بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین
اللهم صلی علی محمد و آل محمد
أعوذُ بِاللهِ مِنَ الشیطانِ الرَّجیمْ
{إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِينَ} اهمیت و عظمت زمانها و مکانها دارای چند بعد است. یک مرتبه زمان مِنْ حَیثُ الزَّمانیّه است، خب به عنوان تکوین عامّ الهیست. مکان مِنْ حَیثُ المَکانیّه است، همچنین. یک مرتبه نخیر، زمان بِمَا حَلَّ فیه و مکان بِمَا حَلَّ فیه، خود مکان مانند سایر مکانها و زمان هم مانند سایر زمانهاست. اما اون جریان مقدسی که در اون زمان وارد شده است و در اون مکان وارد شده است، در ضمن قدسیّت خودش، به زمان عظمت بیشتری میدهد و همچنین به مکان.
گاه اوقات است که ما حلَّ فیه نیست، نه خود زمان من حیثُ الزَّمان و نه خود مکان من حیثُ المکان و نه بِما حلَّ فیه، بلکه حساب دیگری دارد.
زمان حج و مکان حج، آیا زمان حج، مکان حج که کعبه مکرمه مکان حج است در محور و عشر ذی حجّه زمان حج است در محور، اینها به عنوان مَا حلَّ فیه؟ قبلاً چی بوده که داخل این مکان یا داخل در این زمان؟ پیغمبری داخل مکه شده است که مکه، مکه شده است، وارد خانه خدا شده است که خانه خدا، خانه خدا شده است؟ خب قبل از پیغمبر خانه خدا بود. یا این زمان، چه چیز در این زمان قبلاً واقع شده است که این عشر ذی حجه را دارای عظمت و اهمیت کرده، اینها نیست. بلکه به چند حساب دیگر حق سبحانه و تعالی عظمت داده است به این زمان و عظمت داده است به این مکان.
یک، اون در بعد حکمت ربانیّه است،{إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ} زمین که قبل از کلّ، آفریده شد بر حسب آیاتی که اشاره کردیم، اول نقطهی بیتیِ معبدیِ عبادتی که برای کلّ ناس، برای کلّ مکلفین، مقرر شد تکویناً، عبارت است از{ لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا وَهُدًى لِلْعَالَمِينَ} اون عظمت پیدا کنه.
در مکان البیت، امامی، امامزادهای، خدا، اینا نیستش که، یک مشت سنگ سیاه است. اما با نظر عمیق به همین سنگهای سیاه نظر کنید تا بینهایت نور مینگرید. کما اینکه دو سال این توفیق برای ما بود، تا بینهایت نوره. چون یک حساب دیگری داره، حساب ظاهری سنگهای سیاهی که کج و کوله رو هم انباشته و از نظر سانتیمتر و عرض میشود که مساحت و از نظر هندسه هم اونطور دقیق مثلاً نیست.
خداوند مقرر کرده اینچنین. خب یکی از علل پساوند آینده دارد که در آینده ای که خداوند این بیت را خلق کرد مطاف است و قبله است و مبارک است و محکم است و هدیً للناس است و مصابهً للناس است و قیاماً للناس است و لله علی الناس حِجُّ البیت است و بیست خصوصیت تقریباً داره. حالا میرسیم به آیاتش. بیش از 20 امتیاز خداوند متعال تکویناً و تشریعاً از برای این کعبه مبارکه مقرر کرده. این به حساب ما حلَّ فیه نیست که در این زمان عشر ذی حجه یا در این مکانِ مکانُ البیت چیز مقدسی وارد شده است که اونو مقدس کرده، نخیر، خود مقدس ترین مقدسین هم که رسول الله باید دورش بگردند، باید حجر رو ببوسند، مستحب است ببوسند، مقدس ترین مقدسین در طول تاریخ رسالات و تکلیف این بیت را زیارت کردند به امر الهی. نمیخوایم بگیم سنگها مقدستر از محمده نه خدا اینطور مقرر کرده. این یک رمز خاص فردی و اجتماعیست ضمیمه با هم که خداوند از برای این بیت عرض میشود که مقرر فرموده.
ما در بحث مبارک حج که کلّ بحوث فقهیه مبارکه است، منتها بعضیها برکتش عام است که حج این چنین است، ما اول امتیازات و خصوصیات این بیت را از نظر مکانی و از نظر مکانتی و از نظر تکوینی و از نظر تشریعی بفهمیم. من تعداد را حالا عرض میکنم آقایون مراجعه بفرمایید و بعداً بحثی که داشتیم دنبال میکنیم.
تعداد، در خود این آیه مورد بحث،{إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسْ} اولیّت یک، برای بیوت عبادت که بیت عبادت اینجا مراده دیگه، البته قبل از بیوت عبادت هم همینطوره، چون در کلّ زمین، ببینید این اضافه بر حرفیست که چهارشنبه عرض کردم.
درست است که{أَوَّلَ بَيْتٍ}أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسْ مِنْ حَیثِ العباده است، ولکن مِنْ کَافّه الحِیثیّت اولیّت دارد. اونجایی که به عنوان بیتوته و استراحت روح و معنا و معرفت انسانها قرار گرفته است، این هم اولیت مکانتی دارد، هم اولیّت زمانی دارد، هم اولیت مکانی دارد، برای اینکه قبل از اینکه در کره زمین مکانی درست کنند انسانها، قبل از اینکه محل عبادت یا غیر عبادت درست کنند انسان ها، اولین مرحلهای که زمین، زمین شد، شروع کرد از زیر کعبه زمین شدن. کما اینکه در اشارات بحثهای بعدی خواهد آمد. مکه است، مکه است، مُکّهُ الارضِ مِنْ تَحتِهَا. این زمین، زمین شد، خداوند این زمین که دارای مَرَجان بود و شل بود و اضطراب داشت و استقرار نداشت، سفت نبود، از کجا این شروع کرد زمین، زمین شدن و سفت شدن؟ برحسب روایات و اشارات آیات از موضع البیت، از مکان البیت و از محل بیت شروع شد، شروع کرد زمین شدن، پس این اولیت مکانی هم دارد، اولیت زمانی هم همچنین، اولیت مکانتی هم همچنین از نظر عرض میشود تکوینی. این مربوط به اول که بحثهایی راجع به اول داریم بعد عرض میکنم.
{إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسْ}یک،{لَلَّذِي بِبَكَّةَ مُبَارَكًا} دو، {وَهُدًى لِلْعَالَمِينَ}سه، {فِيهِ آيَاتٌ بَيِّنَاتٌ مَقَامُ إِبْرَاهِيمَ}چهار، {وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا}پنج،{وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ} که این جمع بین امتیازات تکوینی و تشریعیست تبعاً. امتیازات تکوینیّه و تشریعیّه که خداوند نسبت به این بیت مقرر فرموده است، جمعاً در اینجا 5 تا.
حالا آیات دیگر {وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْنًا} این جعل شده، جعل شده است بیت هم مَثَابَةً لِلنَّاسِ و هم أَمْنًا، أمْنًا رو خوندیم، اما مَثَابَةً، مَثَابَةً یک لغت است اما هر 12 یا 14 معنایی که، مصداقی که از نظر مثاب است، همه مراده و اینو بارها حضور برادران عرض کردم. یکی از امتیازات قرآن اینه چون خداوند احاطه کلیِّ واقعی به تمام حقایق جهان دارد، لغت و معنای لغت و وضعیّات و کیفیات و مواد و خصوصیات این است که اگر خداوند یک جملهای را فرمود، کلمهای را فرمود که این کلمه دارای چند معناست و قرینهای نیاورد که معنی خاص مراده، همین قرینه نیاوردن که معنی خاص مراد است و همین که این لفظ دارای معنای متعدده ایست در لغت قرآن که لغت عربی است، دلیل است بر اینکه کلّ این معانی مراده. مَثَابَةً 12 الی 14 معنا دارد که 12 یا 14 خصوصیت در همین جملهی خاص از برای بیت استفاده میشه که خواهیم خوند اینجا، بعد عرض می کنم.
{وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْنًا}سوره بقره آیه 125 و همچنین{جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ قِيَامًا لِلنَّاسِ} سوره مائده آیه 97،{جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ} خود این الحرام از خصوصیاته، حرام در مقابل حلال که نیست، محترم. احترامی که حق سبحانه و تعالی از برای این بیت مقرر کرده از برای هیچ مقامی، هیچ مکانی، هیچ شخصی از نظر جریان ظاهری و حتی جریان برخورد معنوی مقرر نکرده است. شما میتوانید بی وضو در حضور پیغمبر باشید، در حضور پیغمبر، حرام نیست بی وضو باشید، اما بی وضو شما می تونید طواف کنید؟ نمیتونید و همچنین خصوصیات دیگر، با اینکه مقام پیغمبر کجا و مقام کعبه کجا، اما خداوند اینطور مقرر فرموده است، حتی از برای خود شخص پیغمبر هم که دور این باید طواف کنید، پس اینم یک امتیاز، {الْبَيْتَ الْحَرَامْ}. دیگر،{قِيَامًا لِلنَّاسْ}عه، مثلاً روزه قِيَامًا لِلنَّاس به طور جمعی نیست، نماز که فردی خوانده میشه قِيَامًا لِلنَّاس به طور جمعی نیست، اما کاری که به طور ضرورت و وجوب قِيَامًا لِلنَّاس است به طور جمعی، همین معتمر جهانی حج است که در این اجتماع جهانی از مسلمین در زمان حج و مکان حج، این به هدف قِيَامًا لِلنَّاسه یعنی کلّی مسلمان باید قیام داشته باشد در اسلامیّاتش، قیامهای ایجابی و قیام های سلبی.
قیامهای سلبی برای سلب آنچه منافی با اسلام است و قیام های ایجابی برای ایجاب آنچه موافق با اسلام است. این قیامهای سلبی و این قیامهای عرض میشود که ایجابی چه در بعد شخصی باشد که بعد اول است و خطبه اولاست و چه در بعد اجتماعی باشد، {أنْذِرْ عَشیرَتَکَ الأقْرَبینْ} بالاتر، بالاتر، بالاتر جهانی، اما{جَعَلَ اللَّهُ الْكَعْبَةَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ قِيَامًا لِلنَّاسْ} اجتماع، اجتماع جهانی مسلمین است و در اونجا ضرورت دارد که یک قیام خاصّی بشه، قیام برای تاسیس دولت اسلامی، قیام برای همفکری مسلمانهای هم فکر.
سیاسیّین، عسکریّین، صفاحیّین و و و و، تمام صاحب فکرهای اسلام از نظر اسلامی، اونجا باید با هم جمع شن، نه فقط اونجا موز بخورند و دور خانه بگردند، بله اینها هست، این ها واجبه شکی نیست اما در صحرای عرفات که کاری نیست، در مشعر که کاری نیست، در مُنا که کاری نیست، در خود مکه مکرمه که بعد از، در خود احرام کاری نیست، احرام سلبیه، طوافیست دو سعی، بقیش چه؟ بقیش بیکار گشتن و رفتن و خوردن و چریدن و چیز خریدن است، این ها نیست، در حقیقت یک جاییست که خداوند صورهً بیکاری مقرر کرده است اما بیکاری که بر محور قِيَامًا لِلنَّاسه. باید این مسلمان ها قیام هایی که داشته اند، این قیام ها در هم مدغم شود و به هم ضمیمه گردد که یک قیام جهانی اسلامی باشد. اگر شیطان ها قیام دارند، قیام لِلنَسناس دارند.
