جلسه سیصد و هفتاد و دوم درس خارج فقه

امر به معروف و نهی از منکر

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و علی آله الطاهرین
اللهم صلی علی محمد و آل محمد

باب الامر به معروف و نهی عن المنکر. نسبت به این دو استوانه کاخ بسیار لطیف و بلند اسلامی در کل ابعاد قصور و تقصیر شده است. هم در اصل بحث فقهی نسبت به امر و نهی که در طول تاریخ فقهی که این بحث را دارد تبعاً در کتب استدلالیه این محور قرآنی ندارد، محور حدیثی هم اینگونه شاید و باید ندارد.

احیاناً اگر مطلبی محور قرآنی نداشته باشد و محور حدیثی داشته باشد، خب این انسان رو نزدیک می‌کند به مطلب. چون احادیث مطالبی رو بیان کرده که در قرآن هست و حالا نمیدونم به حرف قرآن توجه نکردیم و احیاناً اگر محور قرآنی ندارد و حدیثی دارد این دچار تناقضات آراء و افکار میشه.

 بحث امر به معروف و نهی از منکر، نه بحث قرآنی شایسته دارد یا اصلاً و نه بحث حدیثی شایسته دارد و نه بحث رساله ای دارد، حتی بحث عملی. حتی در رساله ها ما نمی‌بینیم.

در کتب فقهی استدلالیه کتاب هایی هستش که این بحث رو اصلاً ندارند، مثلاً من از سپاه نگهبانان اسلام نقل می‌کنم که این بحث امر به معروف و نهی از منکر رو اونجا یادداشت کردم، مثلاً مانند مقنع صدوق، مبسوط شیخ طوسی، ……، ناصریات شریف مرتضی، جواهر الفقه قاضی ابن براج، مراسم ………. از متأخرین، مفتاح الکرامه عاملی، در این‌ها اصلاً بحث امر به معروف و نهی از منکر اصلاً نیست………

در بقیه کتب استدلالی فقهی هم که این بحث هست نه محور کتابی دارد یا محور کتابی صحیح ندارد، یا اصلاً ندارد یا محور سنتی هم که دارد تبعاً، محور سنتیش محور بسیار قوی و درست تحقیقی که کتاب پسند باشد و فقه اصیل پسند باشد ندارد. بیشتر اکتفا به شهرت‌ها یا به تعبیر خیالی اجماعات یا فرض کنید درونیات مثلاً، شده است. اما کاوش و بحث پیرامون آیات امر و نهی و روایات امر و نهی درست نشده، هم قصور است و هم تقصیر.

قصور است به حساب اینکه موندن که خب زمینه ای نداره، امر به معروف و نهی از منکر زمینه ای نداره، چرا میخوای زحمت بکشی مثلاً، ولی این قصور با تقصیره. اگر زمینه ای ندارد که زحمت بکشد، ننویسید اصلاً، شما که نوشتید در کتاب استدلالی چه و چه و چه نوشتید، اگر برای زمینه است خب ننویسید، اگه برای اصل بحث است خب دقت کنید.

باب امر به معروف و نهی از منکر در تمام مراحل مظلومه. البته قسمت‌های زیادی از ابواب فقه اسلامی که نود و چند درصد است …….البته،  این‌ها خب از نظر بحث سنتی و بحث آرایی و بحث رجالی و بحث مجالی و این‌ها زیاده.

 ولکن باب امر به معروف و نهی از منکر از کل این ابحاث، عرض می‌شود که دوره و روش حساب نشده.

 مثلاً در رساله ها، ما در هیچ رساله ای از رساله های علما و متأخرین و متدبرین اصلاً این باب امر و نهی ندیدیم مگر در…… آقای خمینی رضوان الله علیه، خب این باب رو آوردند، که وسیله آزاد کردن یکی از …. اینه وسیله نجات نماز جمعه نداره، اونجا آورده، نداره خب، نماز جمعه نداره، یعنی اون قدر این نماز جمعه مغفوله که نداره اصلاً. این رساله ای که این تمام فقه رو آورده.

 و همچنین عرض می‌شود که باب امر به معروف و نهی از منکر، باب قضا، از باب قضا، از باب قضا ندارد اینها رو حدودیات………………. آورده از جمله همین باب امر و نهی است. من چیزی قبلاً نوشته ام و چاپ هم شده است.

مقداری از این عبارات رو چون نیست برای برادران چون اصل بحث ماست میخونیم، بعد نقطه اولی و محور اولی بحث ما آیاته. آیات قرآن چه وضعی به این دو استوانه رفیع اسلامی می‌دهد.

بسم الله الرحمن الرحيم. در این صفحات، در این دفتر صفحاتی از دو فریضه بزرگ الهی را به روی خوانندگان انقلابی جمهوری اسلامی می‌گشاییم، این محور اوله،…..

 دو واجب بی نظیر که همچون دو استوانه پولادین، پاسدار و پاسبان و نگهبان سقف بلند اسلام است. این و ده، سیزده، دوازده سال پیش که من خارج بودم، نوشتم و آوردم، بله، و این بنیان رفیع را از ویرانی نجات می‌بخشد و بر حسب نص قرآن، {وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّه} نگهبانان اسلامند.

دو پاسبان نیرومند و متعهد و مسئول اسلام که ضامن اجرای همه قوانین فردی، اجتماعی، عقیدی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و همگانی شریعت الله می باشد و اجرای کل، قانون و وقتی تقلید کردند، صرف تقلید کافی نیست، این قانون که تقلید شد، در بُعد تقلید بسیار باید نیرومند باشدکه خلل درش وارد نشه و این تقلید برای چیه؟ برای عمل کردنه، خب گروه کمی عمل میکنند بسم الله. مرتب یا نامنظم.

