جلسه هفتصد و شصت و ششم درس خارج فقه

حدود و تعزیرات (سرقت)

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین
ٱللَّهُم صل علی محمَّد و آل محمَّد

چهار پنج موضوع بحث است در قضیه سرقت و حد سرقت و مقدار مال مسروق و سایر جهات. دیروز مقدمه­ای رو عرض کردیم و پیرو اون مقدمه عرض می­کنیم وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ سرقت جمیع اموال و اشخاص و اقوال و انفس و عقول و نوامیس و سایر نوامیس را شامل است. و به حساب و مناسبت سرقت­ها قطع ید هم چنین است که قطع ید فقط قطع ید جارحه نیست. اگر با ید جارحه سرقت شده است چه مال را و چه شخص را قطع ید جارحه است به اون حدی که بحث خواهیم کرد.

اگر سرقت سرقت عین است جلوگیری از تکرار، سرقت سمع است جلوگیری از تکرار، سرقت رجل است همچنین، سرقت عقیده است، سرقت ناموس است، سرقت عقل است و سایر سرقت­ها به مناسبت خودش و به تعبیر امام صادق علیه السلام در آیه انَّما جَزاءُ الَّذِینَ یُحارِبُونَ اللهَ نحو الجریمه بهترین تعبیری که راجع به اون آیه شده است نحو الجریمه است این یکسان نیست حدود و جزاهایی که حاصل می­شود در برابر تخطیات و عصیان­ها.

حالا حدی که حد قطع ید باشد در باب چه سرقتیست؟ قدر مسلم سرقت مال است. در اینکه چقدر مال است بیست قول است و چهار جور روایت که بحث خواهد شد. اما قدر مسلم در سارق و سارقه که قطع ید جارحه و جسمانیست عبارت است از سرقت مال و سرقت مال هم ابعادی دارد که عرض می­کنیم و در باب حدشم باید که پیروش عرض کنیم.

و همچنین سرقت شخص و نه از باب اولویت فقط. ممکن است اگر اطلاق نداشت آیه مبارکه وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ از باب اولویت قطعیه می­گفتیم که اگر نص بود آیه یا ظاهر بود آیه در سرقت مال که در سرقت مال حد است و بریدن دست است، در سرقت اشخاص به طریق اولاست اما احتیاج به استدلال این اولویت ما نداریم چون السَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ اطلاق دارد سرقت مال باشد، سرقت شخص باشد و سرقت­های دیگر.

بنابراین در درجه دوم از باب آنچه می­گویند و در درجه اول از باب آنچه باید گفت، آنچه می­گویند وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ راجع به سرقت مال است در درجه اول و در درجه دوم الحاقی راجع به سرقت اشخاص است و آنچه بایست می­گفت اهم موارد سرقت سرقت اشخاص است و بعد در درجه دوم سرقت اموال است.

 اما راجع به سایر سرقت­ها حدود دیگری در کار است که به طور اجمال از فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا استفاده می­شود. اگر سرقت به دنبالش قتل باشد در آیه محاربه است، اگر سرقت مسلحه باشد آیه محاربه است که اون آیه رو باید مفصل بحث کنیم و بحثم کردیم و باید مجددا بحث کنیم و مطالب جدیدتری از آیه استفاده کنیم. ولی آنچه که در بعد سرقت مال است و سرقت شخص است فعلا ما داریم بحث می­کنیم.

حالا در سرقت مال آیا در سرقت مال مطلق سرقت؟ یا سرقت مطلقه؟ اگر سرقت مطلقه باشد باید در تمام ابعاد دزدیدن مال یا دزدیدن شخص نهانی باشد. هم مالک مال پنهان باشد هم مال پنهان باشد هم سارق پنهان باشد هم سرقت پنهان باشد هم وجه سرقت، چهار پنج وجه دارد. سرقت صدق می­کند در اینکه یک وجه سرقت باشد. یک وجه سرقت باشد و این وجه سرقت هم چه سرقت کل مال یا شخص باشد یا سرقت بعض مال یا شخص باشد صدق سرقت کافیست برای اینکه السَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ اطلاق دارد و بر مبنای اطلاق السَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ تمام اقسام سرقت مال و شخص را شامل است ولو اونکه استثناست بحث می­کنیم، تمام اقسام سرقت مال و شخص را شامل است.

مثلا کسی که کم­فروشی می­کند سرقت کرده. کسی که ایهام کرده است به طرف که من یک کیلو به شما دارم جنس می­فروشم ولی یک کیلو صد گرم کمتر، این در صد گرم سرقت کرده در کل سرقت نکرده، در صد گرم سرقت کرده یا کسی که مالی را درست نشان می­دهد اما معیب است. فرشی را درست نشان می­دهد که ده هزار تومن می­ارزه اما معیب است که پنج هزار تومن می­ارزه اینم سرقت کرده. فرش بیّن است بایع بیّن است مبیع بیّن است قیمت بیّن است اما چی مخفیست؟ وضع فرش مخفیست. وضع فرش مخفیست و اون مخفی را در خفا باقی می­گذارد یا اخفاء می­کند علنی را اخفاء می­کند یا مخفی را استمرار در اخفاء می­دهد اونجا هم سرقت است.

