده تقریب کند خوب … ایه نص بر خلافه بنابراین روایت مختلفه کاری به کم و زیاد نداریم روایات زیادتر و کمتر نداریم روایات مختلفه ای به هر شکلی باشد در بعد جوان زن ندار که ایا فقط مائه جلده یا … این عرض در کتاب میشه و کتاب مائه جلده را تصدیق میکند این بعد اول بعد دوم بعد دوم در بعد دوم روایتو من خوندم و بعدم باز تکرار خواهیم کرد  ولکن حالا اشاره می کنم در بعد دوم جوانی که زن دارد و دخول نکرده این که محصن نداره جوانی زن دارد و دخول نکرده است سه روایت در باب این جوان دارد … سه نوع روایت یه نوع روایت جوانی که زن دارد و دخول نکرده است محصن نیست فقط مائه جلده این یه روایت دوم جوانی که زن دارد و دخول نکرده است پنج شیش روایت داریم که اضافه تقریب سنه هست سوم دو بعد اضافه است سه چهار روایت داریم که جوانی که زن دارد و دخول نکرده است هم مائه جلده هم تقریب سنه هم جلد … یا جلد یا حد یا موهای سرش رو بکنند یا ..بتراشند از بیخ موهای سرش رو و چهارم یفرق بینهما پس سه روایت داریم سه روایت در باب جوانی که زن دارد و دخولی انجام نداده است این … کتابی می گوید مائه جلده چون در باب احصان که اقایون دلالت ندارند روایت داریم روایت متواتره هم باب احصان باب احصان منحصر به زن داشته باشد و دخولم کرده باشد یقضوا علیها و یره اما بین این زن و مرد … نه یعنی یه جا نباشند بله بله یفرق بینهما دو بعد داره یک یفرق بینهمایی است که زن و شوهراند شوهر زنا کرده یفرق بینه و زن زن زنا کرده یفرق بین او وشوهرش این در یک جهت … بعد دوم یفرق بین الزانی و الزانیه جدا کردن بین الزانی که عاشق است و زانیه که معشوق است جدا کردن این ثواب است لازمه و لکن برای اینها عقوبت است دیگه چنانچه تبعید عقوبته این چهار. حالا هرچی بالاخره … حالا … بالاخره این جدایی بهتر است یا با هم بودن برای شما باهم بودن زانی و زانیه بهتر است یا جدایی ببینید پس یک روایت یک بعدی است روایت دوم بعدی است روایت سوم چهار بعدی است چهار بعدی است یا در بعد سوم کندن موی سر که … یا هر دوم خوب این سه نوع روایت رو با هم تعارض دارند عرض بر کتاب می کنیم و کتاب می گویند مائه جلده خوب بعد راجع به پیرمرد پیرمردی که زن ندارد روایت دارد رجم و روایتی دارد که رجم دو نوع روایت پیرمرد زن ندار به حساب اینکه محصن نیست و روایتی دارد که رجم نیست بلکه جلد است به حساب اینکه پیرمرد است در بعد احصان پیری در در بعدی پیرمرد است روایت دارد که عرض می شود که رجم ما این دلالت بر کتاب می کنیم کتاب می گوید مائه جلده چرا به دو جهت بعد دیگر نفی ایه است که شامل بر هر کسی که زنا کرده مگر اون کسی که تواتر اجمالی روایات استثنا کرده اما در تمام اینها روایته و ..برکتابه نه تخالف روایت درنظر گرفته میشه نه نص راجع به پیرمردی که زن دارد پیرمردی که زن دارد روایت مختلف داریم یک روایت است که پیرمرد زندار مانند جوان زندار فقط رجم روایت دوم پیرمرد زن دار رجم است با عرض می شود مائه ضربه جریان حدین جریان حدین چندتا اشکال دارد اینکه وقتی که یک زنا انجام شده است یک زنا دو حد ندارد که یک زنا دو حد ندارد این اولا ثانیا برخلاف ایه است در اینکه ایه یا شامل می شود او را یا شامل نمی گردد شامل نمی گردد در بعدی که محصن باشد یا محصنه باشد و عمل جنسی رو انجام داده باشد شامل نمی شود ایه یعنی مائه ضربه نیست بلکه رجمه اگر شامل می شود شامل به عنوان یک حد می شود مائه ضربه و عرض می شود که جلد بنابراین حتمی مطالبی که دیروز عرض کردیم بین نفی اثباتیم نفی نسبت به اینکه اضافه بر مائه ضربه نسبت به غیر محصن و غیر محصنه چه پیر باشد په جوان بعد دیگر جمع بین حدین حالا باید بحث کنیم در احصان زوجیت ایا در بعد احصان زوجیت شرط است دایمه باشد که اگر منقطع باشد یا اینکه …باشد کافی نیست وانگهی در شرط دایمه هر دایم باشد ولو فاصله باشد ولو در حد باشد یا نه خیر دایمی نزدیک باشد البته زن دایمی ولکن سوال در روایت است این سوالو جوابشو در اینجا سوال ایا مردی که زن دارد یا این زن و شب با اوست و دایم است حالا کاری نداریم منقطع دایم منقطع … زن دایمی و مرد دایم و با او هست اما عمل جنسی را مرد احتیاج داره زن کور است کچل است شل است پیر است البته نگاه کردنش کفاره داره اینم محصن است یا به عکش مردی کور است کچل است خمیر است حال ندارد چه چه چه چه و زنی که جوان است و خوشگل است حالت جنسی درش وافر است ایا این زن محصنه است روایت ندارد ایا بودن عقد دایم و امکان عمل جنسی امکان عمل جنسی نیستش که شرطه امکان عمل جنسی امکان نیش خولی غقلی است یا امکان عادی است زنی که باید کفاره داد تا نگاش کرد اصلا راست کج میشه اینو نگاه کنه تا رسد زنی که کج راست میشه فرق ندارد با هم

اللهم اشرح صدورنا به نور العلم و الایمان و معارف القران العظیم و وفقنا تحبوه و ترضاه و جنبنا لما تحبوه و لاترضاه

والسلام علیکم

40.12