جلسه دویست و بیستم درس خارج فقه

نماز (اوقات نمازهای پنجگانه)

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيم

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ عَلَى آلِهِ الطَّاهِرِين

اللّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّد

دو سه تا بحث موند که یکیش اوقات صلوات بود. یکیم جمع یا تفریق بین ظهرین و عشائین بود و در اوقات صلوات هم باز دو‌ بحث بود.

یک بحث اینکه اوقات خاصه ای از برای چهار صلاة داریم برای صبح نه، چون صبح از طلوع فجر است تا قبل از طلوع شمس، مزاحمی نداره، شریکی نداره.

اما ظهرین با هم شریکن، هم ظهر وقت خاصی دارد و هم عصر و بینهما مشترک. و همچنین عشائین. تفصیلاتی در کتب فقهیه هست که ما لزوم نداره کاری باهاش داشته باشیم، فقط بعضی از مطالب است که خب بر محور قرآن ما می توانیم استدلال کنیم، روی اون ها بحث.

یک صحبت این است که نماز مغرب که برحسب آیاتی مانند (مِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ فَسَبِّحْ وَأَطْرَافَ النَّهَارِ لَعَلَّكَ تَرْضَى) [طه: آیه ۱۳۰] یا (وَزُلَفًا مِنَ اللَّيْل) [هود: آیه ۱۱۴] که (01:41) نداریم برای نماز مغرب و عشا، عشا البته اون لفظ خاص عشا ما داریم، ولی برای نماز مغرب آیه (زُلَفًا مِنَ اللَّيْل) [هود: آیه ۱۱۴] (وَمِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ) [طه: آیه ۱۳۰].

آیا می شود گفتش که اول وقت نماز مغرب، غروب القرص است؟ نه، چون وقتی قرص شمس غروب می کند از آنَاءِ اللَّيْل نیست، از آناء النهاره، تتمه ضوء شمس موجوده، مخصوصاً وقتی که قرص شمس غایب شده، اما نورش هست، اینو کی میگد روزه، شبه، این روزه طبعاً.

بنابراین به این آیات ما استدلال می کنیم که اول وقت نماز مغرب، همان مغرب است، غروب الشمس نیست و ما با برادران سنی که صحبت می کنیم که این ها با غروب قرص، هم روزه را افطار می کنند و هم نماز مغرب می خوانند، راجع به روزه دلیل خاص داریم (ثُمَّ أَتِمُّوا الصِّيَامَ إِلَى اللَّيْل) [بقره: آیه ۱۸۷] با غروب قرص لیل تحقق پیدا نمیکنه.

و راجع به نماز مغرب هم آیاتی که در قرآن شریف اشاراتی نسبت صلوات خمس دارد و یا تسلیحاتی، اشاراتی که هست به طور مجمل یا (مِنْ آنَاءِ اللَّيْلِ) [طه: آیه ۱۳۰] است یا (زُلَفًا مِنَ اللَّيْل) [هود: آیه ۱۱۴] عه، بالاخره لیل در میانه.

نمازی ست که مال شبه، معلوم است که نماز مغرب مال شب است، مال روز که نیست، نماز روز معلوم است چیه، این از ضروریاته. و ابتدای شب عبارت از غروب قرص نیست.

حالا راجع به صلاة عشام ما صحبت کنیم، بعضی اشاراتی راجع به این مطلب که اصلش گذشت که اوقات خاصه ای دارند صلاتین مشترکین در امتداد وقت مثل ظهرین و عشائین.

آیا آخر وقت نماز عشا کیه؟ اختلاف هست، بین برادران فقیه قدیماً و حدیثاً اختلاف است که آیا نماز عشا رو که در نصف شب می فرمایند باید خوند، غسق البته خودش نصه، حالا در نصف شب باید خوند، آیا اول شب را مغرب الشمس و آخر شب را طلوع الفجر حساب کنیم، چنانکه عده ای فرموده اند؟ خب طبعاً اینجا یک ساعت کمتر میشه دیگه.

یک ساعت کمتر است نصف شب به عنوان غسق به عنوان ظلام میشه، اگر بین الطلوعین دو ساعت باشه یا یک خورده کمتر بعضی وقتا.

یا نه مبدأ ومنتهی در لیلی که نصفش را به تصریح قرآن وسطش را میزان باید قرار دارد، عبارت است از (علیک السلام) از مغرب الشمس، مغرب الشمس از نظر ابتدای ظلام و قبل طلوع الشمس به حساب انتهای ظلام.

ببینید همونطوریکه اول لیل را ما غروب شمس نمی گیریم، هنوز روشنه، یک ده پونزده دقیقه فاصله است. آخر شب را هم ما طلوع القرص نمیتونیم بگیریم.

درست است قبل از طلوع القرص ما نماز صبح رو ‌باید بخوانیم، اما آخر شب را ما طلوع قرص بگیریم، غلطه، چون قبل از اینکه قرص شمس ظاهر شود، بلکه قبل از ظهور قرص شمس، نور، انوار شمس میاد بیرون بعد خود شمس میاد بیرون.

از وقتی که روشنایی به حسب انوار شمس و تأثیر شمس آمد بیرون و هوا روشن شد، این عرض می شود که این نهایت اللیل نیستش که.

نهایت اللیل حداقل این است که همون مقداری که در بدایة اللیل ما سخن می گوییم که یک ربع بعد از غروب شمس است در نهایة اللیل هم تقریباً یک ربع قبل از ضوء الشمسه.

یعنی بین الظلامین، بدایة الظلام و نهایة الظلام. اون وقتی که شب آغاز می کند و اون وقتی شب انجام می شود از نظر تاریکی، این هم قول دوم.

حالا

(صحبت حضار)

وقتی که ابتدای تاریکی شب شد، این لیله دیگه، اول مرحله شب اون وقتی ست که آغاز تاریکی ست. آغاز تاریکی یعنی بعد از غروب الشمس، غروب القرص بعد از حدود یه ربع ساعت که آغاز تاریکی رو ما حس می کنیم، اینکه بیّن است که. حالا

(صحبت حضار)

توجه کنید حالا

راجع به عرض می شود که (غَسَقِ اللَّيْل) [الاسراء: آیه ۷۸] ببینید من اول فرمایش اون آقایونی رو که می فرمایند مناط در لیل نسبت به صلاة اللیل که نصف اللیل است، مناط از نظر ابتدا مغرب است و از نظر انتها فجر است. دلیل اون آقایون رو عرض می کنم.