بنابراین سرقت منحصر به سرقت مطلقه نیست بلکه مطلق سرقت است چون سرقت مطلقه این است که تمام ابعاد مخفی باشد هم مال در مخبأ باشد هم مالک مال نباشد هم سارق مخفی باشد خودشو نشون نده هم سرقتش مخفی باشد و در ضمن وجه مخفی باشد یا نباشد این مهم نیست در بعضی جهات مهم است. این سرقت مطلقه است.

اما آیا سرقت نسبی هم سرقت است ؟ یا سرقت نیست … دیگه برای اینکه وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ مصادیقی دارد. اصدق مصادیق وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ جاییست که در تمام جهات خفا باشد اما اگر در سه جهت خفا باشد مصداق دوم است، دو جهت مصداق سوم است، یک جهت مصداق چهارم است.

 بنابراین اگر خفاءمائی در ربودن مال مردم یا شخصی در کار باشد صدق سرقت می­کند و شما نمی­توانید ادعایی بکنید که قبول بشود ادعا کنید که وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ یعنی صرفا دست برده به مال و شخص صرفا سرقت باشد هیچ چیز علنی نباشد، نخیر هیچ چیز علنی نباشد مثلا می­گویند که در فلان جا طلا موجود است، طلا موجود است ممکن است هرچه موجود است طلا باشد، ممکن است با چیزهای دیگر باشد، ممکن است شیء مطلا باشد بالاخره طلا موجود است.

 وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ صدق سرقت ولو درصد باشد، ولو صد در صد باشد، هفتاد و پنج درصد باشد، پنجاه درصد باشد، بیست و پنج درصد باشد، در چهار بعد. در چهار بعد شخص علنی مال علنی، مال علنی شخص علنی، مال و شخص علنی­اند دزد علنی نیست، مال و شخص و دزد علنی­اند دزدی علنی نیست، مال و شخص و دزد و بقیه علنی­اند وجهش علنی نیست. بالاخره کلاه­گذاری، کلاه سر طرف گذاشتن و مال او را با چشم­بندی و کلاه­گذاری و اخفاء بردن، اخفاء مطلق باشد یا مطلق اخفاء باشد صدق سرقت می­کند.

این حرف آیا جوابی دارد به این حرف یا نه؟ ممکن است کسی ان قلت کند. البته تا این دقیقه­ای که ما اینجا صحبت می­کنیم کسی این حرف رو نزده ولی باید جواب داده بشه دیگه که اگر کسی ربا بخورد و اخفاء کند ربا خورده است، گران بفروشد و عرض می­شود که ارزان بخرد گران بفروشد و اخفاء کند این سرقت است و حد سرقت باید بخورد، کسی تاکنون نگفته اونایی که نوشته­ای دارند، فقهی دارند بالاخره بحثی دارند که معلوم است. اما آیا این حرف رو میشه زد یا نه؟ خب میشه زد برای اینکه صدق سرقت در مطلق سرقت و سرقت مطلقه حاصله.

 ان قلت، ان قلت آیا خفا مطلق با مطلق خفا فرق دارد یا ندارد؟ اگر کسی مالی را تماما حالا این مثال بیّن، مالی را تماما بدزدد که این مال در خفا است، صاحبش در خفا است، دزد در خفا، دزدی در خفا، وجه در خفا آیا این دزدی دزدی­تر است؟ یا اینکه اگر دزدی کند در یک خفا؟ در دو خفا؟ در سه خفا؟ معلوم است اگر دزدی در یک خفا باشد آن هم نسبت به بعض مال باشد مثلا فرض کنید بنده صد هزار تومن از کسی طلب دارم بنده … شخصی صد هزار تومن از کسی طلب دارد که اون کس به اون نمیده حالا برد از او صد و بیست هزار تومن بدزده، صد و بیست هزار تومن دزدیدن در یک خفا نه در چند خفا دقت کنید آقایون … ، در یک خفا، در یک خفا که شخص سارق معلوم نیست اما سرقت معلوم است یا شخص سارق معلوم است و سرقت معلوم نیست، بالاخره در یک بعد از ابعاد اربعه یا خمسه خفا هست این یک، یک نقصان نقصان سرقت.

نقصان دیگر سرقت این است که کل مال سرقت نیست این صد و بیست هزار تومنی که دزدیده مثلا چک تضمین شده، چک تضمین شده صد هزار تومن دزدیده صد هزار تومنش مال خودشه به طور تهاتر برمیداره و بیست هزار تومن مال خودش نیست این سرقت هست یا سرقت نیست؟ اگر به اندازه ربع دینار یا خمس دینار یا ثلث دینار یا دینار که برحسب روایات مختلف هست عرض می­شود که اگر اون بیست هزار تومن به این مقدار هست که هست آیا سرقت هست یا نیست؟

 یقال عن یقول سرقت در صورتیست که با مال مسروق مال غیرمسروق نباشه، میگیم چرا؟ اگر مالی را شخصی دزدید که اون قسمت که مال خودش نیست حدش حد دارد یک دیناره ربعش میذاریم کنار و قسمتی که مال خودش هست هر چه هست خب بالاخره این مال دزدیه یا نه؟ اگر کسی مالی را بدزدد که هیچیش مال او نیست و حد یک دینار یا ربع دینار یا ثلث دینار هست این دزده و اما اگر کسی همان مال را با مال خودش که طرف گرفته است بدزدد دزد نیست؟ دزده چه فرق می­کند؟ چه اون و چه این. بنابراین جواب از مشکل اول که سرقت باید تمام مال مسروق باشد درست نیست بلکه بعض از مال که مسروق باشد و بلاحق سرقت کرده است و نصاب حد سرقت هست ….

