جلسه دویست و پنجاه و پنجم درس خارج فقه

نماز (نماز جماعت)

بِسْمِ اَللَّهِ اَلرَّحْمَانِ اَلرَّحِيمِ

الْحَمْدُ اللَّهُ رَبُّ العالَمِينَ وَ صَلَّي اللَّهُ عَليَّ مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍ آلِهِ اَلطَّاهِرِينَ

اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلَيَّ مُحَمَّدٌ وَ آلُ مُحَمَّد

راجب حکم نماز جماعت با شرایطش، مانند سایر احکام با برادران بزرگوار فقیه، قدیماً و جدیداً ما عرائضی داریم. همان طور که اونها به ما تحمیل نمی فرمایند، ما هم به اونها تحمیل نمی کنیم.

و اگر کسانی پیدا شوند روی بعضی از نظرات مهر شزوز بزنند، و مهر تخلف بزنند و بگویند بر خلاف چنین و چنان است، این ها اهل علم نیستن، اینها عوام اند، عوام کالانعام اند. فِيَّ سَبِيلاً

برای این که قاعده ی در احکام مختلف فیها یا احکامی که می شود مختلف فیها باشند، برای شخص مجتهد مراجعه به کتاب الله وعرائضهی سنت رسول الله (صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ) است و از برای مقلدین تقریض روی اجتهاد سعید که تقریض کنند از کسی که بر محور کتاب و سنت فتوا می دهد.

بنابراین این حرف خیلی عوامی است، چرا آن چرا دیگران می گویند شما نمی گویید؟ خب اونم میگه چرا آن چرا من می گویم دیگران نمی گویند این حرف هم درست نیست، این هم درست نیست. این نادرست، اینم نادرست

(صحبت حضار)

عَلَيْكَ اَلسَّلاَمُ

اگر چرایی از نظر علمی و حوزه ای بتواند در کار باشد این است که چرا خدا اینطور می فرماید شما اینطور میگی؟ چرا سنت این طور است شما اینطوری میگی؟ اما چرا شهرت اینطور میگد شما اینطور میگی؟ باب الله صحبت میشه

چرا اجماع؟ کتاب و سنت چرا این طور فهمیدین؟ خب اجتهاده دیگه. مگر ایراد در اجتهاد دارید (مَا اَوْزَانِ خَيْرٌ لَكُمْ.) مطالب علمی که  هوو چاقو و جنجال و قال و غوغا و دشنه و خنجر و این حرفا که ندارد که. بالضرورِ اتباع آیت الله بروجردی (رِضْوَانُ اَللَّهِ عَلَيْهِ) فرمود اتباع.

اتباع بالاتر از اجماع؛ و بالاتر از اجماع اطباق ضرور است، خب ما در مقابل بعضی از احکامی که ضرورت فرحین هم پیدا کرده است. لحجت کتاب می توانید بایستید.

چون ضروری تر از هر رویه کتاب الله است، مگر این طور نیست؟ مگر این که ما نخوایم اجتهاد کنیم، بخوایم تقلید کنیم تازه تقلید هم بخوایم بکنیم، تقلید هم اگر بکنیم بر مبنای کتاب الله در اصل و سنت رسول (اَللَّهُ عَلَيْهِ) باید تقلید کنیم، نه بر مبنای چه فرموده ان، چه فرموده ان برای  کسی که تقلید کنم از فرموده ها، دیگه نمیشه

خب در بحث نماز جماعت اون روز عرض کردیم که راجب حکم نماز جماعت، که آیا وجوب است و یا رجحان است؟ کل علمای شیعه تا اونجا که میدونیم. البته کل نمیشه گفت چرا همه که نوشته ندارند، همه کتاب ندارن که، همه فتوا ندارن که.

پس اجماع به معنی اطباق نمیشه پیدا کرد. اطباق آقای بروجردی، اطباق کتابیه که تألیف کردن، اطباق کل نیست. تازه ضرورتش هم این طوره.

اونی که در بین فریقین ضرور است، یعنی اون هایی که رأی دارند و رأی شون دیده می شود، و می شود بدست آورد. کسانی که رأیشون رو ننوشتن و فرق نداره.

پس ضرورتی هم ما به اون معنای واقعی صد در صد نداریم. تازه اگر هم داشتیم. اگر کل علمای فریقین، اگر لوح بزاریم اینجا، چند تا لوح.

اگر کل علمای فرقین فتوا زدن به مطلبی که من و شمایی که صاحب نظریم این خلاف (حُرِّمَ ذَلِكَ عَلَيَّ اَلْمُوْمِنِين قرآنه) فتوا رو قبول داری. دیگه دعوا هم که نداریم که، دعوا را جاهل ها می کنند. قوم و جنجال را عوام ها انجام می دهند. فلانی می گفت پشت سر فلانی نماز نمیخونم چرا؟

فلانی خودش مجتهدِ، مجتهد من کس دیگه است. مجتهداً هم باید پشت هم نماز بخونند. آقا اسلام می گوید، شیعه پشت سر سنی نماز بخواند رمز وحدت است، صلاة جماعت. مگر این طور نیست؟ اینا متصله.

حالا در روایت ما از آیاتی از کتاب الله استفاده مطلب را کردیم، که جماعتی که مفرق نباشد، به این شرط جماعتی که جماعت ضرار نباشد، چنانکه مسجدی که مسجد ضرار نباشد، جلسه ای که جلسه ی ضرار نباشد، درسی که درس ضرار نباشد، تا آخر.

حالا ما به جماعت، جماعتی که جماعت ضرار نباشد، نه این که در یک محیط خاصی یک نماز جماعت بود ده تا بخونن. همه اش یه جور دیگه اس. اون جماعتی که جماعت ضرار نیست

ولو سنی باشد شما در به عنوان تقیه در حب و یا تقیه خوف عرض می شود که نه تنها می توانید نماز بخوانید، بلکه واجب است نماز جماعت را بدون عذر شما انجام بدهیم. ما از آیات در سه چهار بعد اینطور استفاده کردیم.