از جمله ادله اون بزرگواران اینه که می فرمایند مگر صلاة الفجر الصلوات لیلیه است؟ نخیر، الصلوات نهاییه است. لفظ فجرم خودش اسمش روشه. و صلاة غدات هم بهش میگن، صلاة صبح هم بهش میگن، گرچه وقت ممتد است بین الساعتین از آغاز طلوع فجر تا قبل الطلوع شمس، ولی قبلش اینجوری نیست. اون رو بعد باید بحث داشته باشم

از آغاز لیل تا قبل از طلوع شمس، رو این حساب وقتی قرآن شریف می فرماید که (أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْر) [الاسراء: آیه ۷۸] (قُرْآنَ الْفَجْر) فجر را از لیل جدا کرد.

چون (قُرْآنَ الْفَجْر) فجر را از فجر تا طلوع شمس رو از لیل جدا کرد، پس تنزیلاً نه حقیقتاً، ما یک لیل حقیقی داریم و یک لیل تنزیلی داریم.

مثل محرمات دیگه، یک محرمات نسبیه حقیقیه داریم، قرآن ذکر میکنه و دو محرم عرض می شود رضائیه داریم که تنزیلی هستند (وَأُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَة) [نساء: آیه ۲۳] بیشتر چی؟ نه، تنزیل دلیل میخواد دیگه.

بله، تنزیل اینکار رو نمی کند که در تمام موارد صددرصد تنزیل نه، تنزیل زورش به دلیله، میگه اینجا رو ملحق کن، خب بقیه چی؟ بقیه هیچی، اگر اینجا رو‌ ملحق نمیکردن ملحق میشد؟ خب نه.

اگر مادر رضائی را یا فرض کنید خواهر رضائی را ملحق به مادر نسبی یا خواهر نسبی نمی کردند، آیا ما حرام می دانستیم؟ خب نه. چون معنی تنزیل اینه که ملحق می کنند آنچه را که برحسب دلیل اصل ملحق نیست، ملحق می کنند طبق مصالحی که شریعت مقدسه میداند.

حالا در اینجا، البته بیان آقایون همش این نیستا، من دارم مطلب رو قوی می کنم که بعد خواستین جواب بدین، این درست ریشه کن بشه

(صحبت حضار)

مطلب رو عرض کنم، من یادم نره.

عرض می شود که این (أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْر) [الاسراء: آیه ۷۸] (قطع صدا)

خواست اون هامطلب رو تا اونجایی که امکان دارد عرض می کنیم.

از نظر قرآن (أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْر إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا) [الاسراء: آیه ۷۸] یه قرآن الفجر از این وقت طلوع فجر را جدا کرد، جدا کرد.

میگیم خب، اینکه جدا کرد حقیقتاً او را از ظلام لیل جدا کرد؟ وقتی که طلوع فجر است حقیقتاً تاریکی نیست؟ چطور اول شب یه ربع که از غروب قرص گذشت تاریکیه، اون تاریکه، اما طلوع فجر که خیلیم تاریک تر از اونه، پدر جد تاریکی اونه، این تاریک نیست؟ خب تاریک که هستش که، اینکه شکی نداره.

تاریکی این نیست که در خونمون رو پرده بزنیم تاریک کردیم، نخیر آسمان تاریکه، آسمان زمین تاریکه، پس تنزیل در اینجا لازمه، حرف اول.

تنزیل لازمه که منزل شود از طلوع فجر تا قُبیل طلوع الشمس، به منزله نهار. وقتی منزل شد به منزله نهار و روی حساب (وَقُرْآنَ الْفَجْر) [الاسراء: آیه ۷۸] که صلاة فجر که اسمش صلاة صبح میذارید، در اینجا وارد شد.

بنابراین غسق اللیل معنیش معلوم شد. کدوم لیل؟ غسق اون اللیلی که (وَقُرْآنَ الْفَجْر) تحدیدش میکنه. الیل که غسق للیلٍ که نیست (أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَق اللَّيْل) [الاسراء: آیه ۷۸] خدایا کدوم لیل؟ اون لیلی که بعداً دارم میگم.

(وَقُرْآنَ الْفَجْر) [الاسراء: آیه ۷۸] از قرآن الفجر، از فجر میگه تنزیلاً لیل نیست. چون تنزیلاً لیل نیست، بنابراین مناط آخر لیل به حساب غسق و به حساب نصف و میانه واقعی، مناط آخر عبارت است از قبیل طلوع الفجر و مناط اول عبارت است از عرض می شود که مغرب الشمس، این حرفی ست که آقایون بزنن.

بعد میان میفرمایند چه؟ بفرمایند خب ما واژه رو استدلال می کنیم با آیه و روایاتی هم که از رسول الله صلوات الله علیه و از أئمه معصومین علیهم السلام روایت شده، میگن نصف اللیل، نصف اللیل، نصف اللیل.

مناط در کدوم لیله؟ لیلی ست که قرآن به حساب تنزیل قسمتیش رو چیده، اگر آزاد بود عبارت لیل، خب اول تاریکی را تا آخر تاریکی میگرفت چنانکه همه می دانند.

اما چون قرآن تنزیلاً این عرض می شود که طلوع فجر را جدا کرد، بنابراین اللیل در منطق شرع عبارت است از اینکه اولش معلوم، آخرشم قُبیل طلوع الفجره، این فرمایشی که آقایون می فرمایند.

میگیم اولاً و ثانیاً که هر دوش قوی ست البته، ثانیش قوی تره. من ثانیش رو اول میگم که اول نذاشتیم ولی خب تعجب آور نباشه. ثانیش قوی تره، که چی؟

قرآن نفرمود که الی نصف اللیل فرمود (إِلَى غَسَقِ اللَّيْل) [الاسراء: آیه ۷۸] غسق چیه؟ غسق منتهی الظلام است (مِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ) [فلق: آیه ۳] نهایت ظلمت شب.

و همونطوریکه در روایتم دارد، همونطوریکه روز منتهی الضوء دارد، کیه؟ (لِدُلُوكِ الشَّمْسِ) [الاسراء: آیه ۷۸] که شمس در وسط السماء در افق ما قرار میگیره.

وقتی شمس در افق ما در وسطء السما قرار گرفت، این (13:13) النهاره. این بالاترین روشنایی خورشیده که قشنگ در وسط افق قرار گرفته.

یک خورده که رفت اون طرفتر کم میشه، کم میشه، کم میشه، کمااینکه قبل از اینکه برسه اینجا، این داشت زیاد میشد، زیاد میشد، از اون طرف زیاد میشد، زیاد میشد تا ظهر بالاترین زیادی، بعد از اون لحظه کم میشه کم میشه کم میشه تا می شود غروب.