ولی اون گروه اکثری که عمل نمی‌کنند یا نمی‌دانند که باید عمل کنند یا دانسته عمل نمی‌کنند یا دانسته خراب می‌کنند قضیه رو، یک نیروی وادارنده و باز دارنده لازم است یا نه؟ نیروی وادارنده که امر به معروف و نیروی بازدارنده که نهی از منکر، این باید باشد.

و اگر نیروی وادارنده و بازدارنده شایسته مانند شایستگی نیروی تقلید در کار نباشد، این هَبَاءً مَنْثُورًاست احکام، احکام واجب و احکام مستحب، حالا نوشته توی کتاب چاپ بشه، کتاب چاپ فقط بشه، به درد اجتماع و به درد ضرورت زندگی و زندگی ساز نمیخوره.

 این دو فریضه که بر حسب روایاتی …… همه فرائض، فرائض عقیدتی، اخلاقی، فرائض عملی، فرائض لفظی و همه فرائض. منتها فرائض دارای دو بعده دیگه، یک فرض ایجابیست واجبات، یک فرض تکلیفی محرمات. محرمات هم فرائضن، یک فرائض ایجابین، یک فرائض سلبی.

……. همه واجبات به آنها پابرجاست و بسی جای تاسف و تعجب است که در طول قرون اسلامی هرگز مورد توجه و کارکرد مسلمین نبوده و به عکس توجیهاتی هم برای ترکشان، عدم وجوبشان و یا حرمتشان ساخته و پرداخته شده است. مثل چی؟ مثل آیه 105سوره مائده.

بعضی‌ها که میخوان بگن نخیر لازمم نیست، حالا هیچ فقیهی این حرف رو نمیزنه، ولی حالا از روی تنبلی یا بی عرضگی و روی استراحت کردن و زیر لحاف رفتن به این آیه استدلال کردن {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لَا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ} که هشت وجه ما در تفسیر الفرقان بحث کردیم و ذکر کردیم که هر هشت وجه، هر یکیش کافیست برای جواب گویی از این اعتراض.

 یا {يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ} خودساز باشید، آنچه دارید از حقیقت و حقایق نگه دارید و آنچه ندارید برای خودتون بیاورید. بُعد اول آنچه دارید نگه دارید، بُعد دوم آنچه ندارید بیاورید، {لَا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ} اگر شما خودپا بودید و خود دارای هدایت و قدم هاتون در راه راست استوار بود، دعوت نمی‌کنید اگه دیگران گمراه شن، اینجا بگه خب پس من خود بسازم فقط؟ اما دیگران رو نه امری، نه نهیی، نه توجیهی، نه دعوتی، چون{لَا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ}.

یک جواب خیلی سادش، تمام آیات امر و نهی، آیا همه آیات امر و نهی با اون شدت تأیید نمی‌کند این آیه اگر مطلق باشه؟ فرض کن مطلق، مطلق که نیست، وانگهی مطلق، آقا{لَا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ}در یک جا بله، در یک جا نه.

 در اونجایی که اگر شما خود هدایت یافته اید و میتوانید دیگران را نیز به راه هدایت بیاورید و نیاورید، {يَضُرُّكُمْ}اما اگر چنانچه شما خودتون هدایت یافتید و دیگری رو که گمراه است هر چی می‌کنید به راه نمیاد، غصه نخور{لَا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ}….

دو، اینکه اگر انسان خودش در راه هدایت است بخواد دیگری رو به راه بیاره، باید خودش گمراه بشه، اگه با هم بریم سینما تو فردا بیا مسجد، اینجوری هست، یک روز نماز نخون تا من از فردا نماز بخونم، خب اینم{لَا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ}اینجا این آدمی که این قدر خنسه و میخواد شما قدم در راه فساد بردارید تا او در راه صلاح بیاد، این از اول معلوم است دروغه، هشت وجه در این جهت که یک وجهی که وجه نُهمه که وجه قوی هست و وجیه نیست که هم خود آیه اونو قبول ندارد و هم آیات امر و نهی و آیات دعوت الی الله این است که نخیر بنده بتوانم مردم را دعوت الی الله بکنم و دعوت هم می‌شوند و نکنم.

اصلاً انبیاء پستشون همینه، مگر انبیاء پستشون فقط محمد خودش است، نخیر محمد و دیگران {فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ} اصل رسالت همینه.

 اصل رسالت لبریز شدن خود رسول است از معارف وحی در بعد اول و در بعد دوم این لبریز شدن دو جهت دارد، یکی محمد خود را ساختن، یکی محمد رسالت را متحقق ساختن که اگر محمد خود را بسازد و رسالت را تحت نظر رسول نیست عزل میشه، اصلاً رسولش نمی‌کنند.

 این دارای دو بعده و کل آمرین به معروف و ناهین عن المنکر هم با این شرایط هستند.

 این دو استوانه نیرومند اسلام آنچنان فراموش شده بود که حتی در رساله های عملیه مراجع تقلید که سخن از هر باب و مسئله فقهی دارند ……..