اما اشکال دوم، اشکال دوم این است که آیا سرقتی که در تمام جهات خفیه است با سرقتی که در یک جهت خفیه است فرق نمی­کند؟ آیا استهتار و گناه علنی برای سرقتی که هم مال مخفی است که هتک می­کند هم شخص مخفی است که هتک می­کند هم دزد مخفی است هم دزدی مخفی است هم جهت مخفی است آیا خفائات اربعه و خفائات خمسه که پنج یا چهار هتک حرمت است این هتک­تر است یا اونجایی که در یک بعد خفا دارد و صدق سرقت می­کند؟ این اشکال. ولی جواب دارد.

جواب این است که آیا در اون نصاب سرقت که حداقل باشد از خمس دینار تا ربع دینار تا ثلث دینار تا یک دینار هر کدوم رو شما گفتید، گفتید دینار مثلا، اگر کسی یک دینار را بدزدد حد می­خورد یا نه؟ بله، اگر کسی صد هزار دینار بدزدد چی؟ همشو می­برند؟ نخیر این حد برای هتکه حد برای مقدار مال نیست. حد برای هتک است هتک چه پنج بعدی باشد چه دو بعدی باشد چه سه بعدی باشد حد حد است عرض می­شود که هتک هتک است. بنابراین اینجا مطلب دو بعدیست یک بعد بعد هتک است یک بعد بعد مقدار مال است.

ان قلت این بود که به عنوان اعتراض و نقد عرض شد که اگر چنانچه کسی مثلا مقدار کمی بدزدد که نصاب است و کسی هم مقدار بسیار زیادتری بدزدد که حد دارد آیا حدش برابر است یا برابر نیست؟ این ان قلت.

خب جواب، جواب این است که اصولا حد برای مقدار مال است یا برای هتک است؟ هتک ، مثلا حد زنا از برای اصل زناست یا از برای هتک و علنی بودن زناست؟ برای علنی بودن زنا. حد سرقت هم برای هتک ستر است نه از برای غصب مال، غصب حد ندارد. اگر کسی مال کسی رو غصب کند و ستری در کار نباشد هتک ستری در کار نباشد در اینجا حدی وجود ندارد مال رو از او می­گیرند به صاحبش میدن. بنابراین سرقت به عنوان هتک است که حدآور است.

حالا هتک فرق می­کند یک هتک پنج بعدیست، یک هتک یک بعدیست. اگر هتک پنج بعدی باشد که خفاء در تمام جهات باشد این هتک بالاتر است و اگر هتک یک بعدی باشد هتک پایین­تر است. بنابراین جایز است که بین دو هتک فرق باشه.

کمااینکه در زنا محصن و غیرمحصن، زنای محصن هتکش بیشتر است چون حاجتش کمتر است، زنای غیرمحصن هتکش کمتر است بنابراین فرق بین این دو حد برای چیه؟ برای اینکه یکی حاجتش کمتر است و هتکش بیشتر است زنای با زن شوهردار و مردی که زن ندارد زنی که شوهر دارد.

 ولکن این جواب دارد و اون این است که ما تابع نصیم آیا نص فرمود السَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ که اینطور است یا نه؟ السَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ به قول مطلق ، به قول مطلق ندارد دیگه. بله هتک فرق دارد هتک یک بعدی دو بعدی سه بعدی چهار بعدی پنج بعدی با هم فرق دارند ولی این فرق فارق است یا نه؟ اگر فرق فارق بود باید نص فرق بذاره ما تابع نصیم و این قیاسه . کما اینکه در باب مقدار مال مسروق چطور در مقدار مال مسروق فرق نمی­کند حد ، در بعد هتک هم فرق نمی­کند مثلا کسی که زنا کند مگر زناها یک جور است؟ نخیر، یک زناییست که با هتک انجام می­شود، یک زناییست که با رضا انجام میشود. زنایی که با هتک انجام بشد و زنایی که با رضای طرفین انجام بشد هر دو اگر چهار شاهده باشد هر دو یک حد دارد. نه اینکه حد اون زنایی که زناتر است بیشتر است و اون زنایی که زناش کمتر است و هر دو راضی­ هستند یکسانند.

بنابراین از نقطه نظر دلیل شرعی و حرف اول باید می­زدیم که هیچکس نگفته ولی ظاهرا می­توانیم از آیه استفاده کنیم مگر اینکه آقایون فکر کنید منم باید فکر کنم مطلب جدیدی به دست بیاد. والسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ کسی که سرقت می­کند چه هتک یک بعدی باشد ستر یک بعدی رو بدرد … یک بعد دو بعدی سه بعدی چهار بعدی پنج بعدی هر جور باشد چه بعض مال مسروق باشد چه کل مال مسروق باشد در تمام صور وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ. این یک بحث که البته باید این باز دنبال بشه.

بحث دیگر، وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ استثناء دارد یا ندارد؟ آیا هرکسی با این موازین با این عمومیت با این اطلاق سرقت کند هرکسی فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا ؟ نخیر چون جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِنَ اللَّهه یک، من تابع هم دومه.

