جلسه سیصد و چهل و دوم درس خارج فقه

حج

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین
اللهم صلی علی محمد و آل محمد

أعوذُ بالله مِنَ الشیطانِ الرّجیم

{ذَلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ} راجع به {حَاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ} احتمالاتی هست که دیروز عرض کردیم. اما یک نکته رو باید توجه کنیم که اون روایاتی که دارد ما دونَ المیقات، مراد مطلق مواقیت نیست، بلکه مواقیت خمسه است و در مواقیت خمسه حدود 90 کیلومتر است و نه آنکه 25 کیلومتر که میقات حدیببه باشه. حدیبیه میقات رسمی نیست، بله میقات هست، اما میقات رسمی که از اون 5 میقات باشد، نیست.

 در صفحه 154 عرض کردیم که وَ تَری مَا هُوَ حُدود المَسجدالحَرام هُنا حَتّی نَعرِف حَاضریهِ عَمَّنْ سواهُم وَ َقَد یُقَالْ المَسجدُ الحَرام وَ قَد، وَ یُعنی هُو کَما هُو، لِشَطرِالمَسجدالحَرام.

 این شَطرَ المسجدالحَرام که فرمودند چند ناحیه است و مسجد الحرام خود مسجد الحرام است فقط، نه اینکه مسجد الحرام مراد مکه باشه و شَطرِالمسجدالحَرام جانب مکه باشه، نخیر، خود مسجد الحرام و شَطرم که جانب خود مسجد الحرام باشه. البته جانب صحّه پیدا می کنه به حساب وجه که ثلث دایره است.

 و همچنین {أَجَعَلْتُمْ سِقَايَةَ الْحَاجِّ وَعِمَارَةَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ} عمارت مکه مراد نیست، خود مسجد مراده.

وَ اُخری یَعنی مَنطَقَهَ المَسجد الحرام، احتمال دوم، المَحسوبَهً بحِسَابِه، المُتِمَحورَه إیّاه لِقُدسیه المَکانْ، کَمَا یُقالْ لِلْبَلَدِ الذّی فیهِ البیت المُقَدَّسْ، القُدسْ، همش قدس نیست، به حساب بیت المقدس میگن قدس، برای شرف و عظمت بیت المقدس به همه شهر میگن قدس. وَ مِن ذلِکَ سُبحانَ الَذّی أسْری،

(صحبت حضار)

-بیت المَگدث میگن در لغت عمرانی، ولی در عربیش می گن بیت المقدس

 وَ مِن ذلِکَ سُبحانَ الَذّی أسری بعَبده لَیلاً مِن المَسجد الحَرامْ عَلَی الاحتِمال أنَّ مبداَ المِعراج بیتٌ مِن بُیوتِه، که اینجا احتمال میدیم مراد از مسجد الحرام خود مسجد الحرام نباشه، بلکه مثل بیت المقدس باشه، مثل عرض شود که جایی که مراد اعَم از مسجد الحرامه.

وَلکنّنا لا نَجِد بینَ الخَمس و العَشَرِ موضِعاً فیه ذُکِرَ فیهَا المسجدالحَرام یُعنی مِنها الّا نَفسُه، 15 جای قرآنه، مسجد الحرام خودش مراده.

 اللّهُمَّ إلّا الحتِمالاً فی آیهِ الأسری، سُبحان الُذی أسری ممکن است از خانه خودشون بوده، ثُمَّ أللهُمَّ إلاّ هَدیاً بالِغَ الکعبه، این هَدیی که باید برسد به کعبه آیا هَدیی می برند بغل کعبه می کشند؟ توی مسجد الحرام که خون ریزی درست نیستش که. کشتن نداریم، این درست نیست.

و ثُمَّ مَحِلَّها الی البَیت العَتیق، بیت عتیق خود کعبه نیست، بلکه مکه مکرمه است.

حَیثُ الهَدیُ لا یَقبُلُ الکَعبه المُبارکه و لَا المَسجد َالحَرام، اَللّهُمَّ إلَا مَکَّهَ أوِالحَرَم کَکُل، إذاً  فَمِن هُم حاضرِی المَسجدِالحرام؟ با این تحلیل ها؟

هَلْ هُمُ الَذّینَ کانَ أهَلوا هُم حاضِرِی المَسجدِالحَرام نَفسه؟ این که نمیشه. وَ لَیسَ المسجد الحَرام بیتٍ یُسکَنْ وَ لاَ سِیَمَا لِلْأهلینْ، برای هیچکس مسکن نمیشه.

 أم هُم اَهلُ مکّهِ کُللْ، این قدم اوله، قدم اولی که برمی داریم کل مکه است، مخصوصاً مکه در اون زمان نزول این آیه مبارکه و بعداً هم تا هر جایی که مکه صدق کنه.

وَ حِینَ  لا یُعنی مِنَ المَسجد الحَرام نَفسُه فَلیُعن بَلَدُه فَاِنّ حُرمَتَه مِنْ حُرمَتِه کَما لاَ اُقسِمُ بّهَذا البَلَد، در هر دو بعد سلبی و ایجابی احرامه، به اون معنای مفصلی که در جای خودشه.

{رَبِّ الجعَل هذَا البَلَدِ آمِنّاً} نفرمود هذَا البَیتِ آمِنّا، لِهذا البلد، به احترام مسجد حرام خود بلد مکه را آمن قرار داد. این احتمال دوم. احتمال اول که نشد. احتمال دوم که کلّ مکه باید باشه.