همونطوریکه خورشید در نهار منتهی الضوء دارد، شب هم منتهی الظلام دارد. منتهی الظلام جایی ست که خورشید وقتی غروب کرد هی تاریکی، هی تاریکی، هی تاریکی، هی میره پشت، هی میره پشت، هی میره پشت، تا میرسد به وسط. در اونور که خورشید به وسط رسید، این منتهی الضوعه، در مقابلش افق ما چیه؟ منتهی الظلامه، یک خورده اون طرفتر رفت اینجا این طرفتر میره، یعنی چه؟

یعنی این منتهی الظلام منهدر میشه، میاد کم کم پایین و لذا در روایت دارد که (عِندَ سُقُوطِ النُّجُوم) نجوم سقوط کرد یعنی چه؟ یعنی این عرض می شود که درخشندگان آسمانی، ستارگان درخشان، کم کم رو به تاریک تر شدن می روند.

همونطوریکه خورشید از اونور، کم کم این ستارگان وقتی که از نصف واقعی ظلام دارد میگذره، کم کم ستارگان هم به طبع نورشون کم کم، کم کم، کم کم، کم میشه و هر بیننده ای این مطلب رو میفهمه.

پس غسق نص است. صد هزار حدیث اگر ما داشتیم که منتهی اللیل در بُعد آخر نماز عشا فجر بود، میگفتیم خیلی معذرت میخوایم. صد هزار به اندازه گرد کفش این آیه نمی ارزه.

آیه غسق گفته، کتاب روشنه. اگر خدا فرموده بود که (أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَىٰ نِصْفِ اللَّيْل) اونجام حرف داشتیم ما، حالا حرف اولمون دوم زدم، دوم اول.

دوم رو ‌اول میزنم که مطلب برام قشنگ روشن بشه که کتاباً نص است (غَسَقِ اللَّيْل) [الاسراء: آیه ۷۸] که غسق یعنی منتهی اللیل، منتهی ظلام اللیل.

آیا اون بالاترین قله تاریکی شب، نصف شبه واقعی ست یا تنزیلی آقایون؟ نصف شب واقعی که معین است که، از اینور شیش ساعت فرض کنید، شبا دوازده ساعته، از اونورم شیش ساعت که اولش عرض می شود مغرب باشد، آخرشم یه ربع به طلوع خورشید باشد، این دوازده ساعت، نصف واقعی شب که منهدر اللیل است که غسق اللیل است که منهدر النجوم است، این عارض است از ساعت اگه شیش غروب بشه، ساعت دوازده.

آیا این غسق نصف واقعی شب هست یا نه؟ غسق رو کاری نداریم. نصف، حالا شما میگید نصف تنزیلی، اما اگر نصف تنزیلی مراد بود که باید از ساعت دوازده بگذره، بشه ساعت یک بعد از نصف شب.

یک بعد از نصف شب به حساب اینکه شما فجر رو در نظر نگرفتید، ببخشید یک قبل. باید که ساعت یازده بشه، چون فجر رو آخر گرفتید.

اگر فجر را آخر گرفتید که دو‌ساعت در اینجا حساب میشه، به جای اینکه ساعت دوازده که نصف واقعی شب است که غسق اللیل است میشه ساعت یازده، پس یک ساعت آخر وقت نماز، چون این تنزیل برخلاف نصه.

میان میگن فلانی به جای فلانی، مثل اون تنزیل هایی که مثلاً در باب محرمات رضائیه میگد عمه رضائیه، خاله رضائیه، دختر رضائیه و و و این ها هم ملحقن به عمه و خاله و دختر سببی. میگن ملحقن، میگیم چرا؟ میگن تنزیل، میگیم تنزیل خلاف نصه. آخه تنزیل که خلاف نص نمیتونه باشه.

اگر نصی از قرآن شریف بود و تنزیل قرار میداد بسم الله، تنزیل فقط دو تاست (أُمَّهَاتُكُمُ اللَّاتِي أَرْضَعْنَكُمْ وَأَخَوَاتُكُمْ مِنَ الرَّضَاعَةِ) [نساء: آیه ۲۳]

خب در اینجام اولاً تنزیل نیست، کجا این آیه یا آیات دیگر خداوند فرموده است که عند الطلوع الفجر صبح است؟ یعنی روشنایی ست؟ ها؟ اگه ابتدای روشنایی میخواد بفرماید خب، از طلوع فجر تا طلوع شمس چند ساعته؟ دو ساعت.

خب چطور با (17:43)

اگر ابتدای طلوع شمس که هنوز شب است به حساب صبح است، پس ابتدای غروب شمسم دو ساعت از شب گذشته، باید که اول شب باشه، اینطور میشه دیگه، چه فرق میکنه آخه؟ مگه از اینور یا از اونور فرق داره؟ آقا تاریکی تاریکیه، چه تاریکی آغازین و چه تاریکی پایانی، اینکه نمیشد که ما مخلوط کنیم.

حتی اگر تنزیلی هم در کار بود که از طلوع فجر تا قُبیل طلوع شمس جزء روز است، میخواد بگه با اینکه تاریکه روزه، روز است به چه حساب؟ به حسابی که نماز روز رو اینجا می خوانیم. میگیم اگرم تنزیل بود برای نماز فجر بود نه از برای مجموع لیل بود، تنزیل محدود به حضور خودشه دیگه. این جواب دوم رو دارم عرض میکنم.

جواب اول اینکه (غَسَقِ اللَّيْل) [الاسراء: آیه ۷۸] نص است و هیچ دلیلی نمی تواند در مقابل (غَسَقِ اللَّيْل) [الاسراء: آیه ۷۸] حرف بزنه.

آقا ساعت یازده (غَسَقِ اللَّيْل) است؟ پنج ساعت از شب گذشته، هفت ساعتم به طلوع خورشید داریم، این (غَسَقِ اللَّيْل) است؟ این هیچ جا (غَسَقِ اللَّيْل) نیست. هیچ ذی شعوری هیچ کسی که کور نیست و چشم داره، نخواهد گفت که اینکه منتهی الظلامه، بابا منتهی الظلام یک ساعت دیگه مونده، یک ساعت دیگه مونده است که منتهی الظلام بشه، این دلیل نصی ما از قرآن شریف.