حالا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِنَ اللَّه یعنی سرقتی که حرام بوده اما سرقتی که حلال بوده یا واجب بوده چه؟ پسر انسان را دزدیده­اند بعد انسان برود پسری رو بدزده این واجبه؟ مال انسان را دزدیده­اند، مال انسان رو غصب کرده­اند، به هیچ وسیله­ای قابل ارتجاع نیست برود مال خودش را بدون کم و زیاد بدزدد بله؟ اگر مال خودش را، فرزند خودش را شخصی که مربوط به اوست حق خودش را دزدیده­اند غصب کرده­اند بلاحق تصرف کرده­اند در این صورت واجب است نه راجح برای اینکه حفظ مال مانند حفظ جان و حفظ بقیه نوامیس واجب است. انسان باید حالت جلبی و جذبی و حالت دفاعی داشته باشد بر کل نوامیس. برای حفظ نوامیسش ایجابا و از برای حفظ نوامیسش سلبا، سلبا در مقابل کسانی که تعرض بر نوامیس انسان دارند ناموس عقل، ناموس حیات، ناموس دین، ناموس عقیده، ناموس مال و ایجابا برای حفظ و ارتقا دادن و تبلور دادن به نوامیس.

بنابراین اگر مال شما را بردند و خوردند بله اگر طرف فقیر است و مستحق است و محتاج است و نمی­تواند بدهد خوب است که بگذرید و اما اگر طرف برده و خورده و دارد به شما بدهد شما حق ندارید بگذرید. حق ندارید بگذرید در دو بعد، یک بعد اتلاف مال است و اتلاف مال حرام است. بعد دیگر تشویق سارق و غاصب است شخص سارق و غاصب اگر بهش مزه کرد دزدی شما که دنبال نکردید می­توانید دنبال کنید از دیگری … بنابراین ظلم دو بعدی ظلم به خودتون که انظلام است و ظلم به دیگری که مجال را عرض می­شود که آماده کردید از برای دزدی نسبت به اموال و عرض می­شود که اشخاص دیگران.

بنابراین وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ استثناء دارد استثنائاتی. یکی مال خود را . دو: مال خود نیست و مال مجاعه است. زمان قحطیست خدای نکرده. شما نونی دارید و فلان کس نون ندارد و از گرسنگی خودشو و زن و بچش دارن می­میرند مقصرم نیست حالا مقصرم باشه باشه حالا مقصر نیست قاصره در این صورت واجب است بر او از نان زیادی شما دزدی کند. نان زیادی شما زیادی از چی؟ زیادی از اون مقدار ضرورت شما. بله اگر نان شما به اندازه ضرورت شماست اون مقدم است جانش در حفظ جان کند اما اگر به مقدار ضرورت اضافه دارد اضافه بر مقدار ضرورت خوراکی را شما واجب است بدزدید بعد اگه دارید بدید ندارید که بخشیده میشه و عرض می­شود که چوبی در کار نیست. این هم استثناء دوم در موقع مجاعه و در موقع عرض می­شود که …

سوم: سوم این است که کسی مقصر است، مقصر است در ورشکست شدن، مقصر است در بیمار شدن. در بیمار شدن و در عرض می­شود در ورشکست شدن مقصره البته این گناه­کاره ولکن آیا این گناه­کار اگر قوت لایموت ندارد باید بمیرد؟ یا نخیر باید که خود را زنده نگه دارد؟ خود را زنده نگه داشتن به این است که از نان شما از غذای شما بهش نمی­دهید بدزدد البته این دزدی حرامه ولی دورانه هم بین محرمه . دورانه همینه محرمه اینه. محرم بالاتر و محرم پایینتر، محرم بالاتر بگذارد از گرسنگی بمیرد، محرم پایینتر از مال شما بدزدد ولیکن این دزدی در مقابل مردن چیه؟ حلال نیست حرامه فرقش با قصور اینه. در حال قصور اگر انسان بلاتقصیر مجبور به دزدیست این دزدی واجب است و حرام نیست. اما اگر انسان با تقصیر مجبور به دزدیست این دزدی هم واجب است و هم حرامه اما حرمت این دزدی کمتر از حرمت این است که انسان از گرسنگی بمیره.

بنابراین در هر دو صورت در صورت قصور یا در صورت تقصیر اگر دزدی بکند اینجا مکالاً و عذاباً و جَزَاءً در کار نیست. آیا جزاء می­دهند به کسی که جهنم می­کنند و عذاب می­کنند کسی را که برای حفظ جان خودش و دیگری کار گناه کرده؟ ولی گناه کرده گناه بزرگتر نکنه. اگر کسی دورانش بین دو گناه هست هر دو هم گناهه چون مقصره اگر قاصر بود که اون گناه کوچیکتر گناه نبود ولی چون مقصره هر دو گناهه. در مقصر که هر دو گناهه اگر از شارع سوال کنند چه کند؟ می­گوید گناه کوچکتر رو انجام بدهد در عین گناه چوب داره ولکن ترک گناه بزرگتر واجب­تر است. بنابراین جَزَاءً مِنَ اللَّه و نَكَالًا مِنَ اللَّه عرض می­شود که جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِنَ اللَّه در اینجا نیست نه جزاء دارد و نکال و نه نکال دارد ….

(سوال) بله؟ اخروی اخروی بله دنیوی … بحث کنیم. در دنیوی دست بریدن در کار نیست چون عرض می­شود جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِنَ اللَّه این مربوط به دنیاست، مربوط به دنیا اون است که گناه بزرگ باشد اگر گناه کوچک باشد جزاء دنیوی ندارد جزاء اخروی دارد.