(صحبت حضار)

-در زمان پیغمبر بزرگوار، آیه مال اون زمانه،

(صحبت حضار)

-دعا رو عرض نمی‌کنم، نخیر، کدوم؟

-هذَا البَلَدِ آمِنّاً

-چرا، هذِا البَلَدِ آمِنّاً، درجایی داره هذَا البَلَدِ آمِنّاً در جای دیگه داره. اینو مثال زدیم برای خاطر اینکه مراد از بلد خود مسجدالحرام نیست، مراد از بلد شهری است که بعداً درست خواهد شد نه فقط مسجدالحرام، شهری که حالا نبوده در زمان ابراهیم بعداً درست خواهد شد.

أمْ هُمْ أهلُ الحَرم کُلّهْ فَاِنَّهُ حَرمُ المَسجدِ الحرام وَالکعبه المُبارَکه و هُوَ اَربَع فَراسِخ مُرَبَّعاً و المَجموع سِتَّه عَشَرَ فَرسَخاً، 16 فرسخ مربعه در حقیقت. یعنی از مسجدالحرام حساب کنی 4 فرسخ در 4 فرسخ، این حرم است که اون چیزهایی که در حرم حرام است اینجا حرامه، ولو از برای غیر محرم باشه. این هم مرحله دوم.

أم إنَّ الحاضِر هنا یُقابِلِ المُسافر که ذَلِکَ لِمَنْ لَمْ یَکُنْ أهله حاضِری المسجدالحَرام، یعنی مسافر باشد. ولی خب نمی‌تونیم قبول کنیم به چند جهت که عرض می کنیم.

اَم ِانَّ الحاضِر هُنا یُقابِلِ المُسافر ولانَّ السَفَرَ مَسیره یَومٍ بِاَغلَبِ سِیر وَالغالب عَلَی المَسیر، سفر اینه دیگه، فَلا یَصْدِقُ حالیاً بالوَسائِلِ الحاضِرَه إلّا لِلنّائی عَنِ المَسجِدِالحَرام اَلف کیلومتراٍ إمْ زَاد.

1000 کیلومتر یعنی از عراق، از بغداد کسی که در بغداد  نشسته میگه، حاضری المسجدالحرامه، خب این نیست، حاضری المسجدالحرام نیست، این حاضری المکه است یا حاضر حرمِ المحترم هست؟ که أوسَع از مکه است.

أمْ وَ إذا تَحَجَّرنا عَلی ثَمَانِیَه الفَراسِخ و فَحاضروا المَسجدالحرام هُمُ البَعیدونْ عَنهُ أکثر مَنها، اگه 8 فرسخ بگیری باز 8 فرسخ نیست، بلکه حاضری المسجدالحرام این ها تا 16 فرسخ هستند، چرا که در روایات هم داریم و بحث می کنیم.

قَدْ یَبدو الأخیر کَاَنَّهُ هُوَ المَقصود، اخیر کدومه؟ حرَم که زیر پای عرض می شود که سفر، حاضرِی المسجِدالحَرام مُقابلِ المسافری المسجدالحرام، به این قید سفر، نه اون که اون هزار و دویست و این حرفا ، که 4 فرسخ در 4 فرسخ در 4 فرسخ میشه.

 وَلکِنَّ الحاضِر لا یُقابِل فقط الْ مُسافر بَل وَ الغالِب و البادی، این حاضِرِی المَسجدالحَرام در مقابل مسافر فقط نیست، ممکن است کسی وطنش مکه است رفته بیرون، حالا از اون بیرون سفر کرده به طرف مکه، سفر کرده به طرف وطنش، آِیا این مشمول این حدود نیست دیگه، این جوابشه اِذاً فَلَیسَت فِی الایَه لَتُویِّدُ الاَخبار المُحَدِّدهِ لِ حاضِرِی المَسجدالحَرام بِما دونِ الحَدِّ السَّفر الأربَعَه فراسخ المُّرَجَّعَ، که اول قبول کردیم بعد زیر بار نمیریم، فَحَدُّ السَفَرَ و الأصلْ ثَمَانِیَهَ فَراسخ کَمَسیرِ الیُومٍ فی زُمنِهِ، با این اخبار جور نیست،

وَ لَلاخبارِ الَّتی تَقول اِنّهُ سِتّهَ عشر فرَسخاً، اگر سِتّهِ عَشر فرسخاً یعنی از کعبه مبارکه، از مسجدالحرام تا 16 فرسخ اینه، نه اینکه 4 در 4 در 4، اگر گفتند حاضرِی المسجِدالحَرام کسی است که تا 16 فرسخی باشه، این طولیو در نظر می گیره، نه اینکه 4در 4 در 4 میشه شونزده فرسخی.

بِتَأویلِ أنّهَا تَعنی مِنَ الجوانِب اَربَعِهِ حَیثُ الکَلام فیها نفسُ الکَلام، ثُمَّ السّتهِ عَشَر نَفسَّها لَیسَ حَدَّ السَفَر بَلْ ضِعفَه، با سفر جور دربیاد، 16 فرسخ. أجل قَد یُعَیَّد رِواِیَت مَنْ کانَ مَنزلُه دونَ المیقات، این بعد میاد، اِعتِباراً بأن المیقات محسوبٌ بِحِسابّ المَسجد الحَرام حیثُ یُحرِمٌ مِنه، اون آخرین میقات در نظر بگیریم، آخرین میقات که بعد از اون میقات رسمی 5 گانه نیست، این به حساب حرم و به حساب مسجدالحرامه.