فردی فکر می کنند، جمعی فکر می کنند، جلسات درست میکنند، دورهم جمع میشن، خرج هایی هم باید دولتهاشون بدن و چه، اما اینجا قِيَامًا لِلنَّاس است، قِيَامًا لِلنَّاسْ لِلقِیامْ ضِدَّ النَسْناس، اینطور میشه دیگه، همونطوری که نسناس قیام هایی دارند و اتصالاتی دارند و اجتماعاتی دارند و افکارهایی دارند، برخورد ها و تشکیلاتی، برای اینکه شریعت نسناس ببرند جلو و شریعت ناس رو نابود کنند، مکافی ای در اینجا لازم است. باید ناس مسلمون هم در این محل مبارک جمع شوند که در اینجا حالت قیام رو به وجهٍ عام بهش فعلیّت دهند و این.
بعد گفت در اینجا دولت حج، مملکت حج، مملکت حجاز چیه؟ مملکت، مملکت حج، مملکت حج که عرض میشود که اون کسی که رهبر است خداست و نخست وزیرش خاتم الأنبیا (ص) هست و اعضای کابینش أئمه معصومین اند، تشکیل دولت حج اونجوری که خداوند مقرر فرموده است و خواسته است باید انجام بشه و ما تاکنون اینکار رو نکردیم. اگرم بعضی وقتا داد و فریادهایی کردیم، داد و فریادهای اونجوری بوده، شعار بیشعور بوده یا شعور بی شعار بوده، اما شعار با شعور که اُمِّ مشاعر حج عبارت است از بیت، اگر{إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِ أَنْ يَطَّوَّفَ بِهِمَا} اینا از حاشیه های بیت است، خود بیت محور است از نظر شعار که آیشم بعد خواهیم خوند.
خب، آیه دیگر {وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ} بَوَّأْنَا، اینطور نیست که خود ابراهیم بیاد و مکانی از بیت بگیره و کاری خودش به میل خودش، فکر خودش، نه{بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ}سوره حج آیه 26، و همچنین سوره حج آیه 29 {وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ} وَلْيَطَّوَّفُوا از اختصاصات حجه، همونطور که{بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ}این از اختصاصات این بیت است، همچنینَ {ولْيَطَّوَّفُوا} از اختصاصاته، عتیق است تازه، اختصاصاته. طواف دور ضریح پیغمبر کسی بکند به عنوان طواف، بدئت است، حرام است، به عنوان طواف. طواف یک عبادتی است که مقرر شده است فقط دور بیت، اما شما اگر هفت دور که عوام الناس این کار رو میکنند، هفت دور، دور این ضریح بگردید، این طواف کردم، غلط است، لفظاً غلط است و معناً غلط است. دور خود پیغمبر کسی حق ندارد طواف کند، شخص پیغمبر ایستاده است اینجا من دور پیغمبر هفت مرتبه بگردم، پیغمبر مهم تر است یا بیت؟ خب پیغمبر، ولی دور پیغمبر طواف کنید حرام است. اگر علی دور پیغمبر طواف کند به عنوان طواف این بدئت است. این طواف اختصاص به عرض میشود که بیت دارد. خود بیت، مکان البیت، معمّرِ بیت، عمل بیت و همچنین {بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ}. عتیق به دو معنا، یک عتیق به معنای قدیم، قدیمترین بیت در عالم وجود و در عالم تکلیف بلکه عالم وسیعتر از تکلیف عبارت است از این کعبه مبارکه که{إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ} در این آیه رو ما داریم میخونیم{إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاس} این یک معنای عتیقه. عتیق دیگر یعنی آزاد است از اینکه ملک کسی بشه، شما هر بیتی هر جایی رو در عالم حساب کنید یا ملک کسی شده است یا میشود بشود، صحراها، بیابانهایی هستند که ملک کسی نیست، ملک شخص نیست، ملک عامّم نیست، مثلاً فرض کنید که اون قسمتهای لمودا که هیچکس اونجا نمیتونه بره، طیاره بره سقوط میکنه، چی، حالا هرچی هست، میگیم ملک کسی نیست، نه عام است نه خاصه، اما امکان دارد که یک موقعی ملک عام یا ملک خاص بشود، اما بیت اینطور نیست، این بیت مبارک نه ملک کسی بوده است و نه امکان دارد بشود و حتی در خانه های مکه، روایات متعددی داریم که کسانی که در مکه خانه دارید، وقت حج در خانتون رو باز بذارید مردم بیان، مال همه است اینجا، حالا کاری نداریم به اون خصوصیات دیگر که مربوط به احکام و مناسک عرض میشود که حجه، پس این عتیق است، آزاده، عتیق مطلق. یک وقتیست، یک موجودیست که این عتیق نیست ولی جنگ میکند، مشرکه، جنگ میکنه و اسیر شد یا امکان دارد بالاخره اسیر شه ولی این بیت مبارک هیچ وقت ممکن نیست ملک غیر حق سبحانه و تعالی باشه، این ملک هیچ بشری حتی خاتم النبیّین نمیتواند باشد و لذا اونجا بیت الله است به معنای معبود بودن او و مطاف بودن بیتش و قبله بودنش از دور و از نزدیک و همچنین محل عبادت.
(صحبت حضار)
-نخیر ملک نیستش
(صحبت حضار)
-ندن ولی ملک نیست. مگر اگه کسی غصب کرد یک جایی رو ملکش میشه؟ یک کسی رفت خونه شما رو غصب کرد، ملکش میشه؟ شما رم راه نمیده، شما و زن و بچه رو راه نمیده، ملکش که نمیشه. ملک نمیشه، به هیچ وجه من الوجوه ملک نمیشه.