و اما از نظر تنزیل

(صحبت حضار) ببخشید فجر صادق رو که نمیشه جزء لیل حساب کرد. فجر صادق ابتدای صبح

لیل یعنی چه؟

(صحبت حضار) ابتدای نوم

لیل یعنی چه؟

(صحبت حضار) لیل یعنی شب، تاریکی

تاریکی هست یا نه؟

(صحبت حضار) تاریکی ابتدای روشنایی درشه

خب از اونور چی؟ اونورم ابتدای تاریکی واقعی باید دو ساعت از شب گذشته بشه دیگه، چه فرق کرد با هم؟ بله فقط مطلبی که هست اینه، بیایم بگیم تنزیل.

اولاً میگیم تنزیل نیست. شما از کجای کتاب و سنت در میارید که از طلوع فجر تا قُبیل طلوع شمس، تنزیلاً شب نیست، بگردید آقایون پیدا کنید، ما تا یکشنبه که شنبه است دیگه.

(صحبت حضار) حاج آقا عملاً هم شب نیست، مردم شب نمیدونن.

همین هیچکس شب نمیدونه، پس کجای کتاب و سنت؟

(صحبت حضار) شب نمیداند هیچکس، ساعت یازده غسق اللیل می شود

شب نمی دانند یا روز نمی دانند؟

(صحبت حضار) شب نمی دانند

روزه؟

(صحبت حضار) روزه

خب دو ساعت از اول شب، شبه یا روزه؟

(صحبت حضار) شما از هر کی بپرسی،

شب یعنی چه؟

(صحبت حضار) اول اذان صبح رو میگن، اول صبح

صبر کنید، صبر کنید

(صحبت حضار) شب نمیدونن، میگن صبح

اون افکار، افکار تقلیدی اسلامی رو بذارید کنار. از همه مردم سوال می کنیم

(صحبت حضار) حاج آقا یک نصف شب، صبحه یا شبه؟

بله؟

(صحبت حضار) یک، ساعت یک

شبه

(صحبت حضار) شبه؟

بله

(صحبت حضار) رادیو میگه یک بامداد

بگه به رادیو چیکار داریم ما؟

(صحبت حضار) نه قول ایشون رو میخوام جواب بدم

(صحبت حضار)

بله ببینید

(صحبت حضار) نماز بخونیم طلوع فجر نمیشه

صبر کنید شما، صبر کنید شما، توجه کنید یک خورده خلط شد، شاید بیان من قاصر بود.

میگم از همه مردم، چشمشون باز میکنن، سوال کنید، آیا وقتی که اذان صبح مسلمون ها، شما از اونکه سوال می کنید مسلمان نیستن، اذان صبح مسلمان ها، الان هنوز شبه یا روزه؟ شبه، همه میگن شبه.

ما هم اگر در این مسئله مبتلای به، این ابتلای خوبی ست البته، ما هم اگه در این مسئله نمازی را به نام نماز صبح در فجر لازم نبود بخونیم، نبود بخونیم میگفتیم چی؟ میگفتیم شبه، روز که نیستش که.

قرآنم با ما داره حرف میزنه. میگه (أَقِمِ الصَّلَاةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْل) [الاسراء: آیه ۷۸] تا اینجا رو ترمز کنیم.

(غَسَقِ اللَّيْل) کیه؟ نصف واقعی تاریکی. نصف واقعی تاریکی کیه؟ ساعت دوازده، واضحه دیگه.

بعد (وَقُرْآنَ الْفَجْر) [الاسراء: آیه ۷۸] (قُرْآنَ الْفَجْر) نمیگه فجر روزه، میگه داره نشون میده میخوام روز بشم، خب اول شبم داره نشون میده میخوام شب بشم.

اول شبم که خورشید غروب میکنه، این اولش که تاریکی کمیه، داره نشون میده میخوام شب بشم، شب واقعی. شب واقعی از دو ساعت از شب گذشته میشه دیگه، چه فرقی داره با هم؟ اینو درست آقایون عنایت بفرمایید.

پس ببینید، اولاً و ثانیاً و ثالثاً.

اولاً غسق اللیل، قبلاً فرمود (غَسَقِ اللَّيْل) [الاسراء: آیه ۷۸] ما مطلب رو گرفتیم. (غَسَقِ اللَّيْل) نصف تاریکی شب است و نصف تاریکی شب هم منهدر الیل است، لغتاً و روایتاً و هر چه هست.

بعد میگد (وَقُرْآنَ الْفَجْر) [الاسراء: آیه ۷۸] (قُرْآنَ الْفَجْر) چیه؟ میگه وقتی که طلوع فجر صادق شد، نفرمود صبح شد، طلوع فجر صادق شد، اونجام یه نمازی ست که باید خوانده شود.

خب اگر که باید خوانده شود در شب می خوانیم؟ خب بله در شب می خوانیم، منتهی در شبی که تازه شروع دارد می کند به صبح شدن.

بله شما اگر قبل از طلوع شمس نمازتون رو بخونید، صبح خوندید، اما اگه در فجر بخونید، شما صبح نخوندید. شما عندالفجر خوندید، این اولاً تنزیل نیست.

ثانیاً تنزیل قبول، تنزیل فرموده است، دلیلم نداره ها، تنزیل فرموده است حق سبحانه و تعالی از طلوع فجر را تا قُبیل طلوع شمس منزله نهار، برای چه؟

ها، برای نماز صبح و برای چیز دیگر هست. برای چیزای دیگر هم تنزیل است، در این نصف شبم تنزیل است، خب دلیل میخواد، خب نداریم.

در باب تنزیل، خیلی زور بزند اون مورد تنزیل محکوم به حکم خاصه. اما نمیتونیم مورد تنزیل بیاریم بگیم در تمام موارد تنزیل است، همه موارد که آقا من وقتی که شب بود تا مادامی که تاریک است، تا مادامی که شب است، بیدارم نکن، بنده بیام صبح، طلوع فجر بیدار کنم، عه آقا که هنوز جایی رو نمیبینم که.

اون منطق فتوایی و شرعی که میگد نماز صبح را اول طلوع فجر خوند، اون منطق مطلب دیگری ست. ما داریم به عنوان عموم مردم صحبت می کنیم. مسلمان، غیر مسلمان، شب کی است و روز کی است؟

بنابراین اولاً (غَسَقِ اللَّيْل) [الاسراء: آیه ۷۸] ثانیاً تنزیل نیست و ثالثاً اگرم تنزیل باشه، تنزیل محدود است به حدود خودش. دیگه در این مثلاً شب، دارای نماز مغرب است و دارای نماز عشاء ست و بعدم (قُرْآنَ الْفَجْر) [الاسراء: آیه ۷۸] نماز صبح است، نماز فجره.