 وَ اَقربُ المَواقیتُ الخَمسه ِهیَ قَرنُ المَنازلْ، یَلملم والعَقیق و هیَ القَرابه سِتّه عَشر فرسخاً، 12 فرسخ. قرنُ المنازل در عرض می شود که طائف است. و یلملم و عقیق هم در جاهای دیگر، این سه تا باهم جوره. وَ هیَ القَرابه سِتّه عَشر فرسخاً فَهُما إذاً مُتَجاوِبان وَ قدَ تَقرُب اخبارالاربعهَ، اینو ملاحظه بفرمایید بعداً.

بحث دیگری که داریم امروز بسم الله شو میگیم و بعد صحبت می کنیم، که بحث بسیار عمیق تربیتی و معرفتی است و البته بحث احکامی هم هست که فقه اکبر با فقه اصغر درش جمعه اینه که {ٱلْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ } آیه  197 {الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللّهُ وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ}

 سوال می شود که آیا در قرآن شریف محرمات اِحرام مذکور است یا نه؟ نوعاً خب می فرمایند که نه، یا مراجعه نفرمودند یا دقت نفرمودند اما این آیه، آیه منحصر به فرد است که کل محرّمات احرام رو شامله و این جورم نیست که ما بخوایم به زور در بیاریم محرمات احرام رو از این آیه، نخیر.

 این آیه ابعاد گوناگونی دارد که فعلا از نظر دلالی بحث می کنیم، بعد از نظر … که محرمات احرام است، چه احرامِ سه عمره و چه احرام سه حج.

{الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ} این الحج که زیارت البیته دیگه و این زیارت البیت 3 گونه حج است که حج اکبر است و 3 گونه عمره است که حج اصغره. خب چرا شامل همه این ها نباشه؟ ولی بعد ملاحظه کنید،{الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ} که شوال و ذوالقعده و ذوالحجه باشه.

 اگر کسی بیاد بگه که مراد از حج، حج اکبره و حج اکبر در اشهر معلوماته، خب این دروغه، برای اینکه حج اکبر از روز نهم 9 ذی الحجه شروع می شود  اصلاً، از روز نهم ذی حجه، پس شواّل و ذی قعده داخل حج نیست. شما اقوال  حج رو در شوال و ذی قعده یه دونش رو نمی تونی انجام بدی. اون اعمالی که شما می توانید انجام بدید با احرام، اعمال عُمره تمتّع است، عمره مفرده ی جداست، عمره مفرده متصل به حج قران و حج افراد است که شما از اول شوال تا روز نهم ذی حجه می تونید انجام بدید.

اما حج اکبر که عبارت باشد از احرامِ به حج و بعد هم عَرفات و مشعر و منا و تمام زیارت و چه و چه و این‌ها، تمام این ها از نهم ذی حجه به بعد شروع می شه. یعنی روز نهم ذی حجه شما ظهر یا حدّ بالاتر یک بعدازظهر باید با احرام حج در عرفات باشید و بعداً همینطور، پس شروع حج اکبر از کجاست؟ شروع حج اکبر از نهم ذی حجه است. پس دو ماه قبل چی شد؟ یعنی 60 روز رو خداوند برده کنار، و 8 روزم برده کنار، 68 روز از این 90 روز خارج از {الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ} نمیشه. پس مراد از حج به این دلیل دوم باید هم عمره باشد و هم حج ولکن سوال،

 اگر چنانچه انسان عمره تمتع انجام می دهد طبعاً معلوم است در اشهُر معلومات باید باشه شکی نیست، اگر حجش حج تمتع است همانطور که حج از روز نهم ذی حجه شروع میشه، عمره هم از روز اول شوال شروع میشه، این شکی ندارد، اما اگر کسی بخواد عمره ای انجام بده، نه عمره تمتع، و نه عمره مفرده ای که به حساب تمتع بیاد، چون اگر عمره مفرده انسان انجام بدهد در أشهر حج و واجبش حج تمتع باشد، این عمره مفرده به جای عمره تمتع محسوب است و بعداً حج انجام میده، این رو عرض نمی کنیم، بخواد عمره مفرده جدای اینا انجام بده، این مقیّده به اشهُرِ معلومات؟ یا بخواد عمره مفرده ای که مربوط است به حج قران یا حج افراد انجام بده، خب خوب است در أشهُر حج، ولکن قبل از اشهر حج هم عمره رو میشه، بعد از أشهر حج هم عمره میشه.

 اون حج قران و افراد است که باید از نهم ذی حجه شروع بشه. بنابراین اینجا که من از {الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ} هم عمره را شامل است و هم حج را. منتهی عمره دو جور عمره را. یه جور عمره تمتع که حتما در أشهر معلومات باید باشه، یک جور عمره مفرده ای که برای متمتع است و میخواهد به حساب عمره تمتع بیاد که اگر قبل از شوال عمره مفرده انجام داد، به حساب عمره تمتع اصلاً نمیاد، پس این سعه دلالی را این جمله مبارکه دارد.

 {ٱلْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ} بعد {فَمَنْ فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ} کسی که بِبُرد، فرض بالاتر از وجوبه، واجبی ما داریم و فرضی داریم و بین وجوب و فرض، عموم و خصوص مطلقه. کلُّ فرضٍ واجِب و لَیسِ کُلُّ واجبٍ فرضاً، فَلذا در قرآن شریف در روایت داریم که آنچه را در قرآن  تنصیص به وجوب شده است فریضه  است. و آنچه در قرآن تنصیص به وجوب نشده ولکن در سنت وجوبش ثابت است این سنت است. واجبُ السنه، سُنَّه الواجبه. اما فریضه نیست. فریضه عبارت است از اون واجب فرد اعلا و خیلی بالاست.