خب، بعد {وَالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ}سوره 52 آیه 4، بیت معمور خب معانی کردند، بیت معموریست که اون بالاست، قرآن اونجا نازل شد که در سوره قدر ما بحث کردیم که نخیر اینطور نیست، قرآن بر خانه نازل نمیشه، قرآن معناست و علم است و معنا و علم بر محور معنا و علم که قلب رسول الله و قلب صاحب وحی است وارد میشه، بیت معمور اونجا هست یعنی چه مثلاً؟ یا خود قلب رسول الله بیت المعموره، معلوم، قلب رسول الله معمّرترین و آبادترین بیتیست که بیتیست که یَبیتُ فیهِ الوحی اما کی گفته است که کعبه بیت معمور نیست؟ مگه مراد از عمران چیه؟ مراد از عمران، عمران معرفتی و عمران معنویست حتی بزرگ ترین عرفای بالله باید دور این بیت معمور بگردد و به طرف این بیت معمور باید که عرض میشود سجده کنه. پس رسول الله البیت المعمور است قلبش و تمام وجودش و همچنین البیتُ المعموری که در این آیه مبارکه دارد {وَالطُّورِ ، وَكِتَابٍ مَسْطُورٍ، وَالْبَيْتِ الْمَعْمُورِ} این بیت معمور همین بیت مبارکه است. یکی از مصادیق عاریشه.
و همچنین سوره 106 آیه 6،{فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ} خب فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ العالَمین هم هست، برای اینکه خداوند رب این بیت که فقط نیست، رب العالمینه ولی این خصوصیت دارد. مثل اینکه کسی یک نعمت های زیادی به شما داده، گاه میگوید به حساب این نعمت ها از من احترام کنید، گاه میگه نه، به حساب این خانهی بزرگ، حالا قالی داده، فرش داده، چی داده ولیکن این نعمت بزرگ را، نعمت بزرگ را به رخ شما میکشه، میگوید منکه این نعمت بزرگ را دادم پس باید از من احترام کنید. اینجا همینطوره، بیوتاتی خداوند مقرر فرموده است در کلّ عالم هستی ولکن اُمِّ بیوت و مرکز و محور اصلی کلّ بیوتات که برای تمام عابدین لِلّه و مُصَلیّن لِلّه این بیت است و محل استراحت و معرفت روحیست، این، این بیته {فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ}.
و همچنین سوره بقره آیه 125{أَنْ طَهِّرَا بَيْتِيَ}خب تمام بیوت الله باید تطهیر بشه، مگه اینطور نیست؟ تمام بیوت الله باید تطهیر بشه از قضارات، نجاست اگه در مسجد باشه، نجاست باید تطهیر بشه، ولکن آیا اگر یک مشرکی آمد در مسجد شما، حق ندارید راش بدید؟ یک یهودی آمد، مسیحی، البته این اختلافی مسئله، ولکن برحسب ادلهای که ما از کتاب استفاده میکنیم و همچنین از سنت در حاشیه کتاب، ورود شخص کافر در مسجد به هیچ وجه حرام نیست، اما در کعبه حرامه، در مسجد الحرام حرام است. {أَنْ طَهِّرَا بَيْتِيَ} طهارت مطلقه، کلّ قضاراتی که در عالم هست، ظاهری و باطنی، ظاهری بول است، غائط است، چه است، چه است، چه است، چه است و باطنی اگر مسلمان نیست، اگر موحد نیست، مشرک است یا یهودیست یا نصرانیست، حالا مشرک، اگر مشرک است وارد نشه، چون{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلَا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ} اما یهودی و نصرانی رو که نگفته ولیکن مشرک در مساجد دیگر میتونه وارد شه، دلیل بر منعش نداریم، اما اینجا نه{أن طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ} یا{لِلعَاکِفینَ و الطائِفین} که دو آیه است.
و همچنین سوره مائده آیه 2، {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ} شعائر چیه؟ آیا همه واجبات شعائر است؟ نخیر. آیا همه طلاب علوم دینیّه مجتهدینند؟ نه. همه مجتهدین مراجع اند؟ نه، شعائر و بلندگوهای علم و معرفت در حوزههای اسلام کیا هستن؟ درجه اولا هستن دیگه، اون درجه اولا هستند که بلندگوی اصل عرض میشود که حوزه ها هستند، این به عنوان مثال.
حالا در اسلام ما یک واجباتی داریم، آیا این واجبات همش شعائرند؟ تا بیایم ی چیزی درست کنیم شعائر حسینی، حسین شعائر ندارد، خودش از شعارئره، شعائر رو خداوند مقرر کرده، بیت به عنوان طواف شعائره، سعی صفا و مروه عرض میشود شعائره، عرض میشود که رمی، رمی جمرات در عرض میشود حاشیه شعائره، ذبح و قربانی کردن شعائره، اینا چیه؟ اینا بلندگوهای اسلام اند. منتها چه بلندگو؟ ما بلندگو چندجور داریم. یک بلندگوی توخالیست که شعار بلاشعور است، اسلام از چنین شعاری بری است.
(صحبت حضار)
-میفهمم ما که نگفتیم شعائر نیست، خودش، خودش شعائره، نه اینکه گریه کردن براش
شعائری که قرآن مقرر فرموده است. این شعائری که قرآن مقرر فرموده حتی قلائد، کعبه، بیت الحرام، الکَعبَهُ بیتُ الحرام شعائر، منتها اُمُّ الشَعائر، یعنی محور و مرکزه ، برای نزدیکها به عنوان طواف و عبادت و برای دورها به عنوان قبله. شعائری بلندگوی اسلام است و همچنین سعی بین صفا و مروه از بلندگوهای اسلامه. البته در بحث شعائر ما باید مقداری صحبت بکنیم ولی حالا به طور اشاره داریم عرض میکنیم. از شعائرالله تمام واجبات اسلامی نیست ولو واجبات اجتماعی هم باشد، مثلاً نماز، نماز خب بهترین عبادات و مهمترین عباداته، ولی خب نماز یک مرتبه من تو خونم میتونم بخونم و اجتماعی نباشه و ضرورت نداره فرض کنید در فتوای عده زیادی، این از شعائر مثلاً نیست، از واجبات خیلی مهمه. ولکن سعی بین صفا و مروه از شعائره. یعنی این اعمالی که دارای معانی بسیار رمزی و بسیار دقیقِ بسیار بسیار عالی و عمیق است و در بالاترین قله معرفتی قرار دارد، اینها از شعائره. یعنی اینا یک ارکان رکیمه ایست که اگر با شعور انجام شود، اینا شعائرالله است.