به ما گفتند چرا توضیح المسایل اینقدر نازک نوشتید؟ میگم تازه کلفته این نازک نیست. یک مسایلی آوردند که اصلاً نه تحقق پیدا میکنه، اصلاً هرچی انسان بشینه فکر کنه نمیفهمه که چنین چیزی حاصل بشه و هرگز فصلی از این دو واجب نداشته و ترک عمل به این دو فریضه با جهل به مسائلش، هم ترک عمل و نتیجش جهل به مسائله دیگه.

 ترک عمل به این دو فریضه با جهل به مسائلش وضعی تاسف بار به امت اسلام داده است. ببینید آقایون اگر فقیه بسیار بزرگوارِ مسلطی که فقه کتاب و فقه سنت را دارد و شایستگی دارد، اعلم است، اتقاست و، و، و، اگه در مسائل حج اجتهاد نکند، حج اجتهاد نکند، حالا میخواد بره حج، چکار کنه؟ وقتم نیستش که سوال کند، باید تقلید کنه دیگه. حالا این میخواد تقلید کنه از کسی که مسائل حج رو ننوشته اصلاً، چکار کنده حالا؟

وقتی در رساله، مثال دارم میزنم ها حالا در باب یک مقداری چیز میبره، درباب امر به معروف و نهی از منکر که آقایون اجتهاد نفرمودن در کتاب‌هایی، نکردند. این آدمی که اجتهاد نکرده، شیخ طوسی، ابن زهره، که، که، که،که، این نه تنها مقلدینش گمراه خواهند بود در این راه، خودشونم گمراهند، اجتهاد نکرده خب.

 این آدمی که در مسئله شرایط امر و نهی خصوصیات سلبی و ایجابی اجتهاد نکرده است تقلید کند؟ از کی؟ از یکی که مثل خودشه؟ اجتهاد هم نکرده، پس این دو فریضه بزرگ الهی را هم عملاً و هم علما خودش ترک کرده و ترک داده، اجتهاد نکرده، ترک داده کسانی که از اون مثلا تقلید می‌کنند. در حقیقت بنیه اصلی اسلام را این‌ها نابود کردند قصوراً یا تقصیراً.

 سقف بزن، دیوار رو گچ بکن، چه بکن، ولکن استوانه نداره، خب این سقف که رو هوا که بند نمیشه، احکام و فرایض اسلامی یک استوانه ای که عامل اجرا هست لازم دارد. عامل اجرا از نظر علمی، مراحل علمی این دو باب و از نظر عملی مراحل عملی این دو باب که نه علمی این دو مرحله هست و نه عملی این دو مرحله، بنابراین وضع امت اسلام به این اینجا رسیده، همینه. اگر در خود متن جمهوری مبارک اسلامی ما که نامبارکی های زیادی پیدا کرده است یکیش همینه.

ما مسلمین در طول چهارده قرن با ترک امربه معروف و نهی از منکر و دفاع و جهاد و در نتیجه عدم تاسیس حکومت اسلام، اون اوایل همین حرفا رو میزدیم حالا هم حاشیه زیاد داریم و در نتیجه عدم تاسیس حکومت اسلامی چهارده قرن به اسلام و به خودهامون ظلم کردیم و بزرگترین حرام را که تحمل حکومت فسق و کفر است مرتکب شده ایم و تاسیس حکومت اسلامی را که سرآمد واجبات اولی اسلام است، ترک کردیم.

اکنون که به فضل الهی با جهاد غیبی و سیل خون‌ها و کشته های از کشته ها توانستیم به رهبری قائد عظیم الشأن اسلام، نماینده شایسته حضرت صاحب الامر، رهبر و امام امت فرمانده کل قوا حضرت ایت الله العظمی روح الله خمینی روحی مَع الفداه، نوشته اینجا، جمهوری اسلامی را تشکیل دهیم و به خاص خدا با پیگیری انقلابی ما می‌رود که جواهیریی اسلامی، جماهیری اسلامی جهانی و مقدمه انقلاب سراسری صاحب الامر گردد، لازم است تمام قوای شایسته برای پی ریزی شایسته این جمهوری بسیج گردد.

اون خاری که تو چشم همه رفت، داره از چشم مون میاد بیرون، مخوام بخونم. بله، بسیج گردد و با سرعت، باید برای بعضی از این جاها خار رفت توچشممون.

 و با سرعت هر چه تمام تر تمامی مبانی و شالوده های حکومت حق اسلامی را برقرار سازد. سپاه نگهبانان، نه سپاه پاسداران نه ها، سپاه پاسداران نداریم اصلاً، پاسداران اسلام کین؟ منم، شمایین، اونه، اونه، بی کلاه است، با کلاه است، بی ریشه، با ریشه، پاسداران یک اسمیست.

 سپاه نگهبانان، قرآن میگه سپاه نگهبانان{وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّه} سپاه نگهبانان یا وزارت امر به معروف و نهی از منکر، این وزارت خونه ها، ما این وزارت رو داریم؟ نداریم.

-نگهبان همون پاسداره دیگه

-اگه درست باشه بله، و إلاّ ماست داره.

سپاه نگهبانان یا وزارت امر، ماستم نداریم، و یا وزارت امر به معروف و نهی از منکر از مهم ترین تشکیلات حکومت اسلامی است که از نظر قرآن و سنت سرآمد نظامات این حکومت به شمار آمده و رهبر عظیم الشان نیز بر همین مبنا در نخستین، من بودم در فیضیه، در نخستین پیام انقلابی خود، اول سخنرانی که در بهشت زهرا کرد ایشون در مدرسه فیضیه بود که من یادمه.