حالا روایات. اگر ما روایتی می خونیم، برای چی می خونیم؟ برا اینکه ببینیم قرآن مخالف داره یا نه؟ اگه مخالف باشه که قبول نمی کنه که. میبینیم آیا می شود مخالف باشد یا نه؟

آیا می شود توجیه کرد روایات رو؟ آخه توجیه کجا می شود کرد. در جایی می شود ،روایات رو مطابق سلیقه ی اونا توجیه کرد که روایات بر خلاف قرآن باشه

حالا اینطور، نمیخوایم دور بریزیم، اما اگر روایاتی نص است بر موافقت با قرآن شریف توجیه کنه روایات رو. این تقبیح است، این توجیه نیست. توجیه به سود فهم من،

اما اگر من یک مطلبی را عرض کردم اجتهاداً یا تقلیداً برخلاف نص آیه است و بر خلاف نص روایت است، خودم را باید توجیه کنم، آنچه را در مغز من آمده است اجتهاداً یا تقلیداً که بر خلاف نص  مقبول است. خودم رو باید توجیه کنم بزارم کنار و قبول کنم

بنا اینکه به عکس. ببخشید آدم سوار خر میشه یا خر سوار آدم میشه؟ خر که سوار آدم که نباید بشه. بعضی خر ها سوار آدم میشن، میدونی کدوم خر ها

یکی آدمی سوار خری شده هی نشسته رام نمیره نشسته میزنه، نشسته میزنه دوره ی پیغمبر بر حسب آیه ی سوره ی انعام باید که این آدمه دو لا شه خره سوارش بشه جزای خدا که جایی نمیره که

حالا در اینجا ما داریم بحث می کنیم این از نظر آیات ماست روز سه شنبه و چهار شنبه بحث کردیم.

حالا روایات در روایات من بارها عرض کردم خدمت برادران. که از مفصل ترین و عمیق ترین و دقیق ترین کتاب های روایی شیعه با این که فقه است حلاله. علائق مرحوم شیخ (رِضْوَانُ اَللَّهِ عَلَيْهِ) که ایشون نه اصولی بودن نه اخباری بودم، بینهم بودن اینا که قرآنی نبودن در طب سنتی معتقد بودن

نه اصولی صد در صد و نه اخباری صد در صد. و من قبل ها و قبل ها  وقبل ها این مطلب را از بزرگان بسیار بزرگی شنیده بودم بعد تحقیق کردم دیدم درسته مرحوم آیت الله بزرگوار که استاد آقای بودن و ما بچه بودیم درسشون بودیم

ایشون فرمودند که، فقیه بسیار بزرگواری هم بودن در تهران افتادیم، از شاگرد های خیلی خوب مرحوم آخوند بودن، فرمودن که به نظر من حدائق روایاتی را که جمع کرده است از وسائل بیشتر است. و از کتاب های دیگر به طریق اولی بیشتر است، و نه تنها بیشتر است بلکه تألیف شده

حالا

این کتاب رو ما در حضورش هستیم روایات روایشون نقل می کنه. البته اگر اشکال دارین در بعد دیگر است که ایشون بین النفوس الاخباری است، این بعد سوم است، بعد چهارمه. ما نه اصولی هستیم، نه اخباری هستیم. ما قرآنی هستیم محور کتاب الله است.

همانطوری که رسول الله (صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ) و ائمه معصومین (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ) محور اصلی شون قرآنی بود. ثقل اکبر است بین ثقل اصغر بودن. ما میگیم اون ثقل اکبر است و ثقل اصغر هم که در حاشیه ثقله اکبر است

حالا روایت

این روایات ما هر چی می خونیم خواهید دید. نه تنها دلالت بر وجوب شرکت در نماز جماعت می کند، بلکه بالاتر است خب ما یه وجوب عادی داریم یک فرض داریم، فریضه و در روایاتی داریم. که مثلاً از امام سوال می کنن که این فریضه است یا غیر فریضه؟

به فرض در کتاب الله وجوب ش ثابت است فریضه است، اونی که درسنت ثابت است اونو سنت میگیم یا واجب نیست. این منطق در روایات ما هست. حالا در کتاب الله ما استفاده ی وجوب صلاة جماعت رو کردیم. البته با شرایطی قبلاً.

حالا روایات حدائق شیخ بهرامی جلد یازدهم، صفحه ی هشتاد و سه. من اول روایات ایشون رو میخونم مقداری، (اذا عَرَفْتُ ذلِكَ فَعَلِمَ اَنَّ اَلْبَحْثَ فِيهَا الْمَقْصَدُ يُقِرَّا فِي تَفَاوُتِ الاوَلِ فِي الْجِمَاعِهِ فِي رِسَالِهِ)

قبلاً بحث هایی کرده ایشون (اَلْمَسْئَلِهِ الاولي. لاَ خِلاَفَ بَيْنَ اَلاِصْحَابِ رِضْوَانُ اَللَّهِ عَلَيْهِ فِي ان الجِماعَه لا تَجِبُ اِصَالُةً الاّ في الْجَمْعِهِ والْجَمْعِهِ والْعِيدَيْنِ مَعَ الاجْتِمَاعِ الشَّرَايِطُ الْمُتَقَدِّمُ فِيهِما)

گفتیم حرف و قبول نداریم (لاَ خِلاَفَ اَصْحَابِ فِي اَلْجِمَاعِهِ) در جمعه عرض می شود، الا در روایات. جماعت اصالتاً واجب نیست؟ نه خیر، جماعت اصالتاً واجب است، درغیر. البته، در جمعه هم

(صحبت حضار)

عَلَيْكَ سَلاَمٌ

در جمعه هم اصالتاً واجبه و در عینین فرعاًَ با اصول شرعاً، اون بحث دیگری است.

(صحبت حضار)

مثل علمای شیعه. نه ما دو حرف داریم نه یه حرفه.

این که میگن (لاَ خِلاَفَ بَيْنَ اَلْعُلَمَا) چیکار میخواد بکنه؟ میخواد اطباق واقعی درست کنه. چرا برا این که علمایی که شما فرمودین (لاَ خِلاَفَ) همه شون که نوشته ندارن، همه شون که فتوا ندارن، همه شون که پدرشون که زاهد نیست،

درصد علمایی که نوشته دارند و فتوا دارند اون پنجاه درصد هم نمیشه، سی چهل درصد، بیست درصد، ده درصد.