برای نماز فجر اگر بخواهیم که دلیل نداریم، اگر بخواهیم که اینطور گمان کنیم که از طلوع فجر تنزیلاً صبح است، تنزیلاً صبح که هست تا نماز فجر خونده بشه، میگیم تنزیل مال اینجاست فقط، مال قبل نیست. ثانیاً حرف دیگه داریم. چرا تنزیل کنه خدا اصلاً؟

خدا بگه ما از طلوع فجر تا قُبیل طلوع شمس، موقعی که تاریکیه. از طلوع فجر که خیلی تاریکه، من میگویم این صبح است چه بگویم نماز صبح بخوانیم، چه لزوم داره؟ نخیر، مگه لزوم داره بگه؟ مگه خدا از کسی میترسه؟ نخیر.

خدا میگه وقتی که طلوع فجر شد شما دو رکعت نماز، اون هم نماز فجر، نماز فجر نماز تاریکی ست، نماز تاریکی رو ما اسمش رو گذاشتیم نماز صبح.

و لذا در روایت دارد که صلاة الغدات نگید. چرا نگید؟ حساب داره. دو جهت داره.

یک جهت این است که بابا نماز همون در تاریکی فجر باید خوند و دیگر اینکه قرآن شریف صلاة غدات ندارد (مِنْ قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْر) [نور: آیه ۵۸] یا (قُرْآنَ الْفَجْر) [الاسراء: آیه ۷۸] که تعبیر فجر کرده است، اگرم (قَبْلَ غُرُوبِهَا) [طه: آیه ۱۳۰] و (قَبْلَ الْغُرُوب) [ق: آیه ۳۹] دارد این به عنوان منتهی الوقته.

پس بنابراین نمازی که میگیم نماز صبح دو وقت دارد. یک وقت در تاریکی، یک وقت در روشنایی.

وقت در تاریکی تنزیل نشده است به روز، بلکه شب است و وقت در روشنایی خودش البته روز است و مطلبی نخواهد بود. این از نظر استدلال به آیه.

و اما از نظر

(صحبت حضار) در فارسی خودشون میگن اذان صبح

خب بگن

(صحبت حضار) در عربی فجر یعنی شکافته شدن شب

خب خب بگن

(صحبت حضار) وقتی شب شکافته شد

شکافته شدن صبح، شکافته شد صبح، صبحه

(صحبت حضار)

صبر کنید ببینم، شکافته شد صبح، صبحه؟ نه.

(صحبت حضار) شب شکافته شد، فجر

خب اول شب چی؟ اول شب شکافته شد شب، شکافته شد شب به چیه؟ اول شبه یا اینکه اول ظلمت زیاده؟ آخه صبح، اول شب با آخر شب فرقش چیه؟ بفرمایید شما، چه فرق داره؟ این فکر بفرمایید.

(صحبت حضار)

میفهمم

(صحبت حضار)

تنزیل بفرمایید، فوقش تنزیله، اگر ملائکة اللیل و النهار قبول کنیم

(صحبت حضار)

میگم تنزیله، تنزیل است برای نماز صبح، برای کل شب که تنزیل نیستش که.

(صحبت حضار) یعنی همون برای صلاة صبح اگر در هنگام فجر خونده بشه، ملائکه های لیل و نهار هستند.

بابا قبول دارم ملائکه لیل و نهار

(صحبت حضار) اگر بعد از فجر خونده بشه ملائکه های لیل میرن، ملائکه های نهار میان

خب باشن

(صحبت حضار) ملائکه های نهار برای لیل میان؟ اگه شب باشه ملائکه های نهار میان؟

نخیر، در اونجایی میان که هم شبه هم روزه. فرض کنید بین الطلوعین هم شبه هم روزه، ما هم شبش رو میگیریم برای غسق اللیل، هم روزش رو شما میگیرید، هم شبش رو برای غسق اللیل ما میگیریم، پس هم شبه هم روزه دیگه.

(صحبت حضار) شب نیست چون ملائکه لیل نیستن.

خب بابا اگر ملائکة اللیل و النهار هستند پس هم شبه هم روزه.

(صحبت حضار) اون در حین فجره

بابا در حین فجر این شب است یا روزه؟ هم شبه هم روزه. هم شبه، پس غسق الیل اینجا رو ‌میگیره، هم روزه خب نماز صبح میخونیم، اینکه دلیل نشد که.

(صحبت حضار) حاج آقا حداقل احتیاط این است که پایان شب را ما فجر فرض کنیم و غسق الیل را

این احتیاط خلاف نصه، با این سه دلیل که عرض کردم احتیاط خلاف نصه. و اما رو‌ایاتی که در اینجا هست، البته ما راجع به (دُلُوكِ الشَّمْسِ) [الاسراء: آیه ۷۸] بحث نکردیم و صحبت خواهیم کرد.

اینجا بنده نوشتم که در صفحه‌ دویست و نود و پنج، نود و پنج ببخشید، آیه نود و پنج (وَ غَسَقُ اللَّيْلِ غايَةُ الظَّلامِ في مُنْتَصَفِهِ وَ مُنْهَدِرِه، كَمَا اللَّيْلُ غاسِق، هُوَ الْمُظلِمْ، وَلأَنَّ بِدايَةَ اللَّيْل هِيَ مَغْرِبُ الشَّمْس دَقائق بَعْدَ غُرُوبِها وَ نِهايَتُهُ بِدَقائق قَبْلَ طُلُوعها مَا صَدَق اللَّيْل بَدايَتاً وَ نِهايَتاً وَ مُنْتَصَفُ اللَّيْل هُوَ الْوَسَطُ بَيْنَهُما، لا بَيْنَ الْمَغْرِبِ وَ طُلُوعِ الْفَجْر)

اینکه غسق نیستش که، نه تنزیلاً، نه، دروغه، تنزیلش دروغ در حقیقت میشه.

(فَإِنَّهُ لَيْسَ غَسَقَ اللَّيْل مَعَ ما كانَ وَسَطاً لِمَنْ لِمَا يُسَمَّا لَيْلًا شَرْعِيّاً) اگر قبول کنیم.

(وَ تَفْسِيرُ غَسَقِ اللَّيْل وَ مُنْتَصَفِهِ فِي أَحادِيثِه تَفْسِيرٌ لُغَوِيٌّ دُونَ الاِصْطِلاحِ شَرْعِيًّا خاص) یک حدیث، نور الثقلین، سه، صفحه دویست، حدیث سیصد و هفتاد.