(سوال) نکال نکال تعقیب سخت. جزاء و نکال این­ها موکد همند.

حالا بحث دیگر این است که آیا مقدار نصاب دزدی چقدره؟ این بیست رایه، بیست قوله بین شیعه و سنی. اقوی این بیست قول چهار قول است باز بین شیعه و سنی که روایتم دارد کم و زیاد. و این چهار قول بین خمس دینار و ربع دینار و ثلث دینار و دیناره. چه کنیم؟ آیا مبنا این است که بگیم وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ مطلق است؟ حتی عشر دینار هم شامله، حتی یک صدم دینار هم شامله، حتی یک تومنم شامله.

 بنابراین وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ به اطلاقش تمسک می­کنیم قدر متیقن و قدر مسلمش کدام است؟ قدر متیقن و مسلمش عرض می­شود که که از این کمتر نیست کدامه؟ اون نصابی که از این نصاب کمتر نیست بنابراین اقوال و روایات اربعه خمس دیناره بنابراین میگیم خمس دینار. این یه رای. این رای رو تقدیم می­کنیم فعلا به حساب اینکه اطلاق آیه رو چی می­توند تقیید کند؟ اونی می­تواند تقیید کند که از او کمتر نیست از خمس کمتر نیست ولو زیادتر، از خمس زیادتر ربع است ثلث است دینار است اما قدر متیقن از تقیید اطلاق آیه چه ربع باشد چه (سوال) اونم جواب داره حالا عرض می­کنم حالا این تقیید اینو عرض می­کنیم تقیید اونم عرض می­کنم. پس این تقیید اینه که قدر متیقن از تقیید به طور مطلق کدامه؟ خمسه چرا؟ برای اینکه ربع باشد خمسه، ثلث باشد خمس است، دینار باشد خمس، در هر صورت خمس قدر متیقن تقییده از چهار روایت.

اما اون حرف شما. میگید که نخیر قدر متیقن در بین این چهارتا دینار است. دینار قدر متیقن حد دارد اما آیا ثلث دینار حد دارد؟ معلوم نیست، آیا ربع دینار حد دارد؟ معلوم نیست، خمس دینار حد دارد؟ معلوم نیست میگیم معلومه چرا؟ برای اینکه اطلاق آیه. اطلاق آیه چی تقیید می­کند؟ آیه اطلاقش می­گوید که هر مقداری باشه ولکن اون مقداری که از اون مقدار قطعا کمتر نیست احتمال زیادتر است، احتماله احتماله ولکن اون مقداری که قطعا کمتر است (سوال) بله نه ببینید توجه کنید سنت قطعیه چیه؟ این است که اقل مقدار نصاب، خمس چرا؟ (نظر) بله چرا؟ می­گویند این چهارتا عرض می­شود که چهار نصه در این چهار نص قدر متیقن اقل عرض می­شود نصاب کدامه؟ خمسه قدر متیقنه چرا؟ برای اینکه اگر ربع باشد اگر دینار باشد بقیه نیست، اگر ثلث باشد بقیه نیست، اگر ربع باشد خمس نیست، اگر خمس باشد بقیه هست بله؟ اگر خمس باشد، ربع باشد خمس هست، ثلث باشد خمس هست، دینار باشد خمس هست پس خمس در هر چهار روایت هست در هر چهار مثلا کسی ادعا می­کند که من پنج تومن از شما می­خوام دیگری ادعا می­کند سه تومن می­خواد دیگری ادعا می­کند چهار تومن می­خواد دیگری ادعا می­کند شما اون مقدار متیقنی که بدهکارید مقدار اقل است بقیه است محتاج به دلیله.

حالا اگر روایات دینار قطعی الصدور باشد بسم الله، روایت ثلث قطعی باشد بسم الله، روایت ربع قطعی باشد بسم الله، روایت خمس هم قطعی باشد بسم الله ولکن در بین این­ها قطعی مجموع چیه؟ جمع قطعی خمسه چرا؟ برای اینکه خمس باشد خب قدر متیقن ، حداقل خمس باشد حداکثر نه، خمس باشد پس ربع هم هست پس ثلث هم هست پس دینار هم هست.

 بنابراین وجه … این است که ما به اطلاق آیه تمسک کنیم و بر مبنای تمسک به اطلاق آیه به خمس دینار باید که قطع کنیم الا اینکه گفته شد. (سوال) قطعی نیست قطعی نیست آخه، قطعی نیست … از قضا روایت ربع دینار بیشتره هم سنتا هم شیعتا، بعد روایت خمس دیناره. همینقدر احتمال عقلایی خمس دینار داده شود کافیست چرا؟ (سوال) بیشتر رو کاری نداریم توجه کنید حالا، فعلا این بحثه ما چهار نص داریم و این چهار نص هم از نظر تعداد و از نظر اعتبار مختلفند ولکن قدر مسلمی که می­شود آیات رو تقیید کرد کدامه؟ … دینار نیست مقابل داره، ربع دینار نیست مقابل داره، ثلث دینارم مقابل داره، خمس دینار مقابل نداره. آیا خمس دینار مقابلش دیناره؟ نخیر این دینار بالاتره خب دینار جلوتره پس خمس دینار رو … قدر مسلم روایت اربعه است.