بنابراین شما آرای اکثر علمای شیعه رو نمی دانید. پس چطور ادعای می کنید، بلا تشبیه بنی سائقه واجب چند نفر می دانند

چهار مثقال آدم اونجوری در سقیفه (عَلَيْهِ سَلاَمٌ) بنی سابقه بود، گفتن اجماعه و این اجماع محکم است بر کل قرون اسلامی که امیرالمؤمنین یکی از گله هاش هم اینه چهار نفر نشستن و رأی دادن و یک نفر رو معین کردن اجماع شد، چه اجماعی

حالا دیگه اونطور نیست، اگر چنانچه شما تحصیل اجماع کردی، بالاتر، تحصیل اطباق کردی، چرا یک شهرت داری، یک احترام منقول داری، یک اجاره محصل داری، یک اطباق داری. یک دفعه خب اجماع منقول که به قول مرحوم آقای بروجردی، مرحوم ابوالمکارم ابن زهره که همون روایاته (12:09)

اجماع محصب اونطور که این ها باشد، اگر در یک عصری اجماع کردن به شما محصلین. سوم، سوم عرض می شود که اطباق، اطباق این است که نه اینکه در یک زمان، در کل زمان های تاریخ فقه، تمام علمایی که در هر عرصه ای نظر داشتن؛ اطباق.

ولی به استاد بزرگوار می گوید حجت باز نیست، چرا؟ برا این که این اطباق کج وضعی می کند، کج وضعی می کند، درصدی از علمای اسلام این طور رأی دادن، بقیه چی؟ نظیرش در صلاة مسافر. که هم در تصویف بنده نوشتم و هم در کتاب نماز مسافر.

که اگر کسانی ادعای اجماع کنند که به اجماع علمای شیعه نماز در هشت فرسخ از قصر است، میگیم دروغه. چرا؟ میگیم تا وقتی که ماشین نیومده بود آقایون به حساب این که هشت فرسخ و مسیر طی یکسان است گفتن هر کدوم.

وقتی که ماشین اومد و مسافت سیر بیشتر شد، و مسافت سیر بیشتر شد، فرق کرد. صد برابر شد سفر با ماشین تا سفر با الاغ مثلاً، در اینجا هم رأی دارن؟ نه

فقط سه تا رأی دارن که مطابق نظر ما، حرف زدن سه نفر. یکی صاب ملائک است، اگر مسیرت یوم با صاب فرق کرد مخیر است مکلم. هر کدوم رو عمل کنند.

یکی دیگر صاحب الوسیله، صاحب الوسیله؟ نه خیر، اینجا مخیره در عمل نیست، مخیره در نظر است. اگر اینو بگی تا آخر میگه، اونو میگه تا آخر.

سوم، شهید ثانی است. عرض می شود در روم و شهید اول در تهران، نمونه است اصلاً. اینا میگن نه خیر اگر چنان چه اختلاف پیدا کرد مقدار (مَسِيرَتَ يَومٍ بِهِ اغلِب سَيْرَ) در قالب (14:17)

روایت همین رو میگه. تعداد بیشتره، ضعیف تره، محور اینه در کل روایاتی که مسیره یوم و تمام فواصل ذکر شده، اصل را یوم گرفتن.

پس اگر رأی است که هیچ، اگر هم نیست. شما چطور می گویید علمایی که فرموده اند یا فراسخ یا مسیر یوم قصره، چطور به عهده ی اونا می گذارید که اگر، این اگری که آقایون گفتن.

اگر فرق کرد مسیر صلوات الله پس اجماعه، خب شما عکسه. چرا عکسه؟ برا این که کل علمایی که برای ما این روایات رو نقل کردند همه این روایات رو قبول داشتند. مسیر یوم از منات است و منات اصلی است.

علمایی که مسیره یوم رو نقل کردن به اغلب (سِرَّ عَلَيَّ اَلْمَسِيرُ) که منات است و منات اصلی است، قبول داشتن یا نداشتن؛ اگه قبول نداشتن چرا نقل کردن؟ به قول یکی می گفتش که مرحوم مجلسی، مرحوم فرمودن در بحارالانوار در باب فتاوه خودش از بس وضعش خراب بود، زایید هفت تا

عرض می شود که، گفت حالا شما نظرتون چیه؟ گفتم والا یه نظر میگن که ایشون قبول نداشته بره بشینه، یه نظر هم این است که ایشون یادش رفته توجه نکرده. میخوایم خیلی تنظیم کنیم

خدا در قرآن می فرماید که خب، مریم یه بچه زایید بدون شوهر. اما (اَنا يَكونُ وَلُوَّ وَلَدٍ تَكُن وَلَدٌ تَكُنْ صَاحِبَهُ) مال مردی است که بزاد خودش بدون زن، اینا خدا محاله

اینی که خدا میگه محاله، مال مریم ممکنه، شد، معجزه بود. مال این که محاله اگر بشد خلافِ محاله، و هم اعجزه. یعنی جناب عمر از مریم بالاتر است. نمیشه حرف زد که چیزی که انسان می نویسه و رد می کنه، قبول داره دیگه.

حالا

بالاترش علماء، علمای بزرگوار که کتاب های استدلالی فقه مرقوم فرمودند و روایات نقل فرمودن، کتاب های خالص روایتی، یا کتاب های استدلالی، روایتی فقهی که، این مسیره یوم (وَ قَالَ عَلَيٌ اَلْمَسِيرُ)

روایاتی که نقل کرده اند که در از اونجایی که (16:45) که (اِذَا ذَهَبَ وَرِيداً وَ قَدْ شَعَرَا نَوْماً)اینو معنا کرده. اونجا هم که مسیرتش یوم دارد  مسیرت یوم به اغلب (سِر والقارُ المَسير)

پس ما ادعا می کنیم که علمای شیعه اجماع دارند برا این که (مَسِيرِ يَوْمٍ وَ اَلسِّرُّ اَلْغَالِبُ عَلَيَّ اَلْمَسِيرُ) در هر زمانی به حساب خودش مفاده غصبه، پس الان ما می تونیم نقل کنیم، به اجماع اعتقاء نمیکنیم ما، می تونیم نقل کنیم در مقابل حرف اوامر

می تونیم نقل کنیم که اجماع علمای شیعه که سه نمونه اش صاحب مدارک است و صاحب وسیله است و صاحب(17:20) عرض می شود. (اَلْقَادِهُ عَلَيَّ اَلْمَسِيرُهُ) که حالا رساله هایی که از پنجاه سال به قبل به بعد ماشین آمده نوشته شده و اینطور نوشتن. این ها که اجماعشون که منات برگردیم به حرف خودمون

در باب جماعت، در باب جماعت شما صاحب حدائق که ادعای اجماع علمای این ها می کنید، این اجماع علما نیست. اجماع کسانی است که شما اطلاع پیدا کردین، تازه بعضی مؤلفات هم که بعضیا بوده پیدا نکردین. اجتماع احاطه بر کل مؤلفاته، احاطه بر کل خصوصیات داریم

الانش که اینقدر وسایل چاپ و ماپ و این حرفا زیادِ، و بدست آوردن محصولات با فتوکپی و زیراکس زیادِ الان. نمیشه ادعای اتفاق صد درصد کرد در زمان صاحب حدائق که صد و چهل، پنجاه سال پیشه، چاپ نبوده و وسایل هم این جور نبوده،

که به همه مؤلفات دست یابد انسان، هر قدر هم محقق باشه ولو مرجع تقلید باشه، اجماع علما و اینا می شد در دسترس باشه. پس صوره در اینجاست، نه(18:30).