(عَنْ تَهْذِيبِ الْأَحْكام بِإِسْنادِهِ عَنْ زُرارَةَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الباقِرِ عَلَيْهِمُ السَّلام قالَ سَأَلْتُهُ عَمَّا فَرَضَ اَللَّهُ مِنَ اَلصَّلاَةِ فَقَالَ خَمْسُ صَلَوَاتٍُ فِي اَللَّيْلِ وَ اَلنَّهَارِ فَقُلْتُ هَلْ سَمَّاهُنَّ وَ بَيَّنَهُنَّ فِي كِتَابِهِ فَقَالَ نَعَمْ).


ائمه مردم رو یاد داده بودن که به کتاب مراجعه بشه، نه اینکه امام شما خودتون بفرمایید نه، به کتاب مراجعه بشه که بتونن با دیگران هم بحث کنن.

(نَعَمْ قَالَ اَللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ نَبِيِّهِ أَقِمِ اَلصَّلاٰةَ لِدُلُوكِ اَلشَّمْسِ إِلىٰ غَسَقِ اَللَّيْلِ وَ دُلُوكُهَا زَوَالُهَا)

حرف برش پیدا کنید، چقدر قشنگ امام صحبت میکنه (دُلُوكُهَا زَوَالُهَا) این زوال شمسه، شبم زوال لیله، بعد خواهد فرمود. (وَدُلُوكُهَا زَوَالُهَا) در اون بالاترین قله که رسید، بعد داره میاد پایین.

(وَ دُلُوكُهَا زَوَالُهَا فَفِيمَا بَيْنَ دُلُوكِ اَلشَّمْس إِلَى غَسَقِ اَللَّيْل أَرْبَعُ صَلَوَاتٍ سَمَّاهُنَّ وَ بَيَّنَهُنَّ وَ وَقَّتَهُنَّ وَ غَسَقُ اَللَّيْلِ اِنْتِصَافُهُ)

حتی اگر تنزیل هم بود، یک جا امام میفرمود. اگر تنزیل بود یا تنزیل خاص برای نماز صبح، یا تنزیل عام به حساب کل لیل، که بابا عرض می شود که از طلوع فجر شب نیست و شب در منطق شب، از اول مغرب است تا طلوع فجر، یک جا اشاره میکرد، خب نکردن (30:18)

نه قرآن این حرف رو میزند و نه سنت. ببینید عرض می شود که

(صحبت حضار) بین شرعی و عرفی نمیتونین اینجا فرق بذارین

شرعی ثابت کردی شما؟

(صحبت حضار) عرفیش شما فرمودید مردم، مردم همه میگن شب

میگم شرعی رو ثابت کردید شما؟

(صحبت حضار) شرعاً میگد صبحه دیگه

کجا گفت؟

(صحبت حضار) صلاة الفجر

فجر یعنی صبح؟

(صحبت حضار)

فجر یعنی صبح؟

(صحبت حضار) فجر صادق

فجر یعنی صبح؟

(أَقُولُ وَ في تَفْسِيرِ الْعَيّاشِيِّ يَرْمى زُرارَة وَ هِمْران وَ مُحَمَّدُ بْنُ مُسْلِم عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ الْباقِرِ عَلَيْهِ السَّلامُ تَفْسِيرَ الْغَسَق بِالِانْتِصاب، وَ مِثْلُهُ في عَن زُرارَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ عَلَيْهِ السَّلام)

خب در اینجا باز (فَغَسَقُ اللَّيْل هُوَ بِدَايَةُ زَوَالِهِ وَ الْهِدارِه كَزَوَالِ الشَّمْس) شمس، همونطور که شمس زوال داره، لیل هم زوال داره.

همونطور که شمس امتداد نور دارد، لیل هم امتداد ظلمت دارد، چون مقابل همن. این کره است. این کره ای که هست اینطور خورشید که اینجا قرار گرفته میاد اینجا زوال میشه، این پشت که قرار گرفته این وسط که قرار میگیره، این نزدیک زوال اینجاست اینجام زوال منتصف اللیله، زوال منتصف اللیل غسق اللیل عه.

عرض می شود که (فَغَسَقُ اللَّيْل هُوَ بِدَايَةُ زَوَالِهِ وَ الْهِدارِه كَزَوَالِ الشَّمْس كَمَا يُرى عَنِ الْإِمامِ الصّادِقِ عَلَيْهِ السَّلام في جَوابِ السّائِل زَوالُ الشَّمْسِ نَعْرِفُهُ بِالنَّهار، فَكَيْفَ لَنا بِاللَّيْلِ؟ قالَ عَلَيْهِ السَّلام لِلَّيْلِ زَوالٌ كَزَوالِ الشَّمْس)

زوال یعنی چه؟ کلاً از بین میره؟ نه داره از بین میره. همونطور که خورشید داره کم میشه نورش، شبم دارد کم میشه ظلمتش. این دارد کم میشه ظلمتش درست نقطه مقابل دارد کم میشه نوره خورشید در افق مقابل.

حالا ملاحظه کنید (قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَم لِلَّيْلِ زَوَالٌ كَزَوَالِ اَلشَّمْس قَالَ فَبِأَيِّ شَيْءٍ نَعْرِفُهُ) خب شب تاریکه، چراغم نیست، فلانم نیست، ما با چه چشمی تمییز بدیم که این عمق شب رسیده و حالا داره عرض می شود که غسق میشه؟

(قَال بِالنُّجُومِ إِذَا اِنْحَدَرَتْ) یعنی حدار (32:44) کواکب نفرمود (بِالنُّجُومِ إِذَا اِنْحَدَرَتْ) درخشندگان آسمان.

این درخشش ستارگان آسمان اول شب با بعدش با بعدش یا وسط شب با بعدش فرق میکنه. هر قدر که به وسط ظلام نزدیکتر میشه درخشش بیشتره.

وقتی که به وسط رسید تا یک خورده اومد کمتر بشه ظلام درخشش کمتر میشه، پس اون چشم هایی که به آسمان دوخته میشه و نور ستارگان رو ملاحظه کردی که داره کمتر میشه، از همان وقت غسق اللیل عه. این کدوم لیله؟ لیل قطبیه دیگه و إلّا ساعت یازده که ستارگان مگه خلن که بیان نورشون رو کم کنن، چرا کم کنن خب؟

برای اینکه درست مقابلش خورشید اونوره، اینورم (بِالنُّجُومِ إِذَا اِنْحَدَرَتْ).

بعد (و عنِ الامامِ الباقر عَلَيْهِ السَّلاَم دُلُوكُ اَلشَّمْسِ زَوَالُهَا وَ غَسَقُ اَللَّيْلِ بِمَنْزِلَةِ اَلزَّوَالِ مِنَ اَلنَّهَار) چقدر ما رو، بنده رو آهو فهم میکنن ها، خیلی جالبه عبارت سندم نمیخوایم، دلوکش یک دلوک شمسه که زوال شمسه، یکیم دلوک اللیل عه که زواله لیله.