 الّا عن یقال که السَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ چه جور اطلاقی دارد؟ آیا نص در اطلاق است؟ یا ظاهر در اطلاق است؟ یا نخیر قاعده در اطلاق است؟ یا تقیید می­کند اجماع در … ؟ ظاهرا قاعده در اطلاقه چرا؟ برای اینکه اگر کسی یک قران از کسی بدزدد یک قران یک ریال، یک ریال از کسی را اون وقتی که پنج شاهی یک شاهی بود، یک شاهی از کسی بدزدد این واقعا قطع ید میشه؟ اشتباست ید انسان چقدر ارزش داره؟ از نظر ارزشیت عرض می­شود که (سوال) بله؟ نه، فقط، نه، فقط، نه، فقط اینطور نیست آخه هتک هم هست هم ارزشه هم هتکه ولکن (نظر) مگر اینطور گفته بشه که السَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ استراقت هر چیزی نیست.

(سوال) نخیر نخیر چون دینار همگانیست و همه زمانیست دینار قیمت (نظر) بله طلا هم هست بله حالا هم باید به حساب دینار و طلا حساب کنیم. به حساب یک دینار و طلا (نظر) حالا معتنابه یک دینار، خمس دینار معتنابه برای اینکه خمس دینار چند گرم میشه؟ تقریبا پنج گرم شش گرم میشه. پنج گرم طلا معتنابه است یعنی یک گرمش معتنابهه.

حالا ما کاری به قیمت ید نداریم اون بحث بعدیه که باید بکنیم. این اشکالی که می­شود و اینکه ابهامی که پیش میاد وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ آیا اطلاقش که استقبال از قیود می­کند یا استقبال از قیود نمی­کند؟ نصا یا ظاهرا. ما میگیم که قطعا وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ تمام اموال را شامل نیست حدی دارد. یه حدی که اعتنا به اون حد بشود اعتنا به روی حد بشود و اعتنا مراتب دارد. اعتنا, خمس اعتنا، ربع اعتنا، ثلث اعتنا، دینار اعتنا، کمتر از خمس هم اعتنا. یک گرم طلا اعتنا بشه بیشتر، یک گرم طلا معتنابه هست حسابی حسابی مبلغ زیادی در مقابل یک گرم طلا باید داد بنابراین معتنابه است در این معتنابه­ها ما همانطوری که آیه قطعیه دلالت از نظر ضابطه باید نصی هم که تقیید می­کند قطعیت دلالتشم از نظر ضابطه، قطعیت دلالت از نظر ضابطه نه یک دینار است نه ثلث دینار است نه ربع دینار است نه خمس دینار است بلکه چیه؟ بلکه مجموعه مجموعشو خمس می­کنیم. اگر مجموع رو در نظر بگیریم قدر اقل قدری که آیه را تقیید می­کند و قدر متیقن در چهار نص است خمس دیناره البته این بحث تتمه هم دارد بحث می­کنیم انشاءالله.

مطلب دیگر: مطلب دیگر این است که فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا ید چه حد دارد؟ این ید رو باید بحث ­کنیم که قبلا هم اشاره کردیم.

فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ اینو آقایون توجه کنید فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ توبه چه هست در اینجا؟

فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ  إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ

خدا به عزت و حکمتش حکم حد داده. آیا در صورت ثبوت سرقت حکم حد همیشه جاری می­شود یا نه؟

 سوال: آیا فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ ، من بعد ظلمه و حده است؟ یا مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ هست؟ بله؟ کسی … خیال کند که بعد از اونی که حد جاری شد اگر توبه کند خداوند او را می­بخشد ولکن آیه دارد فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ نفرمود من بعد حده، نفرمود من بعد ظلمه و حده، مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ.

سوال: مگر فَمَنْ تَابَ تفری نیست؟ اگر تفری باشد تفری از چیه؟ تفری از دو مطلب است تفری است از دزدی و حد. پس فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ یعنی این توبه بعد از دزدی و بعد از حد. ولی جواب داره و جواب این است که فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ، مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ نص است که بعد از ظلم است نه بعد از ظلم و حد. پس با دلیله کاری انجام نمیده ، این اولا.

و ثانیا به طریق اولویت آیه محاربه إِنَّمَا آیه 33 (سوال) صبر کنید شما تَابَ رو داریم بحث می­کنیم إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ تا إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ ببینید این إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ ، مِنْ قَبْلِ أَنْ تقبضوا نیستا قبل از اینکه قدرت به گرفتن اون تَقْدِرُوا بگیره نگرفتنشا ولی می­دانند کجاست و می­توانند بگیرن. توانستن قبض علیه و توانستن حبسش کافیست نه مِنْ قَبْلِ أَنْ تقبضوا عَلَيْهِمْ.

إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ  فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ در کجاست؟ إِنَّمَا جَزَاء الَّذِينَ يُحَارِبُونَ الله وَرَسُولَهُ ، محارب الله و رسول بعد اولش این است که تبلیغ ضد دین می­کند مرتد شده است تبلیغ ضد دین می­کند علنی می­کند چه می­کند چه می­کند چه می­کند. این آدم این آدم که اگر بگیرنش این آدم که مستحق اعدام است اگر بگیرنش مستحق اعدام است  مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ قبل از اینکه بتوانند او را بگیرند اگر توبه کند خداوند قبول می­کند بله؟ خب این بالاتر است یا دزد؟ کسی که یک دینار یا ربع دینار دزدیده اون هم در یک بعد و دو بعد و سه بعد یا در پنج بعد و چهار بعد، اونی که دزدی کرده است و سارق مسلح نیست فقط مال دزدیده این حدش بیشتر است و پذیرش توبه­اش کمتر است؟ یا کسی که جزاش قتله؟ أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ.