حالا شعائر چند جوره. ببینید شعائر جمع شعیره است دیگه، شعیره از شعره، شعر باریکه دیگه، مشعرالحرام هم جای باریکیست دیگه، شعائر یعنی الواجبات الّتی فیها شعوراتُ و بِضیاعات…… هم بلندگوست، هم درش دقت است. امور دقیقه اسلامیّه ای که بلندگوهای اسلام اند که این بلندگوها مسلمانها را به دقتها و عمق های اسلامی در باطن و به ظواهر اسلامی در ظاهر دعوت میکنند، اینا عبارت اند از شعائرالله. از جمله{يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلَا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلَا الْهَدْيَ وَلَا الْقَلَائِدَ} اینا شعائر الله. شهرالحرام از شعائر زمانیست، وَلاالحد،…… قربانی، نه اون حدی که میرن میسوزونن، میگندونن، اون بحثش بعد خواهد آمد، چون از محرماته که محشر خون ریختن در راه خدا و محشر شکم های فقیر رو سیر کردن، محشره، این محشر خون ریختن در راه خدا که از خون نترسید در راه خدا، خونتون ریخته بشه یا خون بریزید، این از شعائره که شعائر جنگی و حربیست یا شعائر سیر کردن که رسول الله میفرماید که إنّمَا جَعَلَ الله هَذَا ال……….لِتَشبَعَ مَساکینَکُمْ مِنَ اللَحْم فَأطعِموهُمْ مِنها، محشر این شکم سیر کردن است، نه اینکه محشر گدا درست کردنه، نه محشر گوشت آتیش زدنه، نه محشر گوشت زیر خاک کردنه که این عرض میشود که محشر جاعلانه و جاهلیّته.
{وَلَا الْقَلَائِدَ وَلَا آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرَامَ} آمین یعنی قاصدین، وقتی که شما قصد میکنید البیت الحرام را{لَا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ} این بلندگوی بزرگ محوری مادر را در مناسک حج که خود کعبه است و طواف دور کعبه است، اینو{لَا تُحِلُّوا}، اینو نقص درش ایجاد نکنید، کمش نکنید، عرض میشود که با کمال اون وظائفی که خداوند مقرر کرده و شرایطی که درش مقرر شده است این رو انجام بدید. بنابراین روی هم رفته ما حساب کنیم بیش از 20 خصوصیت در عرض میشود که کعبه هست. مثلاً در آیه 125 سوره بقره که مثابه ذکر شده{وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِلنَّاسِ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مٌصَلًّی}اینم یکیش، یکی دیگر از خصوصیات بیت،{وَاتَّخِذُوا}صلاه طواف رو هیچ جا نمیشه خوند مگه در مقام ابراهیم، شما صلاه طواف رو هرجا بخونید باطله مگر اینکه خب شما معذور باشید یا یادتون رفته باشه، به وطنتون رفته باشید نتونید برگردید، اونوقت تازه 2 کار بکنید، یکی در جای خودتون احتیاطاً و دیگری نایب بگیرید که در پشت مقام ابراهیم بخوانه، جاش اونجاست. بعضی چیزها هست که جای معین داره، مثلاً رمی جمرات، میشود رمی جمرات تو خانتون بکنید؟ یا در خود کعبه بکنید؟ نخیر. یا فرض کنید که سعی صفا و مروه، این سعی رو هیچ جا نمیتونید بکنید یا سعی خالی بدون احرام، اگر شما بدون احرام سعی کنید این باطل است. من یادمه یکی از بزرگان فقها که تشریف دارند اینجا، من که مکه بودم، من رفتم صفا و مروه میخواستم برم منزل، دیدم ایشون داره سعی میکنه، گفتم شما کار دارید اینجا یا، گفت نه سعی مستحبه، گفتم شما که مُحرم نیستید که، شما که باید این رو دانسته باشید که طواف یک عبادت عامّیست، احرام نمیخواد، اما سعی احرام میخواد. کما اینکه رمی جمرات، روز خاص میخواد و جای خاص میخواد. اگر شما رمی جمرات را در غیر اون سه روز بکنید، این اصلاً بدعت است، این بدعته. گفت بله ما هنوز این رو توجه نکردیم باید درست بررسی کنیم.
حالا{وَاتَّخِذُوا مِنْ مَقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى} مقام ابراهیم که مقام خاص است، در اونجا نماز طواف باید خونده بشه.
(صحبت حضار)
-باید برگرده، شکی نیست، اون برای عاجزه، حتی روایت این مطلب رو داریم گرچه از آیه خوب استفاده میشه ولی اگر کسی، فرض کنید کسی طواف یادش رفت، میتونه تو خونش طواف کنه؟ اگه نتونه نایب میگیره، اگه بتوانه خودش باید برگرده. اما خب ترتیبش بهم میخوره طوری هم نیست،
-………….. یک نماز بیشتر گردنش نیست
-نه، احتیاط میکنن آقایون. تقصیر ما چیه، آقایون احتیاط میکنند.
حالا این مَثابَهً، مَثابَهً دارای 12 معناست که ما اینجا یادداشت کردیم در صفحه 137 جلد دوم بقره، المَقام، المَرجِع، المُجتَمَع، المُبتلأ، المَلجَأ، المَعطی مُتَواتِرً، المُقبَل مَقبلْ إلَیه، المَطاف، مَحلُّ الثَواب، المُنتبَه، المُصدَقی، مُجتمعُ الماء، این همش اجتماعیه ها. تمام این معانی 12 گانهای که برای این هست، البته 14تاست ولی دوتاش داخل این 12تاست که ما ذکر کردیم. بعد ما اینجا نوشتیم وَبِضَرب مُثلثِ صیقَ المَثابَهَ ألیَ المَعانی عَثنی عشر تُسبَعُ مَعانی المَعنیَّ سِتهِ ثلاثین…. مَختَلَفَ عنایتها فی درجات و أین هِیَ مِن مَعنا الواحِد لاَ دلیلَ لَه که مثلاً اگر سوال کنید از آقایونی که این موازین قرآنی رو توجه ندارند، میگن این آیه مجمله اصلاً، کما اینکه در آیه قُروء،{وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنْفُسِهِنَّ ثَلَاثَةَ قُرُوءٍ} میگه خب آیه استدلال، یعنی مجمله، چون قُرء هم حیضه، هم طهره، پس مجمله، به روایات که تناقضه، میگیم پس خدا هم همین یک دونه آیه در قرآن گفته همینجام بلد نبوده حرف بزنه. خیلی جالبه ها، خداوند یک مرتبه گفته است که 3 تا قُرء زن که طلاق گرفت، البته با شرایطش، این باید که صبر کند، اینجام بلد نبوده حرف بزنه، خب بابا اگه حیض مراد بود، ثَلاثه حِیَض میفرمود، اگر طُهر مراد بود، ثلاثه اطهار میفرمود. یکی از فقها که با هم صحبت میکردیم و مرحوم شد و شرح تحریر و این ها نوشته بود این ها، گفتش که آخه خدا اگر بفرماید حیض، آخه حیض بده، گفتم بی سواد در دو سه جای قرآن خدا حیض گفته، تو حیض شدی که این حرفو میزنی. ثَلاثه حِیَض یا ثلاثه أطهار، حالا قُروء که میگه بابا در اینجام قُرء خدا که میداند، خالق لغوی و خالق لغت و خالق همه چیز خدا که میداند، قُرء بابا دو معنا دارد در لغت عربی و اینجا بدون قرینه ذکر کرده، پس ما اینجا فتوا میدهیم کلمهً واحِدَه، ثلاث قُروء یعنی سه حیض، سه طُهر با هم، نه سه طُهر، نه سه حیض فقط که دو طهر، نخیر، سه حیض و سه طُهر، منتها در طهر اول، طهر غیر مُواقع کافیست.
اونوقت اینجا در توضیحش، دونه دونه معانی 12 گانه، أجلْ عِندَهُ مَقامٌ الاسلامْ و مَمتَلَقُه معنی اول، مَقامٌ الاسلامْ و مَمتَلَقُه وَ مقامُ المُسلِمین لِکُلِّ…… الحَیَویِّ الثانیه.
دوم مَرجَع، وَ مَرجَعُهُم حَیثَ یَرجِعونَ ألَیه فی مَشاکِلِهِم الرّوحیّهَ وَ الجَماعیَّه أمّا هِیَ لاَ یَقضونَ مِنه وَطراً، در روایت داریم، لاَ یَقضونَ مِنه وَطراً. نمیتونیم ما بینیاز بشیم از کعبه. ولی کدوم کعبه؟ کعبه مد و چیز خریدن و این حرف ها نیست که، کعبه قیاماً لِلناسه. ما از قیام مسلیمن، قیام اجتماعی مسلمین، قیام جماهیری جمعی هیچ وقت ما بی نیاز، همونطوری که از خود اسلام ما بی نیاز نیستیم، همچنین از تبلور اسلام هم ما بی نیاز نیستیم.
(صحبت حضار)
خب، ببینید، بِسم الله، اگر راهپیمایی بود که عنوان قیامی برای ناس داشت، بِسم الله، ولکن در مرکز توحید در مقابل مشرکین، اصلاً مشرکی وجود نداره اونجا. شما راهپیمایی میکنید در مقابل مشرکین که در مکه مکرمه همه موحّداند.
(صحبت حضار)
-…………………….در اونجا که برائت مشرکین میکنند، در همه وجه میشه.
-اولاً اگه براعته شما تو وطنتون راهپیمایی بکنید، و ثانیاً
(صحبت حضار)
-و ثانیاً در جایی شما راهپیمایی میکنید و پرچم فلان دولت، فلان دولت، فلان دولت اسلامی رو آتش بزنید که دعوا بشه و خونریزی و آدم کشی بشه، این چطوره؟ البته راهپیمایی خیلی خوبه، راهپیمایی به مجرده از برای تقویت روح انسانی بسیار ولی راهپیمایی که زیرزمین انسان نمیکنه بیخودی و این همه جنایت مرتکب شن، زن های مسلمان را بگیرند، به عنوان …. و آبستن کنند و بکشنن و درب و داغون کنند و پاره پاره کنن، این چی میشه مثلاً؟ همونطوری که در انقلاب بزرگ اسلامی کسی نمیتونه مخالف باشه، ما یک دونه مسلمان رو کره زمین نداریم که با انقلاب مخالف باشه، یک دونه نداریم. چرا؟ برای اینکه مسلمان ولو خیلی کم مسلمان باشه، آیا با تبلور این اسلام موافقه یا نه؟ بله، با انقلاب کسی نمیتونه مخالف باشه. با حماقت هایی که به عنوان انقلاب انجام میشه، با اون ها مخالفیم ما. با آدمکشی ها و هتک حرضهامون، ناموسها و مال مردم خوردن ها و چه هایی که میزان اسلامی ندارد، میزان انسانی هم ندارد، به حساب انقلاب، به نام خدا سر سلمان را بریدن و ذبح کردن، فرع خدا را جعل کردند، بسم الله گفتن، اینو ما مخالفیم و إلاّ چرا باید طرف با انقلاب مخالف باشه؟
-…. راهپیمایی میشه و قیام لله میشه بالاخره قتل و کشتار هم هست
-نشد، این قتل فایدش چیه آخه؟ فایده اینکار چیه؟
-بالاخره میکشن، اونا ظالم هستن.
-عرض میکنم. یک مرتبه در جنگ دارید بحث می کنید، در جنگه، در جنگ باید زد و کشت و خورد و عرض میشود خوروند. اما در جایی که خداوند فرموده است به نفع عموم مسلمین باید استفاده شه، این چه نفعی دارد که این منافع که لِلناس است، این چه نفعی دارد که شما قیام کنید و پرچم آتش بزنید و عده ای کشته بشن، بعد چی میشه اونوقت؟ بعد چی شد آخه؟ آیا آمریکا اومد پایین از آمریکا بودنش؟ شوروی سقوط کرد؟
(صحبت حضار)
-جاهای خودشون درست،
(صحبت حضار)
-در جاهای خودشون درسته، بله
ببینید، میگم در جاهای خود درسته، راهپیمایی بکنید برای تقویت انقلاب اسلامی ضد شاه، به روی چشم، ما میریم راهپیمایی میکنیم. اما در صورتی که در مرکزی که مرکز وحدت موحدین است. موحدین از کلّ عالم جمع شدن، ما میریم پرچم اون دولت رو، پرچم این دولت و پرچم اون دولت دمرو کنیم. بله پرچم آمریکا رو بله، پرچم اسرائیل رو بله، پرچم آمریکا بله ولی شما پرچم عراق رو بسوزونید یا پرچم فلانی رو بسوزونید….
(صحبت حضار)
-بحث سر اینه آخه. ما نمیخوایم در بحث های سیاسی وارد شیم ولیکن قیاماً للناس باید بشه نه قیاماً لِلنَسناس. اگر قیاماً للناس بود و واقعاً آدمیت ما و انسانیت ما و تبلور اسلام ما مقتضی چنین مطلبی بود که به روی چشم، باید خود آقای خمینی هم بره راهپیمایی کنه و اما چنانچه نخیر این حتی عرض میشود که شیعه های فاسق هم نمیتونن راهپیمایی کنن، اگر چنانچه این موجب یک ابتلاء بدتری خواهد بود و نتیجه درستی هم نخواهد داشت.
-حاج آقا ما وظیفه انجام میدیم، طرف مقابل خطا میکنه…..
-اگر چنانچه بنده یک کلمه ای گفتم که در اثر گفتن این کلمه منو کشتن، گفتن این کلمه وظیفست چون أهم و مهم باید مراعات بشه دیگه. قبول دارین یا نه؟ باید أهم و مهم مراعات بشه.
-بله ولی مسائل اجتماعی مسلمین اهمیتش بیشتر از جان…..
-شکی نیست، این اجتماعی نیست که ، نه فردی، نه اجتماعی، مثلاً ما نمیخوایم اینو بگیم ولیکن این نارنجک ها و بمب هایی که به طور مخفی بردند و داخل مکه کردند، این چیه معنیش مثلاً؟
(صحبت حضار)
-همین دیگه، بگید پس،
(صحبت حضار)
-بله، راهنمایی براعت از مشرکینه. آیا پیغمبر بزرگوار چند مرتبه در سوره، خواندن سوره براعت داد؟ یک مرتبه. کی؟ وقتی که مشرکین اونجا بودند ولی وقتی مشرکین رفتند مکه فتح شد، بعد باز یک چنین دستوری پیغمبر داد؟ پیغمبر اجتماعی نبود؟ پیغمبر دلش به اسلامی که تازه مشرکین رفتند بیرون و تازه کسانی که هستند باز در قلبشون شکست، این دستور اصلا نداد هیچ.
-حالا به عنوان برائت از ظلمه در واقع….. مشرکین
و عرض میشود که سوم، وَ مُجتَمَعَهُمْ لِیَشْهَدو مَنافِعَ لَهُم وَ یَذکُرُ اسمَ اللهِ فی أیّامٍ مَعدوداتْ.
چهار، وَ مُمْطَلَعُ مَجدِهِمْ بِجَمْعِ الحافلِ الکّافَلْ لِحَلِّ المَشاکِلْ بِتَشاوُرٍ وَ تَحاوُرٍ مَلیعٍ بِما یُغنیهِمْ.
پنجم، وَ مَلْجَأهُم فی مَخاوِفِهِمْ أنْ مُفازاتِهِمْ ( مَفازات بهتره) أنْ مَفازاتِهِمْ فی سِیاساتِهِمْ الزَمنیِّ و روحیِّ وَ…… حَیَوِیِّ، نمیخوایم ادعا کنیم ولیکن قبل از اینکه بعضیها متولد شن و نطفشون منعقد شه که انقلابی بودن ، ما پدر انقلاب بودیم.
ششم، یَأتونَهُ مُتَواتِراً فی حَجّهِمْ وَ عُمْرَتِهمْ دونَ مِنْ انقِطاعْ. این سخنرانی های ما در تمام عالم پخش میشد در خود مکه و اون سخنرانی توله رضا خان رو دارید شما، که توله رضا خان برو گمشو که بعضی از امام جمعه های حالا که خیلی هم محترم تشریف دارند، اومد منزل ما در مکه گفت آقا این شاه که به این زودی نمیره شما میگین توله رضاخان، گفتم شمام توله خودتون رو…….کنید.
هفتم، مُقْبِلینَ إلَیهِ زیارتً لَه واسْتِقبالَاً فی صَلاتِهِمْ وَ سائِرِ عِباداتِهِمْ، استقبالاً لِقِبلَهٍ لِقِبلَهِ الوَاحِدَه.
هشت، وَ مَتابِهِمْ أنْ ذُنوبِهِمْ فَردیاً وَ جَماعیّاً، جِماع نیست جَماعه فَإنَّهُمْ فیهِ مِنْ ضِیوفِ الرّحمن وَ حاشاهُ أنْ یُرجَهم خائِبین.
نه، وَ مَحّلُ ثَوابِهِمْ إذْ یُصیبُهُمُ الله بِزیارَتِهِ حَقّها کَمَا وَعَدَ عِبادَهُ الطائِبین، عِبادَهُ الصائِبینَ إلَیه، یَصوبُ إلیَه. صَائِبینَ إلَیه الطائِبین.
ده، وَ مُنتَبِهاً لَهُم أنْ کُلِّ غَفَلاتِهِمْ وَ قَصَواتِهِمْ وَ لِیُشْعِرو ماذا عَلیهمْ فی مَسئولیّاتِهُ الاسلامیّهِ الهامّه.
یازده، وَ مُصدَقٍ لَهُمْ مِنْ تَربیتِ الماء الحَیاه فی کلِّ حُمولِ روحیِّ و المادیَّ مِنْ مَشارِفِ بئرِ العَظیمْ بِدلاءِ التداوُمْ تَعادلِ الأخویِّ الاسلامی.
دوازده، وَ مُجتَمَعُ المیاءِ الحیاه مِنْ کافیّ کافَّهِ الجَنَواد، العِلمیّه العَقیدیّه الاخلاقیَّ العبادیَّ الاقتصادیّهَ الاسیاسیَّ وَ العَسکرِیَّه أمّا هِیَ.
بعد رو این جمله آقایون فکر بفرمایید در سوره بقره جزء دوم بقره {إذْ یَقولُ السُفَهاء} عرض میشود که{مَا وَلَّاهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِم} البته این ضمن مطلبه که {إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاس} این اولیّت در مطاف بودن دارد، در قبله بودن دارد، در اینکه میت رو دفن میکنند به طرف اونجا باشه دارند، این نکته رو میخوام عرض کنم که تقریباً میشه گفت بر خلاف کلّ یا جُلّ عظیم از آراء در باب قبلَتینه، معمولاً می گویند که، مینویسند و میگویند در تلویزیون ها و رادیوها که اُولاَ القبلَتین قدسه، این دروغه. قدس اُولاَ القبلتین نیست. اُولاَ القبلتین و اُخری القِبلَتین کعبه مکرمه است، قدس ده پونزده ماه بعد از اینکه به مدینه وارد شد. یکی از ادّله ما که اونجا ذکر نکردم از سوره بقره اینه{إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ} اولیّت با کجاست؟ این بیت، بیت چی است؟ بیت طواف است در داخل، بیت قبله صلاه است در خارج، بیت دفن موتیست و لذا شما قبور انبیا رو میبینید.
(صحبت حضار)
-مگه یهودیها ناس نیستند؟
-نه از اول میگیم
-پس اولیت داره، ببینید، مگر مسلمانها ناس نیستند؟ مسلمان ها که وارد شدند اول بیت رو و اول قبله رو رها کردند و به قبله دوم رفتند؟ این چطور میشه؟ قبله اول را که اول و آخر است و همیشه باید باشه، اینو ول کردند چسبیدند به
-حالا امتحانی که میشه
-امتحانی کیه؟ وقتش وقت نیست، تازه امتحانی هم باشه وقتش اول نیستش که، امتحانی وقتش بعده، یعنی این ها که قبلاً در مکه بودند و خب این خودشم تغییری هم بود البته تاثیر دیگه، اینو روش فکر کنید یک بحث خیلی محوریه مهمی است در آیات بقره ملاحظه کنید، ما پنج شش دلیل از خود آیات رو خوندیم که قبله اولا کعبه مبارکه بوده در 13 سال مکه برای کلّ متدیّنین در کلّ ادیان همینطوره، حالا مسلمین و در مدینه که پیغمبر وارد شدند، حداکثر 17 ماه توجیح به بیت المقدس شد برای امتحان، بعدم برگشت شد به کعبه مکرمه.
آقایون میفرمایند که نخیر 13 سال و اندی قبله مسلمین در خود مکه مکرمه بیت المقدس بود. اینکه از چیزهایی است که منفّره اصلاً، حالا ادّله زیاد خوندیم. …….. در قدم اول پرت میکند عرب ها رو میگه عهه، چه اسلامیه که از الان میگه این کعبه که مال همه کعبه بوده، مال ما نباشه، نمیخوام به این استدلال کنم. ما استدلال لفظی به آیات داریم و استدلال های عرض میشود که دیگری هم داریم که انشالله بحث خواهم کرد.
اللهم الشرح صدورنا بالنور العلم و الایمان و معارف القرآن العظیم و وفقنا بما تحبوا و ترضا و جنبنا ان ما لا تحبوا و لا ترضا. والسلام علیکم و رحمه الله.
اللهم صل علی محمد و آل محمد
-حاج آقا فرمودید قبور انبیا چی؟
-قبور انبیا، الان فرض کنید مثلاً در قدس برید، من رفتم، در قدس، قبر ابراهیم، قبر اسحاق، قبر یوسف، قبور 70 نبی تمام متوجه به قبله ان، به قدس نیست، در خود قدسها، در خود بیت المقدس. قبر موسی رو من دیدم بین شام و عمان، قبر متوجه قبلست، مسلمونها کاری نکردند که، در قلب مسیحیت قبور انبیا متوجه به قبله است. در عرض میشود که حضرت یحیی در مسجد اموی، مسجد اموی در شام متوجه قبله است. یعنی هیچ قبری از قبور انبیا وجود ندارد در کلّ عالم یهودیت و نصرانیت و اسلام که متوجه قبله است، متوجه قدسه.
(صحبت حضار)
-میکنند کاری نداریم. اینکه هست اینه
(صحبت حضار)
-نمیکنن بله، نمی کنن.
-یهود طرف شرق می کنند، طرف قدس میکنند
ولکن اولیّتی که ملحوظ است از نظر خارجی هم ملحوظه که حضرت موسی که خودش مبدأ شریعت تورات است
(صحبت حضار)
موسی بین عمان و شام جاییست که یک قبر خیلی عرض میشود عالیست، البته یک ساختمون مختصری هم داره و این چیزه رفتیم و زیارت کردیم.
(صحبت حضار)