حالا در اینجا می فرماید که{الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ} کسی که فرض کند و قطع کند در این سه ماه بر خودش حج را، یا حج تمتع را که با عمره است یا حج قران و افراد را که با عمره ای که در این اَشهُرِ حج است، فَرَضَ چیه در اینجا؟ آیا فَرَضَ این است که انسان خودش بر خودش واجب کند؟ نذر کند؟ نذر کند، نذر، فِيهِنَّ نمیخواد که، اگر کسی یک سال، نه ماه، هشت ماه قبل از موسِم حج نذر کرد، قسم خورد، عهد کرد، واجب شد یا نه؟ واجب جعلی. پس فِيهِنَّ چرا فرمود؟ از این فِيهِنَّ می‌فهمیم که این فَرَضَ واجب کردم فرعی که به حساب نذر باشد یا قسم باشد یا عهد باشد نیست. چون اون ها مقید به فِيهِنَّ نیست. پس فَرَضَ چیه؟ فَرَضَ دو بُعد دیگر دارد. یه بعد دیگر این است که بر خود واجب کند شرعاً نه نذراً نه عَهداً نه قَسماً، بر خود واجب کند حج یا عمره را بدون این ها، مگر میشه؟ مگر ما شارعیم؟ بله شارع به ما اجازه داده است که با نذر یا عهد یا قَسم، برخود واجب کنیم حج را یا عمره را در صورتی که این نذر و قسم و یمین عرض می شود که عهد درست باشه. اما به ما هم اجازه داده است تشریع کنیم؟ واجب کنیم حج را؟ واجب کنیم عمره را؟ این هم که نص نیست.

سه، سه این است که قطعی کند انسان بر خودش الحَج را. اون حجی که خدا خواسته، نه اونکه خودش جعل کنه. حجی که خدا خواسته است، عمره ای که خدا خواسته است بر خود واجب کند. خب خدا دو جور خواسته، یا به طور وجوب خواسته، من واجب کنم یعنی چی؟ اگر خداوند فرمود {اَقیمُ الصَلاه} من باید برخودم واجب کنم نماز رو، من نه مشرّعم و نه اگر مشرع باشم چیزی که واجب شده برای چی واجب کنم. پس این هم غطله که {مَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ} چه حج عمره واجب باشد، من واجب کنم معنا ندارد، چون خداوند واجب کرده. اگر حج عمره مستجب هم باشد که خدا مستحب کرده، من چه جوری واجب کنم؟ حج عمره ای را که خداوند مستحب کرده بر کسانی که خودشون حج الاسلام یا عمره الاسلام انجام دادند، اونی که بر انسان مستحب کرده است با چی واجب کند؟

اگر میگید با نذر با عهد یا یمین، که این فِيهِنَّ معنا ندارد. پس این تمام راه ها بسته شد، پس چیه؟ {فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ} فقط به اینه که اگر در میقات لبیک ها را گفت، این دیگه نمی تونه برگرده. انسان اگه نماز بخواند، حرام است نماز رو بشکنه، ولی اگر شکست نماز شکسته شده، اما حج اینطور نیست.

 اگر انسان حجّ واجب یا حج مستحب، مستحبی، عمره واجبه یا عمره استحبابی، اگر که لبّیک گفت در میقات که چهار واجب است، سه تاش رکنه و یکی واجب غیر رکنی است، چهار رکن، یکی نیت حج یا عمره است، دو، لبیک های چهار گانه است و سه مکان معین است که میقاته. این سه رکن است.سهواً، عُصیاناً تا چه رسد عمداً، اگر ترک شود انسان وارد عمل حج یا عمره اصلاً نشده، تا آخرم انجام بده غلطه، مثل اینکه انسان بی تکبیره الاحرام نماز بخونه، بدون تکبیره الاحرام، سهواً عصیاناً هرچه، نمازخون، اونایی که تا آخر عمر نماز می خونن این نماز نخونده، مثال البته.

در اینجام اگر چنانچه از این 4 واجب، 3 واجب رو ایشون انجام داده، در میقات است، واجب مکانی، رکن مکانی، نیت کرده است رکن نیتی، لبیک گفته است، رکن قولی، لبیک الهممَّ لبیک. این سه تا رو گفته. چه لباس پوشیده، لباس احرام پوشیده، چه نپوشیده، دیگه واجب شد، فرض شد، اگر لباس احرام بپوشد یا نپوشد، اگر بپوشد واجبی را انجام داده، اگر نپوشد واجبی رو انجام نداده، اما {فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ} این داخل شده، داخل شده است در حجی که قصد کرده است یا در عمره ای که قصد کرده است این داخل شده و نمیتونه به هم بزنه. حتی، حتی اگر حج فاسد شد به تقصیرش، می دونید که بعضی وقتا به تقصیر حج فاسد میشه، این حج فاسد رو باید انجام بدهد حتماً و سال بعد یا سالی که می تواند اون رو انجام بده. این فاسدیست که علی فساده باید اتمام بشه، پس فاسد 100 درصد نیست، چون اگر فاسد 100 درصد بود ادامش بدعت بود.

 مثل نمازی که در رکعت اول باطل شد، مثلاً اخراج حَدَث شد معاذالله در نماز، خب بعد نماز میخونی؟ نمیشه که، نماز که باطل شد دیگه نمیتونی این رو ادامه بدی، ولکن در حج اینطور نیست، در حج اگر ابطال شد تقصیراً که قصوراً ابطال نمیشه، حتی اگر مسدود شد و محصور شد و چه، عرض شود که {مَاسْتَیَسَرِ مِنَ الهَدی} اما اگر تقصیراً که بعضی از گناهان و بعضی از محرمات احرام است که اگر انجام داد، حج را فاسد می کند و این قبول نیست، این حج رو باید ادامه بدهد و بعداً باید حتما انجام بدهد، استطاعتاً یا تسکّعاً سال بعد یا سال های بعدی باید این رو عرض می شود که انجام بده.

 بنابراین {فَمَن فَرَضَ} فقط یک بُعد داره. نه فَرَضَ تشریعی‌ست، غلطه، نه فَرَضَ تَشرّعی‌ست، متشرّعی، که به نذر یا عهد یا قسم باشه. و حتی اگر فَرَضَ تشریعی باشد، تشریعی فوق تشریع معنا ندارد. بنابراین کسی که قطع کند بر خود این حج را که چه حج اکبر است و چه عمره، خب با چیه؟ با احرامه. وقتی که احرام حاصل شد{فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِي الْحَجِّ} فِي الْحَجِّ یعنی چی؟ بحث بعدیست البته.

این {فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ} تحریم می کند کلّ محرمات احرام را. اما آیا کلّ محرمات احرام، در حال احرام فقط حرام است؟ احرام حج یا احرام عمره؟ میگیم نخیر، کلّ محرمات احرام در حال حج حرام است و در حال عمره حرام است. البته مستثنائی داریم، یعنی بین حج و العمره که حال حج نیست و حال عمره هم نیست، اما در حالی که شما هنوز در اعمال حج مشغولید یا در اعمال عمره مشغولید، حتی وقتی که از لباس احرام خارج شدید،. وقتی که با عرض می شود که با حلق یا  تقصیر در منا از لباس احرام خارج شدید، آیا این {رَفَثَ و فُسُوقَ و جِدَالَ}که حرام شده بود حلاله؟ خب نه. فی الحج فرموده {وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِي الْحَجِّ} این فی الحج چند بعد دارد که باید ما بحث کنیم. فعلاً لفظ آیه رو داریم بحث می کنیم.

{الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ} چه حج واجب، چه حج مستحب وقتی که آغاز شد{فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ} در تمام این جملات ما بحث داریم با فقهای عزیز.

 آقایون می فرمایند که {فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ} فُسُوقَ یعنی دروغ فقط، لا واالله بَلا والله، رَفَث عمل جنسی ابنائه، جدال هم عرض می‌شود، ولی خب این استغراقه اینجا. {لاَ رَفَثَ} کل کثافت کاری ها بره کنار.{وَلاَ فُسُوقَ}تمام فسق ها نه فقط دروغ، بدتر از دروغ تهمت داریم که،{وَلاَ جِدَالَ} کل جدال ها، بله اینو از شما قبول می کنیم که بعضی از رفث ها و بعضی از فسوق ها و بعضی از جدال ها کفاره دارد اضافه بر حرمت، بعضی هام هم نداره اینو قبول داریم، ولکن حرمت دوبله است.

بعضی از چیزهاست که در غیر حالت احرام به حج حرام نیست، اینجا حرام شده، بعضی حرام است، اینجا حرام دوبله شده، بعضیم حرام سوبله شده، حرام دوبله این است که شما مادامی که در حال حج هستید اونچه رفث است و اونچه فسوق است و اونچه جدال است، اونیست که قبلاً حرام بوده اینجا حرام، حرام بالاتر شده، حرام بالاتر است این حرام بالاتر هم دو بعده، یه مرتبه حرام بالاتر است در حال احرام و در حال حج یا عمره که کفاره ندارد، یه مرتبه کفاره هم دارد که این سه بعدی می شود حرام، پس این که { فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ} تمام مراحل رو عرض می شود که شامله.

بله، {الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِي الْحَجِّ} چرا فی الحج رو فرمود؟ خب فیه می فرمود، چرا فی الحج فرمود؟ نکته است، ببینید سوال، این حجی که {أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ} است عمره مفرده ای که قبل یا بعد از أشهر است که نگرفت که، گرفت یا نگرفت؟ خب نگرفت دیگه، فقط عمره تمتع رو گرفت، عمره مفرده که جای تمتع میاد یا عمره مفرده ای که در اشهر حج است و برای قارن یا مفرد است که بهتر است در أشهر حج باشد، اونا رو گرفت. اما عمره مفرده ای که شما در طول سال می توانید انجام بدید مگر احرام ندارد؟ احرام دارد. آیا در اونجا {فَمَن فَرَضَ} نیست؟ چرا. اینجا فرمود فی الحج، نه در این حجی که حالا گفتیم، فی الحج مطلق حج. چه این حجی که در أشهر معلومات است و چه در حجی که در غیر أشهر معلومات است.

حج اصغر در غیر أشهر معلومات، عمره مفرده ایست که نه با تمتع است، نه با قران متصل است و نه با افراد متصل است، نه اصلاً و نه نذراً. بنابراین اینجا گفتن فی الحج چند بعد دارد.

 یک، همین که حالا عرض کردیم. {فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِي الْحَجِّ}یعنی این فرض که شد حج و احرام که شد، فِيهِنَّ در این أشهر حج، عرض می‌شود این محرمات، محرمه. ولی فی الحج، چه می خواد این حجی باشد که حج اکبر است یا اصغر، چه در أشهر معلومات باشد، چه نباشد، این یک.

دو، اگر فی الحج نمی فرمود خیال می کردیم که در فرض حج {لاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ} فرض حج احرامه، یعنی در احرام. فقط در احرام است که حرام است رَفث فسوق و جدال، نه فی الحج، چه در حال احرام حج و چه بعد از خروج از احرام ولی هنوز اعمال حج یا عمره مقداری عرض می شود که مونده است.

ببینید تمام اینها نکات است، درآوری نیست، از خود آیه در می آوریم و إلاّ قرآن که مختصر گویی دارد چرا فی الحج در اینجا میگه؟{فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ}

خب، حالا ما در احرام بحث داریم در اینجا و مدرسه بزرگ احرام که 4 بعد ایجابی‌ست و حدود 28 بعد سلبی است و اگر ما در مدرسه احرام حواسمان جمع باشه و به حج یا به عمره بریم عجله ای نخواهیم کرد که از این مسیر زودتر بریم، خداوند ما رو در این مدرسه ایجابی چهار بعدیِ سه رکن و یک واجبِ اصل اعتقاد احرام که {فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ} قرار داده، که جهت ایجابی ما تربیت بشویم. تعدد حاضر کنیم برای اینکه میخواهیم بریم زیارت بیت الله و زیارت الله.

و بعد از اینکه این 4 واجب انجام شد، مخصوصاً اون سه رکن انجام شد که نیت است و تلبیه است و مکان است بعد از اون {فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِي الْحَجِّ } که تا 28 مورد در روایات ما شمرده شده و تمام این 28 مورد، گروهی در هر سه، گروهی در دسته اول و گروهی در دسته دوم، گروهی در دسته سوم، عرض می شود که قرار دارند.

 حالا در اِحرام، بحوث گوناگونی ما داریم. قبل از محرمات اِحرام عرض می شود که واجبات اِحرام است و اصلِ اِحرام. سخنانی دارند برادران دیگر فقیه و عرایضی ما داریم. تا اونجایی که من مطلّع ام، آقایون می‌فرمایند مثل سایر واجبات خب اِحرام هم نیّت می خواد دیگه، اِحرام هم نیت داره که من محرم می شوم برای حجّ تمتع یا برای حج افراد یا برای عمره یا چه، من محرم می شوم. این یه مطلب است که آقایون دارند، اینو ما از اول قبول نداشتیم. اخیراً هم مرحوم آقای خمینی فرمودند ما قبول نداریم دیگه، حرف خوبی هم هست. ما هم اول قبول نداشتیم، منتهی از اول که ما نمی گفتیم چون کمک بزرگ نداشتیم، ما رو هو می کردند در مکه. ولی بعداً که ایشون فرمودند و این ها قبول شد.

 عرض ما اینه، مگر اِحرام قدم اول در ورود در مناسک حج یا عمره نیست؟ هست. منتهی چه قدم اولیست؟ قدم اولی است که فَرَضَ، انسان را وارد می کند در وجوب طواف و نماز و سعی و تقصیر و چه و چه، قدم اول، خب، در تکبیره الاحرام نماز شما چه کار می کنید؟ وقتی شما تکبیره الاحرام را می‌گویید نیت چه می کنید؟ نیت تکبیره الاحرام می کنید یا نیت نماز؟ نماز می کنید شما. چون نماز مجموعه ایست که اولیش نیت است و بعد تکبیره الاحرام است، بعد حمد است، سوره است ، رکوع است سجود است، چه، مگه غیر از اینه؟ شما نیت مجموعه را می کنید و در ضمن مجموعه تکبیرهٌ الاحرامه. اما اگر شما بگویید که من تکبیرهٌ الاِحرام به جا می آورم قربهً الی الله، این یعنی چه؟ خب هر کدوم باید شما، به جا می‌آورم بگید دیگه، هر کدوم رو باید نیت کنید؟ نه. شما یک نیت مجموعه بالفعل دارید به نیّت استمراری. نیت مجموعه بالفعل این است که مجموعه نماز که واجب درونی نیت، واجب لفظی الله اکبر، واجبات دیگر لفظاً، فعلاً، قیاماً، قعوداً داره، مجموعه این ها نماز صبح است، نماز ظهر است، اینطور نیست که شما نیت جدا کنید و برای نیت فقط نیت کنی، برای تکبیرهُ الاِحرام فقط نیت کنی، نیت که نیت نداره، شما نیّت کنید که تکبیرهُ الاحرام نماز صبح انجام میدم. این هیچ معنا نداره، درست نیست. بلکه نیت اینطور است که من نماز صبح انجام می دهم. این نماز صبح که انجام می دهم ابتدای ورود و قدم اولش عبارت است از الله اکبر و بعداً انجام میدیم. خب در حج و عمره هم همینطوره دیگه.

من نظرم هست که یه نفر از کسانی که با قافله ها بود آمد در مسجد الحرام  به من گفت که آقا من رفتم به تَنعیم و اونجا لباس احرام پوشیدم ولی منو مُحرم نکردند. به من یاد ندادند که نیت کن. گفتم شما رفتی تنعیم چی کار کنی؟ رفتی نماز بخونی یا رفتی محرم بشی؟ گفت رفتم محرم بشم،گفتم خب محرم شدی دیگه، نیت، نیت خوردنی نیست، کردنی نیست. بودنی، نیت نیته دیگه. میگه من اِحرام بستم غلطه، اِحرام بستم یعنی چه؟ اِحرام که دارای سه رکن اصلی است. این سه رکن بستنی نیست، فقط یه واجب است که واجب بستنیه که اگه اون واجبه هم نباشد محرمید شما، وقتی که من در میقات قرار بگیرم میقات بستنیه؟ میقات رو با خودم نمی بندن. وقتی که من نیت حج عمره می کنم این نیت بستنیه؟ نه. وقتی میگم لَبّیک، اللهُمَّ لَبَّیک، این لبیک ها بستنیه؟ این بستنی نیست، نه بستنیه و نه نبستنی، اونی که بستنی است لباسه. لباس اِحرام که اِحرام نیستش که، اشتباه شده اینجا. لباس اِحرام شرط واجب محل احرام است. یعنی به معیت اِحرام که دارای این سه واجب رکنی است که نیت است که میقات است که لبِّیک های چهارگانه است، شما لباس اِحرام نپوشودید محرمید شما. بعضی ها خیال میکنند لباس رو پوشید دیگه نمی تونه در بیاره، نیتم نکرده، میقاتم نرفته، لباس رو پوشیده نمی تونه در بیاره، چون احرام بستم، نخیر، اِحرام بستنی نیست.

 اِحرام عبارت است از اون سه رکن اصلی و یکی از شرایط اصلی واجبه این سه رکن اصلی اِحرام که شما رو محرم کرده این است که مَخیل نپوشید، حالا بعضیا خیال می کنند که این مَخیل که نپوشید باید این پارچه های غیر مخیل از بدن بیرون نره، اگر رفت انسان حموم زیر دوش، از بدنش بیرون رفت اِحرام کنده شده.

من در سفر اول این طور بود دیگه، بعضی‌ها میومدن می گفتن که آقا احرام کنده شد، یه وقتی میخوابیدیم، خب حوله میرفت کنار، آقا اِحرام کنده شد، آقا احرام این نیست. اِحرام بستنی نیست. اِحرام همونی است که شما آسمون بری زمین بری، لباس داشته باشی نداشته باشی، ده تام لباس مخیل بپوشید، کار حرام کردی، اما از اِحرام شما هرگز بیرون نرفتی.

بنابراین در باب نیّت، نیت اِحرام غلط است مثل نیت تکبیره الاحرام، بلکه باید که همانطور که در روایت داریم. در روایات به ما تعلیم می کنند که لفظاً بگید بهتره، نگید هم مطلبی نیست.

اَعتَمِرُ عُمرداً مُفرده لَبِّیک اللهمَّ لَبِّیک، این اَعتَمِر چه کار به نیّت داره اصلاً؟ چه کار به اِحرام داره اصلاً؟ این اعتَمِرُ نیتی است که به لفظ آمده. این نیّتی که به لفظ آمده میگوید اَعتَمِرُ، نمیگوید اُحرِمُ. اُحرِمُ غلطه، اگر بنا بر اُحرِمُ باشه، بنابراین در هر عملی از اعمال، عَطوفُ اَصعا اُقَصِّرُ … الشیطان، اینا نیست، اونا به طور استمراری به طور اجمالی هست، شما وقتی که از اول نماز صبح را نیت می کنی، فعلاً نیت تفصیلی داری، بعد به طور اتوماتیکی دنبالش اعمال شما به عنوان نماز میاد که بالفعل نباید حضور داشته باشی که حتماً نیت، نه اگر سوال کنن که شما چرا دولا شدی میگی  رکوع کردم، اگر بپرسن چرا تشهّد میگی؟ برای اینکه تشهد نماز دارم می گم. در احرام هم همینطوره.

همونطور که تکبیره الاحرام واجب اولی ورود در نماز است، احرام هم واجب اولیه ورود در حج است، 3 نوع حج یا عمره است، 3 نوع عمره. بنابراین این که انسان بگوید که من محرم می شوم چه، این یا باطل است یا غلط، سوم نداره. یا باطل است یا غلط. باطل است در اونجا که نیتش اِحرامه چیز دیگری نیت نکرده، تکبیره الاحرام نماز نیت کردی، نماز نیت نکردی، این باطل است. غلط، غلط اونجایی است که شما گفتید من مُحرم عرض می شود که من اِحرام می بندم، بعضیا می گن، من حالت احرام بر خودم ایجاد می کنم، محرم می شوم قربهً الی الله برای حج عمره، این کار باطلیه. چرا؟ برای اینکه چون که صد آمد نود هم پیش ماست. اگر گفتید که من اَعتَمِرُ عُمرداً مُفرده یا اَعتَمِرُ عُمرداً تَمَتّع، خود این اَعتَمِرُ یک مجموعه است که ضمنش احرامه. پس یک جورش این باطل است یعنی تکرار اونیست که شما باید نیت کنی و یک قسمتیش باطل است و اصلاً غلطه. یک قسم غلط است و باطل نیست، یک قسم باطل است و غلطه.

و مرحله سوم این است که نخیر، من محرم می شوم برای حج تمتع یا حج قران یا حج افراد یا هم محرم می شم برای عمره مفرده یا عمره تمتع یا عمره افراد یا عمره چه.

خب، در باب اِحرام البته چند بحث بخش در ایجابیَّت احتمال داره. بحث اول در ایجابیّات این سه مرحله ای که سه مرحله ی رکنی است. رکن نیتی درونی، رکن لفظی، رکن مکانی. هر یکیش اشتباهاً، جهلاً، تجاهلاً پس و پیش بشه، غلط بشه، شما مُحرم نیستید و اگر در نزد روایت داریم که اگر کسی یادش رفت مُحرم بشه، آخر یادش اومد، این حجش یا عمرش درسته یا باید معنا کنیم یا قابل قبول نیست. کسی یادش رفته که تکبره الاحرام بگه و نماز خوند، این درست نیست. معنا کنیم که اینجور، بگیم که همون معنای عوامی رو حضرت به مردم فرمودند. اگر کسی که یادش رفت که مُحرم بشه، این یادش رفت که لباس های مخیط برداره و لباس های غیر مخیط بپوشه اینو یادش رفت، اینو یادش رفت، ولی اِحرام اصلی رو انجام داده، که احرام اصلی همان سه رکن است که میقات است و نیت است و لبّیک انجام داده ولی لباس اِحرام نپوشیده اما اگر حتی ما نصّ صریح داشته باشیم که اگر کسی این ارکان 3 گانه را اِحرام را انجام نداده است جهلاً، یادش رفته، بعد از اینکه اعمال همه تمام شد یادش آمد، نخیر این حجش درسته احرام درسته، پس هیچ قابل قبول اصلاً نیست. چون فَرَضَ نشده، {فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ} این فَرَضَ نشده، این مَرَضست، این نشده، این قطع نکرده است بر خودش حج را، چون فرض حج و قطع حج و یا عمره عرض می شود که این تلویحات است و میقات است و نیت که باید بکنه. بعد فرع واجبش، وجوبش هم این است که لباس مخیط دربیاره و لباس های غیر مخیط بپوشه. ما به خود آیه استدلال می کنیم اضافه بر سنت قطعیه، به خود آیه استدلال می کنیم که اون روایاتی که اینطور میگه یا باید توجیح کرد، یا باید عرض می شود که قبول نکرد.

 خب،{فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ} ما فعلاً در اِحرام،  اول در خود ارکان اربعه اِحرام باید بحث کنیم، اینجا مباحثی است.

یک، میقات هایی که معین شده و می خوایم، 5 میقات رسمی است و چند میقات غیر رسمی.

میقات رسمی یعنی میقات صد درصد است از برای حج تمتع، حج قران، حج افراد، عمره تمتمع و چه و چه.

 میقات های غیر رسمی است برای عرض می شود که عمره مفرده یا به نظر ما عمره تمتع هم همچنین که از حدیبیه میشه که سر راهه، نشد از تنعیم میشه و از اینجاها، خب، این 5 میقات. میقات که شرط است حالا هرجا، میقات که شرط مکانی است از برای اِحرام ، اگر این شرط مکانی را عمداً یا جهلاً یا نسیاناً ترک کرد، این مُحرم نشد. وَ یَتَبَلّدُ مِن ذلِک، نذر کند انسان قبل از میقات محرم بشه، نمیشه.

 یکی از حرف هاییست که مرحوم آقای خونساری هم قویاً گفته، با این که ایشون حدیثیه، در جامع مدارک، انسان نذر کند، مسئله معلومه، که نذر می‌کنن که در جده محرم بشن، قبل از میقات، این که شما نذر کنید در جده محرم میشید، این نذر کردید بدئت را، چرا؟ برای اینکه جدّه قبل از کدوم میقاته؟ قبل از میقات بسیار دورِ خیلی خیلی دوریست که حدودِ تقریباً 200کیلومتر، ببخشید، 80 کیلومتر به مکه داریم، 80 کیلومتر از اون طرف به مکه مونده، و با جدّه فاصله بسیار بسیار زیادی داره، 12 میلم نیست که مسجد شجره باشه. در مسجد شجره تا 12 میل اشکالی نداره. اینجا فاصله بسیار زیادیه. اگر میگید که در دریا میقاتی است، فاصله دریایی زیاده، فاصله دریایی خیلی بیشتر از عرض می شود که 12 میله و فاصله زمینی هم که جحفه باشد خیلی بیشتر از 12 میله، پس این نذر کرد که چی؟ اگر نظر کنید از مقابل 12 میلی که مسجد شجره است محرم بشید نذرم نمی خواد، خب میشید. اما اگر بیشتر از 12 میل باشد، خود این 12 میل تنزیله، گفتند یا از خود میقات محرم بشید یا از 12 میل مقابل. اما اگر از 12 میل مقابل گذشت و بیشتر شد، چه دریایی باشد، چه زمینی باشد، هرجا باشد، این قبل از میقاته. قبل از میقات اصلی است و قبل از میقات تنزیلی است.

اگر می خوایم بگیم که قبل از حدیبیه، شما حدیبیه رو میقات از برای عمره تمتع، عرض می شود که و حج افراد و قران و اینها نمی دارید و باطل می دونید اصلاً، نوعاً باطل میدونن، بنابراین شما قبل از کدوم میقات؟ حتی اگر میقاتی بعد از جدّه باشد، اگر شما در تهرانتون، قمتون، اصفهانتون نذر کنید که قبل از میقات محرم بشید، چون به میقات عبور نمی کنید، این نذر باطله، چون نذر مثل اینکه انسان نذر کند قبل از ظهر نماز ظهرش شروع کند، قبل از ظهر نماز ظهر نمیشه، نماز ظهر مال ظهره، یا قبل از ظهر خطبتین جمعه رو بخواند، کسانی که قبول ندارند، قبل از ظهر، نماز ظهر خوندن خب  باطله، نماز رو از بیخ باطل می کنه.

اینجام شمام قبل از مکانی که رکن است، نه فقط واجبه، واجب هم بود کافی بود، قبل از مکان که میقات معین است و رکن است، شما میخواید که لبّیک رو بگید، نیت هم بکنید، لباس هم بپوشید، هزار تا لبیک بگید، هزار تا نیت کنید، هزار تا لباس بپوشید، شما محرم نشدید، چون شرط رکنی مکان رو شما ترک کردید. این یک بحثیه ما داریم و بحثای دیگه هم هست که انشاءالله بعداً صحبت می شه، امروز من خیلی حال ندارم که چند دقیقه رو هم مزاحم برادران بشم.

اللهم الشرح صدورنا بالنور العلم و الایمان و معارف القرآن العظیم و وفقنا بما تحبوا و ترضا و جنبنا ان ما لا تحبوا و لا ترضا. والسلام علیکم و رحمه الله.
اللهم صل علی محمد و آل محمد