آیا جزا قتل جزاتر است و گناهش بیشتر است؟ جزا دار زدن جزاتر است و گناهش بیشتر است؟ جزا تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مِّنْ خِلافٍ بیشتر است؟ یا جزا اینکه چهار انگشت رو ببرند؟ معلومه.

قضیه فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ چیه؟ از فَلَا تَقُلْ لَهُمَا أُفٍّ ، فلا تضربهما قطعا استفاده میشه یا نه؟ بله. بنابراین این آیه، این آیه را معنا می­کند که مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ  از دو جا استفاده می­کنیم که ببخشید فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ از مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ از دو جهت استفاده می­کنیم که بعد از دزدی و قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ دو جهت، یک جهت خود مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ نفرمودند بعد حده، بعد از اینکه دزدی کرد بعد از اینکه دزدی کرد نه بعد از اینکه حد خورد، بعد از دزدی کردن و قبل از حد خورد.

حالا اگر بعد از دزدی کردن توبه نکرد حد خورد و بعد از حد توبه کرد شامله. اگر بعد از دزدی کردن توبه کرد دیگه حد نمی­توانند بهش بزنند چرا؟ فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ. یکی مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ یکی هم مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ. مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ نصا و مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ از باب قیاس اولویت قطعیه.

بنابراین برخلاف آنچه ما در تفسیر نوشتیم نظر این خواهد بود که مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ بعد از حد نیست بلکه قبل از حد است و اگرم بعد از حد باشد مربوط به کسیست که توبه نکرده است قبل از حد. اگر قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا و قبل الحد چون سه بعد دارد یک بعد این است که قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا است، یک بعد این است که قبل القبضه، یک بعد این است که بعد القبضه سه بعد دارد دیگه.

(سوال) نگاه یکی قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُواست هنوز قدرت نرسیده است که او رو بگیره این توبه، یکی نخیر تَقْدِرُوا عَلَيْهِمه ولی هنوز نگرفتنش، سوم این است که قبض شده، چهارم این است که حد خورده درسته؟ حالا در هر چهار مورد توبه موثره ولکن توبه دو جور تاثیره، یک جور تاثیر توبه بخشش گناه اخروی، یک جور تاثیر توبه حد نخوردن. توبه حد نخوردن کجاست؟ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ و مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ یعنی بعد از دزدی کردن و قبل از اینکه بتوانند او را بگیرند. بعد از دزدی کردن و قبل از اینکه بتوانند او را بگیرند اگر توبه کند توبه قبوله چرا؟ برای اینکه ایمان عند … نیستش که.

اما مِنْ بعد أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ اگر گرفتنش یا می­توانند … بکند اینجا ایمان عند … است و برحسب آیاتی دیگر ایمان عند … قبول نیست مگر اینکه موکد باشه إِلَّا قَوْمَ يُونُسَ لَمَّا آمَنُوا كَشَفْنَا عَنْهُمْ عَذَابَ الْخِزْيِ که اون استثناء دلیل می­خواد.

بنابراین ما از این آیه استفاده می­کنیم از دو جهت یکی خود آیه یکی آیه جزاء که فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ فلان کس دزدی کرده است حاکم شرع می­داند شهود شهادت داده­اند ولکن ثابت شده است که قبل از اینکه بتوانند او را بگیرند توبه کرده حق ندارند اونو بگیرند (سوال) بله؟ توبه و اصلاح یعنی برگردد و عذرخواهی کند که خدایا منو ببخش و اصلاح کند. اصلاح ببینید اصلاح در باب دزدی یعنی چی؟ یعنی مال رو باید برگردونه ببینید دزدی کرده توبه کند بینه بین ربه و مال رو به صاحبش برگردونه اصلاح اینه. چون افسادی که دو افساده یک افساد هتک سر است هتک ستر است که بینه و بین الله، یک افساد … در مال مردم، یکی با خداست یکی با مردم. با خدا توبه که خدا گناه او رو ببخشه با مردم که مال مردم رو بهشون برگردونه.

 پس فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ صرف توبه کافی نیست و صرف اصلاح کافی نیست. اگر توبه نکرد و مال مردم رو پس داد کافی نیست اگر توبه کرد و مال مردم رو پس داد کافی نیست اگر هیچکدوم باز معلومه ولکن اگر توبه کرد بینه و بین ربه و مال مردم رو بهشون پس داد در این صورت فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ. إِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ چیه؟ یعنی آنچه را که خداوند مقرر کرد دو بعد داشت یک بعد دنیوی که فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُمَا و یک بعد اخروی که اون گناهه، هم بعد دنیویش رو خدا می­بخشد هم بعد اخرویش رو چرا؟ برای اینکه اصلاح کرد.

(سوال) نخیر بحث داره. اولا مال برگردوندن با توبه نکردن خیلی جور نیست (سوال) بله چرا؟ بینه و بین الله مشخص می­شود (سوال) بله برگردوندن مال این وجه باید داشته باشه. اگر به اختیار مال رو برگردونه این دلیل است بر اینکه خب توبه کرده دیگه اصلاحه مگه به زور بگیرن.

(سوال) بله؟ بله اصلح­ایست که اصلح­ایست که بعدش توبه می­کنند. یک اصلاحیست که بعدش توبه می­کنند یک اصلاحی، مثلا یک انصلاح است مال رو گرفتند از دزد  و … اینکه اصلاح نیست که …

(سوال) بله، بله بله، بله توبه کند که از این عمل کرده نه عمل بعدی، از عملی که کرده است توبه کند بینه و بین ربه و مال دزدی را برگردونه منتها از کجا معلومه؟ یک جهت معلوم است که اگر این مال را به اختیار خودش برگرداند به صاحبش به یک جوری پس برای این توبه کرده این یک. یک جور دیگه می­خواد مال رو برگردونه (نظر) نه ترس نه، ترس در کار نیست اگر ترس در کار نیست و صاحب مال هم نمی­دونه این دزدیده اصن هیچکس خبر نداره این دزدیده هیچکس خبر نداره فقط دو شاهد عادلن دو شاهد عادل میان شهادت میدن و اون هم ترس نداره که برای اینکه مِنْ قَبْلِ أَنْ تَقْدِرُوا عَلَيْهِمْ اگر توبه کند کافیه.

 حالا این از صاحب مال ترسی ندارد به اختیار خودش ما رو پس میده این یک وجه. وجه دوم اگر صاحب مال نمی­دونه کجاست و فعلا مال رو نمی­تونه پس بده و می­خواد پس بده و این توبش چیه؟ توبه تو شهادتین عدلین اعتراف کند در حضور شهادتین عدلین توبه کند. باید اثبات بشه توبه دیگه. اثبات توبه یا اثبات عمل خود توبه است شهادتین عدلین یا اثبات ضمنی توبه است که مال را با اختیار برگردوندن. اگر مال را با اختیار برگرداند دلالت بر توبه می­کند و اگر مال رو برنگردوند که اختیار داره ولی عذر داره صاحبش نیست، وقتش نیست، می­ترسه اگر بفهمه صاحبش چنین بشه بالاخره یه عذر داره اگر یک عذری دارد در برگردوندن مال در اینجا شهادتین عدلین رو احضار می­کند در حضور شهادتین توبه می­کند برای اینکه اگر بینه و بین الله توبه کند از کجا معلوم میشه؟ از کجا معلوم میشه؟ باید معلوم بشه توبه باید معلوم بشه توبه یا به اصلاح معلوم بشه یا باید که در حضور شهادتین عدلین توبه کند.

تتمه بحث انشاءالله فردا …

اللهم الشرح صدورنا بالنور العلم و الایمان و معارف القرآن العظیم و وفقنا بما تحبوا و ترضا و جنبنا ان ما لا تحبوا و لا ترضا. و السلام علیکم ٱللَّهُم صل علی محمَّد و آل محمَّد

(سوال) جوابش این است که جوابش این است که این روایات تعارض روایی داره. چهار روایته تعارض روایی داره. بنابراین یه قدر مسلم دارد یه قدر …، قدر … این است که تمسک داره، قدر مسلمش کو؟

(نظر) اختیار دارید اگر قدر مسلم صبر کنید اگر قدر مسلم دیناره پس ربع دینار چیکارست؟ پس ثلث دینار چیکارست؟ (نظر) غلطه نه غلطه نه نه اگر حداقل نصاب دینار باشد بقیش که رفته کنار، حد اقل نصاب بحثه حد اقل نصاب بحثه. ببینید اگر حد اقل نصاب که از اون اقل بیشتر هست دینار باشد پس … میره کنار. (نظر) بله و لذا خمس مسلمه … خمس ببینید اونی که ربع میگه یا ثلث میگه یا دینار اونی که مسلم عرض می­شود که (نظر) می­فهمم می­فهمم ولکن اگر سرقت به حد دینار نیست کمتره به روایت دینار تمسک می­کنیم یا به روایت ربع و ثلث و خمس تمسک می­کنیم؟ کدوم تمسک می­کنیم.

(بحث حضار) شنبه آینده … یکشنبه آینده

(بحث حضار) ببینید آقا از نظر فقه سنتی اینطوره دیگه. ما در صورتی که تعارض باشد بین روایات مقیده چیکار می­کنیم؟ آیا تقیید به دینار می­کنیم؟ معارض داره، تقیید به (نظر) سند نمی­خواد معارضه احتمال همش هست احتمال ربع و دینار و احتمال همش هست. احتمال ولو با کم بودنش هست حالا که احتمال ولو با کم و زیادش هست البته بحث تتمه داره، چون احتمال همه با کم و زیادش هست بنابراین ما باید به متیقن تمسک کنیم. اگر به روایت دینار تمسک کنیم خب بقیشو می­ذاریم کنار دیگه یعنی خمس دینار و ربع دینار و ثلث دینار حد نداره؟ نزنین به در، و اگر بله و اگر به روایت ثلث دینار یا ربع دینار تمسک کنیم خمس رو می­ذاریم کنار درسته؟ و اما اگر به روایت خمس دینار عمل کنیم بقیه رو قبول کردیم. خمس که باشد پس ربع هم هست، پس ثلث هم هست پس دینارم هست … پس قدر قدر متقین مشترک بین روایات اربع چیه؟ این تواتر معنوی دارد تواتر معنوی (نظر) اونو بحثشو کردیم ولی عکس اونای دیگه باشه ما همه رو بحث کردیم… حالا بعد بحث می­کنیم بازم.

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم

الحمدلله رب العالمین