زوال یعنی ابتدای کمتر شدن، بالاترین قله که رسید حالا کم کم، کم بشه.

(قالَ الامامِ الباقر عَلَيْهِ السَّلاَم دُلُوكُ اَلشَّمْسِ زَوَالُهَا وَ غَسَقُ اَللَّيْلِ بِمَنْزِلَةِ اَلزَّوَالِ مِنَ اَلنَّهَار) بنده نوشتم (إِذاً فَالْأَشْبَهُ الْأَقْوى اعْتِبارُ الْغَسَقِ وَسَطاً بَيْنَ بِدايَةِ الظُّلامِ وَ نِهايَتِهَا)

البته ما دیگه روایات بیشتریم در این باب لازم نداریم و بنده هم اگر حالا اینو مینوشتم أحوط اقوا نمی نوشتم، می نوشتم (القویّ قولاً واحدا) که غسق اللیل نصف واقعی شب است به حساب نص ایه مبارکه غسق، این مربوطه به نماز عشا.

حالا

(صحبت حضار) پس بنابراین قضا میشه

بله. حالا اگر چنانچه ما شب دوازده ساعته رو در نظر بگیریم. شب دوازده ساعته که ابتدایش مغرب الشمسه نه غروب الشمس، بله وقتی که میشه روزه رو خورد.

و انتهای شب یک ربع مونده به طلوع خورشید که تاریکی به همون مقدار است که در مغربه، همون مقداری که در مغرب ابتدای تاریکی ست، همون مقدار هم در عرض می شود که قبیل طلوع الشمس مقدار تاریکی ست. بینهما واقعی ساعت دوازده در اونجایی که شیش غروب میشه و شیش هم عرض می شود که خورشید نزدیک طلوعشه. ما اگر ساعت تا ساعت دوازده نماز عشا رو بخونیم خوندیم، بعد چی؟

خب بعد کی میتوند بگد که یا أحوط است و یا اقواست یا بین عامد و غیر عامد فرق میذارن؟ چنانچه از برادران بزرگوارمون در حاشیه عُروه خوندیم و دیگه اسم نخواهم برد چون اسم ها یک مقداری عرض می شود که برای بعضی دیگران ناراحت کننده است، ما اسم نمیبریم. برادران بزرگوار فقیه ما سندشون چیست؟

ما استفاده می کنیم که در مقابل این آیه که داره وقت معین میکنه بابا (إِلَى غَسَقِ اللَّيْل) [الاسراء: آیه ۷۸]، (إِلَى غَسَقِ اللَّيْل) مگر منتهی الغایة نص نیست آقایان؟ نصه.

وقتی منتهی الغایة نصه خب بعد از (غَسَقِ اللَّيْل) چه غسق رو‌ اونطور که ما عرض کردیم و چه غسق رو اونطور که اونا می فرمایند، اونا میفرماین از نصف شب گذشته.

از نصف شب گذشته، اگر عامداً کسی بخواند، این نیت ما فی الذمّه کنه، اگر عامداً نباشد این ادا بوده.

میگیم چه عامداً باشد، چه عامداً نباشد، سهواً باشد، جهلاً باشد، تماماً قضاست، برای اینکه وقت هیچ نماز واجبی بین غسق اللیل و طلوع فجر نیست.

همونطوری که بین غروب قرص شمس و مغرب شمس هم، وقت هیچ نماز واجبی نیست و کما اینکه بعد از طلوع شمس تا زوال شمس، وقت هیچ نماز واجبی نیست. اوقاتی را که خداوند مقرر کرده است برای نماز (قطع صدا)

ما نمی تونیم الحاق کنیم. با اجماعم نمی تونیم الحاق کنیم که نیست، با هیچ چیز نمی توانیم الحاق کنیم اوقاتی را که خارج است از حدود مقرره در قرآن شریف که نص است، ظاهرم فقط نیست، نص است در اینکه بابا (لِدُلُوكِ الشَّمْسِ) [الاسراء: آیه ۷۸].

در (دُلُوكِ الشَّمْسِ) اگر انسان قبل از ظهر نماز ظهر رو بخونه ولو یه رکعت، درسته آقایون؟ اشتباه کرده ها، اشتباه کرده بهش گفتن، اینطور خیال کرده، فهمیده که آقا چون ساعت دوازده ظهر میشه، ساعت دوازده ظهر میشه، در حالی که دوازده و‌ ربع ظهر میشه.

این شروع کرد ساعت دوازده نماز ظهر رو‌ خوندن، بعد فهمید عه، این نماز قبل از ظهر واقع شد، این درست است؟ خب این نه ادا است نه قضا است. ادا نیست که وقت نیومده، قضا نیست که قضا بعد از این است که شما نماز ادا رو نخوندی و وقت ادا گذشت، اون وقت بعداً قضا بخونی.

و اگر روایت متواتره بین الفریقین هست که (مَنْ أدْرَکَ الصَلاة) (مَنْ أَدْرَكَ رَكْعَةً مِنَ الْوَقْتِ فَقَدْ أَدْرَكَ الْوَقْتَ كُلَّه) این خود أدرک رکعت من الوقت فقط ادرک وقت کله این خود ادرک مطلب رو میفهمونه.

من نظرم هست که مرحوم آقای بروجردی در مسجد بالاسر بحث میفرمودند، خیلی بحث فرمودن، تا این (مَنْ أدْرَکَ) اولم میگیره یا نه؟

خب این حرفی ست خودش. کسی که برسد به یک رکعتی از وقت، تمام وقت را رسیده است. این دو‌ بحث داره. یه بحث اینکه آیا در حال اضطرار است این یا در حال عادی هم؟ در حال عادی انسان بدانه، بذاره بذاره نماز عصر رو‌ یه رکعت رو مونده بخونه، خب این نمیشه، این بحث اول.

بحث دوم که عجیب است اینه که این (مَنْ أدْرَکَ) آیا اطناق دارد؟ حتی اونجایی که انسان یک رکعت از نماز فریضش را قبل از وقت خوند سهواً حالا، این به اندازه یه رکعت به ظهر مونده، شروع کرد الله اکبر نماز ظهر، بعد نماز رو‌ خوند سه رکعت در وقت واقع شد، یا یه رکعت در وقت باشه سه رکعت قبل از وقت، اینطوری میشه دیگه (رکعةً)، سه رکعت قبل از وقت واقع شد و‌ یه رکعت در وقت آیا (مَنْ أدْرَکَ) اینو میگیرد یا نه؟

آقای بروجردی خب صحبت هایی فرمودند و بالا رفتن و پایین اومدن و بعدبه اجماع و فلان.

ما حضور مبارک ایشون و دیگران عرض می کنیم خود (مَنْ أدْرَکَ) مطلب رو حل میکنه. (مَنْ أدْرَکَ) أدرَکَ کجاست، جایی که دنبالش داری میدویی، قبل نمیگه، عقبگرد رو نمیگه.

آخه عقبگرد که أدرَکَ نمیشه که، دارید دنبالش میدویید، أدرکهُ مگه در زکات چیه؟ عرض می شود در تذکیه (إِلَّا مَا ذَكَّيْتُمْ) [مائده: آیه ۳] یعنی أدرکتم زکاتاً.

یک جوری ست که نشد درست خودتون، داره جون میکنه، تونستید که بقیه جونش رو بگیرید، یکیشم همینطوری عادی بشینید و عرض می شود که نخیر.

خود أدرک می رساند که اولاً اضطرار است، جوری ست که به همه نماز نمیرسی در وقت. ثانیاً دارید می دویید که برسید، می دویید که برسید، دمرو می دویید یا از اونور می دویید؟ خب از اونور می دویید.

حالا در باب (مَنْ أَدْرَكَ رَكْعَةً مِنَ الْوَقْتِ فَقَدْ أَدْرَكَ الْوَقْتَ كُلَّه) در اینجا خب معین است دیگه. عرض می شود که غروب شمس معلوم، غسق اللیل معلوم، طلوع شمس معلوم، آخر وقت ها معلوم و اول وقت ها هم عرض می شود که معلوم.

دو مطلب دیگری میماند که بعداً راجع به دوشنبه، فردا چون وفات امام هادی علیه السلام عه و این جلسه هست و ما راجع به اون حضرت و معصومین صحبت خواهیم کرد انشالله، گر چه من حال ندارم ولی مادامی که نمردم من صحبت خواهم کرد.

عرض می شود که پس فردا ما راجع به قبله صحبت خواهیم کرد و یه بحثی در قبله خواهیم داشت که باز هم در میان جهال جنجال انگیزه که آیا اولی القبلتین قدس بوده یا مکه؟ ما عرض می کنیم مکه، هفت هشت ده تا دلیل در قرآن داریم.

مطلبی که تتمه است باید عرض کنم اینه

(صحبت حضار)

همونه. آیا قبل از طلوع شمس چی میخواد بگه؟ ببینید مگر (قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ) [ق: آیه ۳۹] (قَبْلَ غُرُوبِهَا) [طه: آیه ۱۳۰] معنیش چه بود؟ یعنی اینکه قرص خورشید غروب نکرده هنوز.

اما اگر قرص خورشید غروب کرد نور هست، وقت نماز چطوره؟ گذشت، گذشت دیگه. حالا (قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ) [ق: آیه ۳۹] چطوره؟ (قَبْلَ طُلُوعِ الشَّمْسِ) [ق: آیه ۳۹] خورشید هنوز ظاهر نگردیده قرصش، ولی نور شمس، هست، نماز بخونیم یا نخونیم؟

بهتر این نیست که آقایون روش فکر بفرمایید، من حالا بگم که چی مثلاً؟ شما فکر کنید حالا.

فکر کنید، به ادله مراجعه کنید که اگر، اینو نمیشه قیاس کرد به عرض می شود که غروب شمس ها، ما طبق قرآن و دلیل هستیم.

آیا خورشید که قرصش عرض می شود که طلوع نکرده، اما نورش اومده بیرون، معاکسه با غروب، این نور که آمده بیرون و روشن کرده، اما قرص در افق خیلی روشن هست یا نیست؟ این یه مطلب.

مطلب دیگر که تا فرصت داریم عرض می کنم حضورتون، اینو فکر بفرمایید، اینکه عرض می کنم فکر کنید.

مطلب دیگر اینکه، مگر ما اوقات معین و خاصه ای برای صلوات نداشتیم؟ بله دیگه، کما اینکه اون روز خوندیم. اول ظهر به اندازه ای که نماز ظهر رو ‌میخونیم، نه چهار رکعت، چهار دو یه رکعت، برحسب تکلیف.

و همچنین آخر عصر به اندازه ای که عصر رو‌ باید بخونیم و عرض می شود که نماز مغرب همچنین، نماز عشا همچنین. این ها اوقات خاصه دارند.

نماز صبح است که همش مال خودشه، دیگه اون شریک نداره، اما عشائین و مغربین اولاً و آخراً اولی وقت خاص اول، آخری وقت خاص آخر دارد هم در مغربین هم در عشائین.

در اینجا شمس هست که معنی وقت خاص چیه اصلاً؟

(صحبت حضار)

بله؟

(صحبت حضار) الی دلوک الشمس

حالا ببینیم، الی دلوک الشمس نداریم، (لِدُلُوكِ الشَّمْس) [الاسراء: آیه ۷۸] اون مال ظهره، معنی وقت خاص چیه و از کجا درمیارید؟ از قرآن درمیارید خب؟

مثلاً (إِلَى غَسَقِ اللَّيْل) [الاسراء: آیه ۷۸] وقت خاص کدوم نمازه آقایون؟ عشاء. (قُرْآنَ الْفَجْر) [الاسراء: آیه ۷۸] وقت خاص اول کدوم نمازه؟ صبح. قبل غروب، قبل طلوعها، قبل طلوعها، قبل طلوع الشمس این وقت خاص آخر کدوم نمازه؟ صبح.

پس وقت خاص معین شد.

ما در اونجایی که وقت خاص شریک، نه در نماز که بحث نداریم که، چون شریک نداره، ولی در اونجا که شریک داره، مثل نماز عرض می شود که عصر و نماز ظهر.

ظهر، صبح که شریک نداره.

(صحبت حضار) مغرب و عشا

مغرب و عشام هست بله

(صحبت حضار) مغرب وقت خاصش رو عرض می کنم.

وقت خاص داره بله خب

(صحبت حضار)

مغرب به مقداری که اولش مغرب رو انجام بدی، عشا به مقداری که عشا رو ‌انجام بدی، ظهر همچنین، عصر همچنین.

حالا راجع به ظهر و عصر صحبت می کنیم که هر دو نص داره. عرض می شود که اینکه (لِدُلُوكِ الشَّمْسِ) [الاسراء: آیه ۷۸] می فرماید، حالا بحث داره خود لدلوک، ولی اونکه مسلمشه، از هنگامی که خورشید آغاز زوال می کند و از قله نور، نور پاشی خودش