اولاً کل علمای اسلام رو شما تحقیق نکردین نمیتونین

ثانیاً اون علمایی که مؤلفات دارند دست شما نرسیده، جز اون علمایی که مؤلفات دارن و می شد به دست رسید، حتی اگر کل علمای اسلام صد در صد رأی داده بودند برای این که نماز جماعت وجوب اصلی ندارد. ما با کمال احترام و احتزاز می گفتیم، نه.

ولی ما رأی داریم که وجوب است، دارد. به دلیل کتاب در بعد اول و به دلیل سنت در بعد ثانی. حالا بعد ثانی رو می خونیم

(صحبت حضار)

بله! اگر خلاف صبر کنید، اگر خلاف پیدا میکنی اونا هم مسلمانن، یکیش هم خداست. روایت عرض می کنیم، خدا روایات. حالا نیستش. صبر کنید ببینید اگر پیدا نکردید، پیدا نکردن، دو بعد داره. یکی که اونا همه رأی دارند

(صحبت حضار)

باز توجه نکردی، ایشون ادعا کرده است که (لاَ خِلاَفَ) بین تمام علما که نماز جماعت واجب اصلی نیست، میگیم (لاَ خِلاَفَ) بین کدوم علما؟ علمایی که شما کتاب هاش رو دیدید دیگه. بیشتر از این که نیست

اون بعد دوم، سوم.

(صحبت حضار)

نشد اونایی که چاپ نشدن. چرا توجه نمیکنی، چرا توجه نمیکنی. در زمان ایشون که گشته است و در بحرین زندگی می کرده، ایشون گشته است و اون میخوانیم پیدا کردیم، میگیم اینه بله.

حالا اون مقداری که فکر میکرده درصد کمی، الانش درصد زیادی نخواهد بود. خب بقیه ای که پیدا نکرده است یا رأی نداشتن، اونا موافق اینن؟ معلوم نیست. مخالفن؟ اونم معلوم نیست. شک کافی هست یانه؟ پس شک کافی هست، در (لاَ خِلاَفَ)، (لاَ خِلاَفَ) نیست.

بلکه (لاَ خِلاَفَ) بین اوناییکه(20:42) (لاَ خِلاَفَ) به

(صحبت حضار)

این اجماع نیست، اتباقه.

حالا روایات،

ببینید، ایشون میگد که (لاَ خِلاَفَ بَيْنَ اَلاِصحَابِ فِي اَن اَلْجِمَاعَهِ لاَ تَجِبُ اِصَالَهةً) اونایی که رأی ندارن، اصحاب نیستن. (الاّ فِي الْجَمْعِهِ مَعَ الاِجْتِمَاعِ الشَّرَايِطُ مَعْصُومٌ وَتَجَبَ بِالعارِفِ وَ شِبهه وفيُّ جائِرِهِ الصَّلاحُ مَعبودٌ) (21:23)

مستحبه وقد این مال این والمشهور

(بَيْنَ اَلصِّحَابِ مِنْ اجماعِ اِسْتِحْبَابِهَا فِي جَمِيعِ اَلْفَرَائِضِ)

(قَالَتِ اَلْمُوسِي فَامْتُهُ هُوَ فِيهِ نَظَرُ اَلي آخِر) حالا دوباره

عرض می شود که. بله.

مثل این که قبل درسته. خب روا شیخ عبدالله بن ابی یعقوب، صفحه ی شصت و دو (عَنْ اَبِي عَبْدِاَللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ حم رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّي اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ بِهِ اِحْرَاق قَوْمٍ فِي مَنَازِلِه) نه خونه هاشون، خود قوم خونه رو آتیش میزنن که الگو باشه.

حالا چی شده چنین کاری کردیم، خودش زنده است؟ نه خود این قوم رو با خونه شون، رو صاب خونه و خود خونه رو آتش میزنن. (حم رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّي اَللَّهُ عَلَيْهِ وسَلَمَ بِهِ اِحْرَاقَ قَوْمٍ فِي مَنَازِلِهِمْ كَانُوا يُصَلُّونَ فِي مَنَازِلِهِمْ وَ لاَ يُصَلُّونَ جِمَاعَهُ) بله (فَاتَاهَا رَجُلٌ اَلاِعْمِي) همت کرد، پیغمبر اراده کرد.

کوری گفت که من چه کنم؟ (فَاتَاهَا رَجُلٌ اَلاِعْمِي فَقَالَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَيهِ انِّي غَرِيقُ اَلْبَصَرِ وَ رُبَّما اِسْمَعِ اَلنِّدَاءَ وَ لا اُجِدُ مَنْ يَقُولُ لِي الي الجماعه صلاتٌ مَعَكَ فَقَالَ هُ اَلنَّبِيُّ صَلَوَاتُ الله عَليهِ شَدَّ مِن مَنزِلِكَ اليَّ المَسجِدَ حُبّاً وَالجِماعَه) چی شد؟ فاعل هم ندارد، یک بندی به خودت ببند. خب می شد. این یک. خب این حداقل.

(صحبت حضار)

بله! پیغمبر هم مبالغه میکنه؟ دروغ میگه؟ اونم دروغ میگه؟ امام صادق که میگه پیغمبر اهتمام کرد، دروغ گفت امام صادق؟ یا پیغمبر بیخود اهتمام کرد؟

(صحبت حضار)

خیلی خب نمی تونی قبول کنی، روایت هایی که مخالف اجماعاً نمیشه قبول کنی. پس آیه را قبول کنید آیه ای که مخالف اجماع است رو قبول کنید. که مخالف اجماع قبول نیست، پس چی!

خیلی خوب، پس شما همه روایات را بزارید کنار، آیات را هم بزارید کنار، آیات اول بزارید کنار، چون اصل روایت هم همینو میگه. همین می خونیم.