 و رهبر عظیم الشان نیز بر همین مبنا در نخستین پیام انقلابی خود در مدرسه فیضیه درباره ضرورت تاسیس این وزارت تاکیدات فراوانی داشتند. تکرار، تکرار، تکرار، باید وزارت، کی گوش داد؟ مگه یادتون نیست ایشون فرمان هشت ماده ای صادر کرد؟ نمیخوام بگم ولی خب میگم، فرمان هشت ماده ای صادر کرد که من راضی نیستم که این قاضی‌ها و حاکمان شهر، شهرها را پر از خون کنند وسیل خون راه بیاندازند و فلان. هشت ماده، که یک نفری هم که خودشم که محکوم به این احکام بود، خب چیزی هم نبود این امام رو کشتند بله، باید گریه کرد واقعا. این امام مظلوم واقعا چقدر بهش ظلم شد، به اسلام عزیز، زیر سایه بلند پایه این بزرگان چه ظلم‌های خرکی کردند، چه ظلم‌های سگکی کردند.

ضرورت تاسیس این وزارت تاکیدات فراوانی داشته اند، ولی تاکنون نه در شورای انقلاب، اون وقت شورای انقلاب بود.

(صحبت حضار)

 ولی تاکنون نه در شورای انقلاب امر به منکر میشه، بله

(صحبت حضار)

ولی تاکنون نه در شورای انقلاب، اسمشم ندارن، معناشم ندارن.

ولی تاکنون نه شورای انقلاب و نه در مجلس خبرگان، خبری از این امر مهم نیست، نه پیشنهاد کردند، نه حرف، ولی اگه با شرایط میخوان انجام بدن که چه عرض کنم. اگه بی شرایط مثل مکه مکرمه که عرض می‌شود مامورین امر به معروف و نهی از منکر میان کتک میزنه، فحش میده، اینو میزنه، پرت میکنه، اصلاً این خودش امر منکره در حقیقت، این خود امر به معروف و نهی از منکر خودش منکره.

کما اینکه وزارت ارشاد ما تشریف دارند، اما اون اهانت ها به امام زین العابدین میشه که در مجله ورزش، ورزشی در دانشگاه، یک آخوند نماینده ای، نماینده آخوندی، این ور میدارد مینویسد که امام زین العابدین هم اولین شطرنج باز مدینه بودند. حضرت سکینه هم اولین خواننده، خاک بر سرتان کنند که این حرف ها رو زدید و خاک بر سر کسانی که میتونستند حرف بزنند و نزدند، در زمان شاه علیه لعنت الله، چنین غلطی کسی میکرد زیر و رو میشد مملکت ما. حالا به عنوان مجلس و به عنوان پجلس، میترسم باز بعداً خراب بشه، برم آلمان معالجه و برگردم.

حالا عرض می شود که، ولی تاکنون نه در شورای انقلاب و نه در مجلس خبرگان خبری از این امر مهم نیست، به امید آنکه نخستین تصمیم مجلس شورای اسلامی تاسیس وزارت امر به معروف و نهی از منکر باشه.

چون میدونم ضبط میشه و پخش میشه دربارش صحبت میکنم. درباره امر به معروف و نهی از منکر

(صحبت حضار)

– بله؟

– هم پخش میشه خواهند شنید.

(صحبت حضار)

-نمیگم نخیر

درباره امر به معروف و نهی از منکر، از این شخصا بخوایم اسم ببریم که هزار تا اسم باید ببریم، چه عرض کنم.

درباره امر به معروف و نهی و شرایطش آیات و روایات بسیاری به چشم میخورد. مهم ترین آیه است الی آخر.

خب ببینید، ما فرایض اسلامی دو بخشه، یک بخش تقدیمی ست و یک بخش اجرایی.

خب بخش تقدیمی مربوط به حق است که ولایت تکوینه دارد و بخش اجرایی هم دارای دو بعد است. بخش تشریعی دارای یک بعد است که خداوند {شَرَعَ لَکُمْ مِنَ الدّینْ}الی آخر.

و بخش اجرایی دارای دو بعد. یک بُعد کی اجرا کند؟ بُعد دوم چگونه اجرا کند؟ این چگونه اجرا کند هم شامل بعد مادی اجراست، هم شامل هیئت اجرایی. کی اجرا کند؟ آیا همه مسلمان ها باید اجرا کنند قوانین اسلام رو بطور اجتماعی؟ بله همه باید اجرا کنند.

 از نظر فردی که هر مکلفی، هر مسلمانی، مسلمان أخص از مکلفه، هر مکلفی و هر مسلمانی باید قوانین شخصی اسلام را عقیدتی و اخلاقی و علمی و عملی و این‌ها اجرا کند. وجه شخصی شو خودش، وجه اجتماعیش و با اجتماع. ولی آیا میشود؟ آیا این بُعد تشریعی که مکلف کرده است مکلفین را، موظف کرده است به واجباتی و فعل واجباتی و ترک محرماتی، این میشود؟ خب نه نمی‌شود.

 پس باید یک چیز دیگه هم باشه، باید تقدیمی دومی در کار باشد، نظم دومی در کار باشد که این نظم دوم تحقق بدهد قسمت اول را. تحقق بخشنده به عملی شدن احکام اسلامی، واجبات و محرمات، ایجاباً و سلباً مربوط است به نظام رسالت.

پیغمبر بیاد فقط کتاب رساله رو بنویسه و بذارن تو طاقچه ها. بعد خودش بره بخوابه، مثلاً، بره استراحت کنه، بره ییلاق مثلاً، مرحوم شه، این نیومده اصلاً. این پیغمبر دارای دو بعد است، یک بعد آوردن رسالت، بعد دوم تحقق دادن رسالت.

این طور نیست که فقط مردم دانستن کافیست. خیلی از کسانی که میدانند و عمل نمیکنند. باید که تحقق بدهد به این رسالت. تحقق دادن به رسالت در بعد اول رسالت اولاست و در بعد بعدی {وَالْحَافِظُونَ لِحُدُودِ اللَّه}که امر به معروف و نهی از منکر است.

شرایطی ایجابی دارد و شرایطی سلبی دارد. هم شرایط ایجابیشو قرآن بیان می‌کند و هم شرایط سلبیشو قرآن بیان می‌کند و علی ضوء کتاب الله، روایات بسیار زیادِ زیادِ زیاد، شما باب امر و نهی رو در رسائل، در جامع الاحادیث شیعه، و در کتاب‌های حدیثی شیعه و سنی شما مراجعه کنید، باب بسیار بسیار مفصل از مفصل ترین ابواب است و حسابش هم روشن است دیگه هم کتاباً هم سنتاً چرا؟

برای اینکه این‌ها تحقق بخشنده اسلام است در کل ابعاد فردی و اجتماعی و حکومتی، یکی و شورایی، در تمام ابعاد یک جوی درست میکند که در این جو فقط اسلام است و کفر نیست، در این جو علم است جهل نیست، اخلاق است و بداخلاقی نیست، راه صحیح است، انحراف نیست، همش بایستگی ها و شایستگی هاست، چنین جوی را اسلام میخواد ایجاد کند.

و چرا در باب حدود و تعزیرات، اگر یک مردی زنا کرد چنین و چنین باید بشه و با چه شرطی؟ آیا اصل زنا کتک داره؟ کتک مال آخرته، اصل دزدی کتک دارد؟ این مال آخرته، این زنا در این بعد کتک دارد که اگر چهار نفر ببینند نه چهار تا پاسدار از دیوار خودشون بندازن، نخیر، چهار نفر در همان مجتمع عادی مردم که میشه راه رفت تو فیضیه ها، تو گذرخانه ها، تو خیابون، کجاها، کجاها، بازارها، همان طور داری راه میری ببینی اون گوشه افتادن دو نفر باهم مشغولن و چندین فعل حرام اینطوری ببینی، اینطوری نمیشه؟ نمی‌شود، پس چون نمی‌شود بنابراین، آخه یعنی چه؟ یعنی شما خدایی؟ بالاتر از خدایی؟ شما بفهم که برای چی این حد معین شد.

این حد برای این معین شد که جو خراب نشه، یعنی جو اسلامی این جور نشود که دو تا نر و ماده رو هم تو بازار خام، تو صفاییه، تو فیضیه، بیافتن، چهار نفر بطور عادی ببینند …….. بیرون بیاد، یعنی اینو میخواد بگیره.

میخواد کسی نکنه این کار رو، جو اینطوری نشه. در فرانسه هست، در آلمان هست، در کجا هست، میخواد ایران این طور نشه. اینو داره میگه و لذا مقرر کرده{لَوْلَا جَاءُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَدَاءِ فَأُولَئِكَ عِنْدَ اللَّهِ هُمُ الْكَاذِبُون} آقا با چشماش دیده ها، با چشماش صد دفعه دیده که این آقا با اون خانوم زنا، حق نداره بگه، {لَوْلَا جَاءُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَة} این جو رو میخواد درست کنه.

امر به معروف و نهی از منکر میخواد یک جو نظیفی درست کند که مظاهر جریان، انجام واجبات و ترک محرماته، این جو لطمه نباید بخوره، یک کسی که لطمه ای میزند به این جو و إلاّ، اگه ما بخوایم هر زنا کاری رو بگیریم، خودمونم که میپره اونجا خودشم باید بگیرن که،  دست به شانه هر کس بگیری خودشه که نوعاً.

 این میخواد که جلوی این عملی که چک میزند و سیلی میزند به چهره عفیف و نجیب جو اسلامی و إلاّ، یک کسی نقل میکرد از برادران بسیار عزیز مون که از وکلای مجلسمون نیست و نیستن و علی الظاهر نباید باشن، عرض می‌شود که میگفت فلانی که دادستان کل بود و بعدم رفت کنار، یکیشون، که حالا مرجع تقلید می‌خواد بشه، چون وقتی همه کار ها رفت کنار مرجع تقلید باید بشه، چون آخرین مرحله است، درس و این حرف‌ها، این میگفتش که در شورایی که قضات داشتند، گفت بیاید شرط عدالت را از قاضی بردارین، گفت من دادم بلند شد مردکه احمق، ابو جهلم این حرف رو نمیزنه، چرا شرط عدالت رو برداریم؟ برای اینکه خب آخه عادل کم داریم، گفتم که بنابراین میتونیم شرط عدالت رو در جایی که مرجع تقلید شیعه پیدا نمی‌کنید و این‌ها، شرط دین رو هم بردارید؟ …..

بیاد شرط رو بردارید چیه؟ شما یک مقدار عقل پیدا کن، بفهم شرع چی میگه، دین باید عادل باشه، یک عادل به صد میلیارد اشخاصی که مثل شما هستند می ارزد، یکیش همه مملکت و اداره میکنه، من به یکیشون گفتم که اونم برادر بسیار عزیزیست که الانم مقام بسیار عالی دارد و واقعا آدم بسیار خوبیست و نمیتونه کار کنه، گفتم در فاتحه مرحوم خوانساری بود رضوان الله علیه، مسجد اعظم با هم نشسته بودیم و آقای فلسفی  بین من و ایشون بود، ایشون تشریف آوردن پا منبر، به ایشون گفتم به منبر فلسفی گوش ندین، به منبر من گوش بدین، گفت بفرمایید، تا حالا این حرفا رو نزدم به کسی، گفتم که شما می‌شود که درِ تموم دادگاه ها رو لجن بگیرید؟ گفت چطور؟ گفتم تمام حرف هایی که زدید صددرصد خلاف شرعه. گفت چطور؟ گفتم کی ……. ؟

اقرارم که فایده نداره، تازه اقرار روندن با شلاق سیمی؟ اقراروندن با ترس، با ش؟ که درست نیست، گفت چه کنیم؟ ایشون این حرف رو به ما زدند، او گفته بود که کسی به شما این حرفا نمیزنه، بزارید این بزنه، خب دین در طول بیست و سه سال رسالت رسول الله چند تا حد خورده شد؟ در طول پنج سال امیر المؤمنین چند تا حد خورده شد؟ در طول امامت ائمه، خب اون ها مگه عالم نبودند؟ مگر، اگه میگید به علم اکتفا بشه، میگیم به علم اکتفا نشه، از نظر فقهیم درست نیست.

قاضی اگر علم دیدنی داره که فلانی رو فلانی زنا کرد، این نهی منکره میتونه بکنه، اما این حد جاری کنه؟ به خودش حد باید جاری کرد، به خودش حد فعلی باید جاری کرد {لَوْلَا جَاءُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ}و از این حرفا ما زیاد داریم.

حالا، در باب امر به معروف و نهی از منکر، این ما باید دو مرحله رو در نظر بگیریم. یک، ماده امر و نهی. دو، کسی که حامل ماده امر و نهی می تواند باشد و بحثی ترتبی داریم که همش لازم نیست و بحثی داریم که لازم است. ما اینها رو دست به گریبان باهم انشالله صحبت می‌کنیم.

مرحله اولی بحث اینه که، این امر به معروف و نهی از منکر، یک وجوب علی الأعیان دارد؟ معلومه ندارد، زحمت کشیده، فکر کرده، علی الأعیان، وجوب علی الأعیان دارد، این در صورتی که تمام کسانی که امر و نهی می‌کنند در مقابل تمام کسانی که واجب ترک می‌کنند و حرام انجام میدن باشن، پس این تمام در تمام شد.

 اگر صددرصد بر مکلفین واجب است امر و نهی کنند، به کی امر و نهی کنند؟ اینی که تاریکه معروف است به اونی که تاریکه معروفه؟ اونی که فاعل منکر است به اونی که فاعل منکره؟ اونی که فاعل منکر است نهی کند، کسی که فاعل منکر است؟ اگر همه معروفات رو انجام میدن و منکرات رو ترک می‌کنند زمینه برای یک نفرم نمیمونه. اگر بعضی معروف را ترک میکننن و منکر رو انجام میدن، پس آمر و ناهی غیر از اینهاست. اینا خودشان امر و نهی کنند یا دیگری باید این‌ها را.

پس این طبیعت مطلب اینه که زحمت هم نمیخواد بکشی، نه دلیل عقلی، نه دلیل چه، نه دلیل چه، امر به معروف و نهی از منکر، این مربوط است به یک عده ای فقط، کل نیست، یک عده، منتها بحث سر این عده است که آیا این عده‌ای که امر و نهی باید بکنند، وجوب کفایی دارند این عده یا وجوب عینی دارند؟ مثلاً فرض کنید کسانی که مستطیعاً وجوب عینی دارند، حج برن یا نه؟ بله. بر کل مسلمین این وجوب کلی نیست، بر بعضی از مسلمین وجوب عینی هست. پس این وجوب بعدیست عینیست.

 آیا وجوب بعدی عینیست در کسانی که می‌توانند امر و نهی بکنند یا نسبت به آنها هم باز بینهم وجوب کفایس؟ این بحث البته در فقه نشده. چون

(صحبت حضار)

– نخیر صفاتی دارد که قرآن و سنت بیان میکند. بله اوصافی دارند که از نظر علمی چه باشد، از نظر عدالت چه باشد، از نظر ادراک و شعور چه باشد، از نظر ترتیب امر و نهی چه باشد، از چه نترسد، از چه بترسد، این تمامش خصوصیاتیست که در کتاب و سنت برای ما ذکر شده.

حالا آیاتی که در قرآن شریف راجب امر و نهی آمده خب زیاده، خداوند مدح می‌کند در یک جهت آمرین به معروف و ناهین از منکر را. خب بعضی جاهام نهی می‌کند این آمرین و ناهین رو که در سبیل امر و نهی را به کشته شدند و مذمت می کند کسانی که این ها رو را کشتند،{ وَ الَّذینَ یَدخُلونَ، الّذینَ یَأمُرونَ النَّاس بِالبِرّ یأمُرونَ بِالمَعروف وَ یَنهونَ عَنِ المُنکَر}

کسانی که آمرین به معروف رو می‌کشند، ناهین عن المنکر را می‌کشند، اگر کشته شدن در بعضی از مراتب امر و نهی بد است و حرام است، چرا خداوند برای این مقتول رو مدح میکند و قاتل رو مذمت میکند؟

پس تا حد کشته شدن هم ما داریم، امر به معروف و نهی از منکر تا حد کشته شدنم ما داریم، نمیگیم همه جا. تا حد کشته شدن داریم، بعضی وقتا نخیر کشتن نمیشه منو مسخره میکنند، ….

این مراحل داره، در بعضی مراحل هست که جان هم اینجا باید فدا بشود برای امر به معروف و نهی از منکر. در بعضی مراتب مال هم نباید مصرف بشه، آبرو هم نباید مصرف بشه.

خب این آیاتی که راجب امر به معروف و نهی از منکره، کل خصوصیات را چون خیلی مهمه بحث، یعنی جوری نشده که مقداریش را دارد در روایات. روایات خب توضیحه، تفسیره، بسم الله، نکاتی که در آیات است مثلاً بیان میکنه، نکاتی که همه کس نمیفهمن، اما باب امر و نهی در قرآن در کل آیاتی که هست انسان دقت کند، کل خصوصیات، شرایط وجوب، شرایط حرمت، شرایط چه، تمام این خصوصیات در قرآن شریف عرض می‌شود که ذکر شده.

ما اول باید چه کنیم؟ اول دو تا بحث داریم؟ یک بحث اینه که معروف چیه؟ منکر چیه؟ معروف واجبه؟ هر واجبی. من واجب میدونم شما نمیدونید، حالا امر کنم. منکر چیه؟ اونیکه من حرام میدونم یکی کسی داره سیگار میکشه، من سیگار رو حرام میدونم اون حرام نمیدونه، طبق نظر مرجع تقلید، باید نهیش کنم؟ نه و لذا قرآن نفرمود امر بالواجب نهی عن الحرام.

 امر بالمعروف در کل آیاتی که امر و نهی داره، امر بالمعروف یا بالعرف و نهی از عن المنکر یا منکر. این چه حساب دارد که فرمود معروف و منکر، این یک بحثی ست خودش، من ضمنا

(صحبت حضار)

– قرآنم واجب داره، حرامم داره، {حُرِّمَ ذَلِکَ عَلَی المُؤمِنینْ}… واجبم داره

(صحبت حضار)

– خیلی زیاد داره، بله، اصطلاح جدید نیست.

(صحبت حضار)

– أخصّه، أخص، معروف و منکر أخص از واجبه و حرامه، ولی باید بحث کنیم دیگه، من استفراداً ضمناً صحبت کردم، ولی این کافی نیست مثل بحثی که قبلاً داشتیم استفراداً زیاد صحبت کردیم، ولی حالا متنی داریم بحث می‌کنیم.

حالا این سوال اول، آقایون فکر کنید که چرا در کل آیات امر به معروف و نهی از منکر، معروف، منکر، اونم امر، مستحب باشه امر نداره، اگه کسی مستحب رو ترک کنه، امر داره؟ امر ایجابه. کسی مرجوح را عمل کند، این نهی دارد؟ نهی حرامه، نهی از مرجوح ما نداریم و امر به مستحب ما نداریم، امر نیست، ارشاد و بیان و این حرفا، این یک بحثه.

(صحبت حضار)

-…. از امر درمیاریم که برِّ واجبه.

خب، ببینید این یک بحث که امر به معروف است و نهی از منکر است. سوال دوم، حالا معروف هر چی هست، منکر هر چی هست، آیا امر و نهی قدم اول در ارشاد است؟ یعنی اولین قدمی که در ارشاد برمی‌داریم یک کسی معروفی را ترک کرد، امر. منکری رو انجام داد نهی. این قدم اوله ارشاده؟ نخیر قدم بعدی ارشاده. باید طرف بداند که این معروف است تا ترک کند. بداند که این منکر است تا انجام بده، تا من بتونم امرکنم به معروف مطلوب و نهی کنم از منکری که انجام شده. این آیه داره {ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ} مراجعه کنید قشنگ به تفسیر و به قرآن.

 قرآن که اصله، دقت بفرمایید{ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ} منظور پیغمبره،{ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ}این {جَادِلْهُمْ} امر و نهی نیست، منظور از حکمت امر و نهی نیستش که، حکمت عقل باور کند، فکر باور کند، یک بعد عقلی و استدلالی دارد بالحِکمه، یک بعد رو بنایی دارد، زیر بناییش عبارت است از حکمت. جوری کن که عقلش باور کند، وجدانش بپذیرد که این باید بشود و اون نباید بشود، این مرحله اولی، ولی کافی نیست،{وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَة}نه موعظه جیغ و داد، فحش و فریاد و دست روش رو آب بکشد، این موعظه نیستش که.

{وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَة} کسانی هستند که خب باور دارند که این کار واجبه ولی انجام نمیده، این باور عقلی هست ولی باور معرفتی و قلبی نیست، این رو بنا میخواد، رو بنا باید که نصیحتش کنیم، این ورش کنیم، اون ورش کنیم، چه کمبودهایی از نظر اخلاقی دارد، از نظر معرفتی، اینو انجام بده. شد این بعد دوم.

این دو بُعد،{وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَأمُرون} عرض می شود که {وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ}اولش، این {يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ}امر نیست، نهی نیست، {يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ}هم همون بحث رو داره میکنه که اول دعوت الی الخیر، اگر کسی این خیر را ندارد یا قصوراً یا تقصیراً یا هر چه، باید این خیر به او داده بشه، بداند که این واجب است قانع شود، بداندکه این حرام است قانع شود، بعد از اینکه قانع شد به وجود این واجب و حرمت این حرام، اگر کافی نبود موعظه کنید، اگر موعظه کردید، بعد از حکمت موعظه هم کافی نبود و این اصرار داشت بر ترک واجب، فعل حرام، اینجاست جای امر به معروف و نهی از منکر، ارشاد الی المعروف قبله، موعظه نسبت به معروف قبله، ولکن ما ملاحظه می کنیم که مثلاً من که در مکه بودم، یارو مثلاً پاسبان امر به معروف و نهی از منکر میومد میزد تو مغز حاجی که چرا اینجا دست مالیدی، بهش گفتم آقا جان این چیه؟ گفت نهی از منکر است، گفتم نخیر این خودش منکر است چون اولا {يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْر} بعد این باور کند اونچه را تو میگی، بابا اونچه که تو میگی باور نداره، تو میگی بوسیدن این سنگ شرکه، اون میگه بوسیدن این سنگ ثوابه، تو ثابت کن براش شرکه، بعد اگر اصرار داشت بر این بوسیدن که شرک است اون وقت نهی از منکر کن، تازه نهی از منکرم اول زبانه. بعد چیه، آخر سر فرض کنید چنان، اون مرحله آخرِ آخر است، الاغ نیستنن مردم که شما با عرض میشود که چوب و چماق و با شلاق مثلا سراغ مردم برید.

 این آیات رو آقایون در نظر بگیرید اولا، اولاً {وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ} سوره آل عمران که مفصل ترین و عمیق ترین و روشن بیان‌ترین آیات در این باب {وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ} الی آخر، کُنتُم خَیرُ أمَّهٍ، این آیات اول رو ما باید بحث کنیم. به سوره آل عمران مراجعه بفرمایید آقایون. این آیات حدود ده، دوازده آیه هست که دو مرحله باب امر و نهی دارد بعد، قبل و بعدشم مطالبی که مربوط به اینهاست داره.

و همچنین {ادْعُ إِلَى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ} …. خیر{بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ} آخرش {وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَن}

اون وقت در خیر آقایون دقت بفرمایید، این {يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْر}که قبل از امر به معروف و نهی از منکره، چیه؟ {يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْر} عملاً؟ نه، عمل خیر را کسی باید و شاید انجام دهد که بداند خیر است. پس {يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْر} علمیاً، عقیدیاً، بداند بعد معتقد شود، باید اونکه نادان است دانا شود. اونیکه دانا است و معتقد نیست، معتقد شود. معنی خیره، دانا کردن خیر اول، معتقد کردن خیر ثانی. معتقد است و احیاناً کاهله، باز موعظه. همه مراحل که تمام شد این آدم مقصر مطلق بود در انجام این حرام و یا در فعل این واجب، اینجاست که دیگه امر به معروف و نهی از منکر، امر حتی گدا به دارا، حتی جاهل به عالم امر، چرا؟

برای اینکه قرآن شریف میفرماید که{وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْض} ولایت عامه است{يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَر} زن نهی از منکر میکند شوهر را، پسر نهی از منکر میکند پدر را، صحبت این نیست که اون چون پدر است، سنش بیشتره، اون چون شوهر است …. و این حرفا نخیر، {وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْض}هر کدوم دنبال دیگرین، دنبال دیگری برای سیخ و میخ زدن نیست، دنبال اون است که اون کج نره، اگر کج رفت صافش کنه، اگر او کج رفت، اونیکه راست میره صافش کنه، اگر این کج رفت اونیکه راست میره صافش کنه، یک واجبی رو این ترک کرد، اون ولیّ اینه، دنبال این بره معرفت بهش بده، موعظه کنه، چه کنه و اگر به عکس همین طور.

 و لذا این در قرآن شریف دارد که{كَانُوا لَا يَتَنَاهَوْنَ عَنْ مُنْكَرٍ فَعَلُوهُ} و این بحثیست که خیلی بحث جدیدیست که ما ابواب امر به معروف و نهی از منکر رو که طی می‌کنیم، خب شرائطمون از آیات.

کسی که آمر به معروفه باید خودش آمر به معروف باشه، تارکه منکره خودش باید، تارکه منکره، عامل منکره، ببخشید ناهی از منکره باید خودش تارک منکر باشه. ولی این آیه {كَانُوا لَا يَتَنَاهَوْن} مطلب دیگه ای میگه که ممکن است کسی معروف رو انجام نمیده، ولی موعظش کنن انجام میده، کسی منکر رو انجام میده ولی نهیش کنند انجام نمیده، اگر دو تا اینجور با قرار گرفتن {كَانُوا لَا يَتَنَاهَوْن}

اما اگر کسی رو اگر شما نهیش کنید زیر بار نمیرود، او هم حق دارد نهی کند، شما نهی کنید. اگر کسی امرش کنید زیر بار نمیرود میگوید تامر بالمعروف نیست و تامر از منکر نیست، این بعد سومه.

ما ابعادی داریم درباب امر به معروف و نهی از منکر که اینا رو ما باید بحث کنیم. اولین بحثی که ما خواهیم داشت همین آیات سوره آل عمران است، آقایون مراجعه بفرمایید مفصل، کسانی که تفسیر دارند، دارند، اونایی که ندارند اینجا عاریه بگیرند و مطالعه بفرمایند، ما در این بحث انشالله.

اللهم الشرح صدورنا بالنور العلم و الایمان و معارف القرآن العظیم و وفقنا بما تحبوا و ترضا و جنبنا ان ما لا تحبوا و لا ترضا. والسلام علیکم و رحمه الله.
اللهم صل علی محمد و آل محمد