جلسه صد و هشتاد و پنجم درس خارج فقه

غسل

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین و صل الله علی محمد و علی آله الطاهرین

(أعوذ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا) [مائده: آیه ۶]

ما هر چه هستیم و هر که هستیم و در هر حالی هستیم، یک مطلب در ما باید ثابت باشد تا در حال ترقی و تعالی باشیم.

و اون افتقار الی الله است. اگر کسی غفلت کند از افتقار الی الله، این خود را غنی دانسته است و کسی که خود را غنی از حق بداند یا انکار خداست یا دعوی الوهیته ثانیه و ثالثه است.

ما به عنوان عبادالله و مؤمنین بالله در دو جریان باید مستمر باشیم، تا این فرمایش حضرت حق سبحانه و تعالی که (يَا أَيُّهَا الْإِنْسَانُ إِنَّكَ كَادِحٌ إِلَى رَبِّكَ كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ) [انشقاق: آیه ۶] کدح ربانی باشد و ملاقات مرضیه حق حضرت حق سبحانه و تعالی باشد.

طائر انسانی با دو بال می تواند پرواز کند در سماء تقرب الی الله سبحانه و تعالی. یکی بال معرفت است و یکی هم بال عبودیت.

تا معرفت المائی نباشد عبودیت المائی نیست و تا عبودیت نباشد نتیجه معرفتی حاصل نخواهد شد. اما در بین این دو محور اصلی ترقیات و تعالیات انسانیه، اونی که زیربناست معرفت است و اون که روبناست عبادت است و چون معروف و معبود لانهایت است، عبادت و معرفتم لا نهایته.

حالا این رحمت رحیمیه حضرت حق سبحانه و تعالی شامل حال أحوال کل عبادلله که مکلف اند هست. غیر مکلف مطلب دیگری ست.

یکی عبادت الله است که هر روز و هر شب است و یکی هم معرفت الله است که هر روز و هر شب است. عبادت اللهی که در قله کل عبادات از نظر جامعیت و همیشگی و همگانی در بُعد تکلیف قرار گرفته است صلاة است که عمود الدین و عماد الیقین است.

و معرفت اللهی که بر محور وحی باید باشد و اگر از محور وحی بیرون باشد و اتجاع به محور وحی نباشد، این معرفت نیست بلکه مخرفت است، انحراف است، این است که کتابی، کتاب وحی خالصی از حضرت حق سبحانه و تعالی در اختیار ما باشد که همیشه بتوانیم آن را مطالعه کنیم و فکر کنیم.

و این دو نعمت عظمای ربانیه از برای ما به طور همیشگی و همگانی در ابعاد گوناگون تکلیف هست.

عبادتی که همیشگی ست صلاة است که در پنج وقته و در پنج وقته حساس است، که اقام الصلاة در قرآن شریف از هر امری بیشتر است و اهمیت این حکم فرعی، از هر حکم فرعی دیگر بعد از اصول دینی مهم تر و تکرارش زیادتر است.

و در بُعد دوم که بُعد معرفتی باشد که باید بر مبنای کتاب وحی خالص باشد، قرآن است (فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ) [مزمل: آیه ۲۰].

سوال، خب نماز که تکراره، نمازی که صبح می خوانید مانند او ظهر است،‌ عصر است، مغرب است، عشا است، تکرار است، پس چرا؟ میگیم تکرار عبودیت است. تکرار عبودیت است در نسق واحد از نظر عمق، گر چه از نظر هیئت، رکعاتش فرق داره.

این تکرار است که اگر روی حساب و میزان این تکرار را ما انجام بدهیم، سیر الی الله را در بُعد معرفتی و در بُعد تعبد، تأدب عبودی درست انجام داده ایم و از این جهت است که می فرماید (إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ) [عنکبوت: آیه ۴۵].

و در بال دوم و لنگه دوم از برای طائر قدسی انسانی کتاب الله است. آقا قرآن خب تکرار دارد، خب بله تکرار دارد، دوا رو هم بعضی وقتا تکرار می کنیم تا خوب بشید، یه مرتبه بخورید که فایده نداره.

ممکنه دوایی که تکرارش لازمه، یک مرتبه بیمار بخوره اصلاً بمیره اصلاً، این باید که اثر کند در عمق مزاج انسان در حدودی که طبیب صلاح میبیند.

قرآن شریف تکرار دارد. خود این تکرار دار هم باید (فَاقْرَءُوا مَا تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ) [مزمل: آیه ۲۰] تا اوجا که می شود و توانایی داریم قرآن رو مطالعه کنیم، بعد از نماز صبح قرآن رو مطالعه کنیم، بین نماز ظهر و عصر همچنین، بین مغرب و عشا همچنین، قبل از درس های معمولیمون همچنین، بعدش همچنین.

محور در کل تفکرات ما و اعمال ما این قرآن باید باشه. ما دارای دو حالت گدایی هستیم در محضر حضرت حق سبحانه و تعالی.

یک گدایی عملی عبودیتی که بالاترین قله اش نماز است و یک گدائی معرفتی که ما در قرآن درست دقت کنیم، فکر کنیم.

یک مرتبه آیه رو دیدیم، مرتبه دوم، مرتبه سوم، مرتبه چهارم، مرتبه پنجم، صدم، هزارم، چون گوینده این سخنان آنچه بایسته و شایسته بوده است گفته است. خداوند گفتنی دیگری ندارد به عنوان اصل که در این آخرین سخن وحی نباشد.

پس اگر ما بخواهیم از نظر شناخت مرادات حضرت حق سبحانه و تعالی و شناخت ربانییات در ابعاد اصلیه و فرعیه گام های بلند و استواری و با مقصد صحیح برداریم، باید به مطالعه قرآن درست بپردازیم. این مقدمه بر این جمله بود. ما دو مسئله اینجا داریم به عنوان تتمه، در باب غسل.

یک مسئله این است که آیا هر غسل واجبی کافیه از وضوست؟ که از فروعات این مسئله این است که آیا غسل های مستحب ثابت الاستحباب هم کافی از وضوست یا نه؟ این یک مسئله.

باید مراجعه به آیه بکنیم دوباره، سه باره، ده باره، صدباره. بنده ناچیز اکتفا نمی کنم که فکر زیاد کردم و نود صفحه در الفرقان راجع به طهارت ثلاث نوشتم،‌ نگاه میکنم، بعد تبلور پیدا میکنه، بعد بیشتر ممکن است بفهمیم،‌ بعضی مطالب رو احیاناً نقض کنیم.

البته نقض ما کمه چون محورمان معصومه، کتاب الله، اما خب اینطور نیست که چون اونطور گفته ام پس تا آخر عمر اونطور باشد، ما که ملا نصر الدین که نیستم که.

چهل سال پیش چند سالته؟ چهل سال، حالا چند سال؟ چهل سال، آقا چهل سال گذشته هشتاد سالته.

ما در فهم کتاب الله که ملانصر الدین به این معنا که نیستیم، باید هی فکر کنیم، هی فکر کنیم (أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا) [محمد: آیه ۲۴] بلی اقفالها و اغفالها (08:58)

بطل باید بود در تعرف به سوی مرادات حضرت حق سبحانه و تعالی و فکرهای بسیار زیاد و زیبا و به جا و تازه را در بهترین وقت و بهترین حال باید در قرآن بکنیم.

همانطور که از برای تشرف به محضر حضرت حق سبحانه و تعالی که نمونه بارزش از برای همگان، از پیمبر و غیر پیمبر نماز است، باید بهترین حال را، بهترین قال را، بهترین مجال را، بهترین وقت را، ما انتخاب کنیم که درست مشرف شویم به محضر حضرت اقدس حق سبحانه و تعالی، در تفکر در قرآن چنینه.

اینجور نیست که بعد از اینکه بنده کفایه رو خوب مطالعه کردم برم سراغ قرآن، خب قرآن رو باید مطالعه کرد. این نور آورست.

وقتی که مطالعه درست قرآن نور آور است و تمام نور است و نور معصوم است، اون وقت است که میتوانم بگم مرحوم آخوند فلان جا درست فرمودند، فلان جا درست نفرمودند، فلان جا صحیح است، فلان جا ناصحیح است، با کمال احترامی که برادران بزرگوار فقیه و اصولی و علمای اسلام کلاً داریم.

حالا، در این دو مسئله ما به جای اینکه به روایات مختلفه متعارضه یا متناقضه یا تعارض مثلث دارد یا تعارض مثنی دارد یا تعارض بیشتر دارد و همچنین به جای اینکه و قبل از اینکه مراجعه به اقوال کنیم، کدام قول مشهور است؟ کدام نیست؟ کدام قدیمی ست؟ کدام جدیده؟ کدام اجماع است؟ کدام منقول است؟ کدام محصل است؟ کدام اطباق؟ ما بریم محک رو پیدا می کنیم.

ببینیم که آیا می شود که ما محروم باشیم از معرفت ضابطه،‌ ضابطه و قاعده ای که این یک دونه آیه قرآن که کامل تر است از نظر بیان، از آیه سوره نساء، چون طهاراته ثلاث رو دارد، اول وضو، بعد غسل، بعد تیمم را دارد با کل تفاصیلی که به عبارتاً مجملتاً جمیله تبیین فرموده است، آیا این ضابطه به دست میاد؟‌ مگه میشه به دست نیاد؟

مگر می شود خداوند ضوابط فقهیه و غیر فقهیه که اصولاً در عهده کتاب اخیر وحی است و کتاب وحی است، خداوند محول کند در میادین اختلاف روایات و اقوال و نظرات و اجتهادات و این ها؟ این که غیر ممکن است که.

حالا ببینید آیه مبارکه وضو در اول که خطاب می فرماید (الَّذِينَ آمَنُوا) رو کلاً شامل است. (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) [مائده: آیه ۶] همه میگن بله دیگه.

محدث است به حدث اصغر؟ بله، نیست؟ بله، به حدث اکبر؟ بله، نیست؟ بله، حدثین دارد؟ بله، حدثین ندارد؟ بله. مگه اطلاق اول اینجور نیست آقایون؟ اول و عرض می کنیم، حالا بعد میرسیم، کم کم این اطلاق تقیید میشه بعد تقیید میشه به خود آیه (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) [مائده: آیه ۶].

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) [مائده: آیه ۶] تبعاً مکلفینم هستند،‌ چون ایمان غیر مکلف که لازم نیست، اگرم باشد ولو قبول باشد ولکن محور وجوب واجبات و حرمت محرمات نیست مگر ما وسایل و مسائل دیگری که به وسیله مکلفین است.

حالا (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) [مائده: آیه ۶] لبیک،‌ چیکار کنیم؟‌

(إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ) [مائده: آیه ۶] چیکار کنیم؟ (إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ) [مائده: آیه ۶] همه یا بعضی؟ خب فعلاً که اطلاق است که، بعد می رسیم به (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا) [مائده: آیه ۶] بعد می رسیم (وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ) [مائده: آیه ۶] این بعده.

حالا اول چیه؟‌ این جمله اول که در آیه مبارکه طهارات ثلاث است چیست؟ (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ)[مائده: آیه ۶] کارای وضو رو بکنید تا اینجا،‌ تا قبل از (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا) [مائده: آیه ۶] چی شد؟‌

از توش در میاد محدث باشید؟ نه، حدث اصغر؟ نه، اکبر؟ نه،‌ هیچکدوم؟ نه، هر دو؟ نه، یکی؟ نه،‌ پس تا اینجا اینطور میشه.

اگر کسی حدث اصغر دارد (فَاغْسِلُوا) اکبر دارد (فَاغْسِلُوا) هر دو را دارد (فَاغْسِلُوا) هیچکدام ندارد (فَاغْسِلُوا) اینطوریه دیگه، اول مطلب اینجوره تا کم کم بریم جلو، ما که از جیب خودمون که نمتونیم چیزی بگذاریم.

بعد، بعد میفرماید (وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا) [مائده: آیه ۶] چی فهمیدیم؟ یعنی غیر جنب مراد بوده دیگه، آخه چون (وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا) [مائده: آیه ۶] تکلیف دیگر آمد، تکلیف اول غسلتین و مسحتین بود که عبارت میشد از وضو، شستن و مسح کردن بعضی بود، نه شستن کلی بود، نه مسح کردن کلی بود، نه هر دو.

این (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ) [مائده: آیه ۶] بعد چی؟ بعد (وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا) [مائده: آیه ۶] چی شد؟‌ اینو قبلاً هم عرض کردم که (فَاطَّهَّرُوا) تفریعه، یعنی کسی که جنب باشد از کیا؟‌ از (الَّذِينَ آمَنُوا) پس (الَّذِينَ آمَنُوا) دو دسته شدن، یک دسته (كُنْتُمْ جُنُبًا) یک دسته لم تکونوا جنباً.

پس این وضو برای لم تکونوا جنبنه، اما لم تکونوا جنباً که حدث اکبر ندارد، اصغر دارد؟ ندارد؟‌ از (جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ) که بعداً فرمود استفاده می کنیم، حالا مال بعد.

پس این (وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا) [مائده: آیه ۶] تقیید کرد اطلاق را. اینجور نیست که هر (الَّذِينَ آمَنُوا) این مکلف به وضو باشد، (الَّذِينَ آمَنُوا) مکلف به وضوست که جنابتی در کار نباشد.

جنابت به معنی وسیع البته، جنابت جنسی نباشد، جنابت حیضی نباشد، نفاسی نباشد، استحاضه کثیره نباشه، این جسمانی رو عرض می کنیم، جنابت مسه میت نباشد، جنابت نباشد.

اگر جنب نبود، اون وقت این (الَّذِينَ آمَنُوا)ی غیر جنب باید که وضو بگیرد، پس وضو منحصر به غیر جنب شد. این تقیید کرد (وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا) [مائده: آیه ۶] وضو منحصر به غیر جنب شد.

حالا سوال، اگر یک انسانی هم حدث اصغر سر زده است هم اکبر و دو تارم بعد ذکر فرموده و ترتیب به قدری عمیق و رقیق است در آیه که اگر فکر بفرمایید، به قدری دقیق است که اصلاً فوق او که چی، مثل او هم نمی شود انسان تصور کند.

(وَإِنْ كُنْتُمْ مَرْضَى أَوْ عَلَى سَفَرٍ) [مائده: آیه ۶] این دوتا حسابش جداست،‌ یعنی چه؟‌ یعنی عدم وجدان ما به علت انحراف مزاجی (مَرْضَى)، عدم وجدان ما به علتی که دسترسی نداریم ممکنه باشه،‌ هست.

بعد (أَوْ جَاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغَائِطِ) [مائده: آیه ۶] حدث اصغر (أَوْ لَامَسْتُمُ النِّسَاءَ) [مائده: آیه ۶] حدث اکبر، چهار تاست ولی دو تاست. هم رباعی ست هم ثناعی. برای اینکه دوتای اول حدث نیست،‌ دو تای دوم حدثه.

از اینجا استفاده می کنیم که (فَلَمْ تَجِدُوا) [مائده: آیه ۶] عدم وجود ماء نیست،‌ عدم دسترسی به آبه. یا دسترسی ندارید چون (كُنْتُمْ مَرْضَى) یا دسترسی ندارید (عَلَى سَفَرٍ) جمعش این است که دسترسی عقلی یا شرعی یا عرفی به آب ندارید. دسترسی صحی یا خارجی یا مالی یا حالی به آب ندارید، این مطلب دیگره.

حالا مطلبی که خواستیم اینجا عرض کنیم،‌ (وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا) [مائده: آیه ۶] از این (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا) [مائده: آیه ۶] اطلاق میفهمیم یا نه؟ اطلاق داره دیگه،‌ هرکس جنب است باید غسل کند.

خب این کسی که (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا) [مائده: آیه ۶] یک تقییدی به اطلاق (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ) [مائده: آیه ۶] زد ولی اینجا دیگه وضو نیست،‌ وضو ماله غیره اینه،‌ وضو مال غیر جنبه.

برای شخصی که جنب است وضو دیگه نیست بلکه برش (فَاطَّهَّرُوا)ست که اگر چنانکه چنین است،‌ دامنه (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا) وسعت داشت،‌ تمام حدث های کبیره رو گرفت،‌ حتی وروده یوم الجمعه رو که حدث است نسبت به غسل جمعه،‌ چون غسل جمعه رفع حدث اکبر ورود در جمعه رو می کند،‌ ولاسیما از برای کسی که بخواد نماز بخوند.

حالا (وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا) [مائده: آیه ۶] آیا این مطلق میزند کنار وضو را کلاً؟‌ برای (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا)؟‌ خب چرا نزند؟

اگر مطلق محدودتری آمد بعد از مطلق کلی،‌ این مطلق محدودتر آیا مطلق کلی را به اطلاق محدود خودش تقیید می کند یا نه؟ خب بله.

اگر گفت اکرم العلما بعد گفت اکرم المفسرین، این المفسرین کل مفسر رو میگیره،‌ این کل مفسرین تقیید زد اکرم العلما را،‌ مگه اینطور نیست؟

در اینجام (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلَاةِ) [مائده: آیه ۶] همه رو و گرفت، محدث به أحد الحدثین، محدث به هر دو،‌ هیچ محدث به هیچکدام،‌ همه رو گرفت دیگه،‌ مربع رو گرفت.

بعد (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا) (جُنُبًا) رو خارج کرد، کسی که جنب است (فَاغْسِلُوا وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ) [مائده: آیه ۶] نیست،‌ چی کدومش؟

این (جُنُبًا) چند حالت داره. این جنب است حدث اکبر داره،‌ اصغرم داره، هم اکبر دارد هم اصغر،‌ مشمول (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا) هست یا نه ؟‌مطلقه دیگه.

یا نه، اکبر دارد اصغر نداره،‌ مشموله؟ بله، اصغر قبل از اکبر بعده مشموله؟ بله،‌ قبل از غسل داریم عرض می کنیم ها، اکبر قبل است اصغر بعده،‌ قبلاً جنب شده بعد غائط،‌ قبل از غسل همه رو داریم میگیم.

این حدثان که حدث اصغر و اکبر باشد هر دو با هم انجام شده است قبل الغسل شامله،‌ اصغر قبل از اکبر است قبل الغسل،‌ شامله. اکبر قبل از اصغر است قبل الغسل شامله،

خب این وقتی که شمول دارد،‌ این اطلاق قرآن،‌ این اطلاق جمله که (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا) [مائده: آیه ۶] که حساب رو جدا کرده است،‌ اگر چنانچه تأویل رو عوض می کنیم،‌ اگر محدثی به حدث اکبر اینجا تمام شوعی باید بکنید. یعنی بعض شوعی رفت کنار،‌ بعض شوعی مال غیر محدث به حدث اکبره.

پس کسی که محدث به حدث اکبره،‌ همانطوری که (يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا) اول همه رو گرفت،‌ بعد مقید شد به (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا)،‌ (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا) هر کس (كُنْتُمْ جُنُبًا) دیگه.

این (كُنْتُمْ جُنُبًا) چه موازی با او حدث اصغر باشد چه نباشد، اصلاً باشد اصلاً نباشد، قبل از اکبر باشد، اصغر،‌ بعد از اکبر باشد،‌ با هم باشد،‌ تمام این ها یک جا قبل از (فَاطَّهَّرُوا) البته،‌ چون (فَاطَّهَّرُوا) بعده دیگه. (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا) [مائده: آیه ۶] این تمام شوعی که غسل می نامیم بعد از (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا). پس چی شد؟

پس بنابراین غسل،‌ غسل که انجام می شود،‌ نه در حال انجام شدن نه، این مسئله بعدی ست که امروز صحبت می کنیم در حال غسل انسان بول کنه،‌ اون مطلب دیگری ست که حالا عرض می کنیم.

این مقدمه است، در حالی که هنوز غسل نکردیم،‌ می خواهیم غسل کنیم،‌ این غسلی که می خواهیم انجام بدهیم،‌ کل احداث کبیره و صغیره قبلی را به قول مطلق از بین می برد،‌ استناد به آیه.

پس اگر روایاتی داشتیم در اینجا که داریم که (كُلُّ غُسْلٍ قَبْلَهُ وُضُوءٌ إِلاَّ غُسْلَ اَلْجَنَابَةِ) یا حدیث رو میذاریم کنار یا معنا می کنیم.

اما اون احادیث دیگر که میگد تمام اغسال واجبه بلکه و مستحبه حالا مستحبه بعده،‌ تمام اغسال واجبه کافی ست از وضو قبول می کنیم،‌ موافق اطلاق بیّن آیه است.

و اون روایتی هم که می فرماید که (أَيُّ وُضُوءٍ أَطْهَرُ مِنَ اَلْغُسْلِ) اون رو هم به عنوان یک حکمت عامه ما عرض می شود که تقبل می کنیم. تمام غسل ها اینجا چه غسل واجب چه مستحب.

حالا ما فعلاً داریم واجب رو بحث می کنیم،‌ تمام غسل ها بما عنها اغسال،‌ این أنظف از وضوست (أَيُّ وُضُوءٍ أَطْهَرُ مِنَ اَلْغُسْلِ) پس غسل بما هو غسل أنظف است از وضو بما هو وضو. پس کسی که بر عهده او غسل و وضو هر دو است،‌ غسل از هر دو حدث کافی ست.

خب

(صحبت حضار)

بله؟

(صحبت حضار)

از قرآن اعراض کردم؟‌ اگر اصحاب از قرآن اعراض کردن مام از اصحاب اعراض می کنیم، ولی از قرآن اعراض نکردن اون ها، توجه نفرمودن، ما داریم گدایی می کنیم که از آیه ضابطه بفهمیم، البته اعراضم نیست ها چون اختلافه.

عرض می شود که حالا ببینید در اینجا از خود این جمله مبارکه (وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا) [مائده: آیه ۶] فهمیدیم حساب جدا شد.

یعنی کسی که جنب است وضو نیست، وضو رو گفتیم. استثنا کرد این مطلق ثانی مطلق اول را، تکرار نمیکنم چون البته خیلی حرفا تازه است چون قرآن همش تازه است، این است که من اگر تکرارم کنم خودم بیشتر میتونم بفهمم، حالا برادران هرجور صلاح می دانند.

ببینید پس (وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا) [مائده: آیه ۶]جدا شد، این (فَاطَّهَّرُوا) که تمام شوعی ست، بنا به عنوان شستن همه بدن، فقط مال (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا) هست، مال حدث اصغر نیست.

حالام که فقط مال (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا)ه [مائده: آیه ۶] (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا) مطلق هست، چه جنباً باشد که حدث اکبر تنهاست یا اصغرم هست، با هم اند، اون قبله، این بعده، همه رو میگیره.

اما مسئله دوم. سوال، البته بر میگردیم راجع به مستحبش برمی گردیم.

سوال، اگر کسی داره غسل تبعیضی می کند که ترتیبی می فرمایند آقایون، سر و گردن رو شست، بعد بول کرد، حالا چیکار کنه؟‌

این دارای سه یا چهار قوله، اما خب بر محور آیه میتونیم مطلب رو بفهمیم. حالا ببینیم میفهمیم یا نه؟ ملاحظه بفرمایید، غسل که حدث اکبر رو از بین میبرد، همش از بین می برد یا بعضش؟‌

یعنی اگر انسان سر و گردن رو بشوید، آیا جنابت از بین رفت؟‌ خب نه،‌ جنابت را به هر معنایی باشد، چی از بین می برد؟ کل غسل.

حالا ما در غسل ارتماسی که بحث نمی کنیم، در غسل تبعیضی و ترتیبی داریم بحث می کنیم. مادامی که تمام بدن شسته نشود به هر ترتیبی، اگر بعض بدن شسته شده است هنوز حدث اکبر از بین نرفته است، اینطور نیست مگه آقایون؟ بله؟

(صحبت حضار)

خود حدث اکبر از بین نمیره، جنبه هنوز، بعض و کاری نداریم جنب هست یا نه؟‌ خب هنوز حدث اکبر از بین نرفته است کلاً، حالا تبعیضم قاعل بشیم.

پس این آدمی که (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا) [مائده: آیه ۶] مادامیکه (فَاطَّهَّرُوا) نیاد (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا) هست یا نه؟ اگه تمام بدن را بشوید، یه بند انگشت بماند این (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا) هست یا نیست؟ هست، چون (فَاطَّهَّرُوا) نشده.

بله؟ به تبعیض کاری نداریم اصلاً، ما ریزه میزه هاش کرای نداریم همین درشت مرشت هاشاش رو بفهمیم. (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا) این آدم اگر بعض از بدن را غسل داده است و بعض دیگر را نه، هنوز جنب است، نیست اینطور؟

خب این آدمی که هنوز جنب است، هنوز حدث اکبر رفع نشده، بول کرد، حالا که بول کرد در بین شستن سر و گردن و شستن بقیه بدن، بول کرد.

آیا اینجا غسل را ادامه بدهد و وضو نگیرد؟ این یه حرف، غسل را ادامه بدهد و وضو بگیرد؟ این یه حرف، یا نخیر این غسل اصلاً خرابه، از سر باید غسل کند ولی وضو هم بگیرد احتیاطاً، یا نه از سر غسل کند و وضو نگیرد.

در این چهار تا ما یکیش رو از خود آیه طهارات ثلاث میفهمیم، چطور؟‌ ببینید مگر وضو ازاله حدث اصغر نمی کرد؟‌ چرا. بعضش یا کلش؟ کلش.

غسلی هم که الان غسل تبعیضی داریم می کنیم، کل این غسل ازاله حدث اکبر می کند، بعضش که نیستش که. اگر بعض غسل رو انجام داد و بقیه رو هنوز انجام نداده، حدث اکبر رفته از بین؟‌ نه. حدث اصغرم که قبلاً بوده از بین رفته؟‌ نه.

اگر این غسل رو انجام داد تمام شد، هم حدث اکبر از بین رفته است هم در ضمن حدث اصغر به حساب دلالت اطلاقی که از آیه فهمیدیم.

اما اینجایی که در وسط بول کرده است، این بول حدث هست یا نیست؟ حدث است تبعاً. این بول که حدث است این وضو لازم دارد یا نه؟‌ تبعاً بله.

چیزی که میخواد بگد که غسل کافی از وضوست، چی میگه؟‌ همه غسل کافی از وضوست یا بعضش؟‌ همه غسل.

همانطوری که همه غسل کافی از حدث اکبر است، همه غسل حدث اکبر را از بین می برد، همینطورم همه غسل حدث اصغر رو از بین میبره.

این آدمی که قبلاً حدث اصغر نداشته یا داشته کاری نداریم،‌ ولی فعلاً که حدث اصغر دارد در ضمن غسل انجام می دهد، اینجا چند مطلب است، یک مطلب این است که ایشون (فَاطَّهَّرُوا) انجام نداده هنوز.

مطلب دوم این است که در ضمن است،‌ یعنی این ضمن غسل است، مطلب سوم این است که در ضمن غسل این حدث اصغر انجام شده است،‌ خب شما چی میخواید بفرمایید؟ ببینم این حرفی که ما داریم می زنیم با کجا منافات دارد؟ بلکه موافقت دارد با خود آیه،‌ چطور؟‌

ما عرض می کنیم این غسل رو چرا بشکنه آقایون؟ مگر این غسل از بین رفت؟ مگه جنب شد؟‌ این آدمی که سر و گردن و شسته، بعد بول کرد، مگر بول حدث اکبر است؟‌ مگر حدث اکبر است که یا کل غسل را یا بعض غسل رو از بین ببرد؟ مگر حدث اصغر کل یا بعض غسل رو از بین می برد؟ از بین نمیبره. پس من چرا غسل رو ادامه ندم؟

به چه حساب می فرمایید که غسل رو ادامه ندید از سر بگیرید؟ نخیر، من اگر غسل و ادامه ندم، از سر بگیرم وضم خراب تر میشه که بعد عرض می کنیم.

در اینجا باید چیکار کنیم؟‌ در اینجا حدث اکبری سر نزده است در ضمن که غسل رو از سر بگیره،‌ حدث اصغر سر زده است و حدث اصغر که موجب غسل نیست، موجب وضو است.

خب، حدث اصغر موجب وضوست،‌ پس وضو باید گرفت بعداً، حدث اکبر موجب غسل است انجام نشده، قبلاً حدث اکبر بوده و شروع کرده به غسل کردن، این غسل رو باید مادامی که حدث اکبر نیامده تمام کنه، پس موظف است که این غسل و تمام کنه.

حالا که موظف است این غسل رو تمام کنه، پس این غسلی که تمام می کند حدث اکبر را از بین می برد. سوال، آیا حدث اصغر ضمنی رم از بین میبرد؟‌ نخیر، چرا؟ فرمود (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا) [مائده: آیه ۶] فَ چیه؟ یعنی از حالا شروع کنه. این که وسطه که،‌ این شاملش نمیشه، عنایت بفرمایید آقایون.

(وَإِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا) [مائده: آیه ۶] این وسط غسل رو که نمیگه. اگر جنب بودید (فَاطَّهَّرُوا) اطهرو، اگر، گوش کنید، منم گوش میکنم که چی دارم میگم، فکر کنید چون خیلی این مطلب اینجا باریکه.

(إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا) [مائده: آیه ۶] (كُنْتُمْ جُنُبًا) جنابت حاصله، (فَاطَّهَّرُوا) غسل حاصل کنید، غسل حاصل کنید از اولش داره میگه یا از وسطش؟ از اولش،‌ شروع کنید به غسل.

درست، من که شروع به غسل اینجا نکردم که،‌ در اینجا ضمن غسل هستم،‌ حالا که ضمن غسل هستم (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا) [مائده: آیه ۶] به من میگد که این غسلی که در ضمن هستید ادامه بدید، چون ضرری اینجا نخورد، حدث اکبری نیامد که این غسل رو از بین ببره، حدث اکبر دیگر ایجاد کنه، درست؟

اما وضو کی معفوف بود آقایون؟ وضو رو از کجا فهمیدیم معفوف؟‌ از اینجا، که (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا) [مائده: آیه ۶]، کسی که جنب است این وظیفه اش فقط غسل است. کسی که جنب است وظیفش فقط غسل است، کی؟ غسلی که هنوز انجام نداده میخواد انجام بده.

اما وظیفه اش غسل است، این غسلی که کافی از وضوست، غسلی که می شود فکر کرد کافی از وضوست، دو جوره، یک غسلی که هنوز شروع نکرده ام، شروع می کنم انجام میدم تمام میکنم. این همانطوری که کافی ست از، حدث اکبر رو از بین می برد کافی از وضو هم هست.

اما غسلی که من شروع کرده ام و در ضمن غسل حدث اصغر سر زد، اینجا دیگه (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا) [مائده: آیه ۶] این غسل را شامل نمی شود که کافی از وضو باشد، بلکه این غسل حدث اکبر رو از بین می برد اما کافی از وضو نیست، چون کافی از وضو بودنش (فَاطَّهَّرُوا)، این (فَاطَّهَّرُوا) نیست که اینجا، در ضمن مطلب.

(صحبت حضار)

صبحکم الله بالخیر، (فَاطَّهَّرُوا) عزیزم

(صحبت حضار)

عزیزم، مثل کسی که از

(صحبت حضار) این امری ست که در وسط غسل

شما گفتی؟ شما گفتی؟

(صحبت حضار)

امر وسط چیز دیگه است،‌ امر وسط ادیب الغسل، ادامه بدهید غسل را غیر از اینکه تمام شویی کنید، تمام شوعی کردن از آغاز است تا انجام.

منتها اگر من قسمتی از غسل رو انجام دادم، باید دنبالش رو انجام بدم، چون (فَاطَّهَّرُوا) تکمیل نشد، یک ماش آغاز (فَاطَّهَّرُوا)ست، یکی تکمیله.

ببینید تکمیل (فَاطَّهَّرُوا) مسلم است، مادامیکه که من سر و گردن و شستم، بقیه رو نشستم (فَاطَّهَّرُوا) تکمیل نشد، اما (فَاطَّهَّرُوا) چی میگه؟‌ (فَاطَّهَّرُوا) آغاز را می گیرد که شروع کنید انجام بدهید، این غسلی که آغاز را می گیرد، ببینید غسل دو جوره.

یک غسلی ست که (فَاطَّهَّرُوا) انجام می دهیم آغاز انجام حدث اصغر سر نمیزنه، از خود (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا) [مائده: آیه ۶] میفهمیم که وظیفه وضو نیست.

اما غسلی که یه مقداری انجام داد، بعد در ضمن حدث اصغر سر زد، اینکه در ضمن حدث اصغر سر زد (فَاطَّهَّرُوا) ادامه ای میاد اینجا، برای چی؟ برای (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا).

اما (فَاطَّهَّرُوا) آغازی که هر دو حدث رو از بین میبرد که اینجا نمیاد که، (فَاطَّهَّرُوا) برای آغاز غسل کردن در جایی ست که هنوز غسل نکردن.

من که شروع کردم به غسل، فرض کنید همه بدن رو شستم، آنقدر از انگشت پای چپ مونده، ما اینجا رو میگیم واضح تر بشه، همه بدن رو شستم آنقدر از انگشت پای چپ مونده، هنوز نشستم، اینجا (فَاطَّهَّرُوا) ادامه باید داد، اما قبل از اینکه این انگشت چپ را بشوید بول کرد، این بول که کرد، آیا این حدث اصغر را هم از بین می برد غسل؟‌

سوال، آقایون کل غسل حدث اصغر رو از بین می برد یا بعضش؟

(صحبت حضار)

گوش کنید، کل غسل حدث اکبر را از بین می برد یا بعضش؟‌ آیا به طریق اولی، کل غسل حدث اصغر را از بین می برد یا بعضش؟ کل.

ببینید، اینجا یه انگشت مونده، آیا این یه انگشتی که مونده است حدث اصغر را از بین می برد؟ کل غسل حدث اصغر رو از بین میبره.

وقتی که کل غسل حدث اصغر و اکبر رو از بین میبرد، از بین بردن حدث اکبر به تکمیل غسل است، اما از بین حدث اصغر به (فَاطَّهَّرُوا)ست، آغازه.

پس از آیه ما کاملاً میفهمیم در بین این اقوال أربعه که باید انسان غسل رو ادامه بدهد،‌ روایتیم داره قبول نمی کنیم البته. برخلاف آیه است.

روایت دارد که غسل رو ادامه بده وضو هم بگیره، میگیم نخیر، ببخشید روایت دارد که غسل را ادامه بدهد و وضو نگیرد، این درست نیست.

غسل را ادامه بدهد چون حدث اکبر صادر نشده، چرا وضو بگیرد؟‌ برای اینکه غسلی می تواند کافی از وضو باشد که کل غسل باشه. اینجا کل غسل نیستش که، اینجا یه خوردش مونده. این یه خوردش که مونده تتمه (فَاطَّهَّرُوا)ست که رفع حدث اکبر می کند، اما حدث اصغر چی؟

حدث اصغر که میخواد در ضمن از بین برود، با چی از بین میره؟‌ آقا این شخصی که در ضمن غسل بول کرد، حدث اصغر صادر، حاصل شده یا نه؟‌ بله حالا که حاصل شد با بعض تتمه غسل از بین میره؟‌

آیا خود حدث اکبر فقط با بعض از بین میرد؟‌ اینجا که ما میگیم خود حدث اکبر از بین میره، فقط با بعض نیست چون قبلم بوده،‌ اما از برای این حدث اصغر که سر زد بول کرد، برای این بولی که کرد، اون غسل های قبلی هم اینو از بین می برد؟‌

ببینید، در این وسط قرار گرفته الان. الان در بین غسل بول کرد،‌ این بول کرد حدث اصغر صادر شد یا نه؟ بله. خب چی این حدث اصغر رو از بین می برد؟ این بعض بعدی که میخواید بشویید، بعض الغسله که. بعض قبلی، بعض قبلی که خراب شد نسبت به حدث اصغر ولی نسبت به حدث اکبر خراب نشد، برای اینکه بول که حدث اکبر نیست.

روی این جهت عنایت بفرمایید آقایون ما بر محور آیه اینجا قشنگ، خیلی راحت، بدون زحمت کشیدن زیاد و گشتن اقوال، فتوا می دهیم به اینکه این غسل باید تمام بکنه، حتی حق ندارد که ولش کنه، اگه این ولش کنه از سر بگیره

(صحبت حضار)

اگه ولش کنه از سر بگیره، مأموریت نداره، آقا غسل باید مأموریت داشته باشه یا نه؟ بنده که میخوام غسل کنم باید امر بهم بشه یا نه؟

امر به چی شده؟ امر به ادامه است. چرا؟‌ نمیتونم قبلی رو ول کنم، چرا؟ برای اینکه من بعض غسل رو انجام دادم و حدث اکبر نیامده اونو از بین ببرد.

بنابراین من اگر این رو ول کنم، از سر غسل کنم، این غسل از سر، حدث اصغر را از بین نمی برد و اگرم اکبر رو از بین ببرد به این معناست که چون که صد آمد نود هم پیش ماست.

یعنی اگر از اول سر رو بشورم، سر و شستن بیخوده، ولی شستن بقیه به حساب تتمه غسلی ست که من ولش کردم. این مربوط به این عرض می شود که این مسئله.

حالا

(صحبت حضار)

باشه خب،‌ شما اول فرمودید که اعراض اصحابه، گفتم اگر اصحاب از آیه اعراض کنه که مام ازشون اعراض می کنیم.

(صحبت حضار)

حرف اولی چی بود؟‌ من احتمالات رو عرض کردم فقط.

بنابراین، در این مسئله، حالا ببینید، آیا غسل کافی از، اغسال واجبه کلاً،‌ اغسال واجب کافی ست از کل وضوئات یا نه؟‌ بنابر مبنایی که ما از آیه فهمیدیم خب بله،‌ چرا؟ برای اینکه (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا) [مائده: آیه ۶] کل حدث های اکبر را گرفت.

حالا

(صحبت حضار)

به مشهورش کاری نداریم. ما خیلی احترام مشهور رو می کنیم ولکن خدای مشهور کلامش اینجوریه، ما اینطور فهمیدیم، با کمال احترام به مشهور.

حالا ببینید در این (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا) [مائده: آیه ۶] که جنابت عبارت است از اون بحثی که یکی دو روز کردیم که حدث اکبر.

عوض کنیم حالت رو، اگر حدث اکبر داشتید غسل کنید، یعنی وضو لازم نیست، حدث اکبر جنابت جنسی ست، حیض است، نفاز است، نفاس است، استحاضه کثیره است، حالا متوسطش مطلب دیگریه و عرض می شود که مس میت است، چون در باب شستن با آبه، اون طهارت های معنوی و مغزی رو کاری نداریم.

پس بنابراین در کل اغسال واجبه فعلاً، در کل اغسال واجبه فقط (فَاطَّهَّرُوا)ست، دیگه وضو یعنی چه؟‌ برای حائض وضو دیگه یعنی چه؟

اگر چنانچه این حائض، حیضش تمام شده، غسل واجب است بکند دیگه وضو یعنی چه؟ بدئت میشه. اگر مستحاضه کثیره است، حالا اون یه مطلبی ست.

اگر نفساست اینجا وضو یعنی چه و اگر چنانچه مس میت کرده است دیگه وضو یعنی چه؟ اگر وضو بگیرد به عنوان وجوب بدعت است، به عنوان استحبابم بدعت است، مگر سنت قطعیه ای بیاد بگد که استحباب دارد، مطلبی نیست. اما اگر به عنوان وجوب باشد خلاف دلالتی ست که از آیه مبارکه ما استفاده می کنیم.

سوال

(صحبت حضار)

من دیدم روایت ها رو میخونیم، دیدم ولی قبول نداریم، ولی ما استناد نمی کنیم، ما استناد به کتاب الله می کنیم که کتاب ما و اصحاب است و میگیم که مرجع کتاب الله و روایات متعارضه.

تقریباً توی ده تا روایت مثلاً، نه تاش میگه وضو نگیرید، یکیش میگه وضو بگیرید، اون یکیم که میگه وضو بگیرید دلالت نداره. دلالتم داشت قبول نمی کردیم، اگر متواتر هم بود که وضو نگیرید، می گفتیم معذرت میخوایم شما یه عیبی دارید، قرآن که عیب نداره، ما از قرآن استفاده کردیم که این غسل کافی از وضوست.

حالا یه مطلب، مطلب سوم، آیا غسل جمعه بنائاً علی الاستحباب، به حساب دلالت قرآن کافی از وضو هست یا نه؟ میگیم خب نه، چرا؟‌

برای اینکه وجوب رو داره میگه دیگه، بله (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا) [مائده: آیه ۶] (فَاطَّهَّرُوا) وجوبه و غسل واجب رو دارد بیان میفرماید که از بین می برد حدث اکبر رو.

پس غسل جمعه کافی از وضو بر مبنای کتاب نخواهد بود، اگر مستحب باشه اما اگر واجب باشه ‌کما اینکه واجبه، واجبه. عرض می کنم که حالا

(صحبت حضار)

امره، امره، جنباً (فَاطَّهَّرُوا) واجبه. در جایی که اگر واجب باشد غسل و غسل واجب است که به اطلاق کافی از وضوست، میتونیم ملحق کنیم غسل مستحب رو؟ با چه زوری شما؟ با چه، زور نبوتم داشته باشی نمیشه.

برای اینکه مستحب که پایین واجبه. شما چطور می تویند اگر غسل واجب کافی از وضوست به اطلاق آیه، میتونیم ملحق کنیم غسل مستحب رو که کافی از واجبه؟ نه.

ولی یک مطلب هست و اون مطلب اینه که ببینید غسل جمعه برحسب سنت واجبه، مخصوصاً برای کسی که به نماز جمعه میره،‌ اگرم نره باز واجبه، حتی در بعضی از، حالا اشاره میکنم.

حتی در بعضی از روایات هست که اگر غسل جمعه نکرده رفت به نماز جمعه، بعد یادش اومد بره غسل جمعه کنه. اگر نماز رو خوند یادش اومد، بره غسل کنه باز دوباره نماز بخونه، حالا نماز جمعه وقتش گذشته مطلبی ست، نماز ظهر مثلاً بخونه.

حالا ببینید این به عنوان یه اصل ثابتی که در روایات ما داریم، حالا بعداً بحث اشاره خواهیم کرد. اگر غسل جمعه غسل واجب باشد، پس (فَاطَّهَّرُوا) شاملش هست، منتها

(صحبت حضار)

بله؟ حالا عرض می کنیم، همینو میخواستم عرض کنم، منتها جنابت چند جوره،‌ یه مرتبه انسان کاری انجام می دهد که دور می شود از صلاة و این کار حدث اکبر است.

یه مرتبه نه، ما که کاری انجام ندادیم خداوند جمعه رو آورده. حالا جمعه شد. حالا که جمعه شد،‌ این آمدن جمعه برای ما احداث کرد حالت حدث اکبر را که با غسل جمعه از بین میره، اگه اینطور شد چی؟ و اینطور هست. چطور؟

(صحبت حضار)

صبر کنید، صبر کنید.

این انسان، کاری به وضوش نداریم، روز جمعه عرض می شود که این محدث هست یا نیست کاری نداریم، این آدم غسل جمعه می کند به عنوان وجوب، بنابر مبنای وجوب،‌ این آدم که بنا بر مبنای وجوب غسل جمعه می کند (فَاطَّهَّرُوا) کرده است یا نه؟‌ یعنی واجب رو انجام داده؟‌ بله.

سوال شما اینه، این جنب که نیست، میگیم جنب معنیش چی بود؟‌ ما سه بُعد را میگیم،‌ یک، جنب فقط مربوط به عمل جنسی نیست بلکه هر دوری از نماز.

دو، دور از نمازم از نظر جریان جسمی دو جوره. یک دور از نمازی ست که خودش کرده، خودش عرض می شود که جنب شده، یه دور از نماز که خودش نکرده، خودش حیض میشه؟ نه،‌ خودش نفاس میشه؟ نه،‌ بله؟ زن که خودش حیض نمیشه که، خودش که نفاس نمیشه. پس این جنابت حیض و جنابت نفاس اختیاری نیست، اونم جنابت است چون دور از صلاته.

سوم، روز جمعه که آمد، روز جمعه لازم است غسل کند که اگر غسل نکند نمی تواند نماز جمعه یا غیر جمعه بخواند باید حَدَثَ لَهو حدثٌ اکبر (قطع صدا)

نفاس فعل الهی بود نفاس، در اینجام شما تعبیر حدث اکبر نکنید، ولی برای این آدم یک حالتی حاصل شده است که اگر غسل نکند روز جمعه، نماز نمی تواند بخواند یا به عکس، یه جور دیگه، برای این آدم یه حالتی حاصل شده است که واجب است روز جمعه، نمیخوایم بگیم حالت رکیکه، نخیر، مگر خود جنابت رکیک بود؟ مگر خود حیض رکیک بود؟‌ حیض که به دست خود انسان نیستش که.

(صحبت حضار)

ما راجع به جسم داریم،‌ ما راجع به (فَاطَّهَّرُوا)یی که جسم را می شوید داریم بحث می کنیم، نه عقل را می شوید.

(صحبت حضار)

این جنابت که حاصل شده چند جوره، یا خود انسان حاصل می کند یا خدا حاصل می کند.

(صحبت حضار) حالا هر کدوم باشه

أحسن، آهان در اینکه غسل جمعه اگر واجبه، یعنی چه؟ یعنی از حدث اکبر باید غسل کرد دیگه، مگه از حدث اصغر کسی غسل میکنه؟‌ آیا من دون حدثین کسی غسل میکنه؟

(صحبت حضار)

توجه کنید، توجه کنید، آخه شما از بحث حدث نترسید، از حدث که همش اینجوری نیستش که،‌ حدث یا حادثه.

عرض می شود که ببینید، چیزی شده است که بر مبنای اون چیز ما بدانیم، ندانیم، بفهمیم، نفهمیم، چیزی حاصل شده است در بدن یا زماناً یا چه، که باید غسل کرد. یکی از این چیزا جمعه است، جمعه آمده است، جمعه شده است و من می توانم غسل کنم.

برحسب ادله اگر واجب است من غسل کنم (إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا فَاطَّهَّرُوا) [مائده: آیه ۶] مگر کمرش پارو خورده است که نگیره اینجا رو؟ چرا نگیره؟ اطلاق دارد.

شما چرا اطلاق رو مضیغ می کنید؟ مگر جنباً داشت إِنْ كُنْتُمْ جُنُبًا باختیارکم؟‌ مگه در خواب انسان به اختیار محتلم میشه؟ مگه به اختیار حیض میشه زن؟ به اختیار نفسا میشه زن؟ اختیار در کار نیست.

اگر این حالت برا شما حاصل شد که دورید

(صحبت حضار)

بشه، حالا حادث شد، جمعه حادث شد، خود جمعه، خود، مثلاً فرض کنید زمان حج، در زمان حج واجب است (مَنِ اسْتَطَاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا) [آل عمران: آیه ۹۷] حج بره، این وجوب از کجا اومد؟ چون زمان اومد. زمان به اختیار من که نیومد که.

(صحبت حضار)

مورد قبول کی؟ مورد قبول کی؟

(صحبت حضار)

مام همینطور داریم میگیم. مگه بنده دارم میگم واجبه؟

(صحبت حضار)

عزیزم

(صحبت حضار)

عزیزم مگه من میگم واجبه؟ میگم روایت میگه واجبه.

(صحبت حضار)

داخل جنابت نکردم من

(صحبت حضار)