روایت همه میگه در باب زکات که، صد روایت در باب زکات و تجارت میگن واجبه. مرحوم شیخ طوسی رضوان الله علیه (وَ مَنْ تَبِعَ) توجیه کنه. به چی استناد دادن؟ به شیخ طوسی اقتدا کنیم؟

آخه شیخ طوسی هم به آقایون روایت باید استدلال کنه دیگه وقتی آیه ای اینا میگه، روایت میگه آقای شیخ شما چه بزرگواری هستی، بزرگواری چقدر نمی تونیم اینو قبول کنیم ما.

(وَ اَنَّ عَبْدَاَللَّهِ بْنَ اَلسَّلاَمِ فِي اَلصَّحِيحِ) کاری به سند نداریم، روایت می کنیم (وَ انَّ عَبْداللهِ بنَ السَّلامِ فِي اَلصَّحِيحِ اِنَّ اَبِيَ عَبْداللَّهِ قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ اِنْ اُناسً كَانُوا عَلَيَّ عَهْدَ رَسُولِ اَللَّهِ صَلي اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ اَبْتَهَوْا وَ عَنِ اَلصِّرَاطِ) (اَبْتَهَوْا) چیه؟

میرفتن, میرفتن, امام کندی میکردن (وَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِ لَيُوشِكُ قَوْمٌ يَدْعُونَ صَلاَّهُ فِي اَلْمَسْجِدِ اَنْ نَامُرَ بِحِبْزٍ وَ يُوزَعُ عَلَيَّ ابوابهم وَ تُوقَدُ عَلَيْهِمْ نَارٌ وَ تُخْرَغُ عَلَيْهِمْ بُيُوتُهُمْ) تصمیمش اگر این عمل حرام نبوده، حرامه.

آقا تصمیم میگیرن یا عادت دارن شلاق بزنن، کاری نکرده یه نگاه کردی. بابا تسمه و شلاق کسی میتونه بگه که مستحق شلاق خوردن باشه بعد بتونی ببخشید نتونی، مطلبی است. اگر تصمیم بگیرید که کسی رو شما حد بزنید. همین تصمیم داره بگه که استحقاق دارد.

اگر استحقاق حد داره، شما حق نداری تصمیم بگیری اونم معصوم. حالا غیر معصوم خودش میبازه، اما معصوم (رَسُولُ اَللَّهِ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ) که اولین ناقل شریعت است در رسالت وحی الهی،

تصمیم میگیرد که خراب کند خانه و آتیش بزند خانه های کسانی که سستی می کنند در حضور نماز جماعت و مسجد نکرد، نکرد.

ولی کرده که این تصمیم گرفتن استحقاق دارند. این ها، حساب، حساب تسلیم که خانه را آتش بزنند، عالم را آتش بزنند تو خونه برا ترک مستحب. آقا برا ترک واجب این کارو نمی کنند، مگر زناکاری این کار و می کنند، مگه لواط کاره این کارو می کنند، مگه سارقه این کار و می کنند.

این بالاترین حدی است که در اسلام نظیر نداره. هم خانه شو، هم خودشو بسوزه و هم آتیش میزنن. ما داریم همچین چیزی؟ اصلاً در حدود اسلامیه ما چنین مطلبی رو اصلاً نداریم در غیر ترک نماز جماعت به حساب بیاد

عرض شود که سستی

(صحبت حضار)

دروغ گفت؟ سیاست دروغ گو بود یا رسول؟

(صحبت حضار)

خب در همون بحث داریم، خب در همون بحث داریم. مگر اجازه هست یک بچه ای که گناه نداره بکشن؟ اونی که از امیرالمؤمنین نقل کرده، تهمت زده به حضرت. استغفرالله به خیر، آقا ما که نمیتونیم دروغ را از مردم بپذیریم.

مبالغه یعنی دروغ. معصوم مثلاً بعضی هستن، بعضیا هستن که میگن خدا جهنم نداره، بعضی از ملا بوعلیا هستن خدا جهنم نداره، چطور؟ خدا چه احتیاج دارد، خدا اینا رو گفته که مردم کار خوب بکنن مگه خدا عاجزه؟دروغگوئه؟

هم در اسلام اگر یک عالمی دروغ بگد از عدالت میوفته، اگر یک فاسق دروغ بگد، فاسق تر میشه. ما چطور می تونیم نسبت کلاه گذاری به خدا بدیم. کما این که در باب دین شریف یعنی چه؟ این حیله ای است. بشر حیله رو کسی می کند که عاجز باشد، جاهل باشد، بدبخت باشد، چه باشد.

خدا این جا کلاه بزاره، مثلاً؟ خدا اگه لقمه ی گوشت خوک رو از اون ور خوردی حلاله میگن

(صحبت حضار)

چه مثلاً، ببینید سه تا جماعت داریم. صبر کن، یک نماز جماعت درست و حسابی که مفرق نیست. نماز جماعت رسول الله این طور نیست، امیرالمؤمنین این طور نبود، ائمه این طور نیست، اینا که درست نماز میخونن، این نماز جماعت. و اما یه نماز جماعتی است که نه خودش مفرق الجماعته، اونکه بحث نداریم که

(صحبت حضار)

میفهمم. آیا، چرا توجه نمی کنی، آیا کی گفت اینو، کی گفت. (لَقَدْ كَانَ لَكُمْ) بله جوابش رو (لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ) [الأحزاب: آیه ۲۱] ما (أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ) داریم چون شریعت اسلام برای همه ی زمان ها و همه ی مکان هاست. دیگه مصلحت تلاش کردن این کار ما نیست کار.

بله. این نظر مبارک جنابعالی همونی است که ما اونروزعرض کردیم که در این عرض می شود که هندسه ی مثلثاتی زوایای نماز جماعت، فقط یک زاویه اش این احکام رو داریم.

زاویه ی دوم هم میگیم. زاویه اول نماز جماعتی که اگر نروی این موجب سیلی زدن به چهره ی  مسلمین است. دوم نماز جماعتی که مفرق نیست اما بعد دومه، اینم باید رفت در بعد دوم،

بعد سوم نماز جماعت که مفرقه، نماز جماعتی که مفرق الجماعات است، مثل جماعات ما در مسجدالحرام دست ما بیفته ششتصد تا نماز جماعت می خونیم اصلاً نباید خوند حرام اون نماز جماعت، چرا؟ خود اون نماز جماعت مفرق الجماعاته ما که حالا بحث نداریم

ما در نماز جماعتی که آقای فلان، در فلان جا می خواند و تمام صحن هم پر است و تمام حرم هم پر است و نماز جماعت همین یکیه، عرض می شود که ما بیایم نماز جماعت نریم. این در بعد دوم، حداقل ترکش حرامه

بعد اول چیه؟ بعد اول، نماز جماعتی که مانند رسول الله مانند امیرالمؤمنین مانند ائمه می خونند که این سیلی زدن به چهره ی امام و مأموم است که جماعت مسلمین را شما عرض می شود که قضا کردین، در بعد اول و بعد دوم است.

بعد سوم که ما عرضی نداریم که، حالا (وَ رَأْيُ اَلْفَقِيهِ مُرْسَلِمٌ قَالَ، قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ وَ قَوْمِهِ وَ تَهْظُرْنَ اَلْمَسْجِدِ اُولِي اُخْرُكْنَ مِنَ اَلنَّظَرِكُمْ)

یک توجیه که نمیخواد اینم که بگن. پس چرا پیامبر آتیش نزد؟ ها پیغمبر میدونی چراآتیش نزد؟ چون پیغمبر این کارو کرد اومدن نماز اومدن دیگه وقتی اومدن آتیش زدن نمیخواد که

پیغمبر این کارو کرد، گوش کردن اومدن نماز مگر اونایی که معذور بودن. پس کسانی که تهاوا می کردن نماز اومدن، این به این حساب بود که تا حالا این کارو کردی، از این به بعد اگر شما حضور در جماعت مسلمین نداشته باشید، آتیش میزنیم یک دونه خونه هم آتیش زده نشد، چون همه آمدند. تازه اگر هم نمیومدن میگفتیم پیغمبر که دروغ نمیگه ممکن است

(صحبت حضار)

مستحبه در تکرار که. یه بار یه کسی گناهی کرده. یه گناهی کرد این گناه جز نهی از منکره. درنهی  هم میگه اگه تکرار کنی چنین کنی چنان می کنم. ولی حالا فقط نهی از منکره، اینم همینه. اینجام (رَسُولُ اَللَّهِ صَلَوَاتُ اَللَّهِ عَلَيْهِ) داره نهی از منکر میکنه. میگه این چنینه چون ساده ی شریعت است.

(صحبت حضار)

عزیزم وقتی ترک منکر است فعل واجبه دیگه واجبه فعل واجب است.

(صحبت حضار)

بله! اگر حرف ثابت بشه. اگر حرف ثابت نشه چی؟ اگر شما حاکم شرعی از کجا بدونی زنا کرده حد میتونی بزنی؟ نه. اینجا نهی میکنیم، نهی اینجاست که اینکارو نکنیم، بعد به اونجا نرسه که اونطور بشه. تمام مراتب داره.

(صحبت حضار)

نخیر کی گفت منکره شرع شما منکره! (وَ رَاءَ الشيخ پسر معتبر عن عبدالله ابي يَعْقُوبَ عَنْ عَبْدِاللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَم) این حدیث رو آقایون بیشتر توجه کنین

(فِي حَدِيثِ الْعِدَالِهِ السَّبِيلُ الْمُتَقَدِّمُ فِي بَابِ اَلصَّلاَهِ اَلْجُمْعَهِ قَالَ عَلَيْهِ السَّلاَمُ وَ اَلسَّاتِرُ لِجَمِيعِ عُيُوبِه) شرایطی که عدالت دارد را ذکر می کند.امام علي (السلامُ وَالسّاتِرُ لِجَميعِ عُيُوبِهِ حَتّي يَحْرُمُ عَلَيَّ اَلْمُسْلِمِينَ تفتيش مَا وَرَاءَ ذَلِكَ مِن اثراتِهِ وَ غِيبَتِهُ) یعنی حرامه (غِيبَتِهُ)،

(وَ يَجِبُ عَلَيْهِمْ تُزَكِّيهِ وَ اَظْهَارُعَدَالَتُهُ فِي اَلنَّاسِ) چیه؟

اَلطَّعَاهَ فِي اَلصَّلَوَاتِ خَمْسٌ اِذا مَاتَ وَ رَجَنَ حَاسِدٌ اليَّ مَوَاقِيتُهُ بِحُضُورِهِ جَماعَتُ مُسلمینَ) حاضر بشه چیه؟ فاسقه. خیلی واضح فاسق. عرض می شود که به حضور جماعت مسلمین (وَ اَنْ لاَ يَتَخَلَّفَ عَنْ جَمَاعَتِهِمْ) که این بدتر میشه چون یه تخلف داریم، یه سستی داریم.

اگر تخلف از جماعت مسلمین باشد؛ اعراض از جماعت مسلمینه که وضعش خیلی بالاست، اما اگر نه سست هر زمان، هر زمان نماز جماعت خواندی. شما رفتی خارج نماز جماعت (لِلصَّلَوَاتِ) نماز یومیه است.

(صحبت حضار)

دیگه عزیزم (لِلصَّلَوَاتِ اَلْخَمْسِ). آقا توجه نمی کنید چرا؟ (لِلصَّلَوَاتِ اَلْخَمْسِ).

(صحبت حضار)

چی؟ آهان این بعضی وقتا میره، بعضی وقتا نمیره. تنبلی می کنیم، بله سهل انگاری می کنیم به قول ایشون. ببینید (اَلتِّعَاهُ لِلصَّلَوَاتِ اَلْخَمْسِ)

(صحبت حضار)

صبر کنید، توجه کنید. آقا اینکه میگی شما نماز جمعه، کی به شما گفته نماز جمعه؟ نه روایت گفته، نه خدا گفته، نه پیغمبر.

شما داری میگی. یک روایت.

حالا این تمام ادله نماز یومیه رو میگیره. (الطَّعَا لِلصَّلَوَاهِ الْخَمْسِ بِعَلِيِّهِنَّ وَ حَاسَبَ عَلِيٌ مَوَاقِيههُ بِحُضُورِهِ جَمَاعَتَهُ مُسْلِمِين) در صلاة خمس (وَ اَنْ لاَ يَتَخَلَّفَ فِي اَلْجَمَاعَتِهِمْ فِي مُصَلِّي اِلاّ بِالْعِهِ وَ ذلِك اِن اَلصَّلاَهَ سترن وَ كُفَّارَهُ اللَّذُّنُوبَ وَ لَوْ لا ذَلِكَ لَمْ يَكُنْ لاَحَدٌ اَنْ يَشْهَدَ عَلَيَّ اَحَدٌ لِلصَّلاهِ) کدوم صلاة؟

صلاتی که در جماعت میخونی، تو خونه ات میخونی نماز، من چه میدونم میخونی یا نه؟ من چطور شهادت به صلاتت بدم برا کسی که نمیدونم نماز میخونه یا نه؟ کسی که در خانه نماز میخوانه و من نمیدانم، من چطور می تونم به عنوان شاهد عادل قبول کنم.

پس دو بعد دارد نماز جماعت. یک بعد شخصی، یک بعد اجتماعی.

بعد شخصی این است که معلوم باشد این آدم نمازخونه تا من شهادت به عدالتش بدم و نگم فاسقه. بعد دوم این است که حضور جماعت مسلمین خودش وحدت ایجاد کننده است و ایجاد وحدت در جماعت مسلمین یه حساب خاصه اجتماعی دارد.

بله (وَ لَوْ لا ذَلِكَ لَمْ يَكُنْ لاَحَدٌ اَنْ يَشْهَدَ عَلَيَّ اَحَدٌ فِي الصَّلاهِ وَ اِنَّ مَن لَمْ يُسَلِّمْ) کجا؟ اصلاً (هِيمُ نَهُ لَمْ يَسَلْ جَمَاعَتٌ) مسلمین بحث سر اینه (لاَن لَمْ يُسْلَّمْ وَ لاَ صَلاَحَ لَهْوَ بَيْنَ اَلْمُسْلِمِينَ لاَنَ اَلْحُكْمُ جَرِيٌ فِيهِ مِنَ اَللَّهِ) خوندیم آیات (وَ رَسُولُهُ بِالْحَرَقِ فِي جَوْزِهِ بَيْتُهُ)

سوال

این (لاَنَ اَلْحُكْمُ) عرض می شود که (وَ لَوْ لاَ ذَلِكَ لِكُلِّ لاَحِدٍ) بعد میگد که، بله (اِنما لَنْ يَصْلَمَ فَلاَ صَلاَحَ لَهْوَ بَيْنَ اَلْمُسْلِمِينَ لاَنَ الحكم جَرِيَ فِيهِ مِنَ اَللَّهِ وَ رَسُولِهِ بِلْخَلَقٍ فِي بَيْتِهِ) (بِلِخَلْقِهِ) مال کیه؟ مال رسول الله، مال الله که نیست.

این یه سوال؛ جواب. جواب این است که اگر رسول الله چیزی فرمودن قطعاً؛ ساده شد از اون حضرت. و قرآن اون رو نقل کرد و اثبات کرد، بلکه به اثبات نزدیک تر بود. این قول رسول الله (مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللَّهَ) [نساء: آیه ۸۰]

پس اگر در قرآن ندارد که، اگر کسی نماز جماعت مسلمین تخلف کرد که خانه اش را آتش بزنید ولی رسول الله فرمود، فرموده رسول الله فرض کنید فرموده الله است. منتها تمام خصوصیات الله بر اینه که (أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ) [نساء: آیه ۵۹]

پس برای ما این طور معلوم میشه. (لاَن الحكم جَرِيَ فِيهِ مِنَ اَللَّهِ وَ رَسُولِهِ بِالْحَرَقِ فيه بيته قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلي اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ لاَ صِلاَتَ لِمَنْ لاَ يُصَلِّي فِي اَلْمَسْجِدِ مَعَ المسلمين اَلْي) از بیخ رفت کنار

لا صلاةَ. حالا ما که نمیخوایم فتوا بدیم نماز باطله، اما اون صلاتی که اسلام خواسته است (قَدْرُ اَلْمَقْدُورِ مُسْتَطَابٌ) باید در جماعت مسلمین باشد. اگر در جماعت مسلمین نباشد، این یک واجب بسیار مهم اجتماعی رو اون شخص ترک کرده.

(صحبت حضار)

شما بگین مقبوله آخه. شما دارید میگید. کلام پیغمبرید شما. خدا به خیر کنه. ماکه اونجا بحث نمیخوایم بکنیم، ما میخوایم بگیم ترک واجب کرده. این جا من نمیگم، آیه میگه، روایت میگه.

روایت میگد که (مَنْ لَمْ يُصَلِّي فَلاَ صَلاَحَ لَهُ بَيْنَ اَلْمُسْلِمِينَ) این فاسقه، همین فاسقه. بیشتر از این ما نمی خواهیم بگیم که، میخوایم بگیم کافره.

حالا

(قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ اِلِيَّ لِمَنْ صَلِّيَ وَ فِي بَيْتِهِ وَ رَقَبَ عَنْ جَمَاعَتِنَا) چی شد؟ این غیبتش جایز است، چرا؟ چون تجاوز فسق کرده. یکی از تجاوز، تجاوز به نماز. اگر نیامدن نماز به جماعت مسلمین فسق نیست. چرا غیبتش جایزه آخه؟ آخه غیبت جایی جایزه که تجاوز فسق کند. یک بعده

یکی از موارده چند گانه ی جواز غیبت، بلکه احیاناً وجوب غیبت، تجاهر به فسقه. این به چه فسقی تجاوز کرده؟ اگر به نماز جماعت مسلمین وارد شدن واجب نبود و ترکش، بنابراین فسق نبود، این چه تجاوزی کرده به نماز جماعت؟

خب نماز جماعت هست، ایشون نمیره. مسلمون هم نماز جماعت نمیاد، پس تجاهر کرده است به ترک (صَلاَةَ جَمَاعَتِهِ وَ مَعَ اَلْمُسْلِمِينَ) پس غیبتش جایزه. غیبت در چه، در این حرام فقط، حرامای دیگه نه.

فلانی، ایشون نماز جماعت مسلمین نمی آید یعنی این فسق رو انجام میده پس شهادتش مقبول نیست.

(صحبت حضار)

جانا سخن از زبان ما میگویی. (وَ مَنْ رَقَبَ اَلْجِمَاعَهِ اَلْمُسْلِمِينَ) و من همین طوره که آقا میفرمایین.

(وَ مَنْ رَقَبِ اَلْجِمَاعِهِ اَلْمُسْلِمِينَ وَ اَلْجِبْتُ عَلَيَّ اَلْمُسْلِمِينَ غَيْبَتُهُ) این وجوب چیه؟ سبتته. اینه اگر کسی غیبتش نکرده، خلاف شر کرده. نه سبتت غیبته وجوب معنی سبوطه. یک سبوطه لزومی داریم، یک سبوط رجحانی داریم.

بله (وَ مَنْ رَقَبَ عَنِ الجماعَتِهِ المُسلِمينَ مَن وَجَبَتْ عَلَيَّ المُومِنينَ غَيبَتُهُ وَسَبَتَت بَينَهُم عَدالَتُهُ وَ وَجَبَ هِجْرَانُهُ وَ اذا رَفَعَ الاّ امامَ الْمُسْلِمِينَ وَ ان هَذرَ الجَماعَتَ المُسلِمينَ و الا اَحرَق بَيتَه)

اینجا من یاد میکنم از شیخ عبدالله بن حمیر وزیر غذا مکه مکرمه حجاز و عرض می شود که. ایشون جماعتی منزلشون بودن از ائمه جماعت، منم بودم خب رفاقت داشتیم و خوب هم بود، البته

امام جماعت گفت فلان و فلان و فلان و فلان در کاسبی شون میمونن و نماز جماعت نمیان. ایشون گفتن برین ببینین اگر عذر دارن فَبِها، اگر عذر ندارن باید تعقیب بشن.

بعد رو کرد به من گفت شما چی می فرمایید، گفتم ما هم همینو میگیم. گفت شما که شیعه هاتون از نماز جماعت، شیعه هاتون فرارمیکنن. گفت اونایی که از نماز جماعت فرار می کنن جاهل ان.

و لذا، ملاحظه کنید. شما از شیخ محمد بن سلین سوال کنید ببینید آیا نماز جماعتی در مسجد الحرام ایشون میخونن در صف اول چقدر شیعه میاد اینجا؟ گفت اسنادشو بهم گفت، گفت من میرم رفضه عرض می شود (يَحْتَلُونَ صُفُوفاً اُوْلِي) گفتم (لاَن امامها عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ اَمَرَهُمْ بِذَلِكَ)

حالا در اينجا كه (حَضَرَهُو) منتها (حَضَرَهُو) در کجاست؟ (رَقَبَ عَنْ جَمَاعَتِ اَلْمُسْلِمِينَ) گفتیم دوبعد داریم. یک، یک (رَقَبَ عَنْ جَمَاعَتِ اَلْمُسْلِمِينَ) این نزدیک به کفره اصلاً؛ به جای کسی که با مؤمن بده یا مؤمنه کسی که با جماعت مسلمین بد است.

خب جماعت مسلمین، جماعت مسلمین است چرا با جماعت مسلمین بدی، این حساب اسلام نمیشه براش باز کرد اما مرحله ی دومش که برای ماست.

مرحله ی دوم با جماعت مسلمین بد نیستن؛ من تنبلی می کنم، سستی می کنم درخانه هم نماز نمیخونم. در این جا ما داریم بحث می کنیم که ترک واجب است و فعل حرام.

بله مگر این که شما در منزل تون نماز بخونید بچه ها تون، دختراتون، پسراتون بایستن با شما جماعت بخونن بهتر هم است که، بهتره (مَعَ ذَلِكَ) اینم یه مطلبی

(و عَنْ عَبْدِاللَّهِ بْنِ سِنَانٍ فِي اَلصَّحِيحِ قَالَ قَالَ ابُو عَبْدِاللَّهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ اَلصَّلاَهُ فِي جَمَاعَتِهِ تَفَضَّلْ عَلَيَّ صَلاَّهُ بِارْبَعِهِ) و شده کجا میگی این مطلب ای است که شما اشاره کردین.

نماز غیر جماعت بخونی باطل نیست، اما نماز جماعت بخونی حداقلش بیست و چهار برابرِ. این بیست و چهار برابر فضیلت، فضیلت وجوبی است. واجب (عَلِيُّ اَلْوَاجِبُهُ) که این وجوب، وجوب دو بعدی اس بر حسب آنچه از آیات و روایات استفاده می کنیم.

(وَ عَنْ ضِرَارِهِ فِي اَلْحُسْنِ قَالَ قُلْتُ لَابِي عَبْدِاللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ مَا يَرَوْنَ النَّاسَ عَنِ الصَّلاَه الجماعه اَفْضَلْ مَنْ صَلاَّهُ خمس عِشْرِينَ صَلاَّهُ وَ قَالَ صَدَقُوا) منتها مگر افضل استحبابه، واجبه افضله؟ افضل همیشه استحباب نیست.

پس شما توجیه کنید که افضل یعنی مستحب. تازه اگر هم توجیه کنی که نماز جماعت افضل این توجیه غیر وجیه، یعنی مستحب. تازه این توجیه شما با آیا اولاً و با روایات آتش زدین خانه شون چه مخالفت دارن

(وَ فِي كِتَابِ اَلْمَجَالِسِ عَنِ اَلنَّبِيِّ صَلَّ اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ سَلَّمَ صَلَوَاتُ اَلْجِمَاعِهِ اَوْلُ مَنْ صَلاَّهُ (43:04)) این حداقلشه (وَ فِي كِتَابِ فِقْهِ رَضُوِي وَ صَلاَّهُ وَاحِدُهُ فِي جماعت بِخَمْسٍ وَ عِشْرِينَ فِيهِ اَلْجَمَاعَتُ وَ تُرْفَعُ لَهُ فِي اَلْجَنَّهِ خَمْسٌ وَ عِشْرُونَ) درجه.

اونم که نماز فرادی میخونه نه، این که جهنم میبرن، بهشت نمیبرن.

ولی خب اون وجوبی که داشته رو، و ترک کرده اس اون مقدار. البته اشکال نداره. خب

(صحبت حضار)

نه صحیحه. بنده خودم در منزل نماز میخونم پسرا جلو می ایستن ؛دخترها و زن ها عقب می ایستن نماز جماعت میخونیم.

بله. خب ببینید این روایات چی میگه، این روایت میگد که نماز جماعت افضل است از فرادی. آیا تو افضل خواندن واجب نیست؟ دو بعد داره دیگه. یک بعد این که، واجب است و واجب بر مستحب افضله

یک،واجب نیست. واجب است را آیات؛ اولاً و روایات ائمه (عَلَيْهِ سَلاَمٌ). ثانیاً اینو تایید می کنه و بنابراین چرا دارد مرحوم شیخ طوسی (رِضْوَانُ اَللَّهِ عَلَيْهِ) توجیه می فرماید استحباب دارد

(صحبت حضار)

اون بعد اولشه. عرض کردم دو بعده. یک بعد اوله که سیلی به چهره جمعیت مسلمین نزدن است، اگر جماعت این جا